سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر

از ایران پدیا
پرش به: ناوبری، جستجو
سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر
سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر
رهبر تقی شهرام
بنیانگذار تقی شهرام
بنیانگذاری ۱۳۵۷
انحلال و برچینش ۱۳۶۰
مرام مارکسیسم
کشور  ایران

سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر در آذر ماه  سال ۱۳۵۷ اعلام موجودیت کرد. این سازمان توسط بخشی از اعضای «سازمان مجاهدین خلق ایران» که به «مارکسیسم» گرایش پیدا کرده بودند تشکیل شد. در سال ۱۳۵۴ در شرایطی که اغلب اعضاء مرکزیت مجاهدین در زندان بسر می‌‌بردند فردی به نام تقی شهرام در بیرون از زندان علیه این سازمان نوعی کودتا انجام داد و اعلام نمود که سازمان مجاهدین خلق مارکسیست شده است. پس از اعلام مواضع مجاهدین خلق در مورد عدم تغییر ایدئولوژی آنها، این افراد با انقلاب ضد سلطنتی اعلام کردند سازمان جدیدی را تاسیس می‌کنند. این سازمان یک جریان موسوم به «خط سه» بود که مرزبندی کاملی با شوروی و چین و حزب توده داشت. این سازمان در پی سرکوبهای سال ۱۳۶۰ با دستگیری و اعدام اکثریت اعضای کمیته مرکزی و کادرهای آن، پایان یافت.

معرفی

سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر در آذر ماه  سال ۱۳۵۷ اعلام موجودیت کرد. این سازمان توسط بخشی از اعضای «سازمان مجاهدین خلق ایران» که به «مارکسیسم» گرایش پیدا کرده بودند تشکیل شد. این سازمان یک جریان موسوم به «خط سه» بود که مرزبندی کاملی با شوروی و چین و حزب توده داشت. از مائوئیسم و استالینیسم در ایران دفاع می کرد و به عبارتی آلبانی انور خوجه را سرمشق خود قرار داده بود. این سازمان در پی سرکوبهای سال ۱۳۶۰ با دستگیری و اعدام اکثریت اعضای کمیته مرکزی و کادرهای آن، پایان یافت.

سابقه

«سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر از مشهورترین جریانات موسوم به خط ۳ بود که در مبارزات سال‌های بین ۵۷تا ۶۱ نقش خاص و ویژه ای داشت.برای بررسی این سازمان باید به ریشه اصلی آن یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران پرداخت... بعد از فرار تقی شهرام از زندان ساری و پیوستن مجددش به سازمان و همینطور شهادت رضا رضایی یک تغییر عمده در مرکزیت رخ داد و آن هم جایگزینی تقی شهرام با رضا رضایی در مرکزیت سازمان مجاهدین خلق بود. تقی شهرام که اوایل سال ۱۳۴۹ توسط موسی خیابانی عضو‌گیری شده بود و تا زمان فرارش از زندان، عضو معمولی سازمان محسوب می شد و  هیچ نقشی در نهادهای رهبری کننده سازمان نداشت ناگهان به سمت مارکسیسم گرویده و در داخل سازمان و در مرکزیت شروع به کار ایدئولوژیک کرد.این بحث‌ها آرام آرام به بدنه سازمان هم منتقل شد.در سال ۵۳ جزوه ای که مشهور به “جزوه سبز”بود (چون در یک برگه سبز رنگ نوشته شده بود) در میان اعضای سازمان با عنوان ”پرچم مبارزه ایدئولوژیک را هر چه برافراشته تر سازیم!”منتشر می شود. این جزوه اولین بحث سیستماتیک در میان بدنه سازمان بود و به نوعی اعلام مواضع جدید رهبریت سازمان. این جزوه با واکنش‌های متفاوتی در درون سازمان روبرو شد، صف بندی که قبلا درون سازمان نبود را افزایش داد و طیف مذهبی و مارکسیست رو از هم دورتر کرد. در نهایت مارکسیست‌ها در درون سازمان خود را غالب کردند و مخالفان خود را با ترور و ارعاب و حذف از میدان به‌ در کردند و در مهرماه ۵۴ کتاب “تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران” چاپ و در سطح جامعه تکثیر شد. این اتفاق سر آغاز رو در رو شدن جریانات مارکسیست و اسلامیونی بود که بعدها دست اندرکاران جمهوری اسلامی شدند.»

جریان مارکسیستی تحت هدایت تقی شهرام و همکارانش، در گام اول مجاهدینی را که به اصول اولیه سازمان معتقد بودند (50 درصد مجاهدین بر اصول اولیه سازمان باقی مانده بودند. ناصر جوهری از اعضای بخش مارکسیستی. ویژه نامه آرش 13فروردین 1390) تصفیه و تصفیه فیزیکی کردند. درگام بعدی با اعلام تغییر خط،‌‌‌‌‌‌ مشی مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت و پس از مدتی خانه‌های جمعی باقیمانده را نیز (با این ملاحظه که این پایگاه‌ها ضرورت مبارزه مسلحانه بوده و با منتفی شدن مبارزه مسلحانه، این قبیل پایگاه‌ها نیز دیگر ضرورت ندارند) تعطیل کردند.

واکنش سازمان مجاهدین خلق ایران به عملکرد پیکار

مجاهدینی که به اصول اولیه سازمان ملتزم باقی مانده بودند، پیرامون مسعود رجوی مجددا متشکل شدند. مسعود رجوی به عنوان تنها عضو بازمانده از مرکزیت قبل از ۱۳۵۰ سازمان مجاهدین خلق، از مقابله به مثل با آن جریان جلوگیری کرد و اعلام نمود؛ برغم کشته شدن مجاهدین به دست اپورتونیست‌های چپ‌نما(عنوانی که به گروه تقی شهرام و همکارانشان اطلاق می کردند)، تضاد اصلی مجاهدین خلق ایران کماکان دیکتاتوری شاه است. و تهدید اصلی مجاهدین نیز پس از این ضربه، نه اپورتونیست‌ها بلکه افتادن به موضع عکس‌العملی و غلطیدن به موضع «راست» است.[۱]

«واکنش سازمان مجاهدین خلق ایران (در واقع کسانی که به ایدئولوژی اولیه سازمان اعتقاد داشتند و اکثرا در زندان بودند) در کتابچه مشهور “تحلیل بیانیه اپورتونیستهای چپ نما” که گفته می‌شود به قلم مسعود رجوی بوده در مقابل این حرکت منتشر شد: ضمن محکوم کردن این عمل و انحراف مبارزه از مسیر ضد امپریالیستی و همچنین کودتا خواندن عملکرد جناح مارکسیست‌های سازمان بود، ولی مجاهدین به هواداران خود هشدار دادند که “خطر اصلی از اپورتونیست چپ نیست بلکه از راست و اپورتونیست راست است”.»

واکنش روحانیون در زندان شاه

«روحانیون نیز در زندان حکم ”نجس بودن” مارکسیست‌ها را صادر کردند. جالب است بدانیم از امضا کنندگان این فتوا منتظری و طالقانی نیز بودند. اکثر هواداران روحانیون “کمونیسم را دشمن مردم خواندند و نه ساواک را!!” و تعداد زیادی از اینها در مراسم شاهنشاها سپاس که در سال ۵۵ از تلویزیون نیز پخش شد از شاه درخواست” عفو و بخشش ملوکانه کردند” مانند کروبی و عسگر اولادی. مشهورترین حامیان اصلی این طیف که تماما بعدها از دست اندرکاران جمهوری اسلامی بوده و هستند رفسنجانی،رجایی،نبوی،کروبی،لاجوردی،منتظری،اولادی بودند. این تغییر و تحول دررونی سازمان یکی از بحث برانگیزترین اتفاقات آن دوران جنبش انقلابی ایران بود.»

خط مشی سازمان پیکار بعد از انقلاب

«بخش مارکسیستی سازمان در دوران ابتدایی فعالیت خود به شدت تحت تاثیر تقی شهرام بود.این جریان از سال ۵۵ به بعد دیگر عمل مسلحانه ای انجام نداد اما درگیر بحران‌های متعدد درونی بود. سازمان در این مقطع به‌ طور قاطعانه مبارزه مسلحانه جدا از توده را رد کرد و مشی خود را از چریکی به مشی توده ای- انقلابی تغییر داد. سرآغاز این تحول جزوه معروف “نقد دوالیسم سیاسی” است که گفته می‌شود نوشته حسین احمدی روحانی است. در نهایت تقی شهرام از سازمان اخراج شد و تسویه های درونی سازمان طی سال‌های قبل و در جریان تغییر ایدئولوژی مورد انتقاد قرار گرفت و از مجاهدینی که به فرمان تقی شهرام و توسط نفرات وی تحت عنوان «خائن» ترور شده بودند اعاده حیثیت شد.در واقع سه جریان از این افراد مارکسیست شده شکل گرفت که اکثریت اعضا به سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر پیوستند(۱). سازمان پیکار در همان آغاز راه، خودش را بعنوان یک جریان رادیکال جا انداخت و در همان بیانیه اعلام موجودیت که در آذر۵۷ منتشر شد مرزبندی کاملش را با شوروی و چین و حزب توده مشخص کرد. پیکار در واقع یکی از چپ ترین جریانات جنبش کمونیستی ایران بود و ابتدای انقلاب رژیم جمهوری اسلامی را یک رژیم دوگانه می‌شناخت که برخوردی دوگانه می طبد. جناح بورژوازی لیبرال به رهبری بازرگان و جناح خرده بورژوازی به رهبری حزب جمهوری اسلامی. پیکار هیچگاه جمهوری اسلامی را مورد تایید قرار نداد و با حزب توده مرزبندی قاطع داشت و آنها را عوامل “سوسیال امپریالیسم” شوروی در ایران معرفی می‌کرد. سازمان پیکار شعار اصلی خود را در دوران بحرانی سال ۶۰ “نه به لیبرال‌ها، نه به حزب جمهوری، زنده باد پیکار توده ها “اعلام کرد. سازمان به شدت به عملیات مسلحانه مجاهدین خلق انتقاد داشت و آن‌ را تاکتیکی جدای مردم قلمداد می‌کرد و به شدت هم به نقد شورای ملی مقاومت پرداخت و از حضور در آن سر باز زد. این سازمان در کوران مبارزات پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ موجودیت تشکیلاتی خود را از دست داد و مضمحل شد و خط سیاسی‌ای که تبلیغ می کرد نیز فراموش گردید

افراد سرشناس

تقی شهرام، حسین احمدی روحانی، علیرضا سپاسی آشتیانی، بهرام آرام، وحید افراخته، تراب حق شناس، پوران بازرگان

نشریات

روزنامه پیکار

منبع

: تریبون زمانه (رادیو زمانه) اضافه شده توسط امیرعباس آذرم وند نویسنده مطلب: سه شنبه ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۱
  1. کتاب تشریح آموزشی بیانیه اپورتونیست‌های چپ‌نما