کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تظاهرات ایرانیان آزاده در واشنگتن مقابل کنگره آمریکا

اعتراض به موج اعدام مجاهدان و شورشگران

عاملان هواداران شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق، جوامع ایرانی-آمریکایی، شخصیت‌های آمریکایی حامی مقاومت
مکان مقابل کنگره آمریکا، واشنگتن دی.سی، ایالات متحده
زمان ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۶ مه ۲۰۲۶)
نتیجه محکومیت گسترده اعدام‌های رژیم، قرائت پیام مریم رجوی، تأکید بر سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه، حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت، بازتاب رسانه‌ای در مقاومت و برخی رسانه‌های آمریکایی

تظاهرات واشنگتن (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۶ مه ۲۰۲۶)، که با عنوان «تظاهرات ایران آزاد» نیز شناخته می‌شود، یک تجمع سیاسی، اعتراضی و تشکیلاتی گسترده بود که توسط سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) و هواداران «سازمان مجاهدین خلق ایران» و «شورای ملی مقاومت ایران» (NCRI) در محوطه بیرونی ساختمان کنگره ایالات متحده آمریکا (کاپیتول هیل) و فضای پارک سنای بالا (Upper Senate Park) برگزار شد.

سخنرانان برجسته بین‌المللی از جمله پاتریک کندی، کارلا سندز، رودی جولیانی و ژنرال وسلی کلارک، با کالبدشکافی وحشت ساختاری حکومت از تکثیر شبکه‌ «کانون‌های شورشی»، بر کارآمدی مقاومت سازمان‌یافته روی زمین تاکید کردند. ممیزه اساسی این کلان‌رویداد، مرزبندی قاطع، صریح و تاریخی با بقایای رژیم پهلوی و محکومیت نمادهای ساواک بود؛ امری که پروژه احیای سلطنت را به عنوان یک «توهم خطرناک» طرد کرد. در نهایت، این تجمع با نفی دوگانه استبداد مذهبی و فردی (شاه و شیخ)، برنامه ده ماده‌ای مریم رجوی را به عنوان تنها بدیل (آلترناتیو) معتبر، دموکراتیک و مبتنی بر صندوق رأی برای تضمین صلح پایدار منطقه و حاکمیت جمهور مردم ایران به جامعه جهانی معرفی نمود.

این رویداد به عنوان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اپوزیسیون سازمان‌یافته ایرانی در پایتخت ایالات متحده در نیمه اول دهه ۱۴۰۰ خورشیدی ارزیابی می‌شود. هدف اصلی این تجمع، اعتراض به افزایش آمار اجرای احکام اعدام در ایران، محکومیت سرکوب معترضان داخلی، نفی هم‌زمان دو ساختار حکومتی «دیکتاتوری مذهبی» و «دیکتاتوری سلطنتی»، و جلب حمایت بین‌المللی از برنامه ده ماده‌ای مریم رجوی برای آینده سیاسی ایران بود.

پیش‌زمینه تاریخی و ژئوپلیتیک

این تظاهرات در برهه‌ای حساس از وضعیت سیاسی ایران و خاورمیانه برگزار شد. در پی وقوع اعتراضات و قیام‌های مردمی در دی‌ماه ۱۴۰۴ و افزایش فعالیت «کانون‌های شورشی»، حکومت جمهوری اسلامی دست به اجرای سیاست‌های سخت‌گیرانه امنیتی زد. در بهار ۱۴۰۵، گزارش‌های متعددی از سوی سازمان‌های حقوق بشری مبنی بر صدور و اجرای گسترده احکام اعدام برای زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران منتشر شد.

از سوی دیگر، فضای بین‌المللی به دلیل تقابل‌های منطقه‌ای و شکست نسبی دکترین مماشات دولت‌های غربی با تهران، دچار تحول شده بود. این گردهمایی دقیقاً ۴۰ روز پس از اعدام دو تن از اعضای باسابقه و کلیدی مرتبط با مجاهدین خلق (وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر) در زندان قزل‌حصار (۴ آوریل) صورت گرفت؛ رویدادی که به عنوان یکی از پیش‌ران‌های اصلی انگیزش سیاسی شرکت‌کنندگان در این تجمع عمل کرد.[۱]

ترکیب شرکت‌کنندگان و سازماندهی

تظاهرات واشنگتن توسط شبکه جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) که چتر حمایتی هواداران شورای ملی مقاومت در ایالات متحده محسوب می‌شود، سازماندهی شد. گزارش‌های تصویری و بیانیه‌های رسمی نشان می‌دهند که هزاران تن از ایرانیان مقیم ایالات متحده و کانادا از ایالت‌های مختلف به واشنگتن دی‌سی سفر کردند.

بخش عمده‌ای از بدنه تجمع را جوانان و نسل دوم مهاجران ایرانی تشکیل می‌دادند. شرکت‌کنندگان با حمل پرچم‌های سه‌رنگ ایران با نماد شیر و خورشید، پلاکاردها و بنرهای بزرگ به زبان‌های فارسی و انگلیسی، هویت بصری یکدستی به تجمع بخشیدند. از ویژگی‌های بارز این برنامه، چیدمان نمادین هزاران شاخه گل رز سرخ و تصاویر اعدام‌شدگان در مقابل نمای ساختمان کنگره آمریکا بود که به عنوان یادبود قربانیان نقض حقوق بشر در ایران طراحی شده بود.[۱]

پیام آنلاین مریم رجوی

مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال، از طریق یک پیام آنلاین، خطوط استراتژیک این تجمع را تبیین کرد.

وی در تبیین موقعیت کنونی حکومت حاکم بر تهران و توسل آن به احکام مرگ اظهار داشت:

«امروز آخوندها در موقعیتی گرفتار شده‌اند که نه می‌توانند به شرایط پیش از قیام و کشتار ماه دی برگردند، نه راهی به پیش دارند... و با استراتژی طناب دار، شرایط جنگی را به فرصتی برای تصفیه خونین زندان‌ها تبدیل کرده‌اند.»

رئیس شورای ملی مقاومت با اشاره به بی‌نتیجه بودن خط سرکوب در قبال کانون‌های شورشی، به شجاعت زندانیان سیاسی استناد کرد و افزود:

«آنها با اعدام مجاهدین و شورشگران می‌خواهند جلوی همین نسل را بگیرند اما کور خوانده‌اند. مجاهد قهرمان وحید بنی‌عامریان به ولی‌فقیه رژیم گفت: یقین کنید که اگر من و امثال من را اعدام کنید، تکثیر می‌شویم.»

بخش دیگری از این پیام به مرزبندی قاطع با استبداد گذشته و نفی جریان سلطنت اختصاص داشت. وی در این باره تاکید کرد:

«ایران نه تحت حاکمیت دیکتاتوری دینی می‌ماند و نه به حاکمیت دیکتاتوری سلطنتی برمی‌گردد. راه ایران، راه آزادی است... راه انقلاب دموکراتیک مردم ایران است.»

رجوی تنها راه‌حل بحران‌های منطقه‌ای را تغییر بنیادین در تهران دانست و گفت:

«تغییر بزرگ در ایران و سرنگونی رژیم البته که قطعی است و به‌دست مردم ایران و قیام و ارتش آزادیبخش ملی محقق می‌شود. در جنگی که اکنون اکثر کشورهای منطقه را فرا گرفته، صلح پایدار به‌دست نمی‌آید، مگر با سرنگونی دیکتاتوری تروریستی و جنگ‌افروز ولایت فقیه.»

او در پایان با ارائه فراخوانی به جامعه بین‌المللی، خواستار اتخاذ یک دکترین قاطع در قبال این رژیم شد و اعلام کرد:

«ما جامعه جهانی را فرا می‌خوانیم که... مقاومت مردم ایران برای سرنگونی این رژیم را به‌رسمیت بشناسند. عوامل و مأموران رژیم را از خاک خود اخراج کنند... و سردمداران رژیم را به‌خاطر جنایت علیه بشریت و نسل‌کُشی تحت تعقیب قرار دهند.»[۲]

مواضع شخصیت‌های شرکت‌کننده در تظاهرات

در این گردهمایی، شخصیت‌های برجسته سیاسی، نظامی و حقوقی از ایالات متحده و اروپا به ایراد سخن پرداختند که هر یک از زوایای مختلف به بررسی مساله ایران پرداختند.

پاتریک کندی (سیاستمدار آمریکایی)

پاتریک کندی، فرزند سناتور فقید تد کندی، با تمرکز بر مشروعیت تاریخی مقاومت سازمان‌یافته، موج اعدام‌ها را نه نشانه قدرت، بلکه دلیلی بر «ترس فلج‌کننده عمیق» حکومت از قیام سراسری دانست.

کندی در بخشی از سخنان خود که بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای داشت، به شدت به تحرکات اخیر رضا پهلوی و هوادارانش تاخت. او با اشاره به راهپیمایی سلطنت‌طلبان در اروپا با لباس‌های مزین به آرم ساواک، این اقدام را محکوم کرد و گفت: «تلاش بقایای شاه برای نشان دادن خود به عنوان یک آلترناتیو دموکراتیک، یک توهم خطرناک است.» او استدلال کرد که نمی‌توان هم‌زمان سپاه پاسداران را محکوم کرد اما جنایات و شکنجه‌های پلیس مخفی شاه (ساواک) را به فراموشی سپرد. کندی برنامه ده ماده‌ای مریم رجوی را مانیفستی مبتنی بر صندوق رأی و کرامت انسانی توصیف کرد.

کارلا سندز (سفیر پیشین آمریکا در دانمارک)

کارلا سندز با رویکردی دیپلماتیک و افشاگرانه به نقد «سیاست مماشات» دولت‌های غربی پرداخت. به گفته او، دکترین مماشات در طول دهه‌های گذشته تلاش کرده است تا با ایجاد تابو پیرامون سازمان مجاهدین خلق، این دروغ را القا کند که دنیا تنها دو گزینه دارد: پذیرش حکومت آخوندها یا مواجهه با بحران و هرج‌ومرج.

سندز با بیان اینکه شورای ملی مقاومت با پلتفرم منظم خود (تعهد به انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت و ایران غیراتمی) این دوگانه کاذب را در هم شکسته است، خواستار به رسمیت شناختن مشروعیت مبارزه کانون‌های شورشی با سپاه پاسداران از سوی واشنگتن شد. وی نیز با لحنی تند، هواداران رضا پهلوی را به دلیل دفاع علنی از ارگان شکنجه ساواک مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد که آینده ایران نباید میان «عمامه و تاج» تقسیم شود.

رودی جولیانی (حقوقدان و شهردار پیشین نیویورک)

رودی جولیانی با اتکا بر تجربیات حقوقی و سیاسی خود، به تبیین نقش مجاهدین خلق در افشای برنامه‌های مخفی هسته‌ای و موشکی ایران در ابتدای دهه ۱۳۸۰ (نظیر سایت‌های نطنز و اراک) پرداخت. جولیانی استدلال کرد که جامعه جهانی مدیون اطلاعات استراتژیک این سازمان است.

او با ارجاع به اعترافات لایه‌های درونی حکومت ایران و سخنان شخص علی خامنه‌ای، بیان داشت که نظام حاکم تنها ارگان خطرناک و جایگزین واقعی خود را سازمان مجاهدین خلق می‌داند؛ زیرا این جریان از گستردگی، انضباط و شبکه داخلی لازم برای سرنگونی برخوردار است. جولیانی برنامه ده ماده‌ای را معادل «منشور حقوق ملل» برای ایران فردا دانست.

ژنرال وسلی کلارک (فرمانده اسبق نیروهای ناتو در اروپا)

ژنرال وسلی کلارک با رویکردی استراتژیک-نظامی به تبیین وضعیت ایران پرداخت. او با مقایسه شرایط فعلی با سال ۱۹۷۹ (سقوط شاه)، اظهار داشت که تمدن بزرگ ایران توسط یک گروه جنایتکار که ثروت ملی را صرف گسترش تروریسم و موشک‌سازی می‌کنند، به بند کشیده شده است.

کلارک یک گزاره تحلیلی مهم را مطرح کرد: «تظاهرات مسالمت‌آمیز صرفاً باعث تغییر نمیشود و برای سرنگونی این رژیم مستاصل، مقاومت مسلحانه مشروع و سازمان‌یافته الزامی است.» او تاکید کرد که هیچ ابزار نظامی خارجی (مانند ناوها یا بمب‌های سنگر شکن) نمی‌تواند جایگزین اراده توده‌ها و نیروی منسجم روی زمین شود؛ نیرویی که اکنون در قالب کانون‌های شورشی بازسازی شده است.[۱]

نمایندگان ملیت‌ها و نسل جوان

تظاهرات واشنگتن همچنین بستری برای ابراز عقیده نمایندگان اقلیت‌های قومی و نسل جدید مدافعان حقوق بشر بود.

  • هژار برنجی (نماینده حزب دموکرات کردستان ایران در آمریکا): برنجی با محکوم کردن حملات موشکی و پهپادی رژیم به کردستان، بر اتحاد استراتژیک میان تمام نیروهای جمهوری‌خواه و دموکرات تاکید کرد. او با رد هرگونه فرم از استبداد اعلام کرد که جامعه ایران به گذشته (دیکتاتوری تاج) باز نخواهد گشت و خواهان تضمن حقوق ملیت‌ها در چارچوب یک ایران یکپارچه و تکثرگرا است.
  • کیمیا آریا و علی ضیایی (نمایندگان نسل جوان): این دو سخنران جوان بر نقش پیشتاز زنان در رهبری جنبش مقاومت تحت هدایت مریم رجوی تاکید کردند. ضیایی با اشاره به تجربه شخصی خود به عنوان فرزند یک زندانی سیاسی، اعدام‌ها را نشانه اعتراف آخوندها به عدم کنترل بر روحیه آزادی‌خواهی نسل جدید دانست.[۱]

پیامدها و بازتاب‌های سیاسی

تظاهرات ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ در واشنگتن از چند جنبه در کانون تحلیل‌های سیاسی قرار گرفت:

اولاً، این تجمع توانست همگرایی محسوسی میان چهره‌های دو حزب اصلی آمریکا (دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان) پیرامون مساله حقوق بشر و حمایت از برنامه ده ماده‌ای ایجاد کند. حضور شخصیت‌هایی با گرایش‌های سیاسی متفاوت نشان داد که پلتفرم شورای ملی مقاومت به عنوان یک گزینه هماهنگ با معیارهای بین‌المللی شناخته می‌شود.

ثانیاً، مرزبندی صریح و بی‌سابقه سخنرانان آمریکایی و ایرانی با بقایای رژیم پهلوی و نمادهای ساواک، بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی و رسانه‌ای داشت. این مواضع عملاً پروژه احیای سلطنت را در محافل استراتژیک واشنگتن به عنوان گزینه‌ای غیردموکراتیک و فاقد پایگاه عینی در داخل ایران منزوی کرد.

در نهایت، این تجمع به عنوان پیش‌درآمدی برای گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت ایران در پاریس (که برای ۲۰ ژوئن برنامه‌ریزی شده بود) عمل کرد و توانست اراده تشکیلاتی هواداران این جنبش را در فضای بین‌المللی تثبیت نماید. دانشنامه‌ها و ناظران سیاسی این رویداد را سندی بر تغییر فاز اپوزیسیون ایرانی به سمت انسجام ساختاری و نفی فراگیر استبداد در هر دو فرم تاریخی آن (سلطنتی و مذهبی) قلمداد می‌کنند.

منابع