کاربر:Khosro/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) (جایگزینی صفحه با 'وسط|بندانگشتی|1148x1148px') برچسبها: جایگزین شد واگردانی دستی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg| | [[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]]'''زینالعابدین مراغهای'''، (متولد حدود ۱۲۵۳ تا ۱۲۵۵ هـ.ق، مراغه - درگذشته ۱۳۲۸ هـ.ق، استانبول) نویسندهای برجسته در ادبیات انتقادی ایران اواخر دوره قاجار و یکی از پیشگامان رماننویسی فارسی بود که در شهر مراغه متولد شد. نیاکان وی از کردهای منطقه ساوجبلاغ مکری، که امروزه مهاباد نامیده میشود، بودند و در اصل پیرو مذهب شافعی به شمار میرفتند، اما پس از مهاجرت به مراغه به مذهب تشیع گرویدند و به تجارت روی آوردند. این خانواده با کسب ثروت قابل توجه به «روچیلدهای مراغه» معروف شدند. پدرش مشهدی علی از تاجران شناختهشده مراغه بود. زینالعابدین مراغهای در هشت سالگی به مکتبخانه رفت و پس از هشت سال تحصیل، در سن شانزده سالگی تحصیلات را رها کرد و به حجره پدر پیوست تا در امور تجاری کمک کند. در بیست سالگی برای گسترش تجارت به اردبیل سفر کرد، اما در آنجا سرمایه خود را از دست داد و مجبور شد همراه برادرش در حدود سال ۱۲۷۶ هجری قمری به قفقاز مهاجرت کند. ابتدا در شهر کوتائیسی ساکن شد که ایرانیان کمی در آن زندگی میکردند، و با کار و تجارت سرمایهای گرد آورد. سپس به تفلیس رفت و از سوی کنسولگری ایران به عنوان نایب کنسول مهاجران ایرانی منصوب گردید، مهاجرانی که برای کار در راهآهن تفلیس به آنجا آمده بودند. او با کمک به هموطنان نیازمند، اندوخته خود را از دست داد و به کریمه مهاجرت کرد. در کریمه با واردات کالا از استانبول و فروش آن سرمایهای به دست آورد. در زمان جنگ میان روسیه و عثمانی در سالهای ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۵ هجری قمری، به شهر یالتا نقل مکان کرد که شهری خوش آب و هوا بود و امپراتور روسیه الکساندر دوم به توسعه آن پرداخته بود. در یالتا تجارت وی رونق گرفت و به عنوان «تاجر راستگوی ایرانی» شهرت یافت. شاهزاده یلیساوتا ساویتا، همسر فرمانده محافظان تزار، از مشتریان ثابت مغازه او بود و وی را به ملکه روسیه معرفی کرد. به دلیل نارضایتی از عملکرد کارگزاران کنسولگری ایران در استانبول، تابعیت روسیه را پذیرفت. در استانبول ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. با وجود زندگی مرفه در یالتا، دوری فرزندان از زبان و فرهنگ فارسی و مذهب تشیع او را ناراحت کرد. سرانجام اموال خود در یالتا را فروخت، خانواده را به استانبول منتقل کرد و حج را به جا آورد. زینالعابدین مراغهای با کمک علاءالملک، سفیر ایران در عثمانی، و ارفعالدوله، وزیرمختار ایران در روسیه، پس از چهار سال تلاش در اواخر سال ۱۳۲۱ هجری قمری، که همزمان با آغاز جنگ روسیه و ژاپن بود، تابعیت ایرانی خود را بازگرداند و تا پایان عمر در استانبول اقامت گزید. او در ربیعالآخر ۱۳۲۸ هجری قمری در سن هفتاد و سه سالگی درگذشت. او در دوران اقامت طولانی در روسیه و عثمانی، با زبان روسی و ادبیات ترکی آشنا شد و مطبوعات فارسیزبانی مانند شمس استانبول و [[روزنامه حبلالمتین|حبلالمتین]] کلکته را مطالعه کرد. از اندیشههای متفکرانی چون [[میرزا ملکمخان]]، میرزا علیخان امینالدوله و [[میرزا آقاخان کرمانی]] تأثیر پذیرفت و با [[عبدالرحیم طالبوف تبریزی|عبدالرحیم طالبوف]] آشنا بود و از کتاب احمد او الهام گرفت. [[سیّدحسن تقیزاده|سید حسن تقیزاده]] و [[علیاکبر دهخدا]] با وی دیدار کردند. مهمترین اثر وی سیاحتنامه ابراهیم بیگ در سه جلد است که جلد اول بدون نام نویسنده در ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۵ هجری قمری منتشر شد و تا دوازده سال نویسنده آن ناشناخته ماند. این کتاب تصویر جامعی از اوضاع اجتماعی ایران ارائه میدهد و در بیداری سیاسی پیش از [[جنبش مشروطه ایران|جنبش مشروطه]] تأثیرگذار بود. | ||
== خاندان و زادگاه و تحصیلات == | |||
زینالعابدین مراغهای در حدود سال ۱۲۵۳ هجری قمری در شهر مراغه به دنیا آمد. نیاکان او از کردهای ناحیه ساوجبلاغ مکری بودند که امروزه به مهاباد معروف است و در اصل پیرو مذهب شافعی به شمار میرفتند. آنان پس از مهاجرت به مراغه به مذهب تشیع روی آوردند و به تجارت مشغول شدند. این ترکیب قومی، مذهبی و تجاری بر شکلگیری شخصیت وی تأثیر گذاشت. خانواده زینالعابدین با اندوختن ثروت زیاد به «روچیلدهای مراغه» شهرت یافتند. | |||
اجداد زینالعابدین از خوانین منطقه ساوجبلاغ بودند و طریقه تسنن و مذهب شافعی داشتند، اما بعدها به کیش تشیع گرویدند و در مراغه به کسب و کار پرداختند. پدرش مشهدی علی از تاجران ثروتمند مراغه بود و وی را به اردوی آزادیخواهان و اصلاحطلبان ملحق کرد. | |||
نسب خانوادگی مراغهای به خاندانی با پیشینه تجاری بازمیگردد و پدرش مشهدی علی از تاجران مراغه بود. گفته میشود که اجدادش از کردهای ساوجبلاغ و از خوانین آنجا بودند | |||
'''(دانشنامه جهان اسلام) (جاذبههای مراغه) (جی پالیتیکال) (ایران کتاب)''' | |||
=== تحصیلات === | |||
زینالعابدین مراغهای در هشت سالگی به مکتبخانه رفت و پس از هشت سال تحصیل، در سن شانزده سالگی درس را رها کرد و در حجره پدر مشغول به کار شد. او در کودکی سواد ابتدایی را در مکتب آموخت و سپس وارد عرصه تجارت خانوادگی گردید. '''(دانشنامه جهان اسلام) (جی پالیتیکال)''' | |||
== فعالیتهای تجاری اولیه و مهاجرت == | |||
زینالعابدین مراغهای در بیست سالگی برای تجارت به اردبیل رفت، اما سرمایه خود را از دست داد و ناچار همراه برادرش به قفقاز مهاجرت کرد. مدت اقامت در اردبیل حدود سه سال بود و مهاجرت به قفقاز در حدود سال ۱۲۷۶ هجری قمری و در سن بیست و سه سالگی رخ داد. او در اردبیل و مراغه بنای اعیانی ساخت و اسب و نوکر و تفنگدار فراهم آورد و از پرداخت مالیات خودداری کرد. اما سرمایهاش را از دست داد و مانند بسیاری از تجار ورشکسته آن زمان با اندک مایهای راهی قفقاز شد. او پس از مهاجرت به قفقاز در تفلیس اقامت گزید و در عرض سه چهار سال چند هزار منات از بقالی به دست آورد.'''(دانشنامه جهان اسلام) (جاذبههای مراغه) (ایران کتاب)''' | |||
== اقامت در قفقاز و فعالیتهای کنسولی == | |||
زینالعابدین مراغهای به همراه برادرش در شهر کوتائیسی قفقاز اقامت کرد که ایرانیان کمی در آنجا بودند و با کار و تجارت سرمایهای گرد آورد. در این زمان کنسولگری ایران در تفلیس او را به عنوان نایب کنسول مهاجران ایرانی منصوب کرد، مهاجرانی که برای کار در راهآهن تفلیس آمده بودند. مراغهای با بخشندگی به هموطنان تهیدست کمک کرد و اندوخته خود را از دست داد و به کریمه رفت. ('''دانشنامه جهان اسلام)''' '''(جی پالیتیکال)''' | |||
=== مهاجرت به کریمه و رونق تجارت === | |||
زینالعابدین مراغهای در کریمه با وارد کردن کالا از استانبول و فروش آن سرمایهای به دست آورد. در زمان جنگ روسیه و عثمانی در سالهای ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۵ هجری قمری به شهر یالتا نقل مکان کرد. این شهر خوش آب و هوا بود و امپراتور الکساندر دوم به نوسازی آن پرداخته بود. در یالتا کار و اعتبار وی رونق گرفت. شاهزاده یلیساوتا ساویتا، همسر فرمانده محافظان تزار، از مشتریان دائم مغازه برادران مراغهای بود و زینالعابدین را به ملکه روسیه معرفی کرد. وی در این دوره به تاجر راستگوی ایرانی شهرت یافت. او گاهی به استانبول میرفت و کالا خریداری میکرد و در کریمه به قیمت بالاتر میفروخت تا سرمایه جمع کند. '''(ایران کتاب) (دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== پذیرش تابعیت روسیه و زندگی خانوادگی == | |||
زینالعابدین مراغهای به دلیل رنجش از کارگزاران کنسولگری ایران در استانبول، تابعیت روسیه را پذیرفت. چند سال بعد در استانبول ازدواج کرد و همسرش را به یالتا برد و صاحب سه فرزند شد. او پس از گذشت مدتی از تابعیت روسیه، تصمیم به ترک آن گرفت و دوباره تابعیت ایران را به دست آورد. '''(دانشنامه جهان اسلام)(جی پالیتیکال)''' | |||
=== نارضایتی و بازگشت به تابعیت ایرانی === | |||
زینالعابدین مراغهای با وجود زندگی مرفه و تجارت سودآور در یالتا و رعایت آداب ملی و مذهبی، دوری خود و فرزندان از مرکز زبان و فرهنگ فارسی و ترکی و مذهب تشیع باعث نارضایتی وی شد و درصدد بازگرداندن تابعیت و حفظ مذهب برآمد. سرانجام اموالش در یالتا را فروخت و خانهای در استانبول خرید و خانواده را منتقل کرد و حج را به جا آورد. با کمک علاءالملک سفیر ایران در عثمانی و ارفعالدوله وزیرمختار ایران در روسیه و یاری ملکه روسیه، پس از چهار سال تلاش در اواخر ۱۳۲۱ هجری قمری که با آغاز جنگ روسیه و ژاپن همزمان بود، تابعیت ایرانی خود را بازگرداند و تا پایان عمر در استانبول زیست. عشق به میهن او را آرام نمیگذاشت و خود را به خیانت متهم میکرد. تصمیم گرفت مغازه را بفروشد و به استانبول برود و خانواده را آنجا بگذارد و برای حج به مکه رود. سالها با تابعیت روس در استانبول زیست تا با کمک علاءالملک تقاضای ترک تابعیت کرد و در نهم فوریه ۱۹۰۴ میلادی که روز اول جنگ ژاپن و روسیه بود، پذیرفته شد. برای همیشه در ترکیه ماند و از راه قلم به مبارزات سیاسی پرداخت. او در استانبول به نگارش و مطبوعات پرداخت و با روزنامههایی مانند شمس همکاری کرد. '''(جی پالیتیکال) (دانشنامه جهان اسلام) (ایران کتاب) (جی پالیتیکال)''' | |||
== آشناییهای فکری و ادبی == | |||
زینالعابدین مراغهای در دوران چهل ساله اقامت در قلمرو روسیه از حدود ۱۲۷۷ تا ۱۳۱۷ هجری قمری، با زبان و ادبیات روسی آشنا شد. با رفت و آمد به استانبول، زبان و ادبیات ترکی را آموخت و با مطبوعات فارسیزبان داخل و خارج ایران مانند شمس استانبول و حبلالمتین کلکته آشنا گردید. از آثار و اندیشههای ایرانیانی مانند میرزامالکم خان، میرزاعلی خان امینالدوله و میرزاآقاخان کرمانی تأثیر پذیرفت. با متفکرانی از قفقاز و عثمانی دوستی داشت و از آنان الهام گرفت. سیدحسن تقیزاده که در سالهای ۱۳۲۲ و ۱۳۲۳ هجری قمری از راه قفقاز به عثمانی سفر کرده بود، در استانبول به منزل وی رفت و با او گفتگو کرد. علیاکبر دهخدا نیز در اواخر عمر مراغهای با وی دیدار کرد و حکایاتی نقل میکند که نشاندهنده وطنپرستی وی است. مراغهای با [[عبدالرحیم طالبوف تبریزی|عبدالرحیم طالبوف]] آشنا بود و از کتاب احمد وی که دو یا سه سال پیش از جلد اول سیاحتنامه منتشر شد، تأثیر گرفت و در سیاحتنامه از آن یاد کرده است. به اعتراف خود، معانی و بیان و منطق برهان نخوانده و علوم و ادبیات ندیده اما مرد با سواد و کتابخوانده و آشنا به اوضاع زمان و عصر آزادیخواهی بود. در اقامت عثمانی با روزنامه شمس استانبول همکاری داشت و مقالات سودمندی در آن و حبلالمتین کلکته نوشت. '''(ایران کتاب) (دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== سبک ادبی و نقش در ادبیات == | |||
حاج زینالعابدین مراغهای بنیانگذار رمان سیاسی-انتقادی در ادبیات ایران و قفقاز به شمار میآید. نادر محمدوف در مقالهای وی را بنیانگذار نثر نوین فارسی معرفی کرده است. خود شعر میسرود و بر التزام شاعر و نویسنده ایرانی به خلق آثار با مضمون وطنپرستانه تأکید داشت. روش وی در ادبیات و تاریخ بیان واقعیتها و پرهیز از خیالبافی و اغراق بود. وی سادهنویس بود و بر نثرهای مسجع و مقفا انتقاد میکرد. او از نخستین کسانی است که نثر خود را به زبان ساده و نزدیک به محاوره مردم نزدیک کرد و تعبیرات و اصطلاحات آنان را به کار گرفت. '''(دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== سیاحتنامه ابراهیم بیگ == | |||
مهمترین اثر زینالعابدین مراغهای سیاحتنامه ابراهیم بیگ است که در سه جلد مستقل نوشته شد. جلد اول بدون نام مؤلف منتشر گردید و تا دوازده سال نویسندهاش ناشناخته ماند تا در مقدمه جلد سوم نام حاج زینالعابدین مراغهای آشکار شد. این کتاب با شور و صمیمیت و لطف زبان در ادبیات عصر بیداری جایگاه ممتازی دارد و طراوت خود را حفظ کرده است. سیاحتنامه دایرهالمعارفی جامع از اوضاع اجتماعی ایران در اواخر قرن سیزدهم هجری است که با قلمی تند و بیپروا نوشته شده است. در پایان کتاب مثلی آورده و از نویسندگان میخواهد به این نگارش روح ببخشند. '''(جاذبههای مراغه)''' | |||
=== ساختار و انتشار === | |||
سیاحتنامه ابراهیم بیگ سفرنامهای درباره شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در میانه دوره قاجار است که در حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری منتشر شد، سه سال پیش از پیروزی مشروطه. ادوارد براون آن را در تحریک نفرت از حکومت [[مظفرالدین شاه]] مؤثر میداند. [[ناظمالاسلام کرمانی]] میگوید رهبران روحانی مشروطه آن را در انجمنهای مخفی میخواندند. داستان ابراهیم بیگ، تاجرزاده ایرانی بزرگشده در مصر، که در بازگشت با واقعیتهای تلخ روبرو میشود. یحیی آرینپور آن را نخستین رمان اصیل اجتماعی فارسی میداند که زندگی مردم را توصیف کرده است. سیاحتنامه ابراهیم بیگ تنها اثر وی است. مورخان به تأثیر عظیم آن در آگاهی و تهییج مردم اشاره کردهاند. سراسر کتاب نقد است که گاه توصیفی و گاه به نقل از دیگری بیان میشود. سفرنامه را دستمایه نقد اجتماعی، سیاسی و اخلاقی قرار داده. در حدود ۱۳۲۱ هجری قمری در استانبول منتشر شد و تأثیر زیادی در آگاهی جامعه داشت. جلد اول با عنوان فرعی بلای تعصب او، جلد دوم نتیجه تعصب او، جلد سوم ثمره تعصب او. کتاب آیینه تمامقدی از ایران قاجار است. '''(مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)(بهار ایران)''' | |||
==== محتوای سیاحتنامه ابراهیم بیگ ==== | |||
نویسنده در آغاز سفر در باطوم بسیاری از ایرانیان را با لباسهای کهنه و چهرههای زرد میبیند و علت را در نبود کار و غفلت دولت و تنبلی ملت میجوید که مردم به روسیه، عثمانی و هند میروند و در مذلت زندگی میکنند. وابستگی ایران به کشورهای دیگر را پدیدهای میداند که دامن ایران را گرفته در حالی که همه چیز در کشور هست اما هیچکس زحمت تولید نمیدهد. وزیر داخله را سرزنش میکند که به تکالیفش عمل نمیکند و اسباب مهاجرت ایرانیان را بررسی نکرده. در اثنای مسافرت دلش خون شده از ملک پریشان، ملت پریشان و غیره و علت را بیکفایتی وزیران میداند. به سفرهای هیات وزیران به خارجه اشاره میکند که پول مملکت را خرج میکنند اما چیزی مفید نمیآورند. در زمینه قانون میگوید قانون داریم اما آن را حبس کردهاند و علت بیقانونی را در این میبیند که اگر قانون باشد وزیران درآمدهای خود را از دست میدهند. دارایهای کشور به تاراج رفته مانند بلوچستان و هرات. خوشگذرانی شاهان و شخصیت وزیران را مؤثر میداند. وزرا را فرومایه و چاپلوس و رشوهخوار میخواند که خیانت میکنند. پول حلال همه مشکلات است. در مشهد از نبود کمپانی و شراکت افسوس میخورد با وجود ثروت و محصولات. در تهران نیز کمپانی برای ترویج محصولات تشکیل نشده چون امنیت ندارند و در غفلت عمر میگذرانند. '''(مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)''' | |||
=== اندیشههای سیاسی در سیاحتنامه === | |||
زینالعابدین مراغهای وطندوستی را نه احساسی بلکه اخلاقی و سیاسی میداند. در سیاحتنامه عشق به وطن ابراهیم بیگ را به کنش سوق میدهد. انسان وطندوست باید معایب وطن را سکوت نکند. وطنپرستی تعهد مسئولانه است. به آسیبهای جامعه مانند فساد اداری، رشوهخواری، بیعدالتی، ضعف آموزش و عدم آزادی مطبوعات میپردازد. نقد اجتماعی برای برانگیختن آگاهی عمومی است. به نقش اجتماع مدنی و مشارکت مردم باور دارد. آزادی و آگاهی ضرورت تحولاند. وظیفه روشنفکران فراهم کردن بیداری عمومی است. از چاپ، روزنامهنگاری و مباحث عمومی برای گسترش آگاهی نام میبرد. خطر تعصب، سانسور و خمودی فرهنگی را میبیند. حکومت اگر به عدالت و حقوق عمل نکند مشروعیت از دست میدهد. رابطه دوسویه بین قدرت و پاسخگویی قائل است. به امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی تأکید دارد. تلاش برای عبور از تضاد سنت و نوگرایی دارد و ارکان مشروع هر دو را ترکیب میکند. ارزشها و هویت دینی را حفظ میکند اما به ابزار نو مانند مطبوعات و آموزش مدرن نیاز دارد. '''(جی پالیتیکال)''' | |||
== مرگ و میراث == | |||
زینالعابدین مراغهای در ربیعالآخر ۱۳۲۸ هجری قمری در سن هفتاد و سه سالگی در استانبول درگذشت. وی در رشد اندیشه روشنگرانه و ترقیخواهانه در آذربایجان و ایران نقش داشت. مواجهه با وطن و فراملیگرایی، بازخوانی سنت و مواجهه با تجدد زمینه فکری وی بود. اثر وی در قالب سفرنامه داستانی نقد اجتماعی، بازنمایی وضعیت ایران و دعوت به بیداری سیاسی است. '''(دانشنامه جهان اسلام) (جی پالیتیکال)''' | |||
منابع: | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۴۶
زینالعابدین مراغهای، (متولد حدود ۱۲۵۳ تا ۱۲۵۵ هـ.ق، مراغه - درگذشته ۱۳۲۸ هـ.ق، استانبول) نویسندهای برجسته در ادبیات انتقادی ایران اواخر دوره قاجار و یکی از پیشگامان رماننویسی فارسی بود که در شهر مراغه متولد شد. نیاکان وی از کردهای منطقه ساوجبلاغ مکری، که امروزه مهاباد نامیده میشود، بودند و در اصل پیرو مذهب شافعی به شمار میرفتند، اما پس از مهاجرت به مراغه به مذهب تشیع گرویدند و به تجارت روی آوردند. این خانواده با کسب ثروت قابل توجه به «روچیلدهای مراغه» معروف شدند. پدرش مشهدی علی از تاجران شناختهشده مراغه بود. زینالعابدین مراغهای در هشت سالگی به مکتبخانه رفت و پس از هشت سال تحصیل، در سن شانزده سالگی تحصیلات را رها کرد و به حجره پدر پیوست تا در امور تجاری کمک کند. در بیست سالگی برای گسترش تجارت به اردبیل سفر کرد، اما در آنجا سرمایه خود را از دست داد و مجبور شد همراه برادرش در حدود سال ۱۲۷۶ هجری قمری به قفقاز مهاجرت کند. ابتدا در شهر کوتائیسی ساکن شد که ایرانیان کمی در آن زندگی میکردند، و با کار و تجارت سرمایهای گرد آورد. سپس به تفلیس رفت و از سوی کنسولگری ایران به عنوان نایب کنسول مهاجران ایرانی منصوب گردید، مهاجرانی که برای کار در راهآهن تفلیس به آنجا آمده بودند. او با کمک به هموطنان نیازمند، اندوخته خود را از دست داد و به کریمه مهاجرت کرد. در کریمه با واردات کالا از استانبول و فروش آن سرمایهای به دست آورد. در زمان جنگ میان روسیه و عثمانی در سالهای ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۵ هجری قمری، به شهر یالتا نقل مکان کرد که شهری خوش آب و هوا بود و امپراتور روسیه الکساندر دوم به توسعه آن پرداخته بود. در یالتا تجارت وی رونق گرفت و به عنوان «تاجر راستگوی ایرانی» شهرت یافت. شاهزاده یلیساوتا ساویتا، همسر فرمانده محافظان تزار، از مشتریان ثابت مغازه او بود و وی را به ملکه روسیه معرفی کرد. به دلیل نارضایتی از عملکرد کارگزاران کنسولگری ایران در استانبول، تابعیت روسیه را پذیرفت. در استانبول ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. با وجود زندگی مرفه در یالتا، دوری فرزندان از زبان و فرهنگ فارسی و مذهب تشیع او را ناراحت کرد. سرانجام اموال خود در یالتا را فروخت، خانواده را به استانبول منتقل کرد و حج را به جا آورد. زینالعابدین مراغهای با کمک علاءالملک، سفیر ایران در عثمانی، و ارفعالدوله، وزیرمختار ایران در روسیه، پس از چهار سال تلاش در اواخر سال ۱۳۲۱ هجری قمری، که همزمان با آغاز جنگ روسیه و ژاپن بود، تابعیت ایرانی خود را بازگرداند و تا پایان عمر در استانبول اقامت گزید. او در ربیعالآخر ۱۳۲۸ هجری قمری در سن هفتاد و سه سالگی درگذشت. او در دوران اقامت طولانی در روسیه و عثمانی، با زبان روسی و ادبیات ترکی آشنا شد و مطبوعات فارسیزبانی مانند شمس استانبول و حبلالمتین کلکته را مطالعه کرد. از اندیشههای متفکرانی چون میرزا ملکمخان، میرزا علیخان امینالدوله و میرزا آقاخان کرمانی تأثیر پذیرفت و با عبدالرحیم طالبوف آشنا بود و از کتاب احمد او الهام گرفت. سید حسن تقیزاده و علیاکبر دهخدا با وی دیدار کردند. مهمترین اثر وی سیاحتنامه ابراهیم بیگ در سه جلد است که جلد اول بدون نام نویسنده در ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۵ هجری قمری منتشر شد و تا دوازده سال نویسنده آن ناشناخته ماند. این کتاب تصویر جامعی از اوضاع اجتماعی ایران ارائه میدهد و در بیداری سیاسی پیش از جنبش مشروطه تأثیرگذار بود.
خاندان و زادگاه و تحصیلات
زینالعابدین مراغهای در حدود سال ۱۲۵۳ هجری قمری در شهر مراغه به دنیا آمد. نیاکان او از کردهای ناحیه ساوجبلاغ مکری بودند که امروزه به مهاباد معروف است و در اصل پیرو مذهب شافعی به شمار میرفتند. آنان پس از مهاجرت به مراغه به مذهب تشیع روی آوردند و به تجارت مشغول شدند. این ترکیب قومی، مذهبی و تجاری بر شکلگیری شخصیت وی تأثیر گذاشت. خانواده زینالعابدین با اندوختن ثروت زیاد به «روچیلدهای مراغه» شهرت یافتند.
اجداد زینالعابدین از خوانین منطقه ساوجبلاغ بودند و طریقه تسنن و مذهب شافعی داشتند، اما بعدها به کیش تشیع گرویدند و در مراغه به کسب و کار پرداختند. پدرش مشهدی علی از تاجران ثروتمند مراغه بود و وی را به اردوی آزادیخواهان و اصلاحطلبان ملحق کرد.
نسب خانوادگی مراغهای به خاندانی با پیشینه تجاری بازمیگردد و پدرش مشهدی علی از تاجران مراغه بود. گفته میشود که اجدادش از کردهای ساوجبلاغ و از خوانین آنجا بودند
(دانشنامه جهان اسلام) (جاذبههای مراغه) (جی پالیتیکال) (ایران کتاب)
تحصیلات
زینالعابدین مراغهای در هشت سالگی به مکتبخانه رفت و پس از هشت سال تحصیل، در سن شانزده سالگی درس را رها کرد و در حجره پدر مشغول به کار شد. او در کودکی سواد ابتدایی را در مکتب آموخت و سپس وارد عرصه تجارت خانوادگی گردید. (دانشنامه جهان اسلام) (جی پالیتیکال)
فعالیتهای تجاری اولیه و مهاجرت
زینالعابدین مراغهای در بیست سالگی برای تجارت به اردبیل رفت، اما سرمایه خود را از دست داد و ناچار همراه برادرش به قفقاز مهاجرت کرد. مدت اقامت در اردبیل حدود سه سال بود و مهاجرت به قفقاز در حدود سال ۱۲۷۶ هجری قمری و در سن بیست و سه سالگی رخ داد. او در اردبیل و مراغه بنای اعیانی ساخت و اسب و نوکر و تفنگدار فراهم آورد و از پرداخت مالیات خودداری کرد. اما سرمایهاش را از دست داد و مانند بسیاری از تجار ورشکسته آن زمان با اندک مایهای راهی قفقاز شد. او پس از مهاجرت به قفقاز در تفلیس اقامت گزید و در عرض سه چهار سال چند هزار منات از بقالی به دست آورد.(دانشنامه جهان اسلام) (جاذبههای مراغه) (ایران کتاب)
اقامت در قفقاز و فعالیتهای کنسولی
زینالعابدین مراغهای به همراه برادرش در شهر کوتائیسی قفقاز اقامت کرد که ایرانیان کمی در آنجا بودند و با کار و تجارت سرمایهای گرد آورد. در این زمان کنسولگری ایران در تفلیس او را به عنوان نایب کنسول مهاجران ایرانی منصوب کرد، مهاجرانی که برای کار در راهآهن تفلیس آمده بودند. مراغهای با بخشندگی به هموطنان تهیدست کمک کرد و اندوخته خود را از دست داد و به کریمه رفت. (دانشنامه جهان اسلام) (جی پالیتیکال)
مهاجرت به کریمه و رونق تجارت
زینالعابدین مراغهای در کریمه با وارد کردن کالا از استانبول و فروش آن سرمایهای به دست آورد. در زمان جنگ روسیه و عثمانی در سالهای ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۵ هجری قمری به شهر یالتا نقل مکان کرد. این شهر خوش آب و هوا بود و امپراتور الکساندر دوم به نوسازی آن پرداخته بود. در یالتا کار و اعتبار وی رونق گرفت. شاهزاده یلیساوتا ساویتا، همسر فرمانده محافظان تزار، از مشتریان دائم مغازه برادران مراغهای بود و زینالعابدین را به ملکه روسیه معرفی کرد. وی در این دوره به تاجر راستگوی ایرانی شهرت یافت. او گاهی به استانبول میرفت و کالا خریداری میکرد و در کریمه به قیمت بالاتر میفروخت تا سرمایه جمع کند. (ایران کتاب) (دانشنامه جهان اسلام)
پذیرش تابعیت روسیه و زندگی خانوادگی
زینالعابدین مراغهای به دلیل رنجش از کارگزاران کنسولگری ایران در استانبول، تابعیت روسیه را پذیرفت. چند سال بعد در استانبول ازدواج کرد و همسرش را به یالتا برد و صاحب سه فرزند شد. او پس از گذشت مدتی از تابعیت روسیه، تصمیم به ترک آن گرفت و دوباره تابعیت ایران را به دست آورد. (دانشنامه جهان اسلام)(جی پالیتیکال)
نارضایتی و بازگشت به تابعیت ایرانی
زینالعابدین مراغهای با وجود زندگی مرفه و تجارت سودآور در یالتا و رعایت آداب ملی و مذهبی، دوری خود و فرزندان از مرکز زبان و فرهنگ فارسی و ترکی و مذهب تشیع باعث نارضایتی وی شد و درصدد بازگرداندن تابعیت و حفظ مذهب برآمد. سرانجام اموالش در یالتا را فروخت و خانهای در استانبول خرید و خانواده را منتقل کرد و حج را به جا آورد. با کمک علاءالملک سفیر ایران در عثمانی و ارفعالدوله وزیرمختار ایران در روسیه و یاری ملکه روسیه، پس از چهار سال تلاش در اواخر ۱۳۲۱ هجری قمری که با آغاز جنگ روسیه و ژاپن همزمان بود، تابعیت ایرانی خود را بازگرداند و تا پایان عمر در استانبول زیست. عشق به میهن او را آرام نمیگذاشت و خود را به خیانت متهم میکرد. تصمیم گرفت مغازه را بفروشد و به استانبول برود و خانواده را آنجا بگذارد و برای حج به مکه رود. سالها با تابعیت روس در استانبول زیست تا با کمک علاءالملک تقاضای ترک تابعیت کرد و در نهم فوریه ۱۹۰۴ میلادی که روز اول جنگ ژاپن و روسیه بود، پذیرفته شد. برای همیشه در ترکیه ماند و از راه قلم به مبارزات سیاسی پرداخت. او در استانبول به نگارش و مطبوعات پرداخت و با روزنامههایی مانند شمس همکاری کرد. (جی پالیتیکال) (دانشنامه جهان اسلام) (ایران کتاب) (جی پالیتیکال)
آشناییهای فکری و ادبی
زینالعابدین مراغهای در دوران چهل ساله اقامت در قلمرو روسیه از حدود ۱۲۷۷ تا ۱۳۱۷ هجری قمری، با زبان و ادبیات روسی آشنا شد. با رفت و آمد به استانبول، زبان و ادبیات ترکی را آموخت و با مطبوعات فارسیزبان داخل و خارج ایران مانند شمس استانبول و حبلالمتین کلکته آشنا گردید. از آثار و اندیشههای ایرانیانی مانند میرزامالکم خان، میرزاعلی خان امینالدوله و میرزاآقاخان کرمانی تأثیر پذیرفت. با متفکرانی از قفقاز و عثمانی دوستی داشت و از آنان الهام گرفت. سیدحسن تقیزاده که در سالهای ۱۳۲۲ و ۱۳۲۳ هجری قمری از راه قفقاز به عثمانی سفر کرده بود، در استانبول به منزل وی رفت و با او گفتگو کرد. علیاکبر دهخدا نیز در اواخر عمر مراغهای با وی دیدار کرد و حکایاتی نقل میکند که نشاندهنده وطنپرستی وی است. مراغهای با عبدالرحیم طالبوف آشنا بود و از کتاب احمد وی که دو یا سه سال پیش از جلد اول سیاحتنامه منتشر شد، تأثیر گرفت و در سیاحتنامه از آن یاد کرده است. به اعتراف خود، معانی و بیان و منطق برهان نخوانده و علوم و ادبیات ندیده اما مرد با سواد و کتابخوانده و آشنا به اوضاع زمان و عصر آزادیخواهی بود. در اقامت عثمانی با روزنامه شمس استانبول همکاری داشت و مقالات سودمندی در آن و حبلالمتین کلکته نوشت. (ایران کتاب) (دانشنامه جهان اسلام)
سبک ادبی و نقش در ادبیات
حاج زینالعابدین مراغهای بنیانگذار رمان سیاسی-انتقادی در ادبیات ایران و قفقاز به شمار میآید. نادر محمدوف در مقالهای وی را بنیانگذار نثر نوین فارسی معرفی کرده است. خود شعر میسرود و بر التزام شاعر و نویسنده ایرانی به خلق آثار با مضمون وطنپرستانه تأکید داشت. روش وی در ادبیات و تاریخ بیان واقعیتها و پرهیز از خیالبافی و اغراق بود. وی سادهنویس بود و بر نثرهای مسجع و مقفا انتقاد میکرد. او از نخستین کسانی است که نثر خود را به زبان ساده و نزدیک به محاوره مردم نزدیک کرد و تعبیرات و اصطلاحات آنان را به کار گرفت. (دانشنامه جهان اسلام)
سیاحتنامه ابراهیم بیگ
مهمترین اثر زینالعابدین مراغهای سیاحتنامه ابراهیم بیگ است که در سه جلد مستقل نوشته شد. جلد اول بدون نام مؤلف منتشر گردید و تا دوازده سال نویسندهاش ناشناخته ماند تا در مقدمه جلد سوم نام حاج زینالعابدین مراغهای آشکار شد. این کتاب با شور و صمیمیت و لطف زبان در ادبیات عصر بیداری جایگاه ممتازی دارد و طراوت خود را حفظ کرده است. سیاحتنامه دایرهالمعارفی جامع از اوضاع اجتماعی ایران در اواخر قرن سیزدهم هجری است که با قلمی تند و بیپروا نوشته شده است. در پایان کتاب مثلی آورده و از نویسندگان میخواهد به این نگارش روح ببخشند. (جاذبههای مراغه)
ساختار و انتشار
سیاحتنامه ابراهیم بیگ سفرنامهای درباره شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در میانه دوره قاجار است که در حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری منتشر شد، سه سال پیش از پیروزی مشروطه. ادوارد براون آن را در تحریک نفرت از حکومت مظفرالدین شاه مؤثر میداند. ناظمالاسلام کرمانی میگوید رهبران روحانی مشروطه آن را در انجمنهای مخفی میخواندند. داستان ابراهیم بیگ، تاجرزاده ایرانی بزرگشده در مصر، که در بازگشت با واقعیتهای تلخ روبرو میشود. یحیی آرینپور آن را نخستین رمان اصیل اجتماعی فارسی میداند که زندگی مردم را توصیف کرده است. سیاحتنامه ابراهیم بیگ تنها اثر وی است. مورخان به تأثیر عظیم آن در آگاهی و تهییج مردم اشاره کردهاند. سراسر کتاب نقد است که گاه توصیفی و گاه به نقل از دیگری بیان میشود. سفرنامه را دستمایه نقد اجتماعی، سیاسی و اخلاقی قرار داده. در حدود ۱۳۲۱ هجری قمری در استانبول منتشر شد و تأثیر زیادی در آگاهی جامعه داشت. جلد اول با عنوان فرعی بلای تعصب او، جلد دوم نتیجه تعصب او، جلد سوم ثمره تعصب او. کتاب آیینه تمامقدی از ایران قاجار است. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)(بهار ایران)
محتوای سیاحتنامه ابراهیم بیگ
نویسنده در آغاز سفر در باطوم بسیاری از ایرانیان را با لباسهای کهنه و چهرههای زرد میبیند و علت را در نبود کار و غفلت دولت و تنبلی ملت میجوید که مردم به روسیه، عثمانی و هند میروند و در مذلت زندگی میکنند. وابستگی ایران به کشورهای دیگر را پدیدهای میداند که دامن ایران را گرفته در حالی که همه چیز در کشور هست اما هیچکس زحمت تولید نمیدهد. وزیر داخله را سرزنش میکند که به تکالیفش عمل نمیکند و اسباب مهاجرت ایرانیان را بررسی نکرده. در اثنای مسافرت دلش خون شده از ملک پریشان، ملت پریشان و غیره و علت را بیکفایتی وزیران میداند. به سفرهای هیات وزیران به خارجه اشاره میکند که پول مملکت را خرج میکنند اما چیزی مفید نمیآورند. در زمینه قانون میگوید قانون داریم اما آن را حبس کردهاند و علت بیقانونی را در این میبیند که اگر قانون باشد وزیران درآمدهای خود را از دست میدهند. دارایهای کشور به تاراج رفته مانند بلوچستان و هرات. خوشگذرانی شاهان و شخصیت وزیران را مؤثر میداند. وزرا را فرومایه و چاپلوس و رشوهخوار میخواند که خیانت میکنند. پول حلال همه مشکلات است. در مشهد از نبود کمپانی و شراکت افسوس میخورد با وجود ثروت و محصولات. در تهران نیز کمپانی برای ترویج محصولات تشکیل نشده چون امنیت ندارند و در غفلت عمر میگذرانند. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
اندیشههای سیاسی در سیاحتنامه
زینالعابدین مراغهای وطندوستی را نه احساسی بلکه اخلاقی و سیاسی میداند. در سیاحتنامه عشق به وطن ابراهیم بیگ را به کنش سوق میدهد. انسان وطندوست باید معایب وطن را سکوت نکند. وطنپرستی تعهد مسئولانه است. به آسیبهای جامعه مانند فساد اداری، رشوهخواری، بیعدالتی، ضعف آموزش و عدم آزادی مطبوعات میپردازد. نقد اجتماعی برای برانگیختن آگاهی عمومی است. به نقش اجتماع مدنی و مشارکت مردم باور دارد. آزادی و آگاهی ضرورت تحولاند. وظیفه روشنفکران فراهم کردن بیداری عمومی است. از چاپ، روزنامهنگاری و مباحث عمومی برای گسترش آگاهی نام میبرد. خطر تعصب، سانسور و خمودی فرهنگی را میبیند. حکومت اگر به عدالت و حقوق عمل نکند مشروعیت از دست میدهد. رابطه دوسویه بین قدرت و پاسخگویی قائل است. به امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی تأکید دارد. تلاش برای عبور از تضاد سنت و نوگرایی دارد و ارکان مشروع هر دو را ترکیب میکند. ارزشها و هویت دینی را حفظ میکند اما به ابزار نو مانند مطبوعات و آموزش مدرن نیاز دارد. (جی پالیتیکال)
مرگ و میراث
زینالعابدین مراغهای در ربیعالآخر ۱۳۲۸ هجری قمری در سن هفتاد و سه سالگی در استانبول درگذشت. وی در رشد اندیشه روشنگرانه و ترقیخواهانه در آذربایجان و ایران نقش داشت. مواجهه با وطن و فراملیگرایی، بازخوانی سنت و مواجهه با تجدد زمینه فکری وی بود. اثر وی در قالب سفرنامه داستانی نقد اجتماعی، بازنمایی وضعیت ایران و دعوت به بیداری سیاسی است. (دانشنامه جهان اسلام) (جی پالیتیکال)
منابع: