کاربر:Hamidreza/صفحه تمرین
علی امینی | |
|---|---|
دکتر علی امینی، نخستوزیر ایران | |
| مشغول به کار ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ – ۲۸ تیر ۱۳۴۱ | |
| در زمانِ | محمدرضا پهلوی |
| پس از | جعفر شریفامامی |
| پیش از | اسدالله علم |
| وزیر دارایی | |
| مشغول به کار ۱۳۳۱ – ۱۳۳۴ (دورههای مختلف) | |
| سفیر ایران در ایالات متحده آمریکا | |
| مشغول به کار ۱۳۳۵ – ۱۳۳۷ | |
| نمایندهٔ مجلس شورای ملی | |
| شروع به کار دورههای ۱۴ و ۱۵ | |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | ۲۱ شهریور ۱۲۸۴ تهران، ایران |
| درگذشت | ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۸۷ سال) پاریس، فرانسه |
| ملیت | مردمان ایرانی|ایرانی |
| حزب سیاسی | جبهه ملی ایران (ابتدا)، مستقل |
| همسر(ان) | بتول وثوق |
| فرزندان | ایرج |
| محل تحصیل | دانشگاه گرنوبل (دکترای حقوق) |
| مذهب | اسلام (شیعه) |
دکتر علی امینی (۲۱ شهریور ۱۲۸۴ تهران – ۲۱ آذر ۱۳۷۱ پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی، دیپلمات و نخستوزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ بود. او از خانوادهای اشرافی قاجار و از نوادگان مظفرالدین شاه به شمار میرفت و نقش کلیدی در دوران بحرانی تاریخ معاصر ایران ایفا کرد. امینی با تحصیلات عالی در فرانسه و دکترای حقوق، یکی از روشنفکران اصلاحطلب دوران محمدرضا پهلوی بود و ابتدا با جبهه ملی ایران همکاری داشت.
علی امینی در دوران نخستوزیریاش، با حمایت ایالات متحده و در میان بحران اقتصادی و سیاسی ایران، برنامههای اصلاحی جسورانهای اجرا کرد. او مبارزه با فساد اداری، اصلاحات ارضی اولیه، و اقدامات اقتصادی برای کنترل تورم و کسری بودجه را پیش برد. این اصلاحات پیشزمینهای برای انقلاب سفید شاه شد، اما با مقاومت دربار، زمینداران بزرگ و بخشی از روحانیت مواجه گردید. امینی تلاش کرد قدرت شاه را محدود کند و دموکراسی پارلمانی را تقویت نماید، اما اختلافات عمیق با محمدرضا پهلوی منجر به استعفای او در تیر ۱۳۴۱ شد. پس از آن، امینی به مخالفت با رژیم پهلوی پرداخت و سالهای پایانی
عمر را در تبعید در فرانسه گذراند. او نماد تلاش برای اصلاحات لیبرال و مبارزه با استبداد دربار در دهه ۱۳۴۰ بود و نقشش در تاریخ ایران به عنوان پلی بین نهضت ملی دکتر محمد مصدق و تحولات بعدی برجسته است.
زندگی اولیه و تحصیلات
دکتر علی امینی در ۲۱ شهریور ۱۲۸۴ در تهران متولد شد. او فرزند محسن امینی (محسنالسلطنه) و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار بود. خانوادهاش از رجال برجسته دوران قاجار و پهلوی به شمار میرفت و این زمینه اجتماعی به او فرصت تحصیلات عالی داد.[۱] امینی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روشنایی و متوسطه را در دارلفنون تهران گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و دکترای حقوق از دانشگاه گرنوبل گرفت. او یکی از اولین ایرانیان با مدرک دکترای حقوق از اروپا بود و این تحصیلات بر دیدگاههای لیبرال و اصلاحطلبانهاش تأثیر عمیق گذاشت.[۲]
فعالیتهای سیاسی اولیه
علی امینی پس از بازگشت از فرانسه در اواخر دهه ۱۳۰۰ خورشیدی، وارد خدمات دولتی شد. او ابتدا در وزارت دارایی مشغول به کار گردید و به سرعت پلههای ترقی را پیمود. در کابینههای مختلف دوران رضا شاه و اوایل سلطنت محمدرضا پهلوی، پستهای مهمی همچون معاونت وزارت دارایی و ریاست کل دارایی را بر عهده داشت.[۳] امینی در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، به عنوان یکی از تکنوکراتهای روشنفکر شناخته شد و در مذاکرات نفتی ایران با کنسرسیوم بینالمللی نقش کلیدی ایفا کرد. او در کابینه حسین علاء (۱۳۳۰) وزیر اقتصاد ملی بود و در کابینههای محمد ساعد مراغهای و ابراهیم حکیمی نیز وزارتخانههای دادگستری و فرهنگ را بر عهده داشت.[۴]
در دهه ۱۳۲۰، امینی ابتدا با جبهه ملی ایران و دکتر محمد مصدق همکاری نزدیک داشت و حتی در انتخابات مجلس چهاردهم از سوی جبهه ملی حمایت شد، اما به تدریج از مسیر ملیگرایی رادیکال مصدق فاصله گرفت. او معتقد به اصلاحات تدریجی و همکاری با غرب بود و با ملی شدن صنعت نفت به شیوه مصدق مخالفت ورزید، زیرا آن را عامل بحران اقتصادی میدانست.[۵] امینی در کابینههای دهه ۱۳۳۰ چندین بار وزیر دارایی شد و در مذاکرات با شرکتهای نفتی غربی، بدون قطع کامل روابط به دنبال توافقی متوازن بود که منافع ایران را حفظ کند.
در سال ۱۳۳۵ به عنوان سفیر ایران در ایالات متحده منصوب شد و روابط نزدیک با سیاستمداران آمریکایی برقرار کرد. این دوره سفارت، زمینهساز حمایت بعدی واشنگتن از او در زمان نخستوزیری گردید.[۶] امینی در بازگشت به ایران، به عنوان یکی از چهرههای مستقل و اصلاحطلب شناخته میشد و در محافل سیاسی، نماد تکنوکراسی لیبرال در برابر دیکتاتوری دربار بود.
دوران نخستوزیری (۱۳۴۰–۱۳۴۱)
علی امینی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ (۶ می ۱۹۶۱) از سوی محمدرضا پهلوی به نخستوزیری منصوب شد. این انتصاب در بحرانیترین مقطع پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رخ داد: اقتصاد ایران با تورم بالا، کسری بودجه شدید و اعتراضات دانشجویی و کارگری مواجه بود و رژیم پهلوی مشروعیت خود را از دست میداد.[۷] دولت جان اف. کندی در ایالات متحده، نگران تکرار سناریوی انقلابی شبیه به کوبا یا مصر، امینی را به عنوان تکنوکراتی لیبرال و اصلاحطلب حمایت کرد تا از سقوط رژیم جلوگیری کند.[۸]
امینی بلافاصله مجلس را منحل کرد و حکومت بدون مجلس را برقرار نمود تا اصلاحات را بدون مقاومت نمایندگان وابسته به زمینداران بزرگ پیش ببرد. کابینه او شامل تکنوکراتهای تحصیلکرده غرب مانند حسن ارسنجانی (وزیر کشاورزی) و نورالدین الموتی بود که برخی از آنها سابقه همکاری با جبهه ملی ایران داشتند.[۹]
مهمترین برنامه امینی، مبارزه گسترده با فساد اداری و اقتصادی بود. او کمیتهای ویژه تشکیل داد که صدها مقام ارشد، زمینداران بزرگ و وابستگان دربار را به اتهام فساد دستگیر یا محاکمه کرد. این کمپین، هرچند گاهی با انتقادهایی مبنی بر گزینشی بودن مواجه شد، فساد علنی در سطوح بالا را به شدت کاهش داد و اعتماد عمومی را تا حدی بازگرداند.[۱۰]
در حوزه اقتصادی، امینی سیاستهای سختگیرانهای برای کنترل تورم و کسری بودجه اعمال کرد: کاهش هزینههای دولتی، افزایش مالیات بر درآمدها و تلاش برای جذب کمکهای خارجی. او همچنین مذاکراتی با کنسرسیوم نفتی برای افزایش سهم ایران پیش برد.[۱۱]
بارزترین اصلاحات امینی در حوزه کشاورزی و روابط ارضی-دهقانی بود. قانون اصلاحات ارضی در دی ۱۳۴۰ تصویب شد که مالکیت زمین را به حداکثر یک روستا برای هر مالک محدود کرد و زمینهای اضافی را برای توزیع میان کشاورزان خریداری نمود. این قانون، پیشزمینه مستقیم انقلاب سفید شاه شد، اما نسخه امینی رادیکالتر و متمرکز بر عدالت اجتماعی بود و با حمایت حسن ارسنجانی اجرا گردید.[۱۲]
در سیاست خارجی، امینی به سیاست موازنه منفی وفادار ماند اما روابط نزدیک با غرب، به ویژه ایالات متحده، را حفظ کرد. او مخالف نفوذ شوروی بود و کمکهای آمریکایی را برای تثبیت اقتصاد جذب نمود.[۱۳]
با این حال، اصلاحات امینی با مقاومت شدید زمینداران بزرگ، بخشی از روحانیت سنتی و مهمتر از همه، دربار مواجه شد. شاه از کاهش قدرت خود و نفوذ امینی در ارتش و سیاست نگران بود. اصلیترین اختلاف بر سر بودجه نظامی بود: امینی برای تعادل بودجه، کاهش هزینههای ارتش را ضروری میدانست، اما شاه آن را رد کرد.[۱۴]
در نهایت، در ۲۸ تیر ۱۳۴۱ (۱۹ ژوئیه ۱۹۶۲)، امینی استعفا داد. او در خاطراتش تأکید کرد که بدون حمایت کامل شاه و کاهش بودجه نظامی، ادامه کار ممکن نبود. ایالات متحده نیز، تحت فشار شاه، حمایت مالی مستقیم را محدود کرد.[۱۵] پس از استعفای امینی، اسدالله علم به نخستوزیری رسید و شاه شخصاً کنترل اصلاحات را در دست گرفت.
سالهای پایانی، مخالفت با رژیم و مرگ
پس از استعفای اجباری در تیر ۱۳۴۱، علی امینی به تدریج به یکی از منتقدان سرسخت رژیم محمدرضا پهلوی تبدیل شد. او که ابتدا به عنوان تکنوکرات اصلاحطلب درون نظام شناخته میشد، با مشاهده تمرکز قدرت در دست شاه و سرکوب مخالفان، به اپوزیسیون لیبرال پیوست. امینی در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، از آزادی بیان، بازگشت به قانون اساسی مشروطه و محدود کردن قدرت مطلقه شاه دفاع میکرد. او با جبهه ملی ایران دوباره ارتباط برقرار کرد و در محافل روشنفکری، نماد تلاش ناکام برای دموکراتیزاسیون از درون رژیم بود.[۱۶]
در آستانه انقلاب ضد سلطنتی ایران، امینی ابتدا از خیزش مردم حمایت کرد و امیدوار بود که منجر به برقراری دموکراسی شود، اما با تسلط روحانیت و مسیر ایدئولوژیک انقلاب، از آن فاصله گرفت. او رژیم جدید را نیز استبدادی میدانست و هیچگاه با آن همکاری نکرد.[۱۷]
امینی در سالهای پایانی عمر، بیشتر در فرانسه زندگی کرد و به عنوان تبعیدی سیاسی، با روشنفکران مخالف رژیم در ارتباط بود. او تا پایان عمر بر اصول لیبرال، استقلال ایران و حاکمیت قانون وفادار ماند و هیچگاه به ایران بازنگشت. دکتر علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در پاریس درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد. مرگ او پایان دوران یکی از آخرین سیاستمداران اشرافی-روشنفکر ایران بود که تلاش کرد میان سنت و مدرنیته، و میان اصلاحات و دیکتاتوری، پلی بزند.
میراث امینی در تاریخ معاصر ایران دوگانه است: از یک سو، اصلاحات اقتصادی و ارضی او پایهگذار تغییرات ساختاری شد که حتی رژیم پهلوی بعدها از آن بهره برد؛ از سوی دیگر، ناکامیاش در محدود کردن قدرت شاه، درس مهمی درباره محدودیت اصلاحات از بالا در نظامهای استبدادی بود. او پلی میان نهضت ملی دکتر محمد مصدق و نسل روشنفکران مخالف دیکتاتوری پهلوی به شمار میرود.[۱۸]
منابع
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995).
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, Foreign Relations of the United States (FRUS), 1961–1963, Volume XVII.
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini, Prime Minister of Iran (1961-62) (Bethesda, MD: Iranbooks, 1995), 45-67.
- ↑ Iraj Amini, Bar Bal-e Bohran: Zendeginameh-ye Siyasi-ye Ali Amini (Tehran: Nashr-e Mahi, 2009), 112-145.
- ↑ Foundation for Iranian Studies, "Oral History Interview with Ali Amini" (1982), accessed January 7, 2026, https://fis-iran.org/wp-content/uploads/Oral%20History%20-%20Transcripts/Ali-Amini-English.pdf, 78-92.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1958–1960, Near East Region; Iran," Volume XII, Document 245.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1961–1963, Volume XVII, Near East, Document 50" (Washington, May 18, 1961), https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1961-63v17/d50.
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995), Tape 4, 12-18; also available via Foundation for Iranian Studies, https://fis-iran.org/wp-content/uploads/Oral%20History%20-%20Transcripts/Ali-Amini-English.pdf.
- ↑ Iraj Amini, Bar Bal-e Bohran: Zendeginameh-ye Siyasi-ye Ali Amini (Tehran: Nashr-e Mahi, 2009), 245-312.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1961–1963, Volume XVII, Document 97" (Anti-Corruption Campaign), https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1961-63v17/d97.
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995), Tape 5, 34-42.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1961–1963, Volume XVII, Document 136" (Land Reform), https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1961-63v17/d136.
- ↑ Iraj Amini, Bar Bal-e Bohran, 320-345.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1961–1963, Volume XVIII, Document 4" (Military Budget Dispute), https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1961-63v18/d4.
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini, Tape 6, 15-28.
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995), Tape 7, 22-35; Foundation for Iranian Studies, Oral History Transcript, https://fis-iran.org/wp-content/uploads/Oral%20History%20-%20Transcripts/Ali-Amini-English.pdf.
- ↑ Iraj Amini, Bar Bal-e Bohran: Zendeginameh-ye Siyasi-ye Ali Amini (Tehran: Nashr-e Mahi, 2009), 412-450.
- ↑ Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-428.