کشف حجاب

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کشف حجاب
کشف حجاب

۱۷ دی ۱۳۱۴ سالروز تصویب بخشنامهٔ کشف حجاب توسط رضا خان است. این بخشنامه از طرف رئیس‌الوزراء به دربار فرستاده شد. رضا شاه بعد از بازگشت از سفر خود به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳ که تحت تأثیر اقدامات آتاتورک قرار گرفته بود، تصمیم به این امر گرفت. در این راستا، قانون اتحاد شکل و البسه و تبدیل کلاه نیز در ۴ ماده و ۸ تبصره در جلسهٔ ۶ دی ۱۳۰۷ در سومین سال پادشاهی رضاخان به تصویب رسید.

بدین سان از فردای آن روز بر سر کردن چادر در خیابانهای تهران ممنوع شد و دولت و سایر دستگاه‌های اجرایی در کشور موظف گردیدند برای پیشبرد این طرح در شهرهای مختلف بکوشند.

زنان قاجار با چادر و روبنده
زنان قاجار با چادر و روبنده

نخستین نشانه‌های کشف حجاب را می‌توان در سخنرانی بدون روبنده طاهرهٔ قرةالعین و همچنین در دربارناصرالدین شاه قاجار و در محافل روشنفکری یافت. همچنین فعالان جنبش زنان ایران در دوره مشروطه و ابتدای حکومت رضاشاه بحث‌هایی در نقد حجاب گشودند؛ ولی رسمیت پیدا کردن و اجباری شدن چند سالهی آن به دورهٔ حکومت رضا شاه بازمی‌گردد.

پیشینه

زمینه‌های نظری کشف حجاب به پیش از تغییر سلطنت و انتقال قدرت به خاندان پهلوی باز می‌گردد. این فکر در دوران مشروطیت شکل گرفت. قبل از به قدرت رسیدن رضاخان گروه‌های متعددی از زنان قصد داشتند کشف حجاب نمایند و برای این منظور در یکی از مساجد بست نشستند و خواستار حق کشف حجاب شدند. این درخواست البته در آن روز کشف حجاب تلقی می‌شد؛ ولی نمی‌توان آن را تأسی صرف از رفتار اروپایی دانست. هر چند زمینه سازی این تفکر در همین حد نیز به خارج از مرزها بازمی‌گشت و بیشتر از سوی کسانی پذیرفته شده و بدان دامن زده می‌شد که با زندگی در غرب از نزدیک آشنا شده بودند.

بر اساس شواهد تاریخی اولین نشانه‌های کشف حجاب از دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد. از اواخر دوران قاجار و در جریان نهضت مشروطه و پس از آن سیاسیون نوگرا و روشن فکرها، گام‌هایی در جهت حذف پوشش بانوان برداشتند. آنان مشروطه را به معنای تجدد خواهی خوانده و بی‌حجابی را از مظاهر این تجدد خواهی می‌دانستند. با آغاز سلطنت رضا شاه، تبلیغ در مورد آزادی زنان در مطبوعات ادامه یافت و سرعت بیشتری گرفت. تا جاییکه رضا خان حجاب را در اماکن عمومی ممنوع اعلام کرد و به تدریج از صراحت بیشتری برخوردار شد آن گونه که در سال ۱۳۰۶ روزنامهٔ حبل المتین دلایلی بر وجوب رفع حجاب نوشت. نویسندگان و و شعرا هم در این زمینه قلم فرسایی کردند.[۱]

بازتاب تجدد خواهی غربی در افکار سیاستمداران و هنرمندان

با بازگشت تحصیل کردگانی که مدت زیادی را در دنیای غرب سپری کرده و با فرهنگ غرب آشنا شده بودند اندیشه و افکار غرب هم به میان جامعهٔ ایران و در میان مردم نشر پیدا کرد. آنها به روشنی از حجاب به عنوان یک عامل بازدارنده در مسیر پیشرفت و ترقی جامعه نگاه می‌کردند:

میرزا ملکم خان ناظم الدوله

ما خیال می‌کنیم که درجه ترقی آنها (اروپاییان) همان قدر است که در صنایع ایشان می‌بینیم! حال آنکه اصل ترقی ایشان در آئین تمدن بروز کرده‌است. ملل یوروپ هر قدر که در کارخانجات فلزی ترقی کرده‌اند صد مراتب بیشتر در کارخانجات انسانی پیش رفته‌اند.

میرزا فتحعلی آخوندزاده

کسانی که بعد از این از میان اخلاف ما در دین اسلام بانی پروتستانتیزم خواهند شد… آیهٔ حجاب را منسوخ خواهند کرد..

میرزا آقا خان کرمانی

هر شاخه از درخت اخلاقی زشت ایران را که دست می‌زنیم ریشهٔ او کاشته عرب و تخم او بذر مزروع آن تازیان است. یکی از آنها حجاب بی مروت زنان است. در ایران باستان زنان با مردان شریک زندگانی بوده‌اند. با هم مراوده داشتند. حال هزار سال است زنان ایران مانند زنده به گوران تازیان در زیر پردهٔ حجاب و کفن جلباب مستور و در خانه‌ها چون کور محجوب و مهجور گشته‌اند.[۲]

تاج السطنه دختر ناصر الدین شاه

هزارها مفاسد اخلاقیه از همین روی بستن زنها در این مملکت نشرداده شده‌ است. اول کاری که کردم تغییر لباس دادم. لباس فرنگی سر برهنه درحالتی که هنوز در ایران زنها لباس فرم قدیم را داشتند. پس از لباس، ترک نماز و طاعت را هم کردم. با آستینهای تنگ لباس‌های چسبیده، وضو ساختن و نماز کردن مشکل بود.[۳]

اقدامات رضا شاه برای ترویج بی‌حجابی

  • در روز اول فروردین ۱۳۰۶ شمسی خانواده رضا شاه بر طبق رسم دیرینه ای که اغلب خانواده‌های ایرانی در هنگام تحویل سال نو به اماکن مقدس می‌روند، راهی قم شدند و در حرم مطهر حضرت معصومه بدون حجاب حضور یافتند این عمل خشم مردم را برانگیخت. بعد از خانواده سلطنتی سیاسیون و کارمندان دولتی به شکل نیمه رسمی تشویق می‌شدند که خانواده‌های خود را به لباس غربی ملبس کنند و حجاب زنان را بردارند.
  • رضا خان در سال ۱۳۱۱ در تهران کنگرهٔ زنان در شرق را تشکیل داد و از زنان بی‌حجاب کشورها برای شرکت در این کنگره دعوت کرد. این کنگره که به ریاست شمس پهلوی دختر رضا خان تشکیل شد گامی در جهت مبارزه با حجاب بانوان بود. در این کنگره از بی‌حجابی به عنوان مظهری از تمدن یاد شد و در مورد آن تبلیغات فراوان به عمل آمد.
  • از دیگر اقدامات عملی رضاشاه در جهت کشف حجاب بانوان، صدور فرمان جلوگیری از حضور زنان با حجاب، در پارک‌ها، سینماها، تأترها، هتل‌ها و سایر مراکز عمومی بود.
  • رضا خان بعد از تصویب بخشنامهٔ کشف حجاب در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ در مراسم اعطای گواهینامهٔ فارغ التحصیلان دانشسرای عالی، در حالی که ملکهٔ ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، شرکت کرد. او از طرفی می‌خواست که به هر قیمت فرهنگ بی‌حجابی را در جامعه نهادینه کند. به همین خاطر او بارها گفته بود برای اینکه بتوان فرهنگ کشف حجاب را به درون جامعه برد باید ابتدا از دربار و وزراء شروع کرد. رضا خان می‌گفت: ممکن است اقداماتی علیه این کار صورت بگیرد و مسئلهٔ عفت و نجابت زن را پیش بکشند اما نجابت و عفت زن به چادر مربوط نیست. مگر میلیونها زن بی‌حجاب که در ممالک خارجه هستند نانجیبند؟ از این گذشته همسر من و دختران من در این کار پیشقدم هستند. آنگاه رضاشاه علت شرکت خانوادهٔ خود را در جشن آن روز چنین بیان می‌دارد:
رضا خان به همراه ملکهٔ ایران و دخترانش در مراسم فارغ التحصیلان دانشسرای عالی
رضا خان به همراه ملکهٔ ایران و دخترانش در مراسم فارغ التحصیلان دانشسرای عالی

شرکت همسر و دختران من در جشن دانشسرای مقدماتی بدون حجاب باید سرمشق همهٔ زنان و دختران ایرانی مخصوصاً خانمهای شما وزرای ممکت باشد.[۴]

رضا شاه در جای دیگری گفته بود: خوشم نمی‌آید که آن قدر از فرنگ تعریف می‌کنند باید ایران را چون فرنگ ساخت.[۵]

وی همچنین طی نطقی از کشف کجاب و پیشرفت زنان سخن گفت:... شما زنها باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید و از فرصتی که بدست آورده‌اید برای خدمت به کشور خود از آن استفاده کنید… شما خواهران و دختران من حالا که داخل جامعه شده‌اید و برای پیشرفت خود و کشورتان این قدم را برداشته اید باید بفهمید که وظیفهٔ شما این است که برای کشور خودتان کار کنید سعادت آینده دردست شماست…[۶]

کشف حجاب
کشف حجاب

زنان برای حضور با چهرهٔ تازه در جامعه چادر و چاقچور را کناری گذاشتند و رو به مانتو آوردند. آنها موهای خود را هم کوتاه کرده و مد آلا گارسونی کردند که مد روز بود که از پاریس آمده بود.

کشف حجاب از زبان دیگران

صدر الاشراف

آموزگاران و دختران دانش آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زنانی که حجاب داشتند راه نمی‌رفتند. در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمی‌دادند و در معابر پاسبانها از اهانت و کتک زدن به زنهایی که چادر داشتند با نهایت بی پروایی و بی رحمی فروگذار نمی‌کردند. مأموران در شهرها و دهات زنهایی را که پارچه روی سر انداخته بودند اگرچه چادر معمولی نبود از سر آنها کشیده و پاره‌پاره می‌کردند واگر زن فرار می‌کرد او را تا خانه اش تعقیب می‌کردند و به این هم اکتفا نکرده اتاق زنها و صندوق لباس آنها را تفتیش کرده اگر چادر از هر قبیل می‌دیدند پاره‌پاره می‌کردند…![۷]

شاه برای اینکه مردم عادت کنند امر کرد وزراء هر کدام در وزارتخانهٔ خود یا در کلوب ایران جشن بگیرند واز فردا آن وزارتخانه و وجوه رجال دعوت کنند که با خانمهای خود در آن جشن حاضر شوند.. زنها افسران طوعا و کرها حاضر شدند و سایر وزراء هم شروع کردند و همین که یکی دو وزارتخانه جشن گرفت شاه گفت وسیله ای فراهم بیاورید که من خودم هم بلکه بادخترهای خود بدون حجاب حاضر شود.[۸]

حکمت وزیر فرهنگ

برای جشن توزیع دیپلم در مدارس دخترانه قرار شد شاه تشریف فرما شوند. قرار شد وزراء و مدیران کل با خانمهای خود حاضر شوند. این امر برای من اشکال زیاد داشت. زیرا خانم من به هیچ وجه حاضر نبود حتی به من گفت: مرا طلاق بده و از این امر معاف بدار…[۹]

محمود جم

محمود جم رئیس‌الوزراء در خاطرات خود از سفر قول رضا خان به ترکیه چنین می‌گوید: نزدیک دو سال است که این موضوع کشف حجاب سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است. خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفته‌ام و زنهای آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند… دیگر از هرچه زن چادری است بدم آمده‌است! اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.

مهدی قلی خان هدایت

مهدی قلی خان هدایت که خود یک دوره طولانی در زمان رضاشاه نخست وزیر بود، ماجرای کشف حجاب را چنین توصیف کرده‌است: «کلاه اجنبی ملیت را از بین برد و برداشتن چادر عفت را… پلیس دستور یافت روسری را از سر زن‌ها بکشد. روسری‌ها پاره شد و اگر ارزش داشت، تصاحب. مدتی زد و خورد بین پلیس و زن‌ها دوام داشت و بسیاری زن‌ها را شنیدم که از خانه بیرون نیامدند.[۱۰]

پیامدهای کشف حجاب

قیام مسجد گوهر شاد و مبارزه با کشف حجاب

یکی از قیامهای خونین مردم مسلمان ایران قیام مردم مسلمان در مسجد گوهر شاد در کنار مرقد حضرت امام رضا علیه السلام علیه مأموران دیکتاتوری رضا خان و کشف حجاب است.

هنگامی که رضا خان کشف حجاب اجباری را به اجرا گذاشت علمای وقت از هر سوی کشور اعتراض شدید خود را اعلام داشتند. از جمله مراجع آن زمان اعتراض شدید خود را طی تلگرافی به رضا خان ابلاغ نمودند. این تلگرف با امضای ۳۱ نفر از علمای برجسته مشهد مزین شده بود.

جمعیت بسیاری به عنوان اعتراض به رژیم، در مشهد در کنار حرم حضرت رضا در مسجد گوهر شاد متحصن شدند؛ و محمد تقی بهلول روحانی آگاه با سخنرانی‌های خود به اقدامات رضا خان اعتراض نمود. شیخ محمد تقی بهلول با قاطعیت و صراحت مردم را به قیام دعوت می‌نمود. حدود چهار ساعت از شب گذشته، به دستور رضا خان، دژخیمان او با حمله به مسجد گوهر شاد مردم را به گلوله بستند که در این کشتار جمعی، حمام خون به راه افتاد و چند صد نفر کشته شدند.

مسجد گوهرشاد
مسجد گوهرشاد

در این مورد ارتشبد سابق حسین فردوست در خاطرات خود در کتاب ظهور و سقوط پهلوی می‌نویسد: در مشهد یک روحانی به نام بهلول به شدت با اقدامات رضاخان مخالفت می‌کرد و در سخنرانی‌هایش به شدت به او حمله می‌نمود. عده زیادی از مردم در حرم حضرت رضا (ع) متحصن شدند و اعلام کردند تا مسألهٔ کشف حجاب حل نشود ما از اینجا خارج نمی‌شویم. فرمانده لشکر مشهد به نام سرتیپ ایرج مطبوعی در این باره به رضا خان گزارش داد. رضا خان دستور داد سربازان به صحن حرم وارد شوند و مردم را تهدید کنند و اگر مردم خارج نشدند تیراندازی کنند…

سرتیپ مطبوعی در دادگاه در این خصوص می‌گوید: به من دستور داده شده بود که فوراً عده ای نظامی را در اختیار استاندار مشهد قرار دهم من در حدود ۲۵۰ سرباز در اختیار او گذاشتم در این جریان حدود ۲۵ نفر از مردم کشته و چهل نفر مجروح شدند.

صبح جمعه ۲۰ تیر سال ۱۳۱۴ قزاقان رضاخان برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و بی محابا به روی مردم تیراندازی کردند و در این ماجرا، حدود یکصد نفر کشته و زخمی شدند. اما مردم متفرق نگشتند و مقاومت کردند. پس از این هجوم مردم از اطراف با ابزاری از قبیل داس، بیل و چوب به طرف مسجد سرازیر شدند.

انتشار خبر قیام گوهر شاد مقدمات اعتراض اجتماعی وسیعی فراهم شد اما فقدان رهبری منسجم و خشونت شدید حکومت از جمله عواملی به‌شمار می‌آید که نه تنها این اعتراضات را ناکام گذاشت بلکه رضاشاه را نیزمصمم به اجرای خشونت بار کشف حجاب نمود..

فعالیتهای تبلیغی در ترویج فرهنگ کشف حجاب

کشف حجاب
کشف حجاب

روزنامه‌ها و مجلات آن دوران در مقالات خود این روز با آب و تاب فراوان یک روز تاریخی نامیدند. این جراید این روز را با عباراتی از قبیل: روز سعادت صدها دختر ایران، فصل جدید در تاریخ زندگی و حیات اجتماعی ایران، سر مشق بزرگی برای سعادت و نیکبختی جامعه ای ایرانی، خاتمهٔ دوران سیه بختی و جهالت، رهایی زنان از خمودگی و مذلت یاد کردند که قدم بسیار بزرگی در راه سعادت و تأمین حیات اجتماعی این کشور برداشته شد. عامل تبلیغات در کشف حجاب بیشترین اثر گذاری را داشت. اقداماتی از قبیل برگزاری مراسم جشن به مناسبت کشف حجاب، استفاده از روحانیون درباری و وابسته به حکومت، تشویق کارمندان دولت به حضور و گردش در خیابانها به اتفاق همسرانشان، استفاده از خانواده‌های سرشناس و متشخص و برگزاری کنفرانسها به مناسبت کشف حجاب از فعالیت‌های ترویج این فرهنگ بود.

محمد مصدق

ایرج افشار، در کتاب مصدق و مسائل حقوق و سیاست، مطلبی از او دربارهٔ کشف حجاب نقل می‌کند. مصدق می‌گوید:

«قبل از اینکه بانوان ایران کشف حجاب کنند من در اروپا با خانواده خودم کشف حجاب کردم و هیچ‌کس با کشف حجاب مخالف نبود؛ ولی من مخالف بودم. چون معتقد بودم که کشف حجاب باید به واسطه‌ی اولسیون و بواسطه‌ی تکامل اهل مملکت باشد نه بواسطه‌ی کسی که یک قدرتی پیدا کرده و یک زوری پیدا کرده که من این جور می‌خواهم و باید این جور بشود. من این را معتقد نیستم به هیچ وجه و مخالف هم بودم.[۱۱]

اقدامات بازدارنده و انتظامی

ممانعت از رفتن زنان با حجاب به حمامها و نظارت بر کار حمامیها که مبادا آنها زنان با حجاب را به حمام راه دهند، گماردن پاسبانها در مراکز عبور و مرور شهر مخصوصاً بازارها، اخطار به زنان چادری، گرفتن التزام از گاراژدارها که زنان چادری را سوار نکنند، همچنین گماردن مأمور در زیارتگاه‌ها که زنهای با چادر را اجازه ورود ندهند، جلوگیری از سوار کردن بانوان چادری در اتوبوسها و اتومبیل‌ها و راه ندادن به سینماها و رستورانها و ادارات دولتی و نصب اطلاعیه‌های بدین مضمون که به چادری‌ها جنس نمی‌فروشیم بر سردر مغازه‌ها از شیوه‌های سرکوبگرایانهٔ پلیسی رضا خانی بود.[۱۲]

پیامدهای حجاب اجباری

بازدید رضا شاه از مدارس ـ کشف حجاب
بازدید رضا شاه از مدارس ـ کشف حجاب

در نتیجه‌ی اقدامات رضا شاه اگر چه از لحاظ مشارکت زنان در زندگی اجتماعی، اشتغال و ورودشان به قلمروهای آموزشی، پیشرفتهایی حاصل شد اما این پیشرفتها در محدوده‌های خاص و در مقایسه با مردان و شرایط طبقاتی به شانس و تصادف بستگی داشت. از جنبه‌ی حقوقی هم تغییراتی صورت پذیرفت؛ اما تغییر بنیادین در وضعیت قانونی زنان به ویژه در امر ازدواج ایجاد نشد. قانون هنوز هم در امور مهم، مردان را برتر می‌دانست. مردان هنوز امتیاز داشتن چهار همسر در یک زمان و طلاق آنها را به اراده خود داشتند. افزون بر این سرپرست قانونی خانواده مرد بود و مردان از حقوق ارثی بیشتری برخوردار می‌شدند. اما زنان همچنان از حق رای و نامزدی در انتخابات عمومی محروم بودند.

اصلاحات ظاهری رضا شاه و اعمال خشونت‌آمیز وی در راه پیاده کردن برنامه‌های اصلاحی‌اش، موجب نارضایتی و بی‌زاری مردم را فراهم آورد. این اقدامات جز در برخی موارد زنان طبقه متوسط و بالای جامعه در موارد دیگر نتیجه معکوس به بار آورد و سبب مهجوریت زنان شد. در شهرهای مذهبی مثل قم و در میان خانواده‌های سنتی، اجباری شدن بی‌حجابی به محرومیت دختران از تحصیل انجامید. بسیاری از زنان به علت برخوردهای خشونت‌آمیز مأموران در خانه ماندند و فقط برای مسائل ضروری همچون حمام رفتن از خانه خارج می‌شدند. آنها گاه از طریق پشت بام خانه‌های مجاور، زنان خود را به حمام می‌رساندند. بسیاری از مردم به دلیل این فشارها تصمیم به خروج از کشور گرفتند. برخی از موارد کاسه صبر برخی زنان لبریز شد و دست به خود کشی زدند. بدترین و آزار دهنده‌ترین جنبهٔ دستور کشف حجاب از نظر زنان، این بود که آنها حتی اجازه نداشتند روسری بپوشند و فقط مجاز بودند از کلاه استفاده کنند.[۱۳]

پانویس

  1. نشریهٔ الکترونیکی تاریخ معاصر ایران (گذرستان)
  2. ازکتاب کشف حجاب به کوشش امیر قربانی
  3. همان منبع
  4. از کتاب کشف حجاب به کوشش امیر قربانی
  5. همان منبع
  6. کتاب کشف حجاب به کوشش امیر قربانی
  7. خاطرات صدر الاشراف صفحهٔ 305
  8. همان منبع
  9. خاطرات صدرالاشراف صفحهٔ 305
  10. خاطرات و خطرات ـ مهدی قلی خان هدایت صفحهٔ 407
  11. مصدق و مسائل حقوق و سیاست، ایرج افشار، انتشارات زمینه، 1358، ص124
  12. کشف حجاب به کوشش امیر قربانی
  13. کشف حجاب به کوشش امیر قربانی صفحهٔ 71