درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:امیرعلی میرجعفری،اعدام.jpg|جایگزین=امیرعلی میرجعفری|بندانگشتی|180x180پیکسل|امیرعلی میرجعفری]]</div>
<div>[[پرونده:امیرپرویز پویان،فدایی.jpg|جایگزین=میرپرویز پویان|بندانگشتی|230x230پیکسل|میرپرویز پویان]]</div>
   <div>
   <div>
'''امیرعلی میرجعفری'''، (متولد ۱۳۸۰، تهران - اعدام‌شده ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان قزلحصار کرج) دانشجو و تکنسین کامپیوتر، یکی از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در تهران، سحرگاه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در [[زندان قزلحصار]] کرج به صورت مخفیانه اعدام شد. او به اتهام‌هایی همچون آتش‌زدن مسجد جامع قلهک، لیدری اقدامات ضد امنیتی، حمله به نیروهای امنیتی با سلاح سرد و اقدام عملیاتی برای رژیم صهیونیستی و دولت‌های متخاصم محکوم گردید. دیوان عالی حکم را با استناد به اعترافات و اظهارات متهم تأیید کرده بود.
'''امیرپرویز پویان،''' (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهره‌های برجسته‌ی جنبش چپ نوین ایران و از بنیان‌گذاران [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران]] بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.  


متهم در دوران بازجویی از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده و گزارش‌ها حاکی از اخذ اعترافات تحت شکنجه شدید است.  
پیش از آن روند تغییر اندیشه‌های او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروه‌های مذهبی-سنتی به خاطر بی‌عملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادی‌خواهان و هم‌فکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هسته‌های اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت.  امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط [[ساواک]] به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آن‌ها در برابر ساواک مقاومت سرسختانه‌ای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاه‌های غیرمترقی و راه و روش سیاسی [[جلال آل احمد|جلال آل‌احمد]] مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمه‌مخفی پخش کرد و هم‌چنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شماره‌ی ۲ فصل‌های سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.  


امیرعلی میرجعفری هشتمین معترض دی‌ماه است که در کمتر از چهار ماه اعدام شده‌ است. پیش از او افرادی همچون [[صالح محمدی]]، سعید داودی و مهدی قاسمی (۲۸ اسفند ۱۴۰۴ در زندان مرکزی قم)، [[امیرحسین حاتمی]] (۱۳ فروردین ۱۴۰۵ در قزلحصار)، [[محمدامین بیگلری]] و [[شاهین واحدپرست]] (۱۶ فروردین) و [[علی فهیم]] (۱۷ فروردین ۱۴۰۵) اعدام شده بودند.
امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریک‌هایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروه‌های انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.


[[امیرعلی میرجعفری|بیشتر بخوانید...]]
[[میرپرویز پویان|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:عماد رام،هنرمند.jpg|جایگزین=عماد رام|بندانگشتی|215x215پیکسل|عماد رام]]</div>
<div>[[پرونده:عرفان کیانی.jpg|جایگزین=عرفان کیانی|بندانگشتی|185x185پیکسل|عرفان کیانی]]</div>
   <div>
   <div>
'''عرفان کیانی'''، (اعدام‌شده ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، اصفهان) از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] در اصفهان بود که بامداد شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ حکم اعدام او در مکانی نامعلوم در اصفهان اجرا شد. عرفان کیانی به اتهام‌هایی مانند «محاربه از طریق کشیدن سلاح از نوع قداره به‌جهت ارعاب و اخافه مردم و قدرت‌نمایی»، «مسدود کردن خیابان‌ها»، «اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار»، «ایجاد ناامنی»، «تحریک افراد به اقدامات خشونت‌آمیز»، «مشارکت در تخریب اموال عمومی» و نیز «ارتباط با موساد» معرفی شده‌است.
'''عماد رام'''، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت.  
 
نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.
در روایت رسمی، مصادیقی از این اتهامات شامل تخریب اموال عمومی و خصوصی، ایجاد آتش‌سوزی، حمل کوکتل مولوتف، حمل سلاح سرد، پرتاب سنگ به سمت مأموران و مسدود کردن مسیرها ذکر شده‌است. همچنین در گزارش‌ها آمده که او پس از بازداشت در دادگاه انقلاب اصفهان به مجازات مرگ محکوم شد و حکم او پس از فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور تأیید شد. با این حال، دربارهٔ روند دادرسی، دسترسی به وکیل، شرایط نگهداری و محل اجرای حکم، اطلاعات شفافی منتشر نشده‌است.


بر اساس گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران، در سال ۱۴۰۴ دست‌کم ۲۴۸۸ شهروند، از جمله ۶۳ زن و ۲ کودک-مجرم، اعدام شدند و ۱۳۰ تن دیگر نیز به اعدام محکوم شدند. همچنین در پنج هفته گذشته دست‌کم ۱۹ تن اعدام شده‌اند که از این میان، ۹ تن با اتهام «عضویت یا همکاری با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]»، ۸ تن در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، و ۲ تن با اتهام ادعایی «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شده‌اند.
عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد.  
 
عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست.
پیش از عرفان کیانی، [[صالح محمدی]]، سعید داودی، مهدی قاسمی، [[امیرحسین حاتمی]]، [[محمدامین بیگلری]]، [[شاهین واحدپرست]]، [[علی فهیم]] و [[امیرعلی میرجعفری]] از دستگیرشدگان قیام دی‌ماه نیز اعدام شده بودند. [[شورای ملی مقاومت ایران]] این اعدام‌های را محکوم کرد و شورای امنیت ملل متحد و کشورهای عضو را به اقدام فوری برای توقف اعدام‌ها و نجات سایر زندانیان زیر حکم اعدام فراخواند.
عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است.
[[عرفان کیانی|بیشتر بخوانید...]]
[[عماد رام|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:غزال مولان1.jpg|جایگزین=غزال مولان|بندانگشتی|180x180پیکسل|غزال مولان]]</div>
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|165x165پیکسل|ژاندارک]]</div>
   <div>
   <div>
'''غزال مولان'''، با نام کامل غزال مولان چپرآباد، (متولد ۱۳۸۵، مهاباد - جان‌باخته ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، کمپ سورداش، استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق) پیشمرگه ۱۹ ساله حزب کومله زحمتکشان کردستان، در حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به کمپ سورداش در استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق جان باخت.
این حمله در بعدازظهر ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ (۱۴ آوریل ۲۰۲۶) رخ داد که همزمان با هفتمین روز آتش‌بس میان [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]] بود. غزال مولان یکی از سه پیشمرگه زن زخمی در این حمله بود که ساعاتی بعد بر اثر جراحات شدید در بیمارستان درگذشت. دو مجروح دیگر وضعیت پایداری داشتند.


غزال مولان اهل مهاباد استان آذربایجان غربی و دارای نامزد بود و مانند هزاران زن و جوان کرد علیه تبعیض و سرکوب به پیشمرگه پیوسته بود. بیانیه کومله زحمتکشان تأکید کرد که این حملات تروریستی سند دیگری بر ماهیت ضدانسانی جمهوری اسلامی است.
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.


کمپ سورداش پایگاه مشترکی برای انجمن کادحی کردستان و انجمن انقلابی کادحی کردستان بود. در همان روز (۲۵ فروردین) کمپ آزادی [[حزب دموکرات کردستان ایران]] نیز هدف قرار گرفت ولی تلفات جانی نداشت. در این حمله، دستگاه مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان دو پهپاد را ساقط کرد.
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.  


اقلیم کردستان تاکنون بیش از ۷۰۰ حمله را متحمل شده و ۱۸ کشته و ۹۳ زخمی داشت. حزب دموکرات کردستان ایران اعلام کرد مقرهایش ۱۱۰ بار هدف قرار گرفته‌اند. روی یکی از پهپادها عبارت «به یاد رهبر شهیدم [[سید علی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]]» نوشته شده بود ولی رژیم مسئولیت رسمی نپذیرفته‌ است.
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.  


مرگ غزال مولان نمادی از ادامه سرکوب احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی حتی در خاک اقلیم کردستان و در میانه آتش‌بس اعلام‌ شده‌ است. این رویداد بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های کردی یافت و به عنوان سند دیگری از رویکرد ضد انسانی رژیم توصیف شد.
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.


[[سازمان مجاهدین خلق ایران]] شهادت غزال مولان پیشمرگه کومله زحمتکشان کردستان را به رهبری و همرزمان و بستگانش تسلیت گفت و از شورای امنیت [[سازمان ملل متحد]] خواست که به حملات پهپادی و موشکی رژیم جمهوری اسلامی علیه گروه‌های کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق رسیدگی کند.
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.


[[غزال مولان|بیشتر بخوانید...]]
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۸

نوشتارهای جدید هفته
میرپرویز پویان
میرپرویز پویان

امیرپرویز پویان، (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهره‌های برجسته‌ی جنبش چپ نوین ایران و از بنیان‌گذاران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در جبهه ملی فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.

پیش از آن روند تغییر اندیشه‌های او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروه‌های مذهبی-سنتی به خاطر بی‌عملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادی‌خواهان و هم‌فکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هسته‌های اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت. امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط ساواک به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آن‌ها در برابر ساواک مقاومت سرسختانه‌ای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاه‌های غیرمترقی و راه و روش سیاسی جلال آل‌احمد مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمه‌مخفی پخش کرد و هم‌چنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شماره‌ی ۲ فصل‌های سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.

امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریک‌هایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروه‌های انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.

بیشتر بخوانید...

عماد رام
عماد رام

عماد رام، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.

عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد. عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست. عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است. بیشتر بخوانید...


ژاندارک
ژاندارک

ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزه‌ی اورلئان، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.

ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.

ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.

پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی بوْروی منتقل کردند.

در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…

در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.

ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت:

«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام».

شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.

بیشتر بخوانید...