کاربر:Safa/1صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۱۶۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
کنفرانس در واشینگتن، فراخوان به محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای، رئیسی و اژه‌ای با حضور شخصیتهای برجسته سیاسی و نمایندگان کنگره 
[[پرونده:پارک اتابک.jpg|بندانگشتی|'''پارک اتابک و محل مجروح شدن ستارخان''']]
'''واقعه‌ی پارک اتابک'''، به فاجعه‌ی خلع سلاح مجاهدین تبریز اشاره دارد این واقعه اشاره به حوادث تاریخی دارد که پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه‌خواه و پناهنده شدن محمدعلی میرزا شاه مستبد قاجار به سفارت روسیه، اتفاق افتاد. قوای روس به بهانه‌ی حفاظت از اتباع خود، تبریز را اشغال کرده بودند و ستارخان و مجاهدان تبریز که بیش‌ترین نقش را در پیروزی [[انقلاب مشروطه]] داشتند نتوانستند مستقیما در فتح تهران شرکت کنند.


روز دوشنبه، ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۱، هم‌زمان با اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل ، یک کنفرانس در واشنگتن دی سی برگزار شد، شخصیت‌های شرکت کننده عبارت بودند از 
حکومت جدید در تهران که افرادی چون [[مخبرالسلطنه]] را شامل می‌شد وجود [[ستارخان]] رهبر انقلابی و محبوب [[جنبش مشروطه ایران|جنبش مشروطه]] را در تبریز که یک دژ شکست‌ناپذیر به‌شمار می‌رفت به ضرر خود می‌دید. مخبرالسلطنه از طرف حکومت جدید والی آذربایجان شد و از همان ابتدا برای دور کردن ستارخان از تبریز تلاش کرد و در نهایت با زمینه‌چینی و اصرار او حکومت جدید ستارخان را به تهران فراخواند.


مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در دولت دونالد ترامپ 
در مسیر تهران و در تهران مردم استقبال شایانی از [[ستارخان]] و [[باقرخان]]، سردار و سالار ملی کردند. در تهران کشمکش جنگ قدرت بین سران حکومت جدید موقعیت ستارخان و مجاهدان را نیز تحت تاثیر قرار داد. نهایتا دولت، با فعالیت‌‌های [[قوام‌السلطنه]] در مجلس قانونی را برای خلع سلاح مجاهدان تصویب کرد.


خانم دبورا لی جیمز، وزیر سابق نیروی هوائی آمریکا تا سال ۲۰۱۷ 
محل استقرار مجاهدان و ستارخان پارک اتابک تهران بود. ستارخان این مصوبه را قبول کرد و تلاش کرد مجاهدان را نیز برای خلع سلاح قانع کند اما موفق نشد. روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ نیروهای دولتی پارک اتابک، محل استقرار ستارخان و مجاهدان را گلوله‌باران کردند. ستارخان در این واقعه از ناحیه زانو مجروح شد.


سناتور داگ جونز 
چهار سال بعد در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستارخان در تهران در یک خانه‌ اجاره‌ای درگذشت. پیکر او طی مراسم باشکوهی تشییع و در باغ طوطی شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد.


سناتور کلی آیوت 
[[پرونده:استقبال مردم تهران از ستارخان.jpg|بندانگشتی|'''استقبال مردم تهران پس از پیروزی مشروطه از مجاهدان تبریز و ستارخان''']]


سناتور رابرت توریسلی 
== '''واقعه پارک اتابک''' ==
'''اعاده مشروطه از استبداد محمد‌علی شاه'''


پرفسور فیروز دانشگری 
وقتی ستارخان با یارانش به‌سمت تهران حرکت کردند، باقرخان نیز به او پیوست. هنگامی که مجاهدان تبریز با نیروهای محمدعلی شاه می‌جنگیدند، یپرم خان ارمنی یک کمیته با نام «کمیته ستار» در رشت تشکیل داد و به حمایت محمدولی خان تنکابنی زمین‌دار بزرگ شمال، با نیروهای خود وارد تهران شد. بختیاری‌ها به سرکردگی سردار اسعد از اصفهان، برای کمک به مشروطه‌خواهان وارد تهران شدند. تهران سقوط کرد و به دست مشروطه‌خواهان افتاد.


قهرمان کاراته خانم سولماز ابوعلی 
خیزش دلاورانۀ ستارخان و همرزمانش در برابر خودکامگی‌های [[محمدعلی شاه]] قاجار در تبریز ـ که یازده ماه به طول انجامید ـ سرانجام به فتح تهران به دست مشروطه خواهان و پیروزی انقلاب مشروطه منجرشد، در روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی کمیسیون فوق‌العاده‌یی مرکّب از «انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان» در روز پیروزی انقلاب در بهارستان تشکیل شد و همین کمیسیون محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرد و پسر خردسالش احمد را به شاهی نشاند. این کمیسیون از میان اعضای شرکت‌کننده، [[محمدولی خان تنکابنی|سپهدار تنکابنی]] را برای تشکیل دولت «انقلاب» برگزید.


خانم مریم رجوی پیامی به این کنفرانس فرستاد.  
«کمیسیون فوق‌العاده» تا اوایل شهریور ۱۲۸۸ با محمدعلی شاه که در سفارت روسیه پناهنده شده بود، گفتگوکرد و سرانجام به توافق رسیدند که سالانه به او صدهزار تومان مقرّری بدهند و پس از این توافق اورا روانۀ روسیه کردند.


== سخنرانی خانم مریم رجوی  ==
پس از فتح تهران، مهدی قلی‌خان هدایت ملقب به [[مخبرالسلطنه]] که قبل از روی کار آمدن محمدعلی شاه استاندار تبریز بود، دوباره اداره شهر تبریز را به‌دست گرفت. وقتی مخبرالسلطنه وارد تبریز شد، روس‌ها با بهانه حمایت از بورژوازی و برقراری نظم، نیروهای نظامی خود را در شهر تبریز مستقر کردند و شهر شکل حکومت نظامی گرفت. مخبرالسلطنه از روس‌ها خواست نیروهای خود را از تبریز خارج کنند؛ چون با روی کار آمدن مشروطه و شکل‌گیری قانون جدید نیازی به نیروهای بیگانه در شهر دیده نمی‌شد، روس‌ها نپذیرفتند و حضور ستارخان و باقرخان و مسلح بودن آن‌ها را بهانه کرده و سبب به‌وجود آمدن بی‌نظمی و اغتشاش دانستند.
<blockquote>هم‌وطنان و حامیان مقاومت ایران</blockquote><blockquote>به ‌همه شما صمیمانه درود می‌فرستم که هم‌زمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد، برای رساندن خواست مردم ایران برای آزادی گردآمده‌اید که بگویید رئیسی یک جلاد است او نماینده مردم ایران نیست و باید در برابر عدالت قرار گیرد، شما پیام‌رسان دهها میلیون ایرانی بپا خاسته هستید که یک‌صدا می‌گویند رژیم فاشیسم مذهبی باید سرنگون شود.</blockquote><blockquote>حدود ۴۳۵هزار تن در زمان پاندمی به خاطر سیاست‌های جنایت‌کارانه خامنه‌ای مانند خودداری از خرید واکسن از امریکا و انگلستان جان خود را از دست دادند.   خامنه‌ای در محاصره بحران‌های بی‌شمار، رئیسی جلاد ۶۷ را به‌عنوان رئیس‌جمهور رژیمش انتخاب کرد. رئیسی عضو هیئت مرگ در تهران بود که فتوای خمینی را با اعدام هواداران مجاهدین خلق ایران که بر مواضع خود استوار بودند به اجرا درآورد. ۳۰ هزار نفر قتل‌عام شدند كه ۹۰ درصد آن‌ها اعضا و هواداران مجاهدین بودند این کتاب شامل اسامی برخی از این شهداست.</blockquote><blockquote>دوستان عزیز،</blockquote><blockquote>رئیسی هیئت آدمکشان، پاسدارها و تروریست‌ها را برای کابینه خودش برگزیده است. وزیر کشورش، سرکرده سابق نیروی تروریستی قدس بود. وزیر خارجه‌اش، دستیار سرکرده تروریست‌ها، قاسم سلیمانی بود. معاون رئیس‌جمهور فرمانده کل سپاه بود. با این باند تبهكار، خامنه‌ای می‌خواهد از اعتراضات اجتماعی جلوگیری كند و پروژه دست‌یابی به سلاح اتمی را تسریع كند. امروز تورم به‌پیش از ۵۰ درصد رسیده. بخش بزرگی از طبقه متوسط به زیرخط فقر سقوط کرده‌اند. میلیون‌ها نفر در دو سال اخیر شغل خود را ازدست‌داده‌اند.</blockquote><blockquote>ایران از دی ۹۶ شاهد شش قیام سراسری بوده است. زیر همین فشارهای خردکننده، آخوندها سرکوب و سیاست‌های خصومت‌آمیز در منطقه را افزایش داده‌اند. آن‌ها همه منابع خود را برای تولید سلاح هسته‌ای بسیج کرده‌اند. رژیم با اتخاذ سیاست شانتاژ، می‌خواهد جامعه بین‌المللی را پس بزند و با خرید وقت پروژه هسته‌ای‌اش را به‌پیش ببرد. جامعه بین‌المللی باید یک سیاست قاطع در قبال رژیم ایران اتخاذ کند. این خواست مردم ایران و لازمه صلح و آرامش در منطقه و جهان است. پروژه‌های هسته‌ای و موشكی و صدور تروریسم و جنگ‌افروزی منطقه‌ای اجزاء یك سیاست واحد است كه نقض حقوق بشر در كانون آن قرار دارد. ما از آمریكا و اتحادیه اروپا و كشورهای عضو می‌خواهیم پرونده نقض حقوق بشر در ایران را به شورای امنیت ملل متحد ارجاع دهند تا ترتیبات ضروری برای محاكمه خامنه‌ای و رئیسی و دیگر سردمداران رژیم به خاطر چهار دهه جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی را به عمل بیاورند ما خواهان این هستیم که جهان حق مردم ایران برای سرنگونی را به رسمیت بشناسد. ما خواهان این هستیم که حق آن‌ها را برای برقراری آزادی و دمكراسی و یك جمهوری مبتنی بر جدائی دین از دولت را به رسمیت بشناسند. رژیم آخوندی در ضعیف‌ترین نقطه خود قرار دارد. رئیسی با پهباد، حملات موشکی، سرعت دادن به برنامه اتمی و افزایش سركوب در داخل کاری از پیش نخواهد برد. مردم ایران بدون شک این رژیم را با قیام‌های خود و ارتش بزرگ آزادی سرنگون خواهند کرد. متشکرم و خدا شمارا حفظ کند</blockquote>
[[پرونده:سپهدار و سردار اسعد.jpg|بندانگشتی|'''سپهدار تنکابنی وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری وزیر کشور قوای پیروز مشروطه پس از فتح تهران''']]


