وحید افراخته

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
وحید افراخته
زادروز۱ خرداد ۱۳۲۹
مشهد، ایران
درگذشت۴ بهمن ۱۳۵۴
تهران، ایران
علت مرگاعدام با تیرباران
آرامگاهنامعلوم
محل زندگیمشهد و تهران
ملیتایرانی
نام‌های دیگررحمان افراخته
تابعیتایرانی
تحصیلاتمهندسی
از دانشگاهدانشگاه صنعتی آریامهر
پیشهدانشجو و فعال سیاسی
سال‌های فعالیت۱۳۴۸ تا ۱۳۵۴
نهادسازمان مجاهدین خلق ایران؛ سپس جریان منشعب مارکسیستی
شناخته‌شده برایفرماندهی تیم قتل مجید شریف واقفی، تیراندازی به مرتضی صمدیه لباف و همکاری با ساواک پس از بازداشت
نقش‌های برجستهمسئول نظامی جریان اپورتونیستی چپ‌نما
شهر خانگیمشهد
جنبشجنبش چریکی ایران
مخالفانحکومت پهلوی؛ مخالفان تغییر ایدئولوژی در سازمان مجاهدین
دیناسلام؛ سپس مارکسیسم‌ـ‌لنینیسم
اتهام‌هافعالیت مسلحانه، مشارکت در قتل و عضویت در تشکیلات مخفی
مجازات‌هااعدام
مکتباسلام انقلابی؛ سپس مارکسیسم‌ـ‌لنینیسم

وحید افراخته با نام کامل رحمان وحید افراخته (۱ خرداد ۱۳۲۹ – ۴ بهمن ۱۳۵۴)، دانشجوی مهندسی، فعال سیاسی و از اعضای پیشین سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او از سال ۱۳۴۸ با سازمان مجاهدین ارتباط برقرار کرد و پس از ضربهٔ گستردهٔ ساواک در شهریور ۱۳۵۰، در بازسازی تشکیلات و فعالیت‌های نظامی آن مشارکت داشت.

افراخته در سال ۱۳۵۳ به جریان تحت رهبری تقی شهرام و بهرام آرام پیوست که در سال ۱۳۵۴ تغییر ایدئولوژی تشکیلات خارج از زندان از اسلام به مارکسیسم‌ـ‌لنینیسم را اعلام کرد. سازمان مجاهدین این جریان را «جریان اپورتونیستی چپ‌نما» می‌نامد.

وحید افراخته فرمانده تیمی بود که در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ مجید شریف واقفی، عضو مرکزیت و از مخالفان تغییر ایدئولوژی، را به قتل رساند. او در همان روز به مرتضی صمدیه لباف نیز شلیک کرد، اما صمدیه لباف با وجود جراحت شدید از محل گریخت.[۱]

افراخته در ۵ مرداد ۱۳۵۴ بازداشت شد. بنا بر منابع سازمان مجاهدین، او پس از چند روز بازجویی با ساواک همکاری کرد و اطلاعات گسترده‌ای دربارهٔ اعضا، ارتباط‌ها و خانه‌های مخفی در اختیار مأموران گذاشت. این اطلاعات به بازداشت شمار زیادی از اعضا و هواداران جریان‌های مبارز و انتقال دوبارهٔ برخی زندانیان قدیمی، از جمله مسعود رجوی، به کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری انجامید.[۲]

دادگاه نظامی افراخته و شماری دیگر از متهمان در دی ۱۳۵۴ برگزار شد. او به اعدام محکوم و در سحرگاه ۴ بهمن ۱۳۵۴، همراه با مرتضی صمدیه لباف و هفت زندانی دیگر، تیرباران شد.

زندگی و خانواده

وحید افراخته در ۱ خرداد ۱۳۲۹ در مشهد و در خانواده‌ای فرهنگی و از طبقهٔ متوسط متولد شد. نام کامل او در برخی اسناد «رحمان وحید افراخته» ثبت شده است. او فرزند سوم خانواده‌ای دارای پنج فرزند بود.

افراخته تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد گذراند و به‌عنوان دانش‌آموزی مستعد شناخته می‌شد. او در دورهٔ نوجوانی به فعالیت‌های مذهبی گرایش یافت و مدتی در انجمن‌های مذهبی شرکت داشت.

در سال ۱۳۴۷ وارد دانشگاه صنعتی آریامهر، که پس از انقلاب به دانشگاه صنعتی شریف تغییر نام یافت، شد. رشتهٔ تحصیلی او در منابع مختلف مهندسی مکانیک یا یکی از رشته‌های فنی ذکر شده است. افراخته در محیط دانشگاه با دانشجویان سیاسی و مذهبی ارتباط یافت و از همین طریق به سازمان مجاهدین خلق نزدیک شد.

پیوستن به سازمان مجاهدین

افراخته در حدود سال ۱۳۴۸ به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. سازمان در آن زمان هنوز نام خود را به‌طور عمومی اعلام نکرده بود و اعضای آن در گروه‌های کوچک و مخفی سازمان‌دهی می‌شدند.

پس از ضربهٔ ساواک در شهریور ۱۳۵۰، بیش از ۹۰ درصد اعضا و بخش اصلی مرکزیت سازمان بازداشت شدند. افراخته از اعضایی بود که در بیرون زندان باقی ماند و در بازسازی شبکه‌های مخفی شرکت کرد.[۳]

او به‌تدریج در شاخهٔ نظامی تشکیلات ارتقا یافت. منابع سازمان مجاهدین مسیر بعدی او را نمونه‌ای از جایگزین‌شدن توانایی نظامی به‌جای استحکام ایدئولوژیک و مسئولیت‌پذیری تشکیلاتی ارزیابی می‌کنند.[۱]

فعالیت در تشکیلات مخفی

افراخته در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ در چند عملیات مسلحانه علیه مقام‌های حکومت پهلوی و مستشاران نظامی خارجی مشارکت داشت. او در برخی عملیات‌ها عضو و در برخی دیگر فرمانده تیم بود.

از جمله عملیات‌های منسوب به او، مشارکت در قتل سرتیپ رضا زندی‌پور، رئیس کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری، در اسفند ۱۳۵۳ و عملیات علیه دو مستشار نظامی آمریکایی در سال ۱۳۵۴ است. گزارش حقوقی منتشرشده در سایت سازمان مجاهدین، وحید افراخته و بهرام آرام را از عوامل عملیات علیه دو افسر آمریکایی معرفی می‌کند.[۴]

سازمان مجاهدین تأکید می‌کند که عملیات علیه دو مستشار آمریکایی در دوره‌ای انجام شد که افراخته و آرام به جریان مارکسیستی منشعب پیوسته بودند و رهبری مسلمان سازمان در زندان هیچ نقشی در طراحی یا اجرای آن نداشت. این تفکیک در پاسخ به گزارش‌هایی مطرح شده است که تمام عملیات جریان منشعب را به سازمان مجاهدین نسبت داده‌اند.[۴]

مسئولیت نشریهٔ امنیتی

در تشکیلات مخفی، بولتنی درون‌سازمانی با عنوان «خبرنامهٔ امنیتی» منتشر می‌شد. این نشریه برای انتقال اطلاعات امنیتی، بررسی شیوه‌های تعقیب ساواک و آموزش اصول مخفی‌کاری به اعضا تهیه می‌شد.

مدیریت نشریه تا مهر ۱۳۵۳ برعهدهٔ مجید شریف واقفی بود. با افزایش اختلاف‌های ایدئولوژیک و کنارگذاشته‌شدن شریف واقفی از مسئولیت‌هایش، وحید افراخته از بهمن ۱۳۵۳ مسئولیت این بولتن را برعهده گرفت و تا هنگام بازداشت آن را اداره کرد.

این جابه‌جایی بخشی از روندی بود که طی آن اعضای مخالف تغییر ایدئولوژی از مسئولیت‌های تشکیلاتی کنار گذاشته و افراد همسو با تقی شهرام و بهرام آرام جایگزین آنان شدند.

پیوستن به جریان تغییر ایدئولوژی

در سال ۱۳۵۳، تقی شهرام و بهرام آرام روند تغییر ایدئولوژی تشکیلات خارج از زندان را آغاز کردند. آنان مارکسیسم‌ـ‌لنینیسم را جایگزین ایدئولوژی اسلامی سازمان دانستند و اعضا را برای پذیرش خط جدید زیر فشار قرار دادند.

وحید افراخته به این جریان پیوست و به یکی از نیروهای اصلی نظامی آن تبدیل شد. منابع سازمان مجاهدین می‌گویند او «با تمام وجود» در اختیار جریان شهرام و آرام قرار گرفت و مهارت‌های نظامی خود را در اجرای تصمیم‌های آن به کار برد.[۱]

در مقابل، مجید شریف واقفی، مرتضی صمدیه لباف و شماری دیگر از اعضا با تغییر ایدئولوژی مخالفت کردند. آنان معتقد بودند اعضای تشکیلات خارج از زندان، در غیاب مرکزیت زندانی، حق تغییر نام، ایدئولوژی و هویت سازمان را ندارند.

اختلاف ایدئولوژیک به‌تدریج به برخورد تشکیلاتی و سپس تصمیم به حذف فیزیکی مخالفان انجامید.

قتل مجید شریف واقفی

مجید شریف واقفی عضو مرکزیت سازمان و از مخالفان اصلی خط تقی شهرام بود. پس از آشکارشدن مخالفت او، مسئولیت‌هایش گرفته شد، ارتباط‌هایش محدود و سلاح سازمانی او پس گرفته شد. شریف واقفی سپس کوشید اعضای مسلمان را گرد آورد و ارتباطی مستقل با رهبری سازمان در زندان برقرار کند.

مرکزیت جریان منشعب تصمیم به حذف او گرفت. در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ شریف واقفی با استفاده از یک قرار تشکیلاتی به محل تعیین‌شده‌ای در تهران کشانده شد. تیم اجرایی این عملیات را وحید افراخته فرماندهی می‌کرد.[۵]

شریف واقفی در محل قرار هدف گلوله قرار گرفت. پیکر او سپس به خارج تهران انتقال یافت، سوزانده شد و بقایای آن را پراکنده کردند. اطلاعات مربوط به قتل پس از بازداشت افراخته و دیگر اعضای تیم در اختیار ساواک قرار گرفت و در مطبوعات منتشر شد.

منابع سازمان مجاهدین، تصمیم سیاسی قتل را به رهبری جریان تحت هدایت شهرام و آرام و فرماندهی اجرایی آن را به افراخته نسبت می‌دهند. این منابع میان نقش تصمیم‌گیرندگان و عاملان مستقیم عملیات تمایز قائل شده‌اند.

سوءقصد به مرتضی صمدیه لباف

مرتضی صمدیه لباف نیز از مخالفان تغییر ایدئولوژی و از همکاران شریف واقفی بود. جریان منشعب هم‌زمان با طرح قتل شریف واقفی، تصمیم گرفت او را نیز از میان بردارد.

در شامگاه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴، صمدیه لباف بر سر قراری با وحید افراخته در یکی از کوچه‌های منطقهٔ نظام‌آباد تهران حاضر شد. افراخته به سوی او تیراندازی کرد. گلوله‌ها به دهان و پهلوی صمدیه لباف اصابت کرد، اما او توانست از محل فرار کند.[۱]

صمدیه لباف به‌دلیل شدت خون‌ریزی ناچار شد برای درمان به بیمارستان مراجعه کند و در آنجا به‌دست مأموران ساواک بازداشت شد. او حدود سه ماه زیر بازجویی و شکنجه قرار گرفت، اما بنا بر روایت سازمان مجاهدین، اطلاعات خود را دربارهٔ تشکیلات و عاملان سوءقصد در اختیار ساواک نگذاشت.

بازداشت

وحید افراخته در ۵ مرداد ۱۳۵۴، هنگام حضور در حوالی مجلس شورای ملی در تهران، مورد ظن یکی از مأموران ساواک قرار گرفت. هنگام بازرسی تلاش کرد از سلاح خود استفاده کند، اما مأموران او را خلع‌سلاح و بازداشت کردند.

بر اساس روایت‌های منتشرشده، افراخته هنگام بازداشت کوشید با خوردن قرص سیانور خودکشی کند. مأموران ساواک او را به بیمارستان منتقل کردند و پس از درمان مسمومیت، بازجویی از او را آغاز کردند.

بازداشت افراخته برای ساواک اهمیت زیادی داشت، زیرا او از مسئولان نظامی و امنیتی جریان منشعب بود و دربارهٔ افراد، خانه‌های مخفی، قرارها و عملیات‌های تشکیلات اطلاعات گسترده‌ای داشت.

همکاری با ساواک

بنا بر منابع سازمان مجاهدین، افراخته در کمتر از یک هفته پس از بازداشت، مقاومت خود را شکست و همکاری با ساواک را آغاز کرد.[۱] این همکاری تنها به پاسخ‌دادن به پرسش‌های بازجویان محدود نبود؛ او به شناسایی افراد، تحلیل اطلاعات، تک‌نویسی دربارهٔ اعضا و راهنمایی بازجویان پرداخت.

منابع سازمان مجاهدین شمار افرادی را که بر اثر اطلاعات افراخته شناسایی یا دربارهٔ آنان پرونده‌سازی شد، متفاوت ذکر کرده‌اند. در برخی روایت‌ها از بیش از ۴۰۰ عضو و هوادار و در برخی دیگر از تهیهٔ هزاران تک‌نویسی دربارهٔ افراد نام برده شده است. به‌دلیل تفاوت این آمارها، رقم دقیق افراد بازداشت‌شده یا آسیب‌دیده بر اثر اطلاعات او مشخص نیست.

افراخته دربارهٔ افراد داخل و خارج زندان نیز اطلاعاتی ارائه کرد. به‌گفتهٔ محمد حیاتی، اطلاعات افراخته موجب شد او و مسعود رجوی در آذر ۱۳۵۴ از زندان اوین به کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری منتقل شوند. رجوی بار دیگر مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت، زیرا افراخته گفته بود ممکن است او اطلاعات اعلام‌نشده‌ای در اختیار داشته باشد.[۲]

نصرالله اسماعیل‌زاده نیز در روایتی که در رسانه‌های سازمان مجاهدین منتشر شده، نوشته است که انتقال و شکنجهٔ مجدد رجوی پس از چهار سال زندان، در پی اطلاعات ارائه‌شده از سوی افراخته صورت گرفت.[۶]

رویارویی با صمدیه لباف در زندان

پس از بازداشت افراخته، ساواک او را برای گفت‌وگو با مرتضی صمدیه لباف به کار گرفت. در آن زمان صمدیه لباف، که به‌دست افراخته مجروح شده بود، همچنان در بازداشت و زیر شکنجه قرار داشت.

در یکی از گزارش‌های منسوب به افراخته، او به بازجوی ساواک پیشنهاد کرده بود فشار بر صمدیه لباف ادامه یابد، زیرا به‌گفتهٔ او صمدیه حاضر نبود در دادگاه علیه سازمان و مبارزهٔ مسلحانه موضع بگیرد.[۱]

سازمان مجاهدین این رویارویی را مقایسه‌ای میان دو رفتار متفاوت در زندان می‌داند: صمدیه لباف، با وجود آن‌که هدف سوءقصد هم‌تیمی‌های سابق خود قرار گرفته بود، اطلاعات آنان را به ساواک نداد؛ در مقابل، افراخته پس از بازداشت با دستگاه امنیتی همکاری کرد و علیه اعضای پیشین تشکیلات اطلاعات ارائه داد.

اعتراف‌ها و تغییر موضع در زندان

افراخته در دوران بازجویی، مواضع پیشین خود را کنار گذاشت و در نوشته‌ها و اظهاراتش از مبارزهٔ مسلحانه اعلام برائت کرد. او همچنین از مقام‌های امنیتی به‌دلیل آنچه «راهنمایی» خود می‌نامید تشکر کرد.

در وصیت‌نامهٔ منسوب به او، از اقدامات گذشته‌اش ابراز پشیمانی شده و وفاداری به شاه و حکومت پهلوی مورد تأکید قرار گرفته است. منابع سازمان مجاهدین این نوشته‌ها را نشانهٔ تغییر کامل موقعیت او از یک مبارز مخفی به همکار دستگاه امنیتی ارزیابی کرده‌اند.[۱]

برخی نویسندگان، همکاری افراخته را نتیجهٔ شکنجه، فشار روانی و ترس از اعدام دانسته‌اند. در مقابل، منابع سازمان مجاهدین با اشاره به گستردگی و استمرار همکاری او، آن را فراتر از شکستن یک زندانی زیر شکنجه ارزیابی می‌کنند. از این دیدگاه، مشارکت در بازجویی و ارائهٔ پیشنهاد دربارهٔ نحوهٔ برخورد با دیگر زندانیان، افراخته را به یکی از عوامل ضربهٔ ساواک تبدیل کرد.

محاکمه

دادگاه نظامی وحید افراخته و گروهی دیگر از اعضای بازداشت‌شده در دی ۱۳۵۴ برگزار شد. حکومت پهلوی از این دادگاه برای نمایش موفقیت ساواک در مقابله با جنبش مسلحانه استفاده کرد.

افراخته در دادگاه مسئولیت خود در عملیات‌های مسلحانه و قتل‌ها را پذیرفت و علیه فعالیت‌های پیشین خود موضع گرفت. بخش‌هایی از اظهارات او در رسانه‌های حکومتی منتشر شد.

همراه او افرادی چون مرتضی صمدیه لباف، عبدالرضا منیری جاوید، منیژه اشرف‌زاده کرمانی، سیدمحسن خاموشی، محسن بطحایی، ساسان صمیمی بهبهانی، مرتضی لبافی‌نژاد و محمدطاهر رحیمی محاکمه شدند. با وجود تفاوت در مواضع و رفتار متهمان در زندان، دادگاه نظامی هر ۹ نفر را به اعدام محکوم کرد.

اعدام

وحید افراخته در سحرگاه ۴ بهمن ۱۳۵۴، همراه با هشت زندانی دیگر، تیرباران شد. مرتضی صمدیه لباف، که افراخته پیش‌تر به او شلیک کرده بود، در میان اعدام‌شدگان قرار داشت.[۱]

افراخته ظاهراً تا پیش از اجرای حکم امیدوار بود همکاری گسترده‌اش با ساواک موجب تخفیف مجازات شود. با این حال، حکومت پهلوی حکم اعدام او را اجرا کرد. محل دفن افراخته و شماری از دیگر اعدام‌شدگان به‌طور رسمی اعلام نشد.

جایگاه در روایت سازمان مجاهدین

وحید افراخته در تاریخ سازمان مجاهدین با سه دورهٔ متفاوت شناخته می‌شود:

  1. عضویت و فعالیت در تشکیلات مخفی علیه حکومت پهلوی؛
  2. پیوستن به جریان تغییر ایدئولوژی و مشارکت در حذف مخالفان؛
  3. همکاری گسترده با ساواک پس از بازداشت.

منابع سازمان مجاهدین توانایی‌های عملیاتی افراخته در دورهٔ نخست را انکار نمی‌کنند، اما معتقدند مهارت نظامی بدون استحکام ایدئولوژیک و مسئولیت اخلاقی نتوانست مانع پیوستن او به تصفیه‌های درون‌تشکیلاتی و سپس همکاری با ساواک شود.

در این روایت، سرنوشت افراخته یکی از پیامدهای «ضربهٔ اپورتونیستی سال ۱۳۵۴» تلقی می‌شود. سازمان مجاهدین تأکید می‌کند که مسئلهٔ اصلی، انتخاب مارکسیسم به‌عنوان یک عقیده نبود؛ بلکه تحمیل ایدئولوژی، تصرف نام و امکانات سازمان، قتل مخالفان و همکاری بعدی با دستگاه امنیتی حکومت پهلوی بود.

نقش اعتراف‌های افراخته در شناخت جریان منشعب

بخش مهمی از اطلاعات تاریخی دربارهٔ ساختار جریان منشعب، قتل مجید شریف واقفی، سوءقصد به مرتضی صمدیه لباف و عملیات‌های مسلحانهٔ سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ از بازجویی‌ها و اعتراف‌های افراخته به دست آمد.

بازجویی‌ها در کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری و زیر نظر ساواک انجام شد و حکومت پهلوی از اعتراف‌های زندانیان برای مقاصد امنیتی و تبلیغاتی استفاده می‌کرد. از سوی دیگر، تطبیق بخشی از اطلاعات افراخته با بازداشت‌ها، کشف خانه‌های مخفی و اسناد دیگر نشان می‌دهد که او اطلاعات واقعی و گسترده‌ای در اختیار ساواک گذاشت.

بنابراین، اعتراف‌های او هم منبعی برای بازسازی رویدادهای سال ۱۳۵۴ و هم بخشی از عملیات امنیتی و تبلیغاتی ساواک به شمار می‌روند.

گاه‌شمار زندگی

گاه‌شمار زندگی و فعالیت وحید افراخته
سال یا تاریخ رویداد
۱ خرداد ۱۳۲۹ تولد در مشهد
۱۳۴۷ ورود به دانشگاه صنعتی آریامهر
حدود ۱۳۴۸ پیوستن به سازمان مجاهدین خلق ایران
شهریور ۱۳۵۰ باقی‌ماندن در خارج زندان پس از ضربهٔ گستردهٔ ساواک
۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ فعالیت در بازسازی تشکیلات و چند عملیات مسلحانه
۱۳۵۳ پیوستن به جریان تغییر ایدئولوژی تحت رهبری تقی شهرام و بهرام آرام
بهمن ۱۳۵۳ برعهده‌گرفتن مسئولیت خبرنامهٔ امنیتی تشکیلات
اسفند ۱۳۵۳ مشارکت در عملیات علیه سرتیپ رضا زندی‌پور
۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ فرماندهی تیم قتل مجید شریف واقفی و تیراندازی به مرتضی صمدیه لباف
۵ مرداد ۱۳۵۴ بازداشت به‌دست ساواک در تهران
مرداد ۱۳۵۴ به بعد همکاری با ساواک و ارائهٔ اطلاعات دربارهٔ اعضا و ارتباط‌های تشکیلاتی
آذر ۱۳۵۴ انتقال و بازجویی مجدد شماری از زندانیان بر اساس اطلاعات ارائه‌شده
دی ۱۳۵۴ محاکمه و صدور حکم اعدام
۴ بهمن ۱۳۵۴ تیرباران همراه با هشت زندانی دیگر

جستارهای وابسته

منابع