علی‌اکبر سعیدی سیرجانی

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
علی‌اکبر سعیدی سیرجانی

نام اصلی علی‌اکبر سعیدی
زمینهٔ کاری نویسندگی، پژوهش ادبی، تصحیح متون، شعر، نقد اجتماعی و فرهنگی
زادروز ۲۰ آذر ۱۳۱۰
سیرجان، استان کرمان، ایران
مرگ ۶ آذر ۱۳۷۳
تهران، ایران
ملیت ایرانی
محل زندگی سیرجان، کرمان، تهران
علت مرگ مرگ در بازداشت؛ علت رسمی حملهٔ قلبی اعلام شد، اما نهادهای حقوق بشری خواستار تحقیق مستقل دربارهٔ مرگ او شدند
در زمان حکومت رضاشاه پهلوی، محمدرضا شاه پهلوی، جمهوری اسلامی ایران
رویدادهای مهم همکاری با لغت‌نامهٔ دهخدا و بنیاد فرهنگ ایران؛ تصحیح تاریخ بیداری ایرانیان؛ اعتراض به سانسور؛ نامه‌های سرگشاده به مقام‌های جمهوری اسلامی؛ بازداشت در اسفند ۱۳۷۲؛ مرگ در بازداشت در آذر ۱۳۷۳
نام(های)
دیگر
سعیدی سیرجانی
پیشه ادیب، نویسنده، شاعر، پژوهشگر، مصحح و منتقد اجتماعی
سال‌های نویسندگی دههٔ ۱۳۲۰ تا ۱۳۷۲
سبک نوشتاری نثر ادبی، طنز، تمثیل، نقد اجتماعی و سیاسی
کتاب‌ها آشوب یادها، در آستین مرقع، ای کوته‌آستینان، سیمای دو زن، ضحاک ماردوش، بیچاره اسفندیار، قافله‌سالار سخن

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی (۲۰ آذر ۱۳۱۰ – ۶ آذر ۱۳۷۳) ادیب، نویسنده، شاعر، پژوهشگر، مصحح متون و منتقد اجتماعی ایرانی بود. او بخش مهمی از فعالیت علمی خود را به پژوهش در ادبیات و تاریخ ایران، تصحیح متون و تدوین منابع اختصاص داد و در آثاری چون تاریخ بیداری ایرانیان، وقایع اتفاقیه و ذخیرهٔ خوارزمشاهی به تصحیح، گردآوری یا انتشار متون تاریخی و ادبی پرداخت.[۱]

سیرجانی از اواخر دههٔ ۱۳۵۰ و به‌ویژه در دههٔ ۱۳۶۰ در نوشته‌هایی چون در آستین مرقع، ای کوته‌آستینان، سیمای دو زن و ضحاک ماردوش از زبان ادبیات کلاسیک، طنز، تمثیل و کنایه برای نقد مسائل اجتماعی و سیاسی ایران استفاده کرد. با گسترش محدودیت انتشار آثارش، او مجموعه‌ای از نامه‌های سرگشاده خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی نوشت و به سانسور و جلوگیری از انتشار کتاب‌هایش اعتراض کرد.[۲]

سعیدی سیرجانی در اسفند ۱۳۷۲ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و نزدیک به نه ماه بدون محاکمه و، بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، بدون دسترسی به وکیل و ارتباط عادی با خانواده در بازداشت ماند. در ۶ آذر ۱۳۷۳ خبر مرگ او اعلام شد. مقام‌های جمهوری اسلامی علت مرگ را حملهٔ قلبی عنوان کردند، اما خانواده گفتند که او سابقهٔ بیماری قلبی نداشته است. عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر خواستار تحقیق دربارهٔ شرایط مرگ او شدند و گزارش نمایندهٔ ویژهٔ سازمان ملل نیز بر ضرورت تحقیق جامع تأکید کرد.[۳][۴]

زندگی

تولد و تحصیلات

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی در ۲۰ آذر ۱۳۱۰ در سیرجان در استان کرمان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۲۷ برای ادامهٔ تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد.[۵]

در سال ۱۳۳۰ برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ فلسفه به تهران رفت. دوران دانشجویی او با آغاز جدی‌تر فعالیت ادبی و انتشار شعرهایش هم‌زمان شد.[۵]

سیرجانی پس از پایان تحصیلات مدتی در مناطق سیرجان و بم تدریس کرد و سپس به تهران رفت و فعالیت پژوهشی و ادبی خود را گسترش داد.

