کمیته مشترک ضد خرابکاری

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۴ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات سازمان |نام سازمان = کمیته مشترک ضد خرابکاری |تصویر = کمیته مشترک ضد خرابکاری .png |اندازه تصویر = |توضیح تصویر = ساختمان مدور بازداشتگاه کمیته مشترک ضد خرابکاری در تهران؛ محل کنونی موزه عبرت ایران |تأسیس...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کمیته مشترک ضد خرابکاری

ساختمان مدور بازداشتگاه کمیته مشترک ضد خرابکاری در تهران؛ محل کنونی موزه عبرت ایران
بنیان‌گذاری ۴ بهمن ۱۳۵۰
انحلال ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
گونه نهاد اطلاعاتی، امنیتی، عملیاتی و بازداشتگاهی
وضعیت حقوقی نهاد مشترک حکومتی زیر نظر ساواک و شهربانی کل کشور
هدف هدف رسمی: مقابله با «خرابکاری» و فعالیت‌های مسلحانه؛ عملکرد عملی: شناسایی، تعقیب، بازداشت، بازجویی و سرکوب مخالفان سیاسی حکومت پهلوی
جایگاه ساختمان زندان موقت شهربانی، میدان مشق، تهران
گسترهٔ کاری سراسر ایران؛ با تمرکز بر تهران
زبان‌های رسمی فارسی
رئیس جعفرقلی صدری، رضا زندی‌پور و دیگر رؤسای منصوب ساواک و شهربانی
رییس رئیس کمیته مشترک
نایب‌رییس معاونان واحدهای اطلاعاتی، اجرایی و پشتیبانی
کسان کلیدی پرویز ثابتی، رضا عطارپور، محمدحسن ناصری، منوچهر وظیفه‌خواه، محمدعلی شعبانی و پرویز فرنژاد
سازمان مادر اداره کل سوم ساواک؛ شهربانی کل کشور
بودجهٔ کاری تأمین‌شده از بودجه نخست‌وزیری
شمار کارکنان ۳۷۵ پست سازمانی دائم و ۱۸۸ پست موقت، بر اساس ساختار مصوب
نام پیش زندان موقت شهربانی؛ توقیفگاه شهربانی

کمیته مشترک ضد خرابکاری که با نام‌های کمیته مشترک ساواک و شهربانی، کمیته مشترک و در میان زندانیان سیاسی با عنوان کمیته شناخته می‌شد، یک نهاد متمرکز اطلاعاتی، امنیتی و بازداشتگاهی در دورهٔ محمدرضا شاه پهلوی بود. این نهاد در ۴ بهمن ۱۳۵۰، با فرمان شاه و با هدف رسمی ایجاد هماهنگی میان ساواک، شهربانی، ژاندارمری و نهادهای اطلاعاتی ارتش برای مقابله با فعالیت‌های مخالفان حکومت تشکیل شد.[۱]

عنوان «ضد خرابکاری» اصطلاح رسمی حکومت برای مقابله با سازمان‌های معتقد به مبارزهٔ مسلحانه بود؛ اما دامنهٔ فعالیت کمیته به اعضای این سازمان‌ها محدود نماند. دانشجویان، نویسندگان، روحانیان مخالف، ملی‌گرایان، فعالان چپ، اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و افرادی که به توزیع اعلامیه یا نگهداری آثار سیاسی متهم می‌شدند، در این مرکز بازداشت و بازجویی شدند.

کمیته مشترک در دههٔ ۱۳۵۰ به یکی از مهم‌ترین مراکز سرکوب مخالفان حکومت پهلوی تبدیل شد. گزارش‌های سازمان‌های حقوق‌بشری، پژوهش‌های تاریخی و شهادت زندانیان سابق، استفادهٔ سازمان‌یافته از شکنجه، بازداشت انفرادی طولانی، محرومیت از خواب، ضرب‌وشتم، شوک الکتریکی و شکنجه‌های روانی را در این بازداشتگاه ثبت کرده‌اند.[۲][۳]

ساختمان کمیته در میدان مشق تهران پس از انقلاب ۱۳۵۷ با نام «بازداشتگاه توحید» در اختیار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت. این مکان در سال‌های بعد تعطیل و در آغاز دههٔ ۱۳۸۰ به موزه عبرت ایران تبدیل شد. استفادهٔ دو حکومت از این ساختمان به‌عنوان بازداشتگاه سیاسی، آن را به یکی از نمادهای تداوم شکنجه و بازداشت خودسرانه در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.

