درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
<div>[[پرونده:امیرپرویز پویان،فدایی.jpg|جایگزین=میرپرویز پویان|بندانگشتی|230x230پیکسل|میرپرویز پویان]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.
'''امیرپرویز پویان،''' (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهره‌های برجسته‌ی جنبش چپ نوین ایران و از بنیان‌گذاران [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران]] بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.  


این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.
پیش از آن روند تغییر اندیشه‌های او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروه‌های مذهبی-سنتی به خاطر بی‌عملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادی‌خواهان و هم‌فکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هسته‌های اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت.  امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط [[ساواک]] به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آن‌ها در برابر ساواک مقاومت سرسختانه‌ای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاه‌های غیرمترقی و راه و روش سیاسی [[جلال آل احمد|جلال آل‌احمد]] مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمه‌مخفی پخش کرد و هم‌چنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شماره‌ی ۲ فصل‌های سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.  


مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.
امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریک‌هایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروه‌های انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.


[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]
[[میرپرویز پویان|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:عماد رام،هنرمند.jpg|جایگزین=عماد رام|بندانگشتی|215x215پیکسل|عماد رام]]</div>
<div>[[پرونده:امیرحسین حاتمی1.jpg|جایگزین=امیرحسین حاتمی|بندانگشتی|180x180پیکسل|امیرحسین حاتمی]]</div>
   <div>
   <div>
'''امیرحسین حاتمی'''، (متولد سال ۱۳۸۶، تهران - اعدام‌شده ۱۳ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار کرج) جوان ۱۸ ساله ایرانی، یکی از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]]، روز ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲ آوریل ۲۰۲۶) در [[زندان قزلحصار|زندان قزل‌حصار]] کرج توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران اعدام شد. این اعدام تنها ۸۴ روز پس از بازداشت او انجام گرفت و در شرایطی رخ داد که رژیم ایران در همین هفته چهار زندانی سیاسی دیگر به نام‌های [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|اکبر دانشورکار]]، [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]]، [[پویا قبادی]] و [[بابک علیپور]] را نیز اعدام کرده بود.
'''عماد رام'''، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت.
نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.


امیرحسین حاتمی در تاریخ ۱۸ دی در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شد. او در یکی از خیابان‌های تهران هنگام شرکت در تظاهرات توسط نیروهای امنیتی دستگیر گردید. پس از بازداشت، وی به [[زندان قزلحصار|زندان قزل‌حصار]] منتقل شد و تحت بازجویی قرار گرفت. محاکمه او به صورت شتابزده و در شرایطی انجام شد که وکیل تسخیری نتوانست دفاع مؤثری داشته باشد و بسیاری از اصول دادرسی عادلانه نقض گردید.
عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد.  
عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست.
عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است.
[[عماد رام|بیشتر بخوانید...]]


دادگاه انقلاب اسلامی تهران او را به اتهام «محاربه از طریق شرکت در اعتراضات و اخلال در نظم عمومی» به اعدام محکوم کرد. این حکم در شرایطی صادر شد که هیچ مدرک محکمه‌پسندی دال بر ارتکاب جرم خاص توسط امیرحسین حاتمی ارائه نشده بود و بسیاری از ناظران حقوق بشری آن را «محاکمه‌ای سراسر ابهام» توصیف کردند.
<div>


در طول مدت بازداشت، امیرحسین حاتمی از دسترسی مناسب به وکیل، خانواده و امکانات پزشکی محروم ماند. گزارش‌های متعدد از شکنجه و فشار روانی بر زندانیان سیاسی در زندان قزل‌حصار خبر می‌دهند. اجرای حکم اعدام او تنها ۸۴ روز پس از بازداشت، یکی از سریع‌ترین موارد اجرای حکم اعدام در سال‌های اخیر محسوب می‌شود و نشان‌دهنده سیاست رژیم در سرکوب سریع معترضان است.


