رود کارون

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۳۶ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (تغییر محتوای مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کارون
سرچشمهدامنه‌های زاگرس مرکزی و سرشاخه‌های کوهرنگ در چهارمحال و بختیاری
ریزشگاهاروندرود و از طریق بهمنشیر و اروندرود، خلیج فارس
ریزشگاه‌های حوضه زهکشیخلیج فارس
طولحدود ۹۵۰ کیلومتر؛ در برخی منابع جغرافیایی ۸۶۰ تا ۸۹۰ کیلومتر
ارتفاعسرچشمه‌های مرتفع زاگرس تا حدود ۴۴۰۰ متر از سطح دریا
ارتفاع ریزشگاهنزدیک به سطح دریا
میانگین بدهحدود ۴۸۱ متر مکعب بر ثانیه در آمار تاریخی ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۴؛ جریان کنونی به‌شدت تحت تأثیر سدسازی، انتقال آب، برداشت و خشکسالی قرار دارد
حوضه آبخیزحدود ۶۰٬۰۰۰ تا ۶۷٬۰۰۰ کیلومتر مربع
دبیمتغیر؛ در دوره‌های تاریخی از حدود ۲۰۰ تا بیش از ۲۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه گزارش شده است
حوضه آبریزحوضه بزرگ کارون، بخشی از حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان
موقعیتجنوب‌غرب ایران؛ چهارمحال و بختیاری و خوزستان

رود کارون پرآب‌ترین رود ایران از نظر حجم جریان تاریخی، طولانی‌ترین رودخانه‌ای است که سراسر مسیر اصلی آن در داخل ایران قرار دارد و تنها رود ایران است که در بخش‌هایی از مسیر خود قابلیت کشتیرانی داشته است. کارون از ارتفاعات زاگرس مرکزی و ناحیهٔ کوهرنگ سرچشمه می‌گیرد، پس از عبور از کوهستان‌های بختیاری وارد جلگهٔ خوزستان می‌شود، از شهرهایی چون شوشتر و اهواز می‌گذرد و در پایین‌دست به اروندرود و شاخهٔ بهمنشیر مرتبط می‌شود و سرانجام آب آن به خلیج فارس می‌رسد.[۱]

کارون از نظر جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی و زیست‌محیطی جایگاهی استثنایی در ایران دارد. آب این رود برای تأمین آب آشامیدنی شهرها و روستاهای خوزستان، کشاورزی، صنعت، تولید برق، زیست‌بوم‌های آبی و تالابی و حفظ تعادل محیط‌زیستی دشت خوزستان اهمیت دارد. شبکهٔ بزرگ سدهای کارون نیز یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های تولید برق‌آبی ایران را تشکیل می‌دهد.[۲]

با وجود این اهمیت، کارون در دهه‌های اخیر با بحرانی چندبعدی روبه‌رو شده است. کاهش آورد رود، انتقال آب از سرشاخه‌ها به فلات مرکزی، احداث سدهای متعدد، برداشت گسترده برای کشاورزی و صنعت، ورود فاضلاب‌های شهری، صنعتی و کشاورزی، افزایش شوری و خشکسالی و تغییرات اقلیمی از مهم‌ترین عوامل فشار بر این رود هستند. پژوهشی که در ژانویهٔ ۲۰۲۶ در مجلهٔ Science منتشر شد وضعیت کارون را «بحرانی» توصیف کرد و بر نقش عوامل انسانی، از جمله انتقال بیش از دو میلیارد متر مکعب آب در سال و کاهش جریان پایین‌دست به کمتر از یک‌چهارم جریان طبیعی، تأکید کرد.[۳]

بحران کارون در دورهٔ جمهوری اسلامی با مناقشه‌ای گسترده دربارهٔ شیوهٔ مدیریت منابع آب پیوند خورده است. کارشناسان محیط‌زیست و پژوهش‌های علمی، علاوه بر تغییرات اقلیمی و خشکسالی، به سدسازی گسترده، طرح‌های انتقال آب، توسعهٔ صنایع آب‌بر و مدیریت ناپایدار کشاورزی به‌عنوان عوامل انسانی کاهش کیفیت و کمیت آب اشاره کرده‌اند.[۳] اعتراض‌های گستردهٔ خوزستان در تیر ۱۴۰۰ نیز بخشی از پیامدهای اجتماعی بحران آب بود؛ سازمان دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود از «نگرانی‌های دیرینه دربارهٔ سوءمدیریت منابع آب»، آلودگی ناشی از فعالیت‌های نفتی، سدسازی، طرح‌های آبیاری و انتقال آب از خوزستان یاد کرد.[۴]

نام و ریشهٔ نام

نام «کارون» در منابع جغرافیایی جدید برای رود بزرگی به کار می‌رود که از زاگرس مرکزی سرچشمه گرفته و پس از عبور از خوزستان به سامانهٔ اروندرود و خلیج فارس می‌پیوندد.

در منابع تاریخی نام‌ها و صورت‌های گوناگونی برای رودها و شاخه‌های این منطقه ثبت شده است و تطبیق دقیق نام‌های باستانی با رودهای کنونی همواره آسان نیست. از این رو در پژوهش‌های تاریخی معمولاً میان نام امروزی کارون و نام‌هایی که نویسندگان یونانی، رومی یا اسلامی برای رودهای خوزستان به کار برده‌اند تمایز گذاشته می‌شود.[۱]

جغرافیا

کارون در جنوب‌غرب ایران جریان دارد و بخش عمدهٔ حوضهٔ آن در دامنه‌های زاگرس و جلگهٔ خوزستان واقع شده است.

مسیر رود را می‌توان به سه بخش عمده تقسیم کرد:

  • بخش کوهستانی از سرچشمه‌های زاگرس تا حوالی گتوند؛
  • بخش میانی از گتوند و شوشتر تا اهواز؛
  • بخش پایین‌دست از اهواز تا خرمشهر و اتصال به اروندرود و بهمنشیر.[۱]

مسیر مستقیم میان سرچشمه و دهانهٔ رود بسیار کوتاه‌تر از طول واقعی آن است، زیرا کارون در کوهستان و دشت پیچ‌وخم فراوان دارد. دانشنامهٔ ایرانیکا طول مسیر رود را حدود ۸۶۰ تا ۸۹۰ کیلومتر گزارش کرده است، در حالی که برخی پژوهش‌های جدید حوضهٔ کارون طول آن را حدود ۹۵۰ کیلومتر ذکر می‌کنند.[۱][۵]

سرچشمه

سرچشمه‌های اصلی کارون در ارتفاعات زاگرس مرکزی و منطقهٔ کوهرنگ در چهارمحال و بختیاری قرار دارند.

