علیاکبر دهخدا
علیاکبر دهخدا، زادهی ۱۲۵۸ – تهران، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار، لغتشناس، پژوهشگر، سیاستمدار و شاعر ایرانی است. پدرش از ملاکان متوسط شهر قزوین بود. علیاکبر دهخدا تحصیلات قدیمی خود را نزد شیخ غلامحسین بروجردی گذراند؛ و سپس به مدرسهی علوم سیاسی رفت. پس از پایان تحصیلات در وزارت خارجه مشغول کار شد. وی علاوه بر زبان فارسی، به زبانهای فرانسه و عربی تسلط داشت. علیاکبر دهخدا با آغاز مشروطیت مبارزهی سیاسی خود را شروع کرد. او با همکاری جهانگیرخان شیرازی روزنامهی صور اسرافیل را منتشر کرد؛ و پس از چندی در استانبول روزنامهی سروش را به زبان فارسی انتشار داد. لغتنامهی دهخدا با بیش از ۵۰ جلد کتاب از مهمترین آثار علیاکبر دهخدا است. کتاب امثال الحکم نیز از معروفترین تألیفات دهخدا است. علیاکبر دهخدا سرانجام در هفتم اسفندماه ۱۳۳۴، در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه به خاک سپرده شد.
تحصیلات
علیاکبر دهخدا در سن ۱۲ سالگی نزد یکی از فضلای آنزمان بهنام شیخ غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود؛ تحصیلات قدیمی را فرا گرفت. بعداز افتتاح مدرسهی سیاسی در تهران، دهخدا در آن مدرسه مشغول تحصیل گردید و مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی را آموخت. آن زمان محمدحسین فروغی مؤسس روزنامهی تربیت و پدر ذکاءالملک فروغی، معلم ادبیات فارسی مدرسهی سیاسی تهران بود. آقای فروغی گاهی تدریس ادبیات کلاس را به عهدهی دهخدا میگذاشت. منزل دهخدا نزدیک منزل آیتالله حاج شیخ هادی نجمآبادی بود؛ و به همین خاطر از محضر آن استاد بهرهمند میشد. دهخدا در همین ایام به تحصیل زبان فرانسه پرداخت.[۱]
پس از تشکیل دانشکدهی حقوق در دانشگاه تهران نیز مدیریت این دانشکده به عهدهی دهخدا گذاشته شد؛ او به مدت ۱۴ سال به ادارهی مؤسسههای آموزش عالی پرداخت. علامه دهخدا در حوزهی علمیه نیز به تحصیل در زمینهی علوم دینی پرداخت و در زمینهی ادبیات فارسی و عرب از دانش بسیاری برخوردار بود. علاوه بر آن در مدتی که در اروپا زندگی میکرد با تمدن و فرهنگ غرب از نزدیک آشنا شد؛ و این تجربهها را در طول سالها زندگی پربار خویش، صرف نوشتن اثرهایی ماندگار کرد. دهخدا از بنیانگذاران جمعیت مبارزه با بی سوادی بود که در اعلامیههایی همهی مردم ایران را به آموختن دعوت کرد؛ و بر این باور بود که باید همگان سواد بیاموزند و بایستی این امکان را دوستداران ادب فراهم سازند.[۲]
علیاکبر دهخدا در سال ۱۲۸۱، در سن ۲۴ سالگی، هنگامی که معاونالدوله غفاری به وزیر مختاری ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود؛ همراه او به اروپا رفت. دو سال و نیم در اروپا بود و بیشتر در وین پایتخت اتریش اقامت داشت. وی در آنجا زبان فرانسه و معلومات جدید را تکمیل کرد.[۱]
مبارزات سیاسی
بازگشت علیاکبر دهخدا از اروپا مصادف با آغاز انقلاب مشروطه بود. او که به فکر پیشرفت و ترقی ملت و مملکت خود بود، انقلاب مشروطه را راه مناسبی برای رسیدن به این هدف میدید. دهخدا از همان آغاز ورود به وطن، از طرف امینالضرب مهدوی به عنوان معاون و مترجم موسیو دوبروک، مهندس بلژیکی در ادارهی شوسهی خراسان استخدام شد. از همین دوران دیگران از نامههای اداری و شیوهی کار دهخدا، استعدادهای او بهویژه استعدادش در نویسندگی را شناخته بودند. پس از ۶ سال، هنگامی که مشروطه در کشور اعلام شده بود؛ و مشروطهخواهان در حال تلاش برای بیدار کردن مردم از خواب غفلت بودند؛ علیاکبر دهخدا از طرف میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسمخان تبریزی بهعنوان نویسندهای در روزنامهی صور اسرافیل، به تهران دعوت شد. ورود دهخدا به روزنامهی صور اسرافیل، آغاز فعالیتهای سیاسی دهخدا بود. روزنامهی صور اسرافیل که یک هفتهنامه بود؛ و به طور هفتگی منتشر میشد، ۹ ماه پس از اعلام مشروطیت در روز پنجشنبه ۱۷ربیع الاول سال ۱۳۲۵ قمری، در محل کتابخانهی تربیت، واقع در خیابان ناصری تهران آغاز به کار کرد. روزنامهی صور اسرافیل یکی از اساسیترین و مهمترین سلاحهای مشروطهخواهان بود که تیراژ هر شمارهی آن در حدود ۲۴ هزار نسخه بود. این روزنامه به طرز ماهرانهای و برای اولین بار در ایران توانسته بود طنز و اخبار و مقالات سیاسی و نیازهای مردم آن دوران را به طور مطلوب و مردمپسندی در قالب یک روزنامه چاپ کند. این نخستین روزنامهی ایرانی بود که مردم کوچه و بازار نیز آن را میخواندند. مردم دسته دسته مینشستند و با شور و شوق روزنامهای را میخریدند که هم باعث تفریحشان بود و هم نیازها و مشکلاتشان را مطرح میکرد. از میان مطالب این روزنامه آنچه بیش از همه طرفدار داشت و باعث شهرت روزنامه شده بود ستونی بود به نام "چرند و پرند" که با امضای "دخو" به چاپ میرسید و نویسندهی آن علیاکبر دهخدا بود. نوشتههای دهخدا در ستون چرند و پرند از دو نظر قابل توجه هستند. نخست اینکه سبک نوشتار دهخدا در این مقالات نوعی سبک جدید در نگارش فارسی بود. بنا به تایید بسیاری از مورخین سبک نگارش او در چرند و پرند سبکی کاملاً جدید بود و بسیاری از نوشتههای امروزی برگرفته از آن سبک هستند. همچنین استدلالها و طعنههای سیاسی دهخدا در دفاع از مشروطه، در نوع خود بینظیر بودند و تاثیر زیادی در طرفداری مردم از حکومت مشروطه داشتند. روزنامهی صور اسرافیل در طول مدت انتشار ۵ بار متوقف شد. وقفهی اول و دوم آن هر دو به خاطر مقالات تند و تیز روزنامه بودند و در هر دو بار روزنامه برای مدتی منتشر نشد. پس از مدتی روزنامه مجددا توقیف شد و محل چاپ روزنامه نیز مورد غارت و حمله قرار گرفت. در بار چهارم وقفه در انتشار طولانی شد و دلیل آن بیماری دهخدا ذکر میشد. آخرین توقف در کار چاپ روزنامه سه روز قبل از به توپ بستن مجلس شورای ملی بود.
پس از حاکم شدن فضای رعب و وحشت در جامعه، علیاکبر دهخدا و تقیزاده و سید جمالالدین واعظ و تعدادی دیگر در خانهای نزدیک مجلس شورای ملی پنهان شدند؛ و سپس به مدت ۲۵ روز بهعنوان پناهندهی سیاسی در سفارت انگلیس به سر بردند. تا اینکه دست آخر محمدعلی شاه با هر تدبیری که بود آنها را از آنجا بیرون آورد؛ و راهی تبعیدشان کرد. علیاکبر دهخدا نخست به نزد محمدخان قزوینی در پاریس رفت؛ و پس از مدتی از آنجا به شهر ایوردن(Yverdon) سوئیس سفر کرد؛ و در آنجا نیز سه شمارهی دیگر از روزنامهی صور اسرافیل را به هر زحمتی که بود به چاپ رساند و با مشقت به تهران فرستاد. علیاکبر دهخدا پس از مدتی عازم استانبول شد. در استانبول روزنامهی فارسی سروش را به کمک ایرانیان آنجا منتشر کرد که حدود ۱۵ شماره از آن منتشر شد. سرانجام پس از پیروزی مشروطهخواهان، علیاکبر دهخدا بهعنوان نمایندهی مجلس از دو شهر تهران و کرمان انتخاب شد. او به تهران بازگشت و به عنوان نمایندهی مردم کرمان به مجلس شورای ملی رفت. پس از آغاز جنگ جهانی اول، علیاکبر دهخدا به یکی از روستاهای چهارمحال و بختیاری رفت و منزوی شد. زندگی سیاسی دهخدا در اینجا به پایان نرسید. پس از چند سال، هنگامی که بحث ملی شدن صنعت نفت مطرح شده بود، دهخدا به دفاع از آن پرداخت و مقالاتی را نیز علیه استعمار انگلیس نوشت. طرفداری دهخدا از دکتر محمد مصدق و یارانش تا به آنجا بود که وقتی کودتای ۲۸ مرداد به پیروزی رسید، سربازان شاه به دنبال دکتر فاطمی یار وفادار دکتر مصدق میگشتند تا او را دستگیر کنند؛ از اینرو به خانهی دهخدا ریختند؛ و خانهی او را برای پیدا کردن دکتر فاطمی به هم ریختند. چون دکتر فاطمی را نیافتند، دهخدا را بازداشتش کردند و با شکنجه تلاش کردند تا حرفی از زیر زبان او بیرون بکشند. اما چون به نتیجهای نرسیدند پیکر نیمهجان او را در دالان منزلش رها کردند.[۱]
تبعید و مهاجرت دهخدا
پس از کودتای محمدعلی شاه درسال ۱۲۸۷، علامه دهخدا همراه با گروهی از آزادیخواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید آنها به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم الاسلام کرمانی، بنا شد که ۶ نفر از کسانی که در سفارتخانهی انگلیس بودند؛ نفی بلد و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی ۱۵۰ تومان بدهند و مأمور سفارت آنها را ببرد به مرز برساند و رسید بگیرد و مراجعت کند، تا یک سال در تبعید باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران. آزادیخواهانی که همراه دهخدا بودند عبارت بودند از: سید حسن تقیزاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، حسین پرویز. آنها به علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند.
پس از ورود دهخدا و آزادیخواهان تبعیدی به پاریس، جمعی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقیزاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله بودند. ولی معاضدالسلطنه پس از اندکی به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوبارهی صور اسرافیل همکاری کرد. علامه دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صور اسرافیل در آن شهر نپذیرفت. ادوارد براون استدلال میکرد که در انگلیس امکانات بیشتری مهیا است و روزنامههایی مانند منچستر، گاردین و دیلینیوز هواخواه مشروطهاند و چیزهایی مینویسند؛ اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح میداد که این کار را نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشرت داشت. در پاریس چون امکان نشر روزنامه نبود، گروه صور اسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسمخان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردن در کشور سوییس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دورهی دوم صور اسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریحتر از پیش بود. در شمارهی سوم دهخدا مسمط معروف خود، یاد آر ز شمع مرده یاد آر، که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همراهان و دوستانش در وضعیت مالی بسیار دشواری زندگی میکرد.
در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطهخواه همچون یحیی دولتآبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانشاصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهمترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامهی سروش در فاصلهی تیر تا آبان ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر این روزنامه، سیدمحمد توفیق و سردبیر آن علیاکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولتآبادی و میرزا حسین دانشاصفهانی بودند. در همان دورهی اقامت علامه دهخدا در اروپا، دورهی دوم روزنامهی روحالقدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر میشد که دبیر و نگارندهی آن میرزا علیاکبرخان دهخدا معرفی شده است.
پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دورهی دوم مجلس شورای ملی، علامه دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان به نشانهی حقشناسی مردم این شهرها از بابت مقالات صور اسرافیل، به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. وی در بازگشت به ایران و در ادامهی فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.[۳]
دهخدا کاندیدای ریاست جمهوری
علامه علیاکبر دهخدا سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران در دههی ۱۹۲۰، را نیز به عهده داشت. در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، علامه دهخدا بهعنوان نخستین کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد. مردی که میتوانست نخستین رئیس جمهور ایران باشد، شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستمدیده از استبداد بود؛ و از کورهی ارتجاعستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده بود. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمیشد در سن پیری و به جرم طرح او به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران کشت؛ اما میشد به انزوا کشاند؛ و چنین نیز کردند.[۳]
علیاکبر دهخدا در زمان سلطنت رضاشاه
پس از پایان جنگ جهانی اول، علامه دهخدا از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت؛ و طی سلطنت رضاشاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر کابینهی وزارت معارف (وزارت فرهنگ) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهی سیاسی به مدرسهی عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علیاکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغتنامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صور اسرافیل منتشر میکرد نمیسراید و نمینویسد، دهخدا گفته است:
«در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامهها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغتنامه وظیفهای دشوار و خستهکننده و طاقتسوز ولی واجب را تحمل نماید».[۳]
لغتنامهی دهخدا
لغتنامهی دهخدا مهمترین و اساسیترین اثر علیاکبر دهخدا و حتی شاید همهی نویسندگان معاصر است. بیشتر شهرت و احترامی که دهخدا داراست به خاطر لغتنامهی اوست. تألیف لغتنامهی دهخدا تاثیر بزرگی در جاودانگی زبان فارسی گذاشت. امروز در ایران برای جستوجوی معنای کلمه یا مطلبی علمی در هر کتابخانه، مجلدات لغتنامهی دهخدا را ورق میزنند. تمامی لغات فارسی و نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و اشخاص بزرگ و حتی لغات عربی را میتوان در لغتنامهی دهخدا یافت. در جلوی هر کلمهای معنای لغوی کلمه، موارد استعمال آن، طرز تلفظ صحیح آن، اشعاری با آن و بسیاری اطلاعات دیگر دربارهی آن قرار دارد. لغتنامهی دهخدا هم دایرةالمعارف است و هم کتاب مرجع علوم گوناگون و هم لغتنامه. لغتنامهای که علیاکبر دهخدا ۵۰ سال، یعنی بیشتر عمر خود را صرف آن کرده است؛ از پایهی سه-چهار میلیون فیشی تألیف شده است که دهخدا شب و روز به جمعآوری آنها مشغول بود. بنا بر گفتهی خود او و نزدیکانش، دهخدا هیچ روزی از کار فیشبرداری برای لغتنامه غافل نشد مگر ۲ روز به خاطر فوت مادرش و ۲ روز به خاطر بیماری سختی که داشت. فکر و اندیشهی ایجاد لغتنامهای جامع که هم معنای همهی لغات فارسی را داشته باشد و هم اطلاعات لازم دربارهی همه چیز را به خواننده بدهد از همان زمانی که دهخدا در یکی از قرای بختیاری منزوی بود در ذهنش خطور کرده بود. وی چند میلیون فیش از روی متون معتبر استادان نظم و نثر فارسی و عربی، لغتنامههای چاپی و خطی، کتب تاریخ و جغرافیا، طب، ریاضی، هندسه، هیأت، حکمت، کلام، فقه و… فراهم آورده بود. البته نقل میکنند که او بیشتر یادداشتها را از حافظهی خود مینوشته است. علیاکبر دهخدا در یکی از یادداشتهای پراکندهاش برای لغتنامه مینویسد:
«همهی لغات فارسی (زبانان تاکنون احیا و درجایی جمعآوری نشده، مقداری از لغات مستعمل در لغتنامهها در کتب بهویژه در شعر، گردآمدهاست که ما آنها را در اینجا نقل کردهایم. ولی از سوی دیگر هزاران لغت فارسی و غیر فارسی در تداول بهکار میرود که تاکنون کسی آنها را گرد نیاورده و اگر گردآورده به چاپ نرسانیدهاست. ما بسیاری از این لغات را بهتدریج از حافظه نقل و سپس آنها را الفبایی کردهایم. ولی باید دانست که برای بهخاطر آوردن چند دههزار کلمه و الفبایی کردن آن، عمر هفت کرکس میباید... و این کار بیهیچ فصل و قطعی، بیرون از بیماری صعب چند روزه و دو روز رحلت مادرم رحمهالله علیها که این شغل تعطیل شد و دقایقی چند که برای ضروریات حیات در روز، و میتوانم گفت که بسیار شبها نیز، در خواب و در میان نوم و یقظه در این کار بودم. چهبارها که در شب از بستر برمیخاستم و پلیته میکردم و چیز مینوشتم».
علیاکبر دهخدا در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی، میلیونها فیشی را كه در تهیهی لغتنامه فراهم كرده بود، توسط مجلس شورای ملی به ملت ایران هدیه كرد و مجلس نیز قانونی را تصویب كرد كه این میراث عظیم چاپ شود و مؤسسهای نیز به نام لغتنامهی دهخدا برای مدیریت کار چاپ لغتنامه و ادامهی راه دهخدا تأسیس شود. مدتی بعد از تصویب طرح چاپ لغتنامه در مجلس شورای ملی، دهخدا درگذشت و از آن زمان به بعد کار هماهنگی و مدیریت لغتنامه به وصیت خود دهخدا به عهده دکتر محمد معین گذاشته شد. دکتر محمد معین که در ادبیات فارسی تبحر فراوان داشت و کتاب فرهنگ فارسی ۶ جلدی معین از آثار گرانبهای اوست به خوبی از عهدهی ادامه این کار بزرگ بر آمد. پس از درگذشت دکتر محمد معین نیز این کار بهوسیلهی دکتر سید جعفر شهیدی و ابوالحسن شعرائی و دکتر دبیر سیاقی و دیگران دنبال شد و به پایان رسید. تا زمانی که علیاکبر دهخدا زنده بود چهار هزار و دویست صفحه از لغتنامه تهیه شده بود در حالی که لغتنامهای که امروز وجود دارد در ۵۰ جلد و ۲۶ هزار صفحه به چاپ رسیده است. همچنین به تازگی سیدی لغتنامهی دهخدا نیز توسط مؤسسهی دهخدا که زیرمجموعهی دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران است تولید و عرضه شده است. به دلیل ارزش فرهنگی و علمی لغتنامه و نقش خطیر آن در زبان فارسی از تولید و عرضهی سیدی یا کتاب لغتنامهی دهخدا توسط شرکتها و ادارههای دیگر جلوگیری میشود. همچنین به تازگی، مجلس در حال بررسی این طرح است که کتاب لغتنامه را از قانون حقوق مصنفان مجزا نگه دارد زیرا بر اساس این قانون هر کتابی پس از گذشتن ۳۰ سال از زمان چاپش، قابل چاپ شدن توسط هر چاپخانهای است. اما به علت وضعیت ویژهی لغتنامهی دهخدا، قرار است قانونی تصویب شود که بر اساس آن بهجز مؤسسهی دهخدا هیچ مؤسسهی دیگری نتواند دست به تولید و توزیع کتاب یا سیدی لغتنامهی دهخدا بزند.[۱]
علیاکبر دهخدا نوشتن لغتنامه را در دوران محرومیت از فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و حرفهی روزنامهنگاری آغاز کرد، لغتنامهای که اینک پس از گذشت سالها هنوز جایگزینی برای آن به وجود نیامده است. لغتنامهی دهخدا، مادر لغتنامههای دیگر محسوب میشود. این لغتنامه از بزرگترین اسناد ملی، فرهنگی و زبانی ایرانیان به شمار میرود که سیر تاریخی و تحول معنای کلمات را در طول تاریخ روشن میکند. دهخدا نزدیک به ۴۰ سال از عمر خویش را صرف استخراج و تدوین تمام واژهها و ریشهیابی آنها کرد. این اثر شامل ۲۰ هزار عنوان لغت و بیش از ۵۰ جلد است. اما علامه دهخدا پس از مدتی به دلیل بیماری از کامل کردن این اثر باز ماند و ادامهی تدوین و چاپ این کتاب را به دکتر محمد معین که از اساتید ادبیات بود، سپرد؛ و پس از درگذشت دکتر محمد معین سرانجام این امر بهوسیله سیدجعفر شهیدی همکار وی به پایان رسید. [۲]
امثال و حکم
علیاکبر دهخدا به جز لغتنامه، کتابهای دیگری نیز تألیف کرده است. باارزشترین کتاب دهخدا پس از لغتنامه، کتاب امثال و حکم است. امثال و حکم کتابی است که در آن تمامی ضربالمثلها، حکمتها، آیات قرآن، اشعار، اخبار و احادیثی که در زبان فارسی مصطلح و رایج هستند جمعآوری شدهاند. دهخدا خود در این رابطه گفته است:
«در كودكی شبی بالای بام خوابیده بودم و دربارهی یكی از مثلهای متداول در زبان فارسی میاندیشیدم، از اسم مُثَل آگاه نبودم. همینقدر درك میكردم که آن جمله از نوع كلمات و لغات معمول نیست. قلم برداشتم و چند تا از آن نوع یادداشت كردم. این نخستین قدمی بود كه در راه تدوین امثال و لغات پارسی برداشتم». هنگامی که دهخدا و یارانش درحال تهیهی فیش و یادداشت برای لغات لغتنامهی دهخدا بودند، اعتمادالدوله قراگزلو که در آن زمان وزیر معارف بود به دهخدا پیشنهاد داد که با توجه به اینکه با وسایل آن روزگار چاپ لغتنامه امکان پذیر نبود؛ و تألیف لغتنامه کاری بسیار طولانی است، امثال، حکمتها، احادیث و… را در کتابی جداگانه جمع آوری کند و منتشر سازد. دهخدا نیز این پیشنهاد را پذیرفت و به این ترتیب امثال و حکم را در بین سالهای ۱۳۰۸ و ۱۳۱۱ تدوین و به چاپ رساند؛ و در پایان کتاب فهرست اعلامی نیز به آن افزود. عدهای ایراد گرفتند كه عنوان كتاب امثال و حکم است ولی در طی آن، اصطلاحات و كنایات و اخبار و احادیثی كه مثل نیستند، فراوان آمده است. علیاکبر دهخدا در این مورد گفت: «من خود متوجه این نكته بودم، اما از انتخاب عنوانی طویل نظیر امثال و حكم و مصطلحات و كنایات و اخبار و احادیث … خودداری و بهعنوان ساده امثال و حكم، اكتفا كردم». راه دیگر هم حذف اصطلاحات و كنایات و غیره بود، كه اگر استاد دهخدا به این كار دست میزد؛ خوانندگان را از فواید بسیار محروم میكرد. نكتهی دیگر در باب این كتاب، نداشتن مقدمه است. اصولا، علامه دهخدا در باب مقدمهی كتابهای خود احتیاطی عجیب مقرون به وسواس داشت. در پاسخ سؤال نگارنده، راجع به علت عدم تحریر مقدمه برای امثال و حكم گفته است:
«در زبان فرانسوی ۱۷ لغت پیدا كردم كه در فرهنگهای عربی و فارسی همهی آنها را مُثَل ترجمه كردهاند و در فرهنگهای بزرگ فرانسوی، تعریفهایی كه برای آنها نوشتهاند، قانعکننده نیست و نمیتوان با آن تعریفات آنها را از یكدیگر تمیز داد. ناگریز توسط یكی از استادان فرانسوی دانشكدهی حقوق، نامهای به فرهنگستان فرانسه نوشتم و اختلاف دقیق مفهوم آن ۱۷ لغت را خواستار شدم. پاسخی كه رسید، تكرار مطالبی بود كه در لغتهای فرانسوی آمده بود، و به هیچ وجه مرا اقناع نكرد. از این رو از نوشتن مقدمه و تعریف مثل و حكمت و غیره خودداری كردم. و كتاب را بدون مقدمه منتشر ساختم». [۱]
کتاب امثال و حکم علامه دهخدا، کتاب قطور ۴ جلدی است که در سال ۱۳۱۰، در تهران منتشر شد. این مجموعه دارای نزدیک به ۵۰ هزار امثال و حکم (ضربالمثل) و کلمات قصار ابیات متفرقه است.[۴]
ترجمهی کتابهای فرانسوی
علامه علیاکبر دهخدا به زبان فرانسوی نیز بهخوبی تسلط داشت. وی چند کتاب را از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه کرده است که البته هنوز به چاپ نرسیده اند. از جمله کتاب "عظمت و انحطاط رومیان" است که مؤلف آن منتسکیو نویسندهی شهیر فرانسوی است. کتاب دیگری که دهخدا از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه کرده است کتاب "روحالقوانین" است که این کتاب نیز نوشتهی منتسکیو است. همچنین استاد دهخدا از آغاز جوانی تا اواخر عمر به تألیف فرهنگ فرانسه به فارسی مشغول بود. مواد این كتاب شامل: لغات علمی، ادبی، تاریخی، جغرافیایی و طبی به زبان فرانسه با معادل آنها در زبانهای فارسی و عربی است. علامه دهخدا این معادلها را تتبع دقیق در سالیان متمادی از متون امهات کتابهای فارسی و عربی استخراج كرده است.[۱]
دیوان شعر دهخدا
علیاکبر دهخدا گاهی شعر نیز میسرود. ولی شاعری کار اصلی او نبود. این اشعار معدود را دکتر محمد معین در کتابی گردآوری کرده است. دكتر معين اشعار دهخدا را به سه دسته تقسيم میكند كه عبارت است از: نخست، اشعاري كه به سبك متقدمان سروده است؛ و بعضی از اين اشعار دارای جزالت و استحكامی است كه تشخيص آنها از گفتههاي شعراي قديم دشوار به نظر میآید. دوم: اشعاری است كه در آنها تجدد ادبی بهكار رفته است. سوم: شعر نو، بسياري از اديبان معاصر مسمط “ياد آر ز شمع مرده ياد آر” دهخدا را نخستين نمونه شعر نو بهشمار میآورند. دهخدا شعر "یاد آر ز شمع مرده یاد آر" را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی، مدیر روزنامهی صور اسرافیل سروده است.[۵]
ای مرغ سحر، چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز تحفه روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار
محبوبه نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار
و اهریمن زشت خو حصاری
یادآر زشمع مرده، یادآر
ای مونس یوسف اندر این بند
تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شکر خند
محسود عدو به کام اصحاب
رفتی بر یار خویش و پیوند
آزاد تر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند
در آرزوی وصال احباب
اختر به سحر شمرده یادآر
چون باغ شود دوباره خرم
ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم
آفاق نگارخانهی چین
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
تو داده ز کف قرار و تمکین
زان نوگل پیش رس که در غم
ناداده به نار شوق تسکین
از سردی دی، فسرده یادآر
ای همره تیه پور عمران
بگذشت چو این سنین معدود
وان شاهد نغز بزم عرفان
بنمود چو وعد خویش مشهود
وز مذبح زر چو شد به کیوان
هر صبح شميم عنبر و عود
زان كو به گناه قوم نادان
در حسرت روي ارض موعود
برباديه جان سپرده، يادآر
چون گشت ز نو زمانه آباد
ای کودك دوره طلايي
وز طاعت بندگان خود شاد
بگرفت ز سر خدا، خدايي
نه رسم ارم، نه اسم شداد
گل بست زبان ژاژخايي
زان كس كه ز نوك تيغ جلاد
مأخوذ بهجرم حق ستايي[۵]
محتوای اشعار دهخدا
مضامین و محتوای شعر علیاکبر دهخدا وطنپرستی، دادخواهی، افشا و رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و ارتجاع و دورویی است. علامه دهخدا از پیشگامان نثر فارسی معاصر و به ویژه از بنیانگذاران مکتب سادهنویسی است. ترکیبات و جملاتی که دهخدا به کار بست، برخلاف شیوهی مرسوم، بهزبان عامیانه نزدیک بود. او با این سبک نويسندگی قدیم را که در آن مغلقنویسی و آوردن جملههای مسجع و طولانی رایج بود را به کناری نهاد و سبک و قالب سادهنویسی را ایجاد کرد. [۴]
مجموعه مقالات چرند و پرند
چرند و پرند، مجموعهی نوشتههای طنز اجتماعی و سیاسی علامه علیاکبر دهخدا است که در قالب داستانکوتاه، اعلامیه، تلگراف، گزارش خبری و… نوشته شده است. چرند و پرند در روزگاری نوشته شد که ایران به واسطهی جنبش مشروطه در زمان استبداد قاجاری، وارد دوران تازهای شده بود. موفقیت دهخدا در برقراری ارتباط با عامهی مردم بود؛ و این مهم بهواسطهی آزاد کردن زبان از تکلفات و پیچیدگیهای نثر قاجاری به دست آمد. دهخدا ساده و بیتکلف و به زبان عامهی مردم مینوشت. از جملات کوتاه استفاده میکرد و با نقل دیالوگ در نوشته نثر گزارشی و داستانی را با هم ترکیب میکرد. در مقالات چرند و پرند دهخدا با نام مستعار دخو (خادمالفقر، دخو علیشاه) مینوشت و شخصیت اصلی نوشتهها سگ حسن دله بود. عموم موضوعات مورد اشارهی دهخدا در چرند و پرند انتقاد از استبداد و عقاید خرافی و جاهلانهی مردم بود که آن را ریشهی شکلگیری استبداد میدانست. [۴]
روزنامهی صوراسرافیل از جراید معروف و مهم صدر مشروطیت بود. جذابترین قسمت آن روزنامه ستون فكاهی بود كه به عنوان، چرند و پرند، به قلم علامه دهخدا نوشته میشد. سبك نگارش آن در ادبیات فارسی بیسابقه بود و مكتب جدیدی را در عالم روزنامهنگاری ایران و نثر معاصر پدید آورد. دهخدا مطالب انتقادی و سیاسی را با روش فكاهی طی مقالات خود در آن زمان منتشر میکرد.
علیاکبر دهخدا با درایت توانست تمامی فسادهای اجتماعی و سیاسی آن روزگار را که همگام با روی کار آمدن محمدعلی شاه که مخالف با مشروطهخواهان بود، با قلم طنز خود بازتاب دهد و اینگونه عنوان یکی از بنیانگذاران طنز در ایران را از آن خویش کند، سرانجام این نوشتههای انتقادی سبب تبعید او به پاریس شد. [۲]
علیاکبر دهخدا هر حادثهای را دستاویز قرار میداد تا به استبداد بتازد. دهخدا در ادبیات دوران انقلاب مشروطه جایگاهی ویژه دارد. او را باهوشترین و دقیقترین طنزنویس این دوران میدانند. نکتهی مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خُردهپا است. علامه دهخدا با نمایاندن وجوه و جهات تاریک زندگانی، جهت و وجه روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمیکرد.[۴]
طنزهای دهخدا نه تنها نهادهای پابرجا را به باد تمسخر میگرفت، بلکه معیاری هم برای واقعگرایی اجتماعی به دست میداد. دهخدا بدون انگیزهی شخصی این سلاح جدید را به کار بست و تمامی عناصری را که در نظر آزادیخواهان آن زمان، سد راه پیشرفت جامعه بودند مسخره و رسوا کرد. از جمله محمدعلی شاه که مشغول توطئه بود تا مشروطیتی را که پدرش همین اواخر توشیح کرده بود ساقط کند. درباریان و وزیران فاسد که به ظاهر مجلس ملی را میستودند، اما در باطن میکوشیدند مصوبات آنرا خنثی سازند. آخوندهای متعصب که زبان قلمبهسلمبه و آکنده از ترکیبات عربی آنها بهویژه که تبحر در هزل و هجو داشتند؛ و مانع پیشرفت و ترقی جامعه بودند، دهخدا را برمیانگیخت که آنها را افشا و رسوا کند. دهخدا در حمله به این عناصر، به شوخطبعی و تیزذهنی مردمانش تکیه داشت.[۶]
نمونهای از چرند و پرند
مکتوب یکی از مخدرات
آی کبلا دخو! خدا بچههای همه مسلمانان را از چشم بد محافظت کند این یکی را هم به من زیاد نبیند، آی کبلای بعد از بیست تا بچه که کور کردم اول و آخر همین یکی را دارم آن هم باباقوری شدهها، چشم حسودشان برنمیدارد به من ببینند. دیروز بچه صاف و سلامت توی کوچه ورجه وورجه میکرد. پشت کالسکه سوار میشد؛ و برای فرنگیها شعر و غزل میخواند. یکی از قوم و خویشهای باباش که الهی چشمهای حسودش درآد دیشب مهمان ما بود. صبح یکی بدو چشمهای بچم رو هم افتاد یک چیزی هم پای چشمش درآمد خالش میگوید چه میدانم بیادبیاست، سنده سلام درآورده هی بمن سرزنش میکنند که چرا سروپای برهنه توی این آفتابهای گرم بچه را ول میکنی توی خیابانها. آخر چهکنم الهی هیچ سفرهای یک نانه نباشد چهکارش کنم. یکی یکدانه اسمش خودش است که خل و دیوانه است در هر صورت الان چهار روز آزگار است که نه شب دارد نه روز همه همبازیهایش صبح و شام سنگ به درشگهها میپرانند. تیغ بیادبی میشود گلاب به روتان، زیر دم خرها میگذارند. سنگ روی خط واگن میچینند. خاک بر سر رهگذر میپاچند. حسن من، توی خانه وردلم افتاده هرچه دوا و درمان از دستم آمده کردم. روز بروز بدتر میشود که بهتر نمیشود. میگویند ببر پیش دکتر مکترها، من میگم مرده شور خودشان را ببرد با دواهاشان این گرت مرت ها چه می دانم چه خاک و خلی است که به بچم بدهم. من این چیزها را بلد نیستم من بچم را از تو میخواهم امروز اینجا فردا قیامت، خدا کور و کچلهای تو را هم از چشم بد محافظت کند. خدا یکیت را هزارتا کند. الهی این سرپیری داغشان را نبینی دعا دوا هرچه میدانی، باید بچم را دو روزه چاق کنی. هرچه دست و بال ما تنگ است اما کله قند تو را کور میشوم روی چشمم میگذارم میآرم. خدا شما پیرمردها را از ما نگیرد. - کمینه اسیرالجوال.
جواب مکتوب
علیامکرمه محترمه اسیرالجوال خانم. اولاً از مثل شما خانم کلانتر و کدبانو بعید است که چرا با اینکه اولادتان نمیمانند. اسمش را مشهدی ماشاءالله و میرزا ماندگار نمیگذارید. ثانیاً همان روز اول که چشم بچه این طور شد چرا پخاش نکردی که پس برود. من ته دلم روشن است انشاءالله چشم زخم نیست. همان از گرما آفتاب این طور، امشب پیش از هرکاری یک قدری دود عنبرنصارا را بده ببین چهطور میشود، اگر خوب شد که هیچ اگر نشد فردا یک کمی سرخاب ماچلاغ توی گوشی ماهی بجوشان بریز توی چشمش ببین چهطور میشود. اگر خوب شد که خوب شد، اگر نشد آن وقت سه روز وقت آفتاب زردی یک کاسه بدل چینی آب کن بگذار جلو بچه، آن وقت نگاه کن به تو رگهای چشمش اگر قرمزست هفت تکه گوشت لخم، اگر قرمز نیست هفت دانه برنج یا کلوخ حاضر کن و هر کدام را به قد یک علم نشره، خواندن بتکان آن وقت ببین چهطور میشود. اگر خوب شد که خوب شد، اگر نشد سه روز ناشتا بچه را بیادبی میشود گلاب بروتان، میبری توی جایی و بهش یاد میدهی که هفت دفعه این ورد را بگوید:
سنده سلامت میکنم
خودم غلامت میکنم
یا چشممو چاق کن
یا هپول هپوت میکنم
امیدوارم دیگر محتاج بهدوا نشود. اگر خدای نکرده بازهم خوب نشد، دیگر از من کاری ساخته نیست برو محله حسنآباد بده آسید فرجالله جنگیر نزلهبندی کند. – خادمالفقرا، دخو علیشاه.[۴]
آثار دیگر علیاکبر دهخدا
از دیگر آثار علامه دهخدا کتاب شرح حال ابوریحان بیرونی است که مقارن هزارهی تولد ابوریحان بیرونی، تألیف و به جای ۵ شمارهی مجلهی آموزش و پرورش از انتشارات ادارهی كل نگارش وزارت فرهنگ در مهرماه ۱۳۲۴ منتشر شده است؛ و سپس عین آن در لغتنامه تجدید طبع شده است. اثر دیگر علیاکبر دهخدا تعلیقات بر دیوان حکیم ناصرخسرو قبادیانی است. دیوان قصاید و مقطعات حكیم ناصر خسرو قبادیانی به ضمیمهی روشنایینامه و سعادتنامه به تصحیح حاج سید نصرالله تقوی و مقدمهی آقای تقیزاده و تعلیقات آقای مینوی در تهران به سالهای ۱۳۰۴ ـ ۱۳۰۷(هجری شمسی) به طبع رسیده است. یادداشتهای علامه دهخدا در تصحیح اشعار و بعضی نكات در مقدمهای از صفحة ۶۱۹ دیوان مزبور به بعد، چاپ شده است. از دیگر کارهای علامه دهخدا میتوان به دیوان سید حسن غزنوی ملقب به اشرف، اشاره کرد که به اهتمام آقای مدرس رضوی در تهران به سال ۱۳۲۸ بهطبع رسیده است. آقای مدرس پس از اتمام متن دیوان، آن را به نظر علامه دهخدا و استاد بدیعالزمان فروزانفر رساندند؛ و یادداشتهای ایشان را در تصحیح اشعار در پایان كتاب جای دادند. تصحیحات علامه دهخدا در صفحات ۳۶۱ ـ ۳۷۶ آن كتاب مندرج است.[۱]
آثار علامه علیاکبر دهخدا
لغتنامهی دهخدا
امثال و حکم
مقالات روزنامهی صور اسرافیل که مجموعهی چرند و پرند آن، بارها به چاپ رسیده است.
ترجمهی عظمت و انحطاط رومیان
ترجمهی روحالقوانین
فرهنگ فرانسه به زبان فارسی
ابوریحان بیرونی
تعلیقات بر دیوان ناصر خسرو
دیوان سیدحسن غزنوی
تصحیح دیوان حافظ
تصحیح دیوان منوچهری
تصحیح دیوان فرخی
تصحیح دیوان مسعود سعد
تصحیح دیوان سوزنی
تصحیح لغت فرس اسدی
تصحیح صحاح الفرس
تصحیح دیوان ابن یمین
تصحیح یوسف و زلیخا
پندها و کلمات قصار
دیوان شعر[۷]
درگذشت علیاکبر دهخدا
علیاکبر دهخدا در ۷ اسفندماه ۱۳۳۴، در سن ۷۷ سالگی در منزل خود در خیابان ایرانشهر تهران، درگذشت. پیکر او در ابن بابویه در شهر ری و در مقبرهی خانوادگی به خاک سپرده شد. پس از درگذشت دهخدا، خانهاش تبدیل به دبستانی به نام خودش شد که پس از انقلاب ضدسلطنتی و در حاکمیت جمهوری اسلامی، نام او را از این دبستان حذف کردند.[۶]
وصیتنامهی علامه علیاکبر دهخدا
وصیتنامهی استاد علیاکبر دهخدا که پشت و روی قوطی سیگار هما نوشته شده است؛ و در صندوق نسوز اسناد مجلس شورای ملی نگهداری میشود، چنین است:
«فیشهای لغت در دست آقای دکتر معین خواهد بود. از الف تا یا نوشته شده است. هیچ چیز از آن نباید فزود و کاست. ایشان آقای دبیرسیاقی و آقای گنابادی و آقای… و آقای شهیدی را به مجلس معرفی میکنند که با حقوق کافی برای چاپ آن کمک بگیرند، و آقای هاشمی رئیس مطبعه، مدیر این کار خواهند بود. و باید در طبع آن تسریع شود و از آقای مصدقالسلطنه پس از استخلاص استمداد شود».[۵]
وصیتنامهی دیگر
علیاکبر دهخدا در وصیتنامهی دیگری نوشته است:
«استدعای من از آقایان دکتر معین و آقای دبیرسیاقی و آقای سید جعفرشهیدی که پس از من مأمور به چاپ رسانیدن بقیهی لغات حاضره، حاصلهی چهل و چند سال کارشبانهروزی من است میشوند. این است که بر مسودههای من نه یک کلمه بیفزایند و نه یک کلمه بکاهند. برای اینکه بعضی چیزها به نظر ایشان خطا میآید و خطا نیست و کلمهی دیگر صواب تصور میشود و صواب نیست. تخطئهی این و تصویب آن را به نسل آینده بگذارند. به علت فراهمتر بودن اسباب که ازجمله… باشد»
سفارش و سپردن لغتنامه به اساتید سرشناس که دهخدا بر آن تأکید داشته است فقط برای طبع و چاپ آن نبوده است، چنانکه خودش در این رابطه میگوید:
«اگر من به معلومات و تحقیقات و دقت شما نیاز نداشتم و کتاب من عبارت از همین فیشهای الفبائی شده بود، کافی بود که چند کاتب خوشنویس آنها را به دنبال هم پاکنویس کنند و به مطبعه بفرستند. اهمیت همکاری شما گذشته از آماده ساختن مطالب و تحمل زحمت غلطگیری، تحقیق و تتبع و دقت شماست که نزد من در حکم نمک است. همانگونه که نمک مواد غذایی را از فساد و تباهی بازمیدارد، تحقیق و دقت شما نیز لغت را از تصحیف و تحریف و نابسامانی مصون نگه میدارد و راهی روشن و راست بر جویندگان دانش لغت میگشاید».
نیت علامه دهخدا در تهیهی مواد لغتنامه و چاپ آن انسانی، و از سودجویی برکنار بود. وی از قبول هر نوع حقالتألیف تن زد و فیشههای لغات را در اختیار مردم ایران نهاد.[۱]
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ زندگینامه علیاکبر دهخدا - سایت ایران ناز
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ زندگینامه علیاکبر دهخدا - پایگاه خبری شیرین طنز
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ بیوگرافی علیاکبر دهخدا - سایت آکا
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ علیاکبر دهخدا - سایت بهار ایران
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ زندگینامه علیاکبر دهخدا - سایت تفریحی
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ با علیاکبر دهخدا بیشتر آشنا شوید - سایت برترینها
- ↑ زندگینامه علیاکبر دهخدا - سایت نمناک