زمینه‌های تشکیل

پیش از تشکیل کمیته مشترک، چند نهاد امنیتی و انتظامی به‌طور جداگانه مخالفان حکومت پهلوی را تعقیب می‌کردند. اداره کل سوم ساواک مسئول امنیت داخلی بود، شهربانی ادارهٔ اطلاعات خود را داشت و ژاندارمری و ضد اطلاعات ارتش نیز در بازداشت و پیگیری مخالفان نقش داشتند.

این تعدد سازمان‌ها گاه به موازی‌کاری، رقابت و اختلاف بر سر اطلاعات، بازداشت‌شدگان و نتایج عملیات منجر می‌شد. ممکن بود چند نهاد به‌طور هم‌زمان یک فرد یا شبکه را زیر نظر داشته باشند، بدون آن‌که اطلاعات خود را با یکدیگر مبادله کنند.[۴]

در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ و اوایل دههٔ ۱۳۵۰، فعالیت سازمان‌های مسلح مخالف حکومت افزایش یافت. قیام سیاهکل در بهمن ۱۳۴۹، عملیات چریک‌های فدایی، گسترش تشکیلات سازمان مجاهدین و فعالیت‌های اعتراضی دانشجویان، حکومت را به متمرکزکردن دستگاه‌های امنیتی سوق داد.

در آبان ۱۳۴۹، ساواک کمیته‌ای ویژه برای شناسایی عوامل اعتراض‌های دانشجویی تشکیل داد. پس از آن، کمیته‌های جداگانه‌ای در ساواک و شهربانی برای شناسایی و بازداشت اعضای گروه‌های مسلح ایجاد شد؛ اما حکومت عملکرد این ساختارهای پراکنده را کافی نمی‌دانست.

تأسیس

کمیته مشترک ضد خرابکاری در ۴ بهمن ۱۳۵۰، به فرمان محمدرضا شاه، تشکیل شد. کمیته‌های پیشین ساواک و شهربانی در ساختار تازه ادغام شدند و مقرر شد اطلاعات مربوط به گروه‌های مخالف در یک مرکز گردآوری شود.[۱]

نخستین رئیس رسمی کمیته، سپهبد جعفرقلی صدری، رئیس وقت شهربانی کل کشور بود. پرویز ثابتی، مدیرکل ادارهٔ سوم ساواک، در هدایت اطلاعاتی و امنیتی آن نقش محوری داشت. نمایندگانی از ارتش و ژاندارمری نیز برای هماهنگی در کمیته حضور داشتند.

ساواک به‌تدریج کنترل عملی کمیته را در دست گرفت. در سال ۱۳۵۲، ساختار جدیدی برای آن به تصویب شاه رسید که بر اساس آن:

  • رئیس کمیته باید از میان افسران ارشد ساواک انتخاب می‌شد؛
  • کمیته در چارچوب اداره کل سوم ساواک فعالیت می‌کرد؛
  • گزارش‌ها و بولتن‌های آن از طریق ساواک به شاه ارائه می‌شد؛
  • محل استقرار آن در مجموعهٔ شهربانی باقی می‌ماند؛
  • بودجهٔ آن از اعتبارات نخست‌وزیری تأمین می‌شد؛
  • عملیات با مشارکت ساواک و شهربانی انجام می‌گرفت.[۱]

به این ترتیب، کمیته‌ای که در ابتدا به‌صورت مشترک زیر نظر رئیس شهربانی تشکیل شده بود، عملاً به یکی از بازوهای ادارهٔ امنیت داخلی ساواک تبدیل شد.

نام و کارکرد رسمی

در ادبیات رسمی حکومت پهلوی، واژهٔ «خرابکاری» طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های مخالف حکومت را شامل می‌شد. عضویت در سازمان‌های مسلح، تهیه یا توزیع اعلامیه، نگهداری آثار ممنوع، کمک مالی به مخالفان، ارتباط با زندانیان سیاسی و حتی اطلاع از فعالیت دیگران ممکن بود ذیل این عنوان قرار گیرد.

