علی خداییصفت
| علی خداییصفت | |
|---|---|
![]() علی خداییصفت | |
| محل زندگی | ایران، عراق و آلبانی |
| ملیت | ایرانی |
| تابعیت | ایرانی |
| تحصیلات | تحصیلات دانشگاهی |
| پیشه | فعال سیاسی |
| سالهای فعالیت | دههٔ ۱۳۵۰ تاکنون |
| نهاد | سازمان مجاهدین خلق ایران؛ ارتش آزادیبخش ملی ایران |
| شناختهشده برای | عضویت باسابقه در سازمان مجاهدین، زندانی سیاسی حکومت پهلوی و فعالیت در مقاومت ایران |
| نقشهای برجسته | فعالیت دانشجویی؛ عضویت در سازمان مجاهدین؛ فعالیت در ارتش آزادیبخش و رسانههای مقاومت ایران |
| تأثیرگذاران | محمد حنیفنژاد، مجید شریفواقفی، محمدرضا سعادتی و مسعود رجوی |
| حزب سیاسی | سازمان مجاهدین خلق ایران |
| جنبش | مقاومت ایران |
| مخالفان | حکومت پهلوی؛ جمهوری اسلامی ایران |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| اتهامها | عضویت و فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ایران |
| مجازاتها | زندان در حکومت پهلوی؛ محاکمهٔ غیابی در جمهوری اسلامی |
| آثار | مقالهها، خاطرات و گفتوگوهای سیاسی در رسانههای مقاومت ایران |
| خویشاوندان | مهدی خداییصفت و صدیقه خداییصفت |
علی خداییصفت فعال سیاسی، زندانی سیاسی دورهٔ پهلوی و از اعضای باسابقهٔ سازمان مجاهدین خلق ایران است. او فعالیت سیاسی خود را در دوران دبیرستان و دانشگاه آغاز کرد و در سالهای نخست دههٔ ۱۳۵۰ به هواداری از سازمان مجاهدین روی آورد. خداییصفت در برابر تغییر ایدئولوژی بخشی از اعضای سازمان در سال ۱۳۵۴ از مواضع اسلامی سازمان دفاع کرد و با جریان مرتبط با مجید شریفواقفی همکاری داشت.[۱]
او در سال ۱۳۵۴ توسط ساواک بازداشت شد و در کمیته مشترک ضدخرابکاری و زندان قصر زندانی بود. خداییصفت پس از آزادی در جریان انقلاب ۱۳۵۷، فعالیت خود را در سازمان مجاهدین ادامه داد و در دهههای بعد در بخشهای سیاسی، تشکیلاتی و نظامی این سازمان و ارتش آزادیبخش ملی ایران فعالیت کرد. او همچنین در برنامههای تحلیلی سیمای آزادی دربارهٔ تحولات سیاسی ایران و فعالیتهای مقاومت ایران حضور داشته است.[۲]
در سال ۱۴۰۲، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نام علی خداییصفت را در فهرست ۱۰۴ عضو سازمان مجاهدین و مقاومت ایران قرار داد که محاکمهٔ غیابی آنان آغاز شده بود. سازمان مجاهدین این دادگاه را فاقد صلاحیت و بخشی از کارزار امنیتی حکومت برای مقابله با مخالفان خود معرفی کرده است.[۳]
زندگی و خانواده
اطلاعات دقیقی دربارهٔ تاریخ تولد و سالهای نخست زندگی علی خداییصفت در منابع منتشرشده وجود ندارد. او در خانوادهای زندگی میکرد که چند تن از اعضای آن به فعالیت سیاسی و سازمان مجاهدین روی آوردند.
برادر بزرگتر او، مهدی خداییصفت، در سال ۱۳۴۸ به سازمان مجاهدین پیوست و در شهریور ۱۳۵۰ توسط ساواک بازداشت شد. مهدی خداییصفت به ۱۵ سال زندان محکوم شد و تا دی ۱۳۵۷ در زندانهای حکومت پهلوی محبوس بود.
خواهر آنان، صدیقه خداییصفت، نیز بعدها به سازمان مجاهدین پیوست. او در گفتوگویی با رادیو مجاهد گفته است که در دوران نوجوانی، محمد حنیفنژاد را هنگام مراجعه برای نشستهای مخفی با مهدی خداییصفت در خانهٔ خانوادگی آنان دیده بود. بازداشت مهدی در سال ۱۳۵۰، خانوادهٔ خداییصفت را با خانوادههای دیگر زندانیان سیاسی مرتبط کرد.[۴]
آشنایی با فعالیت سیاسی
خداییصفت در سالهای پایانی دبیرستان به مسائل اجتماعی و سیاسی علاقهمند شد. به روایت خود او، یکی از معلمان مدرسه در آشناییاش با مفهوم آزادی و مبارزه با دیکتاتوری نقش داشت و او را برای ارتباط با یک جریان سیاسی آماده میکرد.[۱]
یکی از رویدادهای تأثیرگذار بر او، اعتراضهای مردم تهران به افزایش بهای بلیت اتوبوسهای شرکت واحد در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ بود. این اعتراضها که با حضور دانشجویان و دیگر اقشار جامعه برگزار شد، حکومت را به عقبنشینی از افزایش قیمت واداشت. خداییصفت بعدها این رویداد را نمونهای از تأثیر مبارزهٔ جمعی دانست.
او دانشگاه را مرکزی برای فعالیت روشنفکری، اعتراض سیاسی و مبارزه با حکومت شاه میدانست و پیش از ورود به دانشگاه در جستوجوی ارتباط با فعالان سیاسی بود.
ورود به دانشگاه
علی خداییصفت در سال ۱۳۵۰ وارد دانشگاه شد. نام دانشگاه و رشتهٔ تحصیلی او در منابع مورد استفاده ذکر نشده است. ورود او به دانشگاه با ضربهٔ گستردهٔ ساواک به سازمان مجاهدین در شهریور همان سال همزمان شد.
خداییصفت در خاطرات خود نوشته است که فضای دانشجویی را با انتظاری که پیش از ورود به دانشگاه داشت متفاوت یافت. دانشجویان مسلمان تشکل سیاسی نیرومندی نداشتند و فعالیت سیاسی عمدتاً در اختیار جریانهای غیرمذهبی بود. برخی محافل مذهبی موجود نیز از فعالیت سیاسی و شرکت در اعتراضهای دانشجویی خودداری میکردند.[۱]
او این وضعیت را ناشی از تصوری میدانست که مذهبیبودن را با مبارزهٔ سیاسی ناسازگار معرفی میکرد. انتشار جزوهها، دفاعیات و دیدگاههای سازمان مجاهدین بهتدریج بخشی از دانشجویان مسلمان را به فعالیت سیاسی کشاند.
آشنایی با سازمان مجاهدین
چند ماه پس از ورود خداییصفت به دانشگاه، نوشتهها و جزوههای آموزشی سازمان مجاهدین در میان دانشجویان دستبهدست میشد. یکی از نخستین آثاری که او مطالعه کرد، تفسیری از یکی از خطبههای نهجالبلاغه بود که به محمد حنیفنژاد نسبت داده میشد.[۱]
جزوههای تفسیر قرآن، مطالب مربوط به شناخت و متدولوژی، اطلاعیههای سازمان و دفاعیات اعضای آن در دادگاههای نظامی نیز در میان دانشجویان توزیع میشد. به روایت خداییصفت، این نوشتهها سبب شد گروهی از دانشجویان مسلمان میان اعتقادات مذهبی و مبارزهٔ سیاسی ارتباط برقرار کنند.
کتابخانههای دانشجویی، خوابگاهها و برنامههای کوهنوردی از محیطهایی بودند که هواداران سازمان در آنها با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند. علی خداییصفت در همین دوره به شبکهٔ هواداران سازمان پیوست.
تأثیر اعدام بنیانگذاران سازمان
در ۴ خرداد ۱۳۵۱، حکومت پهلوی محمد حنیفنژاد، سعید محسن، علیاصغر بدیعزادگان، محمود عسگریزاده و عبدالرسول مشکینفام را تیرباران کرد.
خداییصفت در مقالهٔ «پرچمداران» نوشته است که خبر اعدام آنان در کتابخانه، راهروها و خوابگاههای دانشگاه منتشر شد و در میان هواداران سازمان واکنش گستردهای برانگیخت. بهدلیل نظارت ساواک، مراسم یادبود بهشکل پنهانی و محدود برگزار میشد.[۱]
او اعدام بنیانگذاران را عاملی در گسترش نفوذ اجتماعی و دانشجویی سازمان مجاهدین دانسته است. به نوشتهٔ او، دفاعیات اعضای سازمان در دادگاههای نظامی و خبر مقاومت آنان در برابر شکنجه، برای شماری از دانشجویان انگیزهٔ پیوستن به مبارزه ایجاد کرد.
ارتباط مجدد با سازمان
پس از دستگیریهای شهریور ۱۳۵۰، ارتباط برخی هواداران سازمان با تشکیلات قطع شد. علی خداییصفت گفته است که خود نیز در شمار افرادی بود که پس از ضربهٔ ساواک ارتباط مستقیمشان با سازمان از میان رفت.
او از طریق خانوادههای زندانیان سیاسی و اعضایی که از زندان آزاد شده بودند، بار دیگر با سازمان ارتباط برقرار کرد. خداییصفت در خاطراتش از دیدار با محمدرضا سادات خوانساری در مسجد هدایت یاد کرده است. سادات خوانساری که در جریان ضربهٔ سال ۱۳۵۰ بازداشت و پس از مدتی آزاد شده بود، تجربیات زندان و آموزشهای سازمان را برای او بازگو کرد.[۵]
فعالیت در سازمان و بحران سال ۱۳۵۴
در فاصلهٔ سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴، اختلافهای ایدئولوژیک در بخشی از مرکزیت سازمان مجاهدین گسترش یافت. گروهی به رهبری تقی شهرام تغییر ایدئولوژی خود را اعلام کردند و کوشیدند ساختار سازمان را در اختیار بگیرند. سازمان مجاهدین از این رویداد با عنوان ضربه اپورتونیستی چپنما یاد میکند.
علی خداییصفت با اعضایی مرتبط بود که با تغییر ایدئولوژی سازمان مخالفت داشتند. منابع مختلف او را از نزدیکان جریان مجید شریفواقفی، مرتضی صمدیه لباف و سعید شاهسوندی در آن مقطع معرفی کردهاند.[۶]
پس از کشتهشدن مجید شریفواقفی و مجروحشدن مرتضی صمدیه لباف، ارتباطهای تشکیلاتی خداییصفت با بخشی از اعضای مخالف تقی شهرام قطع شد.
ربودهشدن توسط جریان تقی شهرام
بر اساس روایتهایی که از خاطرات علی خداییصفت نقل شده است، در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۴ تعدادی از اعضای وابسته به جریان تقی شهرام با معرفی خود بهعنوان مأمور ساواک به خانهٔ او مراجعه کردند. آنان خداییصفت را با چشم و دست بسته نزد بهرام آرام بردند و دربارهٔ ارتباطهای او بازجویی کردند.[۶]
این اقدام در شرایطی صورت گرفت که جریان تقی شهرام در پی شناسایی و کنترل اعضای مخالف تغییر ایدئولوژی بود. اطلاعات تفصیلی دربارهٔ مدت بازداشت خداییصفت توسط این جریان و چگونگی آزادی او منتشر نشده است.
بازداشت توسط ساواک
علی خداییصفت در سال ۱۳۵۴ توسط ساواک بازداشت شد. برخی روایتها دستگیری او را نتیجهٔ اطلاعاتی میدانند که پس از بازداشت و همکاری وحید افراخته با ساواک در اختیار بازجویان قرار گرفت.[۷]
او ابتدا به کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری انتقال یافت و تحت بازجویی قرار گرفت. خداییصفت در خاطرات خود گفته است که در پاییز ۱۳۵۴ حضور مسعود رجوی را در کمیتهٔ مشترک مشاهده کرد؛ رجوی چهار سال پس از محاکمهاش بار دیگر برای بازجویی و شکنجه به این محل منتقل شده بود.[۵]
مدت دقیق بازجویی، اتهامهای مندرج در پرونده و حکم صادرشده علیه خداییصفت در منابع در دسترس مشخص نشده است.
زندان قصر
خداییصفت پس از دورهٔ بازجویی به زندان قصر منتقل شد. نام او در فهرست زندانیان سیاسی دورهٔ پهلوی با سابقهٔ حبس در کمیتهٔ مشترک و زندان قصر ثبت شده است.[۲]
او سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ را در زندان قصر گذراند؛ دورهای که اختلافهای ناشی از تغییر ایدئولوژی سازمان در میان زندانیان سیاسی نیز بازتاب یافته بود. زندانیان وابسته به جریانهای مذهبی، مارکسیستی، مجاهدین و گروههای دیگر در بندهای مختلف زندان حضور داشتند.
خداییصفت فضای زندان قصر را در آن دوره متأثر از سه عامل توصیف کرده است:
- پیامدهای تغییر ایدئولوژی بخشی از سازمان در خارج از زندان؛
- تلاش ساواک برای تشدید اختلاف میان زندانیان؛
- حضور جریانهای مذهبی راستگرا که هم با مارکسیستها و هم با سازمان مجاهدین مخالفت میکردند.
بازسازی تشکیلات مجاهدین در زندان
در پی بحران سال ۱۳۵۴، مسعود رجوی و دیگر مسئولان مجاهدین در زندان برای بازسازی تشکیلات سازمان اقدام کردند. محمدرضا سعادتی از زندان اوین به قصر منتقل شد و مأموریت یافت با اعضا و هواداران سازمان گفتوگو و مواضع تشکیلاتی را روشن کند.
خداییصفت در جریان این بحثها به تشکیلات مجاهدین در زندان پیوست. او بعدها نقش سعادتی را در مقابله با پیامدهای تغییر ایدئولوژی و بازسازی تشکیلات سازمان در زندان قصر برجسته دانست.[۵]
در برخی روایتهای بیرون از سازمان نیز نام خداییصفت در میان زندانیانی آمده است که پس از بحثهای تشکیلاتی سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، عضویت خود را در تشکیلات مجاهدین ادامه دادند.
آزادی از زندان
در سال ۱۳۵۷ و همزمان با گسترش اعتراضهای عمومی، حکومت پهلوی به آزادی تدریجی زندانیان سیاسی ناگزیر شد. آخرین گروه زندانیان سیاسی در ۳۰ دی ۱۳۵۷ از زندان قصر آزاد شدند.
علی خداییصفت از شاهدان فضای زندان در ساعات پیش از آزادی آخرین گروه زندانیان بود. او گفته است که زندانیان از یکسو نگران اقدام انتقامجویانهٔ حکومت علیه مسعود رجوی و دیگر اعضای باقیمانده بودند و از سوی دیگر شعارهای جمعیت گردآمده در مقابل زندان را میشنیدند.[۸]
شعار آزادی زندانیان سیاسی از مطالبات اصلی تظاهرات انقلاب ۱۳۵۷ بود. فشار جمعیت و خانوادههای زندانیان در نهایت به گشودهشدن درهای زندان قصر و آزادی آخرین گروه انجامید.
فعالیت پس از انقلاب ۱۳۵۷
خداییصفت پس از انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت خود را در سازمان مجاهدین ادامه داد. اطلاعات تفصیلی دربارهٔ مسئولیتهای او در دورهٔ فعالیت علنی سازمان، از بهمن ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۰، بهطور کامل منتشر نشده است.
در این دوره، سازمان مجاهدین به انتشار نشریه مجاهد، تشکیل انجمنها، برگزاری گردهماییها و فعالیت در میان دانشجویان، کارگران و جوانان پرداخت. خداییصفت از اعضای تشکیلاتی سازمان در این مقطع بود.
پس از سرکوب تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و ورود رویارویی سازمان مجاهدین و جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه، او نیز به فعالیت مخفی و تشکیلاتی ادامه داد.
حضور در ارتش آزادیبخش ملی ایران
علی خداییصفت در سالهای بعد به ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوست. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جریان محاکمهٔ غیابی اعضای سازمان ادعا کرده است که او در بخشهای مختلف ارتش آزادیبخش مسئولیت داشته و در عملیات فروغ جاویدان فرمانده یک تیپ بوده است.[۳]
از آنجا که جزئیات این مسئولیتها در منابع رسمی سازمان مجاهدین منتشر نشده است، عنوان دقیق، مدت مسئولیت و یگان تحت فرمان او بهطور مستقل قابل تأیید نیست. سازمان مجاهدین اصل فعالیت در ارتش آزادیبخش و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را بخشی از سابقهٔ سیاسی اعضای خود میداند، اما اتهامهای کیفری مطرحشده در دادگاه جمهوری اسلامی را رد کرده است.
خداییصفت در سالهای حضور اعضای مجاهدین در عراق، از ساکنان قرارگاه اشرف بود. پس از انتقال اعضای سازمان از عراق، او نیز به آلبانی منتقل شد.
فعالیت رسانهای
علی خداییصفت در سالهای اخیر در برنامههای سیاسی و تحلیلی سیمای آزادی حضور داشته است. او در این برنامهها دربارهٔ موضوعاتی مانند فعالیت کانونهای شورشی، کارزارهای مقاومت ایران، تحولات درونی جمهوری اسلامی، سرکوب زنان، اعدامها و گردهماییهای هواداران مقاومت گفتوگو کرده است.[۹]
از جمله برنامههایی که او در آنها شرکت کرده است میتوان به «هفت روی هفت» و مجموعه گفتوگوهای سیاسی سیمای آزادی اشاره کرد. این حضور رسانهای تا سال ۱۴۰۵ ادامه داشته است.
دیدگاهها
اسلام و آزادی
خداییصفت در نوشتههای خود، برداشت سازمان مجاهدین از اسلام را با برداشتهای سنتی و بنیادگرایانه متفاوت میداند. او معتقد است آموزههای سازمان در آغاز دههٔ ۱۳۵۰ به دانشجویان مسلمان امکان داد میان اعتقاد مذهبی، عدالت اجتماعی و مبارزه برای آزادی پیوند برقرار کنند.[۱]
او در مقالهٔ «پرچمداران»، سازمان مجاهدین را جریانی معرفی کرده است که از نظر وی اسلام را از برداشتهای غیرسیاسی و ارتجاعی جدا کرد و به دانشجویان مسلمان هویت سیاسی بخشید.
تغییر ایدئولوژی سال ۱۳۵۴
خداییصفت تغییر ایدئولوژی بخشی از سازمان در سال ۱۳۵۴ را یک تصفیهٔ تشکیلاتی و انحراف از اصول بنیانگذاران میداند. او اقدامات جریان تقی شهرام علیه مجید شریفواقفی و مخالفان تغییر ایدئولوژی را محکوم کرده است.
در دیدگاه او، حفظ نام و هویت سازمان در زندان نتیجهٔ موضعگیری مسعود رجوی و بازسازی تشکیلات مجاهدین پس از این ضربه بود.
نقش خانوادههای زندانیان سیاسی
یکی از موضوعات خاطرات خداییصفت، نقش خانوادههای زندانیان در شکستن فضای اختناق حکومت پهلوی است. او تجمع مقابل زندانها، مراجعه به شخصیتهای سیاسی و مذهبی و برگزاری اعتراضهای جمعی را از عوامل پیوند میان زندانیان و جامعه میداند.[۵]
جمهوری اسلامی و مقاومت سازمانیافته
خداییصفت در برنامههای سیمای آزادی، جمهوری اسلامی را ادامهٔ دوگانهٔ استبداد سیاسی و بنیادگرایی مذهبی معرفی کرده است. او راه برونرفت از وضعیت ایران را در مقاومت سازمانیافته، سرنگونی حکومت و استقرار یک جمهوری دموکراتیک میداند.
محاکمهٔ غیابی در جمهوری اسلامی
در سال ۱۴۰۲، دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی غیابی به پروندهٔ ۱۰۴ تن از اعضا و مسئولان سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت را آغاز کرد. علی خداییصفت در این پرونده «متهم ردیف یازدهم» معرفی شد.
نمایندگان دادستانی و وکلای وابسته به حکومت، ادعاهایی دربارهٔ نقش او در فعالیتهای سیاسی، نظامی، تبلیغاتی و انتشاراتی سازمان مطرح کردهاند. این دادگاه همچنین خواستار انحلال حقوقی سازمان مجاهدین، مصادرهٔ اموال و اعمال محدودیت علیه رسانههای وابسته به آن شده است.[۱۰]
علی خداییصفت و دیگر متهمان در جلسات دادگاه حضور نداشته و امکان انتخاب وکیل یا دفاع مستقیم در برابر اتهامها را نداشتهاند. سازمان مجاهدین این محاکمه را اقدامی سیاسی و تبلیغاتی و فاقد معیارهای یک دادرسی مستقل دانسته است.
سخنگوی سازمان مجاهدین در پاسخ به دادگاه، مبارزه علیه حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را بخشی از تاریخ و هویت سازمان دانسته و اتهامهای مطرحشده از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را رد کرده است.
خانوادهٔ خداییصفت
چند عضو خانوادهٔ خداییصفت با سازمان مجاهدین ارتباط داشتهاند:
| نام | نسبت | فعالیت |
|---|---|---|
| مهدی خداییصفت | برادر بزرگتر | عضو نسل نخست سازمان مجاهدین، زندانی سیاسی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷، نویسنده و از دبیران شورای ملی مقاومت |
| علی خداییصفت | — | عضو سازمان مجاهدین، زندانی سیاسی دورهٔ پهلوی و فعال مقاومت ایران |
| صدیقه خداییصفت | خواهر | عضو سازمان مجاهدین و فعال سیاسی |
خانهٔ این خانواده پیش از ضربهٔ شهریور ۱۳۵۰، از محلهایی بود که برخی نشستهای مخفی اعضای سازمان در آن برگزار میشد. صدیقه خداییصفت گفته است که در همان دوران با حضور محمد حنیفنژاد در خانهٔ خانوادگی آنان آشنا شد.[۴]
جایگاه در روایت سازمان مجاهدین
علی خداییصفت در منابع سازمان مجاهدین بهعنوان عضوی معرفی شده است که فعالیت سیاسی را در دورهٔ دانشجویی آغاز کرد، در برابر جریان تغییر ایدئولوژی سال ۱۳۵۴ ایستاد، زندان و شکنجهٔ ساواک را تحمل کرد و پس از انقلاب نیز فعالیت خود را در سازمان ادامه داد.
زندگی سیاسی او چند دورهٔ متمایز را دربرمیگیرد:
- آشنایی با مبارزه در دوران دبیرستان؛
- فعالیت دانشجویی و هواداری از سازمان مجاهدین؛
- ارتباط با مخالفان تغییر ایدئولوژی سازمان؛
- بازداشت و زندان در حکومت پهلوی؛
- مشارکت در بازسازی تشکیلات مجاهدین در زندان؛
- ادامهٔ فعالیت پس از انقلاب ۱۳۵۷؛
- عضویت و فعالیت در ارتش آزادیبخش ملی ایران؛
- اقامت در قرارگاه اشرف و انتقال به آلبانی؛
- فعالیت سیاسی و رسانهای در مقاومت ایران.
اطلاعات عمومی دربارهٔ تاریخ تولد، رشتهٔ تحصیلی، جزئیات حکم زندان و همهٔ مسئولیتهای تشکیلاتی او محدود است. بخش مهمی از اطلاعات موجود بر خاطرات خود خداییصفت، رسانههای سازمان مجاهدین و گزارشهای مربوط به محاکمهٔ غیابی در جمهوری اسلامی استوار است.
