نهضت عیاران
| نهضت عیاران | |
![]() نشان یا تصویر مرتبط با نهضت عیاران | |
| بنیانگذاری | ریشههای تشکیلاتی از ۱۳۵۸؛ سازماندهی با نام «گروه عیاران» پس از بهار ۱۳۶۲ |
| انحلال | فعالیت تشکیلاتی آن پس از بازداشتهای سال ۱۳۶۴ و اعدام رهبران و اعضا در سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ از میان رفت |
| گونه | گروه مقاومت و شبکهٔ اجتماعی ـ مذهبی |
| وضعیت حقوقی | تشکل مخفی مخالف جمهوری اسلامی ایران |
| هدف | حمایت از سازمان مجاهدین خلق ایران، مبارزه با جمهوری اسلامی و ایجاد فعالیتهای اجتماعی و تعاونی |
| جایگاه | سرخهحصار کرج؛ شرکت کشاورزی میثاق در مسیر همدان ـ ساوه |
| گسترهٔ کاری | کرج، سرخهحصار، قلعهحسنخان، شهریار و همدان |
| شمار عضوها | نامشخص؛ حدود ۶۰ نفر در موج بازداشت اواخر سال ۱۳۶۴ دستگیر شدند |
| زبانهای رسمی | فارسی |
| رئیس | صفیقلی اشرفی |
| رییس | بنیانگذار و رهبر |
| کسان کلیدی | غلامحسین رشیدی، صدرالله سیاهمنصوری، امانالله سیاهمنصوری، روحالله اشرفیان، احمد زنگی |
| سازمان مادر | مستقل؛ هوادار و مرتبط با سازمان مجاهدین خلق ایران |
| بودجه | درآمد فعالیتهای کشاورزی، دامداری و کارگاههای تولیدی |
| نام پیش | گروه رنجر |
نهضت عیاران که در منابع سازمان مجاهدین خلق ایران بیشتر با نام گروه عیاران شناخته میشود، یک شبکهٔ اجتماعی، مذهبی و مقاومت سیاسی در میان شماری از پیروان اهل حق در سرخهحصار کرج بود. این گروه به رهبری صفیقلی اشرفی شکل گرفت و در دههٔ ۱۳۶۰ در مخالفت با جمهوری اسلامی و حمایت از سازمان مجاهدین فعالیت میکرد.
ریشههای نهضت عیاران به فعالیتهای اجتماعی و سازماندهی پیروان اهل حق در جریان انقلاب ۱۳۵۷ و سالهای نخست پس از آن بازمیگردد. صفیقلی اشرفی، دانشجوی دانشگاه تهران و فرزند محمدولی اشرفی، از رهبران مذهبی اهل حق، در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ گروههایی از جوانان و ساکنان مهاجر سرخهحصار را برای فعالیتهای اجتماعی، عمرانی و تعاونی سازمان داد. نخستین هستهٔ این شبکه «گروه رنجر» نام داشت.
صفیقلی اشرفی پس از آشنایی با سازمان مجاهدین، شماری از جوانان اهل حق منطقه را به شرکت در کلاسهای تبیین جهان به تدریس مسعود رجوی در دانشگاه صنعتی شریف و توزیع نشریهٔ مجاهد تشویق کرد. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و قطع ارتباط مستقیم این شبکه با سازمان مجاهدین، اشرفی و یارانش فعالیت خود را بهصورت مستقل ادامه دادند.[۱]
گروه عیاران پس از بازداشت و اعدام غلامحسین رشیدی در بهار ۱۳۶۲ ساختار مخفی و منسجمتری یافت. اعضای آن علاوه بر فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی، به نگهداری سلاح، آموزش مخفی و اقدام علیه مراکز حکومتی پرداختند. در اواخر سال ۱۳۶۴ صفیقلی اشرفی و حدود ۶۰ نفر از همراهانش بازداشت شدند. دوازده عضو گروه، از جمله اشرفی، در ۸ بهمن ۱۳۶۷ اعدام شدند؛ سه تن در ملأعام در زمین ورزشی سرخهحصار و ۹ تن دیگر در زندان.[۲]
رسانههای جمهوری اسلامی اعدامشدگان را اعضای یک باند «سرقت مسلحانه» و «قاچاق مواد مخدر» معرفی کردند. سازمان مجاهدین این اتهامها را پوششی برای پنهانکردن ماهیت سیاسی اعدامها میداند و اعضای عیاران را یک هستهٔ مقاومت هوادار مجاهدین معرفی کرده است.[۳]
نامگذاری و چگونگی شکلگیری
در مقالهها و اسناد منتشرشده، از این تشکل با دو عنوان «گروه عیاران» و «نهضت عیاران» یاد شده است. منابع رسمی سازمان مجاهدین عمدتاً عنوان «گروه عیاران» را به کار میبرند، در حالی که در روایتهای اعضا و مقالههای پیشین ایرانپدیا عنوان «نهضت عیاران» رایج بوده است.
نام «عیاران» با سنت تاریخی عیاری، جوانمردی، یاریرساندن به تهیدستان و ایستادگی در برابر ستم ارتباط داشت. فعالیتهای اجتماعی اعضا در میان مردم کمدرآمد سرخهحصار و قلعهحسنخان نیز در انتخاب این نام مؤثر بود. یکی از گزارشهای منتشرشده در رسانههای سازمان مجاهدین، گروه را در میان مردم حومهٔ کرج به کمکرسانی به محرومان و فعالیتهای جمعی شناختهشده توصیف کرده است.[۲]
تشکیل این گروه را میتوان در دو مرحله بررسی کرد:
- مرحلهٔ نخست، از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱، شامل رهبری مذهبی و اجتماعی صفیقلی اشرفی، مهاجرت و اسکان پیروان در سرخهحصار، تشکیل گروههای جوانان و گسترش هواداری از سازمان مجاهدین بود؛
- مرحلهٔ دوم، پس از اعدام غلامحسین رشیدی در سال ۱۳۶۲، با سازماندهی مخفی همراهان اشرفی تحت نام «عیاران» و آغاز فعالیتهای مقاومت مشخص میشد.
بر این اساس، سال ۱۳۵۸ زمان شکلگیری بستر اجتماعی نهضت عیاران بود، اما سازماندهی رسمیتر آن با نام «گروه عیاران» به سالهای پس از ۱۳۶۲ بازمیگردد.[۱]
صفیقلی اشرفی
صفیقلی اشرفی در سال ۱۳۴۰ در سرخهحصار کرج متولد شد. پدرش، محمدولی اشرفی، «پیر» و رهبر گروهی از پیروان طریقت اهل حق بود. صفیقلی از تابستان ۱۳۵۷، در پی بیماری یا درگذشت پدرش، بخشی از مسئولیت هدایت پیروان او را برعهده گرفت.
او در جریان انقلاب ۱۳۵۷ دانشجوی دانشگاه تهران بود و در همان دوره با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. پس از انقلاب، فعالیت خود را در معرفی دیدگاههای مجاهدین در میان مردم سرخهحصار گسترش داد. او جوانان منطقه را به کلاسهای تبیین جهان میبرد و در توزیع نشریهٔ مجاهد مشارکت داشت.[۱]
اشرفی با وجود جایگاه موروثی خود در میان پیروان اهل حق، آنان را به شناخت سازمان مجاهدین و آموزش سیاسی مستقل تشویق میکرد. در یکی از سخنرانیهای منسوب به او، رابطهٔ حرکت خود با سازمان مجاهدین با مثالی دربارهٔ دو مسیر منتهی به مقصدی واحد توضیح داده شده است:
«اگر هدف نهایی کرج باشد، ممکن است ما از اتوبان زودتر به آنجا برسیم، ولی سازمان مجاهدین از جادهٔ مخصوص به همانجا خواهد رسید و هدف یکی است.»
نام تشکیلاتی صفیقلی اشرفی در ارتباطهای محلی «مهدی» ذکر شده است.
گروه رنجر
نخستین گروه سازمانیافتهای که صفیقلی اشرفی تشکیل داد «رنجر» نام داشت. اعضای آن از میان اقشار مختلف پیروان اهل حق انتخاب شده بودند. هدف اولیهٔ گروه، کسب اطلاع از وضعیت خانوادهها، انتقال رهنمودها و تقسیم مسئولیتهای اجتماعی بود.
بر اساس روایتهای محلی، اشرفی پیش از واگذاری کامل مسئولیتهای پدرش، حدود پنج یا شش ماه با اعضای این گروه کار کرد. نشستهای منظم، سفرهای دستهجمعی و فعالیتهای اجتماعی برای شناخت تواناییها و ویژگیهای اعضا مورد استفاده قرار میگرفت.
گروه رنجر هنوز یک تشکل مسلح یا مخفی سیاسی نبود. این گروه بیشتر نقش شبکهٔ ارتباطی و اجرایی میان اشرفی و پیروان را داشت و بعدها به یکی از زمینههای شکلگیری گروههای جوانان و نهضت عیاران تبدیل شد.
مهاجرت به سرخهحصار
از سال ۱۳۵۸ تا حدود سال ۱۳۵۹، شماری از پیروان اهل حق به سرخهحصار کرج مهاجرت کردند. صفیقلی اشرفی هدف این مهاجرت را ایجاد نمونهای از یک جامعهٔ تعاونی و برابریخواه معرفی میکرد.
بیشتر مهاجران را کارگران، کشاورزان و خانوادههای کمدرآمد تشکیل میدادند. آنان با کار جمعی به ساخت خانه، راهاندازی تعاونیها و ایجاد تأسیسات عمومی پرداختند. این تجربه در روایت اعضا با مفهوم «جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی» پیوند داده شده است؛ مفهومی که در ادبیات آن دورهٔ سازمان مجاهدین نیز به کار میرفت.
اعضای این جامعه فعالیتهای مذهبی اهل حق را با آموزشهای سیاسی و اجتماعی همراه کردند. صفیقلی اشرفی، صدرالله سیاهمنصوری و غلامحسین رشیدی از کسانی بودند که در کلاسهای تبیین جهان شرکت میکردند و آموختههای خود را به جوانان منطقه منتقل میساختند.
گروههای دوازدهگانهٔ جوانان
پس از استقرار مهاجران در سرخهحصار، صفیقلی اشرفی حدود دوازده گروه از جوانان منطقه تشکیل داد. این گروهها پیش از ایجاد ساختار مخفی عیاران، وظایف اجتماعی، عمرانی، ورزشی و آموزشی را برعهده داشتند.
هر گروه دارای مسئول مشخص بود. مسئولان باید اعضا را برای اجرای برنامههای جمعی سازماندهی میکردند و گزارش کار یا حضور آنان را ارائه میدادند. این گروهها در پروژههایی مانند ورزش صبحگاهی، دیوارکشی، ساخت خانه، آبادسازی معابر، کشاورزی و نگهداری تأسیسات عمومی شرکت داشتند.
ورزش صبحگاهی یکی از برنامههای منظم گروهها بود. مسئولیت این برنامه به دکتر صدرالله سیاهمنصوری سپرده شده بود. کارگران و جوانان حدود یک ساعت پیش از آغاز کار روزانه در برنامهٔ نرمش و دوی جمعی شرکت میکردند.
گروههای دوازدهگانه در ایجاد زمین ورزشی و پرورش چمن آن نیز نقش داشتند. آبیاری زمین بهصورت شبانهروزی و نوبتی انجام میشد. دیوار پیرامون زمین ورزشی نیز بهدلیل کمبود بودجه با کار داوطلبانه و استفاده از خشت و گل ساخته شد.
این گروهها را نباید با ساختار مخفی عیاران در سالهای بعد یکسان دانست. گروههای دوازدهگانه در آغاز ماهیتی عمومی و اجتماعی داشتند؛ هرچند شماری از اعضای آنان بعدها وارد فعالیتهای سیاسی و مقاومت شدند.
فعالیتهای اجتماعی و عمرانی
نهضت عیاران در میان مردم منطقه تنها به فعالیت سیاسی شناخته نمیشد. صفیقلی اشرفی و پیروانش مجموعهای از طرحهای اجتماعی و عمرانی را با کار داوطلبانه اجرا کردند. این فعالیتها در افزایش پایگاه اجتماعی آنان در سرخهحصار و نواحی اطراف نقش داشت.
مهمترین فعالیتهای گزارششده عبارت بودند از:
- احداث یا تکمیل مسجد صاحبالزمان؛
- ایجاد تعاونی مصرف محلی؛
- ساخت غسالخانه برای استفادهٔ عمومی اهالی؛
- جدولبندی، درختکاری و آسفالتکردن خیابانها؛
- ایجاد استخر و تأسیسات ورزشی؛
- ساخت خانه و واگذاری آن به خانوادههای تهیدست؛
- جمعآوری مصالح ساختمانی از محوطهها و پادگانهای متروک؛
- ایجاد استادیوم و زمین چمن سرخهحصار؛
- جمعآوری هفتگی زبالههای محله؛
- مشارکت گروهی در کاشت، داشت و برداشت محصولات کشاورزی؛
- ایجاد کارگاههای تولیدی و فنی؛
- مشارکت زنان در فعالیتهای تعاونی و کشاورزی.
گزارشهای سازمان مجاهدین نیز به خرید زمین، ساخت شهرک و استادیوم و کمک گروه به مردم محروم اشاره کردهاند.[۲]
بنا بر روایت اعضا، این طرحها بدون دریافت کمک مستقیم دولتی و با نیروی کار و سرمایهٔ اهالی اجرا میشدند.
ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران
پیوند نهضت عیاران با سازمان مجاهدین از آشنایی صفیقلی اشرفی با این سازمان در جریان انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شد. این ارتباط در ابتدا علنی و سیاسی بود. اعضا در کلاسهای آموزشی شرکت میکردند، نشریهٔ مجاهد را توزیع میکردند و در فعالیتهای هواداری حضور داشتند.
پس از سرکوب تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، ارتباط مستقیم صفیقلی و یارانش با تشکیلات مجاهدین قطع شد. با این حال، آنان هواداری خود را ادامه دادند و برای برقراری دوبارهٔ ارتباط تلاش کردند.[۱]
در سالهای بعد، امانالله سیاهمنصوری در ایجاد ارتباط میان گروه و اعضای سازمان نقش داشت. گروه همچنین از طریق رادیو صدای مجاهد مواضع، اطلاعیهها و آموزشهای سازمان را دنبال میکرد.[۲]
با وجود این ارتباط سیاسی، منابع موجود نهضت عیاران را بخشی از ساختار رسمی سازمان مجاهدین معرفی نمیکنند. گروه دارای رهبری و شبکهٔ محلی خود بود، اما خود را هوادار سازمان و بخشی از مقاومت علیه جمهوری اسلامی میدانست.
اعدام غلامحسین رشیدی
دکتر غلامحسین رشیدی، پزشک و از یاران نزدیک صفیقلی اشرفی، در اواخر سال ۱۳۶۰ بازداشت شد. او از پیروان اهل حق و از شرکتکنندگان در فعالیتهای هواداری از سازمان مجاهدین بود.
بر اساس گزارش سازمان مجاهدین، رشیدی در زندان زیر شکنجه قرار گرفت، اما اطلاعات خود را در اختیار بازجویان نگذاشت. او چند بار به دادگاه انقلاب کرج منتقل شد و در یکی از جلسات اعلام کرد که حاضر به همکاری با حکومت نیست.[۱]
غلامحسین رشیدی در روزهای پایانی بهار ۱۳۶۲ اعدام شد. پس از انتشار خبر اعدام او، مردم منطقه مراسم بزرگداشتی برگزار کردند. منابع سازمان مجاهدین، واکنش عمومی به اعدام رشیدی را یکی از دلایل نگرانی حکومت از نفوذ اجتماعی یاران صفیقلی اشرفی دانستهاند.
بر اساس مقالهٔ قدیمی نهضت عیاران، رشیدی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شماری از مجروحان هوادار مجاهدین را در سرخهحصار درمان کرده بود.
تشکیل گروه عیاران
پس از اعدام غلامحسین رشیدی و بازداشت شماری دیگر از فعالان، صفیقلی اشرفی همراهان خود را با عنوان «گروه عیاران» سازمان داد. این مرحله با گذار از فعالیتهای عمدتاً اجتماعی و علنی به ساختاری مخفی همراه بود.[۱]
گروه برای اعضا وظایف مشخصی در زمینهٔ ارتباطات، تأمین مالی، حفاظت، نگهداری امکانات و فعالیت سیاسی تعیین کرد. برخی اعضا در سرخهحصار و کرج و گروهی دیگر در شرکت میثاق همدان فعالیت داشتند.
منابع سازمان مجاهدین از نگهداری سلاح، آموزش اعضا و انجام چند عملیات علیه مراکز حکومتی سخن گفتهاند. در گزارش سالگرد اعدام اعضای گروه، از «مصادرهٔ چند بانک» نیز نام برده شده است.[۲] جزئیات، تاریخ و محل این عملیاتها در منابع منتشرشده بهطور کامل در دسترس نیست؛ ازاینرو، تعیین شمار و ماهیت دقیق آنها نیازمند انتشار اسناد بیشتر است.
شرکت میثاق همدان
گروه عیاران یک مجموعهٔ کشاورزی و تولیدی با نام «شرکت میثاق» در مسیر همدان ـ ساوه تأسیس کرد. این مجموعه در حدود ۷۰ کیلومتری این مسیر قرار داشت و در زمینههای کشاورزی، دامداری و صنایع کارگاهی فعالیت میکرد.
بر اساس گزارش سازمان مجاهدین، مساحت مزرعه حدود ۱۵هزار هکتار بود و علاوه بر فعالیت اقتصادی، بهعنوان محل آموزش، نگهداری امکانات و پوشش فعالیت مخفی گروه استفاده میشد. درآمد آن نیز بخشی از نیازهای مالی عیاران را تأمین میکرد.[۱]
در روایتهای محلی و مقالهٔ قدیمی ایرانپدیا، ارقام متفاوتی برای مساحت این مجموعه، از ۱۵۶ تا ۱۵۴۵۰ هکتار، ذکر شده است. از آنجا که سند ثبتی شرکت در منابع مورد استفاده منتشر نشده، رقم دقیق مساحت نیازمند بررسی اسناد رسمی است.
کشاورزی و دامداری
محصولات کشاورزی شرکت میثاق شامل گندم، جو، یونجه، شبدر، ذرت، گوجهفرنگی، سیبزمینی، خربزه و هندوانه بود. بخشی از محصولات، بهویژه جو، یونجه، شبدر و ذرت، برای تأمین خوراک دام استفاده میشد.
اعضای نهضت و خانوادههای سرخهحصار در فصلهای کاشت، وجین و برداشت بهصورت جمعی در مزرعه کار میکردند. زنان نیز در بخشهایی از فعالیت کشاورزی و تعاونی مشارکت داشتند.
دامداری شرکت به پرورش و تکثیر دام و تأمین دام برای کشتارگاهها اختصاص داشت. صدرالله سیاهمنصوری که در زمینهٔ ژنتیک دام تخصص داشت، روی افزایش دفعات زایش و دوقلوزایی گوسفندان کار میکرد.
کارگاههای تولیدی
شرکت میثاق و شبکهٔ اقتصادی عیاران دارای چند کارگاه تولیدی بود:
- کارگاه تراشکاری؛
- کارگاه آهنگری و ساخت در و پنجره؛
- کارگاه ساخت مخازن و تانکرهای آب و سوخت؛
- کارگاه کابینتسازی با آلومینیوم و چوب؛
- کارگاه چوببری و خشککردن چوب.
این کارگاهها علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، از مردم و کارگاههای اطراف سفارش میگرفتند و بخشی از درآمد شبکه را فراهم میکردند.
نفوذ و جمعآوری اطلاعات حکومتی
بر اساس مقالهٔ قدیمی نهضت عیاران، دستگاههای حکومتی از آغاز سال تحصیلی ۱۳۵۹–۱۳۶۰ جمعآوری اطلاعات دربارهٔ فعالیتهای صفیقلی اشرفی و همراهانش را آغاز کردند. در این روایت، فردی به نام «مصباح»، رئیس مدرسهٔ ابتدایی اسدآبادی سرخهحصار، با استفاده از ارتباط با یکی از خانوادههای جداشده از گروه، در گردآوری اطلاعات نقش داشت.
جزئیات این ادعا و اسناد مربوط به آن در منابع عمومی سازمان مجاهدین منتشر نشده است. با این حال، گزارشهای موجود نشان میدهد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی فعالیتهای گروه، منابع مالی، زمینها و شبکهٔ اجتماعی آن را زیر نظر داشتند.
در گزارشی که سایت سازمان مجاهدین منتشر کرده، سخنانی منسوب به یکی از مأموران پیشین حکومت با نام «پاسدار ناصح» آمده است. او گفته بود گروه عیاران در میان پیروان اهل حق و مردم محروم حومهٔ کرج نفوذ داشت و حکومت برای جلوگیری از واکنش عمومی، اعضای آن را نه با عنوان هواداران مجاهدین، بلکه با اتهامهای غیرسیاسی محاکمه کرد.[۲]
بازداشت گسترده
در اواخر سال ۱۳۶۴، صفیقلی اشرفی همراه با حدود ۶۰ نفر از اعضا و هواداران گروه عیاران بازداشت شد. بر اساس گزارش سازمان مجاهدین، بازداشتشدگان بیش از دو سال در زندان و زیر بازجویی و شکنجه قرار داشتند.[۱]
هدف بازجویان، افزون بر کسب اطلاعات دربارهٔ ساختار گروه، وادارکردن اشرفی به اعلام ندامت و برائت از سازمان مجاهدین بود. حکومت بهدلیل جایگاه مذهبی و اجتماعی او انتظار داشت اعلام ندامت علنیاش موجب پراکندگی پیروان شود.
صفیقلی و شماری از یارانش در زندان گوهردشت نگهداری شدند. مشخص نیست هر یک از حدود ۶۰ بازداشتشده چه حکمی دریافت کردند و چه تعداد از آنان بعداً آزاد شدند. منابع موجود تنها سرنوشت اعضای اعدامشده را با جزئیات بیشتری ثبت کردهاند.
گردهمایی اجباری در سرخهحصار
مأموران جمهوری اسلامی پیش از اعدام صفیقلی اشرفی، او را به زمین ورزشی سرخهحصار منتقل کردند. بنا بر گزارش سازمان مجاهدین، حدود ۱۰هزار نفر از مردم سرخهحصار و قلعهحسنخان در محل گرد آورده شده بودند.[۱]
مقامهای حکومتی انتظار داشتند اشرفی در برابر جمعیت از فعالیتهای خود اظهار پشیمانی و از مجاهدین اعلام برائت کند. او در عوض، مسئولیت فعالیتهای گروه را شخصاً پذیرفت و از مبارزه با جمهوری اسلامی دفاع کرد.
هنگامی که از او دربارهٔ هدف تهیهٔ سلاح پرسیده شد، پاسخ داد:
«ما آنها را برای مبارزه با خمینی و سرنگونی رژیم نامشروع او تهیه کرده بودیم.»[۱]
او همچنین دربارهٔ موضع خود گفت:
«من از روز اولی که پا به میدان این مبارزه گذاشتم، میدانستم عاقبتش چیست. حالا هم تا آخرین قطرهٔ خونم در راهی که آگاهانه برگزیدهام، استوارم.»[۱]
پس از این موضعگیری، مأموران او را دوباره به زندان بازگرداندند.
اعدام اعضای عیاران
در ۸ بهمن ۱۳۶۷، صفیقلی اشرفی، روحالله اشرفیان و احمد زنگی در زمین ورزشی سرخهحصار در ملأعام به دار آویخته شدند. همزمان، ۹ عضو دیگر گروه در زندان اعدام شدند.[۱]
اعدام اعضای عیاران چند ماه پس از آغاز قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صورت گرفت. صفیقلی اشرفی و صدرالله سیاهمنصوری در فهرست جانباختگان مرتبط با زندان گوهردشت نیز ثبت شدهاند.[۴][۵]
رسانههای رسمی جمهوری اسلامی در ۱۰ بهمن ۱۳۶۷ خبر اعدام ۲۶ نفر در چهار شهر را منتشر کردند و دوازده تن از آنان را اعضای «باند عیاران» نامیدند. اتهامهای اعلامشده شامل سرقت مسلحانه، قتل، ایجاد رعب و وحشت و جرایم مرتبط با قاچاق بود.[۳]
سازمان مجاهدین اعلام کرد اعدامشدگان اعضای یک هستهٔ مقاومت و هوادار این سازمان بودند و اتهامهای غیرسیاسی برای جلوگیری از اعتراض مردم منطقه مطرح شده بود. این سازمان پیشتر نیز مواردی را ثبت کرده است که زندانیان سیاسی با عنوان قاچاقچی یا مجرم عادی اعدام شدهاند.[۶]
اعضای اعدامشده در ۸ بهمن ۱۳۶۷
| ردیف | نام | سن یا مشخصات | پیشه |
|---|---|---|---|
| ۱ | صفیقلی اشرفی | حدود ۲۷ تا ۲۹ سال | دانشجوی دانشگاه تهران و مدیر فعالیتهای تعاونی |
| ۲ | امانالله سیاهمنصوری | ۲۳ ساله؛ فرزند احمدعلی | کشاورز |
| ۳ | احمد زنگی | ۲۵ ساله | دارای دیپلم |
| ۴ | روحالله اشرفیان | ۳۴ ساله | کارمند بانک مرکزی |
| ۵ | سیدحیدر نوری | ۳۵ ساله | افسر پیشین هوانیروز و چترباز |
| ۶ | بهرام تیموری | ۲۷ ساله؛ فرزند یوسفعلی | دارای دیپلم |
| ۷ | قربانعلی درویش | ۲۹ ساله | شغل آزاد |
| ۸ | صدرالله سیاهمنصوری | در برخی اسناد ۳۹ ساله | دارای مدرک دکترا و شاغل در دانشگاه تهران |
| ۹ | غلامعلی تیموری | فرزند قریبعلی | دارای دیپلم |
| ۱۰ | درویشعلی تیموری | فرزند قریبعلی | کشاورز |
| ۱۱ | حیدر تیموری | ۳۵ ساله؛ فرزند نظرعلی | راننده |
| ۱۲ | یحیی تیموری | ۳۷ ساله؛ فرزند ایاز | کشاورز |
سن برخی از این افراد در منابع گوناگون متفاوت ثبت شده است. برای نمونه، بانک اطلاعات جانباختگان سازمان مجاهدین سن صفیقلی اشرفی را هنگام مرگ ۲۹ سال ذکر کرده، در حالی که گزارش سالگرد گروه او را ۲۷ ساله معرفی کرده است.[۴][۲]
دیگر اعضای اعدامشده
دو عضو دیگر مرتبط با نهضت عیاران در زمانهایی متفاوت اعدام شدند:
- دکتر غلامحسین رشیدی، ۲۹ ساله، در روزهای پایانی بهار ۱۳۶۲ اعدام شد. اعدام او از عوامل سازماندهی مخفیتر گروه عیاران بود؛
- حیدر سیاهمنصوری، ۳۵ ساله، حدود یک ماه پس از اعدامهای ۸ بهمن ۱۳۶۷ اعدام شد.[۱]
با احتساب این دو نفر، دستکم ۱۴ تن از اعضا و چهرههای اصلی مرتبط با نهضت عیاران اعدام شدند. با این حال، اطلاعات کامل دربارهٔ سرنوشت دیگر افرادی که در موج بازداشت سال ۱۳۶۴ دستگیر شدند، در منابع منتشرشده موجود نیست.
ادعای اعدام همهٔ اعضا
در برخی روایتهای قدیمی گفته شده است «تمامی اعضای نهضت عیاران اعدام شدند». منابع در دسترس این گزاره را بهطور کامل تأیید نمیکنند. گزارش سازمان مجاهدین از بازداشت حدود ۶۰ نفر سخن میگوید، اما نام ۱۲ اعدامشده در ۸ بهمن ۱۳۶۷ و دو عضو اعدامشده در سالهای ۱۳۶۲ و ۱۳۶۷–۱۳۶۸ را ثبت کرده است.
بنابراین، عبارت دقیقتر این است که رهبر و بخش مهمی از کادرهای اصلی نهضت اعدام شدند و فعالیت سازمانیافتهٔ گروه پس از این سرکوب از میان رفت؛ اما سرنوشت همهٔ اعضا و بازداشتشدگان مشخص نشده است.
جایگاه مذهبی
بخش اصلی اعضای نهضت عیاران از پیروان اهل حق یا آیین یارسان بودند. این ویژگی، گروه را به یکی از نمونههای مشارکت اقلیتهای مذهبی در مقاومت علیه جمهوری اسلامی تبدیل کرد.
با وجود پیشینهٔ مذهبی اعضا، نهضت عیاران یک نهاد صرفاً آیینی نبود. فعالیتهای آن تلفیقی از پیوندهای مذهبی و محلی، کار تعاونی، خدمات اجتماعی و هواداری سیاسی از سازمان مجاهدین بود.
صفیقلی اشرفی از جایگاه خود بهعنوان فرزند و جانشین یک رهبر مذهبی برای تحکیم قدرت شخصی استفاده نکرد؛ بلکه به روایت منابع مجاهدین، پیروان را به آموزش سیاسی و ارتباط با یک سازمان سراسری هدایت کرد.
سیاست حکومت در طرح اتهامهای غیرسیاسی
طرح اتهامهایی چون قاچاق مواد مخدر و سرقت مسلحانه علیه اعضای عیاران، بخشی از موضوع گستردهتر اعدام مخالفان سیاسی با عناوین مجرمانهٔ عادی است.
سازمان مجاهدین معتقد است حکومت به سه دلیل از اعلام وابستگی سیاسی اعضای عیاران خودداری کرد:
- جلوگیری از تبدیل اعدامها به اعتراض سیاسی در سرخهحصار و کرج؛
- پنهانکردن اعدام پیروان یک اقلیت مذهبی بهدلیل هواداری از مجاهدین؛
- تخریب اعتبار اجتماعی گروهی که در میان مردم به فعالیتهای عمرانی و کمک به محرومان شناخته میشد.
نقلقول منسوب به «پاسدار ناصح» نیز این ارزیابی را تأیید میکند. او گفته بود اگر اعضای عیاران با عنوان هواداران مجاهدین اعدام میشدند، احتمال واکنش گسترده در کرج وجود داشت؛ ازاینرو، حکومت منابع مالی و فعالیتهای اقتصادی آنان را مبنای پروندهسازی قرار داد.[۲]
میراث و یادمان
نهضت عیاران در روایت مقاومت ایران، نمونهای از پیوند یک شبکهٔ محلی و مذهبی با جنبش سیاسی سراسری سازمان مجاهدین تلقی میشود. فعالیت اجتماعی، اقتصاد تعاونی، یاری به محرومان و مقاومت سیاسی، عناصر اصلی این روایت را تشکیل میدهند.
مزار شماری از اعضای گروه در گورستان بیبی سکینهٔ کرج قرار دارد. تصاویر این مزارها در مجموعههای مربوط به جانباختگان مقاومت ایران منتشر شده است.
مراسم سالگرد اعدام اعضای عیاران در رسانههای سازمان مجاهدین برگزار یا بازتاب داده شده است. در این مراسمها، از صفیقلی اشرفی و یارانش بهعنوان اعضای جامعهٔ اهل حق یاد میشود که با وجود فشار و شکنجه از حمایت خود از سازمان مجاهدین دست نکشیدند.
گاهشمار
| سال یا تاریخ | رویداد |
|---|---|
| تابستان ۱۳۵۷ | آغاز نقشآفرینی صفیقلی اشرفی در هدایت پیروان اهل حق و تشکیل گروه رنجر |
| ۱۳۵۷ | آشنایی صفیقلی اشرفی با سازمان مجاهدین در دانشگاه تهران |
| ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ | مهاجرت و استقرار شماری از پیروان در سرخهحصار و تشکیل گروههای جوانان |
| ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ | شرکت در کلاسهای تبیین جهان، توزیع نشریهٔ مجاهد و اجرای طرحهای اجتماعی |
| ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ | آغاز سرکوب گستردهٔ مجاهدین و قطع ارتباط مستقیم گروه با سازمان |
| اواخر ۱۳۶۰ | بازداشت غلامحسین رشیدی |
| بهار ۱۳۶۲ | اعدام غلامحسین رشیدی |
| پس از بهار ۱۳۶۲ | سازماندهی همراهان صفیقلی اشرفی با عنوان گروه عیاران |
| دههٔ ۱۳۶۰ | فعالیت شرکت میثاق همدان و ادامهٔ ارتباط با مجاهدین از طریق امانالله سیاهمنصوری و رادیو صدای مجاهد |
| اواخر ۱۳۶۴ | بازداشت صفیقلی اشرفی و حدود ۶۰ نفر از همراهانش |
| ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ | بازجویی، شکنجه و تلاش حکومت برای وادارکردن رهبران گروه به اعلام ندامت |
| ۸ بهمن ۱۳۶۷ | اعدام صفیقلی اشرفی، روحالله اشرفیان و احمد زنگی در ملأعام و ۹ عضو دیگر در زندان |
| ۱۰ بهمن ۱۳۶۷ | انتشار خبر حکومتی اعدام اعضای «باند عیاران» با اتهامهای غیرسیاسی |
| حدود یک ماه بعد | اعدام حیدر سیاهمنصوری |
جستارهای وابسته
- صفیقلی اشرفی
- غلامحسین رشیدی
- صدرالله سیاهمنصوری
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- اهل حق
- یارسان
- رادیو صدای مجاهد
- تبیین جهان
- تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
- قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
- زندان گوهردشت
- گورستان بیبی سکینه
- کانونهای شورشی
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ سازمان مجاهدین خلق ایران، صفیقلی اشرفی و گروه عیاران، ۱۴ تیر ۱۳۹۳.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ۲٫۷ سازمان مجاهدین خلق ایران، هشتم بهمن ۶۷؛ سالگرد شهادت اعضای گروه عیاران.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، اعدام در رژیم آخوندی؛ اعدام مخالفان سیاسی با اتهامهای غیرسیاسی.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید صفیقلیخان اشرفی.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید صدرالله سیاهمنصوری خورین.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، اعدام؛ ابزار حاکمیت ملایان، بخش «اعدامشدگان سیاسی با اتهامهای غیرسیاسی».
