کاربر:Safa/1صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۸۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:متروپل ۴.JPG|بندانگشتی|'''مجتمع متروپل آبادان''']]
[[پرونده:پارک اتابک.jpg|بندانگشتی|'''پارک اتابک و محل مجروح شدن ستارخان''']]
[[پرونده:متروپل ۲۰.mp4|جایگزین= متروپل آبادان|بندانگشتی|'''بازسازی فروریزی متروپل آبادان''']]
'''واقعه‌ی پارک اتابک'''، به فاجعه‌ی خلع سلاح مجاهدین تبریز اشاره دارد این واقعه اشاره به حوادث تاریخی دارد که پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه‌خواه و پناهنده شدن محمدعلی میرزا شاه مستبد قاجار به سفارت روسیه، اتفاق افتاد. قوای روس به بهانه‌ی حفاظت از اتباع خود، تبریز را اشغال کرده بودند و ستارخان و مجاهدان تبریز که بیش‌ترین نقش را در پیروزی [[انقلاب مشروطه]] داشتند نتوانستند مستقیما در فتح تهران شرکت کنند.  
'''متروپل آبادان،''' نام مجتمع ساختمانی ۱۲ طبقه‌ای است که علیرغم اعتراض‌های مکرر نسبت به ایمن‌سازی و تقویت استحکام بنا و یا جلوگیری از ساخت و ساز اضافی در یک مناسبات رانتی طبقه بر طبقه بر آن افزودند. ساختمان متروپل آبادان سرانجام ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه روز دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱ فروریخت و مردم آبادان و خانواده‌های آنها را عزادار کرد. رژیم ایران تعداد جان‌باختگان این حادثه را تا روز ۱۰ خرداد ۳۶ نفر و تعداد مجروحین را بیش از ۳۳ نفر  اعلام کرد اما بر اساس اخبار و داده‌های مردمی تعداد جانباختگان بسیار بیشتر است و هنوز افراد زیادی نیز زیر آوار مانده‌اند. دستگاه‌های اجرایی درمانده از کمک موثر بودند و نیروهای مردمی بطور داوطلب و شبانه‌روز به جستجوی عزیزانشان در میان آوار پرداختند.


== تاریخچه ساخت متروپل ==
حکومت جدید در تهران که افرادی چون [[مخبرالسلطنه]] را شامل می‌شد وجود [[ستارخان]] رهبر انقلابی و محبوب [[جنبش مشروطه ایران|جنبش مشروطه]] را در تبریز که یک دژ شکست‌ناپذیر به‌شمار می‌رفت به ضرر خود می‌دید. مخبرالسلطنه از طرف حکومت جدید والی آذربایجان شد و از همان ابتدا برای دور کردن ستارخان از تبریز تلاش کرد و در نهایت با زمینه‌چینی و اصرار او حکومت جدید ستارخان را به تهران فراخواند.
پروانه ساخت متروپل در تاریخ ۴ مرداد ۹۶ از سوی شهرداری منطقه یک شهرستان آبادان خارج از روال اصولی و بدون اطلاع سازمان نظام مهندسی ساختمان صادر شد در حالی‌که عملیات اجرایی احداث این ساختمان چند ماه پیش از صدور پروانه  آغاز شده بود!


نمایندگی سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور در آبادان، از زمانی که متوجه این موضوع شد، در قالب نامه‌ای به تاریخ ۱۷ اسفند ۹۵ به شهرداری آبادان اطلاع داد که صدور پروانه ساختمانی با تایید این نمایندگی صورت نگرفته و رونوشت این نامه را نیز به فرماندار و دادستان و شورای اسلامی آبادان ارائه داد.
در مسیر تهران و در تهران مردم استقبال شایانی از [[ستارخان]] و [[باقرخان]]، سردار و سالار ملی کردند. در تهران کشمکش جنگ قدرت بین سران حکومت جدید موقعیت ستارخان و مجاهدان را نیز تحت تاثیر قرار داد. نهایتا دولت، با فعالیت‌‌های [[قوام‌السلطنه]] در مجلس قانونی را برای خلع سلاح مجاهدان تصویب کرد.


در آن دوره هیچ اقدامی از سوی نهاد‌های مجری صورت نگرفت و این بی‌اعتنایی‌ها ادامه یافت. مجدداً سازمان نظام مهندسی ساختمان در تاریخ ۱۶ خرداد سال ۹۶ از سوی دفتر نمایندگی نظام مهندسی در شهرستان آبادان، به نمایندگان این شهرستان در مجلس شورای اسلامی اطلاع داد که طراحی و نظارت برخی از ساختمان‌های در حال ساخت آبادان از جمله ساختمان متروپل در خیابان امیری، خارج از تایید و نظارت قانونی سازمان نظام مهندسی در حال انجام است، اما باز هم اعتنایی به انجام تخلفات صورت نگرفت.  
محل استقرار مجاهدان و ستارخان پارک اتابک تهران بود. ستارخان این مصوبه را قبول کرد و تلاش کرد مجاهدان را نیز برای خلع سلاح قانع کند اما موفق نشد. روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ نیروهای دولتی پارک اتابک، محل استقرار ستارخان و مجاهدان را گلوله‌باران کردند. ستارخان در این واقعه از ناحیه زانو مجروح شد.


در تاریخ ۴ مرداد سال ۹۶ شهرداری منطقه یک آبادان تحت نظارت یکی از شرکت‌های مهندسی مشاور در مسیر تایید نظارت  سازمان نظام مهندسی ساختمان قرار گرفت و در سال ۹۹، سرپرست معاونت سرمایه مشارکت‌های اقتصادی شهرداری آبادان، مدارک ارسالی مالک به شهرداری را تایید کرد که پس از آن، طی نامه‌ای ادامه کار نیز از نظر آن معاونت بلامانع شد.
چهار سال بعد در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستارخان در تهران در یک خانه‌ اجاره‌ای درگذشت. پیکر او طی مراسم باشکوهی تشییع و در باغ طوطی شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد.


با پیگیری موضوع رسیدگی به تخلفات متروپل از سوی دفتر نمایندگی نظام مهندسی ساختمان در آبادان، مالک این ساختمان ملزم به پذیرش نظارت سازمان نظام مهندسی شد؛ به طوری که در ۱۲ اسفند ۹۹ در قالب نامه‌ای نواقص سازه‌ای متروپل در ۱۳ مورد به شهرداری و مالک ابلاغ  شده تا اقدامات برای رفع مشکلات انجام شود.[[پرونده:متروپل ۷.JPG|بندانگشتی|'''گزارش تخلفات متروپل''']]این دفتر نمایندگی در تاریخ ۱۴ مهر ۱۴۰۰ هم مشکلات را به شهرداری منطقه ابلاغ کرد، اما متاسفانه مشکلات ادامه یافت و ۷ گزارش از سوی مهندسان در روزهای پنجم، ششم و هشتم تیر، همچنین ۱۴ آبان، ۶ دی پارسال و ۳۰ فروردین و ۶ اردیبهشت امسال به شهرداری منطقه در خصوص مواردی از جمله خیز بیش از حد چندین تیر اصلی ساختمان ابلاغ شد که متاسفانه از سوی مالک توجهی نشد که نهایتاً دستور توقف و مقاوم‌سازی و همچنین درخواست اصلاح  اشکالات سازه‌ای در قالب گزارش‌های رسمی داده شد.
[[پرونده:استقبال مردم تهران از ستارخان.jpg|بندانگشتی|'''استقبال مردم تهران پس از پیروزی مشروطه از مجاهدان تبریز و ستارخان''']]
در هشدارهای مستند و مکتوب سازمان نظام مهندسی ساختمان، اعلام شده که متروپل خیز و ترک برداشته و سقف آن پیچیده شده بود. این ساختمان برای همان ۹ طبقه مجاز هم مشکل داشت، اما با این وجود، سه طبقه دیگر هم اضافی ساخته شد؛ یعنی ۱۲ طبقه به همراه زیرزمین و همکف ساخته شده است.<ref>[https://shahr.ir/news/22044/%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%BE%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B1%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB% سایت پایگاه خبری تحلیلی شهر]</ref>


