(۲۵۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|وسط|بندانگشتی|1148x1148px]]'''سلیمان خان میکده'''، (متولد سال ۱۲۸۶ قمری، نائین / حدود ۱۲۴۹ خورشیدی - درگذشته ۱۳۱۱ خورشیدی، تهران) سیاستمدار و عارف قاجاری، از خاندانی مالیاتی برخاست و در [[جنبش مشروطه ایران]] نقش فعالی ایفا کرد. پدرش، میرزا علی میکده آشتیانی، مستوفی برجسته و پیرو دراویش نعمتاللهی بود که سلیمان را در تصوف و امور مالی تربیت کرد. سلیمان خان پیش از مشروطه، به عنوان محصل مالیاتی و سررشتهدار وزارت لشکر خدمت کرد و جانشین پدر شد. در دوران مشروطه، با تشکیل انجمن سری «باغ میکده» در سال ۱۲۸۳ خورشیدی، به مبارزه با استبداد پرداخت؛ انجمنی که با حضور چهرههایی چون [[ملکالمتکلمین]]، [[جهانگیرخان صوراسرافیل]] و [[محمدعلی فروغی]]، به سرنگونی قاجارها میاندیشید و اتهامات بابیت به آن زده شد، هرچند بیشتر ریشه در عداوت سیاسی داشت. پس از بمباران مجلس، سلیمان خان میکده دستگیر و زندانی شد، اما نجات یافت و معاون [[میرزاحسن خان وثوقالدوله|وثوقالدوله]] گردید. بعدها، نماینده نائین در مجلس سوم، رهبر مهاجرت نمایندگان به کرمانشاه و استانبول در جنگ جهانی اول، معاون وزارت داخله (۱۲۹۵-۱۲۹۹ خورشیدی) و وزیر دادگستری در کابینه اکبر شد. او در [[کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹]]، توقیف گردید و سپس استاندار اصفهان، مازندران و کرمان (۱۳۰۶ خورشیدی) بود؛ در کرمان، به آبادانی و مرمت آستانه [[شاه نعمت الله ولی|شاه نعمتالله ولی]] پرداخت و دورانش با آسایش اقتصادی همراه بود. سلیمان خان طبع شعری داشت و نجیبمسلک بود، اما پس از چهار ماه، به دلیل بیماری به تهران بازگشت و در ۱۳۱۱ خورشیدی درگذشت. میراث او در پیوند تصوف با سیاست مشروطه و خدمات اداری ماندگار است.<ref name=":0">[https://rasekhoon.net/mashahir/show/597121/%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%AF%D9%87 سلیمان میکده - راسخون]</ref><ref name=":1">[https://tarikhema.org/contemporary/65556/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%AF%D9%87/ اسرا انجمن “باغ میکده“ - تاریخ ما]</ref><ref name=":2">[https://payamema.ir/payam/articlerelation/21601 استانداران کرمان از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۴ ش، برگرفته از کتاب رهگذار عمر - پیام ما]</ref>
|طول جغرافیایی محل دفن=|latd=|latm=|lats=|latNS=N|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| محل زندگی = مشهد
| ملیت =
| نژاد =
| تابعیت =
| تحصیلات =
| دانشگاه =
| پیشه =
| سالهای فعالیت =
| کارفرما =
| نهاد =
| نماینده =
| شناختهشده برای = فعالان سیاسی و مردم ایران
| نقشهای برجسته =
| سبک =
| تأثیرگذاران =
| تأثیرپذیرفتگان =
| شهر خانگی =
| تلویزیون =
| لقب =
| حزب =
| جنبش =
| مخالفان = حکومت جمهوری اسلامی
| هیئت =
| دین =اسلام
| مذهب =
| منصب =
| مکتب =
| آثار =
| خویشاوندان سرشناس =
| فرزندان =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| وبگاه =
| پانویس =
|اتهامها=اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاحهای سرد و گرم و…
|مجازات=محکوم به اعدام
|وضعیت گناهکاری=}}
'''مهدی رسولی'''، (متولد حدوداً سال ۱۳۸۰، مشهد - اعدامشده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی مشهد) جوان ۲۵ ساله، فرزند علیرضا، یکی از زندانیان سیاسی مرتبط با [[اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴]] در شهر مشهد بود. وی به عنوان کارگر در جریان این اعتراضات که از تاریخ ۷ دیماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و به سرعت به سایر شهرها از جمله مشهد گسترش یافت، بازداشت گردید. اطلاعات مربوط به جزئیات دقیق زمان و نحوه بازداشت او در گزارشهای موجود محدود است و پیش از انتشار اخبار اعدام، پرونده این زندانی برای گروههای حقوق بشری نیز تا حد زیادی ناشناخته مانده بود.
== مقدمه بر زندگی و خاندان ==
== اتهامات و روند قضایی ==
سلیمان خان میکده، یکی از رجال سیاسی دوران مشروطه و پهلوی اولیه، در سال ۱۲۸۶ هجری قمری (حدود ۱۲۴۹ خورشیدی) متولد شد. او از خاندانی با سابقه در امور مالی و اداری قاجار برخاست که ریشه در آشتیان داشت. پدرش، میرزا علی میکده آشتیانی، شاعری با تخلص «میکده» بود که به عنوان یکی از اعضای وزارت استیفا (مالیه) خدمت میکرد و در زمره مستوفیان طراز اول قرار داشت. میرزا علی، جونمشرب تصوف بود و جزء دراویش نعمتاللهی به شمار میرفت، که این گرایش عرفانی بر زندگی پسرش نیز تأثیر گذاشت. سلیمان خان، پیرو راه پدر، مشرب تصوف را پیشه خود ساخت و این پیوند میان امور دنیوی و عرفان، ویژگی بارز زندگی او را تشکیل داد. خاندان میکده، به ویژه در حوزه مالیات و استیفا، از جایگاه معتبری برخوردار بودند و این زمینه، مسیر حرفهای سلیمان را هموار کرد.
قوه قضائیه جمهوری اسلامی مهدی رسولی را به همراه محمدرضا میری از عناصر مرتبط با موساد در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مشهد معرفی کرد و آنها را به مشارکت مستقیم در کشته شدن حمیدرضا یوسفینژاد، از نیروهای حکومتی، متهم نمود. اتهامات منتسب به محمدرضا میری شامل اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، غارت، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاحهای سرد و گرم نظیر شمشیر دستساز، کوکتل مولوتف و چاقو، و همکاری با رژیم صهیونیستی و دولتهای متخاصم بود.
در دوران قاجار، خانوادههایی چون میکده، با تکیه بر تخصص مالی، در ساختار اداری نفوذ داشتند. میرزا علی، پیش از مشروطه، به دلیل کهولت سن از کارهای مالیاتی کنارهگیری کرد و فرزندش سلیمان خان را جانشین خود ساخت. این انتقال، نشاندهنده تبحر زودهنگام سلیمان در امور مالی بود که بعدها به مقامات بالاتر منجر شد. سلیمان خان، با حفظ سنت خانوادگی، نه تنها در اداره امور مالی، بلکه در عرصه سیاسی نیز فعال گردید و از مشروطهخواهان برجسته شد. زندگی او، نمونهای از گذار از سنتهای اداری قاجاری به فعالیتهای انقلابی مشروطه است.<ref name=":0" />
بر اساس ادعاهای نهادهای امنیتی، ویدئویی از ضرب و شتم یک بسیجی در تلفن همراه مهدی رسولی کشف شد و آنها مدعی شدند که ضارب اصلی وی و فرد دیگری بودهاند و این ضرب و شتم منجر به کشته شدن بسیجی شده است. مهدی رسولی صحت این اظهارات را زیر سؤال برده بود اما طبق گزارشها، به دلیل ضرب و شتم شدید و شکنجههای ناچار به پذیرش اتهامات شده و اعترافات اجباری به عنوان مهمترین سند علیه او در پرونده قضایی مورد استناد قرار گرفت.