گاهشمار زندگی
| سال یا تاریخ | رویداد |
|---|---|
| اواخر دههٔ ۱۳۴۰ | آشنایی با مفاهیم آزادی و مبارزهٔ سیاسی در دوران دبیرستان |
| حدود ۱۳۴۸ | مشاهدهٔ اعتراضهای مردم تهران به افزایش بهای بلیت اتوبوسهای شرکت واحد |
| ۱۳۵۰ | ورود به دانشگاه و آغاز فعالیت در میان دانشجویان مسلمان |
| ۱۳۵۰–۱۳۵۱ | مطالعه و توزیع آثار، اطلاعیهها و دفاعیات اعضای سازمان مجاهدین |
| ۴ خرداد ۱۳۵۱ | واکنش به اعدام بنیانگذاران و اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین |
| ۱۳۵۲–۱۳۵۴ | ادامهٔ فعالیت در شبکهٔ هواداران سازمان |
| ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۴ | ربودهشدن و بازجویی توسط افراد وابسته به جریان تقی شهرام، بنا بر روایتهای منتشرشده |
| ۱۳۵۴ | بازداشت توسط ساواک و انتقال به کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری |
| ۱۳۵۴–۱۳۵۷ | زندان در کمیتهٔ مشترک و زندان قصر |
| ۱۳۵۵–۱۳۵۶ | پیوستن به تشکیلات بازسازیشدهٔ مجاهدین در زندان قصر |
| ۱۳۵۷ | آزادی از زندان در جریان انقلاب ضدسلطنتی |
| پس از انقلاب ۱۳۵۷ | ادامهٔ فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ایران |
| دههٔ ۱۳۶۰ | ادامهٔ فعالیت سیاسی و تشکیلاتی و پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی ایران |
| مرداد ۱۳۶۷ | شرکت در عملیات فروغ جاویدان، بنا بر گزارشهای مربوط به سوابق او |
| سالهای بعد | اقامت و فعالیت در قرارگاه اشرف |
| تا ۱۳۹۵ | انتقال همراه با دیگر اعضای سازمان از عراق به آلبانی |
| ۱۴۰۲ | قرارگرفتن نام او در فهرست متهمان محاکمهٔ غیابی اعضای مجاهدین و مقاومت ایران |
| ۱۴۰۳–۱۴۰۵ | حضور در برنامههای سیاسی و تحلیلی سیمای آزادی |
جستارهای وابسته
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- مهدی خداییصفت
- محمد حنیفنژاد
- مجید شریفواقفی
- تقی شهرام
- بهرام آرام
- وحید افراخته
- محمدرضا سعادتی
- ضربه اول شهریور ۱۳۵۰
- ضربه اپورتونیستی چپنما
- کمیته مشترک ضدخرابکاری
- زندان قصر
- ساواک
- ۳۰ دی ۱۳۵۷
- ارتش آزادیبخش ملی ایران
- عملیات فروغ جاویدان
- قرارگاه اشرف
- سیمای آزادی
- محاکمه غیابی اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ علی خداییصفت، پرچمداران، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۴ خرداد ۱۳۹۴.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، بیانیهٔ زندانیان سیاسی؛ سری بیستم، تیر ۱۴۰۰.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، چهلونهمین جلسهٔ محاکمهٔ غیابی ۱۰۴ تن از مجاهدین و مقاومت ایران و پاسخ سازمان مجاهدین، ۱۴۰۵.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ رادیو صدای مجاهد، گفتوگو با صدیقه خداییصفت، ۱۳۹۸.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ علی خداییصفت، علی خداییصفت و خاطراتش از مسعود رجوی؛ ۳۰ دی، روز آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی، ایران افشاگر، ۲۹ دی ۱۳۹۸.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ملیمذهبی، نامهٔ لیلا زمردیان، ۱۳۹۳.
- ↑ پس از فاجعه؛ ریشهیابی پیدایش و تحولات بعدی سازمان مجاهدین، بخش مربوط به دستگیری علی خداییصفت.
- ↑ مسعود رجوی، مگر میتوان خورشید را کشت؟، سایت رهبری مقاومت، ۱۳۹۲.
- ↑ سیمای آزادی، آرشیو برنامههای سیاسی و گفتوگوهای علی خداییصفت، بازبینیشده در آبان ۱۴۰۵.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، پنجاهوهفتمین محاکمهٔ غیابی ۱۰۴ تن از مجاهدین و مقاومت ایران، مهر ۱۴۰۵.
