اعدام مصنوعی

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اعدام مصنوعی
شناسنامه
نام‌های دیگراعدام نمایشی، اعدام ساختگی، اعدام صوری، شبیه‌سازی اعدام
حوزهحقوق بشر، شکنجه، حقوق کیفری، روان‌شناسی شکنجه، علوم سیاسی و مطالعات سرکوب
خاستگاهزندان‌ها، بازداشتگاه‌های نظامی و امنیتی و نظام‌های بازجویی مبتنی بر ارعاب و شکنجه
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیتهدید به مرگ، شبیه‌سازی چوبه‌دار، جوخه آتش مصنوعی، شلیک ساختگی، نوشتن وصیت‌نامه، آخرین ملاقات، چشم‌بند، اعتراف اجباری، شکنجه روانی و اختلال پس از سانحه
جریان‌های مرتبطشکنجه، اعتراف اجباری، ناپدیدسازی قهری، بازداشت خودسرانه، سلول انفرادی، مجازات اعدام و دادرسی عادلانه
تأثیرپذیرفته ازنظام‌های بازجویی امنیتی، مجازات اعدام، شکنجه روانی، انزوای زندانی، فقدان نظارت مستقل و بی‌کیفرمانی مأموران
تأثیرگذار برسلامت روانی و جسمی قربانی، اعترافات اجباری، احکام قضایی، افکار عمومی، روابط خانوادگی زندانیان و حافظه جمعی جامعه
نقد و ارزیابی

اعدام مصنوعی، اعدام نمایشی یا اعدام ساختگی نوعی شکنجه جسمی و روانی است که در آن مأموران به قربانی القا می‌کنند اعدام او قطعی و بلافاصله در حال اجراست، اما صحنه اعدام را در آخرین لحظه متوقف می‌کنند یا از ابتدا قصد اجرای واقعی حکم را ندارند. در این روش، زندانی ممکن است به پای چوبه‌دار، برابر جوخه آتش، کنار یک گودال یا به محل نامعلومی منتقل شود؛ از او خواسته شود وصیت‌نامه بنویسد، شهادتین بگوید یا با خانواده و هم‌بندان خود خداحافظی کند؛ سپس با گذاشتن طناب بر گردن، شلیک تیر، قرار دادن اسلحه در دهان یا تهدید به پرتاب از ارتفاع، احساس نزدیک‌بودن مرگ در او ایجاد شود.

هدف اعدام مصنوعی معمولاً گرفتن اطلاعات، وادارکردن زندانی به اعتراف اجباری، شکستن مقاومت روانی، مجبورکردن او به همکاری با بازجویان، اعلام ندامت یا ایجاد ترس پایدار است. این عمل ممکن است بارها علیه یک زندانی تکرار شود. قربانی تا آخرین لحظه نمی‌داند که با اعدام واقعی یا صحنه‌ای ساختگی روبه‌روست؛ ازاین‌رو رنج روانی ناشی از آن می‌تواند با تجربه قریب‌الوقوع مرگ برابری کند.

اعدام مصنوعی در اسناد حقوق‌بشری از مصادیق شکنجه یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز شناخته می‌شود. پروتکل استانبول، که راهنمای سازمان ملل متحد برای تحقیق و مستندسازی شکنجه است، تهدید به مرگ و اعدام نمایشی را در شمار روش‌های شکنجه روانی قرار می‌دهد.[۱]

در ایران، گزارش‌های متعددی از اجرای اعدام مصنوعی علیه زندانیان سیاسی، هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، بازداشت‌شدگان اعتراضات و متهمان پرونده‌های منتهی به اعدام منتشر شده است. منابع مقاومت ایران، خاطرات زندانیان آزادشده و گزارش‌های سازمان‌های حقوق‌بشری، استفاده از این روش را از دهه ۱۳۶۰ تا دوره کنونی ثبت کرده‌اند.

اصطلاح‌شناسی

اصطلاح انگلیسی Mock Execution در زبان فارسی به «اعدام نمایشی»، «اعدام ساختگی»، «اعدام صوری» و «اعدام مصنوعی» ترجمه شده است. در منابع مقاومت ایران اصطلاح «اعدام مصنوعی» کاربرد گسترده‌تری دارد، در حالی که بسیاری از سازمان‌های حقوق‌بشری از عبارت «اعدام نمایشی» یا «شبیه‌سازی اعدام» استفاده می‌کنند.