آغاز فعالیت ادبی

سعیدی سیرجانی فعالیت ادبی را از جوانی و با شعر آغاز کرد.

نخستین مجموعه‌های شعر او در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ منتشر شدند. از مجموعه‌های شعری او می‌توان به:

  • سوز و ساز، ۱۳۳۰
  • آخرین شراره‌ها، ۱۳۳۲
  • افسانه‌ها، ۱۳۴۲
  • خاکستر، ۱۳۴۳
  • ز سر خاکستر، ۱۳۴۴

اشاره کرد.[۶]

با این حال، جایگاه سیرجانی در ادبیات معاصر بیش از شعرهایش با نثر، پژوهش ادبی، تصحیح متون و نوشته‌های انتقادی او پیوند خورده است.

پژوهش در ادبیات فارسی

سعیدی سیرجانی بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای خود را به تحقیق دربارهٔ ادبیات کلاسیک فارسی اختصاص داد.

او هم‌زمان در چند حوزه فعالیت می‌کرد: تصحیح متون، تاریخ ادبیات، گردآوری اسناد تاریخی، فرهنگ‌نویسی و بررسی آثار شاعران کلاسیک.

از نخستین فعالیت‌های پژوهشی او شیرین‌سخنان گمنام بود که به شاعران سیرجان اختصاص داشت.[۶]

در سال‌های بعد دامنهٔ پژوهش‌های او گسترده‌تر شد و به متون مهم تاریخی و ادبی ایران پرداخت.

همکاری با لغت‌نامهٔ دهخدا

سیرجانی پس از رفتن به تهران با مؤسسهٔ لغت‌نامه دهخدا همکاری کرد.

او در این دوره با محمد معین و دیگر پژوهشگران لغت‌نامه ارتباط داشت و در تدوین بخش‌هایی از این اثر مشارکت کرد.

بر اساس شرحی که در ایران‌نامه از کارنامهٔ او منتشر شده است، سیرجانی طی سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۱ در تدوین یازده جلد از لغت‌نامهٔ دهخدا مربوط به حرف «ن» همکاری داشت.[۶]

فعالیت در لغت‌نامه بخشی از تجربهٔ گستردهٔ او در زبان، متون کلاسیک و فرهنگ‌نگاری را شکل داد.

بنیاد فرهنگ ایران

سعیدی سیرجانی با بنیاد فرهنگ ایران نیز همکاری داشت؛ مؤسسه‌ای که زیر نظر پرویز ناتل خانلری در زمینهٔ پژوهش، تصحیح و انتشار آثار مربوط به زبان، تاریخ و ادبیات فارسی فعالیت می‌کرد.

او بخش مهمی از پژوهش‌های خود را در این مؤسسه انجام داد.[۲]

همکاری با بنیاد فرهنگ ایران زمینهٔ انتشار شماری از آثار تحقیقی و تصحیح‌های او را فراهم کرد.

تاریخ بیداری ایرانیان

یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های پژوهشی سعیدی سیرجانی تصحیح و انتشار تاریخ بیداری ایرانیان نوشتهٔ ناظم‌الاسلام کرمانی بود.

این کتاب از منابع دست اول تاریخ انقلاب مشروطه ایران است. ناظم‌الاسلام کرمانی بسیاری از وقایع دوران مشروطه را از نزدیک مشاهده کرده و گزارش کرده بود.

سعیدی سیرجانی نسخه‌های اثر را گردآوری و برای انتشار علمی آن کوشش کرد. فهرست‌های کتابخانه‌ای نسخهٔ منتشرشده توسط بنیاد فرهنگ ایران در سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹ را با نام او به‌عنوان مصحح و فراهم‌آورنده ثبت کرده‌اند.[۱]

تاریخ بیداری ایرانیان در سال‌های بعد بارها تجدید چاپ شد و فعالیت سیرجانی در احیای این اثر از مهم‌ترین بخش‌های کارنامهٔ پژوهشی او محسوب می‌شود.

وقایع اتفاقیه

یکی دیگر از آثار مهم پژوهشی او وقایع اتفاقیه است.

این کتاب مجموعه‌ای از گزارش‌های خفیه‌نویسان انگلیس دربارهٔ اوضاع جنوب ایران در فاصلهٔ سال‌های ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲ قمری است.

گزارش‌ها اطلاعاتی دربارهٔ شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی جنوب ایران، به‌ویژه فارس و شیراز، در سال‌های پیش از انقلاب مشروطه در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند.

کتاب با کوشش سعیدی سیرجانی منتشر شد و مشخصات کتاب‌شناختی چاپ دوم آن در سال ۱۳۶۲ نیز در فهرست کتابخانه‌های دانشگاهی ثبت شده است.[۱]

ذخیرهٔ خوارزمشاهی

سعیدی سیرجانی در انتشار ذخیرهٔ خوارزمشاهی، اثر اسماعیل جرجانی، نیز مشارکت داشت.

ذخیرهٔ خوارزمشاهی از مهم‌ترین آثار پزشکی فارسی در سده‌های میانه است.

نسخهٔ عکسی این اثر به کوشش سعیدی سیرجانی توسط بنیاد فرهنگ ایران منتشر شد.[۱]

فعالیت او در انتشار چنین آثاری نشان می‌دهد که حوزهٔ پژوهش او محدود به ادبیات داستانی یا شعر نبود و متون علمی و تاریخی فارسی را نیز دربرمی‌گرفت.

آشوب یادها

آشوب یادها از آثار مهم نثر سعیدی سیرجانی است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد.

بخش‌هایی از این کتاب از گزارش‌ها، خاطرات و نوشته‌هایی شکل گرفته بود که پیش‌تر در نشریاتی چون یغما، سخن و راهنمای کتاب انتشار یافته بودند.[۶]

در این کتاب ویژگی‌هایی که بعدها به مشخصهٔ اصلی نثر سیرجانی تبدیل شدند دیده می‌شوند: روایت خاطره، طنز، اشاره‌های تاریخی و ادبی، زبان کنایی و ترکیب تجربهٔ شخصی با نقد اجتماعی.

شیخ صنعان

شیخ صنعان از نوشته‌های سیرجانی در سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود.

اثر از داستان مشهور شیخ صنعان در منطق‌الطیر عطار نیشابوری بهره می‌گرفت.

انتشار این نوشته در مجلهٔ نگین در سال ۱۳۵۸ با توقیف نشریه همراه شد.[۲]

استفاده از شخصیت‌ها و روایت‌های ادبیات کلاسیک برای سخن گفتن دربارهٔ مسائل معاصر، بعدها به یکی از شیوه‌های اصلی سیرجانی در نقد اجتماعی تبدیل شد.

در آستین مرقع

کتاب در آستین مرقع در سال ۱۳۶۳ منتشر شد.

در این اثر سیرجانی با استفاده از خاطره، طنز، حکایت، ادبیات کلاسیک و مشاهده‌های اجتماعی به بررسی مسائل فرهنگی و اجتماعی ایران پرداخت.

شیوهٔ او به‌گونه‌ای بود که نقد مستقیم با کنایه، تمثیل و روایت ادبی ترکیب می‌شد.

همین شیوه در آثار بعدی او نیز ادامه یافت و به ویژگی مشخص نثر انتقادی‌اش تبدیل شد.[۶]

سیمای دو زن

سیمای دو زن یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار سعیدی سیرجانی است.

کتاب به بررسی شخصیت شیرین و لیلی در آثار نظامی گنجوی می‌پردازد.

سیرجانی از طریق مقایسهٔ این دو شخصیت زن، علاوه بر تحلیل ادبی، دربارهٔ عشق، شخصیت، روابط انسانی و موقعیت زن در فرهنگ و ادبیات فارسی بحث می‌کند.

مشخصات چاپ‌های متعدد سیمای دو زن: شیرین و لیلی در خمسهٔ نظامی گنجوی در فهرست‌های کتابخانه‌ای ثبت شده است.[۱]

کتاب در سال‌های پایانی دههٔ ۱۳۶۰ با استقبال خوانندگان روبه‌رو شد، اما هم‌زمان محدودیت انتشار آثار سیرجانی نیز افزایش یافت.[۲]

ضحاک ماردوش

ضحاک ماردوش از آثار انتقادی مهم سعیدی سیرجانی است.

عنوان کتاب به داستان ضحاک در شاهنامه فردوسی اشاره دارد.

سیرجانی در این اثر از شخصیت و روایت ضحاک به‌عنوان بستری برای بررسی استبداد، قدرت، ترس و رابطهٔ فرمانروا و جامعه استفاده کرد.

این شیوه به او امکان می‌داد از متون کلاسیک فارسی برای طرح مسائل اجتماعی و سیاسی معاصر بهره بگیرد.[۲]

در آثار او ادبیات کلاسیک تنها موضوع پژوهش تاریخی نیست، بلکه ابزاری برای تفسیر تجربهٔ انسان معاصر نیز هست.

بیچاره اسفندیار

بیچاره اسفندیار نیز بر پایهٔ یکی از شخصیت‌های شاهنامه شکل گرفته است.

اسفندیار در شاهنامه میان فرمان پدر، وظیفه، قدرت و سرنوشت گرفتار است. سیرجانی از این شخصیت برای بررسی رابطهٔ قدرت و اطاعت و پیامدهای فرمان‌بری استفاده کرد.

این کتاب در شرایطی نوشته شد که انتشار آثار سیرجانی در ایران با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو شده بود.

ای کوته‌آستینان

ای کوته‌آستینان از دیگر آثار انتقادی اوست که در سال ۱۳۶۷ منتشر شد.

کتاب نمونه‌ای از شیوهٔ ویژهٔ سیرجانی در ترکیب ادبیات، خاطره، طنز و نقد اجتماعی است.[۶]

در این آثار نویسنده به‌جای استفاده از زبان نظری و سیاسی مستقیم، اغلب از حکایت، شعر، شخصیت‌های ادبی و ضرب‌المثل برای بیان دیدگاه خود بهره می‌گیرد.

ویژگی نثر سعیدی سیرجانی

یکی از مشخصه‌های اصلی آثار سیرجانی نثر اوست.

نثرش از ادبیات کلاسیک فارسی تأثیر گرفته بود، اما معمولاً ساختاری زنده و روایی داشت. او شعر، ضرب‌المثل، حکایت، خاطره و طنز را در نوشته‌هایش به کار می‌گرفت.

طنز در آثار سیرجانی اغلب وسیله‌ای برای نقد اجتماعی بود.

او همچنین از تمثیل تاریخی و ادبی به‌طور گسترده استفاده می‌کرد. شخصیت‌هایی مانند ضحاک، اسفندیار، شیخ صنعان، شیرین و لیلی در آثارش علاوه بر جایگاه تاریخی و ادبی خود، به ابزاری برای طرح پرسش‌های معاصر تبدیل می‌شدند.

سانسور آثار

سعیدی سیرجانی هم پیش و هم پس از انقلاب ۱۳۵۷ با سانسور روبه‌رو شد، اما از اواخر دههٔ ۱۳۶۰ محدودیت انتشار آثارش گسترش یافت.

بر اساس گزارش بنیاد عبدالرحمن برومند، از سال ۱۳۶۷ انتشار آثار او عملاً ممنوع شد و حتی شماری از کتاب‌هایی که چاپ شده بودند اجازهٔ توزیع پیدا نکردند.[۲]

سیرجانی در نامه‌ای به اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۷۱ نوشت که هفده جلد از تألیفات و تصحیحات او در چاپخانه‌ها باقی مانده و اجازهٔ انتشار یا توزیع ندارند.[۲]

این آثار شامل جلدهای تفسیر سورآبادی، تاریخ بیداری ایرانیان، سیمای دو زن، آشوب یادها، ای کوته‌آستینان، ته بساط و بیچاره اسفندیار بودند.

اعتراض به سانسور

در پی ادامهٔ ممنوعیت انتشار کتاب‌ها، سعیدی سیرجانی تصمیم گرفت اعتراض خود را به‌صورت علنی دنبال کند.

او نامه‌هایی خطاب به مقام‌های مختلف جمهوری اسلامی، از جمله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس‌جمهور، رئیس قوهٔ قضاییه، نمایندگان مجلس و علی خامنه‌ای نوشت.[۲]

موضوع اصلی این نامه‌ها حق انتشار کتاب، سانسور و آزادی نویسنده بود؛ اما سیرجانی در آنها از زبان طنز، کنایه و ادبیات کلاسیک برای نقد ساختار قدرت نیز استفاده می‌کرد.

نامه‌های او به‌تدریج از اعتراض به توقیف کتاب‌های شخصی فراتر رفت و به بحث گسترده‌تری دربارهٔ آزادی بیان و رابطهٔ نویسنده و حکومت تبدیل شد.

نامه به علی خامنه‌ای

از مشهورترین نوشته‌های سیاسی سعیدی سیرجانی مکاتبات او با علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، است.

در این مکاتبات سیرجانی به ممنوعیت انتشار آثار خود و شرایط فرهنگی کشور اعتراض کرد.

پاسخی نیز از جانب دفتر رهبر جمهوری اسلامی برای او ارسال شد و سیرجانی در نامه‌ای دیگر به آن پاسخ داد.[۲]

او در واپسین پاسخ خود با آگاهی از خطرهایی که متوجهش بود نوشت که نامه‌اش ممکن است برای او پیامدهای سنگینی داشته باشد و بر حق خود برای آزادانه نوشتن تأکید کرد.

این مکاتبات بعدها به یکی از اسناد شناخته‌شدهٔ مناقشهٔ نویسندگان با سانسور در ایران دههٔ ۱۳۷۰ تبدیل شد.

زمینهٔ شکل‌گیری اعتراض نویسندگان

پروندهٔ سعیدی سیرجانی تنها به زندگی شخصی او محدود نماند.

بازداشت او موجب اعتراض شماری از نویسندگان و روشنفکران شد. بیش از شصت نویسنده در نامه‌ای به رئیس قوهٔ قضاییه نسبت به وضعیت او اعتراض کردند.[۲]

فشار بر نویسندگان و بحث دربارهٔ سانسور در همان سال‌ها به تلاش برای احیای فعالیت جمعی کانون نویسندگان ایران انجامید.

در مهر ۱۳۷۳ نیز متن مشهور «ما نویسنده‌ایم» با امضای ۱۳۴ نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر منتشر شد که خواستار آزادی اندیشه، بیان و نشر بود.[۲]

از این منظر، پروندهٔ سعیدی سیرجانی یکی از زمینه‌های مهم شکل‌گیری دوبارهٔ جنبش جمعی نویسندگان علیه سانسور در دههٔ ۱۳۷۰ بود.

بازداشت

سعیدی سیرجانی در ۲۴ اسفند ۱۳۷۲ بازداشت شد.

گزارش نمایندهٔ ویژهٔ سازمان ملل تاریخ بازداشت را ۱۴ مارس ۱۹۹۴ ثبت کرده و نوشته است که بازداشت او پس از توزیع نسخه‌های تکثیرشدهٔ کتاب‌هایش و انتشار مطالبی علیه او صورت گرفت.[۳]

پس از بازداشت، خانهٔ او تفتیش شد و بنا بر گزارش خانواده، دست‌نوشته‌ها، کتاب‌های آمادهٔ چاپ، مقالات و پژوهش‌های منتشرنشدهٔ او ضبط شد.[۲]

خانواده برای مدتی از محل نگهداری و وضعیت او اطلاع مستقیمی نداشتند.

اتهامات

پس از بازداشت، مقام‌ها و رسانه‌های رسمی اتهاماتی علیه سعیدی سیرجانی مطرح کردند.

دولت جمهوری اسلامی در پاسخی که در گزارش سازمان ملل منعکس شده، اعلام کرد که او با اتهام‌هایی از جمله جاسوسی، اقدام علیه سلامت اخلاقی جامعه و نگهداری و مصرف مواد مخدر در بازداشت است.[۳]

گزارش‌های دیگری از اتهام‌هایی چون تهیهٔ مشروبات الکلی و دریافت پول از خارج سخن گفته‌اند.

سیرجانی هیچ‌گاه در یک محاکمهٔ علنی که در آن امکان دفاع از این اتهامات داشته باشد حاضر نشد.[۲]

بنابراین این اتهامات به صدور حکم در یک دادگاه علنی و مستقل منجر نشدند و در مقالهٔ دانشنامه‌ای نباید به‌عنوان جرایم اثبات‌شدهٔ او بیان شوند.

بازداشت بدون دسترسی به وکیل

گزارش سازمان ملل حاکی است که سعیدی سیرجانی پس از بازداشت از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بود.[۳]

بنیاد عبدالرحمن برومند نیز گزارش کرده است که او نزدیک به نه ماه در انفرادی و در یک خانهٔ امن وزارت اطلاعات نگهداری شد و طی این مدت تماس عادی با خانواده نداشت.[۲]

هیچ دادگاه علنی برای رسیدگی به اتهامات او برگزار نشد.

دیده‌بان حقوق بشر نیز در گزارش سالانهٔ خود اعلام کرد که بارها دربارهٔ زندانی شدن سیرجانی، شرایط اعترافات منتسب به او و دسترسی‌اش به وکیل از حکومت ایران اطلاعات خواسته بود، اما پاسخی دریافت نکرد.[۷]

اعترافات منتسب به سعیدی سیرجانی

در دوران بازداشت مطالبی با نام سعیدی سیرجانی در مطبوعات دولتی منتشر شد که در آنها او ظاهراً از بخشی از نوشته‌ها و فعالیت‌های گذشتهٔ خود ابراز پشیمانی می‌کرد.

گزارش نمایندهٔ ویژهٔ سازمان ملل به نامه‌ای اشاره می‌کند که روزنامهٔ کیهان آن را به سیرجانی نسبت داده بود و در آن اعترافاتی دربارهٔ رفتار شخصی و دریافت پول از خارج مطرح شده بود.[۳]

افرادی که او را می‌شناختند دربارهٔ اصالت یا آزادانه‌بودن این نوشته‌ها تردید داشتند و گزارش سازمان ملل نیز این اعتراض‌ها را ثبت کرده است.

انتشار اعترافات منتسب به فردی که بدون دسترسی به وکیل و در بازداشت انفرادی قرار داشت، از موضوعات مورد اعتراض نهادهای حقوق بشری بود.

مرگ در بازداشت

در ۶ آذر ۱۳۷۳ خبر مرگ علی‌اکبر سعیدی سیرجانی منتشر شد.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که او بر اثر حملهٔ قلبی در بیمارستانی در تهران درگذشته است.[۴]

خانوادهٔ سیرجانی اعلام کردند که او سابقهٔ بیماری قلبی نداشته است.

عفو بین‌الملل بلافاصله پس از اعلام مرگ او در ۲۸ نوامبر ۱۹۹۴ خواستار تحقیق کامل دربارهٔ شرایط مرگش شد.[۴]

نمایندهٔ ویژهٔ سازمان ملل نیز گزارش کرد که جسد او بدون انجام کالبدشکافی لازم دفن شده است و از حکومت جمهوری اسلامی خواست تحقیق جامعی دربارهٔ بازداشت و مرگ او انجام دهد.[۳]

دیده‌بان حقوق بشر نیز مرگ او را مرگی در بازداشت تحت «شرایط مشکوک» توصیف کرد و اعلام کرد که گزارش پزشکی قانونی دربارهٔ علت مرگ منتشر نشده است.[۸]

سعیدی سیرجانی و قتل‌های زنجیره‌ای

پس از آشکارشدن بخشی از قتل‌های زنجیره‌ای ایران در سال ۱۳۷۷، نام سعیدی سیرجانی نیز در بحث دربارهٔ مجموعهٔ گسترده‌تری از مرگ‌ها و قتل‌های مشکوک نویسندگان و دگراندیشان در دههٔ ۱۳۷۰ مطرح شد.

بنیاد عبدالرحمن برومند او را از قربانیان سلسله قتل‌های سیاسی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای معرفی کرده است.[۲]

در مقابل، آنچه در اسناد حقوق بشری هم‌زمان با مرگ او با قطعیت ثبت شده، این است که سیرجانی در بازداشت حکومت درگذشت، مقام‌های رسمی علت را حملهٔ قلبی اعلام کردند و نهادهای بین‌المللی به دلیل ابهام‌های موجود خواستار تحقیق مستقل شدند.[۴][۸]

پروندهٔ مرگ او در یک فرایند قضایی علنی و مستقل که بتواند علت دقیق مرگ و مسئولیت اشخاص را به‌طور نهایی مشخص کند رسیدگی نشد. از این رو، در بیان دانشنامه‌ای باید میان «مرگ در بازداشت تحت شرایط مشکوک» که مستند به گزارش‌های هم‌زمان بین‌المللی است و انتساب بعدی پرونده به مجموعهٔ قتل‌های زنجیره‌ای تفکیک کرد.

تأثیر پرونده بر جامعهٔ نویسندگان

بازداشت و مرگ سعیدی سیرجانی تأثیر قابل‌توجهی بر فضای فرهنگی ایران داشت.

دیده‌بان حقوق بشر مرگ او را واقعه‌ای دانست که تأثیری هراس‌آور بر نویسندگان مستقل گذاشت.[۸]

بازداشت او همچنین موجب همبستگی بیشتر نویسندگانی شد که دربارهٔ سانسور و آزادی بیان نگرانی داشتند.

فعالیت‌های جمعی این دوره سرانجام به انتشار متن «ما نویسنده‌ایم» و احیای تلاش‌ها برای فعالیت مستقل کانون نویسندگان ایران کمک کرد.[۲]

در سال‌های بعد، شماری از همین نویسندگان و مترجمان با تهدید، بازداشت یا مرگ‌های مشکوک روبه‌رو شدند؛ از جمله احمد میرعلایی در سال ۱۳۷۴ و محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در سال ۱۳۷۷.

آثار

شعر

  • سوز و ساز، ۱۳۳۰
  • آخرین شراره‌ها، ۱۳۳۲
  • افسانه‌ها، ۱۳۴۲
  • خاکستر، ۱۳۴۳
  • ز سر خاکستر، ۱۳۴۴

[۶]

تألیف و نثر

  • آشوب یادها
  • شیخ صنعان
  • در آستین مرقع
  • ای کوته‌آستینان
  • سیمای دو زن
  • ضحاک ماردوش
  • ته بساط
  • بیچاره اسفندیار
  • قافله‌سالار سخن؛ خانلری

[۲][۶]

تصحیح، تدوین و پژوهش

  • شیرین‌سخنان گمنام
  • تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم‌الاسلام کرمانی
  • بدایع‌الوقایع، واصفی هروی
  • واژه‌نامک، تنظیم یادداشت‌های عبدالحسین نوشین
  • وقایع اتفاقیه
  • ذخیرهٔ خوارزمشاهی
  • تفسیر سورآبادی

[۱][۲]

جایگاه ادبی و پژوهشی

کارنامهٔ سعیدی سیرجانی را می‌توان در سه دورهٔ مرتبط بررسی کرد.

در دورهٔ نخست، او بیشتر شاعر و پژوهشگر ادبی بود و به گردآوری و تصحیح متون می‌پرداخت.

در دورهٔ دوم، فعالیت پژوهشی او در مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و بنیاد فرهنگ ایران گسترش یافت و آثاری چون تاریخ بیداری ایرانیان را منتشر کرد.

در دورهٔ سوم، به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷، نثر ادبی او بیش از پیش به نقد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گرایش یافت.

ویژگی متمایز آثار دورهٔ اخیر استفاده از میراث ادبی فارسی برای بررسی مسائل معاصر است. او از ضحاک و اسفندیار شاهنامه، شیخ صنعان عطار و شیرین و لیلی نظامی استفاده می‌کرد تا دربارهٔ قدرت، اطاعت، استبداد، عشق، آزادی و مسئولیت فردی سخن بگوید.

به این ترتیب، پژوهش در ادبیات کلاسیک و نقد اجتماعی در آثار او دو فعالیت جداگانه نبودند؛ شناخت عمیق متون کلاسیک ابزار اصلی شکل‌گیری زبان انتقادی او شد.[۶]

میراث

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی در تاریخ فرهنگی معاصر ایران هم به‌عنوان پژوهشگر ادبی و مصحح متون و هم به‌عنوان نویسنده‌ای منتقد شناخته می‌شود.

تصحیح و انتشار آثاری مانند تاریخ بیداری ایرانیان و وقایع اتفاقیه بخشی از میراث علمی اوست و کتاب‌هایی چون سیمای دو زن، در آستین مرقع و ضحاک ماردوش نمایندهٔ وجه ادبی و انتقادی آثارش هستند.

در سال‌های پایانی زندگی، اعتراض او به سانسور، نامه‌های سرگشاده و سپس بازداشت و مرگش در بازداشت سبب شد نام او با تاریخ مبارزهٔ نویسندگان ایرانی برای آزادی بیان نیز پیوند بخورد.

عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر و نمایندهٔ ویژهٔ سازمان ملل در زمان بازداشت یا پس از مرگ او دربارهٔ وضعیتش واکنش نشان دادند و خواستار روشن‌شدن شرایط بازداشت و مرگش شدند.[۴][۷][۳]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ «Saʿīdī Sīrjānī, ʿAlī Akbar». CiNii Books. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  2. ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ ۲٫۱۳ ۲٫۱۴ ۲٫۱۵ ۲٫۱۶ ۲٫۱۷ «علی‌اکبر سعیدی سیرجانی: یک سرگذشت». بنیاد عبدالرحمن برومند. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ «Report on the Human Rights Situation in Iran». United Nations Commission on Human Rights. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ «Iran: Further information: Fear of torture / fear of death penalty and new concern: death in custody: Ali Akbar Saidi-Sirjani». Amnesty International، ۲۸ نوامبر ۱۹۹۴. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ «علی‌اکبر سعیدی سیرجانی». ناکجاکتاب. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  6. ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ ۶٫۵ ۶٫۶ ۶٫۷ ۶٫۸ «علی‌اکبر سعیدی سیرجانی (۱۳۱۰–۱۳۷۳)». ایران‌نامه. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  7. ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ «Human Rights Watch World Report 1995 – Iran». Human Rights Watch. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  8. ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ «Human Rights Watch World Report 1996 – Iran». Human Rights Watch. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 

پیوند به بیرون