=== مشخصات مجتمع متروپل ===
== '''واقعه پارک اتابک''' ==
طبقه منفی یک واحد‌های تجاری، هایپر مارکت، کافی شاپ و فضای سبز
'''اعاده مشروطه از استبداد محمد‌علی شاه'''


طبقات همکف، اول و دوم ده‌ها واحد تجاری با متراژهای ۸ تا ۸۰ متر مربع
وقتی ستارخان با یارانش به‌سمت تهران حرکت کردند، باقرخان نیز به او پیوست. هنگامی که مجاهدان تبریز با نیروهای محمدعلی شاه می‌جنگیدند، یپرم خان ارمنی یک کمیته با نام «کمیته ستار» در رشت تشکیل داد و به حمایت محمدولی خان تنکابنی زمین‌دار بزرگ شمال، با نیروهای خود وارد تهران شد. بختیاری‌ها به سرکردگی سردار اسعد از اصفهان، برای کمک به مشروطه‌خواهان وارد تهران شدند. تهران سقوط کرد و به دست مشروطه‌خواهان افتاد.


طبقه سوم واحدهای تجاری، رستوران مراکشی و فودکورت دوبلکس
خیزش دلاورانۀ ستارخان و همرزمانش در برابر خودکامگی‌های [[محمدعلی شاه]] قاجار در تبریز ـ که یازده ماه به طول انجامید ـ سرانجام به فتح تهران به دست مشروطه خواهان و پیروزی انقلاب مشروطه منجرشد، در روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی کمیسیون فوق‌العاده‌یی مرکّب از «انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان» در روز پیروزی انقلاب در بهارستان تشکیل شد و همین کمیسیون محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرد و پسر خردسالش احمد را به شاهی نشاند. این کمیسیون از میان اعضای شرکت‌کننده، [[محمدولی خان تنکابنی|سپهدار تنکابنی]] را برای تشکیل دولت «انقلاب» برگزید.


طبقه چهارم پارکینگ طبقاتی، خانه کودک، بیلیارد، بولینگ، سالن سینما
«کمیسیون فوق‌العاده» تا اوایل شهریور ۱۲۸۸ با محمدعلی شاه که در سفارت روسیه پناهنده شده بود، گفتگوکرد و سرانجام به توافق رسیدند که سالانه به او صدهزار تومان مقرّری بدهند و پس از این توافق اورا روانۀ روسیه کردند.


طبقات پنجم تا نهم واحدهای اداری، واحدهای تجاری و پارکینگ طبقاتی
پس از فتح تهران، مهدی قلی‌خان هدایت ملقب به [[مخبرالسلطنه]] که قبل از روی کار آمدن محمدعلی شاه استاندار تبریز بود، دوباره اداره شهر تبریز را به‌دست گرفت. وقتی مخبرالسلطنه وارد تبریز شد، روس‌ها با بهانه حمایت از بورژوازی و برقراری نظم، نیروهای نظامی خود را در شهر تبریز مستقر کردند و شهر شکل حکومت نظامی گرفت. مخبرالسلطنه از روس‌ها خواست نیروهای خود را از تبریز خارج کنند؛ چون با روی کار آمدن مشروطه و شکل‌گیری قانون جدید نیازی به نیروهای بیگانه در شهر دیده نمی‌شد، روس‌ها نپذیرفتند و حضور ستارخان و باقرخان و مسلح بودن آن‌ها را بهانه کرده و سبب به‌وجود آمدن بی‌نظمی و اغتشاش دانستند.
[[پرونده:سپهدار و سردار اسعد.jpg|بندانگشتی|'''سپهدار تنکابنی وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری وزیر کشور قوای پیروز مشروطه پس از فتح تهران''']]


طبقه دهم واحدهای اداری، باشگاه بدنسازی ۵۰۰ متری و پارکینگ طبقاتی
=== دولت انقلاب بعداز مشروطه ===


بام مجتمع: روف گاردن (بام سبز) با آلاچیق‌های چهارفصل، کافی شاپ و پارکینگ طبقاتـی
دولت انقلاب نه تنها, با محمّدعلی‌شاه درنیفتاد و او را به محاکمه نکشید, بلکه, برایش مقرّری تعیین کرد. لیاخوف‌ها و سیاستگران درباری همدست روس و انگلیس از مجازات مصون ماندند. چرا که اینان همپالکی‌های همیشگی آنها بودند. کینۀ آنها به‌سوی مجاهدینی سمت و سو داشت که ماه‌ها, سنگر به سنگر, با این «میوه‌چینان» جنگیده بودند و به‌خوبی روشن بود که فردا نیز سدّ راه ادامۀ خودکامگی و وابستگی خواهند شد. امّا, برای ازمیان بردن مجاهدان, بهانه لازم بود. این بهانه را تفرقه افکنی‌ها و اغتشاش‌های ناشی از کشمکش‌های دست‌های «اعتدالی» و «انقلابی» به‌دست داد.


سازه‌ی عظیم دوازده طبقه با زیر بنای ۴۵ هزار متر مربع
=== دسته‌بندی‌های سیاسی در دولت مشروطه ===
دستۀ «انقلابی» را [[سید حسن تقی‌زاده|سیدحسن تقی‌زاده]] پدید آورده بود. او در دوران قیام دلیرانۀ مجاهدان در تبریز «از پشت پرده به کارشکنی می‌کوشید» و «به ستّارخان و باقرخان بد می‌گفت و بدین‌سان, یک‌دسته را از آنان جدا گردانیده, به سرِ خود گرد می‌آورد. [[حیدرخان عمواوغلی|حیدر عمواوغلی]], که از تهران با وی همبستگی داشت, در این‌جا نیز به او پیوسته, در نهان با ستّارخان دشمنی می‌نمود. بدتر از همۀ اینها, آن که [[میرزا محمدعلی خان تربیت|میرزا محمّدعلی خان تربیت]] که از خویشان تقی‌زاده و از افزارهای دست او بود, و او نیز همچون تقی‌زاده, به لندن و کانونهای سیاسی آن جا راه داشت و به‌تازگی از آنجا بازگشته, در تبریز می‌زیست, او هم با ستّارخان دشمنی می‌کرد و او را "لوتی" و "تاراج‌گر" می‌خواند»<ref>(تاریخ مشروطه, کسروی, ص۸۰۸).</ref>


سه بر ۲۷، ۵۰ و ۱۰۰ متری در سه خیابان اصلی
تقی‌زاده و همدستانش, «نامبرداری مجاهدین را برنتافته, همیشه, می‌کوشیدند جانفشانی‌های آنان را خوار و بی‌ارج نمایند و از نام و آوازه‌شان بکاهند... و نگذارند شورش همچنان پیش‌رفته و آخرین فیروزی به‌نام مجاهدان و جانبازان درآید» <ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۳۰)</ref>