سرچشمهٔ کوهرنگ در ارتفاعات غرب اصفهان و در سرزمین بختیاری واقع شده است. در این منطقه برف زمستانی یکی از منابع اصلی تغذیهٔ رودخانه محسوب می‌شود.

کارون در مراحل نخست مسیر خود از ترکیب شمار زیادی از جویبارها و رودهای کوهستانی تشکیل می‌شود. ایرانیکا از حدود ۲۰۰ جریان کوچک و بزرگ در سامانهٔ بالادست کارون یاد کرده است.[۱]

ذوب برف، چشمه‌ها و بارندگی‌های زاگرس سهم عمده‌ای در تأمین جریان طبیعی کارون دارند.

حوضهٔ آبریز

وسعت حوضهٔ آبریز کارون در منابع مختلف میان حدود ۶۰ هزار تا ۶۷ هزار کیلومتر مربع گزارش شده است.[۱][۵]

بخش بزرگی از حوضه کوهستانی است و بخش دیگر در دامنه‌ها و دشت خوزستان قرار دارد.

حوضهٔ کارون در چند استان ایران گسترده شده، اما بخش اصلی رود و پایین‌دست آن در استان خوزستان است.

بارندگی سالانه در ارتفاعات مرکزی زاگرس می‌تواند چند برابر دشت‌های پایین‌دست خوزستان باشد. در حالی که ارتفاعات برخی سال‌ها بیش از چندصد میلی‌متر بارش دریافت می‌کنند، مناطق پایین‌دست خوزستان اقلیمی گرم و خشک دارند.[۵]

شاخه‌ها و سرشاخه‌ها

شبکهٔ کارون از شمار زیادی رود و سرشاخه تشکیل شده است.

از مهم‌ترین رودهای مرتبط با سامانهٔ کارون می‌توان به:

  • بازفت؛
  • کوهرنگ؛
  • خرسان؛
  • ونک؛
  • ارمند؛
  • منج؛
  • دز

اشاره کرد.

رود دز مهم‌ترین شاخه‌ای است که در دشت خوزستان به کارون می‌پیوندد و به‌طور چشمگیری حجم جریان پایین‌دست را افزایش می‌دهد.[۱]

مسیر کوهستانی

کارون در بالادست از دره‌های عمیق و چین‌خوردگی‌های زاگرس عبور می‌کند.

شیب زیاد، دره‌های تنگ، صخره‌ها و ارتفاعات زیاد موجب شده‌اند بخش بالایی رود ویژگی رودخانه‌ای کوهستانی و پرانرژی داشته باشد.

در همین بخش شمار زیادی از سدهای بزرگ برق‌آبی ساخته شده‌اند.

پس از خروج رود از کوهستان در حوالی گتوند، ویژگی جریان تغییر می‌کند و کارون وارد دشت نسبتاً هموار خوزستان می‌شود.

شوشتر

شوشتر یکی از مهم‌ترین شهرهای تاریخی مرتبط با کارون است.

در محدودهٔ شوشتر، رود به شاخه‌هایی تقسیم می‌شود و مجموعه‌ای پیچیده از کانال‌ها، بندها، پل‌ها، آسیاب‌ها و سازه‌های آبی تاریخی شکل گرفته است.

سازه‌های آبی تاریخی شوشتر نشان‌دهندهٔ اهمیت بهره‌برداری از آب کارون در تاریخ کشاورزی و شهرنشینی خوزستان هستند.

این سامانه در دوره‌های تاریخی مختلف توسعه یافته و امروزه در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

پیوند با رود دز

پس از شوشتر، شاخه‌های کارون دوباره به یکدیگر می‌پیوندند و در پایین‌دست رود دز نیز به آن ملحق می‌شود.

ورود آب دز در شرایط طبیعی حجم کارون را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

در گذشته، عرض رود پس از پیوستن دز در برخی نقاط به حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر می‌رسید.[۱]

کارون در اهواز

رود کارون از میان اهواز عبور می‌کند و شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌کند.

وجود رود در شکل‌گیری و گسترش تاریخی اهواز نقش اساسی داشته است.

پل‌های متعددی بر کارون ساخته شده‌اند که بخش‌های مختلف شهر را به یکدیگر متصل می‌کنند.

پل سفید اهواز از شناخته‌شده‌ترین نمادهای شهر و کارون است.

در حوالی اهواز، بستر طبیعی رود در گذشته دارای تندآب‌هایی بود که عبور کشتی‌های بزرگ را دشوار می‌کرد.[۱]

پایین‌دست کارون

پس از اهواز، کارون در جلگهٔ آبرفتی خوزستان با شیب بسیار اندک به سوی جنوب و جنوب‌غرب جریان می‌یابد.

شیب متوسط رود در این بخش حدود ۸ سانتی‌متر در هر کیلومتر گزارش شده است.[۱]

کاهش شیب موجب آرام‌شدن جریان، تشکیل پیچان‌رودها و رسوب‌گذاری می‌شود.

در نزدیکی خرمشهر، سامانهٔ کارون به چند شاخه تقسیم می‌شود.

یک شاخه به اروندرود می‌پیوندد و شاخهٔ بهمنشیر در شرق جزیرهٔ آبادان به سوی خلیج فارس ادامه می‌یابد.

کارون و اروندرود

کارون در نزدیکی خرمشهر به اروندرود می‌پیوندد.

اروندرود از پیوستن دجله و فرات شکل گرفته و پس از دریافت آب کارون به سوی خلیج فارس جریان می‌یابد.

مطالعات تاریخی نشان می‌دهد کارون سهم مهمی در انتقال رسوبات به سامانهٔ اروندرود داشته است.[۶]

بهمنشیر

بهمنشیر یکی از شاخه‌های مهم پایین‌دست کارون است.

