ابراهیم حشمت
| ابراهیم حشمت میرزا ابراهیمخان حشمت طالقانی از رهبران جنبش جنگل | |
|---|---|
![]() دکتر ابراهیم حشمت، پزشک و از رهبران جنبش جنگل | |
| زادروز | حدود ۱۲۵۶ یا ۱۲۶۴ خورشیدی روستای شهراسر، طالقان |
| درگذشت | ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۸ رشت، گیلان |
| علت مرگ | اعدام با طناب دار به حکم دادگاه نظامی |
| آرامگاه | محلهٔ چلهخانه، رشت |
| بناهای یادبود | آرامگاه دکتر حشمت در رشت؛ حشمترود در شرق گیلان |
| محل زندگی | طالقان، تهران، لاهیجان و رشت |
| ملیت | ایرانی |
| نامهای دیگر | دکتر حشمت؛ حشمتالاطباء؛ سردار حشمت |
| تابعیت | ایران |
| تحصیلات | پزشکی و علوم سیاسی |
| از دانشگاه | مدرسهٔ طب دارالفنون و مدرسهٔ سیاسی تهران |
| پیشه | پزشک، مبارز مشروطهخواه و فرمانده نظامی |
| سالهای فعالیت | از انقلاب مشروطه تا ۱۲۹۸ |
| نهاد | جمعیت اتحاد اسلام؛ جنبش جنگل |
| شناختهشده برای | از رهبران جنبش جنگل، فرماندهی قوای جنگل در شرق گیلان، فعالیتهای عمرانی و اعدام پس از نقض اماننامه |
| نقشهای برجسته | مسئول تشکیلات و نیروی نظامی جنبش جنگل در لاهیجان و شرق گیلان |
| سبک | مبارزهٔ سیاسی و مسلحانه، خدمات پزشکی و اجتماعی |
| تأثیرگذاران | آرمانهای انقلاب مشروطه ایران |
| شهر خانگی | طالقان |
| لقب | حشمتالاطباء؛ سردار حشمت |
| دوره | اواخر دورهٔ قاجار |
| جنبش | جنبش مشروطه ایران؛ جنبش جنگل |
| مخالفان | نیروهای روسیهٔ تزاری، استعمار بریتانیا و حکومت مرکزی وابسته به وثوقالدوله |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| اتهامها | شورش مسلحانه علیه حکومت مرکزی و عضویت در جنبش جنگل |
| مجازاتها | اعدام |
| وضعیت گناهکاری | محکومشده در دادگاه نظامی بدون برخورداری از دادرسی عادلانه |
| منصب | فرمانده قوای جنگل در شرق گیلان |
| والدین | میرزا عباسقلی حشمتالاطباء و سکینهبانو |
ابراهیم حشمت با نام کامل میرزا ابراهیمخان حشمت طالقانی و مشهور به دکتر حشمت، حشمتالاطباء و سردار حشمت (زادهٔ حدود ۱۲۵۶ یا ۱۲۶۴ خورشیدی در شهراسر طالقان – اعدامشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۸ در رشت)، پزشک، مبارز مشروطهخواه و از نخستین رهبران جنبش جنگل بود. او در کنار میرزا کوچکخان جنگلی در سازماندهی هستههای اولیهٔ جنبش نقش داشت و مسئولیت ادارهٔ تشکیلات و نیروی نظامی جنگل در لاهیجان و شرق گیلان را برعهده گرفت.[۱]
دکتر حشمت افزون بر فعالیت نظامی، به تأسیس مدرسه، ایجاد راههای ارتباطی، سازماندهی خدمات درمانی و حفر نهری برای آبیاری زمینهای کشاورزی شرق گیلان پرداخت. این نهر بعدها «حشمترود» نام گرفت و هزاران هکتار از شالیزارهای منطقه را از کمآبی نجات داد.
در واپسین ماههای زندگی او، قوای قزاق و نیروهای دولتی با پشتیبانی بریتانیا حلقهٔ محاصره را بر نیروهای جنگل تنگ کردند. دکتر حشمت که همراه صدها تن از افراد خسته و گرسنهٔ خود در شرق گیلان و تنکابن محاصره شده بود، با اتکا به اماننامهای که گفته میشود پشت جلد قرآن نوشته و مهر شده بود، تسلیم شد. حکومت برخلاف مفاد تأمیننامه، او را بازداشت و پس از محاکمهای شتابزده در رشت به دار آویخت.[۲]
اعدام دکتر حشمت یکی از نمونههای شناختهشدهٔ نقض اماننامه در تاریخ معاصر ایران است. میرزا کوچکخان پیش از تسلیم، به او هشدار داده بود که به تعهد حکومت اعتماد نکند. پس از اعدام دکتر حشمت، مرگ او به یکی از عوامل تضعیف بخش شرقی جنبش جنگل و نمادی از بیاعتباری وعدههای حکومت مرکزی تبدیل شد.
نام و لقب
نام اصلی او میرزا ابراهیمخان حشمت طالقانی بود. پدرش میرزا عباسقلی، پزشک و جراحی شناختهشده بود و با لقب «حشمتالاطباء» شهرت داشت. این لقب بعدها برای ابراهیم نیز بهکار رفت.
در منابع تاریخی، او بیشتر با نام «دکتر حشمت» شناخته میشود. برخی منابع نیز عنوان «سردار حشمت» را برای اشاره به موقعیت نظامی او در جنبش جنگل بهکار بردهاند.
عنوان «دکتر» در آن دوره دربارهٔ فارغالتحصیلان رشتهٔ طب دارالفنون و پزشکان تحصیلکرده بهکار میرفت. ابراهیم حشمت علاوه بر آموزش پزشکی، مدتی نیز در مدرسهٔ سیاسی تهران تحصیل کرد.
تولد و خانواده
دربارهٔ سال تولد دکتر حشمت اختلاف وجود دارد. برخی منابع سال ۱۲۵۶ و شماری دیگر سال ۱۲۶۴ خورشیدی را ذکر کردهاند. محل تولد او روستای شهراسر در منطقهٔ طالقان بود.
پدرش میرزا عباسقلی حشمتالاطباء، از پزشکان و جراحان دورهٔ قاجار بود و در مازندران، گیلان و لشتنشا به درمان بیماران میپرداخت. مادرش سکینهبانو نام داشت.[۱]
قرارگرفتن در یک خانوادهٔ پزشکی در انتخاب حرفهٔ او تأثیر داشت. دکتر حشمت از نوجوانی با مشکلات بهداشتی، فقر و کمبود امکانات درمانی در مناطق شمالی ایران آشنا شد. این آشنایی بعدها در فعالیتهای اجتماعی و عمرانی او در گیلان بازتاب یافت.
تحصیلات
دکتر حشمت پس از پایان تحصیلات مقدماتی به تهران رفت. او مدتی در مدرسهٔ آلیانس فرانسه درس خواند و سپس وارد مدرسهٔ طب دارالفنون شد.
بر اساس خاطرات کریم کشاورز، ابراهیم حشمت و برادرش در مدرسهٔ آلیانس تحصیل میکردند و ابراهیم در آن دوره با نام «ابراهیمخان» شناخته میشد. او بعداً دورهٔ پزشکی دارالفنون را به پایان رساند.[۳]
شماری از منابع نوشتهاند که او همزمان یا پس از آموزش پزشکی، در مدرسهٔ سیاسی نیز به تحصیل علوم سیاسی پرداخت. این ترکیب آموزشی سبب شد دکتر حشمت علاوه بر پزشکی، با اندیشههای مشروطهخواهانه، حاکمیت قانون و استقلال سیاسی آشنا شود.
دربارهٔ زمان دقیق فارغالتحصیلی او نیز اختلافهایی وجود دارد. برخی منابع دورهٔ فراغت از تحصیلش را میان انقلاب مشروطه و آغاز جنگ جهانی اول قرار دادهاند.
فعالیت پزشکی
دکتر حشمت پس از پایان تحصیلات به طبابت پرداخت. او در گیلان و مناطق شرقی این استان خدمات پزشکی ارائه میکرد و بهعنوان پزشکی حاذق و مردمدار شناخته شد.
ابراهیم فخرایی، از اعضای جنبش جنگل و نویسندهٔ کتاب سردار جنگل، دکتر حشمت را پزشکی توانا، مردی باایمان، نیکنام و خدمتگزار معرفی کرده است. حرفهٔ پزشکی برای او تنها وسیلهای برای کسب درآمد نبود؛ او درمان بیماران، بهبود بهداشت و رسیدگی به تهیدستان را بخشی از مسئولیت اجتماعی خود میدانست.
در دورهٔ فعالیت جنبش جنگل نیز دکتر حشمت علاوه بر فرماندهی و ادارهٔ تشکیلات، به درمان مجروحان و بیماران میپرداخت. تجربهٔ پزشکی او در شرایط جنگی، کمبود دارو و شیوع بیماری در جنگل اهمیت داشت.
انقلاب مشروطه
دکتر حشمت در دوران انقلاب مشروطه ایران به صف آزادیخواهان پیوست. اطلاعات تفصیلی دربارهٔ همهٔ فعالیتهای او در این دوره در دست نیست، اما منابع نزدیک به جنبش جنگل از او بهعنوان یکی از «مجاهدان صدیق مشروطه» یاد کردهاند.
انقلاب مشروطه با مطالباتی چون محدودکردن قدرت سلطنت، تشکیل مجلس، حاکمیت قانون و مقابله با نفوذ خارجی شکل گرفت. شکستها و عقبنشینیهای این انقلاب، مداخلهٔ روسیهٔ تزاری و بریتانیا و ادامهٔ استبداد، بسیاری از مشروطهخواهان را به فعالیتهای تازه سوق داد.
میرزا کوچکخان و دکتر حشمت از جمله مبارزانی بودند که تجربهٔ مشروطه را به جنبش جنگل منتقل کردند. آنان جنبش جنگل را ادامهٔ مبارزه برای استقلال، عدالت و اجرای واقعی اصول مشروطه میدانستند.
عضویت در جمعیت اتحاد اسلام
دکتر حشمت از اعضای فعال جمعیت اتحاد اسلام بود. این جمعیت شبکهای از روحانیان، بازرگانان، روشنفکران و مشروطهخواهان مذهبی را دربر میگرفت و در شکلگیری هستهٔ رهبری جنبش جنگل نقش داشت.
هنگامی که نیروهای روسیهٔ تزاری به شمال ایران حمله کردند و تعدادی از آزادیخواهان را در انزلی و رشت اعدام کردند، جمعیت اتحاد اسلام گروههایی را برای سازماندهی مقاومت به نقاط مختلف گیلان فرستاد.
دکتر حشمت همراه جوادخان گلیجانی مأمور فعالیت در رانکوه و لاهیجان شد. جوادخان در راه بیمار شد و به تهران بازگشت، اما دکتر حشمت مأموریت را ادامه داد و بهتنهایی راهی لاهیجان شد.[۴]
شکلگیری جنبش جنگل
در سالهای آغازین جنگ جهانی اول، گروهی از مشروطهخواهان و آزادیخواهان گیلان تصمیم گرفتند مبارزهای سازمانیافته علیه مداخلهٔ خارجی و حکومت فاسد مرکزی ایجاد کنند.
بر پایهٔ برخی روایتها، در شهریور ۱۲۹۳ جلسهای محرمانه در قلمستان رشت برگزار شد که دکتر حشمت، میرزا کوچکخان و تعدادی دیگر از فعالان در آن شرکت داشتند. در این جلسه، جنگلهای منطقهٔ تولم برای استقرار نخستین پایگاههای مبارزه انتخاب شد.[۴]
جنبش جنگل از حدود سال ۱۲۹۴ فعالیت علنیتر خود را آغاز کرد. دکتر حشمت از نخستین یاران میرزا و از سازماندهندگان اصلی جنبش در شرق گیلان بود. رابطهٔ آن دو بر اعتماد، دوستی و تجربهٔ مشترک در جنبش مشروطه استوار بود.
اهداف جنبش جنگل
جنبش جنگل در واکنش به اشغال ایران توسط قدرتهای خارجی، ضعف دولت مرکزی و ناکامی انقلاب مشروطه شکل گرفت. مهمترین اهداف آن عبارت بودند از:
- حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران؛
- اخراج نیروهای خارجی؛
- مقابله با نفوذ روسیهٔ تزاری و بریتانیا؛
- اجرای واقعی قانون اساسی مشروطه؛
- مبارزه با فساد و استبداد حکومت مرکزی؛
- برقراری امنیت و عدالت؛
- حمایت از دهقانان و طبقات محروم؛
- تشکیل حکومتی پاسخگو در برابر مردم.
دکتر حشمت به جناحی از جنبش تعلق داشت که بر پیوند میان مبارزهٔ سیاسی، خدمات اجتماعی و آبادانی تأکید میکرد. از دیدگاه او، انقلاب نباید تنها به شعار یا عملیات نظامی محدود میشد، بلکه باید زندگی مردم را نیز بهبود میداد.
در گفتاری منسوب به او آمده است که اگر انقلاب پیوسته بهدنبال شعارهای تند و ویرانگر باشد، افتخاری برای خود ذخیره نخواهد کرد و هنر در آن است که وضع مردم بهتر شود.
فرماندهی شرق گیلان
جنبش جنگل برای ادارهٔ مناطق تحت نفوذ خود، گیلان را به حوزههای مختلف تقسیم کرد. دکتر حشمت مسئولیت لاهیجان، رانکوه و بخشهایی از شرق گیلان را برعهده گرفت.
او در این منطقه یک ساختار اداری و نظامی ایجاد کرد که در برخی منابع «نظام ملی» نامیده شده است. نیروهای تحت فرمان او امنیت راهها، وصول درآمدها، مقابله با نیروهای اشغالگر و حفظ نظم محلی را برعهده داشتند.
نفوذ دکتر حشمت در لاهیجان تنها نتیجهٔ قدرت نظامی نبود. حرفهٔ پزشکی، خدمات اجتماعی و برخورد او با مردم، موقعیت اجتماعیاش را تقویت کرده بود. او تلاش میکرد از رفتار خودسرانهٔ نیروهای مسلح جلوگیری کند و حمایت دهقانان و ساکنان محلی را حفظ نماید.
حکومت لاهیجان
هیئت اتحاد اسلام، که شورای رهبری جنبش جنگل محسوب میشد، دکتر حشمت را برای مدتی به ادارهٔ لاهیجان و شرق گیلان منصوب کرد. او تشکیلات اداری، نظامی و فرهنگی منطقه را توسعه داد.
دکتر حشمت در دورهٔ مسئولیت خود کوشید نظم عمومی را برقرار کند، از تعدی مالکان و مأموران جلوگیری نماید و امکانات منطقه را برای تأمین نیازهای مردم و نیروهای جنبش بهکار گیرد.
او برخلاف برخی فرماندهان محلی، تنها به جمعآوری نیرو و جنگ توجه نداشت. تأسیس مدارس، رسیدگی به کشاورزی، ساخت راه و ایجاد نهر از جمله برنامههای او بود.
نظام ملی
ساختار ایجادشده توسط دکتر حشمت در لاهیجان با عنوان «نظام ملی» شناخته میشد. این ساختار هم کارکرد نظامی داشت و هم بخشی از ادارهٔ مدنی منطقه را برعهده گرفته بود.
نظام ملی نیروهای محلی را سازماندهی میکرد، امنیت روستاها و راهها را حفظ مینمود و در برابر نیروهای دولتی یا خارجی میایستاد. در کنار آن، دکتر حشمت با روشنفکران و آزادیخواهان رانکوه، لنگرود و رودسر برای گسترش آموزش و آبادانی همکاری میکرد.
فعالیت نظام ملی نشاندهندهٔ تلاش جنبش برای ایجاد بدیلی عملی در برابر حکومت ناکارآمد مرکزی بود. دکتر حشمت معتقد بود اعتبار یک جنبش تنها از مبارزه با دشمن بهدست نمیآید، بلکه به توانایی آن در ادارهٔ جامعه نیز وابسته است.
حشمترود
یکی از مهمترین خدمات عمرانی دکتر حشمت ایجاد نهری بود که بعدها «حشمترود» نام گرفت. هدف این طرح رساندن آب به شالیزارها و جلوگیری از خشکشدن مزارع شرق گیلان بود.
این نهر با اتصال به رودخانهها و مجاری آب منطقه، زمینهای گستردهای را آبیاری میکرد. برخی منابع طول مسیر مرتبط با این طرح را دهها کیلومتر و سطح زمینهای بهرهمند از آن را چند هزار هکتار برآورد کردهاند.
حفر نهر با مشارکت مردم محلی و در شرایطی انجام شد که جنبش جنگل همزمان درگیر جنگ و محاصره بود. این اقدام نشان میداد دکتر حشمت آبادانی و تأمین معیشت مردم را بخشی از مبارزه میدانست.
در سالهای بعد، کشاورزان منطقه یاد او را زنده نگه داشتند و این آبراه به نام حشمترود شناخته شد. در برخی روایتهای محلی آمده است کشاورزان پس از برداشت محصول، بخشی از برنج خود را برای شادی روح بنیانگذار نهر میان نیازمندان توزیع میکردند.[۵]
فعالیتهای آموزشی و فرهنگی
دکتر حشمت در کنار فعالیتهای نظامی و عمرانی به گسترش آموزش توجه داشت. او در لاهیجان از تأسیس مدرسه و فعالیت فرهنگی حمایت کرد.
در آن دوره، شمار مدارس جدید در شهرها و روستاهای گیلان محدود بود و بخش بزرگی از مردم به آموزش رسمی دسترسی نداشتند. حمایت از مدارس جدید، بخشی از برنامهٔ مشروطهخواهان برای نوسازی جامعه و افزایش آگاهی عمومی بود.
دکتر حشمت روشنفکران و آزادیخواهان محلی را به همکاری برای توسعهٔ آموزش، ساخت راه، کمک به فقرا و رسیدگی به وضعیت دهقانان دعوت میکرد.
روابط با میرزا کوچکخان
دکتر حشمت از نزدیکترین یاران میرزا کوچکخان بود. میرزا به توانایی، صداقت و خدمات اجتماعی او اعتماد داشت و احترام ویژهای برایش قائل بود.
این دو در تقسیم مسئولیتهای جنبش مکمل یکدیگر بودند. میرزا بیشتر در غرب و مرکز گیلان فعالیت میکرد و دکتر حشمت سازماندهی شرق گیلان را برعهده داشت. ارتباط میان دو حوزه برای حفظ یکپارچگی جنبش اهمیت داشت.
بااینحال، در واپسین ماههای زندگی دکتر حشمت، دربارهٔ ادامهٔ مبارزه اختلاف نظر پدید آمد. میرزا بر ادامهٔ مقاومت و پرهیز از اعتماد به حکومت تأکید میکرد، اما دکتر حشمت وضعیت نظامی را ناامیدکننده میدید و نگران سرنوشت صدها نیروی خسته و گرسنهٔ خود بود.
این اختلاف تاکتیکی به دشمنی شخصی نینجامید. هنگام جدایی، هر دو طرف متأثر شدند و یارانشان گریستند. دکتر حشمت تا پایان، میرزا را رهبر جنبش میدانست.
جنگ جهانی اول و اشغال گیلان
در جریان جنگ جهانی اول، ایران بیطرفی خود را اعلام کرده بود، اما نیروهای روسیه، بریتانیا و عثمانی بخشهایی از کشور را اشغال کردند. گیلان بهدلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به قفقاز، اهمیت ویژهای داشت.
نیروهای روسیهٔ تزاری در گیلان حضور نظامی گسترده داشتند و تعدادی از آزادیخواهان را اعدام کردند. پس از انقلاب روسیه و عقبنشینی بخشی از نیروهای تزاری، بریتانیا برای کنترل شمال ایران و مسیر قفقاز وارد عمل شد.
جنبش جنگل در دورههای مختلف با نیروهای روس، انگلیسی و نیروهای حکومت مرکزی درگیر شد. دکتر حشمت در شرق گیلان مسئول مقابله با بخشهایی از این نیروها و حفظ خطوط ارتباطی جنبش بود.
مذاکرات با دولت
جنبش جنگل در کنار مبارزهٔ نظامی، در مقاطعی با دولت مرکزی مذاکره میکرد. هدف مذاکرات دستیابی به اجرای قانون اساسی، خروج نیروهای خارجی و تضمین امنیت اعضای جنبش بود.
دکتر حشمت یکبار به تهران رفت و با میرزا حسنخان مستوفیالممالک گفتوگو کرد. به نوشتهٔ ابراهیم فخرایی، او توانست نظر مساعد مستوفیالممالک را نسبت به جنبش جلب کند.[۱]
با تغییر دولت و افزایش نفوذ بریتانیا، زمینهٔ توافق پایدار از میان رفت. دولت وثوقالدوله سیاست سرکوب جنبش را دنبال کرد و قوای قزاق برای حمله به مناطق تحت کنترل جنگلیها اعزام شدند.
فشار نظامی بر جنبش
در اواخر سال ۱۲۹۷ و آغاز ۱۲۹۸، قوای دولتی و قزاق از چند جهت بر جنبش فشار آوردند. کمبود مهمات، غذا، لباس و امکانات درمانی وضعیت جنگلیها را دشوار کرد.
در همین دوره، حاج احمد کسمایی، یکی از چهرههای مؤثر جنبش، از ادامهٔ مبارزه کناره گرفت و تسلیم شد. خروج او ضربهای به شبکهٔ پشتیبانی جنبش در غرب گیلان وارد کرد.
میرزا و نیروهایش ناچار شدند از غرب گیلان بهسوی لاهیجان و سپس تنکابن حرکت کنند. این راهپیمایی طولانی در شرایط بارندگی، گرسنگی و تعقیب نظامی، افراد جنبش را فرسوده کرد.
عقبنشینی به شرق گیلان و تنکابن
پس از شدتگرفتن عملیات قزاقها، میرزا کوچکخان و دکتر حشمت با نیروهای خود از گیلان بهسوی تنکابن عقب نشستند. شمار زیاد افراد، کمبود آذوقه و دشواری حرکت مخفیانه، ادامهٔ مسیر بهصورت یک واحد بزرگ را ناممکن میکرد.
میرزا پیشنهاد کرد نیروها به دستههای کوچک تقسیم شوند و هر گروه جداگانه راه بازگشت به فومن و جنگلهای گیلان را در پیش گیرد. دکتر حشمت با این طرح موافق نبود و معتقد بود پراکندگی نیروها آنان را در معرض دستگیری یا نابودی قرار میدهد.
سرانجام میرزا با حدود ۱۲ نفر از نزدیکترین یارانش جدا شد. نزدیک به ۲۵۰ تا ۲۷۰ نفر با دکتر حشمت باقی ماندند. هنگام جدایی، رابطهٔ عاطفی میان رهبران و نیروها آشکار بود و شماری از افراد گریستند.[۶]
تصمیم به تسلیم
دکتر حشمت در برابر انتخاب دشواری قرار داشت. نیروهای او خسته، گرسنه، فاقد آذوقه و در محاصره بودند. امکان ادامهٔ جنگ یا بازگشت دستهجمعی به گیلان اندک بهنظر میرسید.
او به همراهانش گفت خطر اصلی متوجه شخص اوست و میداند ممکن است بازداشت، شکنجه یا اعدام شود؛ اما حاضر است برای نجات افرادش خود را قربانی کند. بنا بر روایت محمدعلی گیلک، دکتر حشمت تصمیم خود را چنین توضیح داد:
«اول کسی که دچار صدمه و زجر و شکنجه و حبس و بلکه اعدام شود من خواهم بود... من حاضرم خود را فدای شماها بکنم.»[۶]
میرزا کوچکخان با تسلیم مخالفت کرد و به او هشدار داد که به دولت اعتماد نکند. بااینحال، دکتر حشمت با توجه به وضعیت همراهانش تصمیم گرفت تأمین پیشنهادی حکومت را بپذیرد.
اماننامه پشت قرآن
فرماندهان قوای دولتی به دکتر حشمت و افرادش وعده دادند در صورت تسلیم، جان و مال آنان محفوظ خواهد ماند. در روایت مشهور، این تأمیننامه پشت جلد یا حاشیهٔ قرآنی نوشته و مهر شد تا اعتبار مذهبی و اخلاقی آن تضمین شود.
استفاده از قرآن برای جلب اعتماد، دکتر حشمت و نیروهایش را متقاعد کرد که حکومت به وعدهٔ خود وفادار خواهد ماند. بااینحال، پس از تسلیم، قوای دولتی مفاد اماننامه را نادیده گرفتند.
برخی پژوهشها نشان میدهند دکتر حشمت پیش از تسلیم نهایی نیز با مقامهای دولتی در رشت مذاکره کرده و احتمالاً اماننامهای مشروط دریافت کرده بود. جزئیات زمان و مراحل این تماسها در منابع یکسان نیست، اما اصل وعدهٔ تأمین جانی و نقض آن در روایتهای متعدد تاریخی آمده است.[۷]
تسلیم نیروها
دکتر حشمت با حدود ۲۵۰ تا ۲۷۰ نفر از همراهانش تسلیم شد. شمار دقیق افراد در گزارشهای تاریخی متفاوت است. برخی منابع از ۲۷۰ تن و برخی از شمار کمتری سخن گفتهاند.
افراد پس از تحویل سلاحها انتظار داشتند آزاد شوند و به خانههای خود بازگردند. مقامهای دولتی ابتدا مدعی شدند برای تکمیل مراحل آزادی باید آنان را به رشت منتقل کنند.
دکتر حشمت در مسیر انتقال زیر نظر نیروهای قزاق قرار داشت. همراهانش نیز بازداشت، زندانی یا متفرق شدند. بدینترتیب، اماننامه عملاً به وسیلهای برای خلع سلاح یکی از مهمترین بخشهای جنبش تبدیل شد.
بازداشت
پس از تسلیم، دکتر حشمت را به رشت انتقال دادند. او در شرایط جسمی دشواری قرار داشت و از راهپیمایی، گرسنگی و فشارهای دوران محاصره رنج میبرد.
در زندان برای وادارکردن او به اعتراف یا ارائهٔ اطلاعات دربارهٔ جنبش تحت فشار قرار گرفت. در برخی روایتها آمده است مأموران اتاق او را آب بستند و او را در وضعیت دردناکی نگه داشتند.
دکتر حشمت از پاسخدادن به پرسشهایی که میتوانست به زیان جنبش و یارانش باشد خودداری کرد. سکوت او خشم بازجویان و مقامهای نظامی را برانگیخت.
دادگاه نظامی
دادگاه دکتر حشمت در باغ محتشم رشت و با شتاب تشکیل شد. ریاست دادگاه را عبدالجواد متینالملک قریب برعهده داشت. از اعتبارالدوله و مجدالواعظین، قاضی عسکر، نیز بهعنوان افراد حاضر در روند محاکمه نام برده شده است.[۱]
عبدالحسینخان سردار معظم خراسانی، حاکم وقت گیلان که بعدها با نام عبدالحسین تیمورتاش شناخته شد، بر ساختار حکومتی و نظامی استان تسلط داشت و حکم اعدام با تأیید او اجرا شد.
دکتر حشمت از وکیل، هیئت منصفه یا امکان تجدیدنظر برخوردار نبود. فاصلهٔ میان بازداشت، محاکمه و اعدام کوتاه بود و نتیجهٔ دادگاه از پیش تعیینشده بهنظر میرسید.
اتهام اصلی او شورش مسلحانه علیه حکومت مرکزی، فرماندهی نیروهای جنگل و ایجاد حکومت محلی در لاهیجان بود. فعالیت علیه نیروهای خارجی نیز در فضای سیاسی آن دوره بهعنوان تهدیدی علیه سیاست دولت وثوقالدوله تلقی میشد.
دفاع از جنبش
برخی منابع نوشتهاند دکتر حشمت در دادگاه از اهداف جنبش جنگل دفاع کرد و اتهام راهزنی یا تجزیهطلبی را نپذیرفت. او فعالیت خود را مبارزه برای استقلال ایران، اجرای مشروطه و مقابله با اشغال خارجی معرفی کرد.
در برخی روایتهای دیگر آمده است که او در برابر بازجویی سکوت اختیار کرد و حاضر نشد اطلاعاتی دربارهٔ یارانش ارائه دهد. این روایتها الزاماً متعارض نیستند؛ ممکن است وی در دفاع سیاسی از جنبش سخن گفته، اما به پرسشهای اطلاعاتی پاسخ نداده باشد.
به او نسبت دادهاند که پیش از صدور حکم گفته بود از آغاز ورود به جنگل میدانسته است ممکن است سرانجام به دار آویخته شود.
اعدام
دکتر حشمت پس از صدور حکم، با درشکه به محل اعدام در قرق کارگزاری رشت منتقل شد. محل اعدام در محدودهای قرار داشت که بعدها بخشی از بافت شهری رشت و ادارهٔ ثبت اسناد شد.
او با طناب دار اعدام گردید و پیکرش در محلهٔ چلهخانه به خاک سپرده شد. به روایت شماری از شاهدان، دکتر حشمت هنگام حرکت بهسوی دار آرامش خود را حفظ کرد.
این بیت نیز بهعنوان واپسین شعر خواندهشده از سوی او نقل شده است:
«منصوروار گر ببرندم به پای دار
مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست.»[۴]
اعدام او در برابر دیدگان مردم رشت انجام شد و هدف حکومت از اجرای علنی حکم، ایجاد رعب و تضعیف حمایت عمومی از جنبش جنگل بود.
اختلاف دربارهٔ تاریخ اعدام
دربارهٔ تاریخ دقیق اعدام دکتر حشمت در منابع اختلاف وجود دارد. تاریخهای ۴، ۱۴، ۲۱، ۲۲ و ۲۴ اردیبهشت ۱۲۹۸ در نوشتههای مختلف دیده میشود.
تاریخ ۱۴ اردیبهشت برای سالها در برخی آثار تکرار شده است، اما شماری از پژوهشگران با استناد به گزارش مسئول سیاسی بریتانیا در رشت، تطبیق تقویم قمری و اسناد محلی، ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۸، برابر با ۱۲ مه ۱۹۱۹، را معتبرتر دانستهاند.[۸]
صادق مهرنوش تاریخ ۲۴ اردیبهشت را ذکر کرده است. تفاوت میان تقویمهای خورشیدی، قمری و میلادی و خطاهای نسخهبرداری از عوامل احتمالی این اختلاف است. در ایرانپدیا و شماری از پژوهشهای جدید، ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۸ بهعنوان تاریخ اعدام پذیرفته شده است.
نقش عبدالحسین تیمورتاش
عبدالحسینخان سردار معظم خراسانی، حاکم وقت گیلان، از مقامهای اصلی حکومتی در زمان بازداشت و اعدام دکتر حشمت بود. او بعدها به یکی از نزدیکترین وزیران رضاشاه و وزیر دربار تبدیل شد.
تیمورتاش در دورهٔ حکومت خود در گیلان سیاست سرکوب جنبش جنگل را دنبال میکرد. دادگاه نظامی و اجرای حکم اعدام دکتر حشمت بدون تأیید ساختار حکومتی تحت فرمان او امکانپذیر نبود.
نقش تیمورتاش در نقض اماننامه و اعدام دکتر حشمت بخشی از سابقهٔ او پیش از قدرتگیری کامل رضاشاه بهشمار میرود.
واکنش میرزا کوچکخان
هنگامی که خبر تصمیم دکتر حشمت به تسلیم به میرزا رسید، او گفت:
«انا لله و انا الیه راجعون.»[۱]
میرزا با بیان این جمله، دکتر حشمت را ازدسترفته تلقی کرد؛ زیرا به وعدهٔ حکومت اعتماد نداشت. او پیشتر به حشمت گفته بود که دولت به تعهدات خود وفا نخواهد کرد.
اعدام دکتر حشمت میرزا را از یکی از نزدیکترین، توانمندترین و مردمیترین یارانش محروم کرد. پس از مرگ او، تشکیلات شرق گیلان تضعیف شد و میدان بیشتری برای افرادی چون احساناللهخان و خالو قربان فراهم آمد.
یک سال بعد، هنگامی که نیروهای جنبش بار دیگر وارد رشت شدند، میرزا بر مزار دکتر حشمت حاضر شد و یاد او را گرامی داشت.
پیامدهای اعدام
اعدام دکتر حشمت چند پیامد مهم برای جنبش جنگل داشت:
- از میانرفتن فرمانده و سازماندهندهٔ اصلی جنبش در شرق گیلان؛
- فروپاشی بخش بزرگی از نظام ملی لاهیجان؛
- بازداشت یا پراکندگی صدها نیروی جنگلی؛
- گسترش بیاعتمادی به وعدهها و اماننامههای حکومت؛
- افزایش وزن جناحهای تندروتر در جنبش؛
- تضعیف ارتباط جنبش با روشنفکران و مردم شرق گیلان؛
- از دسترفتن یکی از چهرههای معتدل، عملگرا و اجتماعی جنبش.
مرگ او همچنین به جنبش نشان داد حکومت مرکزی میان مبارزانی که با اماننامه تسلیم میشوند و کسانی که به مقاومت ادامه میدهند تفاوتی قائل نیست.
مقایسه با حاج احمد کسمایی
حاج احمد کسمایی و دکتر حشمت هر دو از چهرههای مهم جنبش بودند که در سال ۱۲۹۸ راه تسلیم را در پیش گرفتند؛ اما سرنوشت آنان متفاوت شد.
حاج احمد کسمایی با دولت مذاکره کرد، تسلیم شد و زنده ماند. دکتر حشمت نیز با اتکا به تأمیننامه تسلیم شد، اما حکومت او را بهدلیل جایگاه نظامی، نفوذ اجتماعی و احتمال بازگشتش به مبارزه اعدام کرد.
برخی پژوهشگران تصمیم هر دو را نتیجهٔ فروپاشی امکانات نظامی و پایان اعلامشدهٔ مبارزه از سوی بخشی از رهبری دانستهاند. بااینحال، در حافظهٔ تاریخی، دکتر حشمت بهدلیل پذیرش آگاهانهٔ خطر برای نجات همراهانش و پایداری در دادگاه، جایگاهی متفاوت یافت.[۷]
آیا تسلیم دکتر حشمت خیانت بود؟
تصمیم به تسلیم یکی از موضوعات بحثبرانگیز زندگی دکتر حشمت است. برخی منابع آن را اشتباهی سیاسی و ناشی از اعتماد بیجا به حکومت توصیف کردهاند؛ اما بیشتر منابع نزدیک به جنبش میان تسلیم او و اقدام افرادی چون خالو قربان تفاوت قائل میشوند.
دکتر حشمت پس از تسلیم به خدمت حکومت درنیامد، علیه یاران خود نجنگید، اطلاعات جنبش را تحویل نداد و در برابر دریافت مقام یا پول با دشمن همکاری نکرد. او با پیشبینی خطر شخصی، تسلیم را راهی برای نجات صدها همراه خسته و محاصرهشده میدانست.
در مقابل، خالو قربان به نیروهای دولتی پیوست، درجهٔ سرهنگی گرفت، در تعقیب میرزا شرکت کرد و سر بریدهٔ او را به رضاخان تحویل داد. به همین دلیل، منابع جنبش از دکتر حشمت بهعنوان مبارزی فداکار و قربانی نقض اماننامه یاد میکنند، در حالی که خالو قربان را یار نیمهراه و خائن میشمارند.
آرامگاه
پیکر دکتر حشمت در محلهٔ چلهخانهٔ رشت به خاک سپرده شد. آرامگاه او در طول دههها به محلی برای ادای احترام علاقهمندان جنبش جنگل تبدیل شد.
این آرامگاه برای مدتی در وضعیت نامناسبی قرار داشت و دسترسی عمومی به آن محدود بود. پس از مرمت و ساماندهی، در فروردین ۱۳۹۷ برای بازدید عمومی گشوده شد.[۹]
مزار دکتر حشمت یکی از مکانهای مرتبط با تاریخ جنبش جنگل در شهر رشت است.
شخصیت و دیدگاهها
منابع تاریخی، دکتر حشمت را فردی آرام، منظم، مردمدار و عملگرا توصیف کردهاند. او در مقایسه با شماری از فرماندهان نظامی، به جنبههای مدنی و اجتماعی مبارزه توجه بیشتری داشت.
در نگاه او، انقلاب زمانی ارزشمند بود که به بهبود زندگی مردم بینجامد. ایجاد مدرسه، درمان بیماران، حفر نهر و ساخت راه نشان میدهد که وی میان آزادی سیاسی و توسعهٔ اجتماعی ارتباط قائل بود.
دکتر حشمت از افراطگرایی و اقدامهایی که باعث دورشدن مردم از جنبش میشد پرهیز داشت. او به استقلال ایران، عدالت، قانون و خدمت عمومی باور داشت و فعالیت نظامی را وسیلهای برای تحقق این اهداف میدانست.
جایگاه در جنبش جنگل
دکتر حشمت پس از میرزا کوچکخان یکی از تأثیرگذارترین رهبران مرحلهٔ نخست جنبش جنگل بود. برخی منابع او را «مرد شمارهٔ دو نهضت جنگل» نامیدهاند.
اهمیت او تنها از فرماندهی نظامی ناشی نمیشد. توانایی ادارهٔ منطقه، برخورداری از اعتماد مردم، تخصص پزشکی و برنامههای عمرانی، او را به نمونهای از مدیران مدنی جنبش تبدیل کرده بود.
مرگ زودهنگام او پیش از تشکیل جمهوری گیلان سبب شد در اختلافهای بعدی میان میرزا، کمونیستها، احساناللهخان و خالو قربان حضور نداشته باشد. شماری از تاریخنگاران احتمال دادهاند که اگر او زنده میماند، تواناییاش در ایجاد تعادل و سازماندهی میتوانست مسیر جنبش را تغییر دهد؛ این ارزیابی فرضی است، اما جایگاه او در رهبری جنبش را نشان میدهد.
بازتاب در منابع مقاومت ایران
رسانههای مقاومت ایران، جنبش جنگل را بخشی از تداوم مبارزات آزادیخواهانهٔ مردم ایران علیه استعمار و استبداد ارزیابی کردهاند. در این روایت، دکتر حشمت از یاران وفادار میرزا و قربانی فریب و نقض عهد حکومت مرکزی بود.
ماجرای او در برابر نمونهٔ خالو قربان قرار میگیرد: حشمت برای نجات همراهانش تسلیم شد و خود به دار آویخته شد، اما به خدمت دشمن درنیامد؛ خالو قربان با دریافت پول و درجه به تعقیب میرزا پرداخت.
از این منظر، اعدام دکتر حشمت نمونهای تاریخی از شیوهٔ حکومتهای استبدادی در استفاده از وعدهٔ عفو و تأمین برای خلع سلاح مخالفان و سپس حذف رهبران آنان است.
بازتاب در ادبیات و هنر
زندگی دکتر حشمت در کتابها، نمایشها و آثار تصویری مربوط به جنبش جنگل بازتاب یافته است. کتابهایی چون سردار جنگل نوشتهٔ ابراهیم فخرایی و دکتر حشمت که بود؟ جنگل گیلان چه بود؟ از منابع مربوط به زندگی او هستند.
در مجموعهٔ تلویزیونی کوچک جنگلی به کارگردانی بهروز افخمی، مهدی هاشمی نقش دکتر حشمت را بازی کرد. این نقش از تصاویر شناختهشدهٔ او در فرهنگ عمومی ایران شد.
نمایشهایی نیز دربارهٔ محاکمه و اعدام دکتر حشمت اجرا شدهاند. نمایش پای دار، پایدار از جمله آثاری است که به واپسین روزهای زندگی او پرداخته است.
میراث
میراث دکتر حشمت را میتوان در سه حوزه بررسی کرد:
میراث سیاسی
او از رهبران جنبشی بود که استقلال، اجرای مشروطه و مقابله با دخالت خارجی را دنبال میکرد. مقاومتش در دادگاه و خودداری از همکاری با سرکوبگران، جایگاه او را در میان مبارزان آزادیخواه تثبیت کرد.
میراث اجتماعی
فعالیتهای پزشکی، آموزشی و کمک به تهیدستان نشاندهندهٔ پیوند مبارزهٔ سیاسی با خدمت اجتماعی در اندیشهٔ او بود.
میراث عمرانی
حشمترود و راههای ایجادشده در شرق گیلان از یادگارهای مادی او بهشمار میروند. باقیماندن نام وی بر یک آبراه کشاورزی، نشانهٔ تأثیر خدمات او بر زندگی مردم منطقه است.
گاهشمار زندگی
- حدود ۱۲۵۶ یا ۱۲۶۴: تولد در روستای شهراسر طالقان.
- دوران نوجوانی و جوانی: تحصیل مقدماتی و رفتن به تهران.
- پیش از انقلاب مشروطه یا همزمان با آن: تحصیل در مدرسهٔ آلیانس، دارالفنون و مدرسهٔ سیاسی.
- دورهٔ مشروطه: پیوستن به آزادیخواهان و فعالیت بهعنوان پزشک.
- پس از حملهٔ روسها به گیلان: فعالیت در جمعیت اتحاد اسلام.
- حدود ۱۲۹۳: مشارکت در نشستهای مقدماتی تشکیل جنبش جنگل.
- ۱۲۹۴: آغاز فعالیت سازمانیافته در کنار میرزا کوچکخان.
- ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۷: فرماندهی و ادارهٔ تشکیلات شرق گیلان و لاهیجان.
- دورهٔ حکومت لاهیجان: تشکیل نظام ملی، تأسیس مدرسه و اجرای طرح حشمترود.
- اواخر ۱۲۹۷: شدتگرفتن حملات قوای دولتی و عقبنشینی جنگلیها.
- فروردین و اردیبهشت ۱۲۹۸: حرکت بهسوی تنکابن و جدایی تاکتیکی از میرزا.
- اردیبهشت ۱۲۹۸: پذیرش اماننامه و تسلیم همراه با حدود ۲۵۰ تا ۲۷۰ نفر.
- اردیبهشت ۱۲۹۸: انتقال به رشت و محاکمه در دادگاه نظامی.
- ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۸: اعدام با طناب دار در رشت.
- پس از اعدام: دفن در محلهٔ چلهخانه و تبدیل آرامگاه به یکی از یادمانهای جنبش جنگل.
جستارهای وابسته
- میرزا کوچکخان جنگلی
- جنبش جنگل
- نهضت جنگل
- جمعیت اتحاد اسلام
- انقلاب مشروطه ایران
- خالو قربان
- احساناللهخان دوستدار
- حیدرخان عمواوغلی
- جمهوری شورایی گیلان
- عبدالحسین تیمورتاش
- وثوقالدوله
- قرارداد ۱۹۱۹
- استعمار بریتانیا در ایران
- دارالفنون
- حشمترود
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ چگونه یک پزشک، جنگلی شد، تسنیم، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵.
- ↑ نهضت جنگل، ایرانپدیا.
- ↑ معرفی کتاب «یادی از دکتر حشمت جنگلی»، مورخان.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ دکتر ابراهیم حشمت طالقانی؛ آشنایی با مشاهیر پزشکی، مجموعهٔ تاریخ پزشکی ایران.
- ↑ مسائل ایران؛ خدمات عمرانی جنبش جنگل و حشمترود، مجموعهٔ مقالات تاریخی.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ دکتر حشمت در روزهای پایانی زندگی، مجلهٔ فرهنگی و اجتماعی لاهیجان.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ مقایسهٔ تسلیمشدن دکتر حشمت و حاج احمد کسمایی، انسانشناسی و فرهنگ.
- ↑ تصاویر تاریخی مزار دکتر حشمت در چلهخانهٔ رشت، انتشارات رنگ ایمان.
- ↑ آرامگاه دکتر حشمت برای بازدید عمومی گشوده شد، تسنیم، ۱۳ فروردین ۱۳۹۷.
