فضل‌الله تدین چهارسوقی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه زندگینامه |نام_شخص=فضل‌الله تدین چهارسوقی |تصویر=فضل‌الله تدین چهارسوقی.jpg |عرض_تصویر=260px |توضیح_تصویر=فضل‌الله تدین چهارسوقی |تاریخ_تولد=۱۳۲۷ |محل_تولد=اصفهان |تاریخ_مرگ=۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ |ملیت=ایرانی |محل_مرگ=تهران |مدفن= |علت مرگ=شهادت د...» ایجاد کرد
 
نوشتن مقاله جدید
 
خط ۱۷: خط ۱۷:
|تاریخ مرگ=۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱
|تاریخ مرگ=۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱
}}
}}
'''فضل‌الله تدین چهارسوقی'''، (زاده ۱۳۲۷ در اصفهان – شهید ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران)، مجاهد خلق، زمین‌شناس و مبارز انقلابی بود که پس از سال‌ها زندان در رژیم پهلوی و فعالیت گسترده پس از انقلاب، در جریان حمله پاسداران به پایگاه مجاهدین در تهران به شهادت رسید. او کاندیدای سازمان مجاهدین خلق در انتخابات مجلس از اصفهان بود و وصیت‌نامه معروف او، که چند ماه پیش از شهادت نوشته شد، یکی از اسناد مهم ایدئولوژیک و سیاسی مجاهدین در مبارزه با رژیم خمینی به شمار می‌رود.
'''فضل‌الله تدین چهارسوقی'''، (زاده ۱۳۲۷ در اصفهان – شهادت ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران)، مجاهد خلق، زمین‌شناس و مبارز انقلابی بود که پس از سال‌ها زندان در رژیم پهلوی و فعالیت گسترده پس از انقلاب، در جریان حمله پاسداران به پایگاه مجاهدین به تاریخ [[ضربه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱|۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱]] در تهران به شهادت رسید. او کاندیدای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در انتخابات مجلس از اصفهان بود و وصیت‌نامه معروف او، که چند ماه پیش از شهادت نوشته شد، یکی از اسناد مهم ایدئولوژیک و سیاسی مجاهدین در مبارزه با رژیم خمینی به شمار می‌رود.
== پیشینه ==
== پیشینه ==
فضل‌الله تدین چهارسوقی در سال ۱۳۲۷ در شهر اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر گذراند و از سال ۱۳۴۶ در رشته زمین‌شناسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او در دوران دانشجویی با شهید محمد مفیدی آشنا شد و این آشنایی، شور انقلابی او را تقویت کرد. فضل‌الله از اواخر سال ۱۳۵۰ به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمد و به یکی از تیم‌های عملیاتی پیوست.<ref name=":0">[https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/19185 زندگینامه مجاهد شهید فضل‌الله تدین چهارسوقی - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>
فضل‌الله تدین چهارسوقی در سال ۱۳۲۷ در شهر اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر گذراند و از سال ۱۳۴۶ در رشته زمین‌شناسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او در دوران دانشجویی با مجاهد شهید محمد مفیدی آشنا شد و این آشنایی، شور انقلابی او را تقویت کرد. فضل‌الله از اواخر سال ۱۳۵۰ به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمد و به یکی از تیم‌های عملیاتی پیوست.<ref name=":0">[https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/19185 زندگینامه مجاهد شهید فضل‌الله تدین چهارسوقی - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>
== زندان در رژیم شاه ==
== زندان در رژیم شاه ==
در اواسط سال ۱۳۵۰، فضل‌الله تدین توسط ساواک دستگیر شد. او پس از تحمل شکنجه‌های شدید، در بیدادگاه نظامی شاه به ۱۰ سال زندان محکوم گردید. دوران زندان او در زندان‌های قصر و اوین سپری شد. فضل‌الله در زندان تحت مسئولیت کاظم ذوالانوار قرار داشت و از این فرصت برای فراگیری آموزش‌های انقلابی سازمان استفاده کرد. او در برابر ضربه اپورتونیستی سال ۱۳۵۴ ایستادگی کرد و تحت رهبری مسعود رجوی از مواضع اصولی سازمان دفاع نمود. در سال ۱۳۵۷ با اوج‌گیری قیام ضدسلطنتی از زندان آزاد شد.<ref name=":0" />
