میرزای شیرازی
میرزای شیرازی، با نام کامل سید محمدحسن حسینی شیرازی، (متولد ۱۵ جمادیالاولی ۱۲۳۰ هـ. ق، شیراز - درگذشته ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ هـ. ق، عراق، سامرا) یکی از برجستهترین مراجع تقلید شیعه در قرن نوزدهم میلادی بود که نقش محوری در تحولات سیاسی و مذهبی ایران ایفا کرد.
او در کودکی پدر خود را از دست داد، اما تحت سرپرستی داییاش، مجدالاشراف، قرار گرفت و از هوش سرشاری برخوردار بود. تحصیلات مقدماتی را در شیراز آغاز کرد و در دوازده سالگی به فراگیری فقه پرداخت. در هجده سالگی به اصفهان مهاجرت کرد و نزد محمدتقی اصفهانی و حسن بیدآبادی تحصیل کرد و پیش از بیست سالگی اجازه اجتهاد دریافت نمود.
پس از ده سال اقامت در اصفهان، در سال ۱۲۵۹ ه. ق، به عتبات عالیات رفت و در نجف از درس محمد حسن نجفی و مرتضی انصاری بهره برد. پس از درگذشت انصاری در سال ۱۲۸۱ ه. ق، با اصرار شاگردان برجسته، مرجعیت عام شیعیان را پذیرفت و به مدت سی سال در این مقام ماند.
میرزای شیرازی در سال ۱۲۹۱ ه. ق، به سامرا مهاجرت کرد. وی فعالیتهای اجتماعی گستردهای داشت، از جمله تعمیر حرم امامین عسکریین، ساخت مدرسه، پل، حمام و رسیدگی به محرومان.
میرزای شیرازی علاقهمند به شعر و ادب بود و فضایل اخلاقی همچون تواضع، سعه صدر و رفتار پدرانه با شاگردان را دارا بود. شاگردان برجستهای چون آخوند خراسانی، محمد کاظم یزدی، میرزا محمد تقی شیرازی تربیت کرد. آثار متعددی از او برجای ماندهاست.
مهمترین اقدام سیاسی وی صدور فتوای تحریم تنباکو در سال ۱۳۰۸ هجری قمری بود که علیه قرارداد استعماری انگلیس با ناصرالدین شاه صادر شد. این فتوا، که استعمال تنباکو را محاربه با امام زمان دانست، منجر به قیام سراسری در شهرهایی چون شیراز، تبریز، اصفهان و تهران گردید و سرانجام شاه را وادار به لغو امتیاز کرد.
این نهضت سرآغاز جنبش مشروطه ایران محسوب میشود. میرزای شیرازی در ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ هجری قمری در سن ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و پیکرش در نجف، کنار حرم امام علی (ع) دفن شد.[۱][۲][۳][۴][۵]
زندگی اولیه و تحصیلات
محمدحسن حسینی شیرازی، معروف به میرزای شیرازی یا میرزای بزرگ، در صبح روز ۱۵ جمادیالاولی سال ۱۲۳۰ هجری قمری در شیراز چشم به جهان گشود. پدرش، سید محمود خوشنویس، در طفولیت میرزا درگذشت. سرپرستی او را داییاش، سید میرزا حسین موسوی معروف به مجدالاشراف، بر عهده گرفت. از کودکی هوش و استعداد سرشاری نشان داد و داییاش برنامهای خاص برای تربیت وی تدارک دید، از جمله استخدام آموزگاری خوشنویس با حقوق ماهانه ده تومان برای آموزش نوشتاری.
میرزای شیرازی از چهار سالگی به مکتبخانه رفت و ظرف دو سال قرآن و کتابهای ادبیات فارسی را فرا گرفت. از شش سالگی صرف و نحو عربی را آغاز کرد و در هشت سالگی مطالعات مقدماتی را به پایان رساند. سپس تحت تعلیم میرزا ابراهیم شیرازی، به آیات قرآن، احادیث و هنر خطابه پرداخت. در هشت سالگی، به درخواست معلم، پس از نماز در مسجد وکیل شیراز بر منبر رفت و بخشی از کتاب اخلاقی ابوابالجنان را از حفظ خواند.
در دوران نوجوانی، پیش از مهاجرت به اصفهان، به عنوان نویسنده اداری فعالیت کرد و راه پدر را ادامه داد.[۱][۲]
تحصیلات در شیراز و اصفهان
میرزای شیرازی تحصیلات مقدماتی را در شیراز آغاز کرد و در دوازده سالگی فقه و اصول را نزد محمدتقی شیرازی، فرا گرفت. در هجده سالگی، به توصیه استاد، به اصفهان مهاجرت کرد و در مدرسه صدر ساکن شد و از کسانی چون محمدتقی اصفهانی، حسن بیدآبادی (مدرس) و محمد ابراهیم کرباسی بهره برد. آموزش خصوصی نیز نزد شیخ محمدتقی فرا گرفت و پس از مرگ وی در پایان ۱۲۴۸ هجری قمری، به درس بیدآبادی پیوست و پیش از بیست سالگی اجازه اجتهاد دریافت کرد. ده سال در اصفهان ماند و اجازه دوم اجتهاد را نیز کسب نمود.
در این دوره، با دخترعمویش ازدواج کرد و صاحب دختری و پسری به نام علی شد. همسر اولش در سال ۱۳۰۳ هجری قمری درگذشت و از همسر دوم صاحب پسر و دختری گردید.[۱][۲]
مهاجرت به عتبات و تکمیل مراتب علمی
میرزای شیرازی در سال ۱۲۵۹ ه. ق، اصفهان را به قصد زیارت عتبات ترک کرد و ابتدا به کاظمین و سپس به کربلا رفت. پس از زیارت، تصمیم به بازگشت گرفت اما در راه نجف بیمار شد و ناچار در نجف ماندگار شد. در نجف ابتدا از درس شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) بهره برد و سپس به حلقه درس شیخ مرتضی انصاری پیوست. میرزای شیرازی چنان در درس انصاری درخشید که شیخ او را «سلطان القرائح» (سلطان استعدادها) نامید.
پس از وفات شیخ انصاری در ۱۸ جمادیالثانی ۱۲۸۱ ه. ق، شاگردان برجسته از جمله آخوند خراسانی، سید محمد فشارکی، میرزا محمدتقی شیرازی و دیگران با اصرار بسیار مرجعیت عام را به میرزای شیرازی واگذار کردند. وی ابتدا از پذیرش سرباز زد و حتی قصد ترک نجف کرد، اما به دلیل اصرار علما و مقلدان پذیرفت و تا پایان عمر مرجع مطلق شیعه باقی ماند.[۱][۲][۳]
مهاجرت تاریخی به سامرا و تأسیس حوزه علمیه جدید
میرزای شیرازی در سال ۱۲۹۱ ه.ق به علل متعدد از جمله شیوع وبا در نجف، فشارهای سیاسی عثمانی، و مهمتر از همه، هدف بزرگتر ایجاد حوزهای مستقل و امن برای شیعیان، به سامرا مهاجرت کرد. این مهاجرت جمعی یکی از بزرگترین جابهجاییهای علمی تاریخ تشیع محسوب میشود.[۲][۴]
در سامرا، میرزای شیرازی حوزه علمیهای عظیم تأسیس کرد که در مدت کوتاهی بیش از پنج هزار طالب علم را در خود جای داد. او شخصاً نظارت بر ساخت مساجد، مدارس، پلها، حمامهای عمومی و بازار داشت و بخش زیادی از اموال خود و وجوهات شرعی را صرف آبادانی شهر کرد. هدف اصلی این حوزه، علاوه بر تربیت فقیه، تقویت موقعیت شیعه در برابر عثمانی و ایجاد فضای تقریب با اهل سنت بود.[۱][۵]
فعالیتهای عمرانی و اجتماعی در سامرا
میرزای شیرازی در طول نوزده سال اقامت در سامرا خدمات اجتماعی گستردهای انجام داد:
- بازسازی کامل حرم امامین عسکریین (ع) پس از ویرانیهای پیشین
- احداث دو مدرسه بزرگ علمیه (یکی در جوار حرم و دیگری در بخش دیگر شهر)
- ساخت پل بزرگ بر رود دجله که هنوز به نام «جسر میرزای شیرازی» شناخته میشود.
- احداث قنات، حمام عمومی، بازار و کاروانسرا
- ایجاد صندوق قرضالحسنه برای فقرا و رسیدگی مستقیم به ایتام و بیوهزنان
- اختصاص بخشی از وجوهات برای درمان بیماران و تأمین دارو[۱][۲][۳]
ویژگیهای اخلاقی و روش تربیتی
میرزای شیرازی دارای سجایای اخلاقی برجستهای بود: تواضع بسیار، سعه صدر، شوخطبعی ملایم، و رفتار پدرانه با شاگردان. هرگز کسی را با القاب فقهی خطاب نمیکرد و حتی به بزرگترین شاگردانش با نام کوچک و محبت سخن میگفت. در درس، با حوصله به شبهات پاسخ میداد و اگر کسی اشتباه میکرد، با ملایمت اصلاح میکرد. علاقه زیادی به شعر فارسی و عربی داشت و خود اشعاری سروده بود.[۱][۴]
آثار علمی و فقهی
میرزای شیرازی با وجود مسئولیت سنگین مرجعیت و امور اجتماعی، تألیفاتی از خود بر جای گذاشت که بیشتر آنها در اصول فقه و فقه استدلالی است:
- حاشیه جامع بر کتاب «مصباح الفقاهة» انصاری (در باب طهارت)
- رساله عملیه «ذخیرةالعباد فی یومالمعاد» که تا زمان حیاتش بارها چاپ شد
- رساله فیالرضاع (مسئله رضاع و احکام آن)
- حاشیه بر رساله «نجاةالعباد» مرتضی انصاری
- تقریرات درس اصول مرتضی انصاری (دو جلد، به قلم شاگردانش ثبت شده)
- رساله در قاعده «لا ضرر و لا حرج»
- رساله در مسئله «تقلید میت»
- حاشیه بر «مکاسب» شیخ انصاری (به روایت برخی شاگردان)
- مجموعه استفتائات و فتاوای فقهی که بعدها در کتابهای «الفتاوی الشیرازیة» و «صراط النجاة» (توسط پسرش سید علی) گردآوری شد.[۱][۲][۳]
فتوای تاریخی تحریم تنباکو
در سال ۱۳۰۶ ه.ق (۱۳۰۸ ه.ق به تقویم برخی منابع) ناصرالدین شاه امتیاز انحصاری خرید، فروش و کشت توتون و تنباکو در سراسر ایران را به مدت ۵۰ سال به شرکت انگلیسی «ریجی» (Regie) واگذار کرد. این قرارداد عملاً اقتصاد تنباکو را در دست بیگانگان قرار میداد و به کشاورزان و بازرگانان ایرانی زیان سنگین وارد میکرد. علما و بازرگانان تبریز و شیراز ابتدا اعتراض کردند و سپس موضوع به میرزای شیرازی در سامرا منتقل شد و او نیز فتوایی صادر کرد.[۱][۲][۶]
متن دقیق فتوا
پس از بررسی دقیق قرارداد و مشورت با علمای همراه، میرزای شیرازی در اواخر سال ۱۳۰۸ ه.ق (ذیقعده یا رجب) فتوای معروف خود را صادر کرد:
«بسم الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون به بایّ نحو کان حرام و محاربه با امام زمان (عج) است. حرره العبد محمد حسن الحسینی»
این فتوا ابتدا به صورت مکتوب برای علمای تهران و سپس به صورت اعلامیه در سراسر کشور پخش شد.[۶][۳][۲]
آثار و نتایج فتوا
- مردم ایران بلافاصله استعمال قلیان و سیگار را ترک کردند؛ حتی در حرمسرای ناصرالدین شاه قلیانها شکست و زنان دربار هم اطاعت کردند.
- بازارهای تنباکو در تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و تهران تعطیل شد.
- اعتراضات مردمی به درگیری مسلحانه در برخی شهرها انجامید.
- دولت انگلیس و ناصرالدین شاه ابتدا فتوا را جعلی خواندند، اما میرزای شیرازی در پاسخ دوم اعلام کرد: «اگر فتوا جعلی است، چرا مردم اطاعت میکنند؟»
- سرانجام در جمادیالاول ۱۳۰۹ ه.ق شاه رسماً قرارداد را لغو کرد و ایران ۵۰۰ هزار لیره غرامت به شرکت انگلیسی پرداخت.
این نهضت اولین پیروزی سراسری ملت ایران علیه استعمار در دوره قاجار و سرآغاز جنبش مشروطه محسوب میشود.[۱][۶][۲]
وفات و محل دفن
میرزای شیرازی در سحرگاه سهشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ هجری قمری (برابر با ۲۰ فوریه ۱۸۹۵ میلادی) در سن ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت. پیکر او را ابتدا در سامرا در جوار حرم عسکریین دفن کردند، اما طبق وصیت خودش چند ماه بعد به نجف منتقل و به خاک سپرده شد.[۱][۲][۳]
جایگاه تاریخی و تأثیرات ماندگار میرزای شیرازی
میرزای شیرازی تنها مرجع تقلیدی بود که در تاریخ معاصر تشیع موفق شد همزمان سه حوزه بزرگ علمی (نجف، سامرا و کربلا) را تحت رهبری خود داشته باشد.[۱][۲][۴]
فتوای تحریم تنباکو در سال ۱۳۰۸ ه.ق اولین نمونه موفق از بسیج سراسری مردم ایران با فتوای یک مرجع تقلید بود؛ تجربهای که چهارده سال بعد در انقلاب مشروطه تکرار شد و بسیاری از رهبران مشروطه (مانند آخوند خراسانی، نائینی) از شاگردان میرزای شیرازی بودند.[۶][۳]
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ آیت الله العظمی میرزای شیرازی - راسخون
- ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ سید محمدحسن شیرازی - ویکی شیا
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ سید محمد حسن میرزای شیرازی (میرزای شیرازی) - پژوهه
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ آیت الله میرزای شیرازی - پژوهشگاه مطالعات تقریبی
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ کتاب «وحدت در سیره میرزای شیرازی»، تألیف عبدالرحیم اباذری - فرهنگ زیارت
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ آیتالله میرزای شیرازی (لغو تنباکو) - مرکز تعلیمات اسلامی واشینگتن