تبیین جهان

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تبیین جهان
مسعود رجوی تبیین جهان.jpg
مسعود رجوی در کلاسهای تبیین جهان
نویسندهمسعود رجوی
موضوعکلاسهای فلسفه و ایدئولوژی

تبیین جهان نام کلاس‌های آموزش فلسفه‌ای است که از ۲۳ آذر تا بهمن ۱۳۵۸ در دانشگاه صنعتی شریف تهران توسط مسعود رجوی برگزار می‌شد. در کلاس‌های تبیین جهان در حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار دانشجو با کارت وارد می‌شدند. همچنین فیلم‌ها و فایل صوتی آن و همچنین بیش از یکصدهزار نسخه چاپی از متون هر جلسه در سراسر کشور توزیع می‌شد. هم‌اکنون کتابی در ۱۶جلد به‌عنوان «تبیین جهان» وجود دارد که نتیجه ۱۶جلسه از کلاس‌های مسعود رجوی است.

تبیین جهان که حاصل آموزش و سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه صنعتی شریف است دیدگاه مجاهدین نسبت به هستی، انسان و تاریخ را بازتاب می‌دهد.

مسعود رجوی در این سلسله آموزش‌ها داستان پیدایش و تحول هستی و سایر تبیین‌های فلسفی را به زبانی ساده و با استفاده از مهم‌ترین کتابهای تخصصی در همان زمینه بیان کرده و در همین بستر به جمع‌بندی و معرفی مهمترین قواعد تکامل پرداخته است.

محتوای تبیین جهان

تبیین جهان یک نگاه نو و دریافتی پویا از قرآن و اسلام در برابر اسلام ارتجاعی خمینی است.

استاد کلاس تبیین جهان

مسعود رجوی یک جوان ۳۱ ساله که تازه یک سال بود که از حبس ۷ ساله آزاد شده و در همین یک سال رهبر یک جنبش با صدها هزار هوادار بود و خودش هم کاندید ریاست جمهوری شده بود.

نسل تشنه‌ی انقلاب به این ترتیب با جهان بینی توحیدی مجاهدین و ایدئولوژی رهایی‌بخش آنها آشنا می‌شد.

در کنار شکل‌گیری و تشکل یابی سیاسی جبهه اپوزیسیون در برابر سلطان تازه بر تخت نشسته، یک جبهه عقیدتی و یک رنسانس عقیدتی در اعماق جامعه شروع به حرکت کرده بود. مباحثی که مجاهدین از میانه‌ی دهه‌ی ۴۰ در بازگشتی انقلابی به اسلام انقلابی کشف کرده بودند و آنرا در هسته‌های کوچک رزمنده مورد مطالعه و کاربرد قرار داده بودند اکنون به صحن جامعه وارد می‌شد.

نکته جالب اینکه:

کتاب «تبیین جهان»

نخستین جلسه آموزش تبیین جهان ۲۳ آذر ۵۸ یعنی ۴۰روز پس از نمایش و ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا انجام شد و فضای نسل جوان و محیط‌های آموزشی و دانشگاهی کشور را به‌شدت تحت تاثیر قرار داد. این نخستین بار بود که یک تبیین جامع و بی‌طرفانه از هستی و تاریخ و جامعه و انسان ـ با زبانی ساده و مثالهای روز ـ در این سطح بیان می‌شد. به همین علت خمینی نمی‌توانست ادامه کلاسها را تحمل کند اما به‌علت شرایطی انتخابات و نیازی که به حضور مردم در انتخابات مجلس داشت نمی‌خواست تا قبل از انتخابات مقابل نسل پیگیر و کنجکاو جوان بایستد. در نتیجه کمی صبر کرد و در بهمن ماه همان سال با یک کودتای فرهنگی که به بستن دانشگاهها منجر شد، کلاسهای مسعود رجوی نیز تعطیل گردید.

مسعود رجوی در ادامه سلسله آموزشهایی برای نسل جوان می‌گوید:

«پس از ۱۵جلسه کاسه صبر خمینی از کلاسهای «تبیین جهان» در دانشگاه صنعتی شریف در سال ۵۸ لبریز شد و بیشتر از این طاقت نیاورد. همین ۱۵جلسه هم در اثناء رفراندوم قانون اساسی و نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری و نخستین انتخابات مجلس شورای ملی، برگزار شد والا اگر خمینی دست بستگی نداشت، یک جلسه آن را هم اجازه نمی‌داد.

اما منتهای دجالگری در این بود که با حربه « انقلاب فرهنگی» به یک کودتای سیاه ضدفرهنگی علیه تمامیت فرهنگ و دانشگاههای ایران مبادرت کرد. بر این پاتک ارتجاعی برضد نیروی انقلابی، لباس « انقلاب فرهنگی» پوشاند که انقلاب فرهنگی چین در زمان مائوتسه تونگ در دهه ۱۹۶۰ را تداعی می‌کرد.» [۱]

تاثیر تبیین جهان در درون حوزه‌ها

با تشکیل کلاسهای تبیین جهان،‌ مباحثی که مجاهدین از میانه‌ی دهه‌ی ۴۰ در بازگشتی انقلابی به اسلام انقلابی کشف کرده بودند و آنرا در هسته‌های کوچک رزمنده مورد مطالعه و کاربرد قرار داده بودند اکنون به صحن جامعه وارد می‌شد.

روزگاری تهیه یک کتاب یا جزوه از مجاهدین می‌توانست به بهای زندان و شکنجه تمام شود از همین رو دامنه‌ی گسترش اندیشه‌ی مجاهدین نیز محدود می‌شد، اما در بهار آزادی که چندان هم نپایید این فرصت فراهم شد تا برای چند جلسه دانشگاه شریف میزبان مسعود رجوی باشد تا بخشی از یافته‌های ایدئولوژیک مجاهدین را به جامعه عرضه کند.

در آن زمان شنوندگان و تاثیرپذیران از بحث‌های تبیین جهان تنها محدود به دانشجویان، دانش آموزان، کارگران، کارمندان، زنان و … نمی‌شد؛ بنا به شهادت کسانی که در همان زمان در حوزه‌های علمیه مشغول به تحصیل بوده‌اند؛ کتاب‌های تبیین جهان مسعود رجوی یکی از پر خواننده‌ترین کتاب‌ها در درون حوزه‌های علمیه بود.

در تبیین جهان، طلبه‌های جوان با رویکردی کاملا متفاوت از اسلام شناسی حاکم بر حوزه‌ها، آشنا می‌شدند. بسیاری از همین طلبه‌ها بعدها در زمره اعضای مجاهدین قرار گرفته یا به هواداری فعال از مجاهدین پرداختند. با این همه آنچه بیش از همه اهمیت یافت؛ جا باز کردن اندیشه‌ی مجاهدین در کانونی بود که خمینی آنرا پشتوانه حکومت خود می‌دانست.[۲]

طلبه جوان به مسعود رجوی استناد می‌کند

در یک نمونه از این دست؛ نویسنده‌ی بهارستانه به نقل خاطره‌ای درباره‌ی طلبه‌ای می‌پردازد که با او در مسیر اصفهان به تهران همسفر شده بود. ماجرا مربوط به فروردین سال ۹۶ بود و به گفته‌ی نویسنده‌ی بهارستانه «مربوط می‌شود به قبل از حوادث دی‌ماه و حتی قبل از همه نا‌آرامی‌های سال جاری و حتی قبل از آن که برای اولین بار اصطلاح «کانون شورشی منافقین» وارد بحث و جدل‌های ما شود».

بهانه نگارش این یادداشت میتینگ سپاه در فیضیه بود که به نوشته‌ی نویسنده، برگزار کنندگان آن میتینگ، «متاسفانه همچنان در نشانه روی دچار تعلل و خطا می‌باشند.» به‌عبارت دیگر نویسنده‌ی بهارستانه مدعی‌ست که سپاه به جای درگیری در درون نظام باید حواسش به مجاهدین باشد. چرا؟

او درباره این طلبه جوان که بحث مفصلی هم بین او و نویسنده بهارستانه در طی مسیر اصفهان به تهران در می‌گیرد، می‌نویسد: «او در لباس روحانیت و با عمامه و عبای بسیار تمیز و موقرش، چنان با حرارت، مطالبی را بیان می‌کرد که من تنها از «ادبیات منافقین» شنیده بودم.

او حتی به راحتی از «مباحث تبیین جهان مسعود رجوی» کد می‌آورد و «بحث تکامل و حرکت دیالکتیک حاکم بر جهان و جامعه» را به رخ من می‌کشید، چنان سخن می‌گفت که گویی آن اندیشه‌ها، اعماق ذهن و ضمیرش را مسخر کرده است.»[۲]

پایان کلاسهای تبیین جهان

در همان نیمه دوم سال ۵۸، خمینی برای آنکه جلوی پیشروی سیاسی مجاهدین در جامعه را بگیرد، مسعود رجوی را به خاطر مخالفتش با اصل ولایت فقیه از انتخابات ریاست جمهوری حذف کرد. اما اقدام مهمتری که خمینی برای آن طراحی کرده بود، تلاش برای خاموش کردن رنسانس فرهنگی مجاهدین بود. با همین انگیزه بود که در بهار سال ۵۹، خمینی به بهانه اسلامی کردن دانشگاه‌ها، آنها را تعطیل کرد.

تعطیل کردن دانشگاه‌ها که با ضرب و شتم و کشتار از طرف نیروهای حزب‌اللهی همراه بود از طرف خمینی انقلاب فرهنگی نامیده شد. هدف واقعی تهاجم به دانشگاه، پایان دادن به کلاس‌های تبیین جهان مسعود رجوی بود.

یکسال پس از تعطیل دانشگاه‌ها خمینی علیه مجاهدین دست به سلاح برد، حکم اعدام و البته امحاء فیزیکی آنها را صادر کرد و دسته دسته مجاهدین را اعدام کرد و در بسیاری از مواقع فهرست اسامی اعدام شده‌ها از رادیو خوانده می‌شد تا جامعه «عبرت بگیرد»؛ آنهایی که حرف نویی بر سر اسلام و بر سر آزادی و بر سر همه چیز داشتند چنین عاقبتی پیدا می‌کنند.[۲]

انعکاس روزنامه فرانسوی لوموند

۹فروردین ۱۳۵۹ روزنامه فرانسوی لوموند نوشت:

«یکی از وقایع بسیار مهمی که نباید در تهران از دست داد، دروس فلسفه مقایسه‌ای است که آقای مسعود رجوی هر جمعه بعد ازظهر تدریس می‌کند. در حدود ۱۰هزار نفر با ارائهٔ کارت ورودی در زمین چمن دانشگاه شریف به مدت ۳ساعت به سخنان رهبر مجاهدین خلق گوش فرا می‌دهند. آقای مسعود رجوی با سخنوری آموزنده‌اش و نیز جوانی خود (وی ۳۲سال بیشتر سن ندارد) طرفدار بسیار دارد. میتینگ‌های سیاسی‌یی که وی در پایتخت و شهرستانها برگزار می‌کند، توده‌های ۱۰۰هزار نفری، ۲۰۰هزار نفری و بعضی اوقات ۳۰۰هزار نفری را جلب می‌کند».

منابع