وظایف رسمی کمیته عبارت بود از:

  • جمع‌آوری اطلاعات دربارهٔ سازمان‌ها و افراد مخالف؛
  • تعقیب و مراقبت؛
  • شناسایی خانه‌ها و پایگاه‌های مخفی؛
  • دستگیری افراد مظنون؛
  • بازرسی خانه‌ها و محل‌های کار؛
  • بازجویی و استخراج اطلاعات؛
  • هماهنگی عملیات میان ساواک، شهربانی، ژاندارمری و ارتش؛
  • تهیهٔ گزارش‌های امنیتی برای مقام‌های ارشد حکومت؛
  • نگهداری بازداشت‌شدگان تا پایان بازجویی.

در عمل، بازجویی و شکنجه برای دستیابی به اطلاعات شبکه‌های سیاسی، شناسایی اعضا و وادارکردن زندانیان به اعتراف یا اعلام ندامت، بخش مهمی از فعالیت کمیته بود.

ساختار تشکیلاتی

ساختار مصوب کمیته شامل ۳۷۵ پست دائم و ۱۸۸ پست موقت بود. این ساختار سه واحد اصلی اطلاعاتی، اجرایی و پشتیبانی داشت.[۱]

ساختار کلی کمیته مشترک ضد خرابکاری
واحد بخش‌های اصلی وظایف
واحد اطلاعاتی بازجویی، بهره‌برداری، بررسی و هماهنگی اطلاعات بازجویی بازداشت‌شدگان، تحلیل اطلاعات، تشکیل پرونده و ارتباط اطلاعاتی میان نهادها
واحد اجرایی اسلحه و مهمات، موتورپول، تجسس و دستگیری، تعقیب و مراقبت، بخش فنی و مخابرات شناسایی، مراقبت، عملیات دستگیری، بازرسی، پشتیبانی فنی و ارتباطی
واحد پشتیبانی زندان، تدارکات، دفتر و انتظامات نگهداری زندانیان، تأمین تجهیزات، امور اداری و حفاظت از ساختمان

واحد بازجویی به چند تیم تقسیم می‌شد. هر تیم گروه یا حوزهٔ سیاسی معینی را دنبال می‌کرد و اطلاعات حاصل از بازجویی، مراقبت و گزارش مأموران را با یکدیگر تطبیق می‌داد.

تیم‌های عملیاتی نیز برای تعقیب افراد، کنترل خانه‌های مشکوک، شنود، دستگیری و انتقال بازداشت‌شدگان فعالیت می‌کردند. عملیات گاه با مشارکت مأموران ساواک، پلیس و ژاندارمری انجام می‌شد.

مدیریت و فرماندهی

در دوره‌های مختلف، افسرانی از شهربانی و ساواک ریاست رسمی کمیته را برعهده داشتند. منابع تاریخی از جعفرقلی صدری، رضا زندی‌پور، سرتیپ جعفری، ربیعی و سجده‌ای در شمار رؤسا یا مدیران این مرکز نام برده‌اند. عنوان‌ها و ترتیب دقیق مسئولیت برخی از آنان در منابع مختلف یکسان نیست.

پرویز ثابتی، مدیرکل ادارهٔ سوم ساواک و قائم‌مقام امنیت داخلی این سازمان، در سیاست‌گذاری و نظارت بر کمیته نقش اصلی داشت. دادخواست مدنی سه زندانی سیاسی سابق علیه ثابتی در ایالات متحده، او را از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۸ مسئول ادارهٔ سوم و از مقام‌های ناظر بر کمیته مشترک معرفی کرده است.[۵]

در میان مدیران، بازجویان و مأموران شناخته‌شدهٔ کمیته نام‌های زیر آمده است:

برخی از مسئولان و بازجویان شناخته‌شده
نام نام مستعار یا عنوان نقش گزارش‌شده
پرویز ثابتی — مدیرکل ادارهٔ سوم ساواک و ناظر عالی امنیت داخلی و کمیته
رضا عطارپور مجرد حسین‌زاده از مدیران ارشد بازجویی و عملیات
محمدحسن ناصری عضدی از مسئولان بازجویی
منوچهر وظیفه‌خواه منوچهری بازجو و مأمور عملیاتی
محمدعلی شعبانی حسینی بازجو و شکنجه‌گر
پرویز فرنژاد دکتر جوان مسئول یا فرمانده تیم‌های عملیاتی و تعقیب
بهمن نادری‌پور تهرانی بازجو
فریدون توانگری آرش بازجو و شکنجه‌گر
هوشنگ ازغندی منوچهری بازجو و مسئول امنیتی

بسیاری از مأموران برای مخفی‌کردن هویت خود از نام مستعار استفاده می‌کردند. به همین دلیل، در خاطرات زندانیان گاه یک نام مستعار به افراد متفاوت نسبت داده شده یا صورت‌های مختلفی از نام مأموران ثبت شده است.

ساختمان کمیته

مقر کمیته در ساختمانی مدور در مجموعهٔ شهربانی، نزدیک میدان مشق و میدان توپخانهٔ تهران، قرار داشت. عملیات ساخت این بنا در سال ۱۳۱۱ آغاز شد و ساختمان در سال ۱۳۱۶ به بهره‌برداری رسید. طراحی و نظارت ساخت آن به مهندسان آلمانی نسبت داده شده است.[۶]

این ساختمان در آغاز «توقیفگاه» یا زندان موقت شهربانی نام داشت و در دوره‌ای به‌عنوان زندان زنان نیز استفاده شد. پس از تشکیل کمیته، به بازداشتگاه و مرکز بازجویی زندانیان سیاسی تبدیل گردید.

ساختمان دارای چند طبقه، حیاط مرکزی، راهروهای مدور، سلول‌های انفرادی و عمومی، اتاق‌های بازجویی و محل‌های نگهبانی بود. طراحی مدور بنا سبب می‌شد صدای فریاد و ضرب‌وشتم در بخش‌های مختلف ساختمان منعکس شود؛ وضعیتی که زندانیان سابق آن را بخشی از فشار روانی بازداشتگاه توصیف کرده‌اند.

بر پایهٔ اطلاعات موزه عبرت، بازداشتگاه دارای چهار بند انفرادی با مجموع حدود ۸۶ سلول و دو بند عمومی با ۱۸ اتاق بود. ظرفیت اسمی آن حدود ۲۰۰ نفر برآورد شده است، اما در دوره‌هایی شمار بیشتری در آن نگهداری می‌شدند. این ارقام عمدتاً مبتنی بر اطلاعات منتشرشده از سوی موزه است و در منابع مستقل به‌طور کامل راستی‌آزمایی نشده است.

روند بازداشت و بازجویی

بازداشت افراد معمولاً با عملیات شبانه یا یورش به خانه، دانشگاه، محل کار یا قرارهای تشکیلاتی صورت می‌گرفت. مأموران پس از بازداشت، فرد را با چشم‌بند به کمیته منتقل می‌کردند. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها برای مدتی از محل نگهداری بازداشت‌شده اطلاع نداشتند.

بازداشت‌شدگان پیش از محاکمه ممکن بود هفته‌ها یا ماه‌ها در سلول انفرادی نگهداری شوند. آنان در مرحلهٔ بازجویی به وکیل دسترسی نداشتند و ارتباطشان با خانواده محدود یا قطع بود. اطلاعات و اعتراف‌های به‌دست‌آمده در بازجویی، مبنای تکمیل پرونده و طرح اتهام در دادگاه‌های نظامی قرار می‌گرفت.

هدف‌های اصلی بازجویی عبارت بود از:

  • شناسایی اعضا و هواداران سازمان‌های سیاسی؛
  • یافتن خانه‌های تیمی و مخفیگاه‌ها؛
  • کشف محل نگهداری اسلحه، نشریات و دستگاه‌های تکثیر؛
  • شناسایی ارتباط‌های مالی و تدارکاتی؛
  • وادارکردن زندانی به همکاری با ساواک؛
  • گرفتن اعتراف یا ندامت‌نامه؛
  • تهیهٔ نمایش‌های تبلیغاتی علیه مخالفان.

شکنجه

شکنجه در کمیته مشترک نه رفتاری استثنایی از سوی چند مأمور، بلکه بخشی از سازوکار بازجویی و استخراج اطلاعات بود. شهادت‌های زندانیان، گزارش عفو بین‌الملل در سال ۱۹۷۶، پژوهش‌های تاریخی و شکایت‌های حقوقی متأخر، استفادهٔ مکرر و سازمان‌یافته از شکنجه را ثبت کرده‌اند.[۲][۳][۵]

روش‌های گزارش‌شده شامل موارد زیر بود:

  • شلاق‌زدن کف پا و بدن با کابل؛
  • آویزان‌کردن از مچ دست یا پا؛
  • دستبند قپانی؛
  • ضرب‌وشتم طولانی؛
  • شوک الکتریکی؛
  • سوزاندن با سیگار، شعله یا صفحات داغ؛
  • محرومیت از خواب؛
  • ایستادن اجباری برای ساعت‌های طولانی؛
  • حبس انفرادی طولانی؛
  • تهدید به اعدام یا آسیب‌رساندن به اعضای خانواده؛
  • اعدام نمایشی؛
  • واردکردن آسیب به ناخن‌ها و دندان‌ها؛
  • نگهداری زندانی در وضعیت‌های دردناک؛
  • شکنجهٔ جنسی و تهدید جنسی؛
  • استفاده از دستگاه موسوم به «آپولو».

در شکنجهٔ موسوم به آپولو، زندانی روی صندلی یا دستگاهی فلزی بسته می‌شد، کلاه یا محفظه‌ای بر سر او قرار می‌گرفت و هم‌زمان ضربه، شوک یا شلاق اعمال می‌شد. محفظه صدای فریاد زندانی را به گوش خود او بازمی‌گرداند و فشار روانی شکنجه را افزایش می‌داد.

گزارش مأموریت عفو بین‌الملل دربارهٔ ایران، بازداشت طولانی بدون ارتباط با بیرون و وابستگی پرونده‌های دادگاه‌های نظامی به اعتراف را از عواملی دانست که زمینهٔ شکنجه را فراهم می‌کرد. این گزارش همچنین تصریح کرد که متهمان سیاسی در دادگاه‌ها بارها از شکنجه برای گرفتن اعتراف سخن گفته‌اند.[۲]

شهادت زندانیان مجاهد

شماری از اعضای سازمان مجاهدین که در کمیته مشترک بازداشت شده بودند، خاطرات خود را از بازجویی و شکنجه منتشر کرده‌اند. محمد حیاتی گفته است که در سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴، مسعود رجوی را از زندان اوین برای بازجویی مجدد به کمیته منتقل کردند و او پس از شکنجه با آثار آسیب جسمی به زندان بازگردانده شد.[۷]

علی خدایی‌صفت نیز نوشته است که پس از دستگیری در سال ۱۳۵۴ در کمیته مشترک تحت بازجویی قرار گرفت و انتقال مجدد رجوی از اوین به کمیته را مشاهده کرد.

در سال ۱۴۰۲، ۱۳۱ زندانی سیاسی مجاهد دورهٔ پهلوی در بیانیه‌ای مشترک بر مشاهدات خود از شکنجه در ساواک، کمیته مشترک، اوین و دیگر بازداشتگاه‌ها گواهی دادند.[۸]

گروه‌های هدف

زندانیان کمیته به یک جریان سیاسی محدود نبودند. گروه‌های هدف این نهاد عبارت بودند از:

  • اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران؛
  • اعضا و هواداران سازمان چریک‌های فدایی خلق؛
  • اعضای حزب توده و گروه‌های مارکسیستی؛
  • فعالان دانشجویی؛
  • روحانیان و نیروهای مذهبی مخالف حکومت؛
  • اعضای نهضت آزادی و نیروهای ملی‌گرا؛
  • نویسندگان، شاعران و هنرمندان منتقد؛
  • فعالان کارگری و صنفی؛
  • خانواده‌ها و پشتیبانان زندانیان سیاسی؛
  • افرادی که به نگهداری یا توزیع آثار سیاسی متهم می‌شدند.

برخی بازداشت‌شدگان عضو هیچ سازمان سیاسی نبودند و به‌دلیل ارتباط خانوادگی، دوستی، حضور در یک جلسه یا نگهداری اعلامیه بازداشت شده بودند.

آمار بازداشت‌شدگان و قربانیان

آمار دقیق افرادی که در کمیته مشترک بازداشت یا شکنجه شدند مشخص نیست. بخشی از اسناد ساواک در جریان انقلاب از میان رفت، برخی پرونده‌ها ناقص‌اند و تعریف «زندانی کمیته» در منابع متفاوت است.

مسئولان موزه عبرت شمار افرادی را که در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ به این ساختمان انتقال یافتند حدود ۱۰ هزار نفر، شامل نزدیک به هزار زن، اعلام کرده‌اند. همین منابع از مرگ ۵۷ نفر در بازداشتگاه بر اثر شکنجه سخن گفته‌اند. این ارقام در همهٔ پژوهش‌های مستقل تأیید نشده‌اند و باید به‌عنوان آمار اعلام‌شده از سوی موزه ذکر شوند.

مرکز عدالت و پاسخگویی، بر اساس شهادت بازماندگان و منابع تاریخی، ساواک و کمیته مشترک را از مراکز اصلی سرکوب مخالفان در دههٔ ۱۹۷۰ معرفی کرده است؛ اما رقم نهایی و جامعی برای تعداد بازداشت‌شدگان ارائه نمی‌کند.[۹]

نظارت بر دادگاه‌های نظامی

پس از پایان بازجویی، پروندهٔ بسیاری از متهمان سیاسی به دادستانی ارتش و دادگاه‌های نظامی ارجاع می‌شد. اعتراف‌های اخذشده در بازجویی نقش مهمی در تنظیم کیفرخواست داشت.

دادگاه‌های نظامی غالباً پشت درهای بسته یا با دسترسی محدود برگزار می‌شدند. متهمان سیاسی از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل محروم بودند و شکایت آنان از شکنجه به تحقیق بی‌طرفانه منجر نمی‌شد.

عفو بین‌الملل در گزارش سال ۱۹۷۶ خود از محاکمه‌های ناعادلانه، احکام سنگین و ادعاهای مکرر شکنجه در فاصلهٔ بازداشت تا محاکمه گزارش داد.[۲]

موضع حکومت پهلوی دربارهٔ شکنجه

مقام‌های حکومت پهلوی در دوره‌های مختلف وجود شکنجه را انکار یا آن را به موارد فردی و خارج از سیاست رسمی محدود می‌کردند. پرویز ثابتی نیز در روایت‌های بعدی خود مسئولیت مستقیم در شکنجه را رد کرده است.

بااین‌حال، گزارش‌های هم‌زمان عفو بین‌الملل، شهادت زندانیان، آثار پژوهشگرانی مانند یرواند آبراهامیان و اسناد مربوط به ساختار ادارهٔ سوم و کمیته مشترک، شکنجه را رفتاری گسترده و نهادمند توصیف می‌کنند.

محمدرضا شاه در مصاحبه‌ای که روزنامهٔ لوموند در اکتبر ۱۹۷۶ منتشر کرد، در پاسخ به پرسشی دربارهٔ شکنجه، اصل استفاده از روش‌های بازجویی سخت را به‌طور کامل رد نکرد و آن را با روش‌های کشورهای اروپایی مقایسه کرد. عفو بین‌الملل این اظهارات را در گزارش خود ثبت کرده است.[۲]

پایان فعالیت

با گسترش انقلاب در سال ۱۳۵۷، فعالیت دستگاه‌های امنیتی حکومت پهلوی با اختلال روبه‌رو شد. شماری از مدیران ارشد ساواک، از جمله پرویز ثابتی، پیش از سقوط حکومت ایران را ترک کردند.

در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، هم‌زمان با فروپاشی نهادهای نظامی و امنیتی حکومت، ساختمان کمیته به تصرف نیروهای انقلابی درآمد و فعالیت آن با ساختار پیشین پایان یافت.

برخی مأموران و بازجویان کمیته بازداشت و در دادگاه‌های انقلاب محاکمه شدند. شماری، از جمله بهمن نادری‌پور و فریدون توانگری، اعدام شدند؛ برخی از ایران خارج شدند و سرنوشت یا محل اقامت گروهی دیگر نامعلوم ماند.

استفاده از ساختمان در جمهوری اسلامی

پس از انقلاب، ساختمان کمیته مشترک ابتدا در اختیار کمیته‌های انقلاب و سپس نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی قرار گرفت. این مرکز با نام «بازداشتگاه توحید» نیز شناخته می‌شد.

گزارش‌هایی از نگهداری و بدرفتاری با زندانیان سیاسی در این ساختمان در دورهٔ جمهوری اسلامی منتشر شده است. به این ترتیب، مکانی که در دورهٔ پهلوی نماد سرکوب ساواک بود، پس از انقلاب نیز مدتی در ساختار امنیتی حکومت جدید مورد استفاده قرار گرفت.

مرکز عدالت و پاسخگویی، ضمن بررسی شکایت بازماندگان شکنجهٔ دورهٔ پهلوی، به تداوم برخی الگوهای بازداشت خودسرانه، اعتراف اجباری و شکنجه از حکومت شاه به جمهوری اسلامی اشاره کرده است. این مرکز تأکید می‌کند که پاسخگویی در برابر شکنجه نباید به نوع حکومت یا وابستگی سیاسی قربانیان محدود شود.[۹]

تبدیل به موزه عبرت

بازداشتگاه توحید در آغاز دههٔ ۱۳۸۰ تعطیل و ساختمان آن به موزه تبدیل شد. این مرکز با نام «موزه عبرت ایران» در سال‌های ۱۳۸۱ یا ۱۳۸۲ برای بازدید عمومی گشایش یافت؛ منابع دربارهٔ سال دقیق افتتاح اختلاف دارند.

در موزه، سلول‌ها، اتاق‌های بازجویی، ابزارهای شکنجه، اسناد، عکس‌ها و تندیس‌هایی از زندانیان و مأموران بازسازی شده‌اند. هدف اعلام‌شدهٔ موزه، معرفی سرکوب و شکنجه در حکومت پهلوی است.

منتقدان می‌گویند روایت رسمی موزه اغلب بر زندانیانی تمرکز دارد که بعدها به حکومت جمهوری اسلامی پیوستند و نقش بسیاری از نیروهای چپ، مجاهدین، ملی‌گرایان و مخالفان هر دو حکومت را کمتر بازتاب می‌دهد. همچنین استفادهٔ همان ساختمان به‌عنوان بازداشتگاه امنیتی پس از انقلاب، در روایت رسمی موزه جایگاه محدودی دارد.

پروندهٔ پرویز ثابتی

در فوریهٔ ۲۰۲۵، سه زندانی سیاسی سابق ایرانی در دادگاه فدرال ایالات متحده علیه پرویز ثابتی شکایت مدنی مطرح کردند. شاکیان مدعی‌اند که در دههٔ ۱۳۵۰ توسط ساواک یا کمیته مشترک بازداشت و شکنجه شده‌اند و ثابتی به‌عنوان مدیر ادارهٔ سوم ساواک و مقام ناظر بر کمیته، مسئولیت فرماندهی داشته است.[۵]

این پرونده بر پایهٔ قانون حمایت از قربانیان شکنجه در آمریکا مطرح شده است. ادعاهای شاکیان شامل ضرب‌وشتم، شلاق، آویزان‌کردن، شوک الکتریکی، شکنجهٔ آپولو و نگهداری در وضعیت‌های دردناک است.

ثابتی خواستار رد پرونده بر مبنای دلایل شکلی و مرور زمان شد. در مهر ۱۴۰۵، دادگاه فدرال فلوریدا یکی از موانع حقوقی مربوط به مهلت طرح شکایت را کنار گذاشت و اجازه داد رسیدگی به پرونده ادامه یابد.[۱۰]

ادعاهای پرونده تا زمان صدور رأی نهایی، ادعاهای حقوقی اثبات‌نشده محسوب می‌شوند؛ بااین‌حال، ادامهٔ رسیدگی امکان بررسی قضایی شهادت‌ها و اسناد مربوط به کمیته مشترک را فراهم کرده است.

جایگاه در تاریخ سرکوب سیاسی ایران

کمیته مشترک ضد خرابکاری از مهم‌ترین نمونه‌های تمرکز دستگاه‌های امنیتی در تاریخ معاصر ایران بود. این نهاد اطلاعات، عملیات، بازداشت و بازجویی را در یک ساختار واحد گرد آورد و از این طریق شبکه‌های مخالف حکومت را هدف قرار داد.

ویژگی‌های اصلی کمیته عبارت بودند از:

  • ادغام ظرفیت‌های ساواک، شهربانی، ژاندارمری و ارتش؛
  • متمرکزکردن اطلاعات مربوط به مخالفان؛
  • استفاده از بازداشت مخفی و انفرادی؛
  • اعمال شکنجه برای استخراج اطلاعات و اعتراف؛
  • انتقال نتایج بازجویی به دادگاه‌های نظامی؛
  • قرارگرفتن زیر نظارت مستقیم ادارهٔ امنیت داخلی ساواک؛
  • استفاده از نام‌های مستعار برای پنهان‌کردن هویت بازجویان؛
  • نبود نظارت قضایی مستقل.

کمیته مشترک نماد سرکوب سازمان‌یافتهٔ سیاسی و نقش ساواک در حفظ سلطنت بود. پژوهشگران حقوق بشر نیز آن را بخشی از ساختاری می‌دانند که در آن بازداشت خودسرانه، شکنجه و محاکمهٔ ناعادلانه برای مهار مخالفت سیاسی به کار گرفته می‌شد.

گاه‌شمار

گاه‌شمار کمیته مشترک ضد خرابکاری
سال یا تاریخ رویداد
۱۳۱۱ آغاز ساخت توقیفگاه شهربانی در تهران
۱۳۱۶ بهره‌برداری از ساختمان؛ استفاده به‌عنوان بازداشتگاه و در دوره‌ای زندان زنان
آبان ۱۳۴۹ تشکیل کمیته‌ای در ادارهٔ سوم ساواک برای پیگیری اعتراض‌های دانشجویی
۱۳۵۰ تشکیل کمیته‌های جداگانهٔ ضد خرابکاری در ساواک و شهربانی
۴ بهمن ۱۳۵۰ تأسیس رسمی کمیته مشترک ضد خرابکاری به فرمان محمدرضا شاه
۱۳۵۱ آغاز تمرکز عملیات، بازداشت و بازجویی مخالفان در ساختار مشترک
۱۳۵۲ تصویب ساختار جدید و قرارگرفتن عملی کمیته زیر مدیریت ادارهٔ سوم ساواک
۱۳۵۲–۱۳۵۷ گسترش بازداشت، بازجویی و شکنجهٔ فعالان سیاسی
۱۳۵۳–۱۳۵۴ انتقال دوبارهٔ شماری از زندانیان، از جمله مسعود رجوی، از اوین به کمیته برای بازجویی
۱۳۵۵ انتشار گزارش عفو بین‌الملل دربارهٔ شکنجه و محاکمه‌های ناعادلانه در ایران
۱۳۵۷ خروج شماری از مدیران ساواک، از جمله پرویز ثابتی، از ایران
۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پایان فعالیت کمیته با سقوط حکومت پهلوی
پس از انقلاب ۱۳۵۷ استفاده از ساختمان توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با نام بازداشتگاه توحید
۱۳۸۱–۱۳۸۲ تبدیل ساختمان به موزه عبرت ایران
فوریهٔ ۲۰۲۵ طرح شکایت سه زندانی سیاسی سابق علیه پرویز ثابتی در دادگاه فدرال آمریکا
مهر ۱۴۰۵ ادامهٔ رسیدگی قضایی پس از رد یکی از درخواست‌های ثابتی برای توقف پرونده

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ آموزش و سازمان‌دهی پرسنل ساواک و تاریخچهٔ کمیته مشترک ضد خرابکاری، تسنیم، ۱۳ بهمن ۱۳۹۲.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ عفو بین‌الملل، Iran: Report of an Amnesty International Mission، ۱۹۷۶.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ Ervand Abrahamian, Tortured Confessions: Prisons and Public Recantations in Modern Iran, University of California Press, 1999.
  4. ↑ عزت‌الله شاهی، خاطرات عزت شاهی، بخش تاریخچهٔ تشکیل کمیته مشترک ضد خرابکاری.
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ Center for Justice and Accountability, Doe I v. Sabeti: Frequently Asked Questions، بازبینی‌شده در ۲۰۲۶.
  6. ↑ موزه عبرت ایران، ویکیجو، بازبینی‌شده در ۱۴۰۵.
  7. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، محمد حیاتی از شکنجه‌های ساواک در زندان‌های شاه می‌گوید، ۲۷ بهمن ۱۴۰۱.
  8. ↑ سیمای آزادی، گواهی ۱۳۱ زندانی سیاسی مجاهد دربارهٔ شکنجه‌گاه‌های شاه و پرویز ثابتی، ۱۴۰۲.
  9. ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ Center for Justice and Accountability, Iran under the Shah and SAVAK، بازبینی‌شده در ۲۰۲۶.
  10. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، پروندهٔ شکنجه علیه پرویز ثابتی در دادگاه فدرال آمریکا وارد مرحلهٔ جدیدی شد، ۱۶ مهر ۱۴۰۵.

الگو:تاریخ آخرین ویرایش