زهرا مریخی

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
زهرا مریخی
زهرا مریخی مسئول تبلیغات سازمان.JPG
زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران
عضویت در شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران
شروع به کار
۱۳۶۴
عضو شورای ملی مقاومت ایران
شروع به کار
۱۳۷۳
مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران
شروع به کار
۱۵ شهریور ۱۳۹۶
اطلاعات شخصی
زاده
قائمشهر

تاریخ تولد ۱۳۳۸
قائمشهر
ملیتایرانی
حزب سیاسیسازمان مجاهدین خلق ایران
محل
تحصیل
ایران ـ مازندران
شغلانقلابی، سیاست‌مدار
مذهبمسلمان - شیعه

زهرا مریخی ( زاده‌ی ۱۳۳۸ در قائمشهر) مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران است. زهرا مریخی دوران کودکی و نوجوانی خود را در شهر قائمشهر در یک خانواده سیاسی گذراند. او در سال ۱۳۵۱ پس از ضربه اول شهریور ۱۳۵۰ به سازمان مجاهدین خلق، با نام این سازمان آشنا شد. زهرا مریخی پس از مطالعه زندگی‌نامه بنیانگذاران مجاهدین و آشنایی با افکار آنها در زمره‌ی هواداران این سازمان درآمد. زهرا مریخی در انقلاب ۵۷ شرکت داشت و با پخش اعلامیه و شعار نویسی فعالیت می‌کرد. بعد از انقلاب ضد سلطنتی در سال ۱۳۶۳زهرا مریخی همراه با شماری از کادرها و مسئولان مجاهدین به منطقهٴ مرزی رفت و مسئولیتهایی را از جمله در قسمت ارتباطات به عهده گرفت. در سال ۱۳۶۴ به پاریس رفت و در بخش اجتماعی مجاهدین مسئولیتهای مختلفی را عهده‌دار گردید. در سال ۱۳۶۴ زهرا مریخی به عضویت شورای مرکزی مجاهدین انتخاب شد. زهرا مریخی بعد از مهاجرت اعضای مجاهدین از عراق به آلبانی، در روز چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق که به مناسبت پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران برگزار گردید، به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین انتخاب شد.

دوران جوانی زهرا مریخی

زهرا مریخی در سال ۱۳۳۸ قائمشهر(شاهی) در شمال ایران به دنیا آمد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در قائمشهر سپری کرد. آشنایی او با سازمان مجاهدین خلق ایران پس از ضربه اول شهریور و دستگیری بنیانگذاران سازمان مجاهدین (محمد حنیف نژاد، سعید محسن، علی اصغر بدیع زادگان) آغاز شد. زهرا مریخی پس از آن به مطالعه زندگی بنیانگذاران سازمان مجاهدین و خواندن مطالب مختلف در رابطه با افکار این سازمان پرداخت و در زمره‌ی هواداران این سازمان درآمد[۱].

فعالیت‌های مبارزاتی زهرا مریخی

زهرا مریخی
زهرا مریخی

زهرا مریخی از همان دوران جوانی در زمره‌ی هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. وی فعالیت‌های سیاسی خود را در زمان شاه آغاز کرد و پس از انقلاب ضدسلطنتی بصورت حرفه‌ای و تشکیلاتی به فعالیت‌های خود ادامه داد.

زهرا مریخی پیش از انقلاب

زهرا مریخی در جریان مبارزه علیه نظام شاه به فعالیت علیه شاه پرداخت و در قیامها به شعار نویسی و پخش اعلامیه مبادرت می‌کرد. او در برپایی تظاهرات دانشجویان هوادار مجاهدین در قائمشهر و شهرهای دیگر در استان مازندران نقش داشت. یکی از دوستان زهرا مریخی که با او در این فعالیتها شرکت داشت فرشته جعفرزاده بود که بعدها در زمان بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۳توسط رژیم ایران به دلیل هواداری و فعالیت علیه جمهوری اسلامی اعدام شد. فعالیتهای زهرا مریخی در زمان شاه باعث شد توسط ساواک احضار و مورد بازجویی قرار گیرد.

زهرا مریخی پس از انقلاب

زهرا مریخی پس از انقلاب ضدسلطنتی، انجمن هواداران سازمان مجاهدین در قائمشهر را ایجاد کرد و در ادامه مسئول بخش زنان در قائمشهر را به عهده گرفت. او پش از آن بدلیل توانایی‌هایش در نشریه مجاهد در مازندران به نام طلاونگ مشغول به کار شد. زهرا مریخی در آن زمان جزء هیئت تحریریه این نشریه بود. با آغاز درگیری‌ها میان سازمان مجاهدین خلق ایران و جمهوری اسلامی زهرا مریخی نیز زندگی مخفی را در پیش گرفت. او بعد از آن به تهران رفت و مسئولیت سرپل شاخه جنگل را به عهده گرفت[۲].[۳]

علی مریخی آهنگرکلایی برادر زهرا مریخی
علی مریخی آهنگرکلایی برادر زهرا مریخی

زهرا مریخی در سال ۱۳۶۳ به خارج از ایران رفت و در سال ۱۳۶۴به عضویت شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد[۴]. در سال ۱۳۶۷ برادر کوچکتر او علی مریخی آهنگر کلایی در عملیات آفتاب به شهادت رسید[۵]. زهرا مریخی خود نیز در عملیات فروغ جاویدان شرکت داشت[۶].

زهرا مریخی در سال ۱۳۷۰ مسئولیت رادیو صدای مجاهد و دیگر رسانه های سازمان را به عهده گرفت و در ادامه در سال ۱۳۷۱ به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد.

او در سال ۱۳۷۳ مسئول کمیسیون تبلیغات شورای ملی مقاومت ایران شد.

زهرا مریخی بعد از انتخاب به‌عنوان مسئول کمیسیون تبلیغات شورای ملی مقاومت، در مصاحبه‌یی با نشریه ۳۳۵مجاهد گفت:

زهرا مریخی مسئول کمیسیون تبلیغات سازمان مجاهدین خلق ایران
انتخاب زهرا مریخی به عنوان مسئول کمیسیون تبلیغات سازمان

«خوب است کمی به گذشته و مبارزات مسلحانه علیه دیکتاتوری شاه برگردیم. در آن زمان زنان مجاهد و مبارز تک ستارگانی انگشت‌شمار بودند هم‌چون اشرف شهیدان و یا مجاهد شهید فاطمه امینی و دیگر زنان مجاهد و فدایی که در آسمان مبارزات میهنمان درخشیدند. اما به یمن خونهای راهگشا و پاک آنان همزمان با قیام ۵۷و توده‌یی شدن مبارزه، بسیاری از زنان دانشجو، دانش‌آموز، کارمند، معلم و خانه‌دار هزار هزار پا به صحنه مبارزه گذاشتند و با شرکت در تظاهرات و مبارزات ضدرژیم سلطنتی حضور اجتماعی خود را اعلام کردند...

فکر می‌کنم که به یمن وجود مبارزه و مقاومت انقلابی در برابر رژیم و رهبری ذیصلاح آن و به‌رغم خواسته شوم خمینی، مردم ایران و کشور عزیزمان با توجه بجایگاهی که امروز زن ایرانی در مقاومت دارد و در بالابلندترین نقطه و رفیع‌ترین قلّه‌اش هم شاخص و مظهری مثل رئیس‌جمهور مقاومت می‌درخشد که نقش تعیین‌کننده‌یی در امر رهایی زن و ارتقاء نقش آن در مقاومت داشته، باید به خود ببالند و یقین کنند که این مقاومت رژیم خمینی را نابود و ایران را آزاد و آباد خواهد کرد...»[۷]

زهرا مریخی در سالهایی که بخشی از اعضاء مجاهدین خلق در اشرف و کمپ لیبرتی در محاصره بودند در پیشبرد کارزارهای سیاسی برای نجات مجاهدین نقش مهمی داشت و فعالیت‌های بسیاری را در کنار مریم رجوی به پیش برد. مسعود رجوی در پیامی که از تلویزیون سیمای آزادی پخش شد او را «سردار صبر و ظفر» نامید.[۸]

انتخاب زهرا مریخی به عنوان مسئول اول

پس از انتقال همه کادرهای مجاهدین از عراق به آلبانی، زهرا مریخی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق در تاریخ ۱۵شهریور ۱۳۹۶ در اجتماع بزرگ این سازمان به اتفاق آراء به عنوان مسئول اول انتخاب شد. زهره اخیانی قبل از زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران بود[۹].

سخنان مریم رجوی

زهرا مریخی مسئول اول مجاهدین
انتخاب زهرا مریخی به عنوان مسئول اول مجاهدین

مریم رجوی به مناسبت انتخاب زهرا مریخی به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین در سخنانی در این رابطه گفت:

این یک انتخاب درخشان، در اوج دموکراتیسم و انسجام و شکوفایی در جنگ هزار اشرف در راستای سرنگونی فاشیسم دینی است که در درون مجاهدین، میراث حنیف و آرمان مسعود را به اوج می‌رساند و در عرصه اجتماعی و سیاسی، درهم شکستن طلسم ارتجاع و اختناق را نوید می‌دهد...

خوشا مجاهدین که در پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان‌شان در چنین نقطه‌یی هستند. به‌همین دلیل سالگرد بنیان‌گذاری سازمان را نیز به‌طور مضاعف باید تبریک گفت. سه رادمرد بزرگ تاریخ معاصر ایران، محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع‌زادگان، در تأسیس سازمان مجاهدین آنچه را که میرا و منسوخ و استثماری بود به‌ دور انداختند و به‌جای آن ایده‌ها و راه‌ و روش‌های پیشرو و آزادکننده و بالنده را خلق یا احیا کردند. بدینسان سازمان مجاهدین در شورش علیه کهنگی و بن‌بست و خلق دنیای نو بنیان‌گذاری شد[۱۰][۱۱][۱۲]

سخنرانی زهرا مریخی

زهرا مریخی، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران در مراسم گرامی‌داشت پنجاه و پنجمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در جلسه‌ای که در شرایط کرونا به صورت اینترنتی در سراسر جهان برگزار می‌شد و هزاران نفر در آن به پایگاه مجاهدین در اشرف در کشور آلبانی وصل شده بودند سخنرانی کرد:

سلام و تبریک به همه شما، به‌خصوص اعضا و مسئولان گرامی انجمن‌ها و مجامع ایرانیان در اروپا، کانادا، آمریکا و استرالیا.

با تشکر از حضور خواهر مریم و درود به یکایک شما که مظاهر شرف و آزادگی ایران و ایرانی در کشورهای مختلف جهان هستید.

به‌رغم شیوع کرونا، ولی خوشبختانه ما همدیگر را ولو به‌طور مجازی می‌بینیم؛ اما بخش دیگری از این گردهمایی را نمی‌بینیم.

آنها یاران شورشگر ما هستند. مخصوصاً شورشگران دربند و اسیر و مشخصاً اعضا و هواداران مجاهدین و دلیران کانون‌های‌شورشی که در زندانهای خامنه‌ای مقاومت می‌کنند.

خانواده‌های حقیقی شهیدان و اسیران، آن‌هایی که به همان ارزش‌ها وفادار هستند، بخش دیگری از این گردهمایی‌اند.

بله، ما همه یک پیکر، یک روح و یک عزم؛ و همه برای آزادی ایران هستیم.

حضرت علی گفته است: «هر قفل، کلیدی و هر شب، چراغی دارد». چراغ شب‌ترین شب تاریخ ایران، همین سازمان است که در چنین روزی در سال۴۴ فروزان شد.

سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران را به همه شما تبریک می‌گویم.

امروز روزی است که برای مجاهد خلق و خلق محبوبش سرچشمه و سرآغاز رزم و رهایی‌ست.

وقتی که شاه و شیخ هر دستاوردی، هر جنبشی، هر نیکی و زیبایی در جامعه و کشور ما را از بین می‌برند، پس خلق یک جنبش، پیروزی همه مردم ایران است. این جاست که نه فقط ما، بلکه تاریخ مقاومت برای آزادی با خضوع تمام، نسبت به بنیانگذاران والای مجاهدین؛ حنیف و محسن و بدیع‌زادگان ادای احترام می‌کند.

آری، نامشان رمز آزادی در زمانه ماست که شورشگران و آزادی‌طلبان «به‌ترنم، آوازهای سرخشان را باز ترجیع وار زمزمه می‌کنند».

خواهران و برادران عزیز!

باز تأسیس و احیای مجاهدین پس از ضربه اپورتونیست‌های چپ‌نما در سال۵۴ توسط برادر مسعود سرفصل مهمی است. اما واقعیت این است که از سال۵۰ به این طرف، بارها زیر ضربات شاه و شیخ، سازمان مجاهدین تا مرز انهدام کامل پیش رفته، اما هر بار، مجاهدین از خاکستر خود دوباره

پر‌کشیده‌اند و این باز تأسیس‌ها و از نوبنیاد گذاشتن‌ها، کار اخص برادر مسعود است.

این مهمترین دلیل خصومت و کین‌توزی آخوندهای حاکم و هم‌دستان عقیدتی و سیاسی آنها نسبت به برادر مسعود است. چرا که در زمانه ما مسعود رجوی برانگیزاننده مبارزه و پاید‌اری برای آزادی است.

نام‌اش، کلام‌اش و پیام‌اش فراخوان دائمی به سرنگونی استبداد حاکم است. حاکمیت جمهور مردم و رأی مردم به‌جای حاکمیت و ولایت شیخ و شاه است.

هم‌میهنان، خواهران و برادران!

سازمان ما از سال۱۳۶۴ تا امروز، ۳۵سال از حیات ۵۵ساله خود را با خواهر مریم در کوران یک تحول رهایی‌بخش ایدئولوژیکی به‌سر برده که مجاهدین به آن انقلاب ایدئولوژیک درونی می‌گویند. جوهر این تحول را من در چند جمله خلاصه می‌کنم: انتخاب آزادانه و آگاهانه هر مجاهد خلق برای گذشتن از همه چیز در راستای سرنگونی رژیم و برای آن‌که مردم ما همه چیز را به‌دست بیاورند. لازمه این فدای بزرگ در هم کوبیدن فرهنگ جنسیت‌زدگی و فردیت فروبرنده بود. بر همین اساس، بیش از ۳۰سال است که زنان و مردان مجاهد انتخاب کرده‌اند که دنبال خانه و زندگی و همسر و فرزند و زندگی معمول نباشند.

چرا؟

برای سرنگونی و آزادی خلق و میهن. امری که در حاکمیت یک رژیم دجال و ضدبشر فدای تمام‌عیار و گذشتن از همه چیز را می‌طلبد. همه خواهران ما و همه برادران ما که امروز از مسئولان سازمان‌اند، زادگان همین انقلاب‌اند.

اگر بپرسید که پیام رهایی‌بخش مجاهدین به‌نسل جوان ایران چیست، پاسخ این است: شورش علیه ایدئولوژی جنسیت‌ز‌دگی و ایدئولوژی «اول من» که برابری و رهایی زن را تضمین می‌کند و یک رهبری ضداستثماری و یگانه‌ساز را عرضه می‌کند. به این شورش، مجاهدین اصطلاحاً انقلاب درونی می‌گویند.

اما هدف، ماندگاری و پایداری و جنگاوری در برابر رژیمی است که در تمامیت خود قتل‌عام حرث و نسل و همه کلمات و ارزش‌های برحق است. تا زنجیرهای بردگی و بندگی درهم بشکند.

ایدئولوژی خمینی و ولایت فقیه در یک‌کلام برده‌سازی است. به سؤالات هیأت‌های مرگ خمینی از زندانیان در سال۶۷ که عفو بین‌الملل منتشر کرده، نگاه کنید:

آیا حاضر هستی مجاهدین و رهبری آن را محکوم کنی؟

آیا حاضری در مورد رفقای سابق خودت جاسوسی و با مأموران اطلاعات همکاری کنی؟ آیا حاضری عضو جوخه‌های اعدام بشوی؟

آیا حاضری یک مجاهد را دار بزنی؟

بیخود نبود که برادر مسعود در سال۶۴ گفت هر چه چاه باطل عمیق‌تر است ما باید ستیغ قله حق را بالا و بالاتر ببریم. با فدای حداکثر و جنگ صد برابر در غیر این‌صورت از بین می‌رویم. مثل آنها که از بین رفتند. و پاره‌پاره یا مچاله و بازیچه دست‌های پنهان و آشکار آخوندهای خون‌آشام شدند.

برادر مسعود در همان سال۶۰ در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی می‌گفت خمینی قبل از هر چیز ”یک آزمایش“ تاریخی بود که همه زنگارها و رسوبات اعماق جامعه را منعکس کرد.

حرف و کشف خواهر مریم، در انقلاب درونی مجاهدین این بود که زن‌ستیزی و ایدئولوژی جنیست، هستهٔ مرکزی رسوبات اعماق جامعه و عمود خیمه ارتجاع ۱۴۰۰ساله در زیر پرده دین است. به نام اسلام؛ علیه اسلامی که خدیجه اولین گرونده آن، فاطمه بزرگ‌بانوی آن و زینب کبیر پرچمدار آن است.

تبعیض و ستم و سرکوب علیه زنان، بن‌مایه این تفکر آخوندسالار است. مرام ننگینی است که در آن، هم فئودالیسم آخوندی و هم سرمایه‌داری غارتگر زیر قبای آن اشتراک نظر دارند. در افتادن با ایدئولوژی جنسیت و مردسالاری که عمری به درازای تاریخ استثمار جنسی دارد، ساده نیست. شجاعت بسیار می‌خواهد که بتوانید با آن دربیفتید.

باید مثل مجاهدین برای یک دوره تاریخی هژمونی زن ذیصلاح انقلابی مجاهد خلق را در سلسله مراتب تشکیلاتی خودتان بپذیرید.

ما بر آنیم که بدون این هژمونی، در سازمان پیشتاز، زن در جامعه به‌معنی واقعی کلمه به برابری نمی‌رسد. خواهر مریم در سازمان پیشتاز به واقع یک غیرممکن را با می‌توان و باید ممکن و محقق کرد و ما حالا ۳۰سال آن را پشت سر گذاشتیم.

زیرساخت آن، البته رنج و رزم و خون دهها هزار خواهر شهید و زندانی است تا به‌قول برادر مسعود این «وجود جدید تاریخی» از زن مسلمان و در جامعه مسلمان امکان تحقق پیدا کند.

این خواهر مریم بود که آن را از شامگاه امکان در صفوف مجاهدین به بامداد تحقق رساند. واضح است که با این همه رزم و رنج و خون و فدا کسی نمی‌تواند مانع میدان‌دادن به زنان شود. اما وقتی بخواهید ایدئولوژی جنسیت و مرد سالار را از ریشه استثماری آن بزنید، مدافعان نظم کهن با زرادخانه دروغ و تهمت و افترا بلوا بپا می‌کنند.

آن وقت شما می‌شوید سکت و فرقه! با طلاق‌های اجباری! بی‌عاطفه و خشن که بر خانه و خانواده خروج کرده و راه مبارزه، آن هم از نوع خشونت‌گرای آن را برگزیده است.

جوهر موضوع اما، نگه‌داشتن زن در قید استثمار جنسی و مالکیت مردانه است. پس بهتر است برگردید و راه مبارزه بی‌هزینه از راه دور را برگزینید و به‌گفته شاه و شیخ عمرتان را در راه خلق و میهن و آزادی مردم‌تان تلف نکنید.

مویتان را در این راه سفید نکنید. مبارزه نکنید تا همیشه جوان و سرحال بمانید! مبارزه نکنید تا نمیرید!

به قول قرآن بگو اگر راست می‌گویید مرگ را از سر راه خود دور کنید…

اما به‌رغم تمام اباطیل و دسیسه‌ها، مجاهدین آن وجود تاریخی جدید را در کارزاری شگفت و خارق‌العاده، با مریم رهایی محقق کردند. باشد تا نسل‌های آینده در این مورد بیشتر بگویند... (بیشتر بخوانید)[۱۳]

منابع