== سخنرانی مایک پمپئو ==
=== دولت انقلاب بعداز مشروطه ===
در کنفرانس واشینگتن مایک پمپئو وزیرخارجه قبلی امریکا طی سخنانی گفت:‌<blockquote>از همه شما بسیار سپاسگزارم. استقبال شایانی کردید امیدوارم بعد از صحبتهایم هم خوشحال باشید البته فکر کنم که چنین باشد. از این معرفی که من را کردید سپاسگزارم خیلی برایم خوشبختم که امروز اینجا با شما هستم در این گردهمایی ویژه که میخواهیم در رابطه با یک تهدید جدی برای جهان و مردم آزادیخواه جهان صحبت کنیم و این یک افتخاره واقعا.</blockquote><blockquote>از وقتی که آخرین بار با شما صحبت کردم رئیسی باصطلاح رئیس جمهور رژیم ایران شده بود و شما به حق امروز اینجا گردهم آمده‌اید و خواهان حسابرسی از او هستیم به خاطر قتل‌عام سال ۶۷ قتل‌عام زندانیان سیاسی در ایران و میخواهم همه شما تک تک شما بدونید که من همراه شما هستیم دراین آرمانی که دارید.</blockquote><blockquote>من رئیسی را وقتی که مدیر اطلاعات مرکزی بودم شناختم او باید محاکمه بشه نه فردا، نه هفته بعد، نه سال آینده بلکه باید همین الان او را محاکمه کنیم.</blockquote><blockquote>در رابطه با این موضوع بیشتر صحبت خواهم کرد ولی من از یک ایران آزاد حمایت می کنم و از شما تشکر می‌کنم که در این نبرد ادامه میدهید. اشتباه نکنید خود ابراهیم رئیسی مسئول قتل‌عام سال ۶۷ قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ هست. اسامی بیش از ۵۰۰۰تن از قتل‌عام شدگان منتشرشده اجساد این زنان و مردان قهرمان در گورهای جمعی هستند و رژیم ایران هرگز و هیچ موقع این رژیم اجازه تحقیقات را نداد و ما تعداد واقعی قتل‌عام شدگان را نمیدانیم ولی قطعا بسا بیشتر از اون اسامی ۵هزار اسمی هست که منتشر شده. اقدامات شما، اقدامات ما حمایت از مردم ایران باید با حسابرسی از رئیسی شروع بشه به خاطر جنایتش علیه بشریت.</blockquote><blockquote>به خاطر داشته باشید که اون مشاور نبود، او یک سرباز عادی نبود، او یک اعدام‌کننده بود و می‌دانم شما که خانواده‌هایی داشتید برخی از شما در همین جمعیت در اون قتل عام کشته شدند .برخی از شما دوستانی هم دارید که الان در زندان اوین یا زندانهای دیگه هستند برخی هم عزیزانشون ناپدید شدند یا بدتر از اون . ما هیچکدام از ما هرگز فراموش نخواهیم کرد هیچکدام از اینها را برای شما و تک تک اونها دعا می‌کنیم.</blockquote><blockquote>میدانید که رئیسی دقیقا مثل خامنه‌ای است که خودش هم یک روزی رئیس جمهور این رژیم بود و می‌آمد سرکوب می‌کرد، کشتار می‌کرد مردم ایران را و می‌کنه</blockquote><blockquote>و وضعیت اینطوری به جلو نمیره و  بلکه رو به  عقب برمیگرده و اونهایی كه مقاومت میكنند در داخل و خارج، امیدبخش ایران هستند و به همین دلیل، به همین دلیل این گردهمایی ، اون كاری كه امروز شما میكنید بسیار مهمه.</blockquote><blockquote>میدونید،  تفاوتی كه وجود داره، دولتی كه به مردمش رسیدگی كنه و برعكس اون چقدر زیاده. میتونیم اینو ببینیم. این باید الهام بخش ما برای آزادی مردم ایران باشه.</blockquote><blockquote>تقریبا چندماه ۹ – ۸ ماهی یه كه من از وزارت رفتم كنار، یعنی دولت مون كارش تموم شد و این رژیم اونموقع ضعیفتر از هر زمانی شده بود. ولی من وقایع چند هفته اخیر رو ماههای اخیر رو دیدم  و نگران شدم، نگران وقایعی كه در افغانستان رخ داد و كارهایی كه دولت كنونی آمریكا كرد  و اجازه داد كه این رژیم تقویت بشه، رژیم حاكم بر ایران  و مردم ایران خواهان این نیستند. به همین دلیل باید فشارمون رو بر نمایندگانمون ادامه بدیم، اونهایی كه میرن بر سر توافق اتمی مذاكره میكنند و نگذاریم همینطوری وارد توافق بشوند. چونكه فكر میكنند یك اقدام حسن نیت هست مثلا، حسن نیت چیزی نیستش كه یك رژیم تروریستی فهم كند. همچنین باید تضمین كنیم كه پیشرفت در برنامه اتمی رژیم ایران باید اقداماتی صورت بگیرد توسط آمریكا و آژانس و كشورهای غربی و تضمین كنند كه در مسیر تسلیحات اتمی قرار نگیرد. باید بگویم كه در سال گذشته كه پاندمی وجود داشت یا یك كم بیشتر، رژیم ایران از ویروس كرونا استفاده كرده برای  استمرار سركوب مردم. این اقدامات نه تنها، این اقدامات شرورانه هستند  و آنها را برای خاموش كردن اعتراضات و قیام استفاده میكند این تماما غیرقابل قبوله. ما آمریكاییها میدونیم كه این وظیفه دولته كه از  بهزیستی مردم حمایت كنه، و نباید اونها رو سركوب كنه.</blockquote><blockquote>درحالیكه اینو میدونیم كه، رژیم ایران خواهان آزادی مردم ایران نیست، حداقل باید انتظار داشت كه ملل متحد به آزادی اونها احترام بگذاره. همه شما در هفته های گذشته دیدید كه اعتبار جهان زیر سئوال رفت، با اقدام رسوایی آور ما در خروج از افغانستان و باز، دوباره سئوالهایی مطرح میشه كه وزیر خارجه ما اومد یك توییت كرده بود در حمایت از مردم هنگ كنگ  و اون رو برداشت بخاطر درواقع سیاستهایی كه داشتش، این نشوندهنده فقدان اراده در حمایت از مردم آزادیخواه هست و این رو تروریستها ازش استقبال میكنند و اون كسانی كه سركوب میكنند، سركوب میكنند مردم ایران رو. ولی میدونیم، میدونیم كه هرچه رژیم تلاش كنه خودش رو تقویت كنه و بیشتر از پیش تضعیف میشه. چون اعتراضات چه بخاطر فقدان آب و چیزهای دیگه بیشتر شده در ایران و اعتراضات در تبریز و تهران و اصفهان رخ داده و سایر شهرهای سراسر ایران.</blockquote><blockquote>این اعتراض كنندگان، این مردم آزادیخواه، اراده و شجاعت شون رو نشون دادند و من میدونم كه سرانجام مردم ایران از یك ایران دمكراتیك و غیراتمی مبتنی بر جدایی دین و دولت برخوردار خواهند بود.اكنون برای اینكه جایگاه واقعی ایران رو بدونیم، باید ببینیم كه در سال 1357 چه اتفاق افتاد؟ هرگز بنظرم یك دیكتاتوری مثل شاه یا سلطنتی در ایران دیگه برقرار نخواهد شد.  این نبرد واقعی بود. این نبرد واقعی ست كه الان در جریانه و اون انقلابی كه در سال 57 صورت گرفت، نبردی بین رژیم ایران و مقاومت سازمانیافته در طرف دیگه، مستب(تپق)، استبداد و آزادی  و تمامیت رژیم در طرف دیگه اش. و من مدتهاست كه در طرف درست قرار داشتم ، بیش از یك دهه كه در خدمت دولتی بودم، ۲۰۱۰ كه  با بسیاری از شما صحبت كردم. با مردم ایران و تاریخ اونها صحبت كردم و منطق احترام برانگیز اونها. مردم  ایران مردمی بردبار هستند </blockquote><blockquote>آنها سرزمینی برای اعراب و یهودیان و مسلمانان بوده اند در همین کشور ایران و این عشق مردم ایران و محبت شان را نشان میدهد . مردم ایران خواهان شکوفایی هستند برای حفاظت از خانواده هایشان . تهران واقعی مثل هر جایی در کشورهای دیگر هست و هرگز ما آن را فراموش نمیکنیم. اکنون یک رئیس جمهور جدید گزینش شده که در ایران که در واقع عروسک خیمه شب بازی خامنه ای است رئیسی به جای رئیس جمهور قبلی آمده همچنان افراطی است و همچنان وحشیگری بخرج میدهد و مستبد و همچنین بشدت از مردم ایران وحشت دارد. سران این رژیم مردم را هزار و هزار کشته اند و کسانی که این قتل ها را انجام می دهند ترفیع میدهند. سران این رژیم حتی یک هواپیما را در واقع ساقط میکنند هواپیمای مسافر بری و می آیند میگویند که به اصطلاح ی اشتباه بود و پنهان می کنند.</blockquote><blockquote>طرح رژیم ایران فقط بر سلطه بر کشور ایران نیست   بلکه میخواهند از دمشق تا بیروت و صنعا ادامه بدهند سلطه شان را . فقط بخاطر این تمایل که قدرت خودشان را سلطه خودشان را حفظ کنند. من میدانم که حتی اینجا در این شهری که نشسته ایم می شنویم که می آیند در بروکسل و پاریس و جاهای دیگر در خیلی از جاها در امریکا این حرف را می زنند که مدره هایی وجود دارد در داخل این رژیم . من هرگز با هیچکدامشان ملاقات نکردم یا نشنیدم چیزی عملاً این مهم است این دروغ را بفهمیم دروغ میانه روی در رژیم آخوندی که خیلی از کشورها می آیند میگویند. در رابطه با این رژیم تروریسم . گزینشی که سال گذشته انتخابات نمایشی که برگزار شد باید نشان بدهد که ادعای میانه روی در این رژیم وجود ندارد</blockquote><blockquote>ما نمی توانیم کاری کنیم که آنها ما را فریب بدهند . میدانیم که ماهیت انها چی هست میدانیم که آخوند خامنه ای چه نقشی را ایفاء میکند و میآید تلاش میکند این افراطی گریشان را حفاظت کنند از جمله در برابر تهدید یک ایران مبتنی بر جدایی دین از دولت . قاسم سلیمانی نقش به اصطلاح جنگجوی این رژیم را ایفاء میکرد . ولی نگذارید این به اصطلاح دیپلماتها کسی را فریب بدهند. رئیسی یک قاتل است اکنون این نقش رئیس جمهور این رژیم را برعهده میگیرد و میخواهد به باصطلاح امریکا را فتح کند تحریم ها را رفع کند و از این جور چیزها این ماموریت رئیسی است . این عاملان این بازیگران همه آنها این بازی را ادامه میدهند به رغم اینکه تماشاچیان میخواهند این بازی به پایان برسد وحاضرند از هرچیزی استفاده کنند از بسیج استفاده کنند و هر نیروی دیگری برای اینکه سلطه خودشان را بر مردم ایران حفظ کنند . ولی چیز جدیدی وجود ندارد فقط اینها نسل بعدی رژیم هستند شاید افراطی تر از نسل های قبلی باشند. همه ما باید همه آنها را مورد حسابرسی قرار بدهیم . بخاطر دهها هزار تن از ایرانیان که آنها به قتل رساندند</blockquote><blockquote>مردم جهان رهبران جهان باید رئیسی رو منع کنند همه باید اونرو رد کنند</blockquote><blockquote>نباید اجازه بدید ما نباید بپذیریم شما نباید بپذیرید با او تعامل کنید و او را به عنوان رئیس جمهور رژیم ایران برسمیت بشناسید. این نقطه خوبی است برای شروع نقطه خوبی برای شروع این هست که همین هفته در مجمع عمومی ملل متحد که نزدیکی همینجاست رئیسی را مورد حسابرسی قرار بدیم به خاطر جنایاتش علیه مردم ایران و این امکانپذیر هست. در صحبت در رابطه با اقدامات رئیسی، رئیس پیشین دبیرکل عفوبین‌الملل و اجلاس دادخواهی گفتش که من مدیرکل عفو بین‌الملل بودم وقتی که گزارشی توسط عفوبین‌الملل در رابطه با قتل‌عام۶۷ منتشر شد قتل‌عامی که در ایران رخ داد بیایید به روشنی بگوییم اونچه که در سال ۶۷ رخ داد یک قتل‌عام تماما وحشیانه زندانیان سیاسی بود که خودش به خودی خود یک جنایت علیه بشریت است.</blockquote><blockquote>این رئیس یا مدیرکل پیشین عفوبین‌الملل گفت اگر این تعریف را در نظر بگیرید این قتل‌عام حتی یک نسل‌کشی بود. ما میدونیم این را ولی باید رژیم ایران را محدود کنیم. بهش فشار بیاریم و در واقع همان کارهایی که دولت ترامپ کرد را ادامه بدیم. مأموریت ما خیلی ساده بود ما ۱۲خواسته ساده را مطرح کردیم ۱۲خواسته که روشن میساخت اگر رژیم ایران نتونه این خواسته‌ها را برآورده کنه هر کاری از دست آمریکا برمیاد را انجام میدیم و این اتحاد را در سراسر جهان ائتلاف را تشکیل میدیم تا جلو تروریسم اونها را در منطقه و سراسر جهان بگیریم خیلی به نظرم روشن و ساده است. ما ائتلافهایی را تشکیل دادیم تا به این اهداف برسیم. از اقدامات کشورهای مختلف مثل اسرائیل حمایت کردیم. این دولت اقداماتی بود که ما در اون سالها به عمل آوردیم برخلاف اقداماتی که دولت اوباما انجام داده بود.</blockquote><blockquote>حالا خبر خوب را هم اینجا بهتون میدم نیروهای مقاومت در داخل ایران قویتر از هر زمان دیگر هستند و اونها امید می‌بخشند به همه کسانی که در اطراف اونها هستند کسانی که از اونها حمایت می‌کنند</blockquote><blockquote>شما هم همین کار را می‌کنید. میتونید این را ببینید و تأثیرات اقدامات سال گذشته را ببینید. تلاشهای زیادی صورت گرفته رژیم مأیوستر از گذشته شده، فساد افزایش پیدا کرده و مردم ایران این را به روشنی می بینند. همواره انتخابات در رژیم ایران همواره یک نمایش بوده انتخابات اخیر اما واقعا متفاوت بود اول از همه وقتی برگزار شد که رژیم استبدادی در شکننده‌ترین موقعیتش از زمانی که روی کار اومد و مردم  ایران همین را میدانند می‌دانند که چشم‌انداز بقای این رژیم زیرسئوال رفته هم توسط خود رژیمی ها هم توسط کشورهای آزادیخواه .</blockquote><blockquote>شما همه تون میدانید که نقشه‌مسیر چی هست. خیلی تعداد کسانی که پای صندوق رفتند کم بودند پایین‌ترین آمار شرکت‌کنندگان از زمان روی کار آمدن رژیم که یک طرد تمام عیار رژیم را نشان میده حتی خود رژیم هم بهش اذعان کرد و برای اولین بار در چهل سال اخیر گفت که اکثریت مردم ایران دوری جستند از انتخابات و این یک تحریم رژیم بود و سران رژیم از آن وحشت دارند و اون را میدانند . این تحریم، تحریم توسط مردم ایران نشان میده که مردم ایران به انتخابات دل نبستند بلکه به تغییر واقعی دل بسته‌اند.</blockquote><blockquote>برنامه‌ای که ما در دولت ترامپ انجام دادیم با اون می‌خواستیم بی‌کفایتی اقتصادی رژیم را هم نشان بدهیم که چطور ثروتهای کشور را برباد میده و اینکه این تعداد از مردم زیرخطر فقر هستند. این مردم میتونند فساد را در این رژیم ببینند به عنوان دشمن اصلی‌شون   </blockquote><blockquote>و دلیل اصلی بحران اقتصادی یکی از اصلی ترین شعارها یکی از  اصلی ترین  شعارها در قیام های اخیر گفته اند که  دشمن ما همینجاست دروغ میگویند آمریکاست.</blockquote><blockquote>تاریخ اعتراضات تکرار میشود پرچم ها را آتش میزنند ولی الان بیشترین پرچمی که آتش میزنند نه پرچم آمریکا و اسرائیل بلکه این پرچم این رژیم شرور است .</blockquote><blockquote>پیش رو داریم حالا مسیری که باید برویم چی هست رژیم در ضعیف ترین نقطه اش در چهل سال گذشته  و مردم ایران از هر سراسر  ایران با چشمانشان می بینند که رژیم نمیتواند هیچکدام از وعده هایش را عملی کند بی کفایتی تمام عیار برای رسیدگی به پاندومی ادامه دارد از بدترین نرخ ها  را در کل جهان دارد نه اینکه بخاطر اینکه تکنولوژیش را ندارد  چون که واکسن هست  ولی رژیم حاضر نمیشود واکسن را به مردم بدهد و از دولت ترامپ رد کرد واکسن را این بی کفاتی تمام عیار هست . اولویت این رژیم در واقع با برنامه اتمی اش تبدیل شده به یک محور شر و بی کفاتی تمام عیار او دارد یک کشور را در واقع بر باد میدهد چه  در زمینه نفت چه در زمینه گاز و نیازمندیهای اولیه و توانمندی  کشور را  برای پاسخ دادن به  فجایع طبیعی مثل زلزله اصلا وجود ندارد این توانمندی ؛  مردم ایران آگاه هستند و می ببنند که  این رژیم هیچ کارآیی برایشان ندارد.</blockquote><blockquote>مردم این را میدانند و اما در رابطه با رئیسی او  رئیس جمهور مردم ایران نیست  او رئیس جمهور آخوندها و خامنه ای است ماموریت او روشن است ماموریت او بخوبی روشن است</blockquote><blockquote>یعنی درد و رنج کشاندن  مردم؛ فساد ؛  حفاظت از سپاه پاسداران ؛  او توسط خامنه ای انتخاب شد چون که ۶۰ سالش است و میتواند دو سه دهه آینده مثلا در ذهن او دوام بیاورد . این سال ها زمان میدهد به او که نشان بدهد که در مرحله بعدی خودش سر کار بیاید مثلا دست رژیم از سپاه استفاده خواهد کرد از نیرو قدس استفاده کرد برای  جنگهای نیابتی در کشورهای دیگر علیه سرکوب شدگان مسیر پیش رو  یک پاسخ روشن هست و ایالات متحده  باید پیشگامی  آن را به عهده بگیرد  که از همین امروز شروع باید  شود هر گونه معامله با ابراهیم رئیسی یعنی معامله با یک  قتل و عام گر جمعی نه فقط غیر اخلاقی  بلکه غیر سودمند هست .</blockquote><blockquote>همه ما  همه ما باید به ما متحدهایمان در اروپا روشن کنیم و دوستمانمان در آسیا  و آنها را مورد حسابرسی قرار  دهیم اگر به او معامله کنند اگر با رئیسی معامله کنند کسی که قتل وعام ۶۷ را در کارنامه اش  دارد . با این فشار برای اینکه رژیم مستبد تهران به کارهایش  ادامه ندهد روشن است روشن است که سران رژیم ایران دو هدف  دارند به این مسیر ادامه میدهند.</blockquote><blockquote>جهان خیلی اوقات نقش خودش را بر سیاست های داخلی به آن بیش از حد بها میدهد در حالیکه واقعیت این است که  قدرت در دست مردم  ایران است .</blockquote><blockquote>خامنه ای در واقع رئیسی نشان میدهد که این نسل سپاه پاسداران است که سر کار آمده به جای نسل قبلی رئیسی توافق اتمی آمده یک انتقاداتی کرده ولی به چیزی  دست نزده میخواهد از  رفع تحریم های احتمالی استفاده کند تا آخوندها و خامنه ای را و جلادان او  را حفظ کند حفاظت کند از آنها . او  توافق را  بلوکه نخواهد کرد ومن که  نگرانم که وضعیت در مرزهای ایران وضعیتی که بوجود آمده در منظقه باعث تقویت رژیم شود مردم ایران دارند تماشا میکنند و نگاه میکنند که ما چکار میکنیم و چه سیاست هایی  را در پیش میگیریم ما میدانیم که مردم ایران میدانیم که  اقدامات ضعیف میتواند منجر به تقویت دشمنانمان شود .</blockquote><blockquote>من نگرانم که اگر ما ضعف به خرج بدهیم این رژیم حاکم بر ایران بتواند اقدامات سرکوبگرانه تری  علیه مردم ایران انجام بدهد  و به تروریست در خاورمیانه ادامه بدهد و همچنین در سراسر جهان ؛ با خروج ما از  افغانستان رئیسی این را گفت شکست به اصطلاح آمریکا حرفهای رئیسی هست  باید یک فرصتی باشد که  بشود امنیت  را در واقع و صلح را برقرار کرد تلاش های رژیم ایران در  این رابطه </blockquote><blockquote>بخشی از اظهارات رئیسی دررابطه با وقایع افغانستان. بگذارید من اون رو برای برای شما ترجمه كنم،</blockquote><blockquote>رژیم ایران، افغانستان رو هم بعنوان یك منطقه دیگه برای تروریسم خودش میخواد استفاده بكنه. اونها خواهان خوبی برای افغانها نیستند. مثل مردم خود ایران. اونها خواهان قدرت خودشون هستند. آن، چنانكه بر این سلطه چسبیده اند به هزینه مردم ایران، باید بیاد بیاریم امروز كه این درواقع اولین ارتباط رژیم ایران رو با تروریست. آخوندها بالاترین میزبان القاعده بودند. بذارید باز هم بگم، القاعده بین المللی، مركز القاعده و عملیات هاش، كه در سراسر جهان فعالیت میكند در افغانستان نیست. و توی پاكستان هم نیست. بلكه اونها حفاظت شدند و عملیات میكنند همین الان از تهران.</blockquote><blockquote>و یادتون نره كه خامنه ای درواقع آخوندها یك انقلاب رو پیش نبردند. انقلاب یعنی به سمت پیشرفت، به سمت نور؛ بلكه كاری كه اونها كردند ازبین بردن حقوق بشر بود. و چیزی كه تاریخ ثروتمند ایران، تاریخ غنی ایران دهه ها و دهه ها در پی آن بود.</blockquote><blockquote>در همین نزدیكی، این ایده وجود داره كه اگر  مثلا رژیم سرنگون بشه جایگزینی نیست و آخوندها میان میگن كه با همینها،  شرورهایی كه میشناسید درواقع كنار بیاید. درحالیكه این تماما غیرواقعییه. مسیرهای رو به جلوی زیادی  هست، و همه شون برای مردم ایران بهتر از وضعیت كنونی اند. و آمادگی ما همون كاری كه میكنیم آماده شدن برای انتقال به ایران جدید ماموریتی ست كه امروز شروع میشه. ما باید بهزیستی مردم ایران رو اول درنظر بدیم با این انتقال. و طی سالها نشون داده شده كه فرهنگ ایران، بخشی از روحیه مردم ایران هست و باید بدونید كه ۱۰۰%. تقریبا ۱۰۰% مردم ایران به اعتقاد دارند كه روزهای این رژیم به شمارش افتاده و من هم همین اعتقاد رو دارم. من همچنین از صمیم قلب فكر میكنم كه  مردم ایران دیگر نمیترسند از این رژیم و باید این رژیم رو همچنان بخاطر تجاوزاتش در كشورهای منطقه مورد حسابرسی قرار داد. دولت ترامپ و اقداماتش علیه تروریسم و حقوق بشر، نقض حقوق بشر توسط  رژیم ایران، باید هم اكنون هم ادامه پیدا كنه</blockquote><blockquote>و  نباید رژیم ایران تقویت بشه.. ما بصورت خستگی ناپذیر تلاش كردیم كه رژیم ایران به سلاح اتمی دسترسی پیدا نكنه و میخواستیم كه ایران بتونه این تغییر در ایران بوجود بیاد. نباید به اونها منافع اقتصادی برسونیم با این امید كه اونها سركوب و تروریسم رو متوقف كنند. برنامه تحریمها و فشاری كه آوردیم باید الگوی اقدام برای حفظ امنیت و ثبات مردم آمریكا و مردم ایران باقی بمونه. من دعا میكنم. من دعا میكنم كه آمریكا به ثروتهای رژیم و آخوندها اضافه نخواهد كرد تا بتواند به  به استبدادش تقویت كنه! بیاد داشته باشید كه اونچه آخوندها انجام دادن یك انقلاب نبوده بلكه یك درسی كه ما گرفتیم، این درس رو من گرفتم و گفتم كه امیدوارم دررابطه با استبداد در ایران  ما ن این نیست كه از قبل ما نمیدونستیم چی اتفاقی در ایران داره رخ میده،  در سراسر جهان، بخوبی میبینیم در اروپا هم میبینیم، كه بردباری از این رژیم داره كم میشه و این خیلی خوبه. ما باید به حمایت از مردم ایران در  مبارزه شون برای آزادی ادامه بدیم و برای ایران دمكراتیك اونهم با هر نحو ممكن. امیدوارم كه اونروز آزادی مردم ایران بزودی فرا برسه بسیار خوشحالم كه امروز با شما هستم. امیدوارم كه این روزها برای مردم ایران بزودی فرا برسه با حمایت از مردم، ایرانی كه، ایرانیانی كه در سراسر جهان هستند و اونهایی كه از داخل مقاومت میكنند. مردم بزرگواری هستند. و این روز به یمن اونها زودتر فرا خواهد رسید. من متعهد هستم به این آرمان و میدونم كه شما در این سالن متعهد هستید، امیدوارم كه مردم ایران در حفاظت قرار بگیرند و برای همیشه از محافظت برخورد بشوند. الان دوران امیدواركننده ای هست. دورانی هست كه باید اقدامات مون رو تجدید كنیم ( دست زدن جمعیت)، ممنونم كه امروز منو در كنار خودتون داشتید. خدا شما رو حفظ كنه.</blockquote>