== تحصیلات و آغاز فعالیتهای حرفهای ==
دادگاه انقلاب مشهد در شعبه اول مهدی رسولی را به اعدام محکوم کرد. قوه قضائیه اعلام داشت که دادگاه با استناد به گزارشهای امنیتی، تصاویر و ویدیوهای موجود، اظهارات متهمان و نظر قضات، اتهامات را احراز کرده است. حکم صادره پس از بررسی در شعبه نهم دیوان عالی کشور تأیید گردید. با این حال، گزارشها تأکید دارند که روند دادرسی فاقد شفافیت کافی بوده، متهمان از دسترسی مؤثر به وکلای مستقل محروم ماندهاند و اعترافات تحت فشار و شکنجه اخذ شده است.
سلیمان خان میکده، پس از فراگرفتن تحصیلات مقدماتی آن دوران – که عمدتاً شامل علوم دینی، ادبیات و حسابداری اداری بود – به کار مالیاتی پرداخت. آموزشهای او، تحت تأثیر محیط خانوادگی، بر جنبههای عملی امور استیفا و مالی تمرکز داشت. به عنوان محصل مالیاتی، سالها در جمعآوری و مدیریت عوارض دولتی فعالیت کرد و تبحری در این حوزه به دست آورد. این دوره، پایهای برای ارتقای بعدی او فراهم کرد و او را از دیگر همعصران متمایز ساخت. گرایش به تصوف، که از پدر به ارث برده بود، با وظایف اداریاش همخوانی داشت و به او کمک کرد تا در میان دراویش نعمتاللهی، جایگاه اجتماعی یابد.
=== '''ورود به وزارتخانهها''' ===
'''انتقال به سلول انفرادی و اجرای حکم اعدام'''
با پیشرفت در کار، سلیمان خان میکده به مقام مستوفیگری رسید و مدتی را به عنوان سررشتهدار کل وزارت لشکر سپری کرد. این سمت، در دورانی بود که مستوفیان قدیمی، به نفع فرزندان خود کناره میرفتند؛ برای نمونه، معتمدالسلطنه به نفع وثوقالدوله، میرزا حسین وزیر دفتر به نفع میرزا محمود عینالممالک (پدر دکتر متین دفتری)، و میرزا محمدباقرخان به نفع سلیمان خان. این انتقالها، بخشی از سنتهای اداری قاجار بود که سلیمان را به سرعت به سطوح بالاتر رساند. پیش از مشروطه، او عمدتاً در حوزههای مالی و نظامی اداری فعال بود و این تجربیات، آمادگی او را برای نقشهای سیاسی بعدی فراهم کرد.<ref name=":0" />
== نقش در نهضت مشروطه و انجمن باغ میکده ==
روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، مهدی رسولی طی تماس تلفنی با خانواده خود اعلام کرد که در حال انتقال به سلول انفرادی است. خانواده و نزدیکان وی تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته بودند و با وعده بررسی پرونده در کمیسیون عفو و احتمال تغییر حکم، به سکوت و عدم اطلاعرسانی عمومی واداشته شده بودند. این وعدهها در نهایت محقق نشد.
پس از صدور فرمان مشروطه، سلیمان خان میکده وارد جرگه مشروطهخواهان شد و با شور و حرارتی انقلابی، به فعالیت پرداخت. در سال ۱۲۸۵ قمری، هنگامی که [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]] مجلس را به توپ بست، او ساکت ننشست و چند انجمن تشکیل داد تا با مستبدین مبارزه کند. این فعالیتها، او را در زمره مخالفان سرسخت استبداد قرار داد و به دستگیری و زنجیربندان او توسط نیروهای دولتی منجر شد. سلیمان خان را به زندان باغشاه بردند و قصد کشتن او را داشتند، اما این توطئه ناکام ماند و او نجات یافت. این رویداد، نقطه عطفی در زندگی سیاسیاش بود و تعهد او به اصول مشروطه را تثبیت کرد.
=== '''تشکیل انجمن سری باغ میکده''' ===
سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، حکم اعدام مهدی رسولی در زندان وکیلآباد مشهد بدون اطلاع قبلی به خانواده اجرا شد. پیکر او حوالی ساعت ۱۰ صبح همان روز به خانواده تحویل گردید. عصر همان روز، پیکر مهدی رسولی تحت تدابیر شدید امنیتی در یکی از روستاهای کاشمر به خاک سپرده شد. مرضیه محبی، وکیل مدافع مهدی رسولی و محمدرضا میری، تأیید کرد که دادگاه انقلاب خانوادهها را فریب داده و با وعده عفو آنها را به سکوت واداشته بود.
یکی از کلیدیترین اقدامات سلیمان خان میکده، تأسیس انجمن سری «باغ میکده» در سال ۱۲۸۳ خورشیدی (دو سال پیش از پیروزی مشروطه) در باغ شخصیاش بود. این انجمن، کانونی برای مشروطهخواهان شد و هدف اصلیاش، سرنگونی قاجاریه از طریق فعالیتهای مخفیانه بود. گزارشهای مبهمی از اعتقادات اعضای آن وجود دارد؛ برخی منابع، نیمی از اعضا را بابی (پیرو سیدعلی محمد باب) میدانند و این اتهام را به عداوت تاریخی بابیها با قاجارها نسبت میدهند، که به دلیل اعدام باب توسط [[امیرکبیر]] شکل گرفته بود. با این حال، این اتهامات، اغلب ابزاری برای مخالفان مشروطه به شمار میرفت و همه اعضا را دربرنمیگرفت. انجمن، فضایی برای گردهمایی منورالفکران و مذهبیون فراهم کرد که به دلیل اختناق قاجاری، به روشهای رادیکال روی آورده بودند.
==== '''اعضای برجسته و فعالیتها''' ====
اجرای این حکم بخشی از موج گسترده و تازه اعدامهای زندانیان سیاسی و معترضان است که از ابتدای [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]] به اعدام دستکم ۳۰ نفر انجامیده است. این اعدامها در فضای «آرایش جنگی» قوه قضائیه و تشدید تنشهای منطقهای انجام گرفته و نهادهای حقوق بشری آن را تلاش حکومت برای ایجاد رعب و وحشت عمومی توصیف کردهاند.<ref>[https://ir.voanews.com/a/8146291.html جمهوری اسلامی سه زندانی مرتبط با اعتراضات دیماه مشهد را اعدام کرد - صدای آمریکا]</ref><ref>[https://www.hra-news.org/2026/hranews/a-58080/ مهدی رسولی و محمدرضا میری؛ اعدام دو زندانی مرتبط با اعتراضات دیماه در مشهد - هرانا]</ref><ref>[https://bciran.org/mahamadrezam/ خبر تکمیلی، اعدام سه زندانی سیاسی از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مشهد - نفس در قفس]</ref>
از میان اعضای مشهور انجمن باغ میکده، میتوان به ملکالمتکلمین، [[سید جمالالدین واعظ اصفهانی|سید جمالالدین واعظ]]، [[یحیی دولتآبادی]]، [[سید محمدرضا مساوات]]، محمدحسین ذکاءالملک فروغی، مجدالاسلام کرمانی، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و میرزاحسن رشدیه اشاره کرد. بابیبودن برخی، مانند یحیی دولتآبادی، ملکالمتکلمین و صوراسرافیل، مستند است، اما تعمیم آن به همه اعضا، با توجه به زمینه سیاسی اختناق، نادرست به نظر میرسد. (برخی تاریخنگاران نیز اتهام بابیت را برای تیره کردن وجهه سیاسی-اجتماعی آنان مطرح کردهاند). شعار نابودی قاجارها، احتمالاً ریشه در نیت بابیها داشت و آنها نقش محوری ایفا کردند، اما انجمن میکده، بیش از آنکه مذهبی باشد، سیاسی و ضداستبدادی بود. سلیمان خان، به عنوان بنیانگذار، این گروه را به تدریج گسترش داد و افراد مهمی را جذب کرد، که این امر، نفوذ او را در نهضت افزایش داد.
=== '''پیامدها و مبارزه با استبداد''' ===
== منابع ==
پس از [[استبداد صغیر]]، سلیمان خان میکده به عنوان معاون وثوقالدوله در وزارت دارای (مالیه) منصوب شد. این سمت، پاداشی برای فعالیتهای مشروطهخواهیاش بود و او را به حلقه نزدیکان وثوقالدوله وارد کرد. انجمن باغ میکده، با وجود اتهامات، به عنوان یکی از کانونهای اصلی مبارزه با استبداد، در تاریخ مشروطه ماندگار شد و نشاندهنده آمیختگی جریانهای فکری متنوع – از عرفان تا رادیکالیسم سیاسی – در این نهضت بود. سلیمان خان، با حفظ بیطرفی در برابر اتهامات اعتقادی، بر جنبههای عملی مبارزه تمرکز داشت.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
== فعالیتهای سیاسی پس از مشروطه ==
=== '''نمایندگی مجلس و مهاجرت''' ===
پس از مدتی، سلیمان خان میکده به حکومت سلطانآباد (اراک کنونی) منصوب شد و همزمان، در انتخابات دوره سوم قانونگذاری، از سوی نائین به مجلس شورای ملی راه یافت. او در زمره وکلای متنفذ قرار گرفت، اما عمر مجلس سوم به دلیل جنگ جهانی اول کوتاه بود. علیرغم اعلام بیطرفی مستوفیالممالک، ایران اشغال شد و متفقین قصد تصرف تهران را داشتند. مجلس تعطیل گردید و وکلا مهاجرت کردند؛ سلیمان خان، از رؤسا و کارگردانان این مهاجرت بود و مدتی در کرمانشاه و سپس در استانبول توقف کرد. این تجربه، او را به عنوان رهبری عملگرا در میان مشروطهخواهان تثبیت کرد و پس از پایان جنگ، به ایران بازگشت.
=== '''سمتهای وزارتی''' ===
در سال ۱۲۹۵ خورشیدی، با نخستوزیری وثوقالدوله، سلیمان خان میکده به معاونت وزارت داخله منصوب شد و تا سال ۱۲۹۹ خورشیدی در این سمت ماند. در این دوره، بر امور اداری و داخلی تمرکز داشت و نقش حمایتی از دولت وثوق ایفا کرد. سپس، در کابینه فتحالله اکبر، به وزارت دادگستری رسید، اما در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، جزء توقیفشدگان قرار گرفت. این رویداد، نقطهای حساس در زندگی سیاسی سلیمان خان بود که با سقوط دولت، به حاشیه رانده شد، اما تجربیاتش، او را برای سمتهای استانی آماده کرد.<ref name=":0" />
== استانداریها و خدمات اداری ==
=== '''استانداری اصفهان و مازندران''' ===
پس از کودتا، سلیمان خان میکده چندی استاندار اصفهان و مازندران بود. در این سمتها، بر ثبات اداری و اجرای سیاستهای مرکزی تمرکز داشت، هرچند جزئیات خاصی از این دورهها ثبت نشده است. گرایش عرفانی او، در اداره امور محلی، به رویکردی رحیمانه و نجیب منجر شد که با سنت خانوادگیاش همخوانی داشت. این استانداریها، پلی میان فعالیتهای ملی و محلی بودند و او را به عنوان مدیری کارآزموده معرفی کردند.