موقعیت عالی در قلب منطقه‌ی امیری
تقی‌زاده همیشه «پیروی از مردان سیاسی انگلیس» می‌نمود و «یک‌رو به‌سوی آزادی‌خواهان و یک‌رو به‌سوی لندن» داشت.
[[پرونده:نفرات مسلح سردار اسعد.jpg|بندانگشتی|'''نفرات مسلح سردار اسعد بختیاری در درگیری در پارک اتابک''']]
[[سردار اسعد بختیاری]] هم که مانند تقی‌زاده, در جهت پیشرفت سیاست انگلیس در ایران می‌کوشید و «در دشمنی با آنان ـ مجاهدان ـ با (دارودستة تقی‌زاده) همراهی داشت», دستۀ «اعتدالی» را به‌وجود آورده بود. به هرحال, «دست‌های بیگانه درکار بود که آتشِ دو تیرگی (اختلاف) را دامن زد» این دو دسته, عامل اصلی ایجاد دو دستگی‌ها و اختلافات بودند.<ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۵۲۴)</ref>


سازه‌ی بتنی ضد زلزله با شمع‌های ۲۷ متری
=== ستارخان در پارک اتابک ===
ستّارخان در هنگامۀ این کشمکش‌ها در تهران می‌زیست. او را به ترفند از کانون پرالتهاب جنبش ـ تبریز ـ جدا کرده و به تهران برده بودند. او از اختلافاتِ درون جبهۀ خلق, که جز به سود دشمنان خلق نبود, سخت, دلگیر بود, امّا, نتوانست آن را فیصله دهد. چرا که «این کشاکش از سرچشمۀ دیگری آب می‌خورد و نیرومندتر از آن بود که او بتواند از عهدۀ جلوگیری برآید»<ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۰)</ref>


خنک‌کننده مرکزی چیلر
نخستین اقدام عملی دستۀ «انقلابی» قتل [[سید عبدالله بهبهانی]], یکی از سران مشروطة تهران, در شب ۲۴تیر ۱۲۸۹ بود, که به اعتبار سابقۀ روشن و نفوذ توده‌یی وی, تأثیر اجتماعی زیادی برجای نهاد.


سیستم روشنایی هوشمند و برق اضطراری جهت فضای داخلی و نمای ساختمان
این قتل, دو دستگی‌ها را شدّت بخشید و هواخواهان وی, مسبّب اصلی ـ تقی‌زاده ـ را شناختند و «بیرون کردن او را از مجلس می‌خواستند». بازار تهران, به‌همین جهت, سه روز بسته شد. تقی‌زاده, ترسان از خشم مردم, به خانۀ سردار اسعد, سردستۀ «اعتدالیون» پناه برد. سردار اسعد «با این که خود از اعتدالیون بود, به نگاهداری او برخاست» <ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۱)</ref>


ارتباط با برج شماره یک توسط دو پل شیشه‌ای در طبقات سوم و ششم
ستّارخان, باقرخان, معزّالسّلطان و یک‌تن دیگر از مجاهدان, طی اطلاعیه‌یی ضمن محکوم‌کردن قتل بهبهانی, تأکید کردند که «عوامل دسته بندی‌ها را از مجلس بیرون کنند». تقی‌زاده چند روز پس از این واقعه, پنهانی, از راه تبریز به استانبول گریخت.


هشت دستگاه پله برقی و هشت دستگاه آسانسور
دو هفته پس از قتل بهبهانی, در شب نهم مرداد, علی‌محمّدخان تربیت, از دستۀ «انقلابی» و از خویشان تقی‌زاده ـ که مانند خود او به «لندن و کانون‌های سیاسی آن‌جا راه داشت»ـ به دست چهار مجاهد از دستۀ معزّالسّلطان, کشته شد. آن چهار نفر, بعد از این قتل, به ستّارخان پناه بردند, امّا, ستّارخان حاضر نشد به آنها پناه دهد و قتل «تربیت» را محکوم کرد.


لابی با معماری مدرن، پله درباری، فضای سبز و کافی شاپ
سپهدار تنکابنی نیز در نهان با مجاهدین دشمنی می‌ورزید. او و دیگر دست‌اندرکاران دولت نوپا, همسو شد تا «یک مشت مردان غیرتمند و دلیر را که به چشم بیگانگان خار بودند, آلوده گردانند و از دید مردم بیندازند و در میانشان تخم کینه و دشمنی بکارند و سپس, انقلابی و اعتدالی دست به‌هم داده, به کندن ریشۀ ایشان همداستان گردند» <ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص۱۳۳)</ref>
[[پرونده:متروپل ۶.jpg|بندانگشتی|'''نمای دیگری از مجتمع متروپل آبادان''']]
سیستم بوستر پمپ جهت تامین آب مصرفی سیستم اعلام و اطفاء حریق


دوربین مداربسته، اتاق برق مجزا، یو پی اس
پس از دولت سپهدار تنکابنی, دولت [[مستوفی‌الممالک]] روی کار آمد که ترکیبی بود از «انقلابیون» و «اعتدالیون». مستوفی‌الممالک با بهانه قراردادن قتل بهبهانی و تربیت, تصمیم به جمع آوری ابزار جنگ از مجاهدان گرفت. البتّه, دولت‌های روس و انگلیس, در این تصمیم‌گیری الهام‌بخش او بودند.


[[پرونده:متروپل ۲.JPG|بندانگشتی|'''ساختمان متروپل پس از ریزش''']]
=== اطلاعیه خلع سلاح ===
==دیدگاه‌ها پیرامون ریزش متروپل  ==
روز دهم مرداد ۱۲۸۹, فردای قتل «تربیت», وزیر مختار روس با وزیر خارجۀ انگلیس در خصوص ضرورت مُبرم خلع سلاح مردم گفتگو کرد. دو روز بعد, مجلس در نشست ۷ساعته, همین ضرورت را مورد بررسی قرارداد و درست به همان نظری رسید که نمایندگان روس و انگلیس به‌آن رسیده بودند. مجلس در همان جلسه تصویب کرد که تا ۴۸ساعت دیگر, همۀ مردم, به جز شهربانی و ارتش, باید سلاح‌های خود را به ماٌموران دولتی تحویل دهند. ستّارخان پذیرفت. زیرا, در آن شرایط, در تهران, نه توان مقابله با دولت را داشت و نه مطلق کردن تضاد با دولت وقت را درست می‌دانست. به این جهت, اعلام کرد: «نخست کسی که آن را به‌کار بندد, من خواهم بود... به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده, برای سپردن به دولت آماده باشند» و به آنها گوشزد کرد که «کاری نکنند که کاسه بر سر ما بشکند». امّا, دشمنان آزادی, تنها, به خلع سلاح مجاهدان قانع نبودند و «بر آن می‌کوشیدند کار را به زدوخورد رسانیده, گزندی نیز به خود آنان رسانند» براین اساس بود که گردانندگان دولت مستوفی و همدستانشان, پیش از به پایان رسیدن مهلت مقرّر, «بسیج جنگ می‌دیدند و هرچه از سواره و پیاده و ژاندارم و پولیس و قزّاق و سواران بختیاری» در تهران بودند, برای ازمیان برداشتن مجاهدان آماده کردند. پالکونیک, رئیس قوای قزّاق, نیز چون واقعۀ بمباران مجلس, پادرمیان داشت.<ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص۱۳۹)</ref>


=== مسئول حراست متروپل، ===
تلاش‌های بسیار ستّارخان, برای جلوگیری از درگیری به جایی نرسید. «دولت "انقلابی" کابینۀ مستوفی‌الممالک خرسندی نداشت شکار را از دست دهد و از فرصتی که برای برانداختن یک مرد دلیرِ به نام پیداکرده بود, سودجویی ننماید»<ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۱۴۲)</ref>
مسئول حراست ساختمان ویران شده متروپل در گفت‌وگو با خبرنگار اعزامی تسنیم به آبادان می‌گوید:


