کاربر:Khosro/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
اصلاح املا، اصلاح ارقام
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]]'''امیرحسین امام‌جمعه'''، (متولد ۱۳۶۵، تهران – جان‌باخته ۱۸ دی ۱۴۰۴، تهران) یکی از معترضانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴، در محله‌ی هفت‌حوض نارمک مورد اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. امیرحسین امام‌جمعه همراه با همسرش به خیابان رفته بود که یک تک‌تیرانداز از بام مسجد او را هدف قرار می‌دهد و گلوله به صورتش اصابت می‌کند، او در آغوش همسرش جان باخت.
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]]
{{جعبه زندگینامه
|نام_شخص=پارسا رحمتی
|تصویر=پارسا رحمتی2.png
|عرض_تصویر=260px
|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، پارسا رحمتی
|تاریخ_تولد=
|محل_تولد=تهران
|تاریخ_مرگ=
|ملیت=
|محل_مرگ=تهران
|مدفن=تهران
|علت مرگ=اصابت گلوله مأموران حکومتی به گلو
|شناخته‌شده برای=
|همسر=
|والدین=
|تاریخ تولد=۱۳۸۵
|تاریخ مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴}}
'''پارسا رحمتی'''، (متولد ۱۳۸۵، تهران – جان‌باخته ۱۸ دی ۱۴۰۴، تهران) جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، مورد اصابت گلوله جنگی مأموران سرکوبگر قرار گرفت و جان خود را از دست داد. پارسا رحمتی در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در محله فلاح تهران، هدف مستقیم گلوله جنگی از پشت سر به ناحیه گلو قرار گرفت و به قتل رسید


پس از کشته‌شدن امیرحسین، خانواده‌اش خیلی پی‌گیر تحویل‌گیری پیکرش شدند، اما تحویل نمی‌دادند. بالاخره پس از چند روز پی‌گیری پیکر امیرحسین را در پزشک قانونی کهریزک پیدا کردند، جایی که انبوهی از اجساد معترضان در کیسه‌های سیاه دیده می‌شد. مأموران امنیتی به خانواده‌ی امیرحسین امام‌جمعه گفته بودند که او را تروریست‌ها کشته‌اند و مدارک خواسته بودند که او را به عنوان شهید ثبت کنند، اما خانواده‌ قبول نکردند.  
یکی از نزدیکان خانواده پارسا رحمتی جان باختن او را چنین روایت کرده است:<blockquote>«پارسا رحمتی شامگاه ۱۸ دی‌ماه از خانه خارج شده بود تا به دیدار دوستانش برود. در حوالی میدان گلچین و هم‌زمان با شلوغی و تیراندازی در منطقه، هدف شلیک گلوله جنگی به ناحیه گلو قرار می‌گیرد. پارسا با وجود جراحت شدید، در یکی از کوچه‌های حوالی محله فلاح روی زمین می‌افتد و جان خود را از دست می‌دهد. پیکر او حدود یک ساعت در همان محل باقی می‌ماند تا اینکه یکی از اهالی محل که او را می‌شناخته، پیکر بی‌جانش را پیدا کرده و پدرش را مطلع می‌کند...»</blockquote>پس از کشته شدن پارسا رحمتی، پدر او خودش را به محل رسانده و پیکر فرزندش را به خودرو منتقل می‌کند. او با پوشاندن صورت پارسا، طوری وانمود می‌کند که خانواده فکر کنند که حال او وخیم است. مادر پارسا وقتی به خودرو نزدیک می‌شود، فرزندش را غرق خون می‌بیند.


به خانواده‌ی او گفته بودند که بچه‌تون (بچه‌ی دیگر خانواده) می‌خواهد برود دانشگاه و به کمک نیاز دارد! خانواده امیرحسین در پاسخ گفته بودند که بچه‌ی ما با صلاحیت خودش دانشگاه می‌رود و نیازی به کمک شما نداریم. سرانجام پیکر امیرحسین را با گرفتن تعهد و امضاء به خانواده تحویل دادند. امیرحسین را با گلوله‌ای که توی صورتش بود و نتوانسته بودند خارجش کنند، به خاک سپاردند.
نهادهای امنیتی پیکر پارسا رحمتی را تا روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه به خانواده تحویل ندادند و سرانجام با فشار و تهدید شدید خانواده، پیکر پارسا در ازای پرداخت مبلغ ۳۵۰ میلیون تومان به خانواده‌اش تحویل داده شد. مأموران حکومتی به خانواده تأکید کردند که خاکسپاری فرزندشان باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام شود و از هرگونه اطلاع‌رسانی و یا برگزاری مراسم عمومی خودداری کنند. خانواده پارسا رحمتی به‌ناچار مراسم را محدود و کوتاه در یک حسینیه کوچک برگزار کردند.


امیرحسین امام‌جمعه در یک شرکت پخش دارو یا مواد غذایی کار می‌کرد. او یک دختر ۹ ساله داشت و عاشق خانواده‌اش بود و هر کاری برای خانواده‌اش انجام می‌داد. شبی که امیرحسین همراه با همسرش می‌خواست برای شرکت در اعتراضات برود، خانواده همسرش اصرار کرده بودند که نروند، اما امیرحسین گفته بود که می‌رویم و حتی اگر نتوانم خودم برگردم، دخترتان را سالم برمی‌گردانم.<ref>[https://www.radiofarda.com/a/iran-amirhosseinemamjomee-protests-victems/33671097.html امیرحسین امام‌جمعه؛ معترضی که با گلوله توی صورتش به خاک سپرده شد - رادیو فردا]</ref>
پس از خاکسپاری پارسا رحمتی نیز خانواده‌ی او همچنان تحت فشار قرار داشتند تا علت مرگ فرزندشان را تصادف اعلام کنند. همچنین نهادهای امنیتی خانواده‌ی او را برای معرفی پارسا به‌عنوان شهید تحت فشار قرار دادند.
[[پرونده:امیرحسین امام جمعه،تهران.jpg|بندانگشتی]]


== منبع: ==
همچنین پس از خاکسپاری پارسا، نیروهای امنیتی به‌مدت یک هفته شب‌ها مقابل محل کار پارسا حاضر شده و با تهدید، فشار و شلیک تیر هوایی، خانواده‌ی او و همکارانش را تحت فشار قرار می‌دادند.
 
پارسا رحمتی دانشجوی رشته‌ی مدیریت بازرگانی بود و به دلیل شرایط دشوار اقتصادی خانواده، پس از دریافت مدرک دیپلم، برای کمک به تأمین هزینه‌های زندگی خانواده‌اش، هم‌زمان در دو محل کار می‌کرد. او هم در یک کارگاه تولیدی کوچک مشغول کارگری بود و هم به‌عنوان باریستا در یک کافه شیفت شب کار می‌کرد تا به تأمین هزینه‌های خانواده کمک کند. پارسا همچنین آموزش دوره‌های نجاری را گذرانده بود و آرزو داشت که روزی خودش کارگاه نجاری راه‌اندازی کند.
 
پارسا رحمتی تنها پسر خانواده بود و یک خواهر بزرگ‌تر از خودش داشت. کمتر از یک ماه به تولد ۲۰ سالگی پارسا مانده بود و ۱۵ بهمن‌ماه سالروز تولدش می‌شد. خانواده‌اش گفته‌اند که او برای تولد ۲۰ سالگی‌اش برنامه‌ریزی کرده بود.
 
نزدیکان و دوستان پارسا رحمتی او را جوانی  مهربان، شوخ‌طبع، زحمتکش و مسئولیت‌پذیر توصیف می‌کنند که نقش مهمی در حمایت مالی از خانواده‌اش داشته است.<ref>[https://iranwire.com/fa/news-1/148923-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%84%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF/ پارسا رحمتی با شلیک گلوله جنگی از پشت سر کشته شد - ایران وایر]</ref><ref>[https://iranemroz.wordpress.com/2026/01/24/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C%D8%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88/ پارسا رحمتی، جوان ۲۰ ساله با گلوله مأموران امنیتی در منطقه فلاح تهران کشته شده است - ایران امروز]</ref>
 
== منابع: ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۱

پارسا رحمتی
شهید قیام سراسری، پارسا رحمتی
زادروز۱۳۸۵
تهران
درگذشت۱۸ دی ۱۴۰۴
تهران
علت مرگاصابت گلوله مأموران حکومتی به گلو
آرامگاهتهران

پارسا رحمتی، (متولد ۱۳۸۵، تهران – جان‌باخته ۱۸ دی ۱۴۰۴، تهران) جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴، مورد اصابت گلوله جنگی مأموران سرکوبگر قرار گرفت و جان خود را از دست داد. پارسا رحمتی در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در محله فلاح تهران، هدف مستقیم گلوله جنگی از پشت سر به ناحیه گلو قرار گرفت و به قتل رسید

یکی از نزدیکان خانواده پارسا رحمتی جان باختن او را چنین روایت کرده است:

«پارسا رحمتی شامگاه ۱۸ دی‌ماه از خانه خارج شده بود تا به دیدار دوستانش برود. در حوالی میدان گلچین و هم‌زمان با شلوغی و تیراندازی در منطقه، هدف شلیک گلوله جنگی به ناحیه گلو قرار می‌گیرد. پارسا با وجود جراحت شدید، در یکی از کوچه‌های حوالی محله فلاح روی زمین می‌افتد و جان خود را از دست می‌دهد. پیکر او حدود یک ساعت در همان محل باقی می‌ماند تا اینکه یکی از اهالی محل که او را می‌شناخته، پیکر بی‌جانش را پیدا کرده و پدرش را مطلع می‌کند...»

پس از کشته شدن پارسا رحمتی، پدر او خودش را به محل رسانده و پیکر فرزندش را به خودرو منتقل می‌کند. او با پوشاندن صورت پارسا، طوری وانمود می‌کند که خانواده فکر کنند که حال او وخیم است. مادر پارسا وقتی به خودرو نزدیک می‌شود، فرزندش را غرق خون می‌بیند.

نهادهای امنیتی پیکر پارسا رحمتی را تا روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه به خانواده تحویل ندادند و سرانجام با فشار و تهدید شدید خانواده، پیکر پارسا در ازای پرداخت مبلغ ۳۵۰ میلیون تومان به خانواده‌اش تحویل داده شد. مأموران حکومتی به خانواده تأکید کردند که خاکسپاری فرزندشان باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام شود و از هرگونه اطلاع‌رسانی و یا برگزاری مراسم عمومی خودداری کنند. خانواده پارسا رحمتی به‌ناچار مراسم را محدود و کوتاه در یک حسینیه کوچک برگزار کردند.

پس از خاکسپاری پارسا رحمتی نیز خانواده‌ی او همچنان تحت فشار قرار داشتند تا علت مرگ فرزندشان را تصادف اعلام کنند. همچنین نهادهای امنیتی خانواده‌ی او را برای معرفی پارسا به‌عنوان شهید تحت فشار قرار دادند.

همچنین پس از خاکسپاری پارسا، نیروهای امنیتی به‌مدت یک هفته شب‌ها مقابل محل کار پارسا حاضر شده و با تهدید، فشار و شلیک تیر هوایی، خانواده‌ی او و همکارانش را تحت فشار قرار می‌دادند.

پارسا رحمتی دانشجوی رشته‌ی مدیریت بازرگانی بود و به دلیل شرایط دشوار اقتصادی خانواده، پس از دریافت مدرک دیپلم، برای کمک به تأمین هزینه‌های زندگی خانواده‌اش، هم‌زمان در دو محل کار می‌کرد. او هم در یک کارگاه تولیدی کوچک مشغول کارگری بود و هم به‌عنوان باریستا در یک کافه شیفت شب کار می‌کرد تا به تأمین هزینه‌های خانواده کمک کند. پارسا همچنین آموزش دوره‌های نجاری را گذرانده بود و آرزو داشت که روزی خودش کارگاه نجاری راه‌اندازی کند.

پارسا رحمتی تنها پسر خانواده بود و یک خواهر بزرگ‌تر از خودش داشت. کمتر از یک ماه به تولد ۲۰ سالگی پارسا مانده بود و ۱۵ بهمن‌ماه سالروز تولدش می‌شد. خانواده‌اش گفته‌اند که او برای تولد ۲۰ سالگی‌اش برنامه‌ریزی کرده بود.

نزدیکان و دوستان پارسا رحمتی او را جوانی  مهربان، شوخ‌طبع، زحمتکش و مسئولیت‌پذیر توصیف می‌کنند که نقش مهمی در حمایت مالی از خانواده‌اش داشته است.[۱][۲]

منابع: