کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوشتن یک مقاله جدید
مقاله جدید و کامل عزیز رضایی
 
(۱۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
{{جعبه زندگینامه
|نام رویداد=بیانیه جوانان
| نام = عزیز رضایی (زهرا نوروزی آزاد)
|تصویر=بیانیه جوانان.jpg
| نام اصلی = زهرا نوروزی آزاد
|عرض تصویر=
| تصویر = عزیز رضایی - ۲.jpg
|توضیح تصویر=بیانیه جوانان نسل ضد دیکتاتوری و وابستگی (تصویر نمادین)
| توضیح تصویر = عزیز رضایی
|عناوین دیگر=بیانیه نسل ضد شاه و شیخ • حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت • رد بازگشت دیکتاتوری سلطنتی
| زادروز = ۱۳۰۸
|عاملان=جوانان ایرانی متولد پس از انقلاب ۱۳۵۷ (نسل ضد دیکتاتوری)
| زادگاه = تهران، ایران
|مکان=ایران و جوامع ایرانی خارج از کشور
| درگذشت =
|زمان=اردیبهشت ۱۴۰۵
| محل درگذشت =
|نتیجه=حمایت صریح از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران و برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، تأکید بر شعار «نه شاه نه شیخ»، رد هرگونه بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی، محکومیت تلاش‌های رضا پهلوی برای تصاحب انقلاب مردم ایران
| ملیت = ایرانی
| نام دیگر = مادر رضایی‌ها
| پیشه = فعال سیاسی
| شناخته‌شده برای = مادر احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی، صدیقه رضایی و آذر رضایی
| همسر = [[خلیل‌الله رضایی]]
| فرزندان = احمد رضایی، رضا رضایی، فاطمه (ماه‌منیر) رضایی، مهدی رضایی، ابوالقاسم (محسن) رضایی، صدیقه رضایی، آذر رضایی، محمد رضایی
| پدر = حاج محمدحسین نوروزی آزاد
| زندان = کمیته مشترک ضدخرابکاری، زندان اوین
| سال بازداشت = ۱۳۵۳
| محل اقامت = فرانسه
}}
}}
'''بیانیه جوانان'''، سندی است که در اردیبهشت ۱۴۰۵، از جانب گروهی از جوانان ایرانی متولد پس از انقلاب ۱۳۵۷ منتشر شد. امضاکنندگان این بیانیه همگی متولد پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ هستند؛ نسلی که دیکتاتوری ولایت فقیه را تجربه کرده و آن را ادامه دیکتاتوری شاه می‌دانند. آنها انقلاب ۵۷ را انقلابی مردمی توصیف کردند که توسط آخوندها به سرقت رفت و در «لجه خون» انداخته شد. بیانیه با انتقاد شدید از [[رضا پهلوی]]، او را متهم کرد که با «پله کردن تبهکاری‌ها و نردبان ساختن از خیانت‌ها و جنایت‌های [[روح‌الله خمینی|خمینی]] و [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]]» قصد دارد انقلاب دموکراتیک مردم را تصاحب کند. امضاکنندگان به‌ویژه به توصیف رضا پهلوی از پاسداران و اطلاعاتی‌ها به‌عنوان «نیروی تضمین‌کننده امنیت آینده ایران» اعتراض کردند.


امضاکنندگان قاطع خود را از دولت موقت [[شورای ملی مقاومت ایران]] و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی]] اعلام کردند و متعهد شدند از [[کانون‌های شورشی]] حمایت کنند.
'''عزیز رضایی''' با نام اصلی '''زهرا نوروزی آزاد''' (زاده ۱۳۰۸، تهران) از فعالان سیاسی ایرانی و از چهره‌های شناخته‌شده مرتبط با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]] است که به سبب نقش خانوادگی و اجتماعی خود در تحولات سیاسی معاصر ایران با عنوان «مادر رضایی‌ها» شناخته می‌شود. زندگی او با رویدادهای مهم سیاسی ایران در فاصله دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی پیوند خورده و از این رو در مطالعات مربوط به تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته است.


==مواضع اصلی بیانیه==
عزیز رضایی در خانواده‌ای مذهبی و بازاری در تهران متولد شد و پس از ازدواج با [[خلیل‌الله رضایی]] صاحب فرزندانی شد که شماری از آنان در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ مشارکت داشتند. فرزندان او، از جمله [[احمد رضایی]]، [[رضا رضایی]]، [[مهدی رضایی]]، [[صدیقه رضایی]] و [[آذر رضایی]]، از اعضا یا هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بودند و هر یک در مقاطع مختلف جان خود را از دست دادند. کشته‌شدن احمد رضایی در سال ۱۳۵۰، اعدام مهدی رضایی در ۱۳۵۱، کشته‌شدن رضا رضایی در ۱۳۵۲، صدیقه رضایی در ۱۳۵۴ و آذر رضایی در جریان رویداد ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، خانواده رضایی را به یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران تبدیل کرد.
بیانیه بر پنج اصل کلیدی تأکید دارد:


۱. شاخص آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی، مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی است که در شعار «نه شاه، نه شیخ» خلاصه می‌شود.
در دهه ۱۳۵۰، منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی بدل شد و عزیز رضایی در شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی میان مادران و بستگان زندانیان سیاسی نقش فعالی داشت. وی در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک بازداشت و در [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]] و [[زندان اوین]] زندانی شد. خاطرات او از بازجویی‌ها، شکنجه‌ها و وضعیت زندانیان سیاسی، بخشی از منابع مربوط به تاریخ زندان‌های سیاسی دوران پهلوی را تشکیل می‌دهد.


۲. شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» راهنمای درست مبارزه ضداستبدادی است.
پس از [[انقلاب ۱۳۵۷]]، عزیز رضایی همچنان در فضای سیاسی فعال باقی ماند. با تشدید برخورد جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق و کشته‌شدن آذر رضایی و [[موسی خیابانی]] در سال ۱۳۶۰، وی در سال ۱۳۶۱ ایران را ترک کرد. او پس از اقامت در ترکیه و اسپانیا، در فرانسه ساکن شد و در سال‌های بعد در برنامه‌ها و فعالیت‌های مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] مشارکت داشت.


۳. شاه و شیخ دو روی یک سکه هستند و هر دو در سرکوب و غارت مردم ایران شریک بوده‌اند.
زندگی عزیز رضایی بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، درگیری سیاسی، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند. از این رو، علاوه بر جایگاه او در روایت‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، زندگی و خاطراتش به عنوان بخشی از تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.


۴. فعالیت‌های رضا پهلوی و باندهای وابسته به او عملاً در خدمت رژیم آخوندی است و تفرقه‌افکنی آنها به ضرر قیام‌های مردمی بوده است.
== نام و تبار ==


۵. حمایت کامل از دولت موقت [[شورای ملی مقاومت ایران]] و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی]] برای دوران انتقال حاکمیت به مردم و برقراری جمهوری دموکراتیک.
نام اصلی عزیز رضایی، '''زهرا نوروزی آزاد''' بود. وی پس از ازدواج با [[خلیل‌الله رضایی]] به نام خانوادگی رضایی شناخته شد و در سال‌های بعد عنوان «عزیز رضایی» شهرت بیشتری یافت.


امضاکنندگان خود را «نسل ضد» نامیدند و متعهد شدند که مانند [[کانون‌های شورشی]]، شعار «حاضر، حاضر» سر دهند و از مقاومت سازمان‌یافته حمایت کنند.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B0-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B6%D8%AF بیانیه ۱۰۰۰ جوان نسل ضد- سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>
خانواده نوروزی آزاد از خانواده‌های شناخته‌شده و مذهبی تهران به شمار می‌رفت. پدر او، '''حاج محمدحسین نوروزی آزاد'''، از بازاریان تهران بود که در محدوده ناصرخسرو و بازار بزرگ تهران فعالیت تجاری داشت. خانواده او در محله فقیه‌التجار سکونت داشتند و از نظر اجتماعی در زمره خانواده‌های خوشنام و مورد احترام آن منطقه محسوب می‌شدند.
==اهمیت بیانیه==
امضاکنندگان با رد هرگونه بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی، تأکید کردند که آینده ایران متعلق به مردم و بر پایه جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا خواهد بود. این سند در ادامه قیام‌های سراسری ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ منتشر شد و صدای نسلی را بازتاب داد که نه دیکتاتوری آخوندی را قبول دارد و نه بازگشت به دیکتاتوری شاه را.<ref name=":0" />


== اسامی امضاکنندگان ==
در روایت‌های خانوادگی، از حاج محمدحسین نوروزی آزاد به عنوان فردی متدین، سخت‌کوش و دارای دیدگاهی نسبتاً پیشرو درباره آموزش دختران یاد شده است. این ویژگی در شرایطی اهمیت داشت که در دهه‌های نخست سده چهاردهم خورشیدی، تحصیل دختران هنوز در بسیاری از خانواده‌های سنتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو بود.
۱. اسماعیل احرار


۲. آیدا ابراهیمی
== دوران کودکی و خانواده ==


۳. سارا ابراهیمی
عزیز رضایی در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران متولد شد. دوران کودکی او در محیطی مذهبی و سنتی سپری شد؛ محیطی که در آن آموزه‌های دینی، روابط خانوادگی گسترده و فرهنگ بازار تهران نقش مهمی در تربیت فرزندان داشت.


۴. امید ابراهیمی
وی بعدها در خاطرات خود از مادر و مادربزرگش به عنوان زنانی باسواد و آشنا با متون دینی یاد کرده است. مادربزرگ او اداره یک مکتب‌خانه را بر عهده داشت و مادرش، سکینه نوروزی، علاوه بر اداره امور خانه، با قرآن و متون مذهبی آشنایی داشت.


۵. بابک ابوالقاسمی
عزیز رضایی تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند. اگرچه امکان ادامه تحصیل برای او فراهم نشد، اما علاقه او به آموزش و مطالعه در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. وی در خاطرات خود بارها از علاقه‌اش به مدرسه و یادگیری سخن گفته است.


۶. نیکو ابوطالبی
== فعالیت‌های فرهنگی و هنری ==


۷. سروش ابوطالبی
بر اساس روایت‌های موجود، عزیز رضایی علاوه بر آموزش‌های رسمی، در زمینه‌های مختلف هنری نیز فعالیت داشت. او با خیاطی، گلدوزی، بافندگی، نقاشی و خوشنویسی آشنا بود و بخشی از اوقات خود را به این فعالیت‌ها اختصاص می‌داد.


۸. مارال ابو علی
پس از تشکیل خانواده نیز نقش فعالی در آموزش فرزندان خود داشت. او نه تنها بر تحصیل آنان تأکید می‌کرد، بلکه در انجام تکالیف درسی و پیگیری وضعیت آموزشی آنان مشارکت مستقیم داشت.


۹. ستاره ابو علی
برخی از اعضای خانواده بعدها این ویژگی را از عوامل مؤثر در شکل‌گیری روحیه مسئولیت‌پذیری و پشتکار در میان فرزندان خانواده رضایی دانسته‌اند.


۱۰. سولماز ابو علی
== ازدواج با خلیل‌الله رضایی ==


۱۱. پاونتیا اچپیر
عزیز رضایی در نوجوانی با '''[[خلیل‌الله رضایی]]''' ازدواج کرد. خلیل‌الله رضایی از آشنایان خانواده نوروزی آزاد و از فعالان بازار تهران بود.


۱۲. سینا احسانی
بر اساس روایت‌های خانوادگی، وی از هواداران [[محمد مصدق]] و نهضت ملی شدن صنعت نفت بود و تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ را با علاقه دنبال می‌کرد. هرچند فعالیت سیاسی سازمان‌یافته‌ای از او گزارش نشده است، اما فضای فکری خانواده تحت تأثیر دیدگاه‌های ملی‌گرایانه و مذهبی او قرار داشت.


۱۳. نازنین احسانی
زندگی مشترک این زوج در تهران آغاز شد و در سال‌های بعد صاحب فرزندان متعددی شدند.


۱۴. صبا احسانی
== فرزندان ==


۱۵. نادیا احسانی
حاصل ازدواج عزیز رضایی و خلیل‌الله رضایی چند فرزند بود که برخی از آنان بعدها در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نقش‌آفرین شدند.


۱۶. سارا احسانی
فرزندان این خانواده عبارت بودند از:


۱۷. نگار احسانی
احمد رضایی
رضا رضایی
فاطمه (ماه‌منیر) رضایی
مهدی رضایی
ابوالقاسم (محسن) رضایی
صدیقه رضایی
آذر رضایی
محمد رضایی


۱۸. الهام احسانی
منابع خانوادگی همچنین از فرزندی به نام '''حسن''' یاد کرده‌اند که در کودکی درگذشت و به همین دلیل در بسیاری از روایت‌های بعدی کمتر از او نام برده شده است.


۱۹. شادمهر احسانی ناطق
خانواده رضایی سال‌های نخست زندگی مشترک را در خانه پدری عزیز رضایی سپری کردند و سپس به منزل مستقلی در تهران نقل مکان نمودند. این خانه بعدها در جریان فعالیت‌های سیاسی دهه ۱۳۵۰ به یکی از محل‌های رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.


۲۰. نیلوفر احمد
== ورود فرزندان به فعالیت‌های سیاسی ==


۲۱. یاسین احمد پور
در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، هم‌زمان با گسترش فعالیت جریان‌های مخالف حکومت [[محمدرضا شاه پهلوی]]، برخی از فرزندان خانواده رضایی نیز به فعالیت‌های سیاسی روی آوردند. نخستین فردی که وارد این مسیر شد، [[احمد رضایی]] بود.


۲۲. سعید احمدی
احمد رضایی از دوران نوجوانی به مطالعه آثار سیاسی و مذهبی علاقه نشان می‌داد و به تدریج با محافل سیاسی مخالف حکومت ارتباط پیدا کرد. وی بعدها به جمع اعضای بنیانگذار و کادرهای اولیه [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] پیوست.


۲۳. سهیل احمدی
فعالیت احمد تأثیر قابل توجهی بر فضای خانواده گذاشت. به مرور زمان دیگر فرزندان خانواده نیز با مباحث سیاسی آشنا شدند و برخی از آنان به سازمان مجاهدین خلق گرایش پیدا کردند.


۲۴. دلون احمدی
عزیز رضایی بعدها در خاطرات خود از این دوران به عنوان مرحله‌ای یاد کرده است که خانه و زندگی خانوادگی آنان به تدریج با مسائل سیاسی، زندان و تعقیب‌های امنیتی گره خورد.


۲۵. عطا احمدی
== خانواده رضایی و سازمان مجاهدین خلق ==


۲۶. رجا احمدی‌مقدم
با گسترش فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهه ۱۳۴۰، رفت‌وآمد اعضای سازمان به منزل خانواده رضایی افزایش یافت. هرچند بخش عمده فعالیت‌های تشکیلاتی به صورت مخفی انجام می‌شد، اما خانواده به تدریج از حضور فرزندان خود در جریان‌های سیاسی آگاه شد.


۲۷. زانا احمدی‌نیاز
بر اساس روایت‌های موجود، فضای مذهبی، عدالت‌خواهانه و ملی‌گرایانه حاکم بر خانواده رضایی با بخشی از آموزه‌های اولیه سازمان مجاهدین خلق همخوانی داشت. همین امر موجب شد که خانواده با فعالیت‌های سیاسی فرزندان خود برخوردی حمایتی داشته باشد.


۲۸. مهدی اخباری
در سال‌های بعد، نام خانواده رضایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان خانواده‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.


۲۹. محمود اخباری
== ضربه شهریور ۱۳۵۰ ==


۳۰. آزاده اخباری
در شهریور ۱۳۵۰ ساواک ضربه گسترده‌ای به سازمان مجاهدین خلق وارد کرد و شمار زیادی از اعضا و کادرهای آن را بازداشت نمود.


۳۱. مژگان اخوان
در جریان این عملیات، [[رضا رضایی]] نیز دستگیر شد. تعدادی دیگر از اعضای خانواده و بستگان نزدیک تحت مراقبت و تعقیب قرار گرفتند و منزل خانواده رضایی به طور مستمر زیر نظر مأموران امنیتی قرار گرفت.


۳۲. دانیال اخیانی
این واقعه نقطه آغاز دوره‌ای بود که طی آن خانواده رضایی با زندان، اعدام و کشته‌شدن چند تن از فرزندان خود مواجه شد.