== سخنرانی خانم دبورا لی جیمز ==
دولت انقلاب نه تنها, با محمّدعلی‌شاه درنیفتاد و او را به محاکمه نکشید, بلکه, برایش مقرّری تعیین کرد. لیاخوف‌ها و سیاستگران درباری همدست روس و انگلیس از مجازات مصون ماندند. چرا که اینان همپالکی‌های همیشگی آنها بودند. کینۀ آنها به‌سوی مجاهدینی سمت و سو داشت که ماه‌ها, سنگر به سنگر, با این «میوه‌چینان» جنگیده بودند و به‌خوبی روشن بود که فردا نیز سدّ راه ادامۀ خودکامگی و وابستگی خواهند شد. امّا, برای ازمیان بردن مجاهدان, بهانه لازم بود. این بهانه را تفرقه افکنی‌ها و اغتشاش‌های ناشی از کشمکش‌های دست‌های «اعتدالی» و «انقلابی» به‌دست داد.
خانم دبورا لی جیمز، وزیر سابق نیروی هوائی آمریکا تا سال ۲۰۱۷ ، در سخنان خود با یادآوری حضورش در اجلاس جهانی ایران آزاد در تیرماه گذشته گفت: <blockquote>آن روز چقدر شیرین خواهد بود که این جنبش مقاومت که توسط یک زن رهبری می شود و ۵۰ درصد زنان را شامل می گردد،  در نهایت همان رژیمی را که با زنان به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می کند، سرنگون کند</blockquote><blockquote>ابراهیم رئیسی خون بسیاری از مردم را بر دستان خود دارد وی در سال ۱۹۸۸ به عنوان عضو کمیسیون مرگ، مسئول اعدام بیش از سی هزار زندانی سیاسی از مجاهدین خلق است. جامعه جهانی باید اقدامی انجام دهد و امیدوارم ایالات متحده نقش محوری را در این مورد ایفا کند</blockquote><blockquote>دبورا لی جیمز با اشاره به حمایت قاطع دو حزبی در مجلس نمایندگان امریكا از قطعنامه ۱۱۸ که از تمایل مردم ایران به جمهوری دموکراتیک، جدایی دین از دولت و ایران غیر اتمی حمایت می کند. گفت خانم رجوی مورد ستایش فوق العاده ماست، زیرا طرح ۱۰ ماده‌ای او الگویی است که برای تهیه این قطعنامه استفاده شده است. من می خواهم از خانم رجوی بخاطر شناساندن ماهیت واقعی ابراهیم رئیسی و آنچه که در ایران می گذرد سپاسگزاری کنم</blockquote>


