کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات بازیکن فوتبال
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (۲۷ اوت ۱۷۷۰–۱۴ نوامبر ۱۸۳۱) فیلسوف برجستهٔ آلمانی و بنیان‌گذار [[ایدئالیسم آلمانی]] و فلسفهٔ مطلق است. فلسفهٔ هگل بر [[دیالکتیک]] استوار است و تأکید دارد که حرکت تاریخ، جامعه و آگاهی انسان از طریق تضادها و فرایندهای منطقی تحقق می‌یابد. او در آثار مهم خود مانند [[فنومنولوژی روح]]، [[علم منطق]] و [[فلسفه حق]] مسیر تکامل خودآگاهی، تاریخ و آزادی انسانی را بررسی کرده است. هگل دیدگاه تازه‌ای نسبت به رابطهٔ عقل و تجربهٔ تاریخی ارائه داد و فلسفهٔ او زمینه‌ساز توسعهٔ نظریه‌های اجتماعی و سیاسی شد. تأثیر او بر [[کارل مارکس]] و [[فریدریش انگلس]] قابل توجه است و مفاهیم دیالکتیکی او همچنان در فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی به کار گرفته می‌شود.
|نام بازیکن = مجتبی ترشیز
 
|تصویر =
{{جعبه زندگینامه
|نام کامل = مجتبی ترشیز
| اندازه جعبه =
|زادروز = ۶ فروردین ۱۳۵۷
| عنوان =گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
|شهر تولد = قائم شهر
| نام =
|کشور تولد = ایران
| تصویر =پرونده:Hegel.jpg
|تاریخ مرگ= ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶)
| اندازه تصویر =
|شهر مرگ= اندیشه، تهران
| عنوان تصویر =تصویر هگل
|کشور مرگ= ایران
| زادروز =۲۷ اوت ۱۷۷۰
|قد =۱۷۳
| زادگاه =[[اشتوتگارت]]
|پست = هافبک
| تاریخ مرگ =۱۴ نوامبر ۱۸۳۱
|سال‌های = ؟–۲۰۰۷{{سخ}}۲۰۰۷–۲۰۰۹{{سخ}}۲۰۰۹–۲۰۱۱{{سخ}}۲۰۱۱–۲۰۱۲{{سخ}}۲۰۱۲–۲۰۱۳{{سخ}}۲۰۱۳–
| مکان مرگ =[[برلین]]
|باشگاه‌های = [[باشگاه فوتبال نساجی مازندران|نساجی مازندران]]{{سخ}}[[باشگاه فوتبال استقلال اهواز|استقلال اهواز]]{{سخ}}[[باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز|تراکتورسازی]]{{سخ}}[[باشگاه فوتبال مس سرچشمه|مس سرچشمه]]{{سخ}}[[باشگاه فوتبال فجرسپاسی|فجرسپاسی]]{{سخ}}[[باشگاه فوتبال مس کرمان|مس کرمان]]
| محل زندگی =آلمان
| ملیت =آلمانی
| تحصیلات =[[دانشگاه توبینگن]]
| پیشه =فیلسوف
| سال‌های فعالیت =۱۸۰۱–۱۸۳۱
| شناخته‌شده برای =فلسفه مطلق، دیالکتیک
| سبک =آلمانی، [[ایدئالیسم آلمانی]]
| تأثیرگذاران =[[ایمانوئل کانت]]، [[فردریش شلینگ]]
| تأثیرپذیرفتگان =[[کارل مارکس]]، [[فریدریش انگلس]]
| دین =مسیحیت (لوتری)
| آثار =«[[فنومنولوژی روح]]»، «[[علم منطق]]»، «[[فلسفه حق]]»
}}
}}
'''مجتبی ترشیز''' (زاده ۶ فروردین ۱۳۵۷ – درگذشته ۱۸ دی ۱۴۰۴) بازیکن سابق فوتبال ایرانی بود که در پست هافبک بازی می‌کرد. او سابقه بازی در تیم‌های نساجی مازندران، استقلال اهواز، تراکتورسازی تبریز، مس سرچشمه، فجرسپاسی شیراز و مس کرمان را داشت. ترشیز در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ ایران به دست نیروهای امنیتی کشته شد.
 
afintl.comمجتبی ترشیز، فوتبالیست ایرانی و همسرش در اعتراض‌های مردم ایران ...
===زندگی و تحصیلات===
== زمینه اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ ==
هگل در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ در [[اشتوتگارت]]، آلمان در خانواده‌ای پروتستان و طبقه متوسط به دنیا آمد. پدرش مدیر دبیرستانی محلی بود و هگل از کودکی با مباحث دینی و فلسفی آشنا شد. او در [[دانشگاه توبینگن]] فلسفه، الهیات و ادبیات مطالعه کرد و با هم‌دوره‌ای‌های خود مانند [[فردریش شلینگ]] و یوهان هاینریش فُستر آشنا شد.
اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ ایران از روز یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴ آغاز شد و در واکنش به بحران اقتصادی شدید، افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش ریال شکل گرفت. این اعتراضات به سرعت به شهرهای مختلف گسترش یافت و با سرکوب شدید نیروهای حکومتی مواجه شد، که منجر به کشته شدن صدها نفر شد.
 
== جزئیات جان‌باختن مجتبی ترشیز ==
پس از فارغ‌التحصیلی، هگل ابتدا به عنوان معلم مدرسه و سپس استاد دانشگاه فعالیت کرد. او در شهر [[نیوراشتات]] و بعد در [[هاله]] تدریس کرد و نهایتاً به [[برلین]] منتقل شد، جایی که تا پایان عمر استاد دانشگاه باقی ماند و فلسفهٔ خود را توسعه داد.
مجتبی ترشیز در ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهرک اندیشه در غرب تهران، همراه با همسرش آرزو مدنی و برادر همسرش در اعتراضات شرکت کرده بود. طبق گزارش‌ها، آنها توسط نیروهای امنیتی در یک کوچه بن‌بست محاصره شدند و هدف تیراندازی قرار گرفتند. ترشیز برای محافظت از همسرش، بدن خود را سپر کرد و بر اثر اصابت گلوله ساچمه‌ای به ریه جان باخت. همسرش نیز زخمی شد و برادر همسرش مورد اصابت گلوله به سر قرار گرفت. پیکر ترشیز و همسرش در ۲۲ دی ۱۴۰۴ در کرج بدون اطلاع‌رسانی عمومی به خاک سپرده شد.
 
== سابقه ورزشی ==
اگر موافق باشید، در قسمت دوم فلسفهٔ هگل، دیالکتیک و فلسفهٔ تاریخ و جامعه را با کدنویسی صحیح و لینک داخلی بازنویسی می‌کنم.
مجتبی ترشیز متولد قائم‌شهر مازندران بود و در تیم‌های مختلفی در لیگ‌های ایران بازی کرد. او در فصل‌های مختلف در لیگ برتر و دسته اول حضور داشت، از جمله در تیم مس کرمان در پلی‌آف ۲۰۱۴/۲۰۱۵، ماشین‌سازی تبریز در لیگ برتر ۱۳۹۴/۱۳۹۵، و دیگر تیم‌ها مانند گل‌گهر، آلومینیوم و ملوان. آمار او شامل بیش از ۱۴۰ بازی و چندین گل در لیگ‌های مختلف است.
 
== منابع ==
آیا ادامه دهم؟
{{پانویس}}
 
[[رده:بازیکنان فوتبال ایرانی]]
بله
[[رده:کشته‌شدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران]]
 
[[رده:درگذشتگان ۱۴۰۴ (خورشیدی)]]
عالی، در قسمت دوم مقاله به فلسفهٔ هگل، دیالکتیک، فلسفهٔ تاریخ و جامعه می‌پردازیم، با سوتیترهای کدنویسی ایران‌پدیا و فقط لینک داخلی به مقاله‌های موجود.
[[رده:اهالی قائم‌شهر]]
 
[[رده:هافبک‌های فوتبال]]
===فلسفه هگل===
فلسفهٔ هگل بر پایهٔ [[دیالکتیک]] بنا شده است، روشی که شامل تئزی، آنتی‌تزی و سنتز است و حرکت تفکر، تاریخ و واقعیت اجتماعی را توضیح می‌دهد. هگل معتقد بود که واقعیت، اعم از ذهنی و عینی، یک کل منطقی و متکامل را تشکیل می‌دهد که از طریق تضادها و تحول‌ها خود را آشکار می‌سازد.
 
در اثر مهم او، [[فنومنولوژی روح]]، هگل مسیر رشد آگاهی انسان را از تجربهٔ حسی تا شناخت مطلق تحلیل می‌کند و تأکید دارد که روح انسانی تنها از طریق فرآیند تاریخی و اجتماعی می‌تواند به خودآگاهی برسد. این اثر نشان می‌دهد که آگاهی، خودآگاهی و خرد انسانی در جریان تاریخ و تعامل با جامعه شکل می‌گیرد و هر مرحلهٔ تاریخی، پله‌ای برای تحقق عقل مطلق است.
 
در [[علم منطق]]، هگل مفاهیم بنیادین فلسفی مانند بودن، هستی و عدم را تحلیل می‌کند و رابطهٔ میان آن‌ها را به صورت یک نظام عقلانی و پیوسته توضیح می‌دهد. او معتقد بود که شناخت انسان تنها زمانی کامل می‌شود که تضادهای منطقی در یک کل نظام‌مند و دیالکتیکی حل شوند.
 
===فلسفه تاریخ و جامعه===
هگل تاریخ را فرآیندی عقلانی می‌دید که در آن آزادی انسان به تدریج تحقق می‌یابد. او معتقد بود که دولت‌ها، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها از طریق تضادها و فرایندهای دیالکتیکی شکل می‌گیرند و هر عصر تاریخی لحظه‌ای ضروری در تحقق آزادی است. نظریهٔ هگل دربارهٔ دولت و اخلاق در [[فلسفه حق]] ارائه شده و تأکید دارد که دولت تجسم عقل عملی است و فرد و جامعه تنها در چارچوب آن می‌توانند شکوفا شوند.
 
هگل جامعه را به عنوان یک کل ارگانیک تحلیل می‌کرد؛ او معتقد بود که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، جامعهٔ مدنی و دولت، مراحل ضروری در تحقق آزادی فردی و جمعی هستند. در دیدگاه او، آزادی نه یک وضعیت فردی صرف بلکه تحقق اجتماعی و تاریخی است که از طریق ساختارهای حقوقی، فرهنگی و سیاسی شکل می‌گیرد.
 
دیالکتیک هگل فراتر از منطق صرف است؛ او آن را یک روش فهم واقعیت می‌دانست که تمامی تضادها و تناقضات را به عنوان موتور رشد عقل و تاریخ تحلیل می‌کند. این روش بعدها به [[کارل مارکس]] و [[فریدریش انگلس]] در تدوین فلسفهٔ تاریخی و اجتماعی‌شان الهام بخشید.
 
در قسمت سوم، فلسفهٔ دین و هنر، تأثیر و میراث هگل و آثار او را با لینک‌های داخلی تکمیل می‌کنم و مقاله را به نسخهٔ نهایی آماده برای ایران‌پدیا می‌رسانم.
 
می‌خواهید ادامه دهم؟
 
بله
 
عالی، در قسمت سوم مقاله بخش فلسفهٔ دین و هنر، تأثیر و میراث و آثار هگل را بازنویسی می‌کنم تا نسخهٔ نهایی با استاندارد ایران‌پدیا آماده شود.
 
===فلسفه دین و هنر===
هگل دین را به عنوان مرحله‌ای از رشد خودآگاهی روح مطلق تحلیل می‌کند. او معتقد است که تجربهٔ مذهبی تجلی عقل مطلق و رابطهٔ انسان با کل هستی است. در آثارش، هگل نشان می‌دهد که دین و فلسفه هر دو مسیرهایی برای درک حقیقت مطلق هستند و دین جلوه‌ای از خودآگاهی تاریخی انسان ارائه می‌دهد.
 
هگل هنر را نیز واسطه‌ای برای شناخت حقیقت مطلق و بیان روح در قالب زیبایی می‌داند. هنر در فلسفهٔ هگل مرحله‌ای از تحقق عقل مطلق و تجلی زیبایی در جهان انسانی است. او هنر را بالاتر از تجربهٔ حسی صرف می‌دید و آن را در ارتباط با تاریخ، فرهنگ و جامعه تحلیل می‌کرد.
 
===تأثیر و میراث===
فلسفهٔ هگل تأثیر عمیقی بر فلاسفه و نظریه‌پردازان بعد از خود گذاشت. بسیاری از مفاهیم دیالکتیکی او، از جمله تضاد و تکامل تاریخی، در تحلیل‌های [[کارل مارکس]] و [[فریدریش انگلس]] به کار گرفته شد. آثار هگل پایهٔ [[ایدئالیسم آلمانی]] و مکاتب فلسفی مدرن در اروپا و آمریکا شد.
 
دیدگاه هگل دربارهٔ تاریخ و آزادی، زمینه‌ساز نقدها و گفتمان‌های متعددی شد، از جمله در [[فلسفه اجتماعی]] و نظریهٔ دولت. مفاهیم او همچنان در مباحث نظری دربارهٔ دولت، آزادی، تاریخ و فرهنگ به کار گرفته می‌شوند و هگل به عنوان نقطهٔ مرجع فلسفی باقی مانده است.
 
===آثار===
 
[[فنومنولوژی روح]] (1807)
 
[[علم منطق]] (1812–1816)
 
[[فلسفه حق]] (1820)
 
رساله‌ها و سخنرانی‌های متعدد در فلسفه دین، تاریخ، حقوق و زیبایی‌شناسی
 
آثار هگل نه تنها در فلسفه بلکه در [[تاریخ فلسفه]]، علوم اجتماعی و نظریهٔ دولت تأثیرگذار بوده و به عنوان منابع اصلی برای پژوهش‌های فلسفی مدرن شناخته می‌شوند.
 
===منابع===
<references />

نسخهٔ ‏۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۵۴

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (۲۷ اوت ۱۷۷۰–۱۴ نوامبر ۱۸۳۱) فیلسوف برجستهٔ آلمانی و بنیان‌گذار ایدئالیسم آلمانی و فلسفهٔ مطلق است. فلسفهٔ هگل بر دیالکتیک استوار است و تأکید دارد که حرکت تاریخ، جامعه و آگاهی انسان از طریق تضادها و فرایندهای منطقی تحقق می‌یابد. او در آثار مهم خود مانند فنومنولوژی روح، علم منطق و فلسفه حق مسیر تکامل خودآگاهی، تاریخ و آزادی انسانی را بررسی کرده است. هگل دیدگاه تازه‌ای نسبت به رابطهٔ عقل و تجربهٔ تاریخی ارائه داد و فلسفهٔ او زمینه‌ساز توسعهٔ نظریه‌های اجتماعی و سیاسی شد. تأثیر او بر کارل مارکس و فریدریش انگلس قابل توجه است و مفاهیم دیالکتیکی او همچنان در فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی به کار گرفته می‌شود.

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
تصویر هگل
زادروز۲۷ اوت ۱۷۷۰
اشتوتگارت
درگذشت۱۴ نوامبر ۱۸۳۱
برلین
محل زندگیآلمان
ملیتآلمانی
تحصیلاتدانشگاه توبینگن
پیشهفیلسوف
سال‌های فعالیت۱۸۰۱–۱۸۳۱
شناخته‌شده برایفلسفه مطلق، دیالکتیک
سبکآلمانی، ایدئالیسم آلمانی
تأثیرگذارانایمانوئل کانت، فردریش شلینگ
تأثیرپذیرفتگانکارل مارکس، فریدریش انگلس
دینمسیحیت (لوتری)
آثار«فنومنولوژی روح»، «علم منطق»، «فلسفه حق»

زندگی و تحصیلات

هگل در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ در اشتوتگارت، آلمان در خانواده‌ای پروتستان و طبقه متوسط به دنیا آمد. پدرش مدیر دبیرستانی محلی بود و هگل از کودکی با مباحث دینی و فلسفی آشنا شد. او در دانشگاه توبینگن فلسفه، الهیات و ادبیات مطالعه کرد و با هم‌دوره‌ای‌های خود مانند فردریش شلینگ و یوهان هاینریش فُستر آشنا شد.

پس از فارغ‌التحصیلی، هگل ابتدا به عنوان معلم مدرسه و سپس استاد دانشگاه فعالیت کرد. او در شهر نیوراشتات و بعد در هاله تدریس کرد و نهایتاً به برلین منتقل شد، جایی که تا پایان عمر استاد دانشگاه باقی ماند و فلسفهٔ خود را توسعه داد.

اگر موافق باشید، در قسمت دوم فلسفهٔ هگل، دیالکتیک و فلسفهٔ تاریخ و جامعه را با کدنویسی صحیح و لینک داخلی بازنویسی می‌کنم.

آیا ادامه دهم؟

بله

عالی، در قسمت دوم مقاله به فلسفهٔ هگل، دیالکتیک، فلسفهٔ تاریخ و جامعه می‌پردازیم، با سوتیترهای کدنویسی ایران‌پدیا و فقط لینک داخلی به مقاله‌های موجود.

فلسفه هگل

فلسفهٔ هگل بر پایهٔ دیالکتیک بنا شده است، روشی که شامل تئزی، آنتی‌تزی و سنتز است و حرکت تفکر، تاریخ و واقعیت اجتماعی را توضیح می‌دهد. هگل معتقد بود که واقعیت، اعم از ذهنی و عینی، یک کل منطقی و متکامل را تشکیل می‌دهد که از طریق تضادها و تحول‌ها خود را آشکار می‌سازد.

در اثر مهم او، فنومنولوژی روح، هگل مسیر رشد آگاهی انسان را از تجربهٔ حسی تا شناخت مطلق تحلیل می‌کند و تأکید دارد که روح انسانی تنها از طریق فرآیند تاریخی و اجتماعی می‌تواند به خودآگاهی برسد. این اثر نشان می‌دهد که آگاهی، خودآگاهی و خرد انسانی در جریان تاریخ و تعامل با جامعه شکل می‌گیرد و هر مرحلهٔ تاریخی، پله‌ای برای تحقق عقل مطلق است.

در علم منطق، هگل مفاهیم بنیادین فلسفی مانند بودن، هستی و عدم را تحلیل می‌کند و رابطهٔ میان آن‌ها را به صورت یک نظام عقلانی و پیوسته توضیح می‌دهد. او معتقد بود که شناخت انسان تنها زمانی کامل می‌شود که تضادهای منطقی در یک کل نظام‌مند و دیالکتیکی حل شوند.

فلسفه تاریخ و جامعه

هگل تاریخ را فرآیندی عقلانی می‌دید که در آن آزادی انسان به تدریج تحقق می‌یابد. او معتقد بود که دولت‌ها، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها از طریق تضادها و فرایندهای دیالکتیکی شکل می‌گیرند و هر عصر تاریخی لحظه‌ای ضروری در تحقق آزادی است. نظریهٔ هگل دربارهٔ دولت و اخلاق در فلسفه حق ارائه شده و تأکید دارد که دولت تجسم عقل عملی است و فرد و جامعه تنها در چارچوب آن می‌توانند شکوفا شوند.

هگل جامعه را به عنوان یک کل ارگانیک تحلیل می‌کرد؛ او معتقد بود که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، جامعهٔ مدنی و دولت، مراحل ضروری در تحقق آزادی فردی و جمعی هستند. در دیدگاه او، آزادی نه یک وضعیت فردی صرف بلکه تحقق اجتماعی و تاریخی است که از طریق ساختارهای حقوقی، فرهنگی و سیاسی شکل می‌گیرد.

دیالکتیک هگل فراتر از منطق صرف است؛ او آن را یک روش فهم واقعیت می‌دانست که تمامی تضادها و تناقضات را به عنوان موتور رشد عقل و تاریخ تحلیل می‌کند. این روش بعدها به کارل مارکس و فریدریش انگلس در تدوین فلسفهٔ تاریخی و اجتماعی‌شان الهام بخشید.

در قسمت سوم، فلسفهٔ دین و هنر، تأثیر و میراث هگل و آثار او را با لینک‌های داخلی تکمیل می‌کنم و مقاله را به نسخهٔ نهایی آماده برای ایران‌پدیا می‌رسانم.

می‌خواهید ادامه دهم؟

بله

عالی، در قسمت سوم مقاله بخش فلسفهٔ دین و هنر، تأثیر و میراث و آثار هگل را بازنویسی می‌کنم تا نسخهٔ نهایی با استاندارد ایران‌پدیا آماده شود.

فلسفه دین و هنر

هگل دین را به عنوان مرحله‌ای از رشد خودآگاهی روح مطلق تحلیل می‌کند. او معتقد است که تجربهٔ مذهبی تجلی عقل مطلق و رابطهٔ انسان با کل هستی است. در آثارش، هگل نشان می‌دهد که دین و فلسفه هر دو مسیرهایی برای درک حقیقت مطلق هستند و دین جلوه‌ای از خودآگاهی تاریخی انسان ارائه می‌دهد.

هگل هنر را نیز واسطه‌ای برای شناخت حقیقت مطلق و بیان روح در قالب زیبایی می‌داند. هنر در فلسفهٔ هگل مرحله‌ای از تحقق عقل مطلق و تجلی زیبایی در جهان انسانی است. او هنر را بالاتر از تجربهٔ حسی صرف می‌دید و آن را در ارتباط با تاریخ، فرهنگ و جامعه تحلیل می‌کرد.

تأثیر و میراث

فلسفهٔ هگل تأثیر عمیقی بر فلاسفه و نظریه‌پردازان بعد از خود گذاشت. بسیاری از مفاهیم دیالکتیکی او، از جمله تضاد و تکامل تاریخی، در تحلیل‌های کارل مارکس و فریدریش انگلس به کار گرفته شد. آثار هگل پایهٔ ایدئالیسم آلمانی و مکاتب فلسفی مدرن در اروپا و آمریکا شد.

دیدگاه هگل دربارهٔ تاریخ و آزادی، زمینه‌ساز نقدها و گفتمان‌های متعددی شد، از جمله در فلسفه اجتماعی و نظریهٔ دولت. مفاهیم او همچنان در مباحث نظری دربارهٔ دولت، آزادی، تاریخ و فرهنگ به کار گرفته می‌شوند و هگل به عنوان نقطهٔ مرجع فلسفی باقی مانده است.

آثار

فنومنولوژی روح (1807)

علم منطق (1812–1816)

فلسفه حق (1820)

رساله‌ها و سخنرانی‌های متعدد در فلسفه دین، تاریخ، حقوق و زیبایی‌شناسی

آثار هگل نه تنها در فلسفه بلکه در تاریخ فلسفه، علوم اجتماعی و نظریهٔ دولت تأثیرگذار بوده و به عنوان منابع اصلی برای پژوهش‌های فلسفی مدرن شناخته می‌شوند.

منابع