|
|
| (۳۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | |
| | |
| | |
| | |
| <div class="main-box"> | | <div class="main-box"> |
| <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | | <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> |
| خط ۵: |
خط ۹: |
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
|
| |
|
| <div>[[پرونده:خالی شدن آب سد کرج.jpg|جایگزین=خالی شدن آب سد کرج.jpg|بندانگشتی|240x180پیکسل|خالی شدن آب سد کرج]]</div> | | <div>[[پرونده:اکرم پیرگزی1.jpg|جایگزین=اکرم پیرگزی|بندانگشتی|187x187پیکسل|اکرم پیرگزی]]</div> |
| <div> | | <div> |
| | '''اکرم پیرگزی'''، ۴۰ ساله اهل نیشابور در روز چهارشنبه ۱۷ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، مورد اصابت گلولههای نیروهای سرکوبگر حکومتی قرار گرفت و جان باخت. |
| | |
| | گلوله به ناحیه سر و صورت خانم اکرم پیرگزی اصابت کرده بود که و مردم او را به بیمارستان ۲۲ بهمن شهرستان نیشابور منتقل کردند، اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد. |
| | |
| | اکرم پیرگزی مادر دو فرزند دختر و نخستین شهید زن در اعتراضات سراسری دیماه است. |
| | |
| | [[اکرم پیرگزی|بیشتر بخوانید...]] |
| | |
| | <div> |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
|
| |
|
| بحران آب در ایران، این روزها تبدیل به یکی از مسائل حیاتی روز جامعه شده است. ایران در دهههای اخیر با بحرانی آبی مواجه شده که ابعاد آن فراتر از یک چالش طبیعی است و به یک فاجعه انسانی، زیستمحیطی و اقتصادی تبدیل شده است. سیاستهای مخرب نظام جمهوری اسلامی، از جمله سدسازی بیرویه، غارت منابع آبی توسط نهادهایی مانند سپاه پاسداران، انتقال تبعیضآمیز آب بین مناطق، و بیتوجهی عامدانه به هشدارهای علمی، کشور را به لبه پرتگاه رسانده است. گزارشهای سایتهای وابسته به جمهوری اسلامی از جمله سایت شبکه شرق، نشان میدهند که خشکسالی شدید در سال ۱۴۰۴ زندگی میلیونها نفر را مختل کرده است. این بحران، که ریشه در فساد ساختاری و اولویتبندی سودجویی بر پایداری دارد، با سوءمدیریت رژیم ایران تشدید شده است؛ از غارت آبهای زیرزمینی برای پروژههای وابستگان قدرت تا سرکوب اعتراضات مردمی در خوزستان و اصفهان، که به خشونت و خونریزی منجر شده است. آبان ۱۴۰۴، بحران بیآبی شش استان تهران، اصفهان، قم، کرمان، خراسان رضوی و زنجان را به شدت تهدید میکند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، در هشدارهای اخیر خود تأکید کرده است: «اگر تا آذرماه باران نبارد، باید آب را در تهران جیرهبندی کنیم و اگر باز هم نبارید، آبی نمیماند و باید تهران را خالی کنیم.» این اظهارات با گزارشهای کارشناسان همخوانی دارد؛ مدیرعامل شرکت آب منطقهای تهران وضعیت را «بیسابقه» دانسته و داریوش مختاری، کارشناس منابع آب، پیشبینی کرده که بدون کنترل مصرف، تخلیه ناگهانی لااقل ۸۰ درصد تهران ضروری میشود.
| |
|
| |
|
| <br>[[بحران آب در ایران|بیشتر بخوانید...]]
| |
|
| |
|
| </div>
| |
| </div>
| |
|
| |
|
|
| |
|
| خط ۱۹: |
خط ۳۴: |
|
| |
|
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
| <div>[[پرونده:زهرا طبری؛1.jpg|جایگزین=زهرا شهباز طبری|بندانگشتی|245x245پیکسل|زهرا شهباز طبری]]</div> | | <div>[[پرونده:روبینا امینیان1.jpg|جایگزین=روبینا امینیان|بندانگشتی|200x200پیکسل|روبینا امینیان]]</div> |
| <div> | | <div> |
|
| |
|
| زهرا شهباز طبری، (متولد سال ۱۳۳۷، بابل، ساکن رشت) زندانی سیاسی ۶۷ ساله، مهندس برق و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه بوروس سوئد در رشته انرژی پایدار است. در روز ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی با یورش به منزل شهباز طبری، او را بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل کردند. او پس از ۷ ماه بلاتکلیفی، در روز شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ (۲۵ اکتبر ۲۰۲۵)، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اتهام «محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» به اعدام محکوم شد. او پیش از این نیز در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۱، در زندان لاکان رشت بازداشت و تحت بلاتکلیفی طولانی قرار گرفته بود. زهرا شهباز طبری، فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی پیشین، همچنین در دهه ۱۳۶۰ به ۱۵ سال زندان محکوم شده بود. اتهامات شامل «ارتباط با گروههای مخالف نظام»، «فعالیت تبلیغاتی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» است. گزارشها از بازجوییهای شدید، محرومیت از مرخصی و وکیل مستقل، و شرایط نامناسب سلامتی خبر میدهند. خانوادهاش از حکم اعدام ابراز نگرانی کرده و خواستار مداخله نهادهای حقوق بشری شدهاند. این حکم بخشی از سرکوب مخالفان سیاسی در ایران است و امکان تجدیدنظرخواهی وجود دارد. شورای ملی مقاومت ایران بر پروندهسازی و شکنجه خانم شهباز طبری تأکید کردهاست.
| | '''روبینا امینیان'''، شهروند کُرد ۲۳ ساله اهل نودشه (نزدیک مریوان) از توابع استان کرمانشاه، دانشجوی رشته طراحی پارچه و لباس در دانشگاه فنی و حرفهای دختران شریعتی تهران، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در تهران با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی از فاصله نزدیک و به ناحیه سر از پشت سر کشته شد. خانواده وی پس از پیگیریهای گسترده و مواجهه با صدها پیکر جوان کشتهشده، موفق به شناسایی و تحویل پیکر شدند، اما تحت فشار شدید امنیتی نتوانستند مراسم خاکسپاری یا عزاداری برگزار کنند و پیکر را در میانه راه کرمانشاه به کامیاران به خاک سپردند. روبینا امینیان بیست و سومین شهروند کُرد کشتهشده در اعتراضات اخیر محسوب میشود. |
| | |
| | [[روبینا امینیان|بیشتر بخوانید...]] |
| | |
| | <div> |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
|
| |
|
| <br>[[زهرا شهباز طبری |بیشتر بخوانید...]]
| |
|
| |
|
|
| |
|
| </div>
| |
| </div>
| |
|
| |
|
|
| |
|
| خط ۳۴: |
خط ۵۸: |
|
| |
|
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
| <div>[[پرونده:احمد بالدی؛2.jpg|جایگزین=احمد بالدی|بندانگشتی|245x245پیکسل|احمد بالدی]]</div> | | <div>[[پرونده:مبین یعقوب زاده1.jpg|جایگزین=مبین یعقوب زاد|بندانگشتی|170x170پیکسل|مبین یعقوب زاده]]</div> |
| <div> | | <div> |
| | '''مبین یعقوبزاده'''، نوجوان ۱۷ ساله اهل خشکبیجار از توابع استان گیلان در شامگاه چهارشنبه ۱۷ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در این شهر مورد اصابت شلیک مستقیم گلولهی کلاشینکف نیروهای سرکوبگر حکومتی قرار گرفت و جان باخت. یک شهروند دیگر به نام میلاد غلامزاده در همین روز با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد. |
|
| |
|
| خودسوزی احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله عرب اهوازی، که در صبح یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، در پارک زیتون اهواز، در اعتراض به تخریب خشونتآمیز دکه خانوادگیاش توسط مأموران شهرداری منطقه ۳ و نیروهای انتظامی، اقدام به خودسوزی کرد. مأموران بدون اطلاع قبلی یا حضور مالک، وارد محل شدند و در حالی که مادر احمد و خود او برای جلوگیری از تخریب داخل دکه تحصن کرده بودند، با خشونت فیزیکی و رفتار تحقیرآمیز عمل کردند. معاون خدمات شهرداری، دست مادر احمد را گرفته و او را به بیرون پرتاب کرد، که این اقدام خشم احمد را برانگیخت. او پیشتر هشدار داده بود که در صورت تخریب، خود را آتش خواهد زد، اما مأموران با تمسخر و بیتفاوتی، حتی پیشنهاد فندک یا کبریت دادند. احمد با ریختن بنزین روی بدن خود، در برابر چشمان حاضران خودش را آتش زد و با حدود ۷۰ درصد سوختگی شدید به بیمارستان آیتالله طالقانی اهواز منتقل شد. پس از چند روز بستری، احمد بالدی در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ بر اثر شدت جراحات جان باخت، که این امر خشم عمومی را تشدید کرد.
| | در جریان همین اعتراضات، صبحان هادیپور نیز مورد اصابت گلوله از ناحیهی سر قرار گرفت و به شدت مجروح شده است و در وضعیت بحرانی قرار دارد. بر اساس گزارشات، نیروهای یگان ویژه بهطور گسترده در سطح شهرستان خشکبیجار مستقر شدهاند و برق و اینترنت این شهر نیز قطع شده است. |
|
| |
|
| [[احمد بالدی|بیشتر بخوانید...]] | | همچنین نیروهای سرکوبگر حکومتی از رشت و زیباکنار برای سرکوب مردم معترض به این شهر اعزام شدهاند. |
| | <br>[[مبین یعقوبزاده|بیشتر بخوانید...]] |
|
| |
|
| | | </div> |
| | |
| <div>
| |
| <div>
| |