درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
<div>[[پرونده:امیرپرویز پویان،فدایی.jpg|جایگزین=میرپرویز پویان|بندانگشتی|230x230پیکسل|میرپرویز پویان]]</div>
   <div>
   <div>
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.  
'''امیرپرویز پویان،''' (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهره‌های برجسته‌ی جنبش چپ نوین ایران و از بنیان‌گذاران [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران]] بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.  


قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.  
پیش از آن روند تغییر اندیشه‌های او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروه‌های مذهبی-سنتی به خاطر بی‌عملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادی‌خواهان و هم‌فکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هسته‌های اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت.  امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط [[ساواک]] به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آن‌ها در برابر ساواک مقاومت سرسختانه‌ای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاه‌های غیرمترقی و راه و روش سیاسی [[جلال آل احمد|جلال آل‌احمد]] مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمه‌مخفی پخش کرد و هم‌چنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شماره‌ی ۲ فصل‌های سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.  


منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند.
امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریک‌هایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروه‌های انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.


حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.
[[میرپرویز پویان|بیشتر بخوانید...]]
 
پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.
 
پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
 
[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:عماد رام،هنرمند.jpg|جایگزین=عماد رام|بندانگشتی|215x215پیکسل|عماد رام]]</div>
<div>[[پرونده:عبدالله موحد، کشتی‌گیر.jpg|جایگزین=عبدالله موحد|بندانگشتی|215x215پیکسل|عبدالله موحد]]</div>
   <div>
   <div>
'''عبدالله موحد'''، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان [[غلامرضا تختی]] بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد.
'''عماد رام'''، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت.  
 
نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.
استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد.<ref name=":0" />
 
با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور [[ساواک]] شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت. <ref name=":2">صدای امریکا : [https://x.com/VOAfarsi/status/2050027769703154132?s=20 عبدالله موحد، نابغه کشتی ایران و جهان از زبان مسلم اسکندر فیلابی]</ref>


عبدالله موحد در نهایت با وقوع [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت.
عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد.
[[عبدالله موحد|بیشتر بخوانید...]]
عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست.
عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است.
[[عماد رام|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:غزال مولان1.jpg|جایگزین=غزال مولان|بندانگشتی|180x180پیکسل|غزال مولان]]</div>
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|165x165پیکسل|ژاندارک]]</div>
   <div>
   <div>
'''غزال مولان'''، با نام کامل غزال مولان چپرآباد، (متولد ۱۳۸۵، مهاباد - جان‌باخته ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، کمپ سورداش، استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق) پیشمرگه ۱۹ ساله حزب کومله زحمتکشان کردستان، در حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به کمپ سورداش در استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق جان باخت.
این حمله در بعدازظهر ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ (۱۴ آوریل ۲۰۲۶) رخ داد که همزمان با هفتمین روز آتش‌بس میان [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]] بود. غزال مولان یکی از سه پیشمرگه زن زخمی در این حمله بود که ساعاتی بعد بر اثر جراحات شدید در بیمارستان درگذشت. دو مجروح دیگر وضعیت پایداری داشتند.


غزال مولان اهل مهاباد استان آذربایجان غربی و دارای نامزد بود و مانند هزاران زن و جوان کرد علیه تبعیض و سرکوب به پیشمرگه پیوسته بود. بیانیه کومله زحمتکشان تأکید کرد که این حملات تروریستی سند دیگری بر ماهیت ضدانسانی جمهوری اسلامی است.
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.


کمپ سورداش پایگاه مشترکی برای انجمن کادحی کردستان و انجمن انقلابی کادحی کردستان بود. در همان روز (۲۵ فروردین) کمپ آزادی [[حزب دموکرات کردستان ایران]] نیز هدف قرار گرفت ولی تلفات جانی نداشت. در این حمله، دستگاه مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان دو پهپاد را ساقط کرد.
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.  


اقلیم کردستان تاکنون بیش از ۷۰۰ حمله را متحمل شده و ۱۸ کشته و ۹۳ زخمی داشت. حزب دموکرات کردستان ایران اعلام کرد مقرهایش ۱۱۰ بار هدف قرار گرفته‌اند. روی یکی از پهپادها عبارت «به یاد رهبر شهیدم [[سید علی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]]» نوشته شده بود ولی رژیم مسئولیت رسمی نپذیرفته‌ است.
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.  


مرگ غزال مولان نمادی از ادامه سرکوب احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی حتی در خاک اقلیم کردستان و در میانه آتش‌بس اعلام‌ شده‌ است. این رویداد بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های کردی یافت و به عنوان سند دیگری از رویکرد ضد انسانی رژیم توصیف شد.
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.


[[سازمان مجاهدین خلق ایران]] شهادت غزال مولان پیشمرگه کومله زحمتکشان کردستان را به رهبری و همرزمان و بستگانش تسلیت گفت و از شورای امنیت [[سازمان ملل متحد]] خواست که به حملات پهپادی و موشکی رژیم جمهوری اسلامی علیه گروه‌های کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق رسیدگی کند.
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.


[[غزال مولان|بیشتر بخوانید...]]
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۸

نوشتارهای جدید هفته
میرپرویز پویان
میرپرویز پویان

امیرپرویز پویان، (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهره‌های برجسته‌ی جنبش چپ نوین ایران و از بنیان‌گذاران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در جبهه ملی فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.

پیش از آن روند تغییر اندیشه‌های او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروه‌های مذهبی-سنتی به خاطر بی‌عملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادی‌خواهان و هم‌فکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هسته‌های اولیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت. امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط ساواک به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آن‌ها در برابر ساواک مقاومت سرسختانه‌ای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاه‌های غیرمترقی و راه و روش سیاسی جلال آل‌احمد مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمه‌مخفی پخش کرد و هم‌چنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شماره‌ی ۲ فصل‌های سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.

امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریک‌هایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروه‌های انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.

بیشتر بخوانید...

عماد رام
عماد رام

عماد رام، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.

عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد. عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست. عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است. بیشتر بخوانید...


ژاندارک
ژاندارک

ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزه‌ی اورلئان، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.

ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.

ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.

پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی بوْروی منتقل کردند.

در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…

در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.

ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت:

«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام».

شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.

بیشتر بخوانید...