این رود در شرق آبادان جریان دارد و همراه اروندرود جزیرهٔ آبادان را دربر می‌گیرد.

آب بهمنشیر سرانجام از طریق خور به خلیج فارس می‌رسد.

کاهش آورد آب شیرین کارون در پایین‌دست می‌تواند زمینهٔ پیشروی آب شور خلیج فارس و افزایش شوری آب در بهمنشیر و اروندرود را فراهم کند.

طول کارون

در منابع مختلف طول کارون متفاوت گزارش شده است.

دانشنامهٔ ایرانیکا طول واقعی مسیر را میان حدود ۸۶۰ تا ۸۹۰ کیلومتر ذکر می‌کند.[۱]

پژوهش‌های جدید مربوط به حوضهٔ بزرگ کارون طول حدود ۹۵۰ کیلومتر را به کار برده‌اند.[۲][۵]

تفاوت ارقام تا حدی ناشی از تعریف نقطهٔ آغاز، شاخهٔ اصلی و شیوهٔ اندازه‌گیری مسیر پرپیچ‌وخم رود است.

دبی طبیعی و تاریخی

جریان کارون در طول سال تغییر زیادی دارد.

پیش از دخالت‌های گستردهٔ انسانی، جریان رود عمدتاً تابع بارندگی و ذوب برف زاگرس بود.

در اندازه‌گیری‌های تاریخی، حداقل جریان حدود ۲۰۰ تا ۲۸۰ متر مکعب بر ثانیه و جریان سیلابی در برخی موارد چند هزار متر مکعب بر ثانیه گزارش شده است.[۱]

در داده‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۴ میانگین سالانه حدود ۴۸۱ متر مکعب بر ثانیه بود.

در این دوره میانگین جریان ماهانه در آوریل حدود ۸۵۳ متر مکعب بر ثانیه و در اکتبر حدود ۲۷۹ متر مکعب بر ثانیه گزارش شده است.[۱]

این ارقام را نمی‌توان مستقیماً به وضعیت کنونی تعمیم داد، زیرا سدها، انتقال آب و برداشت‌های گسترده رژیم طبیعی جریان رود را تغییر داده‌اند.

سیلاب‌ها

کارون در شرایط طبیعی رودخانه‌ای با نوسان جریان زیاد بوده است.

بارندگی‌های شدید در زاگرس و خوزستان و ورود هم‌زمان آب شاخه‌های مختلف می‌تواند موجب سیلاب شود.

در آوریل ۲۰۱۶ یکی از بزرگ‌ترین سیلاب‌های ثبت‌شده چند دهه اخیر در کارون رخ داد و تغییرات قابل توجهی در پهنا، فرسایش کناره‌ها و رسوب‌گذاری رود ایجاد کرد.

سدهای بزرگ می‌توانند بخشی از سیلاب‌ها را مهار کنند، اما هم‌زمان رژیم طبیعی جریان و انتقال رسوب را نیز تغییر می‌دهند.

اهمیت اقتصادی

کارون یکی از مهم‌ترین منابع آب اقتصادی جنوب‌غرب ایران است.

آب آن در حوزه‌های زیر به کار می‌رود:

  • آب آشامیدنی؛
  • کشاورزی؛
  • صنایع؛
  • صنایع نفت، گاز و پتروشیمی؛
  • تولید برق‌آبی؛
  • پرورش آبزیان؛
  • خدمات شهری؛
  • و در گذشته کشتیرانی.

بر اساس یک پژوهش دربارهٔ سامانهٔ بزرگ کارون، بیش از ۲۸۰ هزار هکتار زمین کشاورزی از آب حوضه استفاده می‌کرده است.[۲]

کشاورزی

جلگهٔ خوزستان از مهم‌ترین مناطق کشاورزی ایران است.

وجود رودهای کارون، دز و کرخه از دیرباز امکان کشت غلات، نیشکر، خرما و محصولات دیگر را فراهم کرده است.

در دوره معاصر شبکه‌های بزرگ آبیاری، طرح‌های کشاورزی صنعتی و مجتمع‌های کشت و صنعت میزان برداشت آب را افزایش داده‌اند.

گسترش کشاورزی بدون تناسب با ظرفیت اکولوژیک حوضه یکی از عواملی است که در مطالعات مدیریت آب به‌عنوان فشار بر کارون مطرح شده است.

کشتیرانی

کارون در منابع جغرافیایی به‌عنوان تنها رود قابل کشتیرانی ایران شناخته می‌شود.[۷]

از اواخر سدهٔ نوزدهم، بخش‌های پایین‌دست رود برای رفت‌وآمد کشتی‌ها مورد استفاده قرار گرفت.

تندآب‌های اهواز مانعی طبیعی برای کشتیرانی پیوسته به بالادست بود.

با توسعهٔ راه‌آهن و جاده‌ها و سپس تغییرات هیدرولوژیک و رسوب‌گذاری، اهمیت تجاری کشتیرانی در کارون کاهش یافت.

سدهای کارون

در حوضهٔ کارون مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین سدهای ایران ساخته شده است.

از جمله:

سد دز نیز بر مهم‌ترین شاخهٔ کارون ساخته شده است.

هدف رسمی این سدها شامل تولید برق، ذخیره آب، تنظیم جریان، تأمین آب کشاورزی و کنترل سیلاب بوده است.[۲]

کارون ۱

سد کارون ۱ که بعدها «سد شهید عباسپور» نامیده شد، از نخستین سدهای بزرگ حوضهٔ کارون است.

این سد در شمال مسجدسلیمان قرار دارد و برای تولید برق‌آبی و تنظیم جریان ساخته شده است.

ساخت این سد بخشی از روند توسعهٔ گستردهٔ مهار آب کارون از نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم بود.

کارون ۳

سد کارون ۳ یکی از سدهای بزرگ برق‌آبی ایران است.

مخزن آن بخش بزرگی از درهٔ کارون را پوشانده است.

ساخت سد، علاوه بر تولید برق، موجب تغییر چشم‌انداز طبیعی، جابه‌جایی برخی سکونتگاه‌ها و تغییر رژیم رودخانه شده است.

کارون ۴

سد کارون ۴ از سدهای بزرگ قوسی ایران بر کارون است.

مطالعات جدید نشان داده‌اند که تشکیل مخزن این سد تغییراتی قابل اندازه‌گیری در ساختار هندسی و رسوبی مسیر رود و شاخه‌های مرتبط ایجاد کرده است.[۸]

مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ همچنین تغییرات فصلی کیفیت آب و شرایط غنی از مواد مغذی را در مخزن کارون ۴ گزارش کرده است.[۹]

سد گتوند

سد گتوند علیا یکی از بحث‌برانگیزترین پروژه‌های آبی ایران است.

این سد در پایین‌دست زنجیرهٔ سدهای کارون ساخته شده و آبگیری آن از سال ۲۰۱۱ آغاز شد.

قرارگرفتن مخزن سد در مجاورت سازندهای نمکی، به‌ویژه سازند گچساران و توده‌های هالیت، سبب ورود حجم زیادی نمک به مخزن شده است.

پژوهشی منتشرشده در مجلهٔ Water Research در سال ۲۰۱۹ نشان داد حدود ۶۶٫۵ میلیون تن نمک محلول در مخزن انباشته شده بود و انحلال هالیت سازندهای زمین‌شناختی عامل اصلی این شوری بود. پژوهشگران برآورد کردند حدود ۸۶ درصد نمک انباشته‌شده طی دورهٔ اولیهٔ آبگیری از انحلال سازندهای نمکی، به‌ویژه در محدودهٔ کوه عنبل، ناشی شده بود.[۱۰]

گتوند و مسئلهٔ مدیریت پروژه

سد گتوند در سال‌های اخیر به نمونه‌ای شاخص در بحث دربارهٔ پیامدهای تصمیم‌گیری در مدیریت منابع آب ایران تبدیل شده است.

وجود سازندهای نمکی منطقه پیش از تکمیل پروژه شناخته شده بود، اما در مرحلهٔ طراحی و اجرای سد ارزیابی میزان تأثیر آنها بر کیفیت آب ناکافی بود. مطالعهٔ علمی سال ۲۰۱۹ تصریح می‌کند که خطر انحلال نمک در مرحلهٔ مطالعات پروژه کمتر از مقدار واقعی برآورد شده بود.[۱۰]

پس از آبگیری، شوری لایه‌های عمیق مخزن افزایش یافت و مسئلهٔ چگونگی مدیریت آب شور به یکی از مشکلات اصلی کارون تبدیل شد.

طرح‌های انتقال آب

انتقال آب از سرشاخه‌های کارون به مناطق مرکزی ایران سابقه‌ای طولانی دارد.

سامانه‌های تونل و سد کوهرنگ بخشی از آب سرشاخه‌های کارون را به حوضهٔ زاینده‌رود منتقل می‌کنند.[۱]

در دهه‌های بعد طرح‌های انتقال دیگری پیشنهاد یا اجرا شدند.

هدف رسمی این طرح‌ها تأمین آب آشامیدنی، صنعت و کشاورزی استان‌های مرکزی عنوان شده است.

با این حال، انتقال آب میان‌حوضه‌ای به یکی از مهم‌ترین مناقشات محیط‌زیستی و اجتماعی در خوزستان و چهارمحال و بختیاری تبدیل شده است.

انتقال آب در دورهٔ جمهوری اسلامی

در دورهٔ جمهوری اسلامی، پروژه‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون گسترش یافته یا طرح‌های تازه‌ای برای انتقال به فلات مرکزی پیشنهاد شده‌اند.

منتقدان این سیاست معتقدند توسعهٔ صنایع و کشاورزی آب‌بر در استان‌های مرکزی بدون توجه کافی به ظرفیت طبیعی همان حوضه‌ها موجب انتقال فشار محیط‌زیستی به خوزستان شده است.

پژوهش منتشرشده در Science در سال ۲۰۲۶ میزان انتقال آب از سامانهٔ کارون را بیش از دو میلیارد متر مکعب در سال برای مصارف آشامیدنی، صنعتی و کشاورزی گزارش می‌کند و کاهش جریان پایین‌دست به کمتر از ۲۵ درصد جریان طبیعی را یکی از پیامدهای وضعیت کنونی می‌داند.[۳]

این یافته به معنای آن نیست که تمام کاهش جریان صرفاً ناشی از انتقال آب است؛ خشکسالی، تغییرات اقلیمی، سدها، برداشت محلی و مصرف کشاورزی نیز در بحران نقش دارند.

طرح بهشت‌آباد

طرح انتقال آب بهشت‌آباد یکی از بحث‌برانگیزترین پروژه‌های انتقال آب از حوزهٔ بالادست کارون به فلات مرکزی ایران بوده است.

هدف طرح، انتقال آب به استان‌های مرکزی از جمله اصفهان، یزد و کرمان عنوان شده است.

منتقدان طرح دربارهٔ تأثیر آن بر منابع آب زیرزمینی و سطحی، اکوسیستم‌های چهارمحال و بختیاری و کاهش آورد کارون هشدار داده‌اند.

مناقشهٔ بهشت‌آباد نمونه‌ای از تضاد میان الگوی توسعه صنعتی در مناطق مرکزی و نیازهای محیط‌زیستی و انسانی حوضهٔ مبدأ است.

کاهش جریان کارون

شواهد علمی نشان می‌دهد جریان طبیعی کارون طی دهه‌های اخیر به‌شدت تغییر کرده است.

مطالعهٔ ۲۰۲۶ منتشرشده در Science کاهش جریان پایین‌دست را به کمتر از یک‌چهارم میزان طبیعی مرتبط دانسته و از «خشکیدگی بحرانی» رود سخن گفته است.[۳]

این وضعیت به معنای خشک‌شدن کامل همهٔ مسیر کارون نیست. کارون همچنان رودخانه‌ای جاری است، اما در بخش‌هایی از پایین‌دست جریان آن نسبت به شرایط تاریخی به‌طور چشمگیری کاهش یافته و در دوره‌های کم‌آبی بخش‌هایی از بستر و کناره‌ها نمایان می‌شوند.

از این رو تعبیر «خشک‌شدن کارون» در رسانه‌ها باید با دقت به کار رود: مسئلهٔ اصلی کاهش شدید آورد، تغییر رژیم طبیعی و افت کیفیت آب است، نه ناپدیدشدن کامل رود در تمام مسیر.

خشکسالی و تغییر اقلیم

تغییر اقلیم نیز یکی از عوامل فشار بر حوضهٔ کارون است.

افزایش دما، کاهش ذخیرهٔ برف، تغییر الگوی بارش و افزایش تبخیر می‌توانند جریان رودهای زاگرس را کاهش دهند.

پژوهش‌های تازه دربارهٔ اکوسیستم کارون نشان می‌دهند که تغییرات اقلیمی همراه با سدسازی، کشاورزی و توسعهٔ شهری زیستگاه‌های رودخانه‌ای و پراکندگی گونه‌های آب شیرین را تغییر داده‌اند.[۵]

با این حال، نسبت‌دادن کل بحران کارون به «خشکسالی طبیعی» با یافته‌های پژوهشی سازگار نیست؛ مطالعات متعدد دخالت گستردهٔ انسانی در رژیم رود را نیز تأیید می‌کنند.[۳]

آلودگی آب

یکی دیگر از مشکلات اصلی کارون آلودگی است.

فاضلاب شهری، پساب صنعتی، زه‌آب کشاورزی و پساب صنایع مختلف وارد رود می‌شوند.

مطالعه‌ای بر داده‌های کیفیت آب کارون در سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ نشان داد کیفیت آب از بالادست به پایین‌دست کاهش می‌یابد و بر ضرورت بازسازی وضعیت کیفی رود تأکید کرد.[۱۱]

مطالعه دیگری دربارهٔ کیفیت میکروبی آب اهواز گزارش کرد که کارون، به‌عنوان منبع اصلی آب خام شهر، از رواناب سطحی و تخلیهٔ فاضلاب‌های شهری، کشاورزی و صنعتی تأثیر می‌پذیرد.[۱۲]

شوری آب

شوری یکی از مشکلات قدیمی پایین‌دست کارون است که در دهه‌های اخیر تشدید شده است.

عوامل افزایش شوری عبارت‌اند از:

  • کاهش آب شیرین ورودی؛
  • زه‌آب‌های کشاورزی؛
  • تبخیر زیاد؛
  • سازندهای زمین‌شناختی شور؛
  • سد گتوند؛
  • و نفوذ آب شور از خلیج فارس و اروندرود در شرایط کاهش جریان.

مطالعات حوضهٔ کارون ـ دز افزایش قابل توجه هدایت الکتریکی و شوری آب در پایین‌دست را از دهه‌های گذشته ثبت کرده‌اند.[۱۳]

پساب نیشکر

توسعهٔ کشت نیشکر در خوزستان نیازمند حجم زیادی آب است و هم‌زمان زه‌آب شور تولید می‌کند.

ورود زه‌آب‌های کشاورزی به شبکه‌های رودخانه‌ای و تالاب‌ها می‌تواند شوری و مواد محلول را افزایش دهد.

مسئلهٔ نیشکر در ارزیابی محیط‌زیستی کارون معمولاً در کنار دیگر فعالیت‌های کشاورزی و صنعتی بررسی می‌شود و نمی‌توان بحران رود را تنها به یک صنعت نسبت داد.

صنایع نفت و پتروشیمی

خوزستان مرکز اصلی نفت و بخش مهمی از صنایع پتروشیمی ایران است.

فعالیت‌های صنعتی و نفتی علاوه بر مصرف آب، خطر ورود آلاینده‌ها به رودها و تالاب‌های منطقه را افزایش می‌دهند.

دیده‌بان حقوق بشر در بررسی اعتراض‌های آب خوزستان در سال ۲۰۲۱ به نگرانی‌های دیرینه دربارهٔ آلودگی ناشی از توسعهٔ نفتی در استان اشاره کرده است.[۴]

وضعیت اکولوژیک

کارون زیستگاه گونه‌های متعدد ماهی و دیگر موجودات آبزی است.

ساخت سدها پیوستگی طبیعی رود را قطع کرده و مسیر مهاجرت گونه‌ها، انتقال رسوب و رژیم دمایی و جریان را تغییر داده است.

مطالعه‌ای در ۵۴ نقطهٔ حوضهٔ کارون طی سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ نشان داد فشارهای ناشی از تغییر کاربری زمین، آلودگی، تغییر شکل بستر و تنظیم جریان توسط سدها در بسیاری از نقاط قابل مشاهده است.[۱۴]

سدسازی و اکوسیستم

سدها افزون بر تولید برق و کنترل بخشی از سیلاب‌ها پیامدهای اکولوژیک نیز دارند.

از جمله:

  • کاهش نوسان طبیعی جریان؛
  • به دام افتادن رسوبات؛
  • تغییر دمای آب؛
  • قطع ارتباط زیستگاه‌های بالادست و پایین‌دست؛
  • تغییر پوشش گیاهی کنارهٔ رود؛
  • تغییر زیستگاه ماهیان.

مطالعات ژئومورفولوژی کارون و دز نشان داده‌اند سازه‌های انسانی، از جمله سدها، آثار قابل تشخیصی بر شکل و بستر رودخانه‌ها بر جای گذاشته‌اند.[۱۵]

خشک‌شدن تالاب‌ها و گردوغبار

کاهش جریان رودخانه‌ها و تغییر تخصیص آب با وضعیت تالاب‌های خوزستان نیز ارتباط دارد.

کاهش آب ورودی به تالاب‌ها می‌تواند موجب خشک‌شدن سطح تالاب، از بین رفتن پوشش گیاهی و تبدیل رسوبات خشک‌شده به منبع گردوغبار شود.

پژوهش Science در سال ۲۰۲۶ بحران جریان کارون را با خشک‌شدن زیست‌بوم‌های آبی و ایجاد کانون‌های محلی گردوغبار مرتبط دانسته است.[۳]

گردوغبار خوزستان البته پدیده‌ای چندعلتی است و منابع داخلی و خارجی، خشکسالی، مدیریت تالاب‌ها و تغییرات اقلیمی همگی در آن نقش دارند.

کارون و بحران آب خوزستان

خوزستان با وجود برخورداری از چند رود بزرگ، سدهای متعدد و منابع نفت و گاز، در سال‌های مختلف با مشکلات جدی تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی روبه‌رو بوده است.

این تناقض یکی از محورهای اصلی انتقاد از مدیریت منابع در جمهوری اسلامی بوده است.

در بسیاری از مناطق روستایی و شهری، کیفیت نامناسب آب، شوری و کمبود آب اعتراض‌هایی ایجاد کرده است.

کارون در این بحران نقش محوری دارد، زیرا هم منبع اصلی آب بخش بزرگی از استان است و هم تحت فشار طرح‌های انتقال، کشاورزی، صنعت و سدسازی قرار دارد.

اعتراض‌های خوزستان در سال ۱۴۰۰

از ۲۴ تیر ۱۴۰۰ اعتراض‌هایی در شماری از شهرهای خوزستان در واکنش به بحران آب آغاز شد.

اعتراض‌ها به شهرهایی چون اهواز، سوسنگرد، شادگان، حمیدیه، ایذه و مناطق دیگر گسترش یافت.

دیده‌بان حقوق بشر گزارش کرد که معترضان دربارهٔ دشواری دسترسی به آب اعتراض داشتند و نیروهای امنیتی در برخی موارد از سلاح گرم و گاز اشک‌آور استفاده کردند. گزارش‌های رسمی و خانوادگی نیز از کشته‌شدن چند نفر خبر دادند.[۴]

دیده‌بان حقوق بشر در همان گزارش نوشت کارشناسان محیط‌زیست سال‌ها دربارهٔ پیامدهای سدسازی، طرح‌های آبیاری، انتقال آب و توسعهٔ نفتی بر منابع خوزستان هشدار داده‌اند.[۴]

کارون در دورهٔ جمهوری اسلامی

دگرگونی کارون تنها به سال‌های پس از ۱۳۵۷ محدود نمی‌شود؛ برخی سدها و نخستین طرح‌های انتقال آب پیش از تشکیل جمهوری اسلامی آغاز شده بودند.

با این حال، بخش بزرگی از شبکهٔ سدهای فعلی، گسترش انتقال آب بین‌حوضه‌ای، افزایش صنایع آب‌بر و توسعهٔ طرح‌های کشاورزی بزرگ طی دهه‌های حکومت جمهوری اسلامی انجام شده است.

در این دوره ساخت سدهای کارون ۳، کارون ۴ و گتوند و اجرای یا پیگیری پروژه‌های انتقال آب سرشاخه‌های کارون، رژیم طبیعی این رود را بیش از گذشته دگرگون کرده است.

از منظر علمی، بحران فعلی را نمی‌توان تنها به یک تصمیم یا نهاد نسبت داد؛ اما شواهد پژوهشی نشان می‌دهد سیاست‌های مدیریت منابع آب، در کنار خشکسالی و تغییر اقلیم، سهم بزرگی در وضعیت کنونی داشته‌اند.[۳][۱۴]

مدیریت متمرکز منابع آب

ساختار مدیریت آب ایران عمدتاً متمرکز است و وزارت نیرو نقش اصلی را در سیاست‌گذاری و تخصیص منابع دارد.

در چنین ساختاری، تصمیم دربارهٔ سدها و انتقال آب ممکن است بر اساس نیازهای چند استان یا برنامه‌های ملی گرفته شود و منافع مناطق مبدأ و پایین‌دست با یکدیگر تعارض پیدا کنند.

بحران کارون نمونه‌ای از دشواری مدیریت یک حوضهٔ به‌هم‌پیوسته در شرایطی است که مصارف کشاورزی، شهری، صنعتی، محیط‌زیستی و تولید برق هم‌زمان برای آب رقابت می‌کنند.

اقتصاد سیاسی آب

مسئلهٔ کارون تنها مسئله‌ای طبیعی یا مهندسی نیست، بلکه با الگوی توسعهٔ اقتصادی ایران نیز ارتباط دارد.

گسترش صنایع فولاد و دیگر صنایع آب‌بر در مناطق خشک فلات مرکزی، توسعهٔ کشاورزی در مناطق کم‌آب و وابستگی برخی پروژه‌ها به انتقال بین‌حوضه‌ای، تقاضای دائمی برای انتقال آب از حوضه‌های پرآب‌تر ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، خوزستان خود دارای صنایع نفت، فولاد، پتروشیمی و کشاورزی گسترده است و تقاضای آب داخلی بسیار بالایی دارد.

بنابراین بحران کارون حاصل تقابل چند الگوی مصرف و توسعه است که در شرایط کاهش منابع طبیعی شدیدتر شده‌اند.

آیا کارون خشک شده است؟

در سال‌های کم‌آبی تصاویر و گزارش‌هایی از نمایان‌شدن بخش‌هایی از بستر کارون و کاهش شدید سطح آب منتشر شده‌اند و اصطلاح «خشک‌شدن کارون» رواج یافته است.

از نظر جغرافیایی، کارون تا سال ۲۰۲۶ به‌طور کامل خشک نشده و همچنان دارای جریان است.

اما این نکته نباید شدت بحران را کم‌اهمیت جلوه دهد.

مطالعهٔ منتشرشده در Science در ۲۰۲۶ گزارش می‌کند جریان پایین‌دست به کمتر از ۲۵ درصد جریان طبیعی کاهش یافته است.[۳]

در نتیجه، دقیق‌تر است گفته شود کارون با «کاهش شدید و بحرانی جریان» و «خشکیدگی بخش‌هایی از سامانه و زیست‌بوم‌های وابسته» روبه‌روست.

پیامدهای کاهش آب

کاهش آب کارون پیامدهای متعدد دارد:

  • افزایش غلظت آلاینده‌ها؛
  • افزایش شوری؛
  • کاهش توان خودپالایی رود؛
  • پیشروی آب شور در پایین‌دست؛
  • تهدید آب آشامیدنی؛
  • کاهش آب کشاورزی؛
  • آسیب به نخلستان‌ها؛
  • فشار بر تالاب‌ها؛
  • کاهش زیستگاه آبزیان؛
  • افزایش رسوبات خشک و گردوغبار؛
  • مهاجرت روستایی و تنش اجتماعی.

این پیامدها به‌ویژه در پایین‌دست خوزستان اهمیت دارند، زیرا جریان کمتر توان مقابله با آب شور خلیج فارس را کاهش می‌دهد.

کارون و نخلستان‌های پایین‌دست

نخلستان‌های آبادان و خرمشهر به کیفیت آب بهمنشیر و کارون وابسته‌اند.

افزایش شوری می‌تواند به درختان خرما و خاک آسیب بزند.

کاهش جریان آب شیرین، همراه با جزر و مد خلیج فارس، امکان نفوذ آب شور به مسیرهای پایین‌دست را افزایش می‌دهد.

به همین دلیل مسئلهٔ آب کارون تنها به اهواز محدود نیست و معیشت کشاورزان پایین‌دست نیز به آن وابسته است.

کارون و آب آشامیدنی

کارون یکی از منابع اصلی تأمین آب آشامیدنی اهواز و شمار دیگری از مناطق خوزستان است.

آلودگی و شوری آب خام هزینهٔ تصفیه را افزایش می‌دهد و می‌تواند کیفیت آب شبکه را تحت تأثیر قرار دهد.

مطالعات میکروبی اخیر وجود فشار ناشی از فاضلاب‌های مختلف بر آب کارون را تأیید کرده‌اند.[۱۲]

بحران آب آشامیدنی خوزستان حاصل ترکیبی از کیفیت آب منبع، فرسودگی شبکه‌ها، تصفیه ناکافی در برخی مناطق و مشکلات تخصیص و توزیع است.

اهمیت فرهنگی

کارون در فرهنگ خوزستان جایگاهی فراتر از یک منبع آب دارد.

رود در زندگی اجتماعی اهواز، شوشتر، خرمشهر و مناطق پیرامون حضور تاریخی داشته و در ترانه‌ها، ادبیات، خاطرات و فرهنگ محلی بازتاب یافته است.

پل‌ها، ساحل‌های اهواز و فضای شهری پیرامون رود بخشی از هویت بصری و اجتماعی این شهر را شکل داده‌اند.

برای جوامع عرب، بختیاری و دیگر ساکنان حوضه، کارون بخشی از جغرافیای فرهنگی و تاریخی منطقه است.

کارون در تاریخ

وجود آب فراوان در جلگهٔ خوزستان یکی از عوامل شکل‌گیری تمدن‌های کهن منطقه بوده است.

شبکهٔ رودخانه‌ها و کانال‌های خوزستان در کشاورزی ایلام، دوره‌های هخامنشی، اشکانی، ساسانی و اسلامی اهمیت داشتند.

تغییر مسیر طبیعی رودها، رسوب‌گذاری و احداث کانال‌ها طی هزاران سال جغرافیای دشت خوزستان را تغییر داده است.

سازه‌های آبی شوشتر

سامانهٔ تاریخی شوشتر از مشهورترین نمونه‌های تعامل انسان و کارون است.

بندها، آسیاب‌ها و کانال‌های این مجموعه آب رود را برای کشاورزی و فعالیت‌های شهری تقسیم می‌کردند.

این سامانه نشان می‌دهد مدیریت آب کارون سابقه‌ای چند هزار ساله دارد و مسئلهٔ استفاده از رود همواره بخشی از تاریخ اقتصادی خوزستان بوده است.

گشایش کارون به کشتیرانی

در دورهٔ قاجار، قدرت‌های خارجی به استفادهٔ تجاری از کارون علاقه‌مند شدند.

در اواخر سدهٔ نوزدهم دولت ایران کشتیرانی در بخش‌هایی از رود را برای کشتی‌های خارجی آزاد کرد.

این تحول به افزایش اهمیت بندری خرمشهر و اهواز کمک کرد.

شرکت‌های انگلیسی در تجارت رودخانه‌ای نقش مهمی یافتند.

با گسترش راه‌آهن و حمل‌ونقل جاده‌ای در سدهٔ بیستم، اهمیت کارون به‌عنوان مسیر حمل‌ونقل کاهش یافت.

جنگ ایران و عراق

بخش پایین‌دست کارون در جریان جنگ ایران و عراق در منطقه‌ای راهبردی قرار داشت.

خرمشهر، آبادان و مسیرهای آبی اطراف کارون و بهمنشیر صحنهٔ عملیات‌های نظامی مهمی بودند.

رودخانه‌ها در جابه‌جایی نیروها، ایجاد خطوط دفاعی و طرح عملیات نظامی اهمیت داشتند.

جنگ همچنین به زیرساخت‌ها، کشاورزی و محیط‌زیست خوزستان آسیب گسترده‌ای وارد کرد.

تغییرات پس از جنگ

پس از پایان جنگ ایران و عراق، بازسازی خوزستان با توسعهٔ پروژه‌های سدسازی، کشاورزی، نفت و صنعت همراه شد.

در دهه‌های بعد سدهای جدیدی در حوضهٔ کارون به بهره‌برداری رسیدند.

این پروژه‌ها ظرفیت تولید برق و ذخیرهٔ آب را افزایش دادند، اما هم‌زمان آثار تجمعی آنها بر جریان طبیعی رود و محیط‌زیست بیشتر شد.

ارزیابی آثار تجمعی چند سد و چند پروژهٔ انتقال آب یکی از کاستی‌هایی است که متخصصان مدیریت حوضه بر آن تأکید کرده‌اند.

چشم‌انداز آینده

آیندهٔ کارون به نحوهٔ مدیریت کل حوضه وابسته است.

پژوهش‌های جدید بر ضرورت مدیریت یکپارچه‌ای تأکید دارند که تولید برق، کشاورزی، صنعت و آب آشامیدنی را همراه با «حقابهٔ محیط‌زیستی» رود و تالاب‌ها در نظر بگیرد.

کاهش برداشت، اصلاح کشاورزی، جلوگیری از توسعهٔ صنایع آب‌بر در مناطق کم‌آب، تصفیهٔ فاضلاب، کنترل زه‌آب‌های کشاورزی و بازنگری در طرح‌های انتقال آب از راهکارهای مطرح‌شده هستند.[۳]

حقابهٔ محیط‌زیستی

یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت جدید رودخانه‌ها «جریان یا حقابهٔ محیط‌زیستی» است.

رودخانه برای حفظ اکوسیستم خود نیازمند مقداری آب است که باید در تمام فصل‌ها در بستر باقی بماند.

اگر تقریباً همهٔ جریان طبیعی برای سدها، کشاورزی، صنعت و شهرها تخصیص داده شود، رودخانه از نظر زیستی توان ادامهٔ کارکرد طبیعی خود را از دست می‌دهد.

برای کارون، تعیین و تأمین واقعی حقابهٔ محیط‌زیستی، به‌ویژه در پایین‌دست، یکی از ضرورت‌های احیای رود است.

ضرورت تصفیهٔ فاضلاب

حتی افزایش جریان به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل کارون را حل کند.

ورود مستقیم پساب شهری و صنعتی باید کاهش یابد.

توسعهٔ شبکه‌های جمع‌آوری و تصفیهٔ فاضلاب در شهرهای حوضه، نظارت بر صنایع و کنترل زه‌آب‌های شور کشاورزی از الزامات بهبود کیفیت رود هستند.

پژوهش‌های کیفیت آب نشان می‌دهند پایین‌دست کارون در معرض مجموعه‌ای از آلودگی‌های شیمیایی، میکروبی و نمکی قرار دارد.[۱۱][۱۲]

جمع‌بندی

کارون بزرگ‌ترین سامانهٔ رودخانه‌ای ایران از نظر حجم تاریخی جریان و یکی از مهم‌ترین شریان‌های طبیعی و اقتصادی کشور است. این رود از برف و باران ارتفاعات زاگرس تغذیه می‌شود، پس از عبور از دره‌های بختیاری وارد دشت خوزستان می‌شود و در نهایت از طریق اروندرود و بهمنشیر با خلیج فارس ارتباط می‌یابد.

کارون در گذشته جریانی به‌مراتب پرآب‌تر داشت و نقش اساسی در کشاورزی، حمل‌ونقل، تأمین آب و شکل‌گیری سکونتگاه‌های خوزستان ایفا می‌کرد.

در دورهٔ معاصر، سدسازی و استفادهٔ گسترده از آب، رژیم طبیعی رود را تغییر داده‌اند. در دوران جمهوری اسلامی، افزایش پروژه‌های سدسازی و انتقال آب، توسعهٔ صنایع و کشاورزی آب‌بر و مشکلات تصفیهٔ فاضلاب بر فشار موجود افزوده‌اند. در کنار این عوامل، خشکسالی و تغییر اقلیم نیز منابع طبیعی حوضه را محدودتر کرده‌اند.

بحران کارون را بنابراین نمی‌توان صرفاً به «خشکسالی» یا تنها به یک سد نسبت داد. پژوهش‌های علمی مجموعه‌ای از عوامل انسانی و طبیعی را نشان می‌دهند، اما یافته‌های جدید بر سهم بزرگ سوءمدیریت منابع، انتقال آب، برداشت بیش از ظرفیت و آلودگی تأکید دارند. مقالهٔ Science در ۲۰۲۶ هشدار داده است که جریان پایین‌دست کارون به کمتر از یک‌چهارم جریان طبیعی رسیده و رود با بحرانی وجودی روبه‌رو است.[۳]

سرنوشت کارون با وضعیت زیست‌محیطی و اجتماعی خوزستان پیوند مستقیم دارد. احیای آن نیازمند مدیریت یکپارچهٔ حوضه، حفظ حقابهٔ محیط‌زیستی، بازنگری در انتقال‌های بین‌حوضه‌ای، اصلاح مصرف آب کشاورزی و صنعتی و جلوگیری از ورود فاضلاب و زه‌آب آلوده به رود است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ Habib Borjian, “KARUN RIVER i. Geography and Hydrology,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XV, Fasc. 6, pp. 629–633, 2011, updated 2016.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Saeed Jamali and Behzad Jamali, “Cascade Hydropower Systems Optimal Operation: Implications for Iran’s Great Karun Hydropower Systems,” Applied Water Science, Vol. 9, Article 66, 2019.
  3. ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ Hamid M. Behzad, Muhammad Arif, and Arash Malekian, “Iran’s Largest River in Crisis,” Science, Vol. 391, No. 6781, 8 January 2026, p. 132, doi:10.1126/science.aed9259.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ Human Rights Watch, “Iran: Deadly Response to Water Protests,” 22 July 2021.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ “Climate Change Reshapes Freshwater Fish Distributions in a Semi-Arid Basin of the Middle East,” Biodiversity and Conservation, 2026.
  6. Daniel T. Potts, “SHATT AL-ARAB,” Encyclopaedia Iranica, 2004, updated 2013.
  7. “KARUN RIVER,” Encyclopaedia Iranica, 2011.
  8. Arash Koohizadeh Dehkordi et al., “Unveiling Hidden Dynamics of River Morphology: Insights from the 2010 Flash Flood and Karun-4 Dam Impact in Southwestern Iran,” Journal of Hydrology, Vol. 661, 2025, Article 133709.
  9. “A Four-Season Exploration of Surface Water Quality and Trophic Status in the Highly Dynamic Waters of Karun-4 Dam Lake, SW Iran,” Applied Water Science, Vol. 14, Article 158, 2024.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ “Salinization of Reservoirs in Regions with Exposed Evaporites: The Unique Case of Upper Gotvand Dam, Iran,” Water Research, Vol. 157, 2019, pp. 587–599.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ Masoumeh Golshan, Maryam Dastoorpour, and Yaser Tahmasebi Birgani, “Fuzzy Environmental Monitoring for the Quality Assessment: Detailed Feasibility Study for the Karun River Basin, Iran,” Groundwater for Sustainable Development, Vol. 10, 2020, Article 100324.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ “Monitoring Microbial Safety and Evaluation of Removal Efficiency from Drinking Water in Ahvaz, Iran,” 2024.
  13. Mehran Afkhami, “Environmental Effects of Salinity in the Karun-Dez Basin, Iran,” 2003.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ “Defining a Disturbance Gradient in a Middle-Eastern River Basin,” Limnologica, Vol. 91, 2021, Article 125923.
  15. Kevin Woodbridge et al., “Characteristics of Direct Human Impacts on the Rivers Karun and Dez in Lowland South-West Iran and Their Interactions with Earth Surface Movements,” Quaternary International, Vol. 392, 2016, pp. 315–334.