برخلاف آنچه در رسانه‌ها مطرح می‌شود، متروپل ۱۰ طبقه نبود بلکه ۱۲ طبقه بود. چرا که باید طبقه منفی یک و همکف و ... را هم به آن اضافه کرد.
=== حمله به پارک اتابک ===
زدوخورد با ستّارخان و یاران مجاهدش را, قوای بختیاری زیر فرمان سردار اسعد, آغاز کردند. آنها پس از چهار ساعت تیرباران پیاپی پارک اتابک ـ منزلگاه سردار ملی ـ و کشتن و مجروح کردن بیش از ۶۰ مجاهدِ مدافعِ حریم آزادی, این نبرد نابرابرِ دشمن‌شادکن را به پایان بردند و به قول سردار اسعد, تهران, از وجود «متمرّدین» (=مجاهدین) پاک شد: «فردای آن روز در کوچه‌های تهران مجاهدی دیده نمی‌شد. مردم تهران از پیشامد, سخت, افسردگی داشتند و همگی دلسوزی می‌نمودند و با آن که دولت حکومت نظامی برپا و سختگیری آغاز کرده بود, بازارها را باز نمی‌کردند...»<ref>(تاریخ هیجده ساله آذربایجان, ج۱, ص۱۴۳)</ref>


قرار بود پارکینگ ساختمان متروپل در نوروز ۱۴۰۲ افتتاح شود و طبق کاتالوگی که خود عبدالباقی (مالک ساختمان) داده بود و ما بین مردم توزیع کرده بودیم، بنا بود ۸۰۰ خودرو در این پارکینگ‌ها حضور داشته باشند.
=== پیش زمینه حمله به پارک اتابک ===
بعد از ورود نیروهای مجاهدان مشروطه به تهران در سال ۱۲۸۸ نیروهای مجاهد تبریزی همراه ستارخان سردار ملی درپارک اتابک در محل فعلی سفارت روسیه و قوای باقرخان در عشرت‌آباد سکنی گزیدند. بعد ازسقوط محمدعلی شاه قاجار اختلاف و درگیری بین گروه‌های مختلف که در فتح تهران دست داشتند بوجود آمد. عده‌ای به سردستگی تقی‌زاده که از تبریز به تهران آمده بودگروهی را تشکیل دادند که به دسته انقلابیون مشهور شدند اینان در پی جذب نمایندگان تهران و سایر شهرها به جناح خود برآمدند.  


عبدالباقی می‌خواست در این ساختمان، سینمامتروپل را نیز افتتاح کند. به گفته‌ی آگاهان اگر این ساختمان افتتاح رسمی شده بود و ۸۰۰ خودرو در ساختمان حضور داشتند و سینما و فروشگاه‌ها کامل راه می‌افتادند و چنین فاجعه‌ای مثلاً ساعت ۹ شب در خیابان شلوغ امیرکبیر آبادان رخ می‌داد، می‌توانست نزدیک به ۴۰۰۰ نفر را به کام مرگ بکشد!
درمقابل اینان هم سردار اسعد بختیاری و عده‌ای دیگر دسته دیگری بنام اعتدالیون بوجود آوردند. کار کشاکش بین این جناح‌ها بالا گرفت و روزنامه‌های آنروز کشور هم هریک طرفدار یکی از این جناح‌ها شده بودند و سیاست‌های آنان را تبلیغ می کردند. سردستگان مجاهدان چند دسته بودند و هرکدام از آنان از جناح‌های مختلف حمایت می کردند.


=== سیامک صادقی هفشجانی، ===
این اختلاف‌ها و در گیری‌ها باعث شد که وزرا و رجال سیاسی دستگاه استبدادی محمدعلی شاه که قبلاً در خدمت شاه مستبد بودند دوباره وارد میدان شوند ورشته کارهای حکومتی را بدست بگیرند و خود را به این و یا آن جناح منتسب کنند. اینان دسته‌های جانباز مجاهد را فدای خودخواهی و سیاهکاری خویش ساختند.
رئیس انجمن سازندگان مسکن و ساختمان خوزستان گفت:


متروپل قراربود در ۷ طبقه بنا شود اما طمع برای ساخت و ساز بیشتر و بی‌قانونی برای عدم توقف ساخت و ساز باعث شد متروپل ریزش کند. وی گفت: چرا شهرداری این مساله را پذیرفته و روند ساخت را متوقف نکرده است؟ احداث ۳ طبقه اضافه بر روی ساختمان از نظر وزن و دیگر موارد یکی از علل بسیار مهمی است که در حادثه متروپل نقش داشته است. صادقی هفشجانی افزود: در تولید فلز، بتن و دیگر مصالح ساختمانی در کشور و استان خوزستان مشکلاتی وجود دارد و از این رو باید پیش از استفاده از نظر کیفی کنترل شوند. در این راستا استفاده از مصالح نامرغوب و نامناسب نیز می‌تواند یکی دیگر از عوامل ریزش متروپل باشد. طبق برخی گزارش‌ها، سازه اصلی متروپل به قدری سست بود که ستون اصلی و حمال مجتمع‌ها نشست کرده و شکم داده بود. اعتراضات به ساخت این بنای ناایمن، باعث شد که بهمن سال گذشته، کارشناسان نظام‌مهندسی آبادان از این بنا بازدید و «‌‌‌‌‌‌‌‌در خصوص ایرادات موجود، موارد و مشکلات یافت شده را صورت‌جلسه نمودند».<ref name=":0">[https://www.trt.net.tr/persian/yrn/2022/05/24/skhtmn-mtrwpl-abdn-chr-frwrykht-1831889 سایت تی آر تی فارسی ۲۴ - ۵ - ۲۰۲۲]</ref>
بعد از سقوط استبداد محمد علی شاه ۵ کابینه تشکیل شد که آخرین باریعد ازدرگیری‌های مختلف بالاخره [[مستوفی‌الممالک]] به عنوان رئیس الوزرا منسوب گردید و کابینه پنجم راپس از بر افتادن محمدعل شاه تشکیل داد. قبل از وی کابینه سپهدار به خاطر کشاکش‌ها بین اعتدالیون و انقلابیون نتوانسته بود کاری از پیش ببرد و لذا سقوط کرده بود.


=== حمزه شکیب، ===
نیروی مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهای دیگر گروه انبوهی بودند. این نیروهای وطن‌دوست و شجاع مورد خوشایند دولت‌های بیگانه آن‌زمان مثل روسیه وانگلستان که در سیاست ایران دخیل بودند نبودند و این دولتها به جد دنبال نابودی این جانبازان راه آزادی و مشروطیت بودند. ترکیب این نیروها هم ناهمگون بود. عده‌ای از آنان از همان ابتدای پاگیری مقاومت و انقلاب به همراه سرداران آزادی بر علیه استبداد جنگیده بودند ولی عده‌ای دیگری بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران به آن‌ها پیوسته بودند.  
در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا درباره حادثه فروریختن ساختمان متروپل آبادان، گفت: بر اساس گزارش مقدماتی و اطلاعات فعلی که نیاز به تکمیل دارد، ساختمان متروپل در سال ۹۶ پروانه ساخت را اخذ کرده است، اما طراحی ساختمان توسط سازمان نظام‌مهندسی انجام نشده است.


وی توضیح داد: بعد از اینکه دفتر نمایندگی سازمان نظام‌مهندسی در آبادان متوجه ساخت این برج شد، ورود کرد و پیمانکار مجبور شده تا مهندس ناظر را انتخاب کند.
یک‌عده‌ای ازآنان که تحت حمایت سردار اسعد بختیاری و [[یپرم خان]] بودند از وضعیت خوبی برخودار بودند ولی بقیه همگی سرگردان روزگار خود را می‌گذرانیدند و از سرنوشت و آینده خود آگاهی نداشتند. این وضعیت باعث سردرگمی آنان و دخیل بستن و پیروی کردن آنان از یکی از جناح‌های اعتدالیون و یا انقلابیون شده بود.


سرپرست سازمان نظام‌مهندسی ساختمان توضیح داد: مهندسان ناظر، فرآیند ساخت را به‌صورت مرتب کنترل کرده‌اند و گزارش وضعیت بحرانی پروژه را داده‌ بودند؛ حتی در آخرین گزارش خود که مربوط به سال ۱۴۰۱ است، یکبار دیگر گزارش وضعیت بحرانی پروژه به شهرداری داده شد، اما  توجهی به گزارش سازمان نظام‌مهندسی نشد.
کشاکش و اختلاف بین انقلابیون و سردار اسعد بختیاری که از در خفا از انقلابیون حمایت می‌کرد از یک‌سو و اعتدالیون از سوی دیگرکه از حمایت سپهدار برخوردار بود ادامه داشت. در این میان دو ترور سیاسی نقش تعیین کننده ای در بوجود آمدن حادثه پارک اتابک بازی کردند. در شب بیستم و جهارم تبرماه ۴ نفر از مجاهدان به منزل سید عبدالله بهبهانی ربخته واو را در مقابل چشمان بستگانش کشتند.  


شکیب گفت: سازمان نظام‌مهندسی وظیفه قانونی و ابزار توقف پروژه را ندارد و فقط می‌تواند در طول فرآیند ساخت، گزارش تخلفات را به شهرداری ارایه دهد و شهرداری می‌بایست جلوی ساخت‌وساز غیرمجاز را بگیرد.
کسروی معتقد است که این ترور به‌دستور تقی‌زاده توسط افراد وابسته به [[حیدرخان عمواوغلی]] صورت گرفت. در ماجرای دوم که در شب نهم مرداد صورت گرفت هنگامی‌که علی‌محمد خان تربیت و سید عبدالرزاق نامی در درشکه نشسته بودند در حین عبور از خیابان لاله‌زار در حوالی چهارراه مخبرالدوله توسط چند تن از مجاهدان وابسته به معزالسطان مورد سو ءقصد قرار گرفته و کشته شدند.  


وی تاکید کرد: در تخلفی آشکار ۳ طبقه این برج به‌صورت اضافه ساخته شده است و بی‌توجهی به گزارش مهندسان ناظر این فاجعه را رقم زد.
بنا‌به نوشته احمد کسروی در تاریح هیجده ساله آذربایجان صفحه ۱۳۲ این ترور سیاسی بدستور اعتدالیون درکین‌خواهی از انقلابیون صورت پذیرفت. بدنبال این ترورها ترس و ناامنی جامعه را فراگرفت و این بهانه‌ای شدکه خلع سلاح مجاهدان در دستور کار دولت و مستوفی‌الممالک به‌عنوان رئیس‌الوزا قرارگیرد. دولت‌های روس و انگلیس خواهان آن بودند که سلاح وابزار و ادوات جنگی از همه مجاهدین گرفته شود و آن‌ها پی کار خود فرستاده شوند.  


سرپرست سازمان نظام‌مهندسی ساختمان گفت: این حادثه باید درسی باشد که مقررات ملی ساختمان را رعایت کنیم.<ref>[https://www.irna.ir/news/84764771/%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8% خبرگزاری جمهوری اسلامی ۲ خرداد ۱۴۰۱]</ref>
وقتی ستارخان و باقرخان با نیروهای خود به تهران آمدند و مردم استقبال شایانی ازآنها کردند. این استقبال مردمی از رهبران آزادی مورد خوشایند روسیه قرارنگرفت و به دولت فشار می‌آورد که ستارخان و بافرخان را از تهران بیرون براند و به خارج از کشوربفرستد. سردار اسعد بختیاری و سپهدار هم ازآمدن سرداران آزادی ایران و قوایشان به تهران خرسند نبودند و لذا قبل از آمدن آنان تلگرافی به نجف فرستادند و از آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی خواستند که ستارخان و باقر خان را به نجف فراخوانند. آنان در تلگراف خود نوشتند که اینان مایه شورش هستند و به دولت سرخم نمی‌کنند. زمانی که ستارخان و باقرخان در قزوین بودند تلگرافی ازاین آخوندهادریافت کردند که از آنان خواسته بودند که مستقیما ازهمان جا که هستند به نجف بیایند ولی ستارخان این دعوت را قبول نکرد و آنان بسوی تهران رفتند بعد از ورود به تهران ستارخان در پارک اتابک محل فعلی سفارت روسیه و باقرخان با افرادش درعشرت‌آباد سکنی گزیدند.


=== فرماندار آبادان ===
ستارخان از درگیری و اختلاف بین دسته‌های وابسته به اعتدالیون و انقلابیون بسیار دلگیر بود و خواهان حل اختلاف بین آنان بود ولی این کشاکش‌ها از سرچشمه دیگری آب می خورد و نیرومندتر از آن بود که اوبتواند از آن جلوگیری کند ستارخان و و باقرخان و معزالسلطان و ضرغام‌السلطنه چهار تن از رهبران و مجاهدان مشروطه که در کشاکش مشروطه خواهی جانباری کرده بودند و مجلس شورای برخاسته ازانقلاب مشروطه را نتیجه جانبازیهای خود می‌دانشتند با هم هم‌پیمان شدند که در مقابل دست اندازی عده‌ای نورسیده به مجلس و انقلاب بایستند و لذا خواستار اخراج عده‌ای که بنطرشان عامل دسته‌بندی و کشاکش و اختلاف بودند از مجلس بودند.
نیز با بیان اینکه آمار دقیقی از تلفات در حال حاضر وجود ندارد، گفت: ساختمان در حال ساخت بوده است و احتمال تلفات به دلیل حضور در منطقه مسکونی بالاست. وی تصریح کرد: دستور تخلیه مناطق اطراف ساختمان داده شده است.<ref name=":0" />


=== احمد وحیدی ===
مستوفی‌الممالک که تازه بر سر کار آمده بود برنامه دولتش را جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد امنيت اعلام کرده بود راهکار خلع سلاح عمومی و استقرار نيروهای مسلح رسمی در شهر تهران را بعنوان یک راه حل امنیتی اعلام کرده بود. مجاهدين تبريز و آذربايجان که پس از فتح تهران همراه سرداران آذربايجان در پارک اتابک سکنی گزيده بودند انتخاب اول اين خلع سلاح بودند.  
احمد وحیدی وزیر کشور ایران به دنبال ریزش ساختمان متروپل در شهرستان آبادان، در تماس تلفنی با استاندار خوزستان خواستار به کارگیری همه امکانات برای رسیدگی فوری به حادثه‌دیدگان و نجات محبوسان احتمالی زیر آوار شد. احمد وحیدی در این تماس تلفنی از صادق خلیلیان خواست، با به کارگیری همه ظرفیت‌ها و امکانات برای نجات افرادی که احتمالا در پارکینگ و طبقه همکف این ساختمان گرفتار شده‌اند، تسریع شود. وی همچنین به سازمان مدیریت بحران و سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور دستور داد همه امکانات خود را در این زمینه به کار بگیرند و در اسرع وقت نسبت به بررسی کارشناسانه این حادثه اقدام کنند. علاوه بر این، وزیر کشور خواستار معرفی مسببان و متخلفان این حادثه به دستگاه قضایی شد.