=== '''استانداری کرمان''' ===
در آبانماه ۱۳۰۶ خورشیدی، میرزا سلیمان خان میکده به حکومت کرمان منصوب شد. در مسیر حرکت به کرمان، حضور [[رضاشاه پهلوی|رضاشاه]] را بار یافت و دستوراتی برای آبادانی کرمان دریافت کرد. به عنوان عارفمسلک و مصاحب اخوان نعمتاللهی، در روز سوم ورود، به زیارت شاه نعمتالله ولی در ماهان رفت و دستور مرمت آستانه را به متصدیان داد. در دوران حکومتش، دستگاه تلگرافخانه بیسیم در محل جلالآباد (سه-چهار کیلومتری شهر) نصب شد و افتتاح آن با حضور بیشمار مردم – حدود ۲۰ هزار نفر با پیاده، الاغ، قاطر، ماشین و درشکه – جشن گرفته شد. این پیشرفت، نمادی از تلاشهای عمرانی سلیمان خان بود.
==== '''اقتصاد و رفاه در کرمان''' ====
در زمان سلیمان خان میکده، کرمان در آسایش و وفور نعمت به سر میبرد: روغن اعلی حیوانی (یک من ≈ ۳ کیلو) ۱۵ قران، گوشت بره خوب (یک من) ۵ قران، گندم حومه (۱۰۰ من) ۱۰ تومان، تخممرغ (۴۰ عدد) ۱ قران، نان برشته (۵ سیر) ۳ شاهی (هر شاهی ۵ دینار). مزد استاد بنا ۱ قران و ۱۰ شاهی، کارگر قوی ۱ قران، عمله چاهکن قنات ۱ من گندم یا ۱ قران، و حقوق پلیس ماهانه ۶ تومان بود. این آمار، نشاندهنده ثبات اقتصادی دوران کوتاه حکومت اوست. سلیمان خان، طبع شعری نیز داشت و به عنوان حکومتی نجیب و رحیم شناخته میشد.
===== '''پایان استانداری کرمان''' =====
سلیمان خان میکده در بهمنماه ۱۳۰۶ خورشیدی، پس از چهار ماه حکومت، به دلیل بیماری در کرمان، وضع خود را تلگرافی به تهران گزارش داد و احضار شد. او تحت مداوا قرار گرفت، اما این بیماری، آغاز افول جسمانیاش بود. استانداری کرمان، آخرین سمت برجسته او در عرصه اجرایی بود و با تأکید بر آبادانی و رفاه، میراث اداریاش را تکمیل کرد.<ref name=":0" /><ref name=":2" />
== مرگ و میراث ==
سلیمان خان میکده در سال ۱۳۱۱ خورشیدی درگذشت. مرگ او، پس از سالها خدمت در عرصههای مالی، سیاسی و اداری، در سکوتی نسبی رخ داد. بیماری که در کرمان آغاز شده بود، او را از صحنه سیاست دور کرد و بدون جنجال، به پایان رساند.
=== '''میراث''' ===
میراث سلیمان خان میکده، در پیوند میان تصوف نعمتاللهی و سیاست مشروطه نهفته است. از تأسیس انجمن باغ میکده تا رهبری مهاجرت نمایندگان و خدمات استانداری، او نمادی از مشروطهخواهی عملگرا بود. اتهامات بابیت به انجمنش، بیش از آنکه واقعی باشد، ابزاری سیاسی بود و نقش او، در مبارزه با استبداد و آبادانی، ماندگار ماند. زندگی او نمونهای از گذار از قاجار به پهلوی است.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":2" />
== منابع: ==
نسخهٔ کنونی تا ۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۱
مهدی رسولی
مهدی رسولی
زادروز
حدوداً سال ۱۳۸۰ مشهد
درگذشت
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ زندان مرکزی مشهد
محل زندگی
مشهد
شناختهشده برای
فعالان سیاسی و مردم ایران
مخالفان
حکومت جمهوری اسلامی
دین
اسلام
اتهامها
اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاحهای سرد و گرم و…
مجازاتها
محکوم به اعدام
مهدی رسولی، (متولد حدوداً سال ۱۳۸۰، مشهد - اعدامشده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی مشهد) جوان ۲۵ ساله، فرزند علیرضا، یکی از زندانیان سیاسی مرتبط با اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در شهر مشهد بود. وی به عنوان کارگر در جریان این اعتراضات که از تاریخ ۷ دیماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و به سرعت به سایر شهرها از جمله مشهد گسترش یافت، بازداشت گردید. اطلاعات مربوط به جزئیات دقیق زمان و نحوه بازداشت او در گزارشهای موجود محدود است و پیش از انتشار اخبار اعدام، پرونده این زندانی برای گروههای حقوق بشری نیز تا حد زیادی ناشناخته مانده بود.
اتهامات و روند قضایی
قوه قضائیه جمهوری اسلامی مهدی رسولی را به همراه محمدرضا میری از عناصر مرتبط با موساد در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مشهد معرفی کرد و آنها را به مشارکت مستقیم در کشته شدن حمیدرضا یوسفینژاد، از نیروهای حکومتی، متهم نمود. اتهامات منتسب به محمدرضا میری شامل اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، غارت، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاحهای سرد و گرم نظیر شمشیر دستساز، کوکتل مولوتف و چاقو، و همکاری با رژیم صهیونیستی و دولتهای متخاصم بود.
بر اساس ادعاهای نهادهای امنیتی، ویدئویی از ضرب و شتم یک بسیجی در تلفن همراه مهدی رسولی کشف شد و آنها مدعی شدند که ضارب اصلی وی و فرد دیگری بودهاند و این ضرب و شتم منجر به کشته شدن بسیجی شده است. مهدی رسولی صحت این اظهارات را زیر سؤال برده بود اما طبق گزارشها، به دلیل ضرب و شتم شدید و شکنجههای ناچار به پذیرش اتهامات شده و اعترافات اجباری به عنوان مهمترین سند علیه او در پرونده قضایی مورد استناد قرار گرفت.
دادگاه انقلاب مشهد در شعبه اول مهدی رسولی را به اعدام محکوم کرد. قوه قضائیه اعلام داشت که دادگاه با استناد به گزارشهای امنیتی، تصاویر و ویدیوهای موجود، اظهارات متهمان و نظر قضات، اتهامات را احراز کرده است. حکم صادره پس از بررسی در شعبه نهم دیوان عالی کشور تأیید گردید. با این حال، گزارشها تأکید دارند که روند دادرسی فاقد شفافیت کافی بوده، متهمان از دسترسی مؤثر به وکلای مستقل محروم ماندهاند و اعترافات تحت فشار و شکنجه اخذ شده است.
انتقال به سلول انفرادی و اجرای حکم اعدام
روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، مهدی رسولی طی تماس تلفنی با خانواده خود اعلام کرد که در حال انتقال به سلول انفرادی است. خانواده و نزدیکان وی تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته بودند و با وعده بررسی پرونده در کمیسیون عفو و احتمال تغییر حکم، به سکوت و عدم اطلاعرسانی عمومی واداشته شده بودند. این وعدهها در نهایت محقق نشد.
سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، حکم اعدام مهدی رسولی در زندان وکیلآباد مشهد بدون اطلاع قبلی به خانواده اجرا شد. پیکر او حوالی ساعت ۱۰ صبح همان روز به خانواده تحویل گردید. عصر همان روز، پیکر مهدی رسولی تحت تدابیر شدید امنیتی در یکی از روستاهای کاشمر به خاک سپرده شد. مرضیه محبی، وکیل مدافع مهدی رسولی و محمدرضا میری، تأیید کرد که دادگاه انقلاب خانوادهها را فریب داده و با وعده عفو آنها را به سکوت واداشته بود.
اجرای این حکم بخشی از موج گسترده و تازه اعدامهای زندانیان سیاسی و معترضان است که از ابتدای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به اعدام دستکم ۳۰ نفر انجامیده است. این اعدامها در فضای «آرایش جنگی» قوه قضائیه و تشدید تنشهای منطقهای انجام گرفته و نهادهای حقوق بشری آن را تلاش حکومت برای ایجاد رعب و وحشت عمومی توصیف کردهاند.[۱][۲][۳]