۳۳. سارا ادهمی
== کشته‌شدن احمد رضایی ==


۳۴. سعید ادیب
[[احمد رضایی]] از نخستین اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که در جریان درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد.


۳۵. حسین ادیبی
در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰، مأموران ساواک موفق به شناسایی محل حضور او در تهران شدند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که رخ داد، احمد رضایی جان خود را از دست داد.


۳۶. سمیرا اردلانی
در روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق آمده است که او پس از اطمینان از خروج همراه خود از محل درگیری، به مقاومت ادامه داد و سرانجام کشته شد.


۳۷. حنیف ارژنگ
خبر کشته‌شدن احمد رضایی بازتاب گسترده‌ای در میان خانواده‌های زندانیان سیاسی داشت. عزیز رضایی بعدها این واقعه را یکی از تلخ‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات زندگی خود توصیف کرد.


۳۸. رز ارشاد یارندپور
== واکنش خانواده‌های زندانیان سیاسی ==


۳۹. شفق ارشادی
پس از انتشار خبر کشته‌شدن احمد رضایی، گروه‌های مختلفی از خانواده‌های زندانیان سیاسی برای ابراز همدردی با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه کردند.


۴۰. الی اسد
این دیدارها موجب گسترش ارتباط میان خانواده‌های زندانیان سیاسی شد. در سال‌های بعد منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز اصلی گردهمایی مادران و بستگان زندانیان سیاسی تبدیل شد.


۴۱. مو اسدیان
در این نشست‌ها اخبار زندان‌ها، وضعیت زندانیان و راه‌های پیگیری حقوق آنان مورد بحث قرار می‌گرفت.


۴۲. الهام اسدیان
== دستگیری و فرار رضا رضایی ==


۴۳. آرش اسدیان
[[رضا رضایی]] پس از بازداشت در جریان ضربه شهریور ۱۳۵۰ به زندان منتقل شد.


۴۴. سام اسفندیاری
بر اساس روایت‌های موجود، ساواک امیدوار بود با استفاده از رضا رضایی به محل اختفای احمد رضایی دست یابد. به همین دلیل در مقاطعی او را تحت مراقبت برای شناسایی برخی افراد و مکان‌ها از زندان خارج می‌کرد.


۴۵. دانیال اسکندری
در یکی از این مأموریت‌ها، رضا رضایی موفق شد از کنترل مأموران خارج شود و بگریزد.


۴۶. مونا اسلامی
این فرار در تاریخ سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از مهم‌ترین فرارهای دوران حکومت پهلوی شناخته می‌شود و در بسیاری از خاطرات و اسناد آن دوره بازتاب یافته است.


۴۷. مریم اسلامی
== نقش عزیز رضایی در ماجرای فرار رضا رضایی ==


۴۸. مهر‌یار اسلامی
در خاطرات خانواده رضایی به نقش غیرمستقیم عزیز رضایی در موفقیت فرار رضا رضایی اشاره شده است.


۴۹. نادر اسلامی
بر اساس این روایت‌ها، رضا در ملاقات‌های زندان تلاش کرده بود از طریق نشانه‌ها و پیام‌های غیرمستقیم خانواده را از وضعیت خود آگاه کند. عزیز رضایی نیز با انتقال برخی اطلاعات به افراد مورد اعتماد، زمینه آگاهی دیگر اعضای خانواده از شرایط رضا را فراهم ساخت.


۵۰. فرح اسلامی
اگرچه جزئیات این ماجرا در منابع مختلف تفاوت‌هایی دارد، اما در روایت‌های خانوادگی از هوشیاری و دقت او در این مقطع یاد شده است.


۵۱. رایان اسماعیل داوری
== رضا رضایی پس از فرار ==


۵۲. آرمان اسماعیل‌زاده
پس از فرار، رضا رضایی بار دیگر به فعالیت مخفی روی آورد.


۵۳. سحر اسماعیلی
او در این دوره اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار زندان‌ها، شیوه‌های بازجویی ساواک و وضعیت زندانیان سیاسی در اختیار سازمان قرار داد. همچنین در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان مشارکت داشت.


۵۴. شایگان اشرفی
رضا رضایی در سال‌های بعد به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.


۵۵. آرین اصغری
== دستگیری مهدی رضایی ==


۵۶. نیما افخمی
[[مهدی رضایی]] در اردیبهشت ۱۳۵۱ بازداشت شد.


۵۷. سودا افراز
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هنگام بازداشت تلاش کرد با استفاده از قرص سیانور از اسارت جلوگیری کند، اما این اقدام موفقیت‌آمیز نبود و وی به دست مأموران افتاد.


۵۸. آنا افسری
پس از بازداشت، مهدی رضایی ماه‌ها تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.


۵۹. دنیا افسری
عزیز رضایی بعدها از نخستین ملاقات خود با فرزندش پس از دوران بازجویی یاد کرده و گفته است که آثار شکنجه بر بدن او کاملاً مشهود بود، اما روحیه خود را حفظ کرده بود.


۶۰. آتا افسری
== دادگاه مهدی رضایی ==


۶۱. کیانا افشار
پرونده مهدی رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد.


۶۲. پریا افشار
دفاعیات او در دادگاه در میان مخالفان حکومت بازتاب یافت و بعدها بارها در نشریات و خاطرات سیاسی منتشر شد.


۶۳. نازلی افشار
در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از وی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نسل نخست اعضای این سازمان یاد شده است.


۶۴. غزل افشار
== اعدام مهدی رضایی ==


۶۵. عسل افشارپور
مهدی رضایی در شهریور ۱۳۵۱ اعدام شد.


۶۶. امید افشارپور
اعدام او دومین ضربه بزرگ به خانواده رضایی پس از کشته‌شدن احمد رضایی محسوب می‌شد.


۶۷. حمیدرضا افشاری
عزیز رضایی در خاطرات خود از آخرین ملاقات با فرزندش یاد کرده و نوشته است که مهدی در آن دیدار بیش از آنکه نیازمند روحیه باشد، تلاش می‌کرد اعضای خانواده را دلداری دهد.


۶۸. عادله افشان
این روایت بعدها در بسیاری از آثار مربوط به زندگی مهدی رضایی بازتاب یافت.


۶۹. مریم اقبالی
== شکل‌گیری شبکه مادران زندانیان سیاسی ==


۷۰. امیر سامان اقبالی
در پی اعدام مهدی رضایی و ادامه بازداشت‌ها، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی وارد مرحله تازه‌ای شد.


۷۱. لورین اقدسی
عزیز رضایی یکی از فعال‌ترین چهره‌های این شبکه بود. او همراه دیگر مادران زندانیان سیاسی تلاش می‌کرد اخبار زندان‌ها را جمع‌آوری و میان خانواده‌ها توزیع کند.


۷۲. لانه اقدسی
خانه خانواده رضایی به تدریج به محلی برای گردهمایی مادران زندانیان سیاسی تبدیل شد.


۷۳. مهدی اقدم
در این جلسات درباره وضعیت زندانیان، امکان ملاقات، پیگیری پرونده‌ها و راه‌های جلوگیری از اعدام زندانیان گفتگو می‌شد.


۷۴. محمد اکبری
== تلاش برای جلوگیری از اعدام زندانیان ==


۷۵. آرمان اکبری
عزیز رضایی و گروهی از مادران زندانیان سیاسی در سال‌های آغازین دهه ۱۳۵۰ با شماری از روحانیان و شخصیت‌های مذهبی دیدار کردند.


۷۶. آرین اکبری
هدف این دیدارها جلب حمایت برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام بود.


۷۷. عیسی اکبری
در خاطرات او به مراجعه گروهی از مادران زندانیان سیاسی به منزل [[سید احمد خوانساری]] اشاره شده است. آنان در این دیدار درباره وضعیت زندانیان، شکنجه‌ها و نگرانی خانواده‌ها گفتگو کردند.


۷۸. سینا اکبری
اگرچه این تلاش‌ها در بسیاری از موارد مانع اجرای احکام نشد، اما در شکل‌گیری یکی از نخستین شبکه‌های همبستگی خانواده‌های زندانیان سیاسی در ایران نقش مهمی داشت.


۷۹. مریم اکبری
== کشته‌شدن رضا رضایی ==


۸۰. سید علی اکبری
پس از فرار از زندان و بازگشت به فعالیت مخفی، [[رضا رضایی]] به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. او در سال‌های پس از ضربه شهریور ۱۳۵۰ در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان نقش داشت و به همین دلیل به یکی از اهداف اصلی ساواک بدل شد.


۸۱. آریانا الله مددزاده
در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ نیروهای امنیتی محل اختفای رضا رضایی را شناسایی کردند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که میان او و مأموران رخ داد، وی کشته شد.


۸۲. احمد الله‌ویسی
کشته‌شدن رضا رضایی سومین ضایعه بزرگ خانواده رضایی در فاصله کمتر از دو سال بود. پیش از آن احمد رضایی کشته و مهدی رضایی اعدام شده بود.


۸۳. سروناز الماسی
عزیز رضایی بعدها از این دوره به عنوان یکی از دشوارترین مراحل زندگی خود یاد کرده است؛ دوره‌ای که در فاصله‌ای کوتاه سه فرزند خود را از دست داد.


۸۴. گلناز الماسی
== صدیقه رضایی ==


۸۵. محمد احد الهولا
[[صدیقه رضایی]] از دختران خانواده رضایی بود که در سال‌های آغاز دهه ۱۳۵۰ به فعالیت سیاسی روی آورد.


۸۶. حمزه الیاسی
وی پس از ضربات وارده به سازمان مجاهدین خلق، به فعالیت مخفی ادامه داد و از جمله زنانی بود که در شبکه‌های پشتیبانی و ارتباطی سازمان نقش داشت.


۸۷. آراد امامی
در سال ۱۳۵۴، در جریان عملیات نیروهای امنیتی علیه اعضای باقی‌مانده سازمان، صدیقه رضایی کشته شد.


۸۸. آوا امامی
در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از او به عنوان یکی از زنان فعال نسل نخست این سازمان یاد شده است.


۸۹. الهام امامی
با کشته‌شدن صدیقه رضایی، شمار فرزندان از دست‌رفته عزیز رضایی در دوران حکومت پهلوی به چهار نفر رسید.


۹۰. زهرا امان‌پور
== افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی ==


۹۱. حنانه امان‌پور
پس از کشته‌شدن رضا و صدیقه رضایی، خانواده رضایی بیش از پیش تحت مراقبت ساواک قرار گرفت.


۹۲. آلیا امانپور
منزل خانواده به صورت مستمر زیر نظر بود و رفت‌وآمد اعضای خانواده و آشنایان کنترل می‌شد. بسیاری از نزدیکان خانواده نیز مورد بازجویی قرار گرفتند.


۹۳. ویدا امانی
در همین دوره، نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها تبدیل شد؛ زیرا کمتر خانواده‌ای وجود داشت که در فاصله‌ای کوتاه چنین تعداد زیادی از اعضای خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داده باشد.


۹۴. حسن امانی
== بازداشت عزیز رضایی ==


۹۵. پیمان امانی
در بهمن ۱۳۵۳ مأموران ساواک به منزل خانواده رضایی یورش بردند و عزیز رضایی را بازداشت کردند.


۹۶. ندا امانی
این بازداشت در شرایطی صورت گرفت که چهار تن از فرزندان او کشته یا اعدام شده بودند و ساواک در تلاش بود اطلاعات بیشتری درباره شبکه ارتباطی باقی‌مانده اعضای سازمان مجاهدین خلق به دست آورد.


۹۷. پرهام امید
عزیز رضایی پس از بازداشت به [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]] منتقل شد؛ مرکزی که در آن زمان از مهم‌ترین بازداشتگاه‌ها و مراکز بازجویی زندانیان سیاسی محسوب می‌شد.


۹۸. محسن امیر حسینی
== بازجویی‌ها ==


۹۹. یاسر امیری
موضوع اصلی بازجویی‌ها، فعالیت‌های فرزندان خانواده رضایی، ارتباطات سیاسی آنان و شبکه‌های پشتیبانی سازمان مجاهدین خلق بود.


۱۰۰. مهدی امیری
بازجویان تلاش می‌کردند از طریق فشارهای جسمی و روانی اطلاعاتی درباره افراد مرتبط با سازمان به دست آورند.


۱۰۱. آلنا امین
بر اساس خاطرات عزیز رضایی، او بارها تأکید کرده بود که از جزئیات فعالیت‌های مخفی فرزندان خود اطلاع نداشته و صرفاً به عنوان مادر آنان شناخته می‌شود.


۱۰۲. خوناو امین
== شکنجه در کمیته مشترک ضدخرابکاری ==


۱۰۳. پیام امینی
عزیز رضایی در خاطرات خود شرح مفصلی از شکنجه‌های دوران بازداشت ارائه کرده است.


۱۰۴. گزیزه امینی
به گفته وی، در چندین نوبت تحت شلاق قرار گرفت و ضربات کابل به کف پاهایش وارد شد. شدت این ضربات به اندازه‌ای بود که بخش‌هایی از پوست کف پا آسیب دید و آثار آن تا سال‌های بعد باقی ماند.


۱۰۵. بیژن امینی
او همچنین از آویزان شدن از ناحیه دست‌ها، ضرب و شتم، بی‌خوابی اجباری و بازجویی‌های طولانی سخن گفته است.


۱۰۶. محمد امینی
این روایت‌ها بعدها در مجموعه خاطرات زندانیان سیاسی دوران پهلوی مورد استناد قرار گرفتند.


۱۰۷. مسعود انوری
== سلول انفرادی ==


۱۰۸. آرمان انوری
بخش قابل توجهی از دوران بازداشت عزیز رضایی در سلول انفرادی سپری شد.


۱۰۹. مینا انوشه
وی بعدها این دوره را از دشوارترین بخش‌های زندان توصیف کرد. به گفته او، بی‌خبری از وضعیت خانواده و فرزندان و نداشتن ارتباط با دیگر زندانیان فشار روحی زیادی بر وی وارد می‌کرد.


۱۱۰. مهتاب انوشه
با این حال او در خاطرات خود تأکید کرده است که تلاش می‌کرد روحیه خود را حفظ کند و در برابر فشارهای بازجویان تسلیم نشود.


۱۱۱. آبتین اورک
== ملاقات با زندانیان سیاسی ==


۱۱۲. رامتین اورک
در دوره بازداشت، عزیز رضایی با شماری از زندانیان سیاسی زن و مرد که در کمیته مشترک و سپس زندان اوین نگهداری می‌شدند آشنا شد.


۱۱۳. مریم اوسطی
او بعدها از همبستگی میان زندانیان سیاسی و تلاش آنان برای حفظ روحیه یکدیگر سخن گفته است.


۱۱۴. شهرزاد اوکسل
در برخی روایت‌های او آمده است که زندانیان هنگام عبور از راهروهای بازجویی با اشاره یا سلامی کوتاه به یکدیگر روحیه می‌دادند.


۱۱۵. امیر اولیایی
== دیدار با مسعود رجوی در زندان ==


۱۱۶. اهورا ایزد دوست
یکی از خاطرات مشهور عزیز رضایی مربوط به دوران حضور او در کمیته مشترک ضدخرابکاری است.


۱۱۷. حسین ایمانی‌نژاد
او نقل کرده است که در یکی از روزهای بازداشت، در فاصله‌ای کوتاه با [[مسعود رجوی]] که او نیز در بازداشت به سر می‌برد روبه‌رو شد.


۱۱۸. علی آبادی
بر اساس این روایت، رجوی در فرصت کوتاهی که میان رفت‌وآمد بازجویان ایجاد شده بود، چند جمله با او سخن گفت و تلاش کرد روحیه‌اش را تقویت کند.


۱۱۹. نگین آبادی
این واقعه بعدها در خاطرات و روایت‌های مختلف مرتبط با زندان‌های سیاسی دوران پهلوی بازگو شد.


۱۲۰. سینا آباری
== انتقال به زندان اوین ==


۱۲۱. امیر آذربایجانی
پس از پایان مرحله اصلی بازجویی‌ها، عزیز رضایی به [[زندان اوین]] منتقل شد.


۱۲۲. هومن آذربایجانی
او مدتی را در بند زنان زندان اوین گذراند و در این مدت با شماری از زندانیان سیاسی دیگر هم‌بند بود.


۱۲۳. آیلین آربانی
بر اساس خاطرات او، فضای اوین در مقایسه با کمیته مشترک تفاوت‌هایی داشت، اما همچنان محدودیت‌های شدید و کنترل امنیتی بر زندانیان اعمال می‌شد.


۱۲۴. آروین آربانی
== آثار جسمی ماندگار شکنجه ==


۱۲۵. آیدا آرمیده
عزیز رضایی در سال‌های بعد بارها به پیامدهای جسمی دوران زندان اشاره کرد.


۱۲۶. آیلین آرمیده
به گفته وی، آثار ضربات کابل بر کف پاهایش تا دهه‌ها باقی ماند و موجب درد و ناراحتی می‌شد. همچنین از آسیب‌دیدگی یکی از گوش‌های خود و مشکلات ناشی از ضرب و شتم‌های دوران بازداشت سخن گفته است.


۱۲۷. کیمیا آریا
این آسیب‌ها بخشی از روایت او از تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی را تشکیل می‌دهند.


۱۲۸. نیکی آریا
== محکومیت و آزادی ==


۱۲۹. فرهاد آزاد
پرونده عزیز رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد و وی به سه سال زندان محکوم گردید.


۱۳۰. حبیب آزاد
او پس از سپری کردن دوران محکومیت از زندان آزاد شد.


۱۳۱. موسی آزادمنش
آزادی وی در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از خانواده‌اش را از دست داده بود و نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به نمادی از هزینه‌های انسانی مبارزه سیاسی تبدیل شده بود.


۱۳۲. مینا آزادمهر
== بازگشت به فعالیت‌های اجتماعی ==


۱۳۳. نیکو آستانی
پس از آزادی از زندان، عزیز رضایی ارتباط خود را با خانواده‌های زندانیان سیاسی حفظ کرد.


۱۳۴. ندا آقا پور
وی همچنان در پیگیری وضعیت زندانیان، حمایت از خانواده‌های آنان و انتقال اخبار مربوط به زندان‌ها نقش داشت.


۱۳۵. رضا آقابابا
در سال‌های پایانی حکومت پهلوی، شبکه خانواده‌های زندانیان سیاسی به یکی از فعال‌ترین شبکه‌های اجتماعی مخالف حکومت تبدیل شد و عزیز رضایی در میان چهره‌های شناخته‌شده این شبکه قرار داشت.


۱۳۶. ندا آقاپور
== سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ ==


۱۳۷. سینا بابازاده بناب
در فاصله سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، با گسترش اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی، فضای سیاسی کشور دگرگون شد.


۱۳۸. ساروین بابازاده بناب
آزادی تدریجی زندانیان سیاسی، افزایش فعالیت نیروهای مخالف و گسترش تظاهرات عمومی موجب شد بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی نیز در صحنه عمومی حضور پررنگ‌تری پیدا کنند.


۱۳۹. رعنا بابایی‌نیلاغ
عزیز رضایی نیز در این دوره در دیدارها، گردهمایی‌ها و مراسم مرتبط با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان شرکت داشت.


۱۴۰. سروناز بازیار
پیروزی [[انقلاب ۱۳۵۷]] برای او پایان یک دوره طولانی از زندان، سرکوب و از دست دادن فرزندان بود؛ اما تحولات سال‌های بعد نشان داد که خانواده رضایی بار دیگر در مرکز رویدادهای سیاسی ایران قرار خواهد گرفت.


۱۴۱. صوفیه بازیار
== انقلاب ۱۳۵۷ و خانواده رضایی ==


۱۴۲. عماد باقرزاده
با پیروزی [[انقلاب ۱۳۵۷]]، خانواده رضایی در زمره شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران قرار گرفت. کشته‌شدن [[احمد رضایی]]، [[رضا رضایی]]، [[مهدی رضایی]] و [[صدیقه رضایی]] در دوران حکومت پهلوی موجب شده بود نام این خانواده در میان بسیاری از نیروهای سیاسی و خانواده‌های زندانیان سیاسی شناخته شود.


۱۴۳. امید باقرنژاد
در ماه‌های نخست پس از انقلاب، شمار زیادی از فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سابق و شخصیت‌های اجتماعی برای دیدار با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه می‌کردند. در این دوره، نام برخی خیابان‌ها، مراکز عمومی و نهادها در شهرهای مختلف ایران به نام اعضای خانواده رضایی نام‌گذاری شد.


۱۴۴. پگاه باقرنژاد
در روایت‌های آن دوره آمده است که بیمارستان قلب تهران مدتی با نام «بیمارستان مهدی رضایی» شناخته می‌شد و برخی اماکن عمومی نیز به نام اعضای این خانواده نام‌گذاری شده بودند.


۱۴۵. علی باقری
== دیدار با روح‌الله خمینی ==


۱۴۶. پریسا باقری
در ماه‌های نخست پس از انقلاب، عزیز رضایی به همراه برخی اعضای خانواده با [[روح‌الله خمینی]] دیدار کرد.


۱۴۷. امین باقری
بر اساس خاطرات وی، در این دیدار علاوه بر او، [[خلیل‌الله رضایی]]، ابوالقاسم (محسن) رضایی و چند تن دیگر از اعضای خانواده حضور داشتند.


۱۴۸. پویا باقری
عزیز رضایی بعدها نقل کرد که در این ملاقات درباره وضعیت نیروهای سیاسی مشارکت‌کننده در انقلاب و آینده کشور گفتگو شد. او اظهار داشت که خانواده رضایی هیچ انتظار مالی یا امتیاز ویژه‌ای ندارد و بیش از هر چیز نگران سرنوشت نیروهایی است که در مبارزه با حکومت پهلوی نقش داشته‌اند.


۱۴۹. آزاده باقری
این دیدار بعدها در خاطرات خانواده رضایی به عنوان یکی از نخستین تماس‌های مستقیم آنان با رهبر جمهوری اسلامی ثبت شد.


۱۵۰. والنتینا بالدلی
== آغاز اختلافات سیاسی ==


۱۵۱. تهمینه بام
در فاصله کوتاهی پس از انقلاب، اختلافات میان [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و حاکمیت جدید آشکار شد.


۱۵۲. میترا بامداد
با افزایش تنش‌های سیاسی، فشارها بر اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق نیز افزایش یافت. خانواده رضایی که بخش مهمی از اعضای آن با این سازمان ارتباط داشتند، به تدریج با محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی روبه‌رو شدند.


۱۵۳. رویا بخشایش
عزیز رضایی در این دوره در برخی گردهمایی‌ها و اجتماعات سیاسی حضور می‌یافت و از مواضع سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌کرد. در همین سال‌ها بار دیگر منزل خانواده رضایی تحت مراقبت و کنترل نهادهای امنیتی قرار گرفت.


۱۵۴. پگاه بخشی
== آذر رضایی ==


۱۵۵. امیرعلی بدیعیان
[[آذر رضایی]] کوچک‌ترین دختر خانواده رضایی بود.


۱۵۶. عبداله بذرافکن
او در فضایی رشد یافت که بخش عمده زندگی خانوادگی با مسائل سیاسی گره خورده بود. کشته‌شدن چهار خواهر و برادرش در دوران حکومت پهلوی تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت.


۱۵۷. مختار بذلی
آذر رضایی در سال‌های پس از انقلاب به فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ادامه داد و به یکی از اعضای فعال این سازمان تبدیل شد.


۱۵۸. موسی مراجعه
== ازدواج با موسی خیابانی ==


۱۵۹. سیوان برزگر
آذر رضایی با [[موسی خیابانی]]، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق، ازدواج کرد.


۱۶۰. امید برزگر محمد بیگی
این ازدواج یکی از شناخته‌شده‌ترین پیوندهای خانوادگی در میان اعضای سازمان مجاهدین خلق به شمار می‌رفت. از آن زمان، آذر رضایی علاوه بر فعالیت سیاسی، در کنار موسی خیابانی در بخشی از فعالیت‌های تشکیلاتی سازمان نیز حضور داشت.


۱۶۱. امیر برسته
در منابع مربوط به سازمان مجاهدین خلق، از این زوج به عنوان دو چهره شناخته‌شده سازمان در سال‌های نخست پس از انقلاب یاد شده است.


۱۶۲. آوا برسته
== رویارویی سازمان مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی ==


۱۶۳. آهو برسته
از سال ۱۳۵۹ به بعد، اختلافات میان جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق وارد مرحله تازه‌ای شد.


۱۶۴. رویا برسته
افزایش محدودیت‌های سیاسی، تعطیلی دفاتر سازمان، بازداشت هواداران و درگیری‌های سیاسی موجب شد بسیاری از اعضا و مسئولان سازمان زندگی مخفی را آغاز کنند.


۱۶۵. الهام برهانی
آذر رضایی و موسی خیابانی نیز در همین دوره به فعالیت مخفی روی آوردند.


۱۶۶. بهرنگ برهانی
برای عزیز رضایی، این وضعیت یادآور شرایط سال‌های پایانی حکومت پهلوی بود؛ دورانی که فرزندانش ناچار بودند مخفیانه زندگی کنند و دائماً تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند.


۱۶۷. سلاله بسیجی
== واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ ==


۱۶۸. هاله بشاروند
در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران محل استقرار گروهی از مسئولان سازمان مجاهدین خلق را در تهران شناسایی کردند.


۱۶۹. الهه بشاروند
در جریان عملیات گسترده‌ای که در این محل صورت گرفت، [[موسی خیابانی]]، [[آذر رضایی]] و تعدادی دیگر از اعضای سازمان کشته شدند.


۱۷۰. بامداد بلالپور
این واقعه یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ سازمان مجاهدین خلق در دهه ۱۳۶۰ محسوب می‌شود.


۱۷۱. آزاده بلک
== کشته‌شدن آذر رضایی ==


۱۷۲. ثمر بلگانو
کشته‌شدن آذر رضایی پنجمین ضایعه بزرگ خانواده رضایی بود.


۱۷۳. پویا بلندمرتبه
در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰، احمد، مهدی، رضا، صدیقه و آذر رضایی جان خود را از دست داده بودند.


۱۷۴. آریان بلوچ
بر اساس روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق، آذر رضایی هنگام کشته‌شدن باردار بود.


۱۷۵. یلدا بلورچی
این رویداد تأثیر عمیقی بر عزیز رضایی گذاشت و در خاطرات او از تلخ‌ترین حوادث زندگی‌اش به شمار آمده است.


۱۷۶. سارا بندا
== خانواده رضایی در دهه ۱۳۶۰ ==


۱۷۷. کیم بندا
پس از واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی افزایش یافت.


۱۷۸. آنتونیو بندا
بسیاری از بستگان، دوستان و نزدیکان خانواده تحت تعقیب قرار گرفتند و امکان فعالیت علنی برای آنان بیش از پیش محدود شد.


۱۷۹. کیم بندری
در همین دوره، برخی از اعضای خانواده ایران را ترک کردند و شماری دیگر ناچار به زندگی مخفی شدند.


۱۸۰. سامی بندعلی
== خروج از ایران ==


۱۸۱. سوفیا بندعلی
در سال ۱۳۶۱، عزیز رضایی نیز ایران را ترک کرد.


۱۸۲. امیرحسین بنی‌هاشمی
خروج او در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از شبکه دوستان و همفکرانش یا در زندان بودند یا کشور را ترک کرده بودند.


۱۸۳. نسیم بهرامی‌فرید
بر اساس روایت‌های موجود، این تصمیم پس از افزایش فشارهای امنیتی و نگرانی از بازداشت مجدد اتخاذ شد.


۱۸۴. یاسی بهرامی‌فرید
== اقامت در ترکیه ==


۱۸۵. نازلی بهره بر
نخستین مقصد عزیز رضایی پس از خروج از ایران، ترکیه بود.


۱۸۶. آرش بهره بر
او مدتی را در این کشور سپری کرد و در این مدت با دیگر اعضای خانواده و نیروهای سیاسی خارج از کشور در ارتباط بود.


۱۸۷. آریا بهروزی
اقامت در ترکیه برای بسیاری از فعالان سیاسی ایرانی در آن سال‌ها مرحله‌ای موقت پیش از مهاجرت به کشورهای اروپایی محسوب می‌شد.


۱۸۸. ژولین بهروزی
== مهاجرت به اسپانیا ==


۱۸۹. میثم بهروزی
پس از مدتی اقامت در ترکیه، عزیز رضایی به اسپانیا رفت.


۱۹۰. علی بهلولی
اقامت او در اسپانیا نیز چندان طولانی نبود و بیشتر به عنوان مرحله‌ای در مسیر استقرار دائمی او در اروپا شناخته می‌شود.


۱۹۱. محمد بهمن فر
در این دوره، ارتباط او با نهادهای مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] ادامه یافت.


۱۹۲. عاطفه بوربور
== استقرار در فرانسه ==


۱۹۳. پارمیدا بوندگارد
در نهایت عزیز رضایی در فرانسه ساکن شد.


۱۹۴. صبا بیات
او در حومه پاریس اقامت گزید و بخش عمده سال‌های بعدی زندگی خود را در این کشور سپری کرد.


۱۹۵. سید جعفر بیت سید عبودی
فرانسه در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور بود و بسیاری از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در آن حضور داشتند.


۱۹۶. سید صادق بیت سید عبودی
استقرار در فرانسه آغاز مرحله تازه‌ای از زندگی عزیز رضایی بود؛ مرحله‌ای که با فعالیت سیاسی در تبعید، دیدار با فعالان سیاسی و مشارکت در برنامه‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی همراه شد.


۱۹۷. سید علی بیت سید عبودی
== آغاز فعالیت در تبعید ==


۱۹۸. سید محمدجواد بیت سید عبودی
پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود را ادامه داد.


۱۹۹. سید مهدی بیت سید عبودی
او در مراسم یادبود کشته‌شدگان سیاسی، گردهمایی‌های ایرانیان خارج از کشور و برنامه‌های مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] حضور پیدا می‌کرد.


۲۰۰. پارمی بیض
در این دوره، بسیاری از فعالان سیاسی نسل‌های مختلف برای دیدار با او به منزلش مراجعه می‌کردند و خاطرات او درباره تاریخ مبارزات سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار می‌گرفت.


۲۰۱. آرین بیضایی
برای بخشی از هواداران سازمان مجاهدین خلق، او به عنوان یکی از آخرین بازماندگان نسل خانواده‌های زندانیان سیاسی دهه ۱۳۵۰ شناخته می‌شد.


۲۰۲. مجد بی‌غم
== زندگی در فرانسه ==


۲۰۳. فروغ بیک‌محمدی
پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی بخش عمده سال‌های پایانی زندگی خود را در حومه پاریس سپری کرد.


۲۰۴. دلارام بین احمدی
اقامت او در فرانسه با تداوم فعالیت‌های سیاسی، ارتباط با ایرانیان مهاجر و حضور در برنامه‌های مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] همراه بود. در این دوره، منزل او به یکی از محل‌های شناخته‌شده دیدار فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سیاسی و اعضای نسل‌های مختلف اپوزیسیون ایرانی تبدیل شد.


۲۰۵. حبیب بینکز
برای بسیاری از فعالان سیاسی جوان‌تر، دیدار با عزیز رضایی فرصتی برای آشنایی با بخشی از تاریخ مبارزات سیاسی ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به شمار می‌رفت.


۲۰۶. نسیم پارسا
== خانه‌ای در حافظه سیاسی اپوزیسیون ==


۲۰۷. متین پارسا
در دهه‌های ۱۳۷۰، ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشیدی، منزل عزیز رضایی در فرانسه به محلی برای برگزاری دیدارها، نشست‌های دوستانه و مراسم یادبود مرتبط با تاریخ سازمان مجاهدین خلق و خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.


۲۰۸. موعود پارسایی
شماری از اعضای پیشین و کنونی سازمان مجاهدین خلق، زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشر در سال‌های مختلف با او دیدار کردند.


۲۰۹. علی پاکزاد
در گزارش‌های منتشرشده از این دیدارها، منزل او اغلب به عنوان محلی توصیف شده است که بخشی از حافظه تاریخی یک نسل از مخالفان حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را در خود جای داده بود.


۲۱۰. باران پایمرد
== استمرار فعالیت سیاسی ==


۲۱۱. مایکل پتراس
عزیز رضایی در سال‌های اقامت در فرانسه در گردهمایی‌ها، مراسم یادبود، کنفرانس‌ها و برنامه‌های سیاسی مرتبط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی حضور داشت.


۲۱۲. محمد پذیرا
او در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود عمدتاً درباره موضوعاتی چون:


۲۱۳. آزالیا ایندیرا پرستش
* تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی؛
* سرگذشت خانواده رضایی؛
* کشته‌شدن فرزندانش؛
* وضعیت زندانیان سیاسی؛
* تحولات سیاسی ایران؛


۲۱۴. صنوبر شفق پرستش
سخن می‌گفت.


۲۱۵. گلپر پرورده
بخش مهمی از این روایت‌ها در رسانه‌ها و نشریات وابسته به [[شورای ملی مقاومت ایران]] و [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] منتشر شده است.


۲۱۶. گلایول پرورده
== دیدار با مریم رجوی ==


۲۱۷. خدیجه پری
در سال‌های اخیر، عزیز رضایی بارها با [[مریم رجوی]] دیدار کرد.


۲۱۸. سینا پناهی‌مهر
یکی از شناخته‌شده‌ترین این دیدارها در اردیبهشت ۱۴۰۲ انجام شد. در این دیدار، مریم رجوی از سابقه مبارزاتی خانواده رضایی و نقش عزیز رضایی در سال‌های مختلف فعالیت سیاسی یاد کرد.


۲۱۹. مهین پنج تن پناه
گزارش این دیدار در رسانه‌های وابسته به شورای ملی مقاومت ایران منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای در میان هواداران این جریان سیاسی داشت.


۲۲۰. عباس پنج تن پناه
== دیدارهای بین‌المللی ==


۲۲۱. مهناز پنج تن پناه
در سال‌های اقامت در فرانسه، شخصیت‌های سیاسی، نمایندگان پارلمان‌ها، فعالان حقوق بشر و حامیان بین‌المللی شورای ملی مقاومت ایران با عزیز رضایی دیدار کردند.


۲۲۲. مجید پنج تن پناه
در این دیدارها، او بخشی از تجربیات خود درباره زندان‌های دوران پهلوی، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، اعدام‌ها و تحولات سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ را بازگو می‌کرد.


۲۲۳. کیارا (لیلا) پنج تن پناه
این دیدارها در شکل‌گیری تصویر عمومی او به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده نسل نخست خانواده‌های زندانیان سیاسی نقش داشت.


۲۲۴. علی پهلوان
== روایت‌های تاریخی و خاطرات ==


۲۲۵. عطیه پهلوان باقری
بخش مهمی از شهرت عزیز رضایی به مجموعه خاطرات و روایت‌هایی بازمی‌گردد که طی چند دهه از زندگی خود بیان کرده است.


۲۲۶. هانیه پهلوان باقری
این خاطرات شامل موضوعاتی چون:


۲۲۷. هومن پهلوان باقری
* دوران کودکی و خانواده نوروزی آزاد؛
* فعالیت‌های سیاسی فرزندان خانواده؛
* کشته‌شدن [[احمد رضایی]]؛
* فرار [[رضا رضایی]] از زندان؛
* اعدام [[مهدی رضایی]]؛
* کشته‌شدن [[صدیقه رضایی]]؛
* بازداشت و شکنجه در [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]]؛
* زندان [[اوین]]؛
* فعالیت مادران زندانیان سیاسی؛
* انقلاب ۱۳۵۷؛
* کشته‌شدن [[آذر رضایی]] و [[موسی خیابانی]]؛
* مهاجرت و زندگی در تبعید؛


۲۲۸. روناک پهلوان‌لو
است.


۲۲۹. سامین پورتقی
این خاطرات بخشی از منابع مورد استفاده برای مطالعه تاریخ [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و خانواده‌های زندانیان سیاسی در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ به شمار می‌روند.


۲۳۰. غزال پورجم
== تعهدنامه و «نقشه مسیر» ==


۲۳۱. سرور پورواحد
در سال‌های پایانی عمر، عزیز رضایی متنی را با عنوان «تعهدنامه» یا «نقشه مسیر» تنظیم کرد.


۲۳۲. آهو پولادی
در این نوشته، او ضمن مرور بخشی از تجربه‌های سیاسی و شخصی خود، بر پایبندی به باورها و آرمان‌هایی که طی دهه‌های مختلف از آنها دفاع کرده بود تأکید کرد.


۲۳۳. آرمان پولادی
این متن در میان اسناد و خاطرات مربوط به زندگی او جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و از آن به عنوان یکی از آخرین نوشته‌های سیاسی او یاد شده است.


۲۳۴. آدرین پونسونای
== جایگاه در حافظه سیاسی معاصر ==


۲۳۵. اما پونسونای
عزیز رضایی از جمله چهره‌هایی است که زندگی او با بخشی از مهم‌ترین تحولات سیاسی معاصر ایران پیوند خورده است.


۲۳۶. محسن پویان مهر
او در دوران حکومت پهلوی بازداشت و زندانی شد، چند تن از فرزندان خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داد، انقلاب ۱۳۵۷ را تجربه کرد، در سال‌های نخست جمهوری اسلامی بار دیگر با فشارهای سیاسی مواجه شد و سرانجام بخش بزرگی از زندگی خود را در تبعید گذراند.


۲۳۷. مریم پیرکوهی
از این رو، زندگی او بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند.


۲۳۸. یوسف پیرکوهی
== ارزیابی تاریخی ==


۲۳۹. ویرجینیا پیشبین
منابع وابسته به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]] از عزیز رضایی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص خانواده‌های زندانیان سیاسی و از نمادهای پایداری در برابر سرکوب سیاسی یاد کرده‌اند.


۲۴۰. داوود تاثیری
در مقابل، پژوهش‌های تاریخی درباره زندگی او عمدتاً بر نقش خانواده رضایی در تحولات سیاسی دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ و تأثیر این تحولات بر سرنوشت یک خانواده ایرانی تمرکز داشته‌اند.


۲۴۱. عاطفه تاجیک
فارغ از ارزیابی‌های سیاسی گوناگون درباره سازمان مجاهدین خلق و جایگاه آن در تاریخ معاصر ایران، زندگی عزیز رضایی به عنوان نمونه‌ای از تأثیر مستقیم منازعات سیاسی بر زندگی خانوادگی و اجتماعی شهروندان ایرانی مورد توجه پژوهشگران تاریخ اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است.


۲۴۲. عرفان تاجیک
== جستارهای وابسته ==


۲۴۳. ماهان تاراج
* [[احمد رضایی]]
* [[رضا رضایی]]
* [[مهدی رضایی]]
* [[صدیقه رضایی]]
* [[آذر رضایی]]
* [[موسی خیابانی]]
* [[خلیل‌الله رضایی]]
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]
* [[شورای ملی مقاومت ایران]]
* [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]]
* [[زندان اوین]]


۲۴۴. بهاران تاراج
== منابع ==


۲۴۵. نوید تبریزی
<references />


۲۴۶. فربد تبریزی
[[رده:فعالان سیاسی اهل ایران]]
 
[[رده:زندانیان سیاسی دوران پهلوی]]
۲۴۷. مهبد تبریزی‌نژاد
[[رده:خانواده رضایی]]
 
[[رده:سازمان مجاهدین خلق ایران]]
۲۴۸. محسن تخم افشان
[[رده:زنان فعال سیاسی اهل ایران]]
 
[[رده:زادگان ۱۳۰۸]]
۲۴۹. گلشید تذهیبی
 
۲۵۰. کسری ترشیزی
 
۲۵۱. بهنام ترک زبان
 
۲۵۲. مریم ترک‌زبان
 
۲۵۳. مسعود ترک‌زبان
 
۲۵۴. مینا ترک‌زبان
 
۲۵۵. الهه تشرف
 
۲۵۶. آزاده تمسکنی
 
۲۵۷. احسان توتونچیان
 
۲۵۸. نسترن توجا
 
۲۵۹. موسی توحیدی خانیکی
 
۲۶۰. مقداد توکل
 
۲۶۱. صدف توکل
 
۲۶۲. سامین ثابت‌رفتار
 
۲۶۳. سید امین ثنایی
 
۲۶۴. نوید ثنایی
 
۲۶۵. سحر ثنایی
 
۲۶۶. سارا جاروندی
 
۲۶۷. آلیلا جانسون
 
۲۶۸. میلیشیا جاودان
 
۲۶۹. سارا جاودان
 
۲۷۰. مینا جاودان
 
۲۷۱. روشنک جباری
 
۲۷۲. آیدا جباری
 
۲۷۳. ملیکا جدی گلبرنجی
 
۲۷۴. دانیال جدی گلبرنجی
 
۲۷۵. سولماز جدیری
 
۲۷۶. یاشار جدیری صابر
 
۲۷۷. محمد جدیری صابر
 
۲۷۸. آیسان جدیری صابر
 
۲۷۹. دانیال جعفری
 
۲۸۰. دارا جعفری
 
۲۸۱. دارسی جعفری
 
۲۸۲. علیرضا جمشیدی فر
 
۲۸۳. شایان جنتیان
 
۲۸۴. سامان جهانبخش
 
۲۸۵. اشکان جهانبخش
 
۲۸۶. یلدا جهاندارپور
 
۲۸۷. ندا جهاندارپور
 
۲۸۸. سمیه پرایس جهانسوز
 
۲۸۹. پگاه جهانمیری
 
۲۹۰. دیما جهانی
 
۲۹۱. امید جواد مکویی
 
۲۹۲. کاظم جوانمردی
 
۲۹۳. مهیار جودکی
 
۲۹۴. حنیف جوش
 
۲۹۵. ون چانگ چانگ
 
۲۹۶. نیما چاه تلخی
 
۲۹۷. نوید چاه‌تلخی
 
۲۹۸. نگین چاه‌تلخی
 
۲۹۹. اسماعیل چلداوی
 
۳۰۰. میلاد چهارلنگی
 
۳۰۱. مهراب چهارلنگی
 
۳۰۲. پردیس چهارلنگی
 
۳۰۳. سینا چیتگر
 
۳۰۴. آرمین حاتمی
 
۳۰۵. مهران حاجیلویی مبتکر
 
۳۰۶. آرش حامدی یکتا
 
۳۰۷. نگار حائری
 
۳۰۸. آروین حبیبی
 
۳۰۹. آدرین حبیبی
 
۳۱۰. آرمان حبیبی
 
۳۱۱. حبیب حبیبی‌پور
 
۳۱۲. آتوسا حبیبی‌پور
 
۳۱۳. فاطمه حریمی
 
۳۱۴. محمدرضا حسامی
 
۳۱۵. هستی حسامی
 
۳۱۶. بهاره حسن‌پور
 
۳۱۷. سارا حسنی
 
۳۱۸. مریم حسنی
 
۳۱۹. صبا حسنی
 
۳۲۰. یوسف حسنینی
 
۳۲۱. مینا حسنینی
 
۳۲۲. فرهاد حسین‌زاده
 
۳۲۳. امید حسین‌زاده
 
۳۲۴. یاشا حسینوند موثقی
 
۳۲۵. آوین حسینوند موثقی
 
۳۲۶. آکام حسینوند موثقی
 
۳۲۷. مسعود حسینی
 
۳۲۸. آزاده حسینی
 
۳۲۹. بهاره حسینی
 
۳۳۰. آیت حسینی
 
۳۳۱. اپل حسینی
 
۳۳۲. نوس حسینی
 
۳۳۳. فرزانه حسینی
 
۳۳۴. تینا حسینی
 
۳۳۵. لیلا حسینی
 
۳۳۶. آرمین حسینی
 
۳۳۷. متین حسینی
 
۳۳۸. اشکان حسینی
 
۳۳۹. مریم حسینی
 
۳۴۰. نسترن حسینی
 
۳۴۱. ثریا حسینی
 
۳۴۲. آدرین حسینی
 
۳۴۳. رایان حسینی
 
۳۴۴. سید یوسف حسینی
 
۳۴۵. آریانا حسینی
 
۳۴۶. امیر حسینی
 
۳۴۷. یاسر حق جو
 
۳۴۸. یاس حق‌جو
 
۳۴۹. محمدرضا حقوردی لر
 
۳۵۰. جاوید حقیقی
 
۳۵۱. مریم حقیقی
 
۳۵۲. محسن حکمت‌منش
 
۳۵۳. هادی حمزه
 
۳۵۴. آرش حمزه
 
۳۵۵. سام حمزه نژاد
 
۳۵۶. سیمون حمزه نژاد
 
۳۵۷. آزاده حیدری
 
۳۵۸. ماریا حیدری
 
۳۵۹. محمد حیدری
 
۳۶۰. سارا حیدری
 
۳۶۱. یاسر حیدری
 
۳۶۲. کیمیا حیدری
 
۳۶۳. تورج حیدری‌نیا
 
۳۶۴. ایرج حیدری‌نیا
 
۳۶۵. کیانا حیدریان
 
۳۶۶. سارا حیدریان
 
۳۶۷. تینا حیدری‌نیا
 
۳۶۸. نیما خادمی
 
۳۶۹. شهاب خادمی
 
۳۷۰. حمیدرضا خالقی
 
۳۷۱. سیاوش خان
 
۳۷۲. سپی‌خان
 
۳۷۳. سارا خبازی
 
۳۷۴. ندا خبازیان
 
۳۷۵. اشرف خبازیان
 
۳۷۶. الی خبازیان
 
۳۷۷. پویا خرازی دادبخش
 
۳۷۸. شبنم خراسانی
 
۳۷۹. آیلار خرم
 
۳۸۰. سیاوش خسروی
 
۳۸۱. کسری خسروی
 
۳۸۲. مریم خلاق
 
۳۸۳. مسعود خلاق دوست
 
۳۸۴. آریانا خلاق دوست
 
۳۸۵. حنیفه خیری
 
۳۸۶. محمد دارآفرین
 
۳۸۷. سارا دام
 
۳۸۸. بهراد دانش‌فر
 
۳۸۹. زال دانشگری
 
۳۹۰. اسماعیل داوری
 
۳۹۱. پارمیس دبیری‌فرد
 
۳۹۲. رها درب آذین
 
۳۹۳. محمد درودی
 
۳۹۴. علی درودی
 
۳۹۵. نازلی درودیان
 
۳۹۶. سارا دروی
 
۳۹۷. حنیف درویش
 
۳۹۸. بیژن دریانی
 
۳۹۹. شهرزاد دشتی
 
۴۰۰. ناتاشا دفوس
 
۴۰۱. گلوریا دلسوز
 
۴۰۲. فرزاد دلیر
 
۴۰۳. روشنا دلیرانی
 
۴۰۴. پریسا دمیرچی
 
۴۰۵. استلا مکس‌دوتر دنیلسون
 
۴۰۶. هانا دوست محمدی
 
۴۰۷. سینا دوستان
 
۴۰۸. آرمین دوشکی
 
۴۰۹. مهتاب دوغ‌فروش بنان
 
۴۱۰. هادی دوغ‌فروش بنان
 
۴۱۱. مبینا دولتی
 
۴۱۲. مونا دولتی
 
۴۱۳. حبیب دیارا
 
۴۱۴. آزاد ذاکری
 
۴۱۵. امیرحسین ذبیحی
 
۴۱۶. الهه ذبیحی
 
۴۱۷. پارو ذوالفقاری
 
۴۱۸. پارسا ذوالفقاری
 
۴۱۹. زهرا راد
 
۴۲۰. سام رامتینی
 
۴۲۱. نیما رجایی
 
۴۲۲. نیره رجبی
 
۴۲۳. نغمه رجبی
 
۴۲۴. زهرا رجوی
 
۴۲۵. علی رجوی
 
۴۲۶. رعنا رحمانفرد
 
۴۲۷. نرگس رحمانفرد
 
۴۲۸. حنیف رحمانی
 
۴۲۹. نیما رحمت‌الهی
 
۴۳۰. جولیا رحمتی
 
۴۳۱. بابک رحمتیان
 
۴۳۲. پرهام رحیم دزفولی
 
۴۳۳. سام رحیمی
 
۴۳۴. پروین رحیمی
 
۴۳۵. بابک رحیمی (افشار)
 
۴۳۶. پویا رحیمیان
 
۴۳۷. نیما رستمی
 
۴۳۸. سلیمان رسول‌زاده
 
۴۳۹. نیکی رسولی
 
۴۴۰. علی محمد رشیدی
 
۴۴۱. فردین رضا
 
۴۴۲. کیا رضا زاده
 
۴۴۳. عسل رضاپور
 
۴۴۴. مینا رضانیا
 
۴۴۵. امیل رضانیا
 
۴۴۶. آریانوش رضایی
 
۴۴۷. رویا رضایی
 
۴۴۸. رضا رضایی
 
۴۴۹. هلنا رضایی
 
۴۵۰. صبا رضایی
 
۴۵۱. نیوشا رضایی
 
۴۵۲. آریانا رضائیان
 
۴۵۳. کیانا رضائیان
 
۴۵۴. بیتا رضوان
 
۴۵۵. مریم رضوی
 
۴۵۶. سهند رضوی
 
۴۵۷. حسین رعیت پرور
 
۴۵۸. پدرو رعیت‌پرور
 
۴۵۹. سوگل رفیعی
 
۴۶۰. یاسمین رفیعی وردینی
 
۴۶۱. میریام رفیعی وردینی
 
۴۶۲. الیزا رفیعی وردینی
 
۴۶۳. روشن رمز
 
۴۶۴. آریا رنجبر
 
۴۶۵. بهار رنجبر
 
۴۶۶. شروین رهبر
 
۴۶۷. کارین رهبری
 
۴۶۸. لیلا رو سفید
 
۴۶۹. مهرنوش روزبهانی
 
۴۷۰. مهتاب روزبهانی
 
۴۷۱. محسن روزبهانی
 
۴۷۲. لیانا روزبهانی
 
۴۷۳. نبی ریاحی
 
۴۷۴. شایان رئوفی
 
۴۷۵. آرشان رئوفی
 
۴۷۶. طلایه‌زاده
 
۴۷۷. مائده‌زاده
 
۴۷۸. امین‌زاده
 
۴۷۹. امیر زاده
 
۴۸۰. عسل‌زاده
 
۴۸۱. مریم‌زاده عطار
 
۴۸۲. رزا زارعی
 
۴۸۳. الیا زارعی
 
۴۸۴. نیما زاهد
 
۴۸۵. زهرا زرچینی
 
۴۸۶. پارسا زرچینی
 
۴۸۷. آرزو زرچینی
 
۴۸۸. مجید زرچینی
 
۴۸۹. زهرا زرگر
 
۴۹۰. مژده زرین فکر
 
۴۹۱. ملیکا زمانی
 
۴۹۲. محسن زمانیان
 
۴۹۳. یوسف زند
 
۴۹۴. سپیده زندی
 
۴۹۵. آنا زنگنه
 
۴۹۶. آزی زنگنه
 
۴۹۷. ملیکا زیاری
 
۴۹۸. سارا ساجدی
 
۴۹۹. الهام ساجدیان
 
۵۰۰. مهستی سادات
 
۵۰۱. سامان ساکنیان
 
۵۰۲. مینا سالم
 
۵۰۳. آنا سامی
 
۵۰۴. آزاده سامی
 
۵۰۵. دیوید سانتالوچیا
 
۵۰۶. معین سبحانی
 
۵۰۷. آرش سبحانی
 
۵۰۸. فرانک سپهری
 
۵۰۹. آرزو ستاری
 
۵۱۰. سانا ستوده مرام
 
۵۱۱. سارا ستوده‌مرام
 
۵۱۲. سام سجادی
 
۵۱۳. جهانبخش سرخوش
 
۵۱۴. صادق سرخیلی
 
۵۱۵. سینا سرخیلی
 
۵۱۶. شهاب سریری
 
۵۱۷. صبا سعدی
 
۵۱۸. میترا سعدی دوست
 
۵۱۹. یاسر سعدی‌دوست
 
۵۲۰. سعید سعدی‌دوست
 
۵۲۱. سمیرا سعدی‌دوست
 
۵۲۲. کیانو سعدی‌دوست
 
۵۲۳. سینا سعیدیان
 
۵۲۴. آیدین سعیدیان
 
۵۲۵. ماهان سفری
 
۵۲۶. دنیا سلامت
 
۵۲۷. یارین سلطانی تأیید
 
۵۲۸. احسان سلماسی
 
۵۲۹. علی سلیمانی
 
۵۳۰. محمد سلیمانی
 
۵۳۱. کوروش سلیمی
 
۵۳۲. ایمان سندان
 
۵۳۳. لیلا سهیلی شمیرانی
 
۵۳۴. پیام سوداگری
 
۵۳۵. دیوید سونسون
 
۵۳۶. دانیال سوو
 
۵۳۷. عالیه سیاس
 
۵۳۸. پدرام سیدی
 
۵۳۹. فروغ سیسمان
 
۵۴۰. امیر سیفی
 
۵۴۱. احسان سیفی
 
۵۴۲. ساشا سیم لقایی اصل
 
۵۴۳. سیبل سیم لقایی اصل
 
۵۴۴. ولی‌الله شارجبیان
 
۵۴۵. نصیر شاعرپور
 
۵۴۶. کاوه شاعرپور
 
۵۴۷. احسان شالباف
 
۵۴۸. سینا شالباف
 
۵۴۹. بهروز شاهد
 
۵۵۰. سونی شاهوردی
 
۵۵۱. جول شاهوردی
 
۵۵۲. هالی شاهوردی
 
۵۵۳. علی شبستری
 
۵۵۴. اورخان شبستری
 
۵۵۵. کامیار شجاع نژاد
 
۵۵۶. بهراد شجاع‌نژاد
 
۵۵۷. محمد شخصیان
 
۵۵۸. محمدحسین شرافت نیا
 
۵۵۹. رحمان شربت داران
 
۵۶۰. کوثر شرقی
 
۵۶۱. میشل شریعت
 
۵۶۲. یاسمین شریعت‌مداری
 
۵۶۳. نیکول شریعتی
 
۵۶۴. نیکولا شریعتی
 
۵۶۵. ایمان شریف
 
۵۶۶. میلاد شریف
 
۵۶۷. بیژن شریفی
 
۵۶۸. نغمه شریفی
 
۵۶۹. لیلا شریفیان
 
۵۷۰. لادن شریفیان
 
۵۷۱. پرهام شعبانعلی آسیابان
 
۵۷۲. پریا شعبانعلی آسیابان
 
۵۷۳. سحر شمامی
 
۵۷۴. پگاه شمس آبادی
 
۵۷۵. کاترینا شمیرانی
 
۵۷۶. سارا شهباز
 
۵۷۷. مهیار شهریاری
 
۵۷۸. احسان شهریاری
 
۵۷۹. امید شهزاده
 
۵۸۰. اشکان شوشتری
 
۵۸۱. ماهان شوشتری
 
۵۸۲. پارسا شوگرلند
 
۵۸۳. سامی شومینی
 
۵۸۴. یاسمین شیاونی
 
۵۸۵. حسین شیرازی
 
۵۸۶. شهاب صابری
 
۵۸۷. افشار صادق
 
۵۸۸. شروین صادق
 
۵۸۹. آمنه صادق‌پور
 
۵۹۰. سینا صادق‌پور
 
۵۹۱. رکسانا صادق‌پور
 
۵۹۲. کیانوش صادق‌پور
 
۵۹۳. میکی صادق‌پور
 
۵۹۴. پیام صادقی
 
۵۹۵. میلاد صالحی
 
۵۹۶. نیکا صدرمنصوری
 
۵۹۷. شکیبا صدیقی
 
۵۹۸. حمید صراف
 
۵۹۹. آرین صفا
 
۶۰۰. نگار صف
 
۶۰۱. نهال صفا
 
۶۰۲. سعید صفا
 
۶۰۳. آرمان صفایی-نوایی
 
۶۰۴. سینا صفایی‌نوایی
 
۶۰۵. دانا صفری
 
۶۰۶. عباس صفری
 
۶۰۷. یگانه صمیمی
 
۶۰۸. عاطفه صمیمی
 
۶۰۹. کیان ضابطی
 
۶۱۰. ندا ضابطی
 
۶۱۱. ماندانا ضرغامی
 
۶۱۲. علی ضیایی
 
۶۱۳. نعیمه ضیایی
 
۶۱۴. سیاوش ضیفی
 
۶۱۵. مسعود ضیفی
 
۶۱۶. وحید طاقی
 
۶۱۷. کاوه طاهری
 
۶۱۸. آذر طاهری
 
۶۱۹. سابینا طاهری
 
۶۲۰. فرح طهماسبی
 
۶۲۱. شیرین طهماسبی
 
۶۲۲. بتانه طوسی
 
۶۲۳. بنفشه طوسی
 
۶۲۴. آرمین ظهیری
 
۶۲۵. امیرمنصور ظهیری مسگر
 
۶۲۶. هرمز عابدی
 
۶۲۷. محمد عابدی
 
۶۲۸. رسول عارف‌خانی
 
۶۲۹. مهیا عارف‌خانی
 
۶۳۰. محمدرضا عارف‌خانی
 
۶۳۱. محمد امین عالمی
 
۶۳۲. آزاده عالمی
 
۶۳۳. میلو عباسی
 
۶۳۴. شهابه عباسی
 
۶۳۵. سیف‌الله عبدالعزیز
 
۶۳۶. امیر عبداللهی
 
۶۳۷. یاشار عبداللهی‌نیک
 
۶۳۸. داریوش عبدالمالکی
 
۶۳۹. پریسا عبدالمالکی
 
۶۴۰. دانیال عبدالمالکی
 
۶۴۱. پروانه عبدالمالکی
 
۶۴۲. مهدی عبدالهی
 
۶۴۳. پویا عبدی
 
۶۴۴. رویا عبدی
 
۶۴۵. علی عبودی
 
۶۴۶. ایلیا عبیات
 
۶۴۷. سپیده عرفا
 
۶۴۸. نیما عزیزی
 
۶۴۹. فردین عظیمی
 
۶۵۰. سپی عظیمی الیگودرز
 
۶۵۱. رضوان علافچی
 
۶۵۲. محمدرضا علمی
 
۶۵۳. ناصر علیانی
 
۶۵۴. ندا علیانی
 
۶۵۵. نیما علی‌بابانژاد سالم
 
۶۵۶. لیلا علی‌پور
 
۶۵۷. مهران علی‌پور
 
۶۵۸. زیبا علی‌پور
 
۶۵۹. اتوسا علیرضایی فراهانی
 
۶۶۰. شیدا علیزاده
 
۶۶۱. امیر عمادی
 
۶۶۲. مقداد عمرانی
 
۶۶۳. سهیلا عونی اصل
 
۶۶۴. مهیا عیوض ایحاری
 
۶۶۵. مریم غانمی
 
۶۶۶. ایمان غانمی
 
۶۶۷. موسی غفاری
 
۶۶۸. اشکان غفوری
 
۶۶۹. پدرام غلامی
 
۶۷۰. مهسا غلامی
 
۶۷۱. سمیر غنایی
 
۶۷۲. پیوند غیوری
 
۶۷۳. پویا غیوری
 
۶۷۴. مازیار فاضل دربندی
 
۶۷۵. رضا فاضل دربندی
 
۶۷۶. هادی فاضل نظام دوست
 
۶۷۷. روشن فاطمی
 
۶۷۸. علی فاطمی
 
۶۷۹. دانیال فتاحی
 
۶۸۰. نوید فتاحی
 
۶۸۱. اشرف فتح‌پور
 
۶۸۲. سعید فتوت
 
۶۸۳. محسن فدایی
 
۶۸۴. ماتیا فراهانی
 
۶۸۵. سونیا فردوسی
 
۶۸۶. رکسانا فردوسی
 
۶۸۷. رزا فرز کناری
 
۶۸۸. نوید فرزان
 
۶۸۹. آیدا فرسیابی
 
۶۹۰. کیان فرهادی
 
۶۹۱. امیر فروزان
 
۶۹۲. ماریانه فروزنده
 
۶۹۳. مینا فروزنده
 
۶۹۴. مونا فروزنده
 
۶۹۵. یونس فروزنده
 
۶۹۶. الهه فروزنده
 
۶۹۷. الی فروزنده‌جو
 
۶۹۸. میلاد فرید حاجی‌آقایی
 
۶۹۹. محمد فریور
 
۷۰۰. کای فغانی
 
۷۰۱. آرش فغانی
 
۷۰۲. حمید فلاح
 
۷۰۳. دانیال فیلابی
 
۷۰۴. دنیس فینرتی
 
۷۰۵. نهاله قابل
 
۷۰۶. پرستو قادری
 
۷۰۷. شوان قادری
 
۷۰۸. شیرین قادری
 
۷۰۹. روژا قاسمی
 
۷۱۰. کوین قاسمی
 
۷۱۱. ژوبین قاضی
 
۷۱۲. دلشاد قبادی
 
۷۱۳. عرشیا قدرتی
 
۷۱۴. بردیا قدرتی
 
۷۱۵. مرتضی قدمی
 
۷۱۶. آرش قراچه
 
۷۱۷. یاشار قراچه
 
۷۱۸. امینه قرایی
 
۷۱۹. علی قرایی
 
۷۲۰. احسان قرایی
 
۷۲۱. معصومه قربان‌زاده
 
۷۲۲. محسن قربانی
 
۷۲۳. دانیال قربانی
 
۷۲۴. فرامرز قره خانی
 
۷۲۵. امید قزوینی جبرئیل آباد
 
۷۲۶. ایلیار قلیچی
 
۷۲۷. سعید قنبری
 
۷۲۸. بهار قنبری
 
۷۲۹. شیرین قنبری
 
۷۳۰. حسن قویدل
 
۷۳۱. هومن کاشفی
 
۷۳۲. آرین کاشفی
 
۷۳۳. علی کاظمی
 
۷۳۴. مراد کاظمی
 
۷۳۵. شقایق کاکایی
 
۷۳۶. امید کاویانی فرد زاده
 
۷۳۷. علی کاویانی فرد زاده
 
۷۳۸. عاطفه کبیریان
 
۷۳۹. سعید کرمانی
 
۷۴۰. مهدی کرمانی
 
۷۴۱. حنیف کرمانی
 
۷۴۲. شورا کرمانی
 
۷۴۳. آریا کرملو
 
۷۴۴. سعید کریمی
 
۷۴۵. روبینا کریمی
 
۷۴۶. امیرحسین کریمی
 
۷۴۷. آذر کریمی
 
۷۴۸. علیرضا کریمی‌نژاد
 
۷۴۹. سپیده کریمی‌زندی
 
۷۵۰. نیما کلانتر
 
۷۵۱. مونا کلانتر
 
۷۵۲. آنا کمال
 
۷۵۳. پریسا کمالی
 
۷۵۴. مریم کماندار
 
۷۵۵. بیتا کهزادی
 
۷۵۶. سانیا کهنسال
 
۷۵۷. آرمان کیامنش
 
۷۵۸. مهدی کیانخواه
 
۷۵۹. مهیار کیانخواه
 
۷۶۰. مسعود کیانی
 
۷۶۱. کیان کیانی
 
۷۶۲. کیارش کیانی
 
۷۶۳. کیمیا کیانی
 
۷۶۴. میرا گُل
 
۷۶۵. رزی گارنر
 
۷۶۶. بهاره گازانی
 
۷۶۷. سوگند گراوینا
 
۷۶۸. بهروز گرگین
 
۷۶۹. پریا گرمرودی
 
۷۷۰. پارسا گرمرودی
 
۷۷۱. سارا گل مینایی
 
۷۷۲. سام گل مینایی
 
۷۷۳. شایان گل مینایی اصفهانی
 
۷۷۴. امیر گلریز
 
۷۷۵. سروناز گلستانه
 
۷۷۶. احمد گنجی
 
۷۷۷. مهدیه گوچق
 
۷۷۸. احسان گودرزی
 
۷۷۹. ستاره گودرزی
 
۷۸۰. یوسف لاراکی
 
۷۸۱. علی لطفی
 
۷۸۲. پوریا لطفی
 
۷۸۳. پویا لگزیان
 
۷۸۴. پرهام لگزیان
 
۷۸۵. علیرضا لگزیان
 
۷۸۶. بنیامین لینداکرز
 
۷۸۷. اولویا لیندنبرگ
 
۷۸۸. آمیتیس مارکوس
 
۷۸۹. مهشید مازوجی
 
۷۹۰. مریم مازوجی
 
۷۹۱. مسعود ماسوری
 
۷۹۲. سمیه مالکی
 
۷۹۳. یاشار مالکی
 
۷۹۴. رز مالکی
 
۷۹۵. رونال مالکی
 
۷۹۶. میترا مالکی
 
۷۹۷. صوفی مالکی
 
۷۹۸. داوود مالکی
 
۷۹۹. رضا ماه روز
 
۸۰۰. فربد ماهوتچیان
 
۸۰۱. حنیف ماهوتچیان
 
۸۰۲. میلاد ماهوتچیان
 
۸۰۳. فرنام ماهوتچیان
 
۸۰۴. محمود ماهوتچیان
 
۸۰۵. کیمیا متقی
 
۸۰۶. حمید متقی طالب
 
۸۰۷. افشین متولی
 
۸۰۸. مریم متولی
 
۸۰۹. مریم مجیدی
 
۸۱۰. محمود محب
 
۸۱۱. سارا محبی
 
۸۱۲. لیلا محبی
 
۸۱۳. آندرین (کیوان) محسنی
 
۸۱۴. سلینا محسنی
 
۸۱۵. رضا محسنی
 
۸۱۶. محمد محسنی
 
۸۱۷. مور محسنی
 
۸۱۸. افسانه محسنی
 
۸۱۹. پانته آ محمد
 
۸۲۰. علی محمد
 
۸۲۱. علی محمد پور
 
۸۲۲. اصغر محمدزاده
 
۸۲۳. محمدرضا محمدزاده
 
۸۲۴. مصطفی محمدزاده
 
۸۲۵. یاسمین محمدزاده
 
۸۲۶. سارا محمدزاده
 
۸۲۷. الیزابت محمدزاده
 
۸۲۸. آزیتا محمدی
 
۸۲۹. تارا نیوشا محمدی
 
۸۳۰. سهیلا محمدی
 
۸۳۱. پریسا محمدی
 
۸۳۲. ندا محمدی
 
۸۳۳. رویا محمدی
 
۸۳۴. علی محمدی
 
۸۳۵. میکی محمدی
 
۸۳۶. مسعود محمدی
 
۸۳۷. بابک محمدی
 
۸۳۸. ملودی محمدی
 
۸۳۹. آرسامن محمدی
 
۸۴۰. آرتمیس محمدی
 
۸۴۱. هیوا محمدی
 
۸۴۲. الهه محمدی
 
۸۴۳. آنا هیتا محمدی
 
۸۴۴. آبتین محمودی
 
۸۴۵. صابر محمودی
 
۸۴۶. اشکان محمودی سلیمان‌در
 
۸۴۷. آرتین مددزاده
 
۸۴۸. آرین مددزاده
 
۸۴۹. حشمت مددی
 
۸۵۰. احمد مرادی
 
۸۵۱. گلچین مرادی
 
۸۵۲. ایمان مرادی
 
۸۵۳. ندا مرادی
 
۸۵۴. جف مرادی
 
۸۵۵. علی مرادی
 
۸۵۶. عرفان مرادی
 
۸۵۷. آرش مرندی
 
۸۵۸. حسن مروتی
 
۸۵۹. ایمان مریدی
 
۸۶۰. امیر مسگر
 
۸۶۱. آرزو مشایخی
 
۸۶۲. آزاده مشایخی
 
۸۶۳. مینوش مشهدی
 
۸۶۴. الهه مصدق
 
۸۶۵. علی مصلحی
 
۸۶۶. مهدی معماری
 
۸۶۷. اندره معین
 
۸۶۸. بهروز معینی
 
۸۶۹. عطا مقدم
 
۸۷۰. بهروز مقصودی
 
۸۷۱. عبدالسلام ملااحمدی
 
۸۷۲. رویا ملازاده
 
۸۷۳. پژمان ملک نیا
 
۸۷۴. علی ملکی
 
۸۷۵. میلاد ملکی
 
۸۷۶. سعدون ملکی
 
۸۷۷. ربکا ملیحی
 
۸۷۸. سمیرا منشازاده
 
۸۷۹. مراد منصورپور
 
۸۸۰. مانی منصورپور
 
۸۸۱. ماری منصوری
 
۸۸۲. نیکی منوچهری
 
۸۸۳. نیما مها
 
۸۸۴. النا مهدوی
 
۸۸۵. هومن مهدوی درونکلا
 
۸۸۶. پوریا مهربان
 
۸۸۷. پدرام مهربان
 
۸۸۸. علیرضا مهربانی
 
۸۸۹. رضا مهربانی
 
۸۹۰. سحر مهربانی‌فرد
 
۸۹۱. روبین مهرعالیوند
 
۸۹۲. مهسا مهریزاده
 
۸۹۳. شیلا مهریزاده
 
۸۹۴. آیلین موتاب پوررضایی
 
۸۹۵. آیلا موتاب پوررضایی
 
۸۹۶. مهکامه موسوی
 
۸۹۷. تینا موسوی‌دوست
 
۸۹۸. لونا موسیول
 
۸۹۹. جاهد مولا
 
۹۰۰. علی مولودی
 
۹۰۱. آرین مولوی
 
۹۰۲. نگین مولوی
 
۹۰۳. آیدا مومنی
 
۹۰۴. مهرنوش مومنی
 
۹۰۵. آرش مومنی
 
۹۰۶. نکیسا موهاما
 
۹۰۷. فیروزه میاندار
 
۹۰۸. یاسمین میر
 
۹۰۹. فرزانه میرعرب
 
۹۱۰. روبین میرزایی
 
۹۱۱. مینو میرزایی
 
۹۱۲. آروین میرزایی
 
۹۱۳. سید طاهر میرعربشاهی
 
۹۱۴. مسعود ناصری
 
۹۱۵. صباح ناصری
 
۹۱۶. ماهر ناصری
 
۹۱۷. کیوان ناصری
 
۹۱۸. کارولین ناصری
 
۹۱۹. ثریا ناصری کریموند
 
۹۲۰. سونیا ناقلی
 
۹۲۱. نیما نامداری
 
۹۲۲. محمد نامداری
 
۹۲۳. امین نامداری
 
۹۲۴. امیر نامداری
 
۹۲۵. آفاق نامور سپهرراد
 
۹۲۶. ابراهیم نبوی
 
۹۲۷. آصف نبوی
 
۹۲۸. شبنم نجات
 
۹۲۹. فرزانه نجاری سهزابی
 
۹۳۰. پرویز نجف
 
۹۳۱. دینا نجفی
 
۹۳۲. پویا نجفی
 
۹۳۳. الهه نژاد
 
۹۳۴. زهرا نژادآبادی
 
۹۳۵. علی نژادآبادی
 
۹۳۶. حنیف نسب
 
۹۳۷. رایان نصیر
 
۹۳۸. سارا نصیری
 
۹۳۹. نیما نعامی
 
۹۴۰. علیرضا نعامی
 
۹۴۱. غزاله نقی‌زاده
 
۹۴۲. روشنک نکویی
 
۹۴۳. داریوش نکویی
 
۹۴۴. مینو نگهداری
 
۹۴۵. طناز نوایی
 
۹۴۶. الهه نوبری
 
۹۴۷. سحر نورافروز هریس
 
۹۴۸. ارمغان نوربخش
 
۹۴۹. آفاق نوربخش
 
۹۵۰. عارف نوری
 
۹۵۱. مژده نوش‌آذر
 
۹۵۲. نوید نیرومند
 
۹۵۳. نوشین نیرومند
 
۹۵۴. مریم نیرومند
 
۹۵۵. متین نیک اندیش
 
۹۵۶. شیما نیکنام
 
۹۵۷. گیتی نیماپور
 
۹۵۸. ارس هادی
 
۹۵۹. پیمان‌هادی
 
۹۶۰. مریم هادی‌زاده
 
۹۶۱. آرین هاشم‌زاده
 
۹۶۲. ویکتوریا هراندز
 
۹۶۳. سام هلم
 
۹۶۴. حسین همایونی
 
۹۶۵. فرحناز همایونی
 
۹۶۶. آرین همتی
 
۹۶۷. نوید هوس
 
۹۶۸. نوید هوشی
 
۹۶۹. سحر هولستروم
 
۹۷۰. آروین واحدی
 
۹۷۱. لیلا واحدی
 
۹۷۲. رویا والی
 
۹۷۳. احسان والی‌زاده
 
۹۷۴. آندره‌آ وثیق
 
۹۷۵. یاسمین وجود
 
۹۷۶. حمیدرضا ورشک
 
۹۷۷. سحر وزل
 
۹۷۸. ساما وزیری
 
۹۷۹. رادمهر وفا سرشت
 
۹۸۰. دنا وفاسرشت
 
۹۸۱. نیکلا ولی‌بیگی
 
۹۸۲. اما ولی‌بیگی
 
۹۸۳. صبا ویسی
 
۹۸۴. حامد یازرلو
 
۹۸۵. معصومه یامی
 
۹۸۶. هستی یامی
 
۹۸۷. پردیس یاوری
 
۹۸۸. سوشیانس یاوری
 
۹۸۹. سیروس یاوری
 
۹۹۰. سمیرا یایتز
 
۹۹۱. مهیا یزدانی
 
۹۹۲. پویا یزدی
 
۹۹۳. ابراهیم یعقوبی
 
۹۹۴. امیر یعقوبی
 
۹۹۵. کوثر یعقوبی
 
۹۹۶. مانی یعقوبی
 
۹۹۷. مریم یعقوبی
 
۹۹۸. اتوسا یکتا
 
۹۹۹. فرزاد یوسفی
 
۱۰۰۰. امیر یوسفی
 
۱۰۰۱. محمد یوسفی
 
۱۰۰۲. کامیلا یون<ref name=":0" />
 
==منابع==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۴

عزیز رضایی (زهرا نوروزی آزاد)
زادروز۱۳۰۸
تهران، ایران
ملیتایرانی
نام‌های دیگرمادر رضایی‌ها
پیشهفعال سیاسی
شناخته‌شده برایمادر احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی، صدیقه رضایی و آذر رضایی
همسرخلیل‌الله رضایی
فرزنداناحمد رضایی، رضا رضایی، فاطمه (ماه‌منیر) رضایی، مهدی رضایی، ابوالقاسم (محسن) رضایی، صدیقه رضایی، آذر رضایی، محمد رضایی

عزیز رضایی با نام اصلی زهرا نوروزی آزاد (زاده ۱۳۰۸، تهران) از فعالان سیاسی ایرانی و از چهره‌های شناخته‌شده مرتبط با سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران است که به سبب نقش خانوادگی و اجتماعی خود در تحولات سیاسی معاصر ایران با عنوان «مادر رضایی‌ها» شناخته می‌شود. زندگی او با رویدادهای مهم سیاسی ایران در فاصله دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی پیوند خورده و از این رو در مطالعات مربوط به تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته است.

عزیز رضایی در خانواده‌ای مذهبی و بازاری در تهران متولد شد و پس از ازدواج با خلیل‌الله رضایی صاحب فرزندانی شد که شماری از آنان در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ مشارکت داشتند. فرزندان او، از جمله احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی، صدیقه رضایی و آذر رضایی، از اعضا یا هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند و هر یک در مقاطع مختلف جان خود را از دست دادند. کشته‌شدن احمد رضایی در سال ۱۳۵۰، اعدام مهدی رضایی در ۱۳۵۱، کشته‌شدن رضا رضایی در ۱۳۵۲، صدیقه رضایی در ۱۳۵۴ و آذر رضایی در جریان رویداد ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، خانواده رضایی را به یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران تبدیل کرد.

در دهه ۱۳۵۰، منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی بدل شد و عزیز رضایی در شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی میان مادران و بستگان زندانیان سیاسی نقش فعالی داشت. وی در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک بازداشت و در کمیته مشترک ضدخرابکاری و زندان اوین زندانی شد. خاطرات او از بازجویی‌ها، شکنجه‌ها و وضعیت زندانیان سیاسی، بخشی از منابع مربوط به تاریخ زندان‌های سیاسی دوران پهلوی را تشکیل می‌دهد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، عزیز رضایی همچنان در فضای سیاسی فعال باقی ماند. با تشدید برخورد جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق و کشته‌شدن آذر رضایی و موسی خیابانی در سال ۱۳۶۰، وی در سال ۱۳۶۱ ایران را ترک کرد. او پس از اقامت در ترکیه و اسپانیا، در فرانسه ساکن شد و در سال‌های بعد در برنامه‌ها و فعالیت‌های مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران مشارکت داشت.

زندگی عزیز رضایی بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، درگیری سیاسی، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند. از این رو، علاوه بر جایگاه او در روایت‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، زندگی و خاطراتش به عنوان بخشی از تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

نام و تبار

نام اصلی عزیز رضایی، زهرا نوروزی آزاد بود. وی پس از ازدواج با خلیل‌الله رضایی به نام خانوادگی رضایی شناخته شد و در سال‌های بعد عنوان «عزیز رضایی» شهرت بیشتری یافت.

خانواده نوروزی آزاد از خانواده‌های شناخته‌شده و مذهبی تهران به شمار می‌رفت. پدر او، حاج محمدحسین نوروزی آزاد، از بازاریان تهران بود که در محدوده ناصرخسرو و بازار بزرگ تهران فعالیت تجاری داشت. خانواده او در محله فقیه‌التجار سکونت داشتند و از نظر اجتماعی در زمره خانواده‌های خوشنام و مورد احترام آن منطقه محسوب می‌شدند.

در روایت‌های خانوادگی، از حاج محمدحسین نوروزی آزاد به عنوان فردی متدین، سخت‌کوش و دارای دیدگاهی نسبتاً پیشرو درباره آموزش دختران یاد شده است. این ویژگی در شرایطی اهمیت داشت که در دهه‌های نخست سده چهاردهم خورشیدی، تحصیل دختران هنوز در بسیاری از خانواده‌های سنتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو بود.

دوران کودکی و خانواده

عزیز رضایی در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران متولد شد. دوران کودکی او در محیطی مذهبی و سنتی سپری شد؛ محیطی که در آن آموزه‌های دینی، روابط خانوادگی گسترده و فرهنگ بازار تهران نقش مهمی در تربیت فرزندان داشت.

وی بعدها در خاطرات خود از مادر و مادربزرگش به عنوان زنانی باسواد و آشنا با متون دینی یاد کرده است. مادربزرگ او اداره یک مکتب‌خانه را بر عهده داشت و مادرش، سکینه نوروزی، علاوه بر اداره امور خانه، با قرآن و متون مذهبی آشنایی داشت.

عزیز رضایی تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند. اگرچه امکان ادامه تحصیل برای او فراهم نشد، اما علاقه او به آموزش و مطالعه در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. وی در خاطرات خود بارها از علاقه‌اش به مدرسه و یادگیری سخن گفته است.

فعالیت‌های فرهنگی و هنری

بر اساس روایت‌های موجود، عزیز رضایی علاوه بر آموزش‌های رسمی، در زمینه‌های مختلف هنری نیز فعالیت داشت. او با خیاطی، گلدوزی، بافندگی، نقاشی و خوشنویسی آشنا بود و بخشی از اوقات خود را به این فعالیت‌ها اختصاص می‌داد.

پس از تشکیل خانواده نیز نقش فعالی در آموزش فرزندان خود داشت. او نه تنها بر تحصیل آنان تأکید می‌کرد، بلکه در انجام تکالیف درسی و پیگیری وضعیت آموزشی آنان مشارکت مستقیم داشت.

برخی از اعضای خانواده بعدها این ویژگی را از عوامل مؤثر در شکل‌گیری روحیه مسئولیت‌پذیری و پشتکار در میان فرزندان خانواده رضایی دانسته‌اند.

ازدواج با خلیل‌الله رضایی

عزیز رضایی در نوجوانی با خلیل‌الله رضایی ازدواج کرد. خلیل‌الله رضایی از آشنایان خانواده نوروزی آزاد و از فعالان بازار تهران بود.

بر اساس روایت‌های خانوادگی، وی از هواداران محمد مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت بود و تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ را با علاقه دنبال می‌کرد. هرچند فعالیت سیاسی سازمان‌یافته‌ای از او گزارش نشده است، اما فضای فکری خانواده تحت تأثیر دیدگاه‌های ملی‌گرایانه و مذهبی او قرار داشت.

زندگی مشترک این زوج در تهران آغاز شد و در سال‌های بعد صاحب فرزندان متعددی شدند.

فرزندان

حاصل ازدواج عزیز رضایی و خلیل‌الله رضایی چند فرزند بود که برخی از آنان بعدها در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نقش‌آفرین شدند.

فرزندان این خانواده عبارت بودند از:

احمد رضایی رضا رضایی فاطمه (ماه‌منیر) رضایی مهدی رضایی ابوالقاسم (محسن) رضایی صدیقه رضایی آذر رضایی محمد رضایی

منابع خانوادگی همچنین از فرزندی به نام حسن یاد کرده‌اند که در کودکی درگذشت و به همین دلیل در بسیاری از روایت‌های بعدی کمتر از او نام برده شده است.

خانواده رضایی سال‌های نخست زندگی مشترک را در خانه پدری عزیز رضایی سپری کردند و سپس به منزل مستقلی در تهران نقل مکان نمودند. این خانه بعدها در جریان فعالیت‌های سیاسی دهه ۱۳۵۰ به یکی از محل‌های رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.

ورود فرزندان به فعالیت‌های سیاسی

در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، هم‌زمان با گسترش فعالیت جریان‌های مخالف حکومت محمدرضا شاه پهلوی، برخی از فرزندان خانواده رضایی نیز به فعالیت‌های سیاسی روی آوردند. نخستین فردی که وارد این مسیر شد، احمد رضایی بود.

احمد رضایی از دوران نوجوانی به مطالعه آثار سیاسی و مذهبی علاقه نشان می‌داد و به تدریج با محافل سیاسی مخالف حکومت ارتباط پیدا کرد. وی بعدها به جمع اعضای بنیانگذار و کادرهای اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست.

فعالیت احمد تأثیر قابل توجهی بر فضای خانواده گذاشت. به مرور زمان دیگر فرزندان خانواده نیز با مباحث سیاسی آشنا شدند و برخی از آنان به سازمان مجاهدین خلق گرایش پیدا کردند.

عزیز رضایی بعدها در خاطرات خود از این دوران به عنوان مرحله‌ای یاد کرده است که خانه و زندگی خانوادگی آنان به تدریج با مسائل سیاسی، زندان و تعقیب‌های امنیتی گره خورد.

خانواده رضایی و سازمان مجاهدین خلق

با گسترش فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهه ۱۳۴۰، رفت‌وآمد اعضای سازمان به منزل خانواده رضایی افزایش یافت. هرچند بخش عمده فعالیت‌های تشکیلاتی به صورت مخفی انجام می‌شد، اما خانواده به تدریج از حضور فرزندان خود در جریان‌های سیاسی آگاه شد.

بر اساس روایت‌های موجود، فضای مذهبی، عدالت‌خواهانه و ملی‌گرایانه حاکم بر خانواده رضایی با بخشی از آموزه‌های اولیه سازمان مجاهدین خلق همخوانی داشت. همین امر موجب شد که خانواده با فعالیت‌های سیاسی فرزندان خود برخوردی حمایتی داشته باشد.

در سال‌های بعد، نام خانواده رضایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان خانواده‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.

ضربه شهریور ۱۳۵۰

در شهریور ۱۳۵۰ ساواک ضربه گسترده‌ای به سازمان مجاهدین خلق وارد کرد و شمار زیادی از اعضا و کادرهای آن را بازداشت نمود.

در جریان این عملیات، رضا رضایی نیز دستگیر شد. تعدادی دیگر از اعضای خانواده و بستگان نزدیک تحت مراقبت و تعقیب قرار گرفتند و منزل خانواده رضایی به طور مستمر زیر نظر مأموران امنیتی قرار گرفت.

این واقعه نقطه آغاز دوره‌ای بود که طی آن خانواده رضایی با زندان، اعدام و کشته‌شدن چند تن از فرزندان خود مواجه شد.

کشته‌شدن احمد رضایی

احمد رضایی از نخستین اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که در جریان درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد.

در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰، مأموران ساواک موفق به شناسایی محل حضور او در تهران شدند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که رخ داد، احمد رضایی جان خود را از دست داد.

در روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق آمده است که او پس از اطمینان از خروج همراه خود از محل درگیری، به مقاومت ادامه داد و سرانجام کشته شد.

خبر کشته‌شدن احمد رضایی بازتاب گسترده‌ای در میان خانواده‌های زندانیان سیاسی داشت. عزیز رضایی بعدها این واقعه را یکی از تلخ‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات زندگی خود توصیف کرد.

واکنش خانواده‌های زندانیان سیاسی

پس از انتشار خبر کشته‌شدن احمد رضایی، گروه‌های مختلفی از خانواده‌های زندانیان سیاسی برای ابراز همدردی با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه کردند.

این دیدارها موجب گسترش ارتباط میان خانواده‌های زندانیان سیاسی شد. در سال‌های بعد منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز اصلی گردهمایی مادران و بستگان زندانیان سیاسی تبدیل شد.

در این نشست‌ها اخبار زندان‌ها، وضعیت زندانیان و راه‌های پیگیری حقوق آنان مورد بحث قرار می‌گرفت.

دستگیری و فرار رضا رضایی

رضا رضایی پس از بازداشت در جریان ضربه شهریور ۱۳۵۰ به زندان منتقل شد.

بر اساس روایت‌های موجود، ساواک امیدوار بود با استفاده از رضا رضایی به محل اختفای احمد رضایی دست یابد. به همین دلیل در مقاطعی او را تحت مراقبت برای شناسایی برخی افراد و مکان‌ها از زندان خارج می‌کرد.

در یکی از این مأموریت‌ها، رضا رضایی موفق شد از کنترل مأموران خارج شود و بگریزد.

این فرار در تاریخ سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از مهم‌ترین فرارهای دوران حکومت پهلوی شناخته می‌شود و در بسیاری از خاطرات و اسناد آن دوره بازتاب یافته است.

نقش عزیز رضایی در ماجرای فرار رضا رضایی

در خاطرات خانواده رضایی به نقش غیرمستقیم عزیز رضایی در موفقیت فرار رضا رضایی اشاره شده است.

بر اساس این روایت‌ها، رضا در ملاقات‌های زندان تلاش کرده بود از طریق نشانه‌ها و پیام‌های غیرمستقیم خانواده را از وضعیت خود آگاه کند. عزیز رضایی نیز با انتقال برخی اطلاعات به افراد مورد اعتماد، زمینه آگاهی دیگر اعضای خانواده از شرایط رضا را فراهم ساخت.

اگرچه جزئیات این ماجرا در منابع مختلف تفاوت‌هایی دارد، اما در روایت‌های خانوادگی از هوشیاری و دقت او در این مقطع یاد شده است.

رضا رضایی پس از فرار

پس از فرار، رضا رضایی بار دیگر به فعالیت مخفی روی آورد.

او در این دوره اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار زندان‌ها، شیوه‌های بازجویی ساواک و وضعیت زندانیان سیاسی در اختیار سازمان قرار داد. همچنین در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان مشارکت داشت.

رضا رضایی در سال‌های بعد به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.

دستگیری مهدی رضایی

مهدی رضایی در اردیبهشت ۱۳۵۱ بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هنگام بازداشت تلاش کرد با استفاده از قرص سیانور از اسارت جلوگیری کند، اما این اقدام موفقیت‌آمیز نبود و وی به دست مأموران افتاد.

پس از بازداشت، مهدی رضایی ماه‌ها تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.

عزیز رضایی بعدها از نخستین ملاقات خود با فرزندش پس از دوران بازجویی یاد کرده و گفته است که آثار شکنجه بر بدن او کاملاً مشهود بود، اما روحیه خود را حفظ کرده بود.

دادگاه مهدی رضایی

پرونده مهدی رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد.

دفاعیات او در دادگاه در میان مخالفان حکومت بازتاب یافت و بعدها بارها در نشریات و خاطرات سیاسی منتشر شد.

در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از وی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نسل نخست اعضای این سازمان یاد شده است.

اعدام مهدی رضایی

مهدی رضایی در شهریور ۱۳۵۱ اعدام شد.

اعدام او دومین ضربه بزرگ به خانواده رضایی پس از کشته‌شدن احمد رضایی محسوب می‌شد.

عزیز رضایی در خاطرات خود از آخرین ملاقات با فرزندش یاد کرده و نوشته است که مهدی در آن دیدار بیش از آنکه نیازمند روحیه باشد، تلاش می‌کرد اعضای خانواده را دلداری دهد.

این روایت بعدها در بسیاری از آثار مربوط به زندگی مهدی رضایی بازتاب یافت.

شکل‌گیری شبکه مادران زندانیان سیاسی

در پی اعدام مهدی رضایی و ادامه بازداشت‌ها، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی وارد مرحله تازه‌ای شد.

عزیز رضایی یکی از فعال‌ترین چهره‌های این شبکه بود. او همراه دیگر مادران زندانیان سیاسی تلاش می‌کرد اخبار زندان‌ها را جمع‌آوری و میان خانواده‌ها توزیع کند.

خانه خانواده رضایی به تدریج به محلی برای گردهمایی مادران زندانیان سیاسی تبدیل شد.

در این جلسات درباره وضعیت زندانیان، امکان ملاقات، پیگیری پرونده‌ها و راه‌های جلوگیری از اعدام زندانیان گفتگو می‌شد.

تلاش برای جلوگیری از اعدام زندانیان

عزیز رضایی و گروهی از مادران زندانیان سیاسی در سال‌های آغازین دهه ۱۳۵۰ با شماری از روحانیان و شخصیت‌های مذهبی دیدار کردند.

هدف این دیدارها جلب حمایت برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام بود.

در خاطرات او به مراجعه گروهی از مادران زندانیان سیاسی به منزل سید احمد خوانساری اشاره شده است. آنان در این دیدار درباره وضعیت زندانیان، شکنجه‌ها و نگرانی خانواده‌ها گفتگو کردند.

اگرچه این تلاش‌ها در بسیاری از موارد مانع اجرای احکام نشد، اما در شکل‌گیری یکی از نخستین شبکه‌های همبستگی خانواده‌های زندانیان سیاسی در ایران نقش مهمی داشت.

کشته‌شدن رضا رضایی

پس از فرار از زندان و بازگشت به فعالیت مخفی، رضا رضایی به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. او در سال‌های پس از ضربه شهریور ۱۳۵۰ در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان نقش داشت و به همین دلیل به یکی از اهداف اصلی ساواک بدل شد.

در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ نیروهای امنیتی محل اختفای رضا رضایی را شناسایی کردند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که میان او و مأموران رخ داد، وی کشته شد.

کشته‌شدن رضا رضایی سومین ضایعه بزرگ خانواده رضایی در فاصله کمتر از دو سال بود. پیش از آن احمد رضایی کشته و مهدی رضایی اعدام شده بود.

عزیز رضایی بعدها از این دوره به عنوان یکی از دشوارترین مراحل زندگی خود یاد کرده است؛ دوره‌ای که در فاصله‌ای کوتاه سه فرزند خود را از دست داد.

صدیقه رضایی

صدیقه رضایی از دختران خانواده رضایی بود که در سال‌های آغاز دهه ۱۳۵۰ به فعالیت سیاسی روی آورد.

وی پس از ضربات وارده به سازمان مجاهدین خلق، به فعالیت مخفی ادامه داد و از جمله زنانی بود که در شبکه‌های پشتیبانی و ارتباطی سازمان نقش داشت.

در سال ۱۳۵۴، در جریان عملیات نیروهای امنیتی علیه اعضای باقی‌مانده سازمان، صدیقه رضایی کشته شد.

در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از او به عنوان یکی از زنان فعال نسل نخست این سازمان یاد شده است.

با کشته‌شدن صدیقه رضایی، شمار فرزندان از دست‌رفته عزیز رضایی در دوران حکومت پهلوی به چهار نفر رسید.

افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی

پس از کشته‌شدن رضا و صدیقه رضایی، خانواده رضایی بیش از پیش تحت مراقبت ساواک قرار گرفت.

منزل خانواده به صورت مستمر زیر نظر بود و رفت‌وآمد اعضای خانواده و آشنایان کنترل می‌شد. بسیاری از نزدیکان خانواده نیز مورد بازجویی قرار گرفتند.

در همین دوره، نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها تبدیل شد؛ زیرا کمتر خانواده‌ای وجود داشت که در فاصله‌ای کوتاه چنین تعداد زیادی از اعضای خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داده باشد.

بازداشت عزیز رضایی

در بهمن ۱۳۵۳ مأموران ساواک به منزل خانواده رضایی یورش بردند و عزیز رضایی را بازداشت کردند.

این بازداشت در شرایطی صورت گرفت که چهار تن از فرزندان او کشته یا اعدام شده بودند و ساواک در تلاش بود اطلاعات بیشتری درباره شبکه ارتباطی باقی‌مانده اعضای سازمان مجاهدین خلق به دست آورد.

عزیز رضایی پس از بازداشت به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل شد؛ مرکزی که در آن زمان از مهم‌ترین بازداشتگاه‌ها و مراکز بازجویی زندانیان سیاسی محسوب می‌شد.

بازجویی‌ها

موضوع اصلی بازجویی‌ها، فعالیت‌های فرزندان خانواده رضایی، ارتباطات سیاسی آنان و شبکه‌های پشتیبانی سازمان مجاهدین خلق بود.

بازجویان تلاش می‌کردند از طریق فشارهای جسمی و روانی اطلاعاتی درباره افراد مرتبط با سازمان به دست آورند.

بر اساس خاطرات عزیز رضایی، او بارها تأکید کرده بود که از جزئیات فعالیت‌های مخفی فرزندان خود اطلاع نداشته و صرفاً به عنوان مادر آنان شناخته می‌شود.

شکنجه در کمیته مشترک ضدخرابکاری

عزیز رضایی در خاطرات خود شرح مفصلی از شکنجه‌های دوران بازداشت ارائه کرده است.

به گفته وی، در چندین نوبت تحت شلاق قرار گرفت و ضربات کابل به کف پاهایش وارد شد. شدت این ضربات به اندازه‌ای بود که بخش‌هایی از پوست کف پا آسیب دید و آثار آن تا سال‌های بعد باقی ماند.

او همچنین از آویزان شدن از ناحیه دست‌ها، ضرب و شتم، بی‌خوابی اجباری و بازجویی‌های طولانی سخن گفته است.

این روایت‌ها بعدها در مجموعه خاطرات زندانیان سیاسی دوران پهلوی مورد استناد قرار گرفتند.

سلول انفرادی

بخش قابل توجهی از دوران بازداشت عزیز رضایی در سلول انفرادی سپری شد.

وی بعدها این دوره را از دشوارترین بخش‌های زندان توصیف کرد. به گفته او، بی‌خبری از وضعیت خانواده و فرزندان و نداشتن ارتباط با دیگر زندانیان فشار روحی زیادی بر وی وارد می‌کرد.

با این حال او در خاطرات خود تأکید کرده است که تلاش می‌کرد روحیه خود را حفظ کند و در برابر فشارهای بازجویان تسلیم نشود.

ملاقات با زندانیان سیاسی

در دوره بازداشت، عزیز رضایی با شماری از زندانیان سیاسی زن و مرد که در کمیته مشترک و سپس زندان اوین نگهداری می‌شدند آشنا شد.

او بعدها از همبستگی میان زندانیان سیاسی و تلاش آنان برای حفظ روحیه یکدیگر سخن گفته است.

در برخی روایت‌های او آمده است که زندانیان هنگام عبور از راهروهای بازجویی با اشاره یا سلامی کوتاه به یکدیگر روحیه می‌دادند.

دیدار با مسعود رجوی در زندان

یکی از خاطرات مشهور عزیز رضایی مربوط به دوران حضور او در کمیته مشترک ضدخرابکاری است.

او نقل کرده است که در یکی از روزهای بازداشت، در فاصله‌ای کوتاه با مسعود رجوی که او نیز در بازداشت به سر می‌برد روبه‌رو شد.

بر اساس این روایت، رجوی در فرصت کوتاهی که میان رفت‌وآمد بازجویان ایجاد شده بود، چند جمله با او سخن گفت و تلاش کرد روحیه‌اش را تقویت کند.

این واقعه بعدها در خاطرات و روایت‌های مختلف مرتبط با زندان‌های سیاسی دوران پهلوی بازگو شد.

انتقال به زندان اوین

پس از پایان مرحله اصلی بازجویی‌ها، عزیز رضایی به زندان اوین منتقل شد.

او مدتی را در بند زنان زندان اوین گذراند و در این مدت با شماری از زندانیان سیاسی دیگر هم‌بند بود.

بر اساس خاطرات او، فضای اوین در مقایسه با کمیته مشترک تفاوت‌هایی داشت، اما همچنان محدودیت‌های شدید و کنترل امنیتی بر زندانیان اعمال می‌شد.

آثار جسمی ماندگار شکنجه

عزیز رضایی در سال‌های بعد بارها به پیامدهای جسمی دوران زندان اشاره کرد.

به گفته وی، آثار ضربات کابل بر کف پاهایش تا دهه‌ها باقی ماند و موجب درد و ناراحتی می‌شد. همچنین از آسیب‌دیدگی یکی از گوش‌های خود و مشکلات ناشی از ضرب و شتم‌های دوران بازداشت سخن گفته است.

این آسیب‌ها بخشی از روایت او از تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی را تشکیل می‌دهند.

محکومیت و آزادی

پرونده عزیز رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد و وی به سه سال زندان محکوم گردید.

او پس از سپری کردن دوران محکومیت از زندان آزاد شد.

آزادی وی در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از خانواده‌اش را از دست داده بود و نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به نمادی از هزینه‌های انسانی مبارزه سیاسی تبدیل شده بود.

بازگشت به فعالیت‌های اجتماعی

پس از آزادی از زندان، عزیز رضایی ارتباط خود را با خانواده‌های زندانیان سیاسی حفظ کرد.

وی همچنان در پیگیری وضعیت زندانیان، حمایت از خانواده‌های آنان و انتقال اخبار مربوط به زندان‌ها نقش داشت.

در سال‌های پایانی حکومت پهلوی، شبکه خانواده‌های زندانیان سیاسی به یکی از فعال‌ترین شبکه‌های اجتماعی مخالف حکومت تبدیل شد و عزیز رضایی در میان چهره‌های شناخته‌شده این شبکه قرار داشت.

سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷

در فاصله سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، با گسترش اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی، فضای سیاسی کشور دگرگون شد.

آزادی تدریجی زندانیان سیاسی، افزایش فعالیت نیروهای مخالف و گسترش تظاهرات عمومی موجب شد بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی نیز در صحنه عمومی حضور پررنگ‌تری پیدا کنند.

عزیز رضایی نیز در این دوره در دیدارها، گردهمایی‌ها و مراسم مرتبط با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان شرکت داشت.

پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ برای او پایان یک دوره طولانی از زندان، سرکوب و از دست دادن فرزندان بود؛ اما تحولات سال‌های بعد نشان داد که خانواده رضایی بار دیگر در مرکز رویدادهای سیاسی ایران قرار خواهد گرفت.

انقلاب ۱۳۵۷ و خانواده رضایی

با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، خانواده رضایی در زمره شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران قرار گرفت. کشته‌شدن احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی و صدیقه رضایی در دوران حکومت پهلوی موجب شده بود نام این خانواده در میان بسیاری از نیروهای سیاسی و خانواده‌های زندانیان سیاسی شناخته شود.

در ماه‌های نخست پس از انقلاب، شمار زیادی از فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سابق و شخصیت‌های اجتماعی برای دیدار با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه می‌کردند. در این دوره، نام برخی خیابان‌ها، مراکز عمومی و نهادها در شهرهای مختلف ایران به نام اعضای خانواده رضایی نام‌گذاری شد.

در روایت‌های آن دوره آمده است که بیمارستان قلب تهران مدتی با نام «بیمارستان مهدی رضایی» شناخته می‌شد و برخی اماکن عمومی نیز به نام اعضای این خانواده نام‌گذاری شده بودند.

دیدار با روح‌الله خمینی

در ماه‌های نخست پس از انقلاب، عزیز رضایی به همراه برخی اعضای خانواده با روح‌الله خمینی دیدار کرد.

بر اساس خاطرات وی، در این دیدار علاوه بر او، خلیل‌الله رضایی، ابوالقاسم (محسن) رضایی و چند تن دیگر از اعضای خانواده حضور داشتند.

عزیز رضایی بعدها نقل کرد که در این ملاقات درباره وضعیت نیروهای سیاسی مشارکت‌کننده در انقلاب و آینده کشور گفتگو شد. او اظهار داشت که خانواده رضایی هیچ انتظار مالی یا امتیاز ویژه‌ای ندارد و بیش از هر چیز نگران سرنوشت نیروهایی است که در مبارزه با حکومت پهلوی نقش داشته‌اند.

این دیدار بعدها در خاطرات خانواده رضایی به عنوان یکی از نخستین تماس‌های مستقیم آنان با رهبر جمهوری اسلامی ثبت شد.

آغاز اختلافات سیاسی

در فاصله کوتاهی پس از انقلاب، اختلافات میان سازمان مجاهدین خلق ایران و حاکمیت جدید آشکار شد.

با افزایش تنش‌های سیاسی، فشارها بر اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق نیز افزایش یافت. خانواده رضایی که بخش مهمی از اعضای آن با این سازمان ارتباط داشتند، به تدریج با محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی روبه‌رو شدند.

عزیز رضایی در این دوره در برخی گردهمایی‌ها و اجتماعات سیاسی حضور می‌یافت و از مواضع سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌کرد. در همین سال‌ها بار دیگر منزل خانواده رضایی تحت مراقبت و کنترل نهادهای امنیتی قرار گرفت.

آذر رضایی

آذر رضایی کوچک‌ترین دختر خانواده رضایی بود.

او در فضایی رشد یافت که بخش عمده زندگی خانوادگی با مسائل سیاسی گره خورده بود. کشته‌شدن چهار خواهر و برادرش در دوران حکومت پهلوی تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت.

آذر رضایی در سال‌های پس از انقلاب به فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ادامه داد و به یکی از اعضای فعال این سازمان تبدیل شد.

ازدواج با موسی خیابانی

آذر رضایی با موسی خیابانی، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق، ازدواج کرد.

این ازدواج یکی از شناخته‌شده‌ترین پیوندهای خانوادگی در میان اعضای سازمان مجاهدین خلق به شمار می‌رفت. از آن زمان، آذر رضایی علاوه بر فعالیت سیاسی، در کنار موسی خیابانی در بخشی از فعالیت‌های تشکیلاتی سازمان نیز حضور داشت.

در منابع مربوط به سازمان مجاهدین خلق، از این زوج به عنوان دو چهره شناخته‌شده سازمان در سال‌های نخست پس از انقلاب یاد شده است.

رویارویی سازمان مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی

از سال ۱۳۵۹ به بعد، اختلافات میان جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق وارد مرحله تازه‌ای شد.

افزایش محدودیت‌های سیاسی، تعطیلی دفاتر سازمان، بازداشت هواداران و درگیری‌های سیاسی موجب شد بسیاری از اعضا و مسئولان سازمان زندگی مخفی را آغاز کنند.

آذر رضایی و موسی خیابانی نیز در همین دوره به فعالیت مخفی روی آوردند.

برای عزیز رضایی، این وضعیت یادآور شرایط سال‌های پایانی حکومت پهلوی بود؛ دورانی که فرزندانش ناچار بودند مخفیانه زندگی کنند و دائماً تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند.

واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰

در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران محل استقرار گروهی از مسئولان سازمان مجاهدین خلق را در تهران شناسایی کردند.

در جریان عملیات گسترده‌ای که در این محل صورت گرفت، موسی خیابانی، آذر رضایی و تعدادی دیگر از اعضای سازمان کشته شدند.

این واقعه یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ سازمان مجاهدین خلق در دهه ۱۳۶۰ محسوب می‌شود.

کشته‌شدن آذر رضایی

کشته‌شدن آذر رضایی پنجمین ضایعه بزرگ خانواده رضایی بود.

در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰، احمد، مهدی، رضا، صدیقه و آذر رضایی جان خود را از دست داده بودند.

بر اساس روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق، آذر رضایی هنگام کشته‌شدن باردار بود.

این رویداد تأثیر عمیقی بر عزیز رضایی گذاشت و در خاطرات او از تلخ‌ترین حوادث زندگی‌اش به شمار آمده است.

خانواده رضایی در دهه ۱۳۶۰

پس از واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی افزایش یافت.

بسیاری از بستگان، دوستان و نزدیکان خانواده تحت تعقیب قرار گرفتند و امکان فعالیت علنی برای آنان بیش از پیش محدود شد.

در همین دوره، برخی از اعضای خانواده ایران را ترک کردند و شماری دیگر ناچار به زندگی مخفی شدند.

خروج از ایران

در سال ۱۳۶۱، عزیز رضایی نیز ایران را ترک کرد.

خروج او در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از شبکه دوستان و همفکرانش یا در زندان بودند یا کشور را ترک کرده بودند.

بر اساس روایت‌های موجود، این تصمیم پس از افزایش فشارهای امنیتی و نگرانی از بازداشت مجدد اتخاذ شد.

اقامت در ترکیه

نخستین مقصد عزیز رضایی پس از خروج از ایران، ترکیه بود.

او مدتی را در این کشور سپری کرد و در این مدت با دیگر اعضای خانواده و نیروهای سیاسی خارج از کشور در ارتباط بود.

اقامت در ترکیه برای بسیاری از فعالان سیاسی ایرانی در آن سال‌ها مرحله‌ای موقت پیش از مهاجرت به کشورهای اروپایی محسوب می‌شد.

مهاجرت به اسپانیا

پس از مدتی اقامت در ترکیه، عزیز رضایی به اسپانیا رفت.

اقامت او در اسپانیا نیز چندان طولانی نبود و بیشتر به عنوان مرحله‌ای در مسیر استقرار دائمی او در اروپا شناخته می‌شود.

در این دوره، ارتباط او با نهادهای مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران ادامه یافت.

استقرار در فرانسه

در نهایت عزیز رضایی در فرانسه ساکن شد.

او در حومه پاریس اقامت گزید و بخش عمده سال‌های بعدی زندگی خود را در این کشور سپری کرد.

فرانسه در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور بود و بسیاری از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در آن حضور داشتند.

استقرار در فرانسه آغاز مرحله تازه‌ای از زندگی عزیز رضایی بود؛ مرحله‌ای که با فعالیت سیاسی در تبعید، دیدار با فعالان سیاسی و مشارکت در برنامه‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی همراه شد.

آغاز فعالیت در تبعید

پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود را ادامه داد.

او در مراسم یادبود کشته‌شدگان سیاسی، گردهمایی‌های ایرانیان خارج از کشور و برنامه‌های مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران حضور پیدا می‌کرد.

در این دوره، بسیاری از فعالان سیاسی نسل‌های مختلف برای دیدار با او به منزلش مراجعه می‌کردند و خاطرات او درباره تاریخ مبارزات سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار می‌گرفت.

برای بخشی از هواداران سازمان مجاهدین خلق، او به عنوان یکی از آخرین بازماندگان نسل خانواده‌های زندانیان سیاسی دهه ۱۳۵۰ شناخته می‌شد.

زندگی در فرانسه

پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی بخش عمده سال‌های پایانی زندگی خود را در حومه پاریس سپری کرد.

اقامت او در فرانسه با تداوم فعالیت‌های سیاسی، ارتباط با ایرانیان مهاجر و حضور در برنامه‌های مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران همراه بود. در این دوره، منزل او به یکی از محل‌های شناخته‌شده دیدار فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سیاسی و اعضای نسل‌های مختلف اپوزیسیون ایرانی تبدیل شد.

برای بسیاری از فعالان سیاسی جوان‌تر، دیدار با عزیز رضایی فرصتی برای آشنایی با بخشی از تاریخ مبارزات سیاسی ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به شمار می‌رفت.

خانه‌ای در حافظه سیاسی اپوزیسیون

در دهه‌های ۱۳۷۰، ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشیدی، منزل عزیز رضایی در فرانسه به محلی برای برگزاری دیدارها، نشست‌های دوستانه و مراسم یادبود مرتبط با تاریخ سازمان مجاهدین خلق و خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.

شماری از اعضای پیشین و کنونی سازمان مجاهدین خلق، زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشر در سال‌های مختلف با او دیدار کردند.

در گزارش‌های منتشرشده از این دیدارها، منزل او اغلب به عنوان محلی توصیف شده است که بخشی از حافظه تاریخی یک نسل از مخالفان حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را در خود جای داده بود.

استمرار فعالیت سیاسی

عزیز رضایی در سال‌های اقامت در فرانسه در گردهمایی‌ها، مراسم یادبود، کنفرانس‌ها و برنامه‌های سیاسی مرتبط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی حضور داشت.

او در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود عمدتاً درباره موضوعاتی چون:

  • تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی؛
  • سرگذشت خانواده رضایی؛
  • کشته‌شدن فرزندانش؛
  • وضعیت زندانیان سیاسی؛
  • تحولات سیاسی ایران؛

سخن می‌گفت.

بخش مهمی از این روایت‌ها در رسانه‌ها و نشریات وابسته به شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است.

دیدار با مریم رجوی

در سال‌های اخیر، عزیز رضایی بارها با مریم رجوی دیدار کرد.

یکی از شناخته‌شده‌ترین این دیدارها در اردیبهشت ۱۴۰۲ انجام شد. در این دیدار، مریم رجوی از سابقه مبارزاتی خانواده رضایی و نقش عزیز رضایی در سال‌های مختلف فعالیت سیاسی یاد کرد.

گزارش این دیدار در رسانه‌های وابسته به شورای ملی مقاومت ایران منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای در میان هواداران این جریان سیاسی داشت.

دیدارهای بین‌المللی

در سال‌های اقامت در فرانسه، شخصیت‌های سیاسی، نمایندگان پارلمان‌ها، فعالان حقوق بشر و حامیان بین‌المللی شورای ملی مقاومت ایران با عزیز رضایی دیدار کردند.

در این دیدارها، او بخشی از تجربیات خود درباره زندان‌های دوران پهلوی، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، اعدام‌ها و تحولات سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ را بازگو می‌کرد.

این دیدارها در شکل‌گیری تصویر عمومی او به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده نسل نخست خانواده‌های زندانیان سیاسی نقش داشت.

روایت‌های تاریخی و خاطرات

بخش مهمی از شهرت عزیز رضایی به مجموعه خاطرات و روایت‌هایی بازمی‌گردد که طی چند دهه از زندگی خود بیان کرده است.

این خاطرات شامل موضوعاتی چون:

است.

این خاطرات بخشی از منابع مورد استفاده برای مطالعه تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران و خانواده‌های زندانیان سیاسی در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ به شمار می‌روند.

تعهدنامه و «نقشه مسیر»

در سال‌های پایانی عمر، عزیز رضایی متنی را با عنوان «تعهدنامه» یا «نقشه مسیر» تنظیم کرد.

در این نوشته، او ضمن مرور بخشی از تجربه‌های سیاسی و شخصی خود، بر پایبندی به باورها و آرمان‌هایی که طی دهه‌های مختلف از آنها دفاع کرده بود تأکید کرد.

این متن در میان اسناد و خاطرات مربوط به زندگی او جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و از آن به عنوان یکی از آخرین نوشته‌های سیاسی او یاد شده است.

جایگاه در حافظه سیاسی معاصر

عزیز رضایی از جمله چهره‌هایی است که زندگی او با بخشی از مهم‌ترین تحولات سیاسی معاصر ایران پیوند خورده است.

او در دوران حکومت پهلوی بازداشت و زندانی شد، چند تن از فرزندان خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داد، انقلاب ۱۳۵۷ را تجربه کرد، در سال‌های نخست جمهوری اسلامی بار دیگر با فشارهای سیاسی مواجه شد و سرانجام بخش بزرگی از زندگی خود را در تبعید گذراند.

از این رو، زندگی او بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند.

ارزیابی تاریخی

منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران از عزیز رضایی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص خانواده‌های زندانیان سیاسی و از نمادهای پایداری در برابر سرکوب سیاسی یاد کرده‌اند.

در مقابل، پژوهش‌های تاریخی درباره زندگی او عمدتاً بر نقش خانواده رضایی در تحولات سیاسی دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ و تأثیر این تحولات بر سرنوشت یک خانواده ایرانی تمرکز داشته‌اند.

فارغ از ارزیابی‌های سیاسی گوناگون درباره سازمان مجاهدین خلق و جایگاه آن در تاریخ معاصر ایران، زندگی عزیز رضایی به عنوان نمونه‌ای از تأثیر مستقیم منازعات سیاسی بر زندگی خانوادگی و اجتماعی شهروندان ایرانی مورد توجه پژوهشگران تاریخ اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است.

جستارهای وابسته

منابع