روز جهانی معلم

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
روز جهانی معلم
World-teachers-day.jpg
درخت دانش
نام رسمیWorld Teachers' Day - روز جهانی معلم
برپایی توسطیونسکو
تاریخ۵ اکتبر هر سال مصادف با ۱۳ مهر
تناوبسالانه
مرتبط بهروز جهانی معلم

روز جهانی معلم برای اولین بار در سال ۱۹۴۴ توسط «سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد» (یونسکو)، در اجلاس چهل و چهارم وزرای آموزش و پرورش ۱۳۵کشور عضو در شهر ژنو بپیشنهاد شد. مدیر کل وقت سازمان یونسکو در آنزمان فدریکو مایور بود.پس از آن همه سال پنج اکتبر (۱۳ مهر) با هدف ارج نهادن و قدردانی و رسیدگی به مشکلات معلمان در سراسر جهان، به عنوان روز معلم گرامی داشته می‌شود. همچنین یکی دیگر از اهداف نام‌گذاری روز معلم، استفاده از راه کارهای متخصصان آموزشی است که معلمان عناصر اصلی آن را تشکیل می‌دهند. این راه کارها در راستای رفع کمبودهای نظام آموزشی کشورها هستند.

با وجود تصویب این روز مشخص برخی کشورها متناسب با شرایط خاص خود و با توجه به موقعیت فرهنگی و سیاسی‌ شان این روز را تغییر داده‌اند. ازجمله در ایران همه ساله روز ۱۲ اردیبهشت، روز شهادت ابوالحسن خانعلی که در سال ۱۳۴۰ در یک تظاهرات اعتراضی جان باخت، بعنوان روز معلم گرامی داشته می‌شود.[۱][۲][۳]. پس از انقلاب ضدسلطنتی رژیم ایران این روز را بدون تغییر تاریخ آن به نام مرتضی مطهری که در روز یازدهم مهر به قتل رسید،‌نام‌گذاری کرد.

روز معلم در ایران

روز معلم پیش از انقلاب

روز سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰معلمان شهر تهران برای اعتراض به لایحه میزان حقوق مصوبه مجلس شورای ملی، جلو مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تجمع کردند؛ و شعار می‌دادند. در این تظاهرات نیروهای شهربانی با معلمان درگیر و با وارد شدن پلیس ، برای متفرق کردن معلمان از آب پاش استفاده کردند. معلمان هم برای دفع این حرکت وارد پیاده‌رو شدند تا لوله‌های آب را به سمت دیگری منحرف کنند، یکی از معلمان با نام ابوالحسن خانعلی جوانی ۲۹ ساله‌ای اهل روستای کن تهران و دبیر فلسفه و عربی در دبیرستان جامی در غرب تهرانبود. ابوالحسن خانعلی با دریافت مدرک لیسانس درسال ۱۳۳۵ در وزارت فرهنگ استخدام شد. وی همچنین دانشجوی رشته دکترای فلسفه دانشگاه تهران بود؛

در جریان همین تظاهرات فردی به نام ناصر شهرستانی رئیس کلانتری بهارستان با اسلحه کمری به سمت معلمان معترض شلیک کرد که گلوله ای مستقیم به سر ابوالحسن خانعلی اصابت کرده و منجر به کشته شدن او گشت. در این تظاهرات دو معلم دیگر در پی شلیک نیروهای شهربانی مجروح شدند. ابوالحسن خانعلی بعد از انتقال به بیمارستان جان باخت.[۴]

پس از این تظاهرات تجمعاتی برگزار کرده و خواهان محاکمه عاملان جان باختن ابوالحسن خانعلی شدند. معلمان به همین مناسبت در تجمع بزرگ خود در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ روز ۱۲ اردیبهشت را روز معلم اعلام کردند.

روز معلم پس از انقلاب

پس از انقلاب ضدسلطنتی تا دوسال در سالگرد جان باختن ابوالحسن خانعلی بزرگداشتی برگزار نشد اما با کشته شدن مرتضی مطهری و همزمانی تقریبی مرگ ابوالحسن خانعلی (۱۲ اردیبهشت و کشته شدن مطهری(۱۲ اردیبهشت) این روز دوباره در تقویم تاریخ ایران به نام روز معلم وارد شد. هرچند مرتضی مطهری روز ۱۱ شهریور توسط گروه فرقان کشته شد اما روز معلم، همان روز ۱۲ شهریور یعنی روز جان باختن ابوالحسن خانعلی نام گرفت و ثبت شد.[۵]

وضعیت معیشتی معلمان در ایران

وزارت آموزش و پرورش بزرگترین بخش کارمندان دولت را میان سایر وزارت خانه‌ها در ایران داراست اما معلمان ایران، از کم درآمدترین اقشار جامعه ایران به شمار می‌روند. درآمد معلمان درآمد معلمان در ایران سالانه حدود ۲۴۰۰ دلار است. درآمد معلمان در کشورهایی چون آمریکا، آلمان، استرالیا، سنگاپور و کانادا در حدود بیست برابر است.[۶] سرانه آموزش در ایران ۳۴۰ دلار است در حالی که میانگین سرانه آموزش در جهان ۹۳۱۳ دلار آمریکاست. این سرانه از سرانه‌ی یک زندانی در ایران پایین‌تر است.[۷]

مقایسه وضعیت معلمان ایران با چند کشور دیگر

با نگاهی گذرا به این امار وضعیت معلمان در ایران را می‌توان دریافت

حقوق یک سال معلم دبیرستان با ۱۰ سال سابقه در کشورها، چنین است:

– لوکزامبورگ ۱۰۰ هرار دلار

– آلمان ۶۵هزار و ۸۴۳ دلار

– کانادا ۶۳هزار و ۵۵۷ دلار

حقوق یک سال معلم دوره ابتدایی:

– لوگزامبورگ ۶۸هزار دلار

– اسپانیا ۳۴هزار دلار

– ترکیه ۲۷هزار دلار ماهانه ۲۲۵۰ دلار (۹میلیون تومان)

اما در ایران حقوق یک سال معلم علیرغم ادعای افزایش حقوق در دولت روحانی ۴۴۷۰ دلار معادل یک ششم حقوق یک معلم در ترکیه است که ترکیه، خود در بین کشورها پایین‌ترین حقوق را به معلمان می‌دهد است. از طرف دیگر منابع و سرمایه ای که در ایران وجود دارد قابل مقایسه با کشورهای نام برده در بالا نیست.

این در شرایطی است که سرمایه و منابع ایران با کشورهای فوق غیرقابل مقایسه می‌باشد.[۸]

کلاس‌های فرسوده در ایران

در تهران نزدیک به ۲۳ هزار مدرسه فرسوده وجود دارد. در مجموع ۳۰ درصد از مدارس ایران فرسوده‌اند.[۹] ۸ هزار کلاس ناامن در سیستان و بلوچستان و ۲۵ هزار کلاس ناامن در استان آذربایجان غربی وجود دارد.[۱۰]

اعتصاب معلمان ایران در سال ۹۷
اعتصاب معلمان ایران در سال ۹۷

اعتراضات معلمان ایران

در دهه‌های اخیر همواره فرهنگیان ایران به دلایل مختلف از جمله دستمزد پایین و بی‌پاسخ ماندن مطالباتشان بارها دست به تظاهرات و اعتصاب زده‌اند. از جمله در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ این اعتصابات در روزهای متوالی ا در بیشتر شهرهای ایران ادامه یافت. این سلسله اعتصاب‌ها از روز دوشنبه ۲۳ مهرماه آغاز شد. در برخی از شهرها نیز دانش‌آموزان با معلمان همراه شده و از خواسته‌های آن‌ها حمایت کردند. در این اعتصاب محمدرضا رمضانزاده از فعالان معلم در بجنورد بازداشت شد. اما روز دوم اعتصاب سراسری معلمان در شهرهای بیشتری ادامه پیدا کرد، از جمله شهرهایی که اعتصاب در آنها ادامه پیدا کرد، اصفهان، اهواز، سنندج، کرمان، کرمانشاه، همدان، کرج، رفسنجان، لنگرود، سقز، قشم، گتوند، دهگلان، مریوان، دیواندره و شهرهای دیگر بودند. از جمله معلمانی که در این دور از تحصن توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند می‌توان از محمد بهشتی لنگرودی، روح‌الله مردانی، محمد حبیبی، عبدالرضا قنبری، و اسماعیل عبدی نام برد. در حالی دومین اعتصاب معلمان ایران آغاز شده بود که در سال تحصیلی ۱۳۹۸–۱۳۹۷ حدود ۱۲ معلم بازداشت، ۳۰ معلم احضار و تحت بازجویی قرار گرفتند و بیش از ۵۰ معلم نیز پیام تهدیدآمیز دریافت کردند.[۱۱]

از سلسله حرکتهای اعتراضی معلمان در سال ۱۳۹۷میتوان از نمونه‌های زیر نام برد که برخی در ۳۴ شهر ادامه یافتند:

  • ۲۲ مهر ۱۳۹۷ : اعتصاب سراسری د در ۱۰۳شهر کشور که دو روز ادامه پیدا کرد
  • ۲۲ آبان سال ۱۳۹۷ : اعتصاب سراسری در بیشتر شهرهای کشور
  • ۲۲ آذر ۱۳۹۷ : تظاهرات معلمان و دانش آموزان کرمانشاه، همدان و چندین شهر دیگر
  • ۲۹ آذر ۱۳۹۷: تظاهرات اعتراضی معلمان اصفهان و یزد که تا هفته اول دی ادامه پیدا کرد. نیروهای امنیتی با دخالت در آن و ایجاد درگیری سعی در پایان دادن به آن تظاهرات داشتند.
  • ۲ دی ۱۳۹۷: تجمع و تظاهرات معلمان در تبریز
  • ۲۵ بهمن‌ ۱۳۹۷ : تجمع معلمان در روز در شهرهای سنندج، ارومیه، مریوان، اردبیل، مشهد و کرمانشاه
  • ۱۲و۱۳و۱۴اسفند۱۳۹۷: اعتصاب معملان در ۱۲۰شهر کشور .[۱۲]

تحصن و اعتصاب بی‌سابقه

این تحصنها از این منظر قابل تأمل و اهمیت بود برای نخستین بار معلمان ایرانی توانسته‌اند در اقدامی هماهنگ کلاس‌های درسی را در صدها مدرسه سراسر ایران به تعطیلی بکشانند.[۱۳]

خواسته‌های معلمان در اعتصاب

برخی از خواسته‌های معلمان از این قرار بود:

«افزایش ۳۰ درصدی دستمزد و فوق‌العاده شغل، افزایش ۲۲ درصدی بودجه آموزش و پرورش در لایحه بودجه ۹۴ و برطرف شدن کسری بودجه ۵ هزار میلیاردی این وزارت خانه، اجرای بند ۵ ماده ۶۸ قانون خدمات کشوری، انتخاب مشاوران وزیر آموزش و پروش از میان معلمان مقاطع سه‌گانه، اعتراض به تصویب و اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان و صیانت حقوقی و قضایی از شخصیت معلم، توقف خصوصی‌سازی مدارس و محفوظ ماندن فرصت استفاده از تحصیل رایگان به عنوان یک حق شهروندی شدند».

یکی دیگر از خواستهای معلمان، آزادی معلمان زندانی و لغو احکام قضایی صادر شده علیه فعالان صنفی بود.[۱۴]

هاشم خواستار معلم زندانی
هاشم خواستار معلم زندانی و فعال حقوق فرهنگیان

پیام سید هاشم خواستار

معلم زندانی هاشم خواستار ، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان مشهد و از مشهورترین چهره‌های معلمان در پیامی به معلمان سراسر کشور به مناسبت اعتصاب‌های پی در پی گفت:

«درود بر رمضانزاده دبیر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و درود بر همکاران فرهنگی سراسر ایران سوخته که با اتحاد، در روزهای ۲۲ و ۲۳مهرماه با تحصن در مدرسه گل کاشتند.

آقای رمضانزاده را در سال ۹۰ که موقتاً از زندان آزاد شدم شناختم. اونه تنها بارها با پسته‌های باغ پدری بدیدن من آمد که همراه با همکاران بجنوردی برای پذیرایی از خانواده‌های معلمان زندانی که به مشهد آمده بودند نیز سنگ تمام گذاشت.

اما در ۳۱ تیر ۹۴ که تشکلهای صنفی فرهنگیان برای آزادی همکاران زندانی فراخوان داده بودند این شناخت عمیق و عمیقتر شد. شاید بگویید چرا عمیقتر؟!

در ۳۱ تیر۹۴ که قرار بود معلمان سراسر ایران در جلو مجلس تجمع داشته باشند با ضرب و شتم و بگیر ببند زیاد روبرو شدیم که تنها در پلیس امنیت خیابان وزرا ۱۳۲ معلم از آنجمله آقای رمضانزاده از بجنورد، بازداشت شدیم. هنگام بازداشت، سربازی نزد من آمد که دادستان با من کار دارد. بلند شدم که بروم اما همکاران فرهنگی و بخصوص معلمان کرد که از سابقهٔ مبارزاتی بیشتری برخوردار هستند از رفتنم جلوگیری کردند و گفتند اگر دادستان کار دارد خودش اینجا بیاید و بدینصورت معلمان مانع رفتنم شدند. بعد از مدتی از طریق بلند گو نام سه نفر از جمله آقای رمضانزاده را خواندند که دادستان به آنها کار دارد و رفتند. عصر که شد معلوم شد که قرار است همه را آزاد کنند و غروب همه آزاد شدیم. قبل از آزادی ازمسئولان پلیس امنیت، ازادی ان سه همکارمان را خواستیم که به ما گفتند آنها از درب دیگر آزاد شده‌اند. از درب پلیس امنیت که بیرون آمدم خودم را به آقای رمضانزاده رسانده و از او پرسیدم که چه بر آنها گذشته‌است. آقای رمضانزاده گفت ما را به زیر زمین بردند و هنوز از پله‌ها پایین نرفته که سه نفر سرمان ریختند و حسابی ما را زدند و هرسه نفرمان را لخت‌کردند. انوقت فهمیدم که چرا ان سه نفر را از درب دیگر و بدون تماس با همکاران آزاد کرده‌اند تا معلمان نفهمند که چه بر سر آنها آمده که حتماً خود معضلی برای حکومت می‌شد که حداقل قضیه اینست که معلمان خواهان مجازات شکنجه گران می‌شدند.

هنوز فراموش نمی‌کنم زمان آزادی، فردی لباس شخصی در میانهٔ درب نیم باز چنان نگاه گرگ منشانه ای به همکاران داشت که احساس می‌کردم در دل دارد بخودش می‌گوید حیف که نمی‌توانم شما را پاره‌پاره کنم و گرنه همه تان را لت و پار می‌کردم.

حکومت بداند که اکنون رمضانزاده نه تنها برای جامعهٔ فرهنگیان که برای ملت ایران و جامعهٔ جهانی نیز شناخته شده‌است. حکومت که از افتادن ریگی در حوض ترس دارد، بهتر است هرچه سریعتر ایشان را آزاد کند که عدم ازادیشان انگیزه ای است برای تجمعات و تحصان‌های دیگر.

تشکر می‌کنم از فرهنگیان ایران که نه تنها به شاگردانشان که به ملت ایران درس اتحاد و مقاومت دادند تا در مقابل ستمگران با اتحاد بایستند. ما تفنگ نداریم، اسلحهٔ ما همین قلم و زبان و تجمعات و تحصن‌های ما است. تفنگ در دست کسانی است که بجای نگهبانی و پاسداشت قانون از حاکمان قانون گریز و مستبد ستمگر محافظت می‌کنند. از مفسدان بزرگ هزار، هزار ملیاردی محافظت کرده و آفتابه‌دزدها را گرفته و دست و پایشان را می‌برند. در کشورهای استبدادی معلمان و سایر قشرها ملت منزلت و جایگاهی ندارند و معلمان را بخاطر خواسته‌های برحقشان، خاری در چشم می‌بینند و نمایندگانشان را اعدام و زندان و تبعید و اخراج می‌کنند. در عوض نهادهای امنیتی و سرکوب گر در نزد حکومتگران عزیز هستندو معلمان باید به رسالت تاریخی خود عمل کنند تا کشور به آزادی و دموکراسی برسد که تمام قشرها ملت به حقوقشان رسیده تا از هر قوم و مذهب و صنفی که باشند از این فقر و فلاکت بیرون بیایند.

از کسانیکه مبارزه معلمان را می‌خواهند در چهار چوب معیشت محدود کنند، باید پرسید که چرا بیش از یک صد سال از آموزش و پرورش نوین می‌گذرد و معلم به حقوقش نرسیده‌است؟ جز اینست که کشور در آتش استبداد سوخته و می‌سوزد و معلمان نیز از همین سوختگان هستند؟ همین‌جا به اعتصاب شکنان و کسانیکه در لباس معلمی برای همکارانشان جاسوسی می‌کنند هشدار می‌دهم که آزادی نزدیک است وبزودی پروندهٔ آنها به روی ملت از جمله معلمان گشوده خواهد شد و آنوقت شیون و گریه و زاری و التماس فایده ندارد، چرا که در این فقر و فلاکت ملت ایران آنها هم شریک هستند».

ایران مشهد نمایندهٔ معلمان آزادهٔ ایران سید هاشم خواستار۲۵ مهرماه ۱۳۹۷.[۱۵]

منابع