واژه «نمایشی» در این اصطلاح به معنای کم‌اهمیت یا غیرواقعی‌بودن رنج قربانی نیست. تنها اجرای نهایی مجازات ساختگی است؛ اما ترس، فشار عصبی، انتظار مرگ و آسیب‌های روانی و جسمی آن واقعی است.

اعدام مصنوعی با «محاکمه نمایشی» تفاوت دارد. محاکمه نمایشی به دادرسی‌ای گفته می‌شود که نتیجه آن از پیش تعیین شده و تضمین‌های محاکمه عادلانه در آن رعایت نمی‌شود. اعدام مصنوعی شیوه‌ای از شکنجه است که در آن صحنه مرگ فرد بازسازی می‌شود. با این حال، هر دو ممکن است در یک پرونده سیاسی به‌صورت مکمل به کار روند.

ماهیت اعدام مصنوعی

اعدام مصنوعی بر ایجاد یقین یا احتمال بسیار قوی مرگ فوری استوار است. مأموران محیط و نشانه‌هایی را فراهم می‌کنند که قربانی تصور کند زمان اجرای حکم فرا رسیده است. این نشانه‌ها ممکن است شامل انتقال شبانه، پوشاندن چشم، بستن دست‌ها، خواندن حکم، حضور مأمور مذهبی، درخواست نوشتن وصیت‌نامه و شنیدن صدای تیراندازی یا اعدام دیگران باشد.

در بسیاری از موارد، زندانی از وجود حکم اعدام واقعی یا وضعیت قضایی خود اطلاع ندارد. در موارد دیگر، فرد اصلاً به اعدام محکوم نشده، اما بازجویان به دروغ از صدور حکم خبر می‌دهند. گاه نیز زندانی دارای حکم اعدام است و مأموران با اعلام چندباره زمان‌های دروغین اجرای حکم، او را در حالت انتظار مرگ نگه می‌دارند.

این روش می‌تواند بدون واردکردن جراحت مستقیم، رنج شدید روانی ایجاد کند. از نظر حقوق‌بشری، نبود زخم جسمی مانع از شناخته‌شدن آن به‌عنوان شکنجه نیست؛ زیرا تعریف شکنجه، تحمیل عمدی درد یا رنج شدید جسمی یا روانی را در بر می‌گیرد.

اهداف

اعدام مصنوعی ممکن است با یک یا چند هدف انجام شود:

  • وادارکردن زندانی به اعتراف علیه خود؛
  • گرفتن نام، نشانی یا اطلاعات مربوط به دیگران؛
  • مجبورکردن فرد به شهادت علیه هم‌پرونده‌ای‌ها؛
  • وادارکردن زندانی به مصاحبه یا اعتراف تلویزیونی؛
  • شکستن مقاومت روانی و سیاسی؛
  • مجبورکردن زندانی به اعلام ندامت؛
  • جذب زندانی به همکاری با نهاد امنیتی؛
  • تنبیه او به‌دلیل اعتراض، اعتصاب غذا یا خودداری از همکاری؛
  • ایجاد وحشت در میان سایر زندانیان؛
  • انتقام‌گیری از زندانی یا خانواده او؛
  • آزمایش واکنش روانی و میزان اطلاعات فرد؛
  • تحمیل احساس بی‌قدرتی و تسلط مطلق بازجو بر سرنوشت زندانی.

در برخی موارد، بازجویان پس از پایان نمایش اعدام به قربانی می‌گویند زنده‌ماندن او به همکاری، اعتراف یا پذیرش خواسته‌های آنان وابسته است. بدین‌ترتیب، ترس از تکرار صحنه به ابزار کنترل دائمی زندانی تبدیل می‌شود.

شیوه‌های اجرا

اعدام مصنوعی به شکل‌های متفاوتی اجرا می‌شود.

شبیه‌سازی دار زدن

در این روش، زندانی را با چشم‌بند به محلی شبیه محل اعدام می‌برند، طناب را بر گردن او می‌اندازند و او را روی چهارپایه قرار می‌دهند. گاه چهارپایه حرکت داده می‌شود، طناب کشیده می‌شود یا فرد برای چند لحظه در وضعیت خفگی قرار می‌گیرد. مأموران ممکن است در آخرین لحظه او را پایین بیاورند و به سلول بازگردانند.

عفو بین‌الملل گزارش داده است که مجید کاظمی، از متهمان پرونده خانه اصفهان، دست‌کم ۱۵ بار در معرض اعدام مصنوعی قرار گرفت. بنا بر این گزارش، او را روی صندلی قرار می‌دادند، طناب را بر گردنش می‌انداختند و در آخرین لحظه پایین می‌آوردند. وی سپس همراه با صالح میرهاشمی و سعید یعقوبی در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ اعدام شد.[۲]

جوخه آتش ساختگی

زندانی را برابر دیوار یا کنار گودالی قرار می‌دهند و مأموران سلاح‌های خود را به سوی او نشانه می‌روند. سپس تیرهای مشقی شلیک می‌شود یا گلوله‌ها در کنار سر و بدن زندانی به دیوار یا زمین اصابت می‌کنند.

در گزارشی درباره بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ آمده است که یکی از زندانیان را در صندوق عقب خودرو به محل دیگری منتقل کردند، از او خواستند شهادتین بگوید و برای مرگ آماده شود و سپس در اطراف و کنار گوشش تیراندازی کردند.[۳]

قرار دادن اسلحه در دهان یا کنار سر

بازجو ممکن است سلاحی را در دهان زندانی یا بر شقیقه او بگذارد، ماشه را بکشد یا اعلام کند با پاسخ‌ندادن به پرسش بعدی شلیک خواهد کرد. زندانی نمی‌داند سلاح پر یا خالی است. عفو بین‌الملل قرار دادن اسلحه در دهان و شبیه‌سازی شلیک را از روش‌های مستند شکنجه در بازداشتگاه‌های ایران دانسته است.[۴]

تهدید به پرتاب از ارتفاع

در برخی گزارش‌ها آمده است که زندانی را به بام، لبه پرتگاه یا محل مرتفع می‌برند و وانمود می‌کنند قصد دارند او را به پایین پرتاب کنند. چشم‌بند، بستن دست‌ها و حرکت ناگهانی بدن می‌تواند این تصور را ایجاد کند که سقوط آغاز شده است.[۳]

اعلام دروغین زمان اعدام

گاه بدون برپا کردن چوبه‌دار یا جوخه آتش، به زندانی اعلام می‌شود حکم او در ساعتی معین اجرا خواهد شد. از او می‌خواهند وصیت‌نامه بنویسد، غسل کند، آخرین وعده غذا را بخورد یا با هم‌بندانش خداحافظی کند. سپس اجرای حکم به‌ظاهر متوقف می‌شود.

در سال ۱۳۸۹، پسر سکینه محمدی آشتیانی اعلام کرد مأموران زندان به مادرش گفته بودند بامداد روز بعد اعدام خواهد شد. او وصیت‌نامه نوشت و با هم‌بندان خود خداحافظی کرد، اما حکم در زمان اعلام‌شده اجرا نشد. این رویداد در منابع مقاومت ایران به‌عنوان اعدام مصنوعی گزارش شد.[۵]

تکرار اعدام مصنوعی

تکرار این شکنجه یکی از عوامل تشدید رنج روانی است. قربانی پس از نخستین تجربه ممکن است تصور کند هر انتقال شبانه، صدای کلید، بازشدن در سلول یا حضور مأموران مقدمه اجرای واقعی حکم است.

کمیته دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا گزارش داد که سعید سنگر، زندانی سیاسی متهم به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران، طی سال‌های حبس و بازجویی ۱۳ بار در معرض اعدام مصنوعی قرار گرفته است.[۶]

آثار روانی و جسمی

اعدام مصنوعی می‌تواند آثار فوری و بلندمدتی بر قربانی بر جای بگذارد. واکنش‌های فوری ممکن است شامل لرزش، تپش قلب، اختلال تنفس، بی‌اختیاری، بی‌هوشی، درد قفسه سینه، تشنج یا فروپاشی روانی باشد.

پیامدهای بلندمدت گزارش‌شده عبارت‌اند از:

  • اختلال اضطراب پس از سانحه؛
  • کابوس و بازگشت مکرر صحنه مرگ؛
  • ترس از تاریکی، صدای تیراندازی یا بازشدن در؛
  • بی‌خوابی و حملات اضطرابی؛
  • افسردگی و احساس ناامنی دائمی؛
  • اختلال تمرکز و حافظه؛
  • احساس گناه بازماندگی؛
  • افکار خودکشی یا خودآزاری؛
  • اختلال در روابط خانوادگی و اجتماعی؛
  • واکنش‌های شدید جسمی به یادآوری تجربه.

شدت آثار به شرایط قربانی، مدت و دفعات شکنجه، همراهی آن با ضرب‌وشتم یا تجاوز، وجود حکم واقعی اعدام و میزان حمایت پزشکی و روانی پس از آزادی بستگی دارد.

پروتکل استانبول تأکید می‌کند که شکنجه روانی می‌تواند بدون آثار ظاهری جسمی، آسیب‌های عمیق و ماندگار ایجاد کند و ارزیابی قربانی باید توسط متخصصانی مستقل و آموزش‌دیده انجام شود.[۱]

اعدام مصنوعی و اعتراف اجباری

اعدام مصنوعی در بسیاری از موارد برای گرفتن اعتراف اجباری به کار می‌رود. زندانی پس از تجربه نزدیک مرگ ممکن است برای متوقف‌کردن شکنجه، هر متن یا اتهامی را بپذیرد. چنین اعترافی محصول اراده آزاد نیست و از نظر حقوقی نباید به‌عنوان دلیل استفاده شود.

در مواردی، مأموران ابتدا صحنه اعدام را اجرا و سپس به زندانی پیشنهاد می‌کنند در صورت امضای بازجویی، معرفی دیگران یا حضور مقابل دوربین زنده خواهد ماند. بدین‌ترتیب، ترس از مرگ به ابزار تولید پرونده قضایی یا تبلیغاتی تبدیل می‌شود.

عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر در گزارش‌های خود درباره ایران، میان اعدام مصنوعی، شکنجه، اعترافات اجباری و صدور احکام اعدام ارتباط مستقیم ثبت کرده‌اند. دیده‌بان حقوق بشر گزارش داده است که شماری از متهمان اعتراضات با شوک الکتریکی، تهدید به تجاوز، سلول انفرادی، محرومیت از غذا و خواب و اعدام مصنوعی روبه‌رو شده‌اند و سپس اعترافات آنان در محاکمه مورد استفاده قرار گرفته است.[۷]

جایگاه در حقوق بین‌الملل

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مقرر می‌کند هیچ‌کس نباید تحت شکنجه یا رفتار و مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد. ایران از دولت‌های عضو این میثاق است و موظف به رعایت آن است.

کنوانسیون منع شکنجه، شکنجه را تحمیل عمدی درد یا رنج شدید جسمی یا روانی برای گرفتن اطلاعات یا اعتراف، مجازات، ارعاب یا اعمال تبعیض تعریف می‌کند؛ مشروط بر آن‌که این اقدام توسط مأمور دولتی یا با رضایت و آگاهی او انجام شود. اعدام مصنوعی، هنگامی که برای بازجویی، مجازات یا ارعاب انجام شود، با عناصر این تعریف انطباق دارد.

ممنوعیت شکنجه مطلق است و جنگ، وضعیت اضطراری، ناآرامی داخلی، دستور مقام مافوق یا اتهام سنگین زندانی نمی‌تواند آن را توجیه کند. اگرچه جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون منع شکنجه نپیوسته است، ممنوعیت شکنجه در حقوق بین‌الملل از قواعد بنیادین و تخطی‌ناپذیر به شمار می‌رود.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز اجبار متهم به شهادت علیه خود یا اعتراف به گناه را ممنوع می‌کند. بنابراین، اظهاراتی که پس از اعدام مصنوعی گرفته شده‌اند، با تضمین‌های دادرسی عادلانه ناسازگارند.

قوانین ایران

اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع و اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند را ممنوع می‌داند. بر اساس همین اصل، اظهاراتی که با اجبار به دست آمده باشند فاقد اعتبارند.

ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی نیز اقراری را که بر اثر اکراه، اجبار، شکنجه یا آزار جسمی و روانی گرفته شده باشد فاقد ارزش می‌داند. ماده ۶۰ قانون آیین دادرسی کیفری استفاده از اجبار، اکراه، توهین، پرسش‌های تلقینی و روش‌های فریبنده در بازجویی را منع می‌کند.

اعدام مصنوعی، با توجه به تهدید فوری جان و تحمیل رنج شدید روانی، با این مقررات ناسازگار است. با این حال، نبود دسترسی فوری به وکیل، انجام بازجویی در مکان‌های امنیتی، جلوگیری از معاینه پزشکی مستقل و مصونیت عملی مأموران، اثبات و پیگیری این شکنجه را دشوار می‌کند.

اعدام مصنوعی در دهه ۱۳۶۰

بر پایه خاطرات زندانیان سیاسی و زندگی‌نامه‌های منتشرشده در منابع مجاهدین، اعدام مصنوعی از روش‌های شکنجه زندانیان سیاسی در دهه ۱۳۶۰ بوده است. زندانیان را شبانه از سلول بیرون می‌بردند، حکم اعدام را به آنان اعلام می‌کردند و می‌خواستند وصیت‌نامه بنویسند. سپس آنان را برابر دیوار یا در محل تیراندازی قرار می‌دادند و با شلیک تیرهای ساختگی یا تیراندازی در کنار بدن، صحنه اعدام را اجرا می‌کردند.

پروین پوراقبال که در سال ۱۳۶۰ و در ۱۵سالگی بازداشت شده بود، در شهادت خود از شکنجه و ترتیب‌دادن صحنه اعدام مصنوعی سخن گفته است.[۸]

در زندگی‌نامه محمدعلی توتونچیان آمده است که مأموران چند بار برای او صحنه اعدام مصنوعی ترتیب دادند و با گلوله‌های پلاستیکی به بدن و پاهایش شلیک کردند. او پس از حدود هفت سال حبس، در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ اعدام شد.[۹]

زندگی‌نامه‌های احمد مقدم، شاهرخ نوری، پوران نصوری و شماری دیگر از هواداران مجاهدین نیز شامل گزارش‌هایی از اعدام مصنوعی در زندان‌های اوین، گوهردشت، دیزل‌آباد کرمانشاه، دستگرد اصفهان و بازداشتگاه‌های سپاه است.[۱۰][۱۱]

بازداشتگاه‌های قیام آبان ۱۳۹۸

شورای ملی مقاومت ایران در گزارشی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، اعدام مصنوعی را یکی از روش‌های مورد استفاده در بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی معرفی کرد.

در این گزارش آمده است که برخی بازداشت‌شدگان به محل‌های نامعلوم منتقل، به نوشتن وصیت‌نامه و گفتن شهادتین وادار و سپس در معرض شلیک ساختگی یا صحنه دار زدن قرار گرفتند. درباره یک زندانی در بند ۲۴۰ اوین گزارش شد که او را با چشم‌بند به محل دیگری بردند، اعلام کردند زمان اعدام فرا رسیده و برای مدتی طولانی روی چهارپایه زیر طناب نگه داشتند.[۳]

همین گزارش از بازداشتگاهی وابسته به اطلاعات سپاه در شیراز با عنوان «عبرت» نام برد که بازداشت‌شدگان در آن با شکنجه‌های جسمی و روانی، از جمله اعدام مصنوعی، مواجه بودند.

محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی

محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی از بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ بودند که در ارتباط با پرونده کشته‌شدن یک بسیجی در کرج به اعدام محکوم و در ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند.

به گفته منابع نزدیک به هم‌پرونده‌ای‌های آنان، این دو زندانی در طول بازجویی بارها با شکنجه‌های شدید و اعدام مصنوعی مواجه شدند. مأموران آنان را با چشم‌بند به حیاط می‌بردند، اعلام می‌کردند برای اعدام منتقل شده‌اند و از آنان می‌خواستند زانو بزنند؛ سپس پس از مدتی آنان را به سلول بازمی‌گرداندند.[۱۲]

سعید سنگر

سعید سنگر، زندانی سیاسی متهم به هواداری و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران، سال‌های طولانی در زندان ارومیه محبوس بود. بنا بر بیانیه کمیته دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا، او سه سال در سلول انفرادی نگهداری شد و ۱۳ بار در معرض اعدام مصنوعی قرار گرفت.[۶]

این کمیته، اعدام مصنوعی، شلاق، غرق مصنوعی، خشونت جنسی و محرومیت از درمان را از روش‌های اعمال‌شده علیه زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات معرفی کرد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی و اعزام هیئتی بین‌المللی برای بازدید از زندان‌های ایران شد.

عبدالرضا رجبی

عبدالرضا رجبی، زندانی سیاسی و هوادار سازمان مجاهدین، در سال ۱۳۸۰ بازداشت و به اعدام محکوم شد. سازمان مجاهدین گزارش داد که مأموران برای وادارکردن او به ندامت و همکاری، بارها صحنه اعدام مصنوعی ترتیب دادند. او در آبان ۱۳۸۷ در زندان گوهردشت جان باخت. سازمان مجاهدین مرگ او را نتیجه شکنجه و فشارهای زندان دانست و خواستار تحقیق بین‌المللی شد.[۱۳]

نقش اعدام مصنوعی در سرکوب سیاسی

اعدام مصنوعی تنها شکنجه یک فرد نیست، بلکه می‌تواند بخشی از سیاست گسترده‌تر سرکوب باشد. هنگامی که خبر این شکنجه به زندانیان دیگر یا جامعه منتقل می‌شود، حکومت می‌تواند از آن برای ایجاد احساس ناامنی و نشان‌دادن قدرت نامحدود دستگاه امنیتی استفاده کند.

در نظام‌هایی که مجازات اعدام به‌طور گسترده اعمال می‌شود، تهدید به اجرای فوری حکم باورپذیری بیشتری دارد. زندانی سیاسی می‌داند که افراد دیگری با اتهام‌هایی مشابه اعدام شده‌اند و نمی‌تواند مطمئن باشد صحنه‌ای که با آن روبه‌روست ساختگی است.

تکرار اعدام مصنوعی همچنین مرز میان حکم قضایی و تصمیم بازجو را از بین می‌برد. مأمور امنیتی خود را قادر نشان می‌دهد که بدون دادگاه، زندانی را بکشد یا زنده نگه دارد. این وضعیت می‌تواند زمینه ناپدیدسازی قهری، قتل در بازداشت و اعدام فراقضایی را نیز فراهم کند.

مستندسازی

مستندسازی اعدام مصنوعی به‌دلیل نبود آثار جسمی آشکار دشوار است. با این حال، قربانی، وکیل، پزشک یا نهاد تحقیق‌کننده می‌تواند اطلاعات زیر را ثبت کند:

  • تاریخ، زمان و محل تقریبی واقعه؛
  • نام یا مشخصات مأموران حاضر؛
  • نحوه انتقال از سلول؛
  • کلمات و تهدیدهای مأموران؛
  • استفاده از طناب، سلاح، چشم‌بند یا چهارپایه؛
  • صدای تیراندازی یا حضور زندانیان دیگر؛
  • مدت باقی‌ماندن در محل؛
  • آسیب‌های جسمی و روانی پس از واقعه؛
  • درخواست‌های بازجویان پیش و پس از شکنجه؛
  • اعتراف، امضا یا مصاحبه‌ای که در نتیجه شکنجه گرفته شده است؛
  • مشخصات شاهدان یا هم‌بندانی که وضعیت قربانی را دیده‌اند.

معاینه مستقل پزشکی و روان‌شناختی، ثبت سریع خاطرات، نگهداری اسناد زندان و مصاحبه بر اساس پروتکل استانبول می‌تواند به اثبات این نوع شکنجه کمک کند.

مسئولیت آمران و عاملان

مسئولیت اعدام مصنوعی تنها متوجه مأموری نیست که طناب را بر گردن زندانی می‌اندازد یا ماشه را می‌کشد. بازجو، رئیس بازداشتگاه، مقام قضایی آگاه از شکنجه و مقام بالاتری که دستور یا سیاست آن را تصویب کرده نیز ممکن است مسئول شناخته شود.

اگر مقام قضایی با وجود اطلاع از شکنجه، اعتراف حاصل از آن را بپذیرد یا از تحقیق درباره ادعای زندانی خودداری کند، در استمرار نقض حقوق متهم نقش دارد. همچنین پزشک یا مسئول زندانی که آثار شکنجه را پنهان کند یا زندانی را برای ادامه بازجویی آماده سازد، می‌تواند در این تخلف مشارکت داشته باشد.

در صورتی که اعدام مصنوعی بخشی از حمله گسترده یا سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی باشد، بررسی آن در چارچوب جنایت علیه بشریت نیز ممکن است مطرح شود.

موضع مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران، اعدام مصنوعی را یکی از روش‌های شناخته‌شده دستگاه‌های امنیتی و زندان‌های جمهوری اسلامی برای درهم‌شکستن زندانیان سیاسی دانسته‌اند. منابع مقاومت ایران استفاده از این شکنجه را از سال‌های نخست دهه ۱۳۶۰ تا اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و قیام‌های بعدی ثبت کرده‌اند.

مقاومت ایران در واکنش به گزارش‌های شکنجه زندانیان خواستار اقدامات زیر شده است:

  • توقف فوری شکنجه و اعدام؛
  • آزادی زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات؛
  • اعزام هیئت بین‌المللی به زندان‌ها و بازداشتگاه‌های ایران؛
  • دیدار بدون حضور مأموران با زندانیان؛
  • تحقیق مستقل درباره مرگ‌ها و شکنجه‌های داخل زندان؛
  • ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد؛
  • اعمال مجازات علیه آمران و عاملان شکنجه؛
  • محاکمه مسئولان بر پایه اصل صلاحیت جهانی قضایی.

مریم رجوی شکنجه و مجازات اعدام را از ابزارهای بقای حکومت جمهوری اسلامی توصیف کرده و بر ممنوعیت شکنجه، لغو حکم اعدام و تأسیس دستگاه قضایی مستقل در ایران آینده تأکید کرده است. در طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی، ممنوعیت شکنجه، رعایت اصل برائت، حق دفاع، استقلال قضات و لغو مجازات اعدام از اصول نظام قضایی آینده معرفی شده‌اند.

پیشگیری

اقدامات لازم برای پیشگیری از اعدام مصنوعی عبارت‌اند از:

  • دسترسی فوری بازداشت‌شده به وکیل انتخابی؛
  • اطلاع‌رسانی فوری محل نگهداری به خانواده؛
  • ممنوعیت بازداشتگاه‌های مخفی و سلول‌های غیررسمی؛
  • ثبت صوتی و تصویری همه بازجویی‌ها؛
  • معاینه پزشکی و روان‌شناختی مستقل؛
  • تحقیق فوری درباره هر ادعای شکنجه؛
  • کنارگذاشتن اعترافات حاصل از شکنجه؛
  • حفاظت از قربانیان، شاهدان و خانواده‌های آنان؛
  • بازدید بدون اعلام قبلی نهادهای مستقل از زندان‌ها؛
  • مجازات مأموران و مقام‌های مسئول؛
  • جبران خسارت و ارائه خدمات درمانی به قربانیان؛
  • پیوستن ایران به کنوانسیون منع شکنجه و پروتکل اختیاری آن؛
  • لغو مجازات اعدام، که زمینه باورپذیری و تأثیرگذاری اعدام مصنوعی را تقویت می‌کند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، پروتکل استانبول؛ راهنمای تحقیق و مستندسازی مؤثر شکنجه و رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، ویرایش ۲۰۲۲.
  2. ↑ عفو بین‌الملل، اعدام معترضان شکنجه‌شده باید با واکنش قاطع جامعه بین‌المللی روبه‌رو شود، ۱۹ مه ۲۰۲۳.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ شورای ملی مقاومت ایران، زندانیان قیام در شکنجه‌گاه‌های اطلاعات، سپاه و نیروی انتظامی، ۳۰ شهریور ۱۳۹۹.
  4. ↑ عفو بین‌الملل، بازداشت‌های خودسرانه گسترده و اعدام‌های سیاسی در ایران، مه ۲۰۲۶.
  5. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، اعدام مصنوعی سکینه محمدی آشتیانی توسط مأموران زندان، ۲ شهریور ۱۳۸۹.
  6. ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، بیانیه کمیته دوستان ایران آزاد درباره وضعیت سعید سنگر، ۲۸ آذر ۱۳۹۹.
  7. ↑ دیده‌بان حقوق بشر، کارزار ادامه‌دار اعدام‌های غیرقانونی علیه معترضان در ایران، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶.
  8. ↑ کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران، شهادت زندانیان سیاسی درباره شکنجه و اعدام‌های مصنوعی در دهه ۱۳۶۰، ۱۴۰۰.
  9. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید محمدعلی توتونچیان.
  10. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید احمد مقدم.
  11. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید پوران نصوری.
  12. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، جزئیات جدید از شکنجه محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی، ۲۲ دی ۱۴۰۱.
  13. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، جان‌باختن عبدالرضا رجبی در زیر شکنجه، ۸ آبان ۱۳۸۷.

الگو:تاریخ آخرین ویرایش