درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
<div>[[پرونده:وفایی ثانی2.jpg|جایگزین=محمدجواد وفایی ثانی|بندانگشتی|180x180پیکسل|محمدجواد وفایی ثانی]]</div>
   <div>
   <div>
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.  
}}'''محمدجواد وفایی ثانی'''، (زاده سال ۱۳۷۴، مشهد) زندانی سیاسی است که پس از [[اعتراضات ۱۳۹۸ ایران|'''قیام سراسری آبان‌ماه ۱۳۹۸''']]، در مشهد دستگیر شد. محمدجواد وفایی ثانی قهرمان بوکس باشگاه‌های مشهد به افساد فی‌الارض از طریق آتش زدن و تخریب ساختمان تعزیرات حکومتی، شرکت در اعتراضات آبان ۹۸، و اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شد.  محمدجواد وفایی ثانی پس از دستگیری، توسط نیروهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی، مورد شکنجه‌های روحی و جسمی برای اعترافات اجباری قرار گرفت. او در دی‌ماه سال ۱۴۰۰، توسط قاضی منصوری در شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد. این حکم اعدام با تلاش وکلا در دادگاه دیوان عالی نقض شد، اما پرونده‌ی این زندان سیاسی به شعبه‌ی دیگر دادگاه انقلاب ارسال و مجدداً حکم اعدام برای او صادر شد که این حکم به بابک پاک‌نیا، وکیل محمدجواد وفایی ثانی در دوم مردادماه ۱۴۰۲، ابلاغ گردید. خبر اعدام این زندانی سیاسی و انتقال وی به سلول‌های انفرادی، بازتاب‌های بسیاری در سطح بین‌المللی داشت، از جمله نامه‌ی ۸۵ تن از کارشناسان و مدافعان حقوق بشر به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای اقدام فوری و ممانعت از اعدام محمدجواد وفایی ثانی، نامه‌ی ۱۵ تن از سیاستمداران و اعضای پارلمان بلژیک، نامه‌ی ۱۰ تن از وزیران پیشین کشورهای مختلف و نامه‌ی ۲۵ تن از پارلمان فدرال استرالیا به کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد جهت اقدام فوری برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی، نمونه‌های از واکنش جهانی نسبت به خطر اعدام محمدجواد وفایی ثانی بود. هم‌چنین [[شورای ملی مقاومت ایران|'''شورای ملی مقاومت''']] و کمیسیون این شورا، برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی فراخوان داد؛ و اطلاعیه‌هایی صادر کرد. خانواده‌ی محمدجواد وفایی ثانی، به‌شدت زیر نظر و فشار نهادهای امنیتی رژیم ایران هستند تا درباره‌ی وضعیت فرزندشان در زندان، با رسانه‌ها مصاحبه‌ای انجام ندهند. همچنین در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۴، برای بار سوم، حکم اعدام این زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور تایید شد.


قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود. 
[[محمدجواد وفایی ثانی|بیشتر بخوانید...]]
 
منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند. 
 
حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.
 
پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.
 
پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
 
لازم به یادآوری است که در فروردین ۱۴۰۵، ۶ زندانی سیاسی مجاهد خلق به نام‌های [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|اکبر دانشورکار]]، [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]]، [[پویا قبادی]]، [[بابک علیپور]]، [[وحید بنی عامریان]] و [[ابوالحسن منتظر]] به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران حلق‌آویز شدند.
 
[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:ژان زیگلر -۲.jpg|جایگزین=ژان زیگلر|بندانگشتی|180x180پیکسل|ژان زیگلر]]</div>
<div>[[پرونده:نیما شاهی،اعدام.jpg|جایگزین=محمد معصوم‌شاهی|بندانگشتی|180x180پیکسل|محمد معصوم‌شاهی]]</div>
   <div>
   <div>
'''محمد معصوم‌‌ شاهی'''، (متولد ۱۳۶۶، تهران - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) ۳۸ ساله کارگر فنی اهل تهران و ساکن کرج، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.
'''ژان زیگلر''' (به فرانسوی: Jean Ziegler؛ زادهٔ ۱۹ آوریل ۱۹۳۴ در تون سوئیس – درگذشتهٔ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ در ژنوجامعه‌شناس، نویسنده، سیاستمدار سوئیسی و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فکری چپ در جهان معاصر بود. او گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد در امور حق غذا (۲۰۰۰–۲۰۰۸) و معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. زیگلر با بی‌پروایی و تعهد عمیق، سرمایه‌داری جهانی را «وحشی» و «قاتل» می‌نامید و گرسنگی را نه یک بلای طبیعی، بلکه «جنایت سازمان‌یافته» علیه بشریت توصیف می‌کرد.  
 
قضاییه رژیم ایران محمد معصوم شاهی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری او در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود. منابع غیروابسته به رژیم ایران اتهامات او را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند. 
 
محمد معصوم شاهی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌ است.
 
پس از انتقال شتاب‌زده‌ی او به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[حامد ولیدی]]، در زندان مرکزی کرج اعدام شد. مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.


لازم به یادآوری است که در فروردین همین ماه، ۶ زندانی سیاسی مجاهد خلق به نام‌های [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|اکبر دانشورکار]]، [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]]، [[پویا قبادی]]، [[بابک علیپور]]، [[وحید بنی عامریان]] و [[ابوالحسن منتظر]] به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران حلق‌آویز شدند.
جملهٔ معروف او «هر کودکی که از گرسنگی می‌میرد، به قتل رسیده است» به نماد تعهدش به عدالت جهانی تبدیل شد. زیگلر بیش از نیم قرن در عرصه‌های دانشگاهی، پارلمانی و بین‌المللی فعالیت کرد و کتاب‌هایی نوشت که به زبان‌های متعدد ترجمه شدند و میلیون‌ها خواننده یافتند. او منتقد سرسخت جهانی‌سازی لیبرال، بانکداری سوئیس، شرکت‌های چندملیتی و سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال بود. زیگلر دوست دیرینه دکتر [[کاظم رجوی]] و حامی مقاومت ایران بود و در دهه‌های مختلف از حقوق مجاهدین اشرف و زندانیان سیاسی ایران دفاع کرد.


[[محمد معصوم شاهی|بیشتر بخوانید...]]
[[ژان زیگلر|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:غزال مولان1.jpg|جایگزین=غزال مولان|بندانگشتی|180x180پیکسل|غزال مولان]]</div>
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|180x180پیکسل|ژاندارک]]</div>
   <div>
   <div>
'''غزال مولان'''، با نام کامل غزال مولان چپرآباد، (متولد ۱۳۸۵، مهاباد - جان‌باخته ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، کمپ سورداش، استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق) پیشمرگه ۱۹ ساله حزب کومله زحمتکشان کردستان، در حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به کمپ سورداش در استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق جان باخت.
این حمله در بعدازظهر ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ (۱۴ آوریل ۲۰۲۶) رخ داد که همزمان با هفتمین روز آتش‌بس میان [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]] بود. غزال مولان یکی از سه پیشمرگه زن زخمی در این حمله بود که ساعاتی بعد بر اثر جراحات شدید در بیمارستان درگذشت. دو مجروح دیگر وضعیت پایداری داشتند.


غزال مولان اهل مهاباد استان آذربایجان غربی و دارای نامزد بود و مانند هزاران زن و جوان کرد علیه تبعیض و سرکوب به پیشمرگه پیوسته بود. بیانیه کومله زحمتکشان تأکید کرد که این حملات تروریستی سند دیگری بر ماهیت ضدانسانی جمهوری اسلامی است.
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.


کمپ سورداش پایگاه مشترکی برای انجمن کادحی کردستان و انجمن انقلابی کادحی کردستان بود. در همان روز (۲۵ فروردین) کمپ آزادی [[حزب دموکرات کردستان ایران]] نیز هدف قرار گرفت ولی تلفات جانی نداشت. در این حمله، دستگاه مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان دو پهپاد را ساقط کرد.
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.  


اقلیم کردستان تاکنون بیش از ۷۰۰ حمله را متحمل شده و ۱۸ کشته و ۹۳ زخمی داشت. حزب دموکرات کردستان ایران اعلام کرد مقرهایش ۱۱۰ بار هدف قرار گرفته‌اند. روی یکی از پهپادها عبارت «به یاد رهبر شهیدم [[سید علی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]]» نوشته شده بود ولی رژیم مسئولیت رسمی نپذیرفته‌ است.
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.  


مرگ غزال مولان نمادی از ادامه سرکوب احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی حتی در خاک اقلیم کردستان و در میانه آتش‌بس اعلام‌ شده‌ است. این رویداد بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های کردی یافت و به عنوان سند دیگری از رویکرد ضد انسانی رژیم توصیف شد.
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.


[[سازمان مجاهدین خلق ایران]] شهادت غزال مولان پیشمرگه کومله زحمتکشان کردستان را به رهبری و همرزمان و بستگانش تسلیت گفت و از شورای امنیت [[سازمان ملل متحد]] خواست که به حملات پهپادی و موشکی رژیم جمهوری اسلامی علیه گروه‌های کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق رسیدگی کند.
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.