=== جعفر میعادفر، ===
اين امر بر مجاهدين تبريز گران آمد. چون برخي از نيروها همچون بختياري‌ها و يا نيروهای تحت امر يپرم‌خان ارمنی (هرچند که رئيس وقت نظميه تهران بود) از اين امر مستثني شدند، آنان اين امر را توطئه‌ای جهت تضعيف جناح آذربايجانی می‌دانستند، ولي دمکرات‌ها و سردار اسعد و يپرم‌خان اصرار بر آن داشتند. نمايندگان هيئت دولت در نشستی هفت ساعته با ستارخان و باقرخان توانستند نظر مثبت اين دو را جلب کنند.
رئیس سازمان اورژانس ایران احتمال محبوس‌شدن ۵۰ نفر در زیر آوار را داده است، مدیرعامل هلال‌احمر خوزستان اعلام کرده است طبق ارزیابی تیم‌های این سازمان و گزارش‌های رسیده از شاهدان عینی حداقل ۸۰ نفر زیر آوار گرفتار هستند. درپی بروز این حادثه تمام بیمارستان‌های اهواز و آبادان به حالت آماده‌باش درآمدند. به برخی پزشکان اعلام شد که برای خدمات جراحی و اورژانسی به آبادان اعزام شوند و همچنین برخی بیماران نیز برای درمان به شهرهای مجاور به ویژه اهواز اعزام خواهند شد. برخی قطعات ساختمان بر روی خودروهای پارک شده یا عبوری از محل ریخته که سبب افزایش احتمال تلفات خواهد شد.<ref name=":0" />


=== صادق جعفری چگنی، ===
در اين جلسه مقرر شد علاوه بر اين که پول سلاح را دولت بپردازد مواجب عقب افتاده مجاهدين نيز فی‌المجلس پرداخت گردد. گزارش رسمی و دولتی از واقعه پارک اتابک: در یک سند رسمی دولتی گزارشی از واقعه پارک اتابک که برای متحصنين تلگرافخانه تبريز ارسال شده و رونوشت آن براي انجمن‌های ايالتی و ولايتی ساير شهرها ارسال گرديده است چگونگی این واقعه شرح داده شده است.
دادستان عمومی و انقلاب استان خوزستان ایران در گفتگو با خبرنگاران درباره حادثه ساختمان متروپل گفت: تاکنون ۱۰ نفر از جمله شهردار فعلی آبادان به عنوان مقصران حادثه دستگیر شدند. وی در این باره تصریح کرد: حسین حمیدپور شهردار فعلی، ۲ شهردار قبلی و ناظران پروژه ساختمان متروپل در بین افراد دستگیر شده هستند.  


[[پرونده:متروپل ۳.JPG|بندانگشتی|'''تابلوی قدیمی سینما متروپل در آبادان''']]
بر اثر فتنه‌انگيزی برخي افراد و از جمله نيروهای سفارتخانه عثماني؛ مجاهدين با اين امر مخالفت کردند و خلع سلاح را دون شأن خود می‌ديدند. مهلت دولتيان به پايان رسيد و حمله محاصره‌کنندگان پارک اتابک شروع شد. جنگي نابرابر درگرفت. ستارخان و باقرخان نيز که شرکت نکردن خود را ناجوانمردانه مي‌ديدند به دفاع کنندگان از پارک پيوستند که درجريان اين امر ستارخانه به شدت از ناحيه پا زخمي گرديد.
وی همچنین ‌‌‌‌با اعلام تایید هویت متهم اصلی یعنی تایید هویت جسد مالک و پیمانکار ساختمان متروپل آبادان، اظهار کرد: بلافاصله پس از وقوع حادثه، دستور بازداشت نامبرده و تعدادی از متخلفان و مسببان حادثه از سوی مرجع قضایی صادر شده بود که تعدادی از آن‌ها بازداشت شده‌اند. باتوجه به‌ کشف اسناد هویتی حسین عبدالباقی، مالک برج متروپل و یکی از متهمان اصلی پرونده در البسه‌ یکی از قربانیان حادثه که غیر قابل تشخیص بوده، دستورات مقتضی جهت تشخیص هویت متوفی از طریق واحد تشخیص هویت فراجا و پزشکی قانونی صادر شد که در نهایت هویت وی مورد تایید قرار گرفت. وی افزود: مالک و پیمانکار اصلی ساختمان که از متهمان بوده و دستور بازداشت وی نیز صادر شده بود و در جریان ریزش ساختمان در محل حضور داشت در جریان این حادثه جان خود را از دست داد.همه اجساد جهت تعیین هویت، به پزشکی قانونی منتقل شده‌اند.


=== [[مریم رجوی]]، ===
بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم‌خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت‌تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.
پیام تسلیت مریم رجوی به خانوده‌های قربانیان فاجعه برج  متروپل آبادان:


از دست رفتن جان هموطنان بر اثر فروریختن ساختمان در آبادان را به بستگان قربانیان و مردم آبادان تسلیت می‌گویم. این گونه فجایع مرگبار نتیجه سیاست‌های ضدمردمی رژیم تبهکار و غارتگر آخوندهاست. برای مصدومین آرزوی بهبودی دارم.<ref>حساب توئیتر مریم رجوی ۲۳ می ۲۰۲۲</ref>
ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و وی و یارانش ناچار به خلع سلاح شدند سرانجام با کشته شدن هيجده نفر از مجاهدين آذربايجان و مجروح شدن بيش از چهل نفر از آنان واقعه تأثر برانگيز پارک به پايان رسيد.  


=== [[ابراهیم رئیسی|ابراهیم رئیسی،]] ===
بعد از دستگیری ستارخان و باقرخان توسط قوای دولتی آنها به خانه صمصام السلطنه منتقل شده ومدتی آنجا توقف کردند و پزشکان به مداوای ستارخان پرداختند. اين واقعه تأثر همه مشروطه‌خواهان را برانگيخت. با پا درميانی مشروطه‌خواهان، مجاهدين دستگير شده آزاد شدند و با پرداخت حق‌السفر به آذربايجان بازگشتند. ستارخان و باقرخان در تهران ماندند.  
سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران در زمان این حادثه در سفر به کشور عمان بود، معاون خود را مامور پیگیری ماجرا کرده و سفر خود را لغو نکرد.


=== کانون نویسندگان ایران، ===
=== درگذشت ستارخان و باقرخان ===
بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در اعتراض به سرکوب داغ‌دیدگان و معترضان فاجعه‌ی متروپل آبادان  
[[پرونده:ستارخان در بستر بیماری.jpg|بندانگشتی|'''ستارخان پس از جراحت در پارک اتابک و در بستر بیماری''']]
ستارخان خانه‌نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به‌جایی نرسید سردار ملي چهارسال پس از اين واقعه به دليل همان زخم تير درپای با دلی پرخون در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و در شهر ری دفن گرديد.


پنج روز از فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان می‌گذرد و هر لحظه بر تعداد قربانیان این فاجعه افزوده می‌شود. روز دوشنبه ۲ خرداد تصاویر هولناک ویران شدن این ساختمان ۱۰ طبقه در فضای مجازی منتشر شد و مردم را در بهت و اندوه و خشم فرو برد. رسانه‌های رسمی حکومت با نیمه‌کاره خواندن این ساختمان و انتشار آمار غلط از مجروحان و درآوارماندگان سعی در پنهان کردن حقایق این فاجعه داشتند. اما اخبار و تصاویری که توسط مردم، با عبور از سد سانسور دست‌به‌دست می‌شود از ابعاد فجیع این ویرانی پرده برمی‌دارد و نشان می‌دهد این ساختمان نه تنها نیمه‌کاره نبوده است بلکه چند بخش آن راه‌اندازی شده و در زمان فروریختن، مردم بسیاری در آن بوده‌اند.  
يار ديرين وی باقرخان درجريان وقايع جنگ جهانی اول و هجرت دولت به سوی غرب کشور در منطقه قصرشيرين درقلعة محمدامين طالباني سکنی گزيد، ولی اين شخص که فردی شرور بود به طمع اسلحه و اسب‌های سالار و با تحريک عوامل بيگانه، وی و هيجده نفر از همراهانش را به قتل رساند.(۱)


در طول این سال‌ها و دهه‌ها کم نبوده ویرانی‌هایی از این دست؛ کم نبوده فجایعی که به هیچ ترتیبی در قالب «حادثه» نمی‌گنجند. آنجا که پای فساد و تباهی ساختاری در میان باشد بر این ویرانی‌ها نمی‌توان نام حادثه گذاشت و تنها به «مجازات عاملان» آن بسنده کرد؛ عاملانی که همچون همیشه، در نمایشی ناشیانه به قصد سرپوش گذاشتن بر ریشه‌های فساد نهادینه شده در دستگاه‌های دولتی و نهادهای حاکمیتی «معرفی و مجازات» می‌شوند.  
تمام این حوادث ودسته‌بندی‌ها و توطئه‌ها از این بابت بود که سلاح رااز دست یک عده انسان شرافتمند که مشروطه را با خون خویش آبیاری کرده بودند بگیرند و آن‌ها را از چشم مردم بیاندازند. باخلع سلاح مجاهدان و رهبران مشروطه عوامل استبداد هر چه بیشتر دستاوردهای انقلاب مشروطه را بغما کردند و دوباره دستگاه استبداد را در شکل دیگر این‌بار به اسم مشروطه را انداختند.<ref>«تاریخ ۱۸ ساله آدربایجان صقخه ۱۲۷ گفتار دهم»</ref>


این‌بار هم روش و نمایش فرقی با گذشته نکرده است. این‌بار هم اولین واکنش حاکمیت به این فاجعه، نه اعزام نیروهای امدادگر، بلکه گسیل ادوات و تجهیزات سرکوب بوده است و اخبار رسمی‌اش با سانسور فریاد معترضان، قطع اینترنت و جعل وقایع منتشر می‌شود. صدای اعتراض اما بلندتر از سرکوب و انسداد است و حقایق را می‌توان از دهان مردم داغ‌دیده شنید؛ مردمی که زیر ضرب گلوله و باتوم و گاز اشک‌آور، خودشان، هم دست‌به‌کار آواربرداری و امداد شده‌اند و هم دست‌به‌کار خروشیدن و فاش کردن و اعتراض.  
== منابع ==


آنچه در آبادان بر مردم می‌رود یادآور جنایت‌های سال‌های اخیر چون کشتار مردم در آبان ۹۸ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری است. بدیهی است آنانی که همواره چنگ بر جان و مال مردم انداخته‌اند، موفق نخواهند شد با تقلیل عوامل ویرانی‌آفرین به چند تن، فساد سیستماتیک و ستم‌پیشگی خود را انکار کنند‌. سانسور اخبار و تحریف واقعیت جاری که همچون همیشه قرار بود راه را بر درک ابعاد فاجعه ببندد، به مدد مردم عقب رانده شده است و بی‌تردید این موج عظیم دادخواهی که اکنون پدید آمده به جریان پویای دادخواهی‌های پیشین می‌پیوندد.
کانون نویسندگان ایران با ارج نهادن به این موج دادخواهی، ضمن تسلیت به بازماندگان و داغ‌دیدگان این فاجعه و ابراز همدردی با آنان، همچون همیشه بی هیچ حصر و استثنا از حق اعتراض مردم و گردش آزاد اطلاعات دفاع می‌کند و از همه‌ی آزادی‌خواهان می‌خواهد صدای مردم ستم‌کشیده و سرکوب‌شده باشند.
کانون نویسندگان ایران
۷ خرداد ۱۴۰۱<ref>[https://www.radiofarda.com/a/31872798.html سایت رادیو فردا ۷ خرداد ۱۴۰۱]</ref>
=== [[کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه|سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه]] ===
سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه خود را در ماتم غیرقابل جبران مردم آبادان سهیم می‌داند!
مردم شریف و زحمتکش آبادان!
فساد ناشی از تباهی و زخم بجا مانده ازمرگ فزاینده  مردم در آتش افروزی «سینما رکس» آبادان که  مردم به ناگزیر  برای فرار از مهلکه به طرف درهای خروجی روی آوردند، ولی درها بسته شده بود و حدود۴۲۰ نفر به هنگام تماشای فیلم "گوزن ها" درمیان شعله‌های آتش جان باختند. آن زخم تا به امروز با شماست، جنگ و خانه خرابی مردم و دهها درد بی درمان دیگری که در این چهار دهه با شما مردم گذشت تا با حادثه دردناک فروریزی ساختمان متروپل آبادان روبرو شدیم.  
آنچه دربیش از چهاردهه پیش دراین شهرحادث شد (آتش سوزی سینما رکس) و آنچه امروزبروزکرد (فروریزی سازه متروپل) وناکارآمدی جنایت حسین عبدالباقی از یک جنس نیست. جنایت پیشین در دل درهای بسته سینما و بدور از چشمان مردم و جنایت امروز با توجه به هشدارهای مکرر، دربرابر چشمان مردم شهر رُخ داد و تا به امروز دهها و صدها فیلم و گزارش از این جنایت در سطح شبکه‌های مجازی دست به دست می‌گردد.   
این جنایت مرگ‌آفرین در وارسی علت بروز حادثه متروپل آبادان، نشانگر فسادی گسترده میان مالک ساختمان، پیمانکار، ناظر و دستگاه‌های اداری استانداری - شهرداری - شورای شهر و بخش واگذاری مجوز ساختمان و همه و همه ... مسئول‌اند که باید به طور جدی با آن‌ها برخورد شود تا اینگونه حوادث ناگوار تکرار نشود. بگمان ما این سطح جرم‌انگاری در برابر چشمان مردم، قطعا جرم آن دسته ازمسئولینی است که قصور باز گذاشتن دست امثال حسین عبدالباقی را مهیا ساخته‌اند.
ما برآنیم در جامعه ما عبدالباقی‌ها یک شبه رشد نمی‌کنند و بالا کشیده نمی‌شوند و سازه متروپل نیز یک شبه بالا نمی‌رود بلکه این گونه سازه‌های ناپایدار که جان و هستی مردم را به تباهی می‌کشند و مردمی را داغدار می‌سازند، حاصل سال‌ها دزدی و چپاول، چشم فرو بستن دست اندرکاران حکومتی و بسان شتردیدی، ندیدی کسانی است که وظیفه برخورد با متخلف زمین‌خوار و رانت‌خواز را ازسرخود وا می‌کنند تا آنان در بی مسئولیتی و بی درایتی چشمگیر حادثه آفرینند و چشمان مردم را اشکبار نمایند!
مردمی که در برابر بد‌ مدیریتی و بی‌ مسئولیتی، همه دست اندرکاران استان و شهرستان، درمانده و بی صدایند و همچنان فریاد دادخواهی سرمی‌دهند.
برای ما کارگران روشن است که این حادثه نتیجه قدرت سرمایه و سود بری و منفعت طلبی مشتی اراذل و اوباش مال‌اندوزی است که به پشتوانه رایزنی و دست و دل بازی کسانی که درکل استان، چنین نکبتی را بر جامعه آبادان وارد ساختند. مافیای ساخت و سازی که نسبت به سلاممت جان و هستی شهروندان هیچ احساس مسئولیت انسانی در خود نمی‌بیند.
ما درگذشت همه ساکنان سازه متروپل آبادان و داغ وارده بر خانواده آنان را به سان ترکش خمپاره جنگ هشت ساله برجان و تن مردم زحمتکش خوزستان می‌شناسیم و آنرا بار دیگر به عینه داغ آتش‌افروزی سینما رکس ابادان، بر جان خسته و غمزده آبادان و ایران عزادار و اندوهبار می‌شناسیم و خود را در کنار همه آنان می‌یابیم .
شادی سازماندهی شده همایش "سلام فرمانده " درتهران و سایر استان‌ها را نمک پاشیدن به زخم دهن واکرده مردم آبادان و نفرت‌پراکنی جدایی قومی می‌شناسیم.  
ما کارگران سندیکایی نیشکرهفت‌تپه، خود را در همدردی و همنوایی مردم آبادان و همه خانواده‌هایی سهیم می‌دانیم که با غمی جانفرسا و مصیبت بار هنوز که هنوز است ازدوم خرداد تا به این سو، به دنبال عزیزانشان زیر خروارها آوار فرو ریخته می‌گردند و هیچ مقام مسئولی نیز پاسخگوی آنان نیست و در این رخداد جگر‌خراش تنها این مردم ان که به کمک و یاری عزیزان خود شتافته‌اند.!
ما برانیم غم مردم آبادان، غم ما کارگران هفت‌تپه هم است. این درد مشترکی است که با کنار هم بودن درمان می‌یابد.
۸ خرداد ۱۴۰۱
سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه<ref>[https://www.akhbar-rooz.com/155792/1401/03/08/ سایت اخبار روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۱]</ref>
== اعتراضات مردمی در فاجعه متروپل آبادان ==
پس از فروریختن ساختمان متروپل در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۱شمار زیادی از مردم آبادان با تجمع در خیابان‌های این شهر نسبت به «اهمال کاری و صدور مجوز برای این ساختمان خارج از ضوابط و دستورالعمل‌ها» اعتراض کردند. در حالی که شمار زیادی از مردم برای کمک و امداد در محل حادثه جمع شده‌اند، کاربران شبکه‌های اجتماعی از جو امنیتی شهر آبادان و حضور گسترده نیروهای امنیتی در سطح شهر خبر می‌دهند.
تجمعاتی که در جمعه شب در آبادان صورت گرفت با واکنش شدید نیروهای امنیتی و نظامی مواجه شد. در چهارراه امیری هم تجمعات و درگیری بین مردم عزادار و نیروهای امنیتی رخ داد وقتی که این نیروها به سمت عزاداران، گلوله مستقیم شلیک کردند.
در لاین ساحلی کیانپارس اهواز نیروهای یگان ویژه وارد جمع عزاداران شدند. به محض اینکه مردم با مسیری که توسط یگان ویژه موتوری باز شده بود به سمت خیابان حرکت کردند، یکباره گاز اشک‌آور در بین جمعیت زدند.
با فراخوان‌های مردمی، تجمعات عزاداری عمومی در شهرهای ایذه، اهواز، سوسنگرد، آبادان و شادگان شکل گرفت که همه این تجمعات با سرکوب نیروهای امنیتی مواجه شد.
تظاهرات کنندگان در ایران با افزایش تلفات فروریختن ساختمان به دنبال عدالت هستند
تهران (خبرگزاری فرانسه) - خبرگزاری ها در جمهوری اسلامی روز جمعه اعلام کردند که صدها نفر در جنوب غربی ایران پس از ریزش یک برج ( ساختمانی) که منجر به کشته شدن 24 نفر شد، به خیابان ها آمدند و خواستار اجرای عدالت شدند.
تصاویر منتشر شده از سوی خبرگزاری فارس، صدها تن از ساکنان این شهر را نشان می دهد که پنجشنبه شب در خیابان های آبادان راهپیمایی کرده و با کوبیدن طبل سنتی و زدن سنج به سوگ جان باختگان پرداختند.
به گزارش فارس، برخی  فریاد مرگ بر مسئولان نالایق سر داده  و  از «شهدای متروپل» تجلیل می‌کردند.
مردم همچنین با حضور در خیابان‌های شهر خرمشهر در همین استان، ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های جان باختگان، خواستار محاکمه «قاطع و جدی» عاملان این حادثه شدند.
تلویزیون دولتی گزارش داد که تظاهرات مشابهی چهارشنبه شب در آبادان برگزار شد.
بیش از چهار روز پس از فروریختن  برج، تیم‌های نجات همچنان در حال بازیابی اجساد از زیر صفحات سیمانی بودند.... 
در همین رابطه یکی از فعالین مدنی ساکن اهواز که از نزدیک در جریان اتفاقات این روزهای آبادان قرار دارد در گفتگویی با امتداد، ضمن تشریح وضعیت شهر پس از این فاجعه، اظهار داشت: در خیابان منتهی به متروپل، شمار زیادی از خانواده‌ها، مات و مبهوت چشم انتظار عزیزان خود هستند و هرکس یا منتظر برادر و خواهرش نشسته و یا یکی از بستگان نزدیکش در زیر آوار گرفتار هستند.
شب گذشته (جمعه شب) اعلام کردند که عملیات آواربرداری و جستجوی محبوسین و اجساد تا سه روز آینده ادامه دارد و پس از آن، احتمالا مجبور به تخریب بخش باقی مانده متروپل خواهند بود.
این سازه به قدری عظیم است که اگر از نزدیک آن را نمی‌دیدم، هیچ وقت متوجه عمق فاجعه‌ای که رخ داده نمی‌شدم. متاسفانه چنین سازه عظیمی در یک کوچه کم عرض(8 متری) قدیمی ساخته شده و همین مسئله، اساسا تردد به سمت متروپل و عملیات امدادرسانی را سخت کرده است.<ref>خبرگزاری فرانسه ۲۷ می ۲۰۲۲ ساعت ۱۱۲۰</ref>
متاسفانه از دو روز قبل، بوی تعفن اجساد مدفون در زیر آوار متروپل، موجی از ناامیدی را در آبادان ایجاد کرده و افراد چشم انتظار به این نتیجه رسیده‌اند که بعد از چند روز، امکان زنده یافتن هیچ فرد گرفتاری وجود ندارد. اگر هم شخصی در یک محیط بسته گرفتار شده باشد به دلیل عدم رسیدن اکسیژن تا کنون، حتما جان خود را از دست داده است. به اضافه اینکه ما گرمای شدید هوا و گرد و خاک وحشتناک را هم در میان این وضعیت شاهد هستیم.<ref>[https://telegra.ph/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7% سایت تلگراف]</ref>
== مالک متروپل ==
حسین عبدالباقی مالک این مجتمع در یک مناسبات فاسد با مسئولان استان علیزغم گزارش سازمان نظام‌مهندسی در زمینه خطرات ساخت و ساز غیر اصولی این مجتمع به کار خود ادامه داد تا حتی برای کلنگ‌زنی و افتتاح پروژه‌های شخصی‌اش مسوولان رده بالای استانی هم حضور پیدا می‌کنند… او بدلیل ساخت ساختمانی برای نیروی انتظامی به عنوان خیّر امنیت ساز هم لوح تقدیر گرفته بود! برای افتتاح همین برج متروپل شخص استاندار وقت حضور داشت.
=== سوابق شغلی ===
هلدینگ عبدالباقی، در شهرستان آبادان در گروه ساختمان سازی فعالیت خود را آغاز کرد و در مدیریت حