ارتش آزادیبخش ملی الجزایر
| ارتش آزادیبخش ملی الجزایر جيش التحرير الوطني الجزائري | |
|---|---|
| بنیانگذار | اعضای کمیته انقلابی وحدت و عمل |
| شعار | استقلال الجزایر، ملیگرایی الجزایری، مبارزه با استعمار فرانسه |
| بنیانگذاری | ۱۹۵۴ |
| کشور | الگو:Country data الجزایر |
ارتش آزادیبخش ملی الجزایر (عربی: جيش التحرير الوطني الجزائري؛ فرانسوی: Armée de Libération Nationale؛ مخفف: ALN) نیروی نظامی جبهه آزادیبخش ملی الجزایر (FLN) در جنگ استقلال الجزایر بود که از سال ۱۹۵۴ تا استقلال این کشور در ۱۹۶۲ علیه حاکمیت استعماری فرانسه مبارزه کرد. این نیرو از گروههای نسبتاً کوچک چریکی در آغاز جنگ به سازمانی نظامی با واحدهای مستقر در داخل الجزایر و نیروهای سازمانیافته در مرزهای تونس و مراکش گسترش یافت.[۱]
ALN و FLN دو بخش نظامی و سیاسی یک جنبش آزادیبخش بودند. هدف اصلی آنها پایاندادن به استعمار فرانسه و تشکیل کشوری مستقل در الجزایر بود. در «اعلامیه اول نوامبر ۱۹۵۴»، آغاز مبارزه برای استقلال اعلام شد و عملیات مسلحانه همزمان در مناطق مختلف کشور آغاز گردید.[۲]
در جریان جنگ، سازمان نظامی ALN تحول یافت. کنگره صومام در اوت ۱۹۵۶ در منظمکردن ساختارهای سیاسی و نظامی انقلاب نقش مهمی داشت و تقسیمبندی سرزمین الجزایر به مناطق نظامی یا «ولایهها» را سامان داد.[۱] در سالهای بعد، با افزایش کنترل ارتش فرانسه بر مرزهای الجزایر، تفاوت میان واحدهای چریکی داخل کشور و نیروهای موسوم به «ارتش مرزی» مستقر در تونس و مراکش افزایش یافت.
پس از استقلال در سال ۱۹۶۲، بخشی از نیروها و فرماندهان ALN هسته ارتش جدید کشور را تشکیل دادند. وزارت دفاع الجزایر نیز تاریخ ارتش ملی خلق الجزایر (ANP) را ادامه تحول ALN پس از استقلال میداند.[۳]
زمینه تاریخی
استعمار فرانسه
فرانسه در سال ۱۸۳۰ اشغال الجزایر را آغاز کرد و بهتدریج نظام استعماری گستردهای در این سرزمین ایجاد شد. برخلاف بسیاری از مستعمرات دیگر، بخش شمالی الجزایر از نظر اداری در ساختار فرانسه ادغام شد و جمعیت بزرگی از مهاجران اروپایی در آن ساکن شدند.
در این نظام، اکثریت مسلمان الجزایری از موقعیت سیاسی و اجتماعی برابر با اروپاییان برخوردار نبودند. مسئله زمین، تبعیض حقوقی، نابرابری اقتصادی و محدودیت مشارکت سیاسی از عوامل گسترش ملیگرایی الجزایری در سده بیستم بودند.
سرکوب اعتراضهای مه ۱۹۴۵ در سطیف و قالما نیز تأثیر مهمی بر رادیکالشدن بخشی از جنبش ملیگرای الجزایر گذاشت. در سالهای پس از آن، شماری از فعالان ملیگرا به این نتیجه رسیدند که اصلاحات سیاسی برای دستیابی به استقلال کافی نیست.
پیشینه سازمانی
بخشی از کادرهایی که بعدها FLN و ALN را تشکیل دادند پیشتر در سازمان ویژه الجزایر (Organisation Spéciale؛ OS)، تشکیلات مخفی نظامی جنبش ملیگرا، فعالیت داشتند.
پس از کشف شبکه OS توسط مقامهای فرانسوی در سال ۱۹۵۰ و تشدید اختلافهای داخلی جنبش برای پیروزی آزادیهای دموکراتیک (MTLD)، بحران در جنبش ملیگرای الجزایر عمیقتر شد.
گروهی از فعالان طرفدار مبارزه مسلحانه سرانجام «کمیته انقلابی وحدت و عمل» (Comité Révolutionnaire d'Unité et d'Action؛ CRUA) را ایجاد کردند. هدف آنان عبور از اختلافهای جناحی و آغاز انقلاب مسلحانه بود.[۲]
از میان فعالان این جریان، چهرههایی چون مصطفی بن بولعید، محمد بوضیاف، العربی بن مهیدی، رابح بیطاط، دیدوش مراد، کریم بلقاسم، احمد بن بلا، حسین آیت احمد و محمد خضر بعدها در شمار رهبران تاریخی انقلاب الجزایر قرار گرفتند.
تشکیل ارتش آزادیبخش ملی
در اکتبر ۱۹۵۴، هسته رهبری انقلاب تصمیم گرفت مبارزه مسلحانه را آغاز کند. در آستانه اول نوامبر، نام جبهه آزادیبخش ملی الجزایر برای سازمان سیاسی انقلاب و «ارتش آزادیبخش ملی» برای نیروی مسلح آن به کار گرفته شد.[۲]
ALN در آغاز ارتشی متعارف با ساختار، تجهیزات و پادگانهای منظم نبود. نیروهای اولیه آن عمدتاً گروههای مسلح کوچکی بودند که در مناطق کوهستانی و روستایی فعالیت میکردند و از امکانات نظامی محدودی برخوردار بودند.
با ادامه جنگ، این گروههای پراکنده به تدریج در ساختاری گستردهتر ادغام شدند و ALN ویژگیهای یک ارتش انقلابی سازمانیافته را پیدا کرد.[۱]
آغاز جنگ در اول نوامبر ۱۹۵۴
در شب ۳۱ اکتبر به اول نوامبر ۱۹۵۴، نیروهای انقلاب مجموعهای از عملیات را در نقاط مختلف الجزایر اجرا کردند. مراکز نظامی، پاسگاههای ژاندارمری، تأسیسات ارتباطی و برخی دیگر از اهداف حکومت استعماری مورد حمله قرار گرفتند.[۲]
همزمان FLN «اعلامیه اول نوامبر» را منتشر کرد. این اعلامیه هدف انقلاب را احیای دولت مستقل و حاکم الجزایر تعیین میکرد.
از آن پس، مبارزه سیاسی FLN و عملیات نظامی ALN به دو بخش مرتبط راهبرد استقلال تبدیل شدند.
راهبرد نظامی
ALN با ارتشی روبهرو بود که از نظر شمار نیرو، تجهیزات، نیروی هوایی، توپخانه، ترابری و امکانات اطلاعاتی برتری گستردهای داشت. بنابراین، جنگ متعارف در مقیاس بزرگ در مراحل اولیه برای نیروهای استقلالطلب امکانپذیر نبود.
ALN در نتیجه بر شیوههای جنگ چریکی تکیه کرد. کمین، حمله به پاسگاهها، خرابکاری در خطوط ارتباطی، حملات غافلگیرانه و عقبنشینی به مناطق کوهستانی از شیوههای مورد استفاده نیروهای آن بودند.[۱]
ساختار چریکی همچنین به نیروهای ALN امکان میداد از شناخت جغرافیای محلی و شبکههای پشتیبانی روستایی بهره بگیرند.
راهبرد نظامی در طول جنگ ثابت نماند. سافیا ارزکی در پژوهشی درباره راهبردهای شورشی ALN نشان داده است که تغییر وضعیت نظامی، سیاستهای ضدشورش فرانسه، کنترل مرزها و بینالمللیشدن جنگ بر تاکتیکها و امکانات این نیرو تأثیر گذاشت.[۱]
رابطه ALN و FLN
از نظر تشکیلاتی، ALN بازوی مسلح FLN بود؛ اما رابطه میان ساختار نظامی و سیاسی انقلاب در سراسر جنگ ساده و بدون اختلاف نبود.
یکی از مسائل اساسی انقلاب تعیین رابطه میان رهبری سیاسی و فرماندهی نظامی بود. همچنین میان رهبران مستقر در داخل الجزایر و رهبران و نیروهای مستقر در خارج از کشور اختلافهایی وجود داشت.
کنگره صومام در سال ۱۹۵۶ تلاش کرد این روابط را سازماندهی و اصول مشخصی برای ساختار فرماندهی تعیین کند.
کنگره صومام
کنگره صومام در ۲۰ اوت ۱۹۵۶ یکی از نقاط عطف در سازمانیابی انقلاب الجزایر بود. این کنگره در دره صومام در منطقه قبایل برگزار شد.
در این نشست ساختارهای سیاسی و نظامی انقلاب مورد بازنگری قرار گرفتند و نظام سازمانی منظمتری برای ALN شکل گرفت.
یکی از اصول مطرحشده در کنگره، تقدم رهبری سیاسی بر نظامی بود. همچنین بر اولویت نیروهای فعال در داخل الجزایر نسبت به تشکیلات خارجی تأکید شد. با این حال، تحولات بعدی جنگ سبب شد این اصول همواره به شکل اولیه خود اجرا نشوند.
کنگره همچنین «شورای ملی انقلاب الجزایر» (CNRA) و «کمیته هماهنگی و اجرا» (CCE) را بهعنوان نهادهای مهم رهبری انقلاب سازمان داد.
تقسیمبندی نظامی الجزایر
پس از سازماندهی مجدد انقلاب، قلمرو عملیاتی ALN در داخل الجزایر در قالب شش منطقه اصلی نظامی یا «ولایه» سازمان یافت:
- ولایه اول: اوراس ـ نمامشه؛
- ولایه دوم: شمال کنستانتین؛
- ولایه سوم: قبایل؛
- ولایه چهارم: منطقه الجزیره و پیرامون آن؛
- ولایه پنجم: منطقه وهران؛
- ولایه ششم: صحرا.
هر ولایه دارای فرماندهی و تشکیلات منطقهای بود و به واحدهای کوچکتر تقسیم میشد.
این تقسیمبندی علاوه بر سازماندهی عملیات نظامی، برای ارتباط با جمعیت، تأمین نیرو، گردآوری منابع و اداره شبکههای انقلاب اهمیت داشت.
سازمان نظامی
ساختار ALN در طول جنگ تحول یافت و میان واحدهای مستقر در داخل کشور و نیروهای مستقر در خارج تفاوتهایی وجود داشت.
در داخل الجزایر، نیروهای چریکی ناگزیر بودند در شرایط اختفا، جابهجایی مستمر و فشار عملیات ضدشورش فعالیت کنند.
واحدهای نظامی از گروههای کوچک محلی تا واحدهای بزرگتر سازماندهی میشدند و فرماندهی منطقهای مسئول هماهنگی عملیات بود.
در کنار مبارزان مسلح، شبکههای غیرنظامی نیز در انتقال اطلاعات، تدارکات، ارتباطات، پناهدادن به مبارزان و خدمات پزشکی نقش داشتند.
تسلیحات و تدارکات
یکی از مشکلات اساسی ALN تأمین سلاح و مهمات بود. در مراحل اولیه جنگ، بسیاری از نیروها با کمبود تجهیزات مواجه بودند.
بخشی از سلاحها از طریق تصرف تجهیزات نیروهای فرانسوی یا شبکههای مخفی تهیه میشد و بخشی دیگر از خارج از کشور وارد میشد.
پس از استقلال تونس و مراکش در سال ۱۹۵۶، مرزهای شرقی و غربی اهمیت بیشتری برای شبکه تدارکاتی انقلاب پیدا کردند. این دو کشور به مناطق مهمی برای استقرار، آموزش و انتقال تجهیزات نیروهای ALN تبدیل شدند.[۱]
خطوط موریس و شال
فرانسه برای جلوگیری از انتقال نیرو و سلاح از تونس و مراکش به داخل الجزایر، سامانههای گسترده موانع مرزی ایجاد کرد.
«خط موریس» در مرز تونس و سپس استحکامات مشابه در مرز مراکش شامل سیم خاردار، میدان مین، تجهیزات مراقبتی و نیروهای نظامی بود.
این موانع عبور نیروهای ALN و انتقال سلاح را بسیار دشوار کردند و نبردهای سنگینی در مناطق مرزی رخ داد.
در نتیجه، ارتباط نیروهای مستقر در خارج با چریکهای داخل الجزایر محدودتر شد و تفاوت میان دو بخش ALN افزایش یافت.
ارتش داخلی
نیروهای ALN که در داخل الجزایر فعالیت میکردند معمولاً با عنوان نیروهای «داخل» یا مجاهدان داخل کشور شناخته میشدند.
این نیروها بیشترین تماس مستقیم را با ارتش فرانسه داشتند و در مناطق کوهستانی و روستایی تحت فشار عملیات گسترده ضدچریکی قرار داشتند.
ارتش فرانسه بهویژه در سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ مجموعه عملیات گستردهای را در چارچوب آنچه به «طرح شال» معروف شد اجرا کرد. هدف این عملیات درهمشکستن واحدهای ALN در داخل کشور بود.
این عملیات تلفات و فشار سنگینی بر نیروهای داخلی وارد کرد، اما نتوانست مسئله سیاسی استقلال الجزایر را از میان ببرد.
ارتش مرزی
در سالهای پایانی جنگ، بخش مهمی از نیروهای ALN در تونس و مراکش مستقر بود. این نیروها معمولاً با عنوان «ارتش مرزی» (Armée des frontières) شناخته میشوند.
برخلاف بسیاری از واحدهای داخل کشور، ارتش مرزی امکان بیشتری برای آموزش منظم، سازماندهی واحدهای بزرگ و دستیابی به تجهیزات داشت.
انسداد مرزها توسط فرانسه سبب شده بود بخش مهمی از این نیروها نتوانند به آسانی وارد الجزایر شوند. در نتیجه، در حالی که واحدهای داخلی درگیر عملیات شدید ضدشورش بودند، نیروی قابل توجهی در خارج از مرزها شکل گرفت.
این تفاوت بعدها در رقابتهای قدرت پس از استقلال اهمیت یافت.
هواری بومدین و ستاد کل
هواری بومدین یکی از مهمترین فرماندهان نظامی مرحله پایانی جنگ استقلال بود.
در ژانویه ۱۹۶۰ «ستاد کل» (État-Major Général؛ EMG) برای هماهنگی بیشتر نیروهای ALN ایجاد شد و بومدین در رأس آن قرار گرفت.
ستاد کل بهویژه بر نیروهای مستقر در مرزهای تونس و مراکش نفوذ داشت.
افزایش قدرت این تشکیلات موجب بروز تنشهایی میان فرماندهی نظامی و دولت موقت جمهوری الجزایر (GPRA) شد. این اختلاف در آستانه استقلال تشدید شد و بعدها در بحران سیاسی تابستان ۱۹۶۲ نقش داشت.
نبرد مرزها
در سال ۱۹۵۸ درگیریهای شدیدی میان ALN و ارتش فرانسه در امتداد مرز تونس رخ داد که در تاریخ جنگ با عنوان «نبرد مرزها» شناخته میشود.
هدف ALN عبور نیرو و تجهیزات از تونس به داخل الجزایر بود و ارتش فرانسه میکوشید این مسیرها را مسدود کند.
برتری تسلیحاتی و هوایی فرانسه و سامانه موانع مرزی تلفات سنگینی به نیروهای ALN وارد کرد. این تجربه نشان داد که عبور واحدهای بزرگ از خطوط دفاعی فرانسه بسیار دشوار شده است.
