کاظم ذوالانوار: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۳: خط ۳:
| عنوان            =
| عنوان            =
| نام              = محمدکاظم ذوالانوار
| نام              = محمدکاظم ذوالانوار
| تصویر            =کاظم ذوالانوار.jpg
| تصویر            =کاظم ذوالانوار ۲.JPG
| اندازه تصویر      =
| اندازه تصویر      =
| عنوان تصویر      =
| عنوان تصویر      =
خط ۵۰: خط ۵۰:
| وبگاه            =
| وبگاه            =
| پانویس            =
| پانویس            =
}}'''محمدکاظم ذوالانوار''' (زاده‌ی ۲۷ اسفند ۱۳۲۶، شیراز - تیرباران در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴، تپه‌های [[زندان اوین|اوین]]) معروف به '''کاظم ذوالانوار''' از اعضای مرکزیت [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز تمام کرد و پس از آن به دانشکده‌ی کشاورزی دانشگاه [[تهران]] وارد شد. در سال ۱۳۴۷ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. در سال ۱۳۵۱ دستگیر و در سال ۱۳۵۴ در تپه‌های اوین به‌همراه [[مصطفی جوان خوشدل]] و هفت تن از اعضای [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|فدائیان]] تیرباران شد.<ref name=":0">نشریه مجاهد ش ۴۴ - به مناسبت سالروز شهادت مجاهد شهید کاظم ذوالانوار</ref>
}}'''محمدکاظم ذوالانوار،''' معروف به کاظم ذوالانوار، (زاده‌ی ۲۷ اسفند ۱۳۲۶، شیراز - تیرباران در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴، تپه‌های [[زندان اوین|اوین]]) از اعضای مرکزیت [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز تمام کرد و پس از آن به دانشکده‌ی کشاورزی دانشگاه تهران وارد شد. در سال ۱۳۴۷ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. در سال ۱۳۵۱ دستگیر و در سال ۱۳۵۴ در تپه‌های اوین به‌همراه [[مصطفی جوان خوشدل]] و هفت تن از اعضای [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|فدائیان]] تیرباران شد.<ref name=":0">نشریه مجاهد ش ۴۴ - به مناسبت سالروز شهادت مجاهد شهید کاظم ذوالانوار</ref>


== فعالیت سیاسی ==
== فعالیت سیاسی ==
خط ۸۷: خط ۸۷:
علت اصلی خشم ساواک نسبت به او، که درنهایت باعث تیرباران او شد، مشخص شدن فعالیت‌ها و اقدامات وی بعد از دستگیری و در زندان بود.<ref name=":1">نشریه مجاهد ش ۳۸۳ - مقاله «…و از خونشان سیلابها برخاست، گرامی باد خاطره تابناک شهیدان 30فروردین»</ref>
علت اصلی خشم ساواک نسبت به او، که درنهایت باعث تیرباران او شد، مشخص شدن فعالیت‌ها و اقدامات وی بعد از دستگیری و در زندان بود.<ref name=":1">نشریه مجاهد ش ۳۸۳ - مقاله «…و از خونشان سیلابها برخاست، گرامی باد خاطره تابناک شهیدان 30فروردین»</ref>


== تیرباران ==
== تیرباران کاظم ذوالانوار ==
در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴، کاظم ذوالانوار و [[مصطفی جوان خوشدل]] که هر دو از مجاهدین بودند به هم‌راه ۷ تن از چریک‌های فدایی شامل [[بیژن جزنی]]، محمد چوپان‌زاده، مشعوف کلانتری، احمد جلیل افشار، حسن ضیا ظریفی، عباس سورکی و عزیز سرمدی در تپه‌های اوین تیرباران شدند.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://www.mojahedin.org/news/137147/زندان-اوین زندان اوین]</ref>
در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴، کاظم ذوالانوار و [[مصطفی جوان خوشدل]] که هر دو از مجاهدین بودند به هم‌راه ۷ تن از چریک‌های فدایی شامل [[بیژن جزنی]]، محمد چوپان‌زاده، مشعوف کلانتری، احمد جلیل افشار، حسن ضیا ظریفی، عباس سورکی و عزیز سرمدی در تپه‌های اوین تیرباران شدند.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://www.mojahedin.org/news/137147/زندان-اوین زندان اوین]</ref>
[[پرونده:صحنه بازسازی شده از تیرباران مصطفی و ۸تن دیگر در تپه‌های اوین.jpg|جایگزین=صحنه بازسازی شده از تیرباران کاظم و مصطفی و ۷ فدایی در اوین|بندانگشتی|220x220پیکسل|صحنه بازسازی شده از تیرباران کاظم و مصطفی و ۷ فدایی در اوین]]
[[پرونده:صحنه بازسازی شده از تیرباران مصطفی و ۸تن دیگر در تپه‌های اوین.jpg|جایگزین=صحنه بازسازی شده از تیرباران کاظم و مصطفی و ۷ فدایی در اوین|بندانگشتی|صحنه بازسازی شده از تیرباران کاظم و مصطفی و ۷ فدایی در اوین]]
[[پرونده:کاظم ذوالانوار ۵.JPG|جایگزین=کاظم ذوالانوار|بندانگشتی|'''کاظم ذوالانوار''']]
روزنامه‌ها فردای آن روز خبر کشته شدن جزنی و یارانش را با تیتر «۹ زندانی در حین فرار از زندان کشته شدند» پوشش دادند اما حقیقت ماجرا تا زمان وقوع انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ مسکوت ماند. زمانی که به دنبال دستگیری و محاکمه‌ی اعضای ساواک مشخص شد بیژن جزنی و یارانش نه در هنگام فرار که به وسیله‌ی مأموران به تپه‌های اوین برده شده و در آن‌جا به رگبار گلوله بسته شده‌اند.<ref>تاریخ ایرانی - [http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/144/وقایع.و.رویدادها.html 30 فروردین، بیژن جزنی تیرباران شد]</ref>
روزنامه‌ها فردای آن روز خبر کشته شدن جزنی و یارانش را با تیتر «۹ زندانی در حین فرار از زندان کشته شدند» پوشش دادند اما حقیقت ماجرا تا زمان وقوع انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ مسکوت ماند. زمانی که به دنبال دستگیری و محاکمه‌ی اعضای ساواک مشخص شد بیژن جزنی و یارانش نه در هنگام فرار که به وسیله‌ی مأموران به تپه‌های اوین برده شده و در آن‌جا به رگبار گلوله بسته شده‌اند.<ref>تاریخ ایرانی - [http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/144/وقایع.و.رویدادها.html 30 فروردین، بیژن جزنی تیرباران شد]</ref>


بهمن نادری‌پور، معروف به تهرانی، شکنجه‌گر و سربازجوی ساواک و سرپرست زندان سیاسی اوین، در شب اول خرداد ۱۳۵۸، در دادگاه به قتل این افراد اعتراف کرد و گفت:
بهمن نادری‌پور، معروف به تهرانی، شکنجه‌گر و سربازجوی ساواک و سرپرست زندان سیاسی اوین، در شب اول خرداد ۱۳۵۸، در دادگاه به قتل این افراد اعتراف کرد و گفت:


«رضا عطارپور یا همان حسین‌زاده تلفنی به من اطلاع داد که کاظم ذوالانوار را به بازداشت‌گاه اوین منتقل نمایم. در آن موقع سرهنگ وزیری رئیس زندان اوین بود… شعبانی (حسینی) و رسولی… زندانیان را از زندان اوین تحویل می‌گیرند و ما هم در قهوه‌خانه‌ی اکبر آوینی، در نزدیکی بازداشت‌گاه، منتظر می‌شویم و با سرهنگ وزیری به محل می‌رویم… رسولی و حسینی زندانیان را تحویل گرفته و سرهنگ وزیری درحالی که لباس نظامی به تن داشت، خود را آماده‌ی کارزار با عده‌ای کرده بود که هم دستشان بسته بود و هم چشمشان. با راهنمایی او و به‌دنبال مینی‌بوسِ حامل زندانیان، به بالای ارتفاعات بازداشت‌گاه اوین رفتیم… زندانیان را پیاده کرده، به‌ردیف، روی زمین نشاندند، درحالی که دست‌ها و چشمانشان بسته بود… اولین کسی که رگبار مسلسل یوزی را به سوی آن‌ها بست، سرهنگ وزیری بود و از آن جایی که گفتند همه باید شلیک کنند، همه شلیک کردند…سعدی جلیل اصفهانی بالای سر همه رفت و تیر خلاص را شلیک کرد…»<ref>روزنامه اطلاعات - اول خرداد ۱۳۵۸</ref>
«رضا عطارپور یا همان حسین‌زاده تلفنی به من اطلاع داد که کاظم ذوالانوار را به بازداشت‌گاه اوین منتقل نمایم. در آن موقع سرهنگ وزیری رئیس زندان اوین بود… شعبانی (حسینی) و رسولی… زندانیان را از زندان اوین تحویل می‌گیرند و ما هم در قهوه‌خانه‌ی اکبر اوینی، در نزدیکی بازداشت‌گاه، منتظر می‌شویم و با سرهنگ وزیری به محل می‌رویم… رسولی و حسینی زندانیان را تحویل گرفته و سرهنگ وزیری درحالی که لباس نظامی به تن داشت، خود را آماده‌ی کارزار با عده‌ای کرده بود که هم دستشان بسته بود و هم چشمشان. با راهنمایی او و به‌دنبال مینی‌بوسِ حامل زندانیان، به بالای ارتفاعات بازداشت‌گاه اوین رفتیم… زندانیان را پیاده کرده، به‌ردیف، روی زمین نشاندند، درحالی که دست‌ها و چشمانشان بسته بود… اولین کسی که رگبار مسلسل یوزی را به سوی آن‌ها بست، سرهنگ وزیری بود و از آن جایی که گفتند همه باید شلیک کنند، همه شلیک کردند…سعدی جلیل اصفهانی بالای سر همه رفت و تیر خلاص را شلیک کرد…»<ref>روزنامه اطلاعات - اول خرداد ۱۳۵۸</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳٬۴۵۶

ویرایش