== سخنرانی سناتور داگ جونز ==
=== دسته‌بندی‌های سیاسی در دولت مشروطه ===
سناتور داگ جونز، که تا ژانویه امسال سناتور دمکرات از ایالت الاباما بود در سخنان خود گفت:   <blockquote>می دانید که حسابرسی از جنایتکاران اولین و شاید هم مهمترین گام در راستای دموکراسی در ایران است  و ما صدای این طبلها را از سراسر جهان می شنویم بخصوص در آلبانی. می دانید از سال ۲۰۱۶ هزاران تن از مخالفان رژیم  ایران که یک هزار تن از آنها زنان هستند به آلبانی آمده اند. یک سوم از آنها زندانیان سیاسی سابق هستند. آنها در اشرف ۳ هستند.  به خوبی روشن است که حکومت تهران اشرف ۳ را منبع الهام آزادی در ایران می داند. مأموران رژیم ایران در مارس ۲۰۱۸ به خاطر توطئه تروریستی علیه مجاهدین در آلبانی دستگیر شدند. به خاطر نقش رهبری کننده هزار زن اشرف 3 وهمچنین الهام بخشی آنها برای زنان ایران ، رژیم تهران روی حذف فیزیکی ساکنان اشرف متمرکز است. امروز ما میگوییم اجازه نخواهیم داد این تلاشهای رژیم ایران به موفقیت برسد و این طبلها همچنان به صدا در خواهند آمد برای عدالت و حقیقت.</blockquote><blockquote>سناتور داگ جونز  افزود : باید درود فرستاد به زنان اشرف 3که نه فقط الهام بخش مردم ایران هستند بلکه آنها هم اکنون نقطه امید  و الهام بخش برای زنان در کشورهای سراسر خاورمیانه هستند</blockquote><blockquote>وی تأکید کرد با تلاشهای شما در اشرف ۳و با استمرار تلاشهایتان برای آزادی و دموکراسی ، تغییر در ایران توسط شما  و مردم ایران محقق خواهد شد.</blockquote>
دستۀ «انقلابی» را [[سید حسن تقی‌زاده|سیدحسن تقی‌زاده]] پدید آورده بود. او در دوران قیام دلیرانۀ مجاهدان در تبریز «از پشت پرده به کارشکنی می‌کوشید» و «به ستّارخان و باقرخان بد می‌گفت و بدین‌سان, یک‌دسته را از آنان جدا گردانیده, به سرِ خود گرد می‌آورد. [[حیدرخان عمواوغلی|حیدر عمواوغلی]], که از تهران با وی همبستگی داشت, در این‌جا نیز به او پیوسته, در نهان با ستّارخان دشمنی می‌نمود. بدتر از همۀ اینها, آن که [[میرزا محمدعلی خان تربیت|میرزا محمّدعلی خان تربیت]] که از خویشان تقی‌زاده و از افزارهای دست او بود, و او نیز همچون تقی‌زاده, به لندن و کانونهای سیاسی آن جا راه داشت و به‌تازگی از آنجا بازگشته, در تبریز می‌زیست, او هم با ستّارخان دشمنی می‌کرد و او را "لوتی" و "تاراج‌گر" می‌خواند»<ref>(تاریخ مشروطه, کسروی, ص۸۰۸).</ref>


== سخنرانی سناتور کلی آیوت ==
تقی‌زاده و همدستانش, «نامبرداری مجاهدین را برنتافته, همیشه, می‌کوشیدند جانفشانی‌های آنان را خوار و بی‌ارج نمایند و از نام و آوازه‌شان بکاهند... و نگذارند شورش همچنان پیش‌رفته و آخرین فیروزی به‌نام مجاهدان و جانبازان درآید» <ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۳۰)</ref>
سناتور کلی آیوت در سخنرانی خود درکنفرانس گفت:<blockquote>ما به خاطر آرمان ازادی ایران اینجا  هستیم. مهم است در حالی که مجمع عمومی ملل متحد برگزار می شود  به به جو بایدن و به رهبران اروپا یادآوری کنیم که یک آلترناتیو در برابر رژیم سرکوبگر حاکم بر ایران وجود دارد . این آلترناتیو تحت رهبری قدرتمند و الهام بخش خانم رجوی همان شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین است. خوشحالم که توانستیم در این کنفرانس سخنرانی خانم رجوی را بشنویم.</blockquote><blockquote>او و شورای ملی مقاومت یک برنامه برای ایران دموکراتیک دارند؛ براساس انتخابات ازاد، برابری، آزادی بیان، جدایی دین و دولت و یک ایران غیر اتمی. رهبری خانم رجوی قویا در نقطه مقابل آخوندها قرار دارد.</blockquote><blockquote>سناتور کلی آیوت افزود: رژیم حاکم بر ایران زن ستیز است ما می دانیم که زنان چطور سرکوب می شوند.</blockquote><blockquote>اما زنان ایران در داخل و خارج با شجاعت پیشتازی مقاومت برای تغییر در ایران را به دست گرفتند. ما در کنار زنان و مردان ایران درمبارزه آنها برای تغییر می ایستیم.</blockquote>


== سخنرانی سناتور رابرت توریسلی ==
تقی‌زاده همیشه «پیروی از مردان سیاسی انگلیس» می‌نمود و «یک‌رو به‌سوی آزادی‌خواهان و یک‌رو به‌سوی لندن» داشت.
سناتور رابرت توریسلی سخنران دیگر کنفرانس واشینگتن گفت:  <blockquote>زنی هست که هر روز و هر ساعت در تلاش است تا برای آزادی مردم ایران مبارزه کند، او مریم رجوی است. به‌ساکنان کمپ اشرف می‌گویم که شما الهام‌بخش ما هستید. شما آزادترین ایرانیان در جهان هستید. از احترام ما برخوردارید و هرگز شما را رها نخواهیم کرد. می‌دانیم که مردم ایران چه شجاعتی را برای اعتراض به‌خرج می‌دهند. می‌دانیم که زمان زیادی طی شده و قیمت کلانی پرداخت شده... فقط یک چیز قطعی است و آن هم این است که شما مردم ایران پیروز خواهید شد، آخوندها ساقط خواهند شد و این به‌روشنی روز است.</blockquote><blockquote>سناتور توریسلی افزود:‌ عجیب است که در دوران ما چنین جنایاتی صورت می‌گیرد؛ می‌دانیم که در سال۶۷ خمینی فتوایی را امضا کرد و به‌قتل و نابودی (مجاهدین) فراخوان داد. آن‌چه در سال67 رخ داد همان موقع هم ناشناخته نبود. می‌دانستند که چه اتفاقی می‌افتد. آقای رجوی از همان شروع برای دبیرکل ملل متحد هم نوشت. همه مطلع شدند که یک حکومت به‌طور سیستماتیک مردم را به‌قتل می‌رساند.</blockquote><blockquote>این عادلانه نیست که رئیسی تحت بازداشت نیست. سفرهای رئیسی یک لحظة مهم برای کشورهای دیگر خواهد بود. آیا باید نسل‌کشی را به‌خاطر تجارت و توافق فراموش کرد؟ آن‌هم با کسانی که صدها هزار تن از مردم یک کشور را به‌قتل رسانده‌اند. مانند آنچه در نورنبرگ صورت گرفت، عدالت  علیه رئیسی هم برقرار خواهد شد.</blockquote>
[[پرونده:نفرات مسلح سردار اسعد.jpg|بندانگشتی|'''نفرات مسلح سردار اسعد بختیاری در درگیری در پارک اتابک''']]
[[سردار اسعد بختیاری]] هم که مانند تقی‌زاده, در جهت پیشرفت سیاست انگلیس در ایران می‌کوشید و «در دشمنی با آنان ـ مجاهدان ـ با (دارودستة تقی‌زاده) همراهی داشت», دستۀ «اعتدالی» را به‌وجود آورده بود. به هرحال, «دست‌های بیگانه درکار بود که آتشِ دو تیرگی (اختلاف) را دامن زد» این دو دسته, عامل اصلی ایجاد دو دستگی‌ها و اختلافات بودند.<ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۵۲۴)</ref>


== سخنرانی پروفسور فیروز دانشگری ==
=== ستارخان در پارک اتابک ===
ستّارخان در هنگامۀ این کشمکش‌ها در تهران می‌زیست. او را به ترفند از کانون پرالتهاب جنبش ـ تبریز ـ جدا کرده و به تهران برده بودند. او از اختلافاتِ درون جبهۀ خلق, که جز به سود دشمنان خلق نبود, سخت, دلگیر بود, امّا, نتوانست آن را فیصله دهد. چرا که «این کشاکش از سرچشمۀ دیگری آب می‌خورد و نیرومندتر از آن بود که او بتواند از عهدۀ جلوگیری برآید»<ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۰)</ref>