در پی آن، اهمیت سیاسی و نظامی نیروهای مستقر در خارج افزایش یافت، اما ارتباط عملی آنها با نیروهای داخلی محدودتر شد.
جنگ شهری
اگرچه بخش بزرگی از عملیات ALN در مناطق روستایی و کوهستانی انجام میشد، شبکههای وابسته به FLN در شهرها نیز فعالیت مسلحانه داشتند.
مشهورترین نمونه، نبرد الجزیره در سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۵۷ بود.
شبکه FLN در الجزیره عملیات مسلحانه، ترور و بمبگذاریهایی انجام داد. دولت فرانسه در پاسخ، مسئولیت سرکوب شبکه را به نیروهای نظامی واگذار کرد.
نیروهای فرانسوی با بازداشتهای گسترده، بازجویی، شکنجه و عملیات اطلاعاتی بخش بزرگی از شبکه شهری FLN را متلاشی کردند.
استفاده نظاممند از شکنجه توسط نیروهای فرانسوی در این دوره بعدها به یکی از مهمترین مناقشات سیاسی و اخلاقی جنگ الجزایر تبدیل شد.
نقش زنان
زنان در ساختارهای مختلف انقلاب الجزایر حضور داشتند. آنان در انتقال پیام و سلاح، مراقبت پزشکی، تدارکات، ارتباط میان واحدها و در مواردی عملیات مسلحانه مشارکت کردند.
حضور زنان در شبکههای شهری، بهویژه در جریان نبرد الجزیره، در پژوهشهای تاریخی و آثار فرهنگی مربوط به جنگ استقلال مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، میزان و شکل مشارکت زنان در مناطق و مراحل مختلف جنگ یکسان نبود و نباید تجربه گروهی از فعالان شهری به همه زنان عضو یا حامی انقلاب تعمیم داده شود.
حمایت اجتماعی و شبکههای محلی
جنگ چریکی بدون دسترسی به شبکههای اجتماعی و محلی امکان ادامه نداشت. نیروهای ALN برای غذا، اطلاعات، پناهگاه، ارتباطات و جذب نیرو تا اندازه زیادی به جمعیت محلی وابسته بودند.
فرانسه نیز این مسئله را در راهبرد ضدشورش خود مورد توجه قرار داد و برنامههای گسترده جابهجایی جمعیت روستایی و ایجاد مناطق تحت کنترل را اجرا کرد.
در جریان جنگ، شمار زیادی از روستاییان از محل سکونت خود جابهجا شدند. هدف بخشی از این سیاستها قطع ارتباط میان نیروهای چریکی و جمعیت محلی بود.
جنگ اطلاعاتی و سیاسی
ALN تنها بخشی از راهبرد کلی انقلاب بود. رهبری FLN از ابتدا میکوشید عملیات نظامی را با مبارزه سیاسی و دیپلماتیک ترکیب کند.
اعلامیه اول نوامبر، بینالمللیکردن مسئله الجزایر را از اهداف خارجی انقلاب اعلام کرده بود. پژوهشهای جدید نشان میدهند که همین هدف بر راهبردهای سیاسی FLN و عملیات ALN نیز اثر گذاشت.[۱]
طرح مسئله الجزایر در سازمان ملل متحد، کسب حمایت کشورهای عربی و آفریقایی و ایجاد روابط با کشورهای تازهاستقلالیافته، بخش دیگری از این راهبرد بود.
بنابراین هدف عملیات ALN صرفاً شکست نظامی ارتش فرانسه نبود؛ جنگ همچنین وسیلهای برای افزایش هزینه سیاسی ادامه استعمار و تقویت مطالبه استقلال محسوب میشد.
خشونت و مناقشات جنگ
جنگ استقلال الجزایر با خشونت گسترده علیه نظامیان و غیرنظامیان همراه بود.
