درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== < | <div class="main-box"> | ||
<div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | |||
<div class="box-content"> | |||
<!-- نوشتار 1 --> | |||
<div class="box-content"> | |||
<div>[[پرونده:امیرپرویز پویان،فدایی.jpg|جایگزین=میرپرویز پویان|بندانگشتی|230x230پیکسل|میرپرویز پویان]]</div> | |||
<div> | |||
'''امیرپرویز پویان،''' (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهرههای برجستهی جنبش چپ نوین ایران و از بنیانگذاران [[سازمان چریکهای فدایی خلق ایران]] بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد. | |||
پیش از آن روند تغییر اندیشههای او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروههای مذهبی-سنتی به خاطر بیعملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادیخواهان و همفکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هستههای اولیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت. امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط [[ساواک]] به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آنها در برابر ساواک مقاومت سرسختانهای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاههای غیرمترقی و راه و روش سیاسی [[جلال آل احمد|جلال آلاحمد]] مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمهمخفی پخش کرد و همچنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شمارهی ۲ فصلهای سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد. | |||
امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسهی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزهی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریکهایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروههای انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد. | |||
[[میرپرویز پویان|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
<!-- نوشتار ۲ --> | |||
<div class="box-content"> | |||
<div>[[پرونده:عماد رام،هنرمند.jpg|جایگزین=عماد رام|بندانگشتی|215x215پیکسل|عماد رام]]</div> | |||
<div> | |||
'''عماد رام'''، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجستهی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی نیزارها به نواختن فلوت میپرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت. | |||
نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیفها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد. | |||
عماد رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد. | |||
عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست. | |||
عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است. | |||
[[عماد رام|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
<!-- نوشتار 3 --> | |||
<div class="box-content"> | |||
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|165x165پیکسل|ژاندارک]]</div> | |||
<div> | |||
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزهی اورلئان''، (زادهی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشتهی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت. | |||
ژاندارک دختر یک مزرعهدار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندیشان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی میشود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و همچنین ویژگیهای شخصیتی زنان آگاه و روشنبین عصر خود را داشت. | |||
ویژگیهایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیشها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسیها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند. | |||
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزیهای بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعهی ''بوْروی'' منتقل کردند. | |||
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه میشد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع میکرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و… | |||
در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند. | |||
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعلههای آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمدهام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آنکه توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانهای به دست آورده بود. | |||
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۸
امیرپرویز پویان، (زاده ۲۵ شهریور ۱۳۲۵ - مشهد)، از چهرههای برجستهی جنبش چپ نوین ایران و از بنیانگذاران سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. امیرپرویز پویان از محافل سیاسی مذهبی وارد عرصه سیاست شد؛ و در جبهه ملی فعالیت داشت. امیرپرویز پویان مدرک دیپلم خود را در سال ۱۳۴۴، در مشهد اخذ کرد و در پایان همین سال راهی تهران شد.
پیش از آن روند تغییر اندیشههای او آغاز شده بود. ورود امیرپرویز پویان به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این روند را سرعت بخشید. امیر پرویز پویان پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، از گروههای مذهبی-سنتی به خاطر بیعملی فاصله گرفت که نهایتاً به چرخش کامل ایدئولوژیک او منجر شد. امیر پرویز پویان پس از گرایش به سوسیالیزم به تشکیل و سازماندهی آزادیخواهان و همفکران خود برای مبارزه با دیکتاتوری شاه پرداخت و هستههای اولیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را بنیان گذاشت. امیرپرویز پویان در سوم خرداد ۱۳۵۰، توسط ساواک به همراه تنی چند از دوستان خود در خیابان نیروی هوایی تهران به محاصره ساواک درآمد. آنها در برابر ساواک مقاومت سرسختانهای کردند و سرانجام جان باختند. امیرپرویز پویان درسال ۱۳۴۸ به نقد دیدگاههای غیرمترقی و راه و روش سیاسی جلال آلاحمد مشغول شد و کتاب «خشمناک از امپریالیسم و هراسان از انقلاب» را به صورت نیمهمخفی پخش کرد و همچنین دو داستان کوتاه «بازگشت به ناکجا آباد» و «بازگردیم» را در شمارهی ۲ فصلهای سبز (آذر) (۱۳۴۸) انتشار داد.
امیر پرویز پویان برای شناخت بیشتر ساختار اجتماعی اقتصادی ایران به مؤسسهی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران راه یافت؛ اما پس از مدتی به زندگی زیرزمینی روی آورد در سال ۱۳۴۸ جزوه ی معروف «ضرورت مبارزهی مسلحانه و رد تئوری بقا» را نوشت. این جزوه پس از ترکیب گروه جزنی-ظریفی با گروه پویان-احمدزاده و پیدایش سازمان چریکهایی فدایی خلق در سال ۱۳۴۹، از سوی آن سازمان و دیگر گروههای انقلابی بارها و بارها چاپ و در میان روشنفکران ناسازگار با نظم موجود دست به دست شد.
عماد رام، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجستهی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی نیزارها به نواختن فلوت میپرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیفها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.
عماد رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد. عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست. عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است. بیشتر بخوانید...
ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزهی اورلئان، (زادهی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشتهی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.
ژاندارک دختر یک مزرعهدار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندیشان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی میشود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و همچنین ویژگیهای شخصیتی زنان آگاه و روشنبین عصر خود را داشت.
ویژگیهایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیشها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسیها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزیهای بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعهی بوْروی منتقل کردند.
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه میشد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع میکرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…
در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعلههای آتش چنین گفت:شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آنکه توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانهای به دست آورده بود.«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمدهام».