پروفسور دانشگری در سخنرانی خود به‌مشاهداتش از جنایات رژیم در زندان اوین از جمله اعدام هزاران تن از مجاهدین در اوایل دهة۱۳۶۰ پرداخت، گفت: <blockquote>«تقریباً نیمی از هم‌کلاسی‌های من که دانشجوی پزشکی در دانشکدة پزشکی تهران بوپدند، توسط هیأت‌های مرگ ابراهیم رئیسی اعدام شدند... رئیسی و سایر جنایتکاران در قتل‌عام۶۷ در پی آن بودند که زندانیان به‌مسعود رجوی اهانت کنند... اما آن زندانیان ایستادند و به‌اصول مقاومت و رهبر آن آقای رجوی وفادار ماندند. آنها قیمتش را با جان‌هایشان پرداختند تا روح کشور ما را نجات بدهند و فرهنگ مقاومت علیه این رژیم را تقویت کنند.</blockquote><blockquote>امروز همین را در خیابان‌های تهران و تمام ۳۱استان ایران می‌بینیم که مردم شعار می‌دهند: «مرگ بر خامنه‌ای».</blockquote><blockquote>فیروز دانشگری در پایان سخنانش تأکید کرد، ابراهیم رئیسی باید به‌خاطر نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت، به‌دست عدالت سپرده شود.</blockquote>
نخستین اقدام عملی دستۀ «انقلابی» قتل [[سید عبدالله بهبهانی]], یکی از سران مشروطة تهران, در شب ۲۴تیر ۱۲۸۹ بود, که به اعتبار سابقۀ روشن و نفوذ توده‌یی وی, تأثیر اجتماعی زیادی برجای نهاد.


== سخنرانی سولماز ابوعلی قهرمان کاراته ==
این قتل, دو دستگی‌ها را شدّت بخشید و هواخواهان وی, مسبّب اصلی ـ تقی‌زاده ـ را شناختند و «بیرون کردن او را از مجلس می‌خواستند». بازار تهران, به‌همین جهت, سه روز بسته شد. تقی‌زاده, ترسان از خشم مردم, به خانۀ سردار اسعد, سردستۀ «اعتدالیون» پناه برد. سردار اسعد «با این که خود از اعتدالیون بود, به نگاهداری او برخاست» <ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۱)</ref>
سولماز ابوعلی با ذکر نمونه‌هایی از تبعیض و سرکوب دیکتاتوری آخوندی علیه زنان میهنمان، گفت: <blockquote>«زنان هم‌چنان پیشتاز اعتراضات و سازماندهی کانون‌های شورشی هستند».وی اضافه کرد: «برنامة ۱۰ماده‌یی (خانم مریم رجوی) نشان می‌دهد که چه‌طور برابری بین زن و مرد در آیندة ایران محقق خواهد شد. (طبق این برنامه) زنان در ایران فردا از آزادی‌ها و حقوق بنیادین برخوردار خواهند بود... از حق قانونی برابر برخوردار می‌شوند...، در ایران فردا زنان از مشارکت برابر سیاسی و... برابری اقتصادی برخوردار خواهند بود... در ایران فردا خشونت علیه زنان جرم شمرده خواهد شد».</blockquote><blockquote>این قهرمان کاراته درسخنانش اضافه کرد: «من به‌برنامة ۱۰ماده‌یی خانم رجوی اعتقاد دارم؛ به... رهبری و توانمندی او به‌الهام‌بخشی زنان و دخترانی مثل خودم اعتقاد دارم. به‌همین دلیل مدال‌های طلای خودم را به‌او اهدا کرده‌ام؛ چون او و آن‌چه آن‌را نمایندگی می‌کند، دفاع از برابری ما است».</blockquote>
 
ستّارخان, باقرخان, معزّالسّلطان و یک‌تن دیگر از مجاهدان, طی اطلاعیه‌یی ضمن محکوم‌کردن قتل بهبهانی, تأکید کردند که «عوامل دسته بندی‌ها را از مجلس بیرون کنند». تقی‌زاده چند روز پس از این واقعه, پنهانی, از راه تبریز به استانبول گریخت.
 
دو هفته پس از قتل بهبهانی, در شب نهم مرداد, علی‌محمّدخان تربیت, از دستۀ «انقلابی» و از خویشان تقی‌زاده ـ که مانند خود او به «لندن و کانون‌های سیاسی آن‌جا راه داشت»ـ به دست چهار مجاهد از دستۀ معزّالسّلطان, کشته شد. آن چهار نفر, بعد از این قتل, به ستّارخان پناه بردند, امّا, ستّارخان حاضر نشد به آنها پناه دهد و قتل «تربیت» را محکوم کرد.
 
سپهدار تنکابنی نیز در نهان با مجاهدین دشمنی می‌ورزید. او و دیگر دست‌اندرکاران دولت نوپا, همسو شد تا «یک مشت مردان غیرتمند و دلیر را که به چشم بیگانگان خار بودند, آلوده گردانند و از دید مردم بیندازند و در میانشان تخم کینه و دشمنی بکارند و سپس, انقلابی و اعتدالی دست به‌هم داده, به کندن ریشۀ ایشان همداستان گردند» <ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص۱۳۳)</ref>
 
پس از دولت سپهدار تنکابنی, دولت [[مستوفی‌الممالک]] روی کار آمد که ترکیبی بود از «انقلابیون» و «اعتدالیون». مستوفی‌الممالک با بهانه قراردادن قتل بهبهانی و تربیت, تصمیم به جمع آوری ابزار جنگ از مجاهدان گرفت. البتّه, دولت‌های روس و انگلیس, در این تصمیم‌گیری الهام‌بخش او بودند.
 
=== اطلاعیه خلع سلاح ===
روز دهم مرداد ۱۲۸۹, فردای قتل «تربیت», وزیر مختار روس با وزیر خارجۀ انگلیس در خصوص ضرورت مُبرم خلع سلاح مردم گفتگو کرد. دو روز بعد, مجلس در نشست ۷ساعته, همین ضرورت را مورد بررسی قرارداد و درست به همان نظری رسید که نمایندگان روس و انگلیس به‌آن رسیده بودند. مجلس در همان جلسه تصویب کرد که تا ۴۸ساعت دیگر, همۀ مردم, به جز شهربانی و ارتش, باید سلاح‌های خود را به ماٌموران دولتی تحویل دهند. ستّارخان پذیرفت. زیرا, در آن شرایط, در تهران, نه توان مقابله با دولت را داشت و نه مطلق کردن تضاد با دولت وقت را درست می‌دانست. به این جهت, اعلام کرد: «نخست کسی که آن را به‌کار بندد, من خواهم بود... به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده, برای سپردن به دولت آماده باشند» و به آنها گوشزد کرد که «کاری نکنند که کاسه بر سر ما بشکند». امّا, دشمنان آزادی, تنها, به خلع سلاح مجاهدان قانع نبودند و «بر آن می‌کوشیدند کار را به زدوخورد رسانیده, گزندی نیز به خود آنان رسانند» براین اساس بود که گردانندگان دولت مستوفی و همدستانشان, پیش از به پایان رسیدن مهلت مقرّر, «بسیج جنگ می‌دیدند و هرچه از سواره و پیاده و ژاندارم و پولیس و قزّاق و سواران بختیاری» در تهران بودند, برای ازمیان برداشتن مجاهدان آماده کردند. پالکونیک, رئیس قوای قزّاق, نیز چون واقعۀ بمباران مجلس, پادرمیان داشت.<ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص۱۳۹)</ref>
 
تلاش‌های بسیار ستّارخان, برای جلوگیری از درگیری به جایی نرسید. «دولت "انقلابی" کابینۀ مستوفی‌الممالک خرسندی نداشت شکار را از دست دهد و از فرصتی که برای برانداختن یک مرد دلیرِ به نام پیداکرده بود, سودجویی ننماید»<ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۱۴۲)</ref>
 
=== حمله به پارک اتابک ===
زدوخورد با ستّارخان و یاران مجاهدش را, قوای بختیاری زیر فرمان سردار اسعد, آغاز کردند. آنها پس از چهار ساعت تیرباران پیاپی پارک اتابک ـ منزلگاه سردار ملی ـ و کشتن و مجروح کردن بیش از ۶۰ مجاهدِ مدافعِ حریم آزادی, این نبرد نابرابرِ دشمن‌شادکن را به پایان بردند و به قول سردار اسعد, تهران, از وجود «متمرّدین» (=مجاهدین) پاک شد: «فردای آن روز در کوچه‌های تهران مجاهدی دیده نمی‌شد. مردم تهران از پیشامد, سخت, افسردگی داشتند و همگی دلسوزی می‌نمودند و با آن که دولت حکومت نظامی برپا و سختگیری آغاز کرده بود, بازارها را باز نمی‌کردند...»<ref>(تاریخ هیجده ساله آذربایجان, ج۱, ص۱۴۳)</ref>
 
=== پیش زمینه حمله به پارک اتابک ===
بعد از ورود نیروهای مجاهدان مشروطه به تهران در سال ۱۲۸۸ نیروهای مجاهد تبریزی همراه ستارخان سردار ملی درپارک اتابک در محل فعلی سفارت روسیه و قوای باقرخان در عشرت‌آباد سکنی گزیدند. بعد ازسقوط محمدعلی شاه قاجار اختلاف و درگیری بین گروه‌های مختلف که در فتح تهران دست داشتند بوجود آمد. عده‌ای به سردستگی تقی‌زاده که از تبریز به تهران آمده بودگروهی را تشکیل دادند که به دسته انقلابیون مشهور شدند اینان در پی جذب نمایندگان تهران و سایر شهرها به جناح خود برآمدند.
 
درمقابل اینان هم سردار اسعد بختیاری و عده‌ای دیگر دسته دیگری بنام اعتدالیون بوجود آوردند. کار کشاکش بین این جناح‌ها بالا گرفت و روزنامه‌های آنروز کشور هم هریک طرفدار یکی از این جناح‌ها شده بودند و سیاست‌های آنان را تبلیغ می کردند. سردستگان مجاهدان چند دسته بودند و هرکدام از آنان از جناح‌های مختلف حمایت می کردند.
 
این اختلاف‌ها و در گیری‌ها باعث شد که وزرا و رجال سیاسی دستگاه استبدادی محمدعلی شاه که قبلاً در خدمت شاه مستبد بودند دوباره وارد میدان شوند ورشته کارهای حکومتی را بدست بگیرند و خود را به این و یا آن جناح منتسب کنند. اینان دسته‌های جانباز مجاهد را فدای خودخواهی و سیاهکاری خویش ساختند.
 
بعد از سقوط استبداد محمد علی شاه ۵ کابینه تشکیل شد که آخرین باریعد ازدرگیری‌های مختلف بالاخره [[مستوفی‌الممالک]] به عنوان رئیس الوزرا منسوب گردید و کابینه پنجم راپس از بر افتادن محمدعل شاه تشکیل داد. قبل از وی کابینه سپهدار به خاطر کشاکش‌ها بین اعتدالیون و انقلابیون نتوانسته بود کاری از پیش ببرد و لذا سقوط کرده بود.
 
نیروی مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهای دیگر گروه انبوهی بودند. این نیروهای وطن‌دوست و شجاع مورد خوشایند دولت‌های بیگانه آن‌زمان مثل روسیه وانگلستان که در سیاست ایران دخیل بودند نبودند و این دولتها به جد دنبال نابودی این جانبازان راه آزادی و مشروطیت بودند. ترکیب این نیروها هم ناهمگون بود. عده‌ای از آنان از همان ابتدای پاگیری مقاومت و انقلاب به همراه سرداران آزادی بر علیه استبداد جنگیده بودند ولی عده‌ای دیگری بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران به آن‌ها پیوسته بودند.
 
یک‌عده‌ای ازآنان که تحت حمایت سردار اسعد بختیاری و [[یپرم خان]] بودند از وضعیت خوبی برخودار بودند ولی بقیه همگی سرگردان روزگار خود را می‌گذرانیدند و از سرنوشت و آینده خود آگاهی نداشتند. این وضعیت باعث سردرگمی آنان و دخیل بستن و پیروی کردن آنان از یکی از جناح‌های اعتدالیون و یا انقلابیون شده بود.
 
کشاکش و اختلاف بین انقلابیون و سردار اسعد بختیاری که از در خفا از انقلابیون حمایت می‌کرد از یک‌سو و اعتدالیون از سوی دیگرکه از حمایت سپهدار برخوردار بود ادامه داشت. در این میان دو ترور سیاسی نقش تعیین کننده ای در بوجود آمدن حادثه پارک اتابک بازی کردند. در شب بیستم و جهارم تبرماه ۴ نفر از مجاهدان به منزل سید عبدالله بهبهانی ربخته واو را در مقابل چشمان بستگانش کشتند.
 
کسروی معتقد است که این ترور به‌دستور تقی‌زاده توسط افراد وابسته به [[حیدرخان عمواوغلی]] صورت گرفت. در ماجرای دوم که در شب نهم مرداد صورت گرفت هنگامی‌که علی‌محمد خان تربیت و سید عبدالرزاق نامی در درشکه نشسته بودند در حین عبور از خیابان لاله‌زار در حوالی چهارراه مخبرالدوله توسط چند تن از مجاهدان وابسته به معزالسطان مورد سو ءقصد قرار گرفته و کشته شدند.
 
بنا‌به نوشته احمد کسروی در تاریح هیجده ساله آذربایجان صفحه ۱۳۲ این ترور سیاسی بدستور اعتدالیون درکین‌خواهی از انقلابیون صورت پذیرفت. بدنبال این ترورها ترس و ناامنی جامعه را فراگرفت و این بهانه‌ای شدکه خلع سلاح مجاهدان در دستور کار دولت و مستوفی‌الممالک به‌عنوان رئیس‌الوزا قرارگیرد. دولت‌های روس و انگلیس خواهان آن بودند که سلاح وابزار و ادوات جنگی از همه مجاهدین گرفته شود و آن‌ها پی کار خود فرستاده شوند.  
 
وقتی ستارخان و باقرخان با نیروهای خود به تهران آمدند و مردم استقبال شایانی ازآنها کردند. این استقبال مردمی از رهبران آزادی مورد خوشایند روسیه قرارنگرفت و به دولت فشار می‌آورد که ستارخان و بافرخان را از تهران بیرون براند و به خارج از کشوربفرستد. سردار اسعد بختیاری و سپهدار هم ازآمدن سرداران آزادی ایران و قوایشان به تهران خرسند نبودند و لذا قبل از آمدن آنان تلگرافی به نجف فرستادند و از آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی خواستند که ستارخان و باقر خان را به نجف فراخوانند. آنان در تلگراف خود نوشتند که اینان مایه شورش هستند و به دولت سرخم نمی‌کنند. زمانی که ستارخان و باقرخان در قزوین بودند تلگرافی ازاین آخوندهادریافت کردند که از آنان خواسته بودند که مستقیما ازهمان جا که هستند به نجف بیایند ولی ستارخان این دعوت را قبول نکرد و آنان بسوی تهران رفتند بعد از ورود به تهران ستارخان در پارک اتابک محل فعلی سفارت روسیه و باقرخان با افرادش درعشرت‌آباد سکنی گزیدند.
 
ستارخان از درگیری و اختلاف بین دسته‌های وابسته به اعتدالیون و انقلابیون بسیار دلگیر بود و خواهان حل اختلاف بین آنان بود ولی این کشاکش‌ها از سرچشمه دیگری آب می خورد و نیرومندتر از آن بود که اوبتواند از آن جلوگیری کند ستارخان و و باقرخان و معزالسلطان و ضرغام‌السلطنه چهار تن از رهبران و مجاهدان مشروطه که در کشاکش مشروطه خواهی جانباری کرده بودند و مجلس شورای برخاسته ازانقلاب مشروطه را نتیجه جانبازیهای خود می‌دانشتند با هم هم‌پیمان شدند که در مقابل دست اندازی عده‌ای نورسیده به مجلس و انقلاب بایستند و لذا خواستار اخراج عده‌ای که بنطرشان عامل دسته‌بندی و کشاکش و اختلاف بودند از مجلس بودند.
 
مستوفی‌الممالک که تازه بر سر کار آمده بود برنامه دولتش را جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد امنيت اعلام کرده بود راهکار خلع سلاح عمومی و استقرار نيروهای مسلح رسمی در شهر تهران را بعنوان یک راه حل امنیتی اعلام کرده بود. مجاهدين تبريز و آذربايجان که پس از فتح تهران همراه سرداران آذربايجان در پارک اتابک سکنی گزيده بودند انتخاب اول اين خلع سلاح بودند.
 
اين امر بر مجاهدين تبريز گران آمد. چون برخي از نيروها همچون بختياري‌ها و يا نيروهای تحت امر يپرم‌خان ارمنی (هرچند که رئيس وقت نظميه تهران بود) از اين امر مستثني شدند، آنان اين امر را توطئه‌ای جهت تضعيف جناح آذربايجانی می‌دانستند، ولي دمکرات‌ها و سردار اسعد و يپرم‌خان اصرار بر آن داشتند. نمايندگان هيئت دولت در نشستی هفت ساعته با ستارخان و باقرخان توانستند نظر مثبت اين دو را جلب کنند.
 
در اين جلسه مقرر شد علاوه بر اين که پول سلاح را دولت بپردازد مواجب عقب افتاده مجاهدين نيز فی‌المجلس پرداخت گردد. گزارش رسمی و دولتی از واقعه پارک اتابک: در یک سند رسمی دولتی گزارشی از واقعه پارک اتابک که برای متحصنين تلگرافخانه تبريز ارسال شده و رونوشت آن براي انجمن‌های ايالتی و ولايتی ساير شهرها ارسال گرديده است چگونگی این واقعه شرح داده شده است.
 
بر اثر فتنه‌انگيزی برخي افراد و از جمله نيروهای سفارتخانه عثماني؛ مجاهدين با اين امر مخالفت کردند و خلع سلاح را دون شأن خود می‌ديدند. مهلت دولتيان به پايان رسيد و حمله محاصره‌کنندگان پارک اتابک شروع شد. جنگي نابرابر درگرفت. ستارخان و باقرخان نيز که شرکت نکردن خود را ناجوانمردانه مي‌ديدند به دفاع کنندگان از پارک پيوستند که درجريان اين امر ستارخانه به شدت از ناحيه پا زخمي گرديد.
 
بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم‌خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت‌تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.
 
ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و وی و یارانش ناچار به خلع سلاح شدند سرانجام با کشته شدن هيجده نفر از مجاهدين آذربايجان و مجروح شدن بيش از چهل نفر از آنان واقعه تأثر برانگيز پارک به پايان رسيد.
 
بعد از دستگیری ستارخان و باقرخان توسط قوای دولتی آنها به خانه صمصام السلطنه منتقل شده ومدتی آنجا توقف کردند و پزشکان به مداوای ستارخان پرداختند. اين واقعه تأثر همه مشروطه‌خواهان را برانگيخت. با پا درميانی مشروطه‌خواهان، مجاهدين دستگير شده آزاد شدند و با پرداخت حق‌السفر به آذربايجان بازگشتند. ستارخان و باقرخان در تهران ماندند.  
 
=== درگذشت ستارخان و باقرخان ===
[[پرونده:ستارخان در بستر بیماری.jpg|بندانگشتی|'''ستارخان پس از جراحت در پارک اتابک و در بستر بیماری''']]
ستارخان خانه‌نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به‌جایی نرسید سردار ملي چهارسال پس از اين واقعه به دليل همان زخم تير درپای با دلی پرخون در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و در شهر ری دفن گرديد.
 
يار ديرين وی باقرخان درجريان وقايع جنگ جهانی اول و هجرت دولت به سوی غرب کشور در منطقه قصرشيرين درقلعة محمدامين طالباني سکنی گزيد، ولی اين شخص که فردی شرور بود به طمع اسلحه و اسب‌های سالار و با تحريک عوامل بيگانه، وی و هيجده نفر از همراهانش را به قتل رساند.(۱)
 
تمام این حوادث ودسته‌بندی‌ها و توطئه‌ها از این بابت بود که سلاح رااز دست یک عده انسان شرافتمند که مشروطه را با خون خویش آبیاری کرده بودند بگیرند و آن‌ها را از چشم مردم بیاندازند. باخلع سلاح مجاهدان و رهبران مشروطه عوامل استبداد هر چه بیشتر دستاوردهای انقلاب مشروطه را بغما کردند و دوباره دستگاه استبداد را در شکل دیگر این‌بار به اسم مشروطه را انداختند.<ref>«تاریخ ۱۸ ساله آدربایجان صقخه ۱۲۷ گفتار دهم»</ref>
 
== منابع ==


== منابع  ==
<span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>
<references />
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۷

پارک اتابک و محل مجروح شدن ستارخان

واقعه‌ی پارک اتابک، به فاجعه‌ی خلع سلاح مجاهدین تبریز اشاره دارد این واقعه اشاره به حوادث تاریخی دارد که پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه‌خواه و پناهنده شدن محمدعلی میرزا شاه مستبد قاجار به سفارت روسیه، اتفاق افتاد. قوای روس به بهانه‌ی حفاظت از اتباع خود، تبریز را اشغال کرده بودند و ستارخان و مجاهدان تبریز که بیش‌ترین نقش را در پیروزی انقلاب مشروطه داشتند نتوانستند مستقیما در فتح تهران شرکت کنند.

حکومت جدید در تهران که افرادی چون مخبرالسلطنه را شامل می‌شد وجود ستارخان رهبر انقلابی و محبوب جنبش مشروطه را در تبریز که یک دژ شکست‌ناپذیر به‌شمار می‌رفت به ضرر خود می‌دید. مخبرالسلطنه از طرف حکومت جدید والی آذربایجان شد و از همان ابتدا برای دور کردن ستارخان از تبریز تلاش کرد و در نهایت با زمینه‌چینی و اصرار او حکومت جدید ستارخان را به تهران فراخواند.

در مسیر تهران و در تهران مردم استقبال شایانی از ستارخان و باقرخان، سردار و سالار ملی کردند. در تهران کشمکش جنگ قدرت بین سران حکومت جدید موقعیت ستارخان و مجاهدان را نیز تحت تاثیر قرار داد. نهایتا دولت، با فعالیت‌‌های قوام‌السلطنه در مجلس قانونی را برای خلع سلاح مجاهدان تصویب کرد.

محل استقرار مجاهدان و ستارخان پارک اتابک تهران بود. ستارخان این مصوبه را قبول کرد و تلاش کرد مجاهدان را نیز برای خلع سلاح قانع کند اما موفق نشد. روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ نیروهای دولتی پارک اتابک، محل استقرار ستارخان و مجاهدان را گلوله‌باران کردند. ستارخان در این واقعه از ناحیه زانو مجروح شد.

چهار سال بعد در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستارخان در تهران در یک خانه‌ اجاره‌ای درگذشت. پیکر او طی مراسم باشکوهی تشییع و در باغ طوطی شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

استقبال مردم تهران پس از پیروزی مشروطه از مجاهدان تبریز و ستارخان

واقعه پارک اتابک

اعاده مشروطه از استبداد محمد‌علی شاه

وقتی ستارخان با یارانش به‌سمت تهران حرکت کردند، باقرخان نیز به او پیوست. هنگامی که مجاهدان تبریز با نیروهای محمدعلی شاه می‌جنگیدند، یپرم خان ارمنی یک کمیته با نام «کمیته ستار» در رشت تشکیل داد و به حمایت محمدولی خان تنکابنی زمین‌دار بزرگ شمال، با نیروهای خود وارد تهران شد. بختیاری‌ها به سرکردگی سردار اسعد از اصفهان، برای کمک به مشروطه‌خواهان وارد تهران شدند. تهران سقوط کرد و به دست مشروطه‌خواهان افتاد.

خیزش دلاورانۀ ستارخان و همرزمانش در برابر خودکامگی‌های محمدعلی شاه قاجار در تبریز ـ که یازده ماه به طول انجامید ـ سرانجام به فتح تهران به دست مشروطه خواهان و پیروزی انقلاب مشروطه منجرشد، در روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی کمیسیون فوق‌العاده‌یی مرکّب از «انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان» در روز پیروزی انقلاب در بهارستان تشکیل شد و همین کمیسیون محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرد و پسر خردسالش احمد را به شاهی نشاند. این کمیسیون از میان اعضای شرکت‌کننده، سپهدار تنکابنی را برای تشکیل دولت «انقلاب» برگزید.

«کمیسیون فوق‌العاده» تا اوایل شهریور ۱۲۸۸ با محمدعلی شاه که در سفارت روسیه پناهنده شده بود، گفتگوکرد و سرانجام به توافق رسیدند که سالانه به او صدهزار تومان مقرّری بدهند و پس از این توافق اورا روانۀ روسیه کردند.

پس از فتح تهران، مهدی قلی‌خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه که قبل از روی کار آمدن محمدعلی شاه استاندار تبریز بود، دوباره اداره شهر تبریز را به‌دست گرفت. وقتی مخبرالسلطنه وارد تبریز شد، روس‌ها با بهانه حمایت از بورژوازی و برقراری نظم، نیروهای نظامی خود را در شهر تبریز مستقر کردند و شهر شکل حکومت نظامی گرفت. مخبرالسلطنه از روس‌ها خواست نیروهای خود را از تبریز خارج کنند؛ چون با روی کار آمدن مشروطه و شکل‌گیری قانون جدید نیازی به نیروهای بیگانه در شهر دیده نمی‌شد، روس‌ها نپذیرفتند و حضور ستارخان و باقرخان و مسلح بودن آن‌ها را بهانه کرده و سبب به‌وجود آمدن بی‌نظمی و اغتشاش دانستند.

سپهدار تنکابنی وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری وزیر کشور قوای پیروز مشروطه پس از فتح تهران

دولت انقلاب بعداز مشروطه

دولت انقلاب نه تنها, با محمّدعلی‌شاه درنیفتاد و او را به محاکمه نکشید, بلکه, برایش مقرّری تعیین کرد. لیاخوف‌ها و سیاستگران درباری همدست روس و انگلیس از مجازات مصون ماندند. چرا که اینان همپالکی‌های همیشگی آنها بودند. کینۀ آنها به‌سوی مجاهدینی سمت و سو داشت که ماه‌ها, سنگر به سنگر, با این «میوه‌چینان» جنگیده بودند و به‌خوبی روشن بود که فردا نیز سدّ راه ادامۀ خودکامگی و وابستگی خواهند شد. امّا, برای ازمیان بردن مجاهدان, بهانه لازم بود. این بهانه را تفرقه افکنی‌ها و اغتشاش‌های ناشی از کشمکش‌های دست‌های «اعتدالی» و «انقلابی» به‌دست داد.

دسته‌بندی‌های سیاسی در دولت مشروطه

دستۀ «انقلابی» را سیدحسن تقی‌زاده پدید آورده بود. او در دوران قیام دلیرانۀ مجاهدان در تبریز «از پشت پرده به کارشکنی می‌کوشید» و «به ستّارخان و باقرخان بد می‌گفت و بدین‌سان, یک‌دسته را از آنان جدا گردانیده, به سرِ خود گرد می‌آورد. حیدر عمواوغلی, که از تهران با وی همبستگی داشت, در این‌جا نیز به او پیوسته, در نهان با ستّارخان دشمنی می‌نمود. بدتر از همۀ اینها, آن که میرزا محمّدعلی خان تربیت که از خویشان تقی‌زاده و از افزارهای دست او بود, و او نیز همچون تقی‌زاده, به لندن و کانونهای سیاسی آن جا راه داشت و به‌تازگی از آنجا بازگشته, در تبریز می‌زیست, او هم با ستّارخان دشمنی می‌کرد و او را "لوتی" و "تاراج‌گر" می‌خواند»[۱]

تقی‌زاده و همدستانش, «نامبرداری مجاهدین را برنتافته, همیشه, می‌کوشیدند جانفشانی‌های آنان را خوار و بی‌ارج نمایند و از نام و آوازه‌شان بکاهند... و نگذارند شورش همچنان پیش‌رفته و آخرین فیروزی به‌نام مجاهدان و جانبازان درآید» [۲]

تقی‌زاده همیشه «پیروی از مردان سیاسی انگلیس» می‌نمود و «یک‌رو به‌سوی آزادی‌خواهان و یک‌رو به‌سوی لندن» داشت.

نفرات مسلح سردار اسعد بختیاری در درگیری در پارک اتابک

سردار اسعد بختیاری هم که مانند تقی‌زاده, در جهت پیشرفت سیاست انگلیس در ایران می‌کوشید و «در دشمنی با آنان ـ مجاهدان ـ با (دارودستة تقی‌زاده) همراهی داشت», دستۀ «اعتدالی» را به‌وجود آورده بود. به هرحال, «دست‌های بیگانه درکار بود که آتشِ دو تیرگی (اختلاف) را دامن زد» این دو دسته, عامل اصلی ایجاد دو دستگی‌ها و اختلافات بودند.[۳]

ستارخان در پارک اتابک

ستّارخان در هنگامۀ این کشمکش‌ها در تهران می‌زیست. او را به ترفند از کانون پرالتهاب جنبش ـ تبریز ـ جدا کرده و به تهران برده بودند. او از اختلافاتِ درون جبهۀ خلق, که جز به سود دشمنان خلق نبود, سخت, دلگیر بود, امّا, نتوانست آن را فیصله دهد. چرا که «این کشاکش از سرچشمۀ دیگری آب می‌خورد و نیرومندتر از آن بود که او بتواند از عهدۀ جلوگیری برآید»[۴]

نخستین اقدام عملی دستۀ «انقلابی» قتل سید عبدالله بهبهانی, یکی از سران مشروطة تهران, در شب ۲۴تیر ۱۲۸۹ بود, که به اعتبار سابقۀ روشن و نفوذ توده‌یی وی, تأثیر اجتماعی زیادی برجای نهاد.

این قتل, دو دستگی‌ها را شدّت بخشید و هواخواهان وی, مسبّب اصلی ـ تقی‌زاده ـ را شناختند و «بیرون کردن او را از مجلس می‌خواستند». بازار تهران, به‌همین جهت, سه روز بسته شد. تقی‌زاده, ترسان از خشم مردم, به خانۀ سردار اسعد, سردستۀ «اعتدالیون» پناه برد. سردار اسعد «با این که خود از اعتدالیون بود, به نگاهداری او برخاست» [۵]

ستّارخان, باقرخان, معزّالسّلطان و یک‌تن دیگر از مجاهدان, طی اطلاعیه‌یی ضمن محکوم‌کردن قتل بهبهانی, تأکید کردند که «عوامل دسته بندی‌ها را از مجلس بیرون کنند». تقی‌زاده چند روز پس از این واقعه, پنهانی, از راه تبریز به استانبول گریخت.

دو هفته پس از قتل بهبهانی, در شب نهم مرداد, علی‌محمّدخان تربیت, از دستۀ «انقلابی» و از خویشان تقی‌زاده ـ که مانند خود او به «لندن و کانون‌های سیاسی آن‌جا راه داشت»ـ به دست چهار مجاهد از دستۀ معزّالسّلطان, کشته شد. آن چهار نفر, بعد از این قتل, به ستّارخان پناه بردند, امّا, ستّارخان حاضر نشد به آنها پناه دهد و قتل «تربیت» را محکوم کرد.

سپهدار تنکابنی نیز در نهان با مجاهدین دشمنی می‌ورزید. او و دیگر دست‌اندرکاران دولت نوپا, همسو شد تا «یک مشت مردان غیرتمند و دلیر را که به چشم بیگانگان خار بودند, آلوده گردانند و از دید مردم بیندازند و در میانشان تخم کینه و دشمنی بکارند و سپس, انقلابی و اعتدالی دست به‌هم داده, به کندن ریشۀ ایشان همداستان گردند» [۶]

پس از دولت سپهدار تنکابنی, دولت مستوفی‌الممالک روی کار آمد که ترکیبی بود از «انقلابیون» و «اعتدالیون». مستوفی‌الممالک با بهانه قراردادن قتل بهبهانی و تربیت, تصمیم به جمع آوری ابزار جنگ از مجاهدان گرفت. البتّه, دولت‌های روس و انگلیس, در این تصمیم‌گیری الهام‌بخش او بودند.

اطلاعیه خلع سلاح

روز دهم مرداد ۱۲۸۹, فردای قتل «تربیت», وزیر مختار روس با وزیر خارجۀ انگلیس در خصوص ضرورت مُبرم خلع سلاح مردم گفتگو کرد. دو روز بعد, مجلس در نشست ۷ساعته, همین ضرورت را مورد بررسی قرارداد و درست به همان نظری رسید که نمایندگان روس و انگلیس به‌آن رسیده بودند. مجلس در همان جلسه تصویب کرد که تا ۴۸ساعت دیگر, همۀ مردم, به جز شهربانی و ارتش, باید سلاح‌های خود را به ماٌموران دولتی تحویل دهند. ستّارخان پذیرفت. زیرا, در آن شرایط, در تهران, نه توان مقابله با دولت را داشت و نه مطلق کردن تضاد با دولت وقت را درست می‌دانست. به این جهت, اعلام کرد: «نخست کسی که آن را به‌کار بندد, من خواهم بود... به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده, برای سپردن به دولت آماده باشند» و به آنها گوشزد کرد که «کاری نکنند که کاسه بر سر ما بشکند». امّا, دشمنان آزادی, تنها, به خلع سلاح مجاهدان قانع نبودند و «بر آن می‌کوشیدند کار را به زدوخورد رسانیده, گزندی نیز به خود آنان رسانند» براین اساس بود که گردانندگان دولت مستوفی و همدستانشان, پیش از به پایان رسیدن مهلت مقرّر, «بسیج جنگ می‌دیدند و هرچه از سواره و پیاده و ژاندارم و پولیس و قزّاق و سواران بختیاری» در تهران بودند, برای ازمیان برداشتن مجاهدان آماده کردند. پالکونیک, رئیس قوای قزّاق, نیز چون واقعۀ بمباران مجلس, پادرمیان داشت.[۷]

تلاش‌های بسیار ستّارخان, برای جلوگیری از درگیری به جایی نرسید. «دولت "انقلابی" کابینۀ مستوفی‌الممالک خرسندی نداشت شکار را از دست دهد و از فرصتی که برای برانداختن یک مرد دلیرِ به نام پیداکرده بود, سودجویی ننماید»[۸]

حمله به پارک اتابک

زدوخورد با ستّارخان و یاران مجاهدش را, قوای بختیاری زیر فرمان سردار اسعد, آغاز کردند. آنها پس از چهار ساعت تیرباران پیاپی پارک اتابک ـ منزلگاه سردار ملی ـ و کشتن و مجروح کردن بیش از ۶۰ مجاهدِ مدافعِ حریم آزادی, این نبرد نابرابرِ دشمن‌شادکن را به پایان بردند و به قول سردار اسعد, تهران, از وجود «متمرّدین» (=مجاهدین) پاک شد: «فردای آن روز در کوچه‌های تهران مجاهدی دیده نمی‌شد. مردم تهران از پیشامد, سخت, افسردگی داشتند و همگی دلسوزی می‌نمودند و با آن که دولت حکومت نظامی برپا و سختگیری آغاز کرده بود, بازارها را باز نمی‌کردند...»[۹]

پیش زمینه حمله به پارک اتابک

بعد از ورود نیروهای مجاهدان مشروطه به تهران در سال ۱۲۸۸ نیروهای مجاهد تبریزی همراه ستارخان سردار ملی درپارک اتابک در محل فعلی سفارت روسیه و قوای باقرخان در عشرت‌آباد سکنی گزیدند. بعد ازسقوط محمدعلی شاه قاجار اختلاف و درگیری بین گروه‌های مختلف که در فتح تهران دست داشتند بوجود آمد. عده‌ای به سردستگی تقی‌زاده که از تبریز به تهران آمده بودگروهی را تشکیل دادند که به دسته انقلابیون مشهور شدند اینان در پی جذب نمایندگان تهران و سایر شهرها به جناح خود برآمدند.

درمقابل اینان هم سردار اسعد بختیاری و عده‌ای دیگر دسته دیگری بنام اعتدالیون بوجود آوردند. کار کشاکش بین این جناح‌ها بالا گرفت و روزنامه‌های آنروز کشور هم هریک طرفدار یکی از این جناح‌ها شده بودند و سیاست‌های آنان را تبلیغ می کردند. سردستگان مجاهدان چند دسته بودند و هرکدام از آنان از جناح‌های مختلف حمایت می کردند.

این اختلاف‌ها و در گیری‌ها باعث شد که وزرا و رجال سیاسی دستگاه استبدادی محمدعلی شاه که قبلاً در خدمت شاه مستبد بودند دوباره وارد میدان شوند ورشته کارهای حکومتی را بدست بگیرند و خود را به این و یا آن جناح منتسب کنند. اینان دسته‌های جانباز مجاهد را فدای خودخواهی و سیاهکاری خویش ساختند.

بعد از سقوط استبداد محمد علی شاه ۵ کابینه تشکیل شد که آخرین باریعد ازدرگیری‌های مختلف بالاخره مستوفی‌الممالک به عنوان رئیس الوزرا منسوب گردید و کابینه پنجم راپس از بر افتادن محمدعل شاه تشکیل داد. قبل از وی کابینه سپهدار به خاطر کشاکش‌ها بین اعتدالیون و انقلابیون نتوانسته بود کاری از پیش ببرد و لذا سقوط کرده بود.

نیروی مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهای دیگر گروه انبوهی بودند. این نیروهای وطن‌دوست و شجاع مورد خوشایند دولت‌های بیگانه آن‌زمان مثل روسیه وانگلستان که در سیاست ایران دخیل بودند نبودند و این دولتها به جد دنبال نابودی این جانبازان راه آزادی و مشروطیت بودند. ترکیب این نیروها هم ناهمگون بود. عده‌ای از آنان از همان ابتدای پاگیری مقاومت و انقلاب به همراه سرداران آزادی بر علیه استبداد جنگیده بودند ولی عده‌ای دیگری بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران به آن‌ها پیوسته بودند.

یک‌عده‌ای ازآنان که تحت حمایت سردار اسعد بختیاری و یپرم خان بودند از وضعیت خوبی برخودار بودند ولی بقیه همگی سرگردان روزگار خود را می‌گذرانیدند و از سرنوشت و آینده خود آگاهی نداشتند. این وضعیت باعث سردرگمی آنان و دخیل بستن و پیروی کردن آنان از یکی از جناح‌های اعتدالیون و یا انقلابیون شده بود.

کشاکش و اختلاف بین انقلابیون و سردار اسعد بختیاری که از در خفا از انقلابیون حمایت می‌کرد از یک‌سو و اعتدالیون از سوی دیگرکه از حمایت سپهدار برخوردار بود ادامه داشت. در این میان دو ترور سیاسی نقش تعیین کننده ای در بوجود آمدن حادثه پارک اتابک بازی کردند. در شب بیستم و جهارم تبرماه ۴ نفر از مجاهدان به منزل سید عبدالله بهبهانی ربخته واو را در مقابل چشمان بستگانش کشتند.

کسروی معتقد است که این ترور به‌دستور تقی‌زاده توسط افراد وابسته به حیدرخان عمواوغلی صورت گرفت. در ماجرای دوم که در شب نهم مرداد صورت گرفت هنگامی‌که علی‌محمد خان تربیت و سید عبدالرزاق نامی در درشکه نشسته بودند در حین عبور از خیابان لاله‌زار در حوالی چهارراه مخبرالدوله توسط چند تن از مجاهدان وابسته به معزالسطان مورد سو ءقصد قرار گرفته و کشته شدند.

بنا‌به نوشته احمد کسروی در تاریح هیجده ساله آذربایجان صفحه ۱۳۲ این ترور سیاسی بدستور اعتدالیون درکین‌خواهی از انقلابیون صورت پذیرفت. بدنبال این ترورها ترس و ناامنی جامعه را فراگرفت و این بهانه‌ای شدکه خلع سلاح مجاهدان در دستور کار دولت و مستوفی‌الممالک به‌عنوان رئیس‌الوزا قرارگیرد. دولت‌های روس و انگلیس خواهان آن بودند که سلاح وابزار و ادوات جنگی از همه مجاهدین گرفته شود و آن‌ها پی کار خود فرستاده شوند.

وقتی ستارخان و باقرخان با نیروهای خود به تهران آمدند و مردم استقبال شایانی ازآنها کردند. این استقبال مردمی از رهبران آزادی مورد خوشایند روسیه قرارنگرفت و به دولت فشار می‌آورد که ستارخان و بافرخان را از تهران بیرون براند و به خارج از کشوربفرستد. سردار اسعد بختیاری و سپهدار هم ازآمدن سرداران آزادی ایران و قوایشان به تهران خرسند نبودند و لذا قبل از آمدن آنان تلگرافی به نجف فرستادند و از آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی خواستند که ستارخان و باقر خان را به نجف فراخوانند. آنان در تلگراف خود نوشتند که اینان مایه شورش هستند و به دولت سرخم نمی‌کنند. زمانی که ستارخان و باقرخان در قزوین بودند تلگرافی ازاین آخوندهادریافت کردند که از آنان خواسته بودند که مستقیما ازهمان جا که هستند به نجف بیایند ولی ستارخان این دعوت را قبول نکرد و آنان بسوی تهران رفتند بعد از ورود به تهران ستارخان در پارک اتابک محل فعلی سفارت روسیه و باقرخان با افرادش درعشرت‌آباد سکنی گزیدند.

ستارخان از درگیری و اختلاف بین دسته‌های وابسته به اعتدالیون و انقلابیون بسیار دلگیر بود و خواهان حل اختلاف بین آنان بود ولی این کشاکش‌ها از سرچشمه دیگری آب می خورد و نیرومندتر از آن بود که اوبتواند از آن جلوگیری کند ستارخان و و باقرخان و معزالسلطان و ضرغام‌السلطنه چهار تن از رهبران و مجاهدان مشروطه که در کشاکش مشروطه خواهی جانباری کرده بودند و مجلس شورای برخاسته ازانقلاب مشروطه را نتیجه جانبازیهای خود می‌دانشتند با هم هم‌پیمان شدند که در مقابل دست اندازی عده‌ای نورسیده به مجلس و انقلاب بایستند و لذا خواستار اخراج عده‌ای که بنطرشان عامل دسته‌بندی و کشاکش و اختلاف بودند از مجلس بودند.

مستوفی‌الممالک که تازه بر سر کار آمده بود برنامه دولتش را جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد امنيت اعلام کرده بود راهکار خلع سلاح عمومی و استقرار نيروهای مسلح رسمی در شهر تهران را بعنوان یک راه حل امنیتی اعلام کرده بود. مجاهدين تبريز و آذربايجان که پس از فتح تهران همراه سرداران آذربايجان در پارک اتابک سکنی گزيده بودند انتخاب اول اين خلع سلاح بودند.

اين امر بر مجاهدين تبريز گران آمد. چون برخي از نيروها همچون بختياري‌ها و يا نيروهای تحت امر يپرم‌خان ارمنی (هرچند که رئيس وقت نظميه تهران بود) از اين امر مستثني شدند، آنان اين امر را توطئه‌ای جهت تضعيف جناح آذربايجانی می‌دانستند، ولي دمکرات‌ها و سردار اسعد و يپرم‌خان اصرار بر آن داشتند. نمايندگان هيئت دولت در نشستی هفت ساعته با ستارخان و باقرخان توانستند نظر مثبت اين دو را جلب کنند.

در اين جلسه مقرر شد علاوه بر اين که پول سلاح را دولت بپردازد مواجب عقب افتاده مجاهدين نيز فی‌المجلس پرداخت گردد. گزارش رسمی و دولتی از واقعه پارک اتابک: در یک سند رسمی دولتی گزارشی از واقعه پارک اتابک که برای متحصنين تلگرافخانه تبريز ارسال شده و رونوشت آن براي انجمن‌های ايالتی و ولايتی ساير شهرها ارسال گرديده است چگونگی این واقعه شرح داده شده است.

بر اثر فتنه‌انگيزی برخي افراد و از جمله نيروهای سفارتخانه عثماني؛ مجاهدين با اين امر مخالفت کردند و خلع سلاح را دون شأن خود می‌ديدند. مهلت دولتيان به پايان رسيد و حمله محاصره‌کنندگان پارک اتابک شروع شد. جنگي نابرابر درگرفت. ستارخان و باقرخان نيز که شرکت نکردن خود را ناجوانمردانه مي‌ديدند به دفاع کنندگان از پارک پيوستند که درجريان اين امر ستارخانه به شدت از ناحيه پا زخمي گرديد.

بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم‌خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت‌تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.

ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و وی و یارانش ناچار به خلع سلاح شدند سرانجام با کشته شدن هيجده نفر از مجاهدين آذربايجان و مجروح شدن بيش از چهل نفر از آنان واقعه تأثر برانگيز پارک به پايان رسيد.

بعد از دستگیری ستارخان و باقرخان توسط قوای دولتی آنها به خانه صمصام السلطنه منتقل شده ومدتی آنجا توقف کردند و پزشکان به مداوای ستارخان پرداختند. اين واقعه تأثر همه مشروطه‌خواهان را برانگيخت. با پا درميانی مشروطه‌خواهان، مجاهدين دستگير شده آزاد شدند و با پرداخت حق‌السفر به آذربايجان بازگشتند. ستارخان و باقرخان در تهران ماندند.

درگذشت ستارخان و باقرخان

ستارخان پس از جراحت در پارک اتابک و در بستر بیماری

ستارخان خانه‌نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به‌جایی نرسید سردار ملي چهارسال پس از اين واقعه به دليل همان زخم تير درپای با دلی پرخون در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و در شهر ری دفن گرديد.

يار ديرين وی باقرخان درجريان وقايع جنگ جهانی اول و هجرت دولت به سوی غرب کشور در منطقه قصرشيرين درقلعة محمدامين طالباني سکنی گزيد، ولی اين شخص که فردی شرور بود به طمع اسلحه و اسب‌های سالار و با تحريک عوامل بيگانه، وی و هيجده نفر از همراهانش را به قتل رساند.(۱)

تمام این حوادث ودسته‌بندی‌ها و توطئه‌ها از این بابت بود که سلاح رااز دست یک عده انسان شرافتمند که مشروطه را با خون خویش آبیاری کرده بودند بگیرند و آن‌ها را از چشم مردم بیاندازند. باخلع سلاح مجاهدان و رهبران مشروطه عوامل استبداد هر چه بیشتر دستاوردهای انقلاب مشروطه را بغما کردند و دوباره دستگاه استبداد را در شکل دیگر این‌بار به اسم مشروطه را انداختند.[۱۰]

منابع

  1. ↑ (تاریخ مشروطه, کسروی, ص۸۰۸).
  2. ↑ (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۳۰)
  3. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۵۲۴)
  4. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۰)
  5. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۱)
  6. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص۱۳۳)
  7. ↑ (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص۱۳۹)
  8. ↑ (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۱۴۲)
  9. ↑ (تاریخ هیجده ساله آذربایجان, ج۱, ص۱۴۳)
  10. ↑ «تاریخ ۱۸ ساله آدربایجان صقخه ۱۲۷ گفتار دهم»