در اواسط سال ۱۳۵۰، فضل‌الله تدین توسط ساواک دستگیر شد. او پس از تحمل شکنجه‌های شدید، در بیدادگاه نظامی شاه به ۱۰ سال زندان محکوم گردید. دوران زندان او در زندان‌های قصر و اوین سپری شد. فضل‌الله در زندان تحت مسئولیت [[کاظم ذوالانوار]] قرار داشت و از این فرصت برای فراگیری آموزش‌های انقلابی سازمان استفاده کرد. او در برابر ضربه اپورتونیستی سال ۱۳۵۴ ایستادگی کرد و تحت رهبری [[مسعود رجوی]] از مواضع اصولی سازمان دفاع نمود. در سال ۱۳۵۷ با اوج‌گیری قیام ضدسلطنتی از زندان آزاد شد.<ref name=":0" />
== فعالیت پس از انقلاب ==
== فعالیت پس از انقلاب ==
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، فضل‌الله تدین به همراه مجاهد شهید حسین جنتی، جنبش ملی مجاهدین را در اصفهان تأسیس کرد و نظارت بر فعالیت‌های سازمان در استان را بر عهده گرفت. او در انتخابات مجلس شورای ملی از اصفهان کاندید شد و با وجود تقلبات گسترده، آرای قابل توجهی کسب کرد که نشان‌دهنده محبوبیت مجاهدین در این شهر بود.
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، فضل‌الله تدین به همراه مجاهد شهید حسین جنتی، جنبش ملی مجاهدین را در اصفهان تأسیس کرد و نظارت بر فعالیت‌های سازمان در استان را بر عهده گرفت. او در انتخابات مجلس شورای ملی از اصفهان کاندید شد و با وجود تقلبات گسترده، آرای قابل توجهی کسب کرد که نشان‌دهنده محبوبیت مجاهدین در این شهر بود. از پاییز ۱۳۵۸ در ستاد مرکزی مجاهدین در تهران (بخش آموزش) فعالیت کرد و از اواسط سال ۱۳۵۹ مسئولیت استان‌های غرب کشور را در بخش شهرستان بر عهده گرفت. فضل‌الله به عنوان فردی متعهد، باانضباط و دارای مسئولیت‌پذیری بالا شناخته می‌شد.<ref name=":0" />
از پاییز ۱۳۵۸ در ستاد مرکزی مجاهدین در تهران (بخش آموزش) فعالیت کرد و از اواسط سال ۱۳۵۹ مسئولیت استان‌های غرب کشور را در بخش شهرستان بر عهده گرفت. فضل‌الله به عنوان فردی متعهد، باانضباط و دارای مسئولیت‌پذیری بالا شناخته می‌شد.<ref name=":0" />
== شهادت ==
== شهادت ==
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، پایگاه محل فعالیت فضل‌الله تدین چهارسوقی مورد حمله وحشیانه پاسداران خمینی قرار گرفت. او به همراه دیگر مجاهدین تا آخرین گلوله مقاومت کرد و در جریان این درگیری قهرمانانه به شهادت رسید. شهادت او نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است.<ref name=":0" />
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، پایگاه محل فعالیت فضل‌الله تدین چهارسوقی مورد حمله وحشیانه پاسداران خمینی قرار گرفت. او به همراه دیگر مجاهدین تا آخرین گلوله مقاومت کرد و در جریان این درگیری قهرمانانه به شهادت رسید. شهادت او نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است.<ref name=":0" />
== وصیت‌نامه ==
== وصیت‌نامه ==
فضل‌الله تدین چهارسوقی چند ماه پیش از شهادت، در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۶۰، وصیت‌نامه‌ای خطاب به پدر و مادرش نوشت که در آن به تحلیل شرایط سیاسی، جنایات رژیم خمینی و لزوم ادامه مبارزه پرداخته است. متن کامل وصیت‌نامه به شرح زیر است:
فضل‌الله تدین چهارسوقی چند ماه پیش از شهادت، در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۶۰، وصیت‌نامه‌ای خطاب به پدر و مادرش نوشت که در آن به تحلیل شرایط سیاسی، جنایات رژیم خمینی و لزوم ادامه مبارزه پرداخته است. متن کامل وصیت‌نامه به شرح زیر است:
بنام خدا
 
«به‌نام خدا
 
پدر و مادر سلام،
پدر و مادر سلام،
مدتی بود که تصمیم داشتم به‌نحوی با شما تماس بگیرم ولی حقیقت اینست که در این شرایط به‌خصوص هر نوع رابطه دیگر با توجه به خطرات آن ترجیح دادم توسط نامه حرفها و یا وصیت خودم را در چند جمله برای شما بنویسم:
مدتی بود که تصمیم داشتم به‌نحوی با شما تماس بگیرم ولی حقیقت اینست که در این شرایط به‌خصوص هر نوع رابطه دیگر با توجه به خطرات آن ترجیح دادم توسط نامه حرفها و یا وصیت خودم را در چند جمله برای شما بنویسم:
شاید بتوانم کمی نگرانی و اضطراب و فشارهای روحی طاقت‌فرسایی را که به‌خصوص تو مادر، متحمل می‌شوی تصور کنم. از یکطرف شاهد جنایتهای بی‌شرمانه مرتجعین دین‌فروش چنگیز صفت هستی که در سراسر کشور و از جمله شهرمان جوانان را قتل‌عام می‌کنند و از طرف دیگر... با دهها مادر داغدار و فرزند از دست داده داری که... به فاصله چند روز دست ناپاک دژخیمان خمینی وقیح و بی‌شرم جان جگر گوشگان آنان را گرفت.
شاید بتوانم کمی نگرانی و اضطراب و فشارهای روحی طاقت‌فرسایی را که به‌خصوص تو مادر، متحمل می‌شوی تصور کنم. از یکطرف شاهد جنایتهای بی‌شرمانه مرتجعین دین‌فروش چنگیز صفت هستی که در سراسر کشور و از جمله شهرمان جوانان را قتل‌عام می‌کنند و از طرف دیگر... با دهها مادر داغدار و فرزند از دست داده داری که... به فاصله چند روز دست ناپاک دژخیمان خمینی وقیح و بی‌شرم جان جگر گوشگان آنان را گرفت.
باورکن خیلی دلم می‌خواست که می‌توانستم نامه‌ام را خطاب به بیش از یکصد نفر از مادران عزیز شهرمان بنویسم که در دامان پاکشان فرزندان مجاهدی را پرورش دادند که تا پای چوبه‌های تیرباران ایستادگی کردند، تا شاید بدینوسیله ذره‌ای از غم جانکاه آنان کم کرده باشم. آخر من تعداد بسیاری از این شهدای پاکباز و جان برکف را از نزدیک می‌شناختم و به کمک آنان بود که از همان آغاز چنگ‌اندازی ارتجاع بر ثمرات انقلاب که می‌کوشید بندهای استبداد را این‌ بار تحت نام اسلام دوباره به دست و پای مردم ببندد مقاومت می‌کردیم و در حد توانمان پرده از نیات پلید و ضداسلامی آن برمی‌داشتیم و از همین روست که می‌بینیم اکنون خمینی خونخوار با کمال وقاحت و خشم هم‌چون تمام حامیان تاریخ بی‌محابا دستور قتل‌عام رشیدترین فرزندان خلق را صادر می‌کند، تا شاید چند روزی بیشتر به حکومت انگل‌وار خود و دار و دسته‌اش ادامه دهد. اما هیهات... .
باورکن خیلی دلم می‌خواست که می‌توانستم نامه‌ام را خطاب به بیش از یکصد نفر از مادران عزیز شهرمان بنویسم که در دامان پاکشان فرزندان مجاهدی را پرورش دادند که تا پای چوبه‌های تیرباران ایستادگی کردند، تا شاید بدینوسیله ذره‌ای از غم جانکاه آنان کم کرده باشم. آخر من تعداد بسیاری از این شهدای پاکباز و جان برکف را از نزدیک می‌شناختم و به کمک آنان بود که از همان آغاز چنگ‌اندازی ارتجاع بر ثمرات انقلاب که می‌کوشید بندهای استبداد را این‌ بار تحت نام اسلام دوباره به دست و پای مردم ببندد مقاومت می‌کردیم و در حد توانمان پرده از نیات پلید و ضداسلامی آن برمی‌داشتیم و از همین روست که می‌بینیم اکنون خمینی خونخوار با کمال وقاحت و خشم هم‌چون تمام حامیان تاریخ بی‌محابا دستور قتل‌عام رشیدترین فرزندان خلق را صادر می‌کند، تا شاید چند روزی بیشتر به حکومت انگل‌وار خود و دار و دسته‌اش ادامه دهد. اما هیهات... .
پس صحیح است اگر فکر کنیم که شهدای قهرمان ما و به قیمت جانشان در آگاه کردن مردم از ماهیت کثیف و ضداسلامی خمینی و افشای دار و دسته‌اش از هیچ کوششی فروگذار نکردند و با ایثار خونهای پاکشان لکه ننگ ابدی بر دامن این ریاکاران مسلمان می‌نشاندند.
پس صحیح است اگر فکر کنیم که شهدای قهرمان ما و به قیمت جانشان در آگاه کردن مردم از ماهیت کثیف و ضداسلامی خمینی و افشای دار و دسته‌اش از هیچ کوششی فروگذار نکردند و با ایثار خونهای پاکشان لکه ننگ ابدی بر دامن این ریاکاران مسلمان می‌نشاندند.
مادر عزیزم سلام مرا به همه مادران داغدار برسان و به آنان بگو که مبادا هرگز در از دست دادن فرزندانشان شکوه و شکایتی بکنند، زیرا که رسوا کردن همیشگی حکومت خمینی که مکر معاویه و خونخواری یزید، هر دو را با هم دارد ایستادگی و از خود گذشتگی جوانان را می‌طلبد که هم از هوشیاری و آگاهی امام حسن (ع) و هم از شهامت و فداکاری امام حسین (ع) بهره‌ای برده باشند. مادر به آنان بگو که اگر‌چه غم از دست دادن فرزند بسی طاقت‌فرسا و سنگین است، اما فرزندان شما همواره در قلب و روح ما حضور دارند و هر لحظه عزم ما و مردم‌مان را استوارتر می‌کنند تا طومار ننگین رژیم سفاک خمینی را در هم بپیچیم و برای همیشه بارگران مشتی مفتخور انگلی را از دوش مردم این میهن اسلامی پاک نمائیم.
مادر عزیزم سلام مرا به همه مادران داغدار برسان و به آنان بگو که مبادا هرگز در از دست دادن فرزندانشان شکوه و شکایتی بکنند، زیرا که رسوا کردن همیشگی حکومت خمینی که مکر معاویه و خونخواری یزید، هر دو را با هم دارد ایستادگی و از خود گذشتگی جوانان را می‌طلبد که هم از هوشیاری و آگاهی امام حسن (ع) و هم از شهامت و فداکاری امام حسین (ع) بهره‌ای برده باشند. مادر به آنان بگو که اگر‌چه غم از دست دادن فرزند بسی طاقت‌فرسا و سنگین است، اما فرزندان شما همواره در قلب و روح ما حضور دارند و هر لحظه عزم ما و مردم‌مان را استوارتر می‌کنند تا طومار ننگین رژیم سفاک خمینی را در هم بپیچیم و برای همیشه بارگران مشتی مفتخور انگلی را از دوش مردم این میهن اسلامی پاک نمائیم.
مادر، به یقین اکنون مردم همه می‌دانند که در آینده نزدیک رژیم پوسیده مرتجعین، به‌رغم جنایتهای هولناکی که هر روزه مرتکب می‌شود و زنان و مردان شریفی نظیر دکتر شفایی و همسر و فرزندش را به جوخه‌های اعدام می‌سپارد به‌زودی از صفحه تاریخ محو خواهد گشت و انتقام خون خواهران و برادران عزیز مان از این حکام مرتجع گرفته خواهد شد. بی‌تردید قدرت طلبان مردم فریبی که سالیان دراز با تظاهر و ریا خود را برای بهره‌برداری از سفره آماده شده مهیا می‌خورند، اکنون به‌راحتی دست از قدرت و جنایت نخواهند شست و مردم را به‌حال خود نخواهند گذاشت. مگر این‌که تمامی مردم با رژیم پست و خون‌ریز خمینی آنطور رفتار کنند که با رژیم منحوس پهلوی کردند و در این راه من نیز افتخار می‌کنم که در مسیر نابودی بزرگترین دیکتاتوری فریب و تزویر جان خود را تقدیم اسلام و مردم نمایم.
مادر، به یقین اکنون مردم همه می‌دانند که در آینده نزدیک رژیم پوسیده مرتجعین، به‌رغم جنایتهای هولناکی که هر روزه مرتکب می‌شود و زنان و مردان شریفی نظیر دکتر شفایی و همسر و فرزندش را به جوخه‌های اعدام می‌سپارد به‌زودی از صفحه تاریخ محو خواهد گشت و انتقام خون خواهران و برادران عزیز مان از این حکام مرتجع گرفته خواهد شد. بی‌تردید قدرت طلبان مردم فریبی که سالیان دراز با تظاهر و ریا خود را برای بهره‌برداری از سفره آماده شده مهیا می‌خورند، اکنون به‌راحتی دست از قدرت و جنایت نخواهند شست و مردم را به‌حال خود نخواهند گذاشت. مگر این‌که تمامی مردم با رژیم پست و خون‌ریز خمینی آنطور رفتار کنند که با رژیم منحوس پهلوی کردند و در این راه من نیز افتخار می‌کنم که در مسیر نابودی بزرگترین دیکتاتوری فریب و تزویر جان خود را تقدیم اسلام و مردم نمایم.
زنده باد اسلام –مرگ بر رژیم خمینی جلاد
زنده باد اسلام –مرگ بر رژیم خمینی جلاد
والسلام
والسلام
۲۷/آبان /۶۰
۲۷/آبان /۶۰
فضل‌الله تدین چهارسوقی
فضل‌الله تدین چهارسوقی
== ارزیابی ==
== ارزیابی ==
فضل‌الله تدین چهارسوقی از نسل اول مجاهدین بود که از زندان شاه تا مبارزه مسلحانه علیه خمینی، مسیر پیوسته‌ای از مقاومت را طی کرد. وصیت‌نامه او سند مهمی از تحلیل سیاسی مجاهدین در اوج سرکوب سال ۱۳۶۰ است و نشان‌دهنده عمق آگاهی و تعهد او به مبارزه تا سرنگونی دیکتاتوری است. شهادت او در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، بخشی از حماسه بزرگ مقاومت مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی بود.
فضل‌الله تدین چهارسوقی از نسل اول مجاهدین بود که از زندان شاه تا مبارزه مسلحانه علیه خمینی، مسیر پیوسته‌ای از مقاومت را طی کرد. وصیت‌نامه او سند مهمی از تحلیل سیاسی مجاهدین در اوج سرکوب سال ۱۳۶۰ است و نشان‌دهنده عمق آگاهی و تعهد او به مبارزه تا سرنگونی دیکتاتوری است. شهادت او در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، بخشی از حماسه بزرگ مقاومت مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی بود.
== منابع ==
== منابع ==
[۱] زندگینامه مجاهد شهید فضل‌الله تدین چهارسوقی - سازمان مجاهدین خلق ایران - https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/19185

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۷

فضل‌الله تدین چهارسوقی
فضل‌الله تدین چهارسوقی
زادروز۱۳۲۷
اصفهان
درگذشت۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱
تهران
علت مرگشهادت در درگیری مسلحانه با پاسداران خمینی
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایمجاهد خلق شهید و کاندیدای مجلس

فضل‌الله تدین چهارسوقی، (زاده ۱۳۲۷ در اصفهان – شهادت ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران)، مجاهد خلق، زمین‌شناس و مبارز انقلابی بود که پس از سال‌ها زندان در رژیم پهلوی و فعالیت گسترده پس از انقلاب، در جریان حمله پاسداران به پایگاه مجاهدین به تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران به شهادت رسید. او کاندیدای سازمان مجاهدین خلق ایران در انتخابات مجلس از اصفهان بود و وصیت‌نامه معروف او، که چند ماه پیش از شهادت نوشته شد، یکی از اسناد مهم ایدئولوژیک و سیاسی مجاهدین در مبارزه با رژیم خمینی به شمار می‌رود.

پیشینه

فضل‌الله تدین چهارسوقی در سال ۱۳۲۷ در شهر اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر گذراند و از سال ۱۳۴۶ در رشته زمین‌شناسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او در دوران دانشجویی با مجاهد شهید محمد مفیدی آشنا شد و این آشنایی، شور انقلابی او را تقویت کرد. فضل‌الله از اواخر سال ۱۳۵۰ به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمد و به یکی از تیم‌های عملیاتی پیوست.[۱]

زندان در رژیم شاه

در اواسط سال ۱۳۵۰، فضل‌الله تدین توسط ساواک دستگیر شد. او پس از تحمل شکنجه‌های شدید، در بیدادگاه نظامی شاه به ۱۰ سال زندان محکوم گردید. دوران زندان او در زندان‌های قصر و اوین سپری شد. فضل‌الله در زندان تحت مسئولیت کاظم ذوالانوار قرار داشت و از این فرصت برای فراگیری آموزش‌های انقلابی سازمان استفاده کرد. او در برابر ضربه اپورتونیستی سال ۱۳۵۴ ایستادگی کرد و تحت رهبری مسعود رجوی از مواضع اصولی سازمان دفاع نمود. در سال ۱۳۵۷ با اوج‌گیری قیام ضدسلطنتی از زندان آزاد شد.[۱]

فعالیت پس از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، فضل‌الله تدین به همراه مجاهد شهید حسین جنتی، جنبش ملی مجاهدین را در اصفهان تأسیس کرد و نظارت بر فعالیت‌های سازمان در استان را بر عهده گرفت. او در انتخابات مجلس شورای ملی از اصفهان کاندید شد و با وجود تقلبات گسترده، آرای قابل توجهی کسب کرد که نشان‌دهنده محبوبیت مجاهدین در این شهر بود. از پاییز ۱۳۵۸ در ستاد مرکزی مجاهدین در تهران (بخش آموزش) فعالیت کرد و از اواسط سال ۱۳۵۹ مسئولیت استان‌های غرب کشور را در بخش شهرستان بر عهده گرفت. فضل‌الله به عنوان فردی متعهد، باانضباط و دارای مسئولیت‌پذیری بالا شناخته می‌شد.[۱]

شهادت

در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، پایگاه محل فعالیت فضل‌الله تدین چهارسوقی مورد حمله وحشیانه پاسداران خمینی قرار گرفت. او به همراه دیگر مجاهدین تا آخرین گلوله مقاومت کرد و در جریان این درگیری قهرمانانه به شهادت رسید. شهادت او نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است.[۱]

وصیت‌نامه

فضل‌الله تدین چهارسوقی چند ماه پیش از شهادت، در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۶۰، وصیت‌نامه‌ای خطاب به پدر و مادرش نوشت که در آن به تحلیل شرایط سیاسی، جنایات رژیم خمینی و لزوم ادامه مبارزه پرداخته است. متن کامل وصیت‌نامه به شرح زیر است:

«به‌نام خدا

پدر و مادر سلام،

مدتی بود که تصمیم داشتم به‌نحوی با شما تماس بگیرم ولی حقیقت اینست که در این شرایط به‌خصوص هر نوع رابطه دیگر با توجه به خطرات آن ترجیح دادم توسط نامه حرفها و یا وصیت خودم را در چند جمله برای شما بنویسم:

شاید بتوانم کمی نگرانی و اضطراب و فشارهای روحی طاقت‌فرسایی را که به‌خصوص تو مادر، متحمل می‌شوی تصور کنم. از یکطرف شاهد جنایتهای بی‌شرمانه مرتجعین دین‌فروش چنگیز صفت هستی که در سراسر کشور و از جمله شهرمان جوانان را قتل‌عام می‌کنند و از طرف دیگر... با دهها مادر داغدار و فرزند از دست داده داری که... به فاصله چند روز دست ناپاک دژخیمان خمینی وقیح و بی‌شرم جان جگر گوشگان آنان را گرفت. باورکن خیلی دلم می‌خواست که می‌توانستم نامه‌ام را خطاب به بیش از یکصد نفر از مادران عزیز شهرمان بنویسم که در دامان پاکشان فرزندان مجاهدی را پرورش دادند که تا پای چوبه‌های تیرباران ایستادگی کردند، تا شاید بدینوسیله ذره‌ای از غم جانکاه آنان کم کرده باشم. آخر من تعداد بسیاری از این شهدای پاکباز و جان برکف را از نزدیک می‌شناختم و به کمک آنان بود که از همان آغاز چنگ‌اندازی ارتجاع بر ثمرات انقلاب که می‌کوشید بندهای استبداد را این‌ بار تحت نام اسلام دوباره به دست و پای مردم ببندد مقاومت می‌کردیم و در حد توانمان پرده از نیات پلید و ضداسلامی آن برمی‌داشتیم و از همین روست که می‌بینیم اکنون خمینی خونخوار با کمال وقاحت و خشم هم‌چون تمام حامیان تاریخ بی‌محابا دستور قتل‌عام رشیدترین فرزندان خلق را صادر می‌کند، تا شاید چند روزی بیشتر به حکومت انگل‌وار خود و دار و دسته‌اش ادامه دهد. اما هیهات... .

پس صحیح است اگر فکر کنیم که شهدای قهرمان ما و به قیمت جانشان در آگاه کردن مردم از ماهیت کثیف و ضداسلامی خمینی و افشای دار و دسته‌اش از هیچ کوششی فروگذار نکردند و با ایثار خونهای پاکشان لکه ننگ ابدی بر دامن این ریاکاران مسلمان می‌نشاندند.

مادر عزیزم سلام مرا به همه مادران داغدار برسان و به آنان بگو که مبادا هرگز در از دست دادن فرزندانشان شکوه و شکایتی بکنند، زیرا که رسوا کردن همیشگی حکومت خمینی که مکر معاویه و خونخواری یزید، هر دو را با هم دارد ایستادگی و از خود گذشتگی جوانان را می‌طلبد که هم از هوشیاری و آگاهی امام حسن (ع) و هم از شهامت و فداکاری امام حسین (ع) بهره‌ای برده باشند. مادر به آنان بگو که اگر‌چه غم از دست دادن فرزند بسی طاقت‌فرسا و سنگین است، اما فرزندان شما همواره در قلب و روح ما حضور دارند و هر لحظه عزم ما و مردم‌مان را استوارتر می‌کنند تا طومار ننگین رژیم سفاک خمینی را در هم بپیچیم و برای همیشه بارگران مشتی مفتخور انگلی را از دوش مردم این میهن اسلامی پاک نمائیم.

مادر، به یقین اکنون مردم همه می‌دانند که در آینده نزدیک رژیم پوسیده مرتجعین، به‌رغم جنایتهای هولناکی که هر روزه مرتکب می‌شود و زنان و مردان شریفی نظیر دکتر شفایی و همسر و فرزندش را به جوخه‌های اعدام می‌سپارد به‌زودی از صفحه تاریخ محو خواهد گشت و انتقام خون خواهران و برادران عزیز مان از این حکام مرتجع گرفته خواهد شد. بی‌تردید قدرت طلبان مردم فریبی که سالیان دراز با تظاهر و ریا خود را برای بهره‌برداری از سفره آماده شده مهیا می‌خورند، اکنون به‌راحتی دست از قدرت و جنایت نخواهند شست و مردم را به‌حال خود نخواهند گذاشت. مگر این‌که تمامی مردم با رژیم پست و خون‌ریز خمینی آنطور رفتار کنند که با رژیم منحوس پهلوی کردند و در این راه من نیز افتخار می‌کنم که در مسیر نابودی بزرگترین دیکتاتوری فریب و تزویر جان خود را تقدیم اسلام و مردم نمایم.

زنده باد اسلام –مرگ بر رژیم خمینی جلاد

والسلام

۲۷/آبان /۶۰

فضل‌الله تدین چهارسوقی

ارزیابی

فضل‌الله تدین چهارسوقی از نسل اول مجاهدین بود که از زندان شاه تا مبارزه مسلحانه علیه خمینی، مسیر پیوسته‌ای از مقاومت را طی کرد. وصیت‌نامه او سند مهمی از تحلیل سیاسی مجاهدین در اوج سرکوب سال ۱۳۶۰ است و نشان‌دهنده عمق آگاهی و تعهد او به مبارزه تا سرنگونی دیکتاتوری است. شهادت او در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، بخشی از حماسه بزرگ مقاومت مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی بود.

منابع