[[غزال مولان|بیشتر بخوانید...]]
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۴۴

نوشتارهای جدید هفته
محمدجواد وفایی ثانی
محمدجواد وفایی ثانی

}}محمدجواد وفایی ثانی، (زاده سال ۱۳۷۴، مشهد) زندانی سیاسی است که پس از قیام سراسری آبان‌ماه ۱۳۹۸، در مشهد دستگیر شد. محمدجواد وفایی ثانی قهرمان بوکس باشگاه‌های مشهد به افساد فی‌الارض از طریق آتش زدن و تخریب ساختمان تعزیرات حکومتی، شرکت در اعتراضات آبان ۹۸، و اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شد. محمدجواد وفایی ثانی پس از دستگیری، توسط نیروهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی، مورد شکنجه‌های روحی و جسمی برای اعترافات اجباری قرار گرفت. او در دی‌ماه سال ۱۴۰۰، توسط قاضی منصوری در شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد. این حکم اعدام با تلاش وکلا در دادگاه دیوان عالی نقض شد، اما پرونده‌ی این زندان سیاسی به شعبه‌ی دیگر دادگاه انقلاب ارسال و مجدداً حکم اعدام برای او صادر شد که این حکم به بابک پاک‌نیا، وکیل محمدجواد وفایی ثانی در دوم مردادماه ۱۴۰۲، ابلاغ گردید. خبر اعدام این زندانی سیاسی و انتقال وی به سلول‌های انفرادی، بازتاب‌های بسیاری در سطح بین‌المللی داشت، از جمله نامه‌ی ۸۵ تن از کارشناسان و مدافعان حقوق بشر به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای اقدام فوری و ممانعت از اعدام محمدجواد وفایی ثانی، نامه‌ی ۱۵ تن از سیاستمداران و اعضای پارلمان بلژیک، نامه‌ی ۱۰ تن از وزیران پیشین کشورهای مختلف و نامه‌ی ۲۵ تن از پارلمان فدرال استرالیا به کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد جهت اقدام فوری برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی، نمونه‌های از واکنش جهانی نسبت به خطر اعدام محمدجواد وفایی ثانی بود. هم‌چنین شورای ملی مقاومت و کمیسیون این شورا، برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی فراخوان داد؛ و اطلاعیه‌هایی صادر کرد. خانواده‌ی محمدجواد وفایی ثانی، به‌شدت زیر نظر و فشار نهادهای امنیتی رژیم ایران هستند تا درباره‌ی وضعیت فرزندشان در زندان، با رسانه‌ها مصاحبه‌ای انجام ندهند. همچنین در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۴، برای بار سوم، حکم اعدام این زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور تایید شد.

بیشتر بخوانید...

ژان زیگلر
ژان زیگلر

ژان زیگلر (به فرانسوی: Jean Ziegler؛ زادهٔ ۱۹ آوریل ۱۹۳۴ در تون سوئیس – درگذشتهٔ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ در ژنو)، جامعه‌شناس، نویسنده، سیاستمدار سوئیسی و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فکری چپ در جهان معاصر بود. او گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد در امور حق غذا (۲۰۰۰–۲۰۰۸) و معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. زیگلر با بی‌پروایی و تعهد عمیق، سرمایه‌داری جهانی را «وحشی» و «قاتل» می‌نامید و گرسنگی را نه یک بلای طبیعی، بلکه «جنایت سازمان‌یافته» علیه بشریت توصیف می‌کرد.

جملهٔ معروف او «هر کودکی که از گرسنگی می‌میرد، به قتل رسیده است» به نماد تعهدش به عدالت جهانی تبدیل شد. زیگلر بیش از نیم قرن در عرصه‌های دانشگاهی، پارلمانی و بین‌المللی فعالیت کرد و کتاب‌هایی نوشت که به زبان‌های متعدد ترجمه شدند و میلیون‌ها خواننده یافتند. او منتقد سرسخت جهانی‌سازی لیبرال، بانکداری سوئیس، شرکت‌های چندملیتی و سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال بود. زیگلر دوست دیرینه دکتر کاظم رجوی و حامی مقاومت ایران بود و در دهه‌های مختلف از حقوق مجاهدین اشرف و زندانیان سیاسی ایران دفاع کرد.

بیشتر بخوانید...


ژاندارک
ژاندارک

ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزه‌ی اورلئان، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.

ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.

ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.

پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی بوْروی منتقل کردند.

در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…

در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.

ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت:

«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام».

شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.

بیشتر بخوانید...