اعدام امیرحسین حاتمی در شرایطی انجام شد که ایران درگیر تنش‌های منطقه‌ای و شرایط جنگی است. ناظران معتقدند رژیم با این اعدام‌ها قصد دارد جو ترس ایجاد کند و صدای اعتراضات مردمی را خفه نماید. سازمان عفو بین‌الملل این اقدام را «اعدام خودسرانه» خواند و خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد.
<!-- نوشتار 3 -->
 
  <div class="box-content">
این اعدام بخشی از موج جدید کشتار زندانیان سیاسی است که در هفته جاری با اعدام چهار زندانی دیگر همراه بوده‌است. سازمان‌های حقوق بشری هشدار داده‌اند که رژیم ایران در شرایط جنگی از فرصت استفاده کرده تا حساب‌های قدیمی با مخالفان سیاسی را تسویه کند.
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|165x165پیکسل|ژاندارک]]</div>
 
  <div>
نام امیرحسین حاتمی به عنوان یکی از جوان‌ترین قربانیان اعدام‌های سیاسی اخیر ثبت شده‌است. خانواده او تاکنون امکان برگزاری مراسم سوگواری مناسب را نداشته‌اند و پیکر وی نیز تا زمان تنظیم این مقاله تحویل خانواده نشده‌است. این پرونده بار دیگر نقض فاحش حقوق بشر و اصول دادرسی عادلانه توسط جمهوری اسلامی ایران را برجسته می‌سازد.
 
[[امیرحسین حاتمی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.  


ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.


ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.


<!-- نوشتار 3 -->
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند. 


  <div class="box-content">
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…
<div>[[پرونده:علی فهیم1.jpg|جایگزین=علی فهیم|بندانگشتی|195x195پیکسل|علی فهیم]]</div>
  <div>
'''علی فهیم'''، (متولد سال ۱۳۸۱، تهران، اعدام‌شده ۱۷ فروردین ۱۳۰۵، زندان قزلحصار) یکی از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]]، سحرگاه دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ (۶ آوریل ۲۰۲۶) به‌طور مخفیانه در [[زندان قزلحصار|زندان قزل‌حصار]] کرج اعدام شد. وی چهارمین متهم از پرونده موسوم به «حمله به پایگاه بسیج ۱۸۵ محمود کاوه» در خیابان نامجو است که حکم اعدامش اجرا گردید. علی فهیم روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ به همراه شش شهروند دیگر از جمله [[محمدامین بیگلری]] (دانشجوی رشته کامپیوتر)، [[شاهین واحدپرست]] کلور، شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، [[امیرحسین حاتمی]] و یاسر رجایی‌فر در جریان کشتار شهروندان معترض مقابل پایگاه بسیج ۱۸۵ محمود کاوه بازداشت شد. پرونده آنان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ابوالقاسم صلواتی]] رسیدگی و همه متهمان به اتهام «محاربه، افساد فی‌الارض، تحریق امکانات عمومی و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم ضد امنیت داخلی و خارجی» به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام تنها سه ماه پس از بازداشت و بدون حق آخرین ملاقات با خانواده اجرا شد. این اعدام بخشی از موج جدید اعدام‌های سیاسی در شرایط جنگی است که در همان هفته چندین زندانی سیاسی دیگر را نیز شامل گردید. با اجرای حکم علی فهیم، تعداد اعدام‌های مرتبط با این پرونده به چهار نفر رسید و سه متهم دیگر (شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر) همچنان در سلول انفرادی هستند و در معرض خطر جدی اعدام قرار دارند.


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.


[[علی فهیم|بیشتر بخوانید...]]
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۸

نوشتارهای جدید هفته
میرپرویز پویان
میرپرویز پویان

امیرپرویز پویان، (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهره‌های برجسته‌ی جنبش چپ نوین ایران و از بنیان‌گذاران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در جبهه ملی فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.

پیش از آن روند تغییر اندیشه‌های او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروه‌های مذهبی-سنتی به خاطر بی‌عملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادی‌خواهان و هم‌فکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هسته‌های اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت. امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط ساواک به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آن‌ها در برابر ساواک مقاومت سرسختانه‌ای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاه‌های غیرمترقی و راه و روش سیاسی جلال آل‌احمد مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمه‌مخفی پخش کرد و هم‌چنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شماره‌ی ۲ فصل‌های سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.

امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریک‌هایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروه‌های انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.

بیشتر بخوانید...

عماد رام
عماد رام

عماد رام، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.

عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد. عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست. عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است. بیشتر بخوانید...


ژاندارک
ژاندارک

ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزه‌ی اورلئان، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.

ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.

ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.

پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی بوْروی منتقل کردند.

در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…

در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.

ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت:

«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام».

شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.

بیشتر بخوانید...