نیروهای ALN در جریان جنگ از ترور، خرابکاری، حملات چریکی و در برخی موارد خشونت علیه غیرنظامیان یا افراد متهم به همکاری با حکومت فرانسه استفاده کردند.[۱]
FLN و نیروهای وابسته به آن همچنین با رقیب ملیگرای خود، جنبش ملی الجزایر (MNA) به رهبری مصالی حاج، وارد نبردی خونین شدند. این رقابت تنها در الجزایر نبود و در میان مهاجران الجزایری در فرانسه نیز قربانی گرفت.
از سوی دیگر، نیروهای فرانسوی از شکنجه، بازداشت گسترده، اعدامهای فراقضایی، جابهجایی جمعیت و عملیات وسیع ضدچریکی استفاده کردند.
از این رو، پژوهش تاریخی ALN علاوه بر نقش آن در استقلال الجزایر، مسئله خشونت انقلابی و رابطه میان جنگ چریکی، جمعیت غیرنظامی و سیاست ضدشورش فرانسه را نیز بررسی میکند.[۱]
شمار نیروها
تعیین شمار دقیق اعضای ALN در مراحل مختلف جنگ دشوار است. ساختار مخفی سازمان، تلفات، جذب مستمر نیرو، تفاوت میان مبارزان داخل و نیروهای مستقر در خارج و اهداف تبلیغاتی طرفهای جنگ سبب شدهاند آمارهای متفاوتی در منابع ارائه شود.
از این رو، ارائه یک رقم ثابت برای کل دوره جنگ گمراهکننده است.
منابع تاریخی نشان میدهند که ALN از گروههای کوچک چند هزارنفری در آغاز انقلاب به نیرویی بسیار بزرگتر در پایان جنگ تبدیل شد.[۲]
به دلیل اختلاف آمارها، شمار نیروها باید برای هر سال و با ذکر منبع مشخص بررسی شود.
دولت موقت جمهوری الجزایر
در سپتامبر ۱۹۵۸، FLN تشکیل دولت موقت جمهوری الجزایر (GPRA) را اعلام کرد.
تشکیل این دولت مرحله مهمی در کوشش برای کسب مشروعیت بینالمللی انقلاب بود. شماری از کشورهای جهان آن را به رسمیت شناختند.
از نظر نظامی، ALN نیروی مسلح جنبشی محسوب میشد که دولت موقت مدعی نمایندگی سیاسی آن بود.
با این حال، رابطه میان GPRA و فرماندهی نظامی، بهویژه ستاد کل تحت فرمان بومدین، در سالهای پایانی جنگ با تنش همراه شد.
آتشبس و توافق اویان
مذاکرات میان دولت فرانسه و FLN سرانجام به توافقنامههای اویان در ۱۸ مارس ۱۹۶۲ انجامید.
بر اساس توافق، آتشبس از ۱۹ مارس ۱۹۶۲ برقرار شد و روند انتقال الجزایر به استقلال آغاز گردید.
برای ALN، آتشبس پایان مرحله اصلی جنگ هفتساله علیه فرانسه بود، اما مسئله آینده نیروهای مسلح انقلاب و جایگاه فرماندهان آن در کشور مستقل هنوز حل نشده بود.
بحران تابستان ۱۹۶۲
پس از آتشبس، اختلافهای درونی جنبش استقلال آشکارتر شد. یک سوی مناقشه دولت موقت جمهوری الجزایر و برخی فرماندهان ولایههای داخلی قرار داشتند و در سوی دیگر ائتلافی پیرامون احمد بن بلا و ستاد کل تحت فرمان بومدین شکل گرفت.
ارتش مرزی که نسبتاً منسجم و مجهز بود به یکی از عوامل تعیینکننده در این بحران تبدیل شد.
پس از استقلال، نیروهای وابسته به ستاد کل از مرزها وارد کشور شدند و در کشمکش قدرت دست بالا را یافتند.
این رویداد تأثیری عمیق بر ساختار سیاسی و نظامی الجزایر پس از استقلال گذاشت و موقعیت ارتش را در دولت جدید تقویت کرد.
از ALN تا ارتش ملی خلق
پس از استقلال، ALN به شکل سابق خود ادامه نداد. مسئله اصلی این بود که چگونه نیروی انقلابی دوران جنگ به ارتش منظم یک دولت مستقل تبدیل شود.
«برنامه طرابلس» در ژوئن ۱۹۶۲ تصریح میکرد که بخشی از اعضای ALN باید به زندگی غیرنظامی بازگردند و بخشی دیگر هسته ارتش ملی جدید را تشکیل دهند.[۳]
بر اساس تاریخ رسمی منتشرشده از سوی وزارت دفاع الجزایر، در ژوئیه ۱۹۶۲ حدود ۵۰ هزار سرباز و کادر ALN پایه نیروهای مسلح جمهوری تازهاستقلالیافته را تشکیل دادند.[۳]
این نیروی جدید به ارتش ملی خلق الجزایر (Armée Nationale Populaire؛ ANP) تبدیل شد.
وظایف ارتش جدید با وظایف یک نیروی چریکی آزادیبخش تفاوت داشت. دفاع از مرزهای کشور مستقل، حفظ تمامیت ارضی، سازماندهی ساختار نظامی منظم و مشارکت در تثبیت دولت جدید از جمله مأموریتهای آن بود.[۳]
میراث سیاسی و نظامی
ALN در تاریخ معاصر الجزایر جایگاهی فراتر از یک سازمان نظامی دارد. مشروعیت دولت مستقل الجزایر تا اندازه زیادی بر روایت «انقلاب آزادیبخش» و مبارزه FLN و ALN علیه استعمار فرانسه استوار شد.
بسیاری از رهبران سیاسی و نظامی دهههای نخست استقلال سابقه حضور در انقلاب داشتند.
هواری بومدین که در مرحله پایانی جنگ ریاست ستاد کل ALN را بر عهده داشت، پس از استقلال وزیر دفاع شد و در ۱۹۶۵ احمد بن بلا را برکنار کرد و زمام قدرت را به دست گرفت.
ارتش ملی خلق نیز ریشه تاریخی و سازمانی خود را به ALN نسبت میدهد.[۳]
جایگاه در تاریخ استعمارزدایی
تجربه ALN به یکی از نمونههای شناختهشده جنگهای آزادیبخش در دوره استعمارزدایی پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شد.
اهمیت این تجربه تنها به نتیجه نظامی جنگ محدود نبود. پیوند جنگ چریکی با بسیج سیاسی، دیپلماسی بینالمللی و کوشش برای کسب حمایت کشورهای تازهاستقلالیافته از ویژگیهای راهبرد FLN-ALN بود.[۱]
پس از استقلال نیز الجزایر از شماری از جنبشهای آزادیبخش در آفریقا و دیگر مناطق حمایت کرد و تجربه انقلاب الجزایر در مباحث مربوط به استعمارزدایی، جنگ چریکی و جنبشهای آزادیبخش مورد توجه قرار گرفت.
ارزیابی تاریخی
ارزیابی تاریخی ارتش آزادیبخش ملی مستلزم تفکیک چند سطح از یکدیگر است. از یک سو، ALN نیروی نظامی جنبشی بود که در پایان یکی از طولانیترین دورههای استعمار اروپایی در شمال آفریقا، استقلال الجزایر را به دست آورد. از سوی دیگر، تاریخ جنگ شامل خشونت علیه غیرنظامیان، رقابت خونین میان جریانهای ملیگرا و مناقشات درونی انقلاب نیز بود.[۱]
همچنین نمیتوان ALN را در سراسر دوره ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۲ سازمانی کاملاً ثابت و یکدست در نظر گرفت. تفاوت میان نیروهای داخل و خارج، تحولات ساختار فرماندهی و رقابت میان رهبران سیاسی و نظامی از ویژگیهای مهم تاریخ آن بودند.
از منظر نظامی، ALN نتوانست ارتش فرانسه را در یک جنگ کلاسیک شکست دهد؛ اما جنگ الجزایر صرفاً رویارویی نظامی نبود. تداوم مقاومت مسلحانه در کنار فعالیت سیاسی و بینالمللی FLN هزینه حفظ حاکمیت استعماری را افزایش داد و مسئله استقلال الجزایر را به موضوعی بینالمللی تبدیل کرد.[۱]
به همین دلیل، جایگاه ALN در تاریخ الجزایر با سه تحول بههمپیوسته ارتباط دارد: مبارزه مسلحانه برای استقلال، تشکیل دولت پس از استعمار و پیدایش ارتش ملی کشور.
گاهشمار
- ۱۹۵۰: کشف و سرکوب بخش بزرگی از شبکه سازمان ویژه (OS) توسط حکومت استعماری فرانسه.
- ۱۹۵۴: شکلگیری کمیته انقلابی وحدت و عمل و آمادهسازی قیام.
- ۱ نوامبر ۱۹۵۴: آغاز جنگ استقلال و فعالیت FLN و ALN.
- ۲۰ اوت ۱۹۵۶: برگزاری کنگره صومام و سازماندهی مجدد ساختارهای انقلاب.
- ۱۹۵۶–۱۹۵۷: نبرد الجزیره.
- ۱۹۵۷–۱۹۵۸: تشدید کنترل فرانسه بر مرزها و عملیات نظامی علیه مسیرهای تدارکاتی ALN.
- ۱۹۵۸: نبردهای گسترده در مرز تونس.
- سپتامبر ۱۹۵۸: تشکیل دولت موقت جمهوری الجزایر.
- ۱۹۵۹–۱۹۶۱: اجرای عملیات گسترده ضدچریکی فرانسه در چارچوب طرح شال.
- ژانویه ۱۹۶۰: تشکیل ستاد کل ALN.
- ۱۹۶۰–۱۹۶۲: فرماندهی هواری بومدین بر ستاد کل و افزایش اهمیت ارتش مرزی.
- ۱۸ مارس ۱۹۶۲: توافقنامههای اویان.
- ۱۹ مارس ۱۹۶۲: برقراری آتشبس.
- ژوئن ۱۹۶۲: تصویب برنامه طرابلس و طرح تبدیل بخشی از ALN به ارتش ملی.
- ۱ ژوئیه ۱۹۶۲: همهپرسی استقلال.
- ۵ ژوئیه ۱۹۶۲: استقلال الجزایر.
- تابستان ۱۹۶۲: بحران قدرت میان جناحهای انقلاب و ورود نیروهای ارتش مرزی به داخل کشور.
- ۱۹۶۲: تشکیل ارتش ملی خلق بر پایه بخشی از نیروها و ساختارهای ALN.
جستارهای وابسته
- جبهه آزادیبخش ملی الجزایر
- جنگ استقلال الجزایر
- استعمار فرانسه در الجزایر
- انقلاب الجزایر
- کنگره صومام
- نبرد الجزیره
- دولت موقت جمهوری الجزایر
- توافقنامههای اویان
- ارتش ملی خلق الجزایر
- هواری بومدین
- احمد بن بلا
- محمد بوضیاف
- کریم بلقاسم
- العربی بن مهیدی
- مصطفی بن بولعید
- فرانتس فانون
- استعمارزدایی
- جنبشهای آزادیبخش ملی
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ Saphia Arezki, “The Insurgent Strategies of the ALN in Algeria (1954–1962),” in Martin Thomas and Gareth Curless (eds.), The Oxford Handbook of Late Colonial Insurgencies and Counter-Insurgencies, Oxford University Press, 2023, pp. 399–417.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ United States Army Special Operations Command, Case Studies in Insurgency and Revolutionary Warfare: Algeria 1954–1962, United States Government Publishing Office.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ Ministère de la Défense Nationale de la République Algérienne Démocratique et Populaire, “Histoire de l'Armée Nationale Populaire: De l'Armée de Libération Nationale à l'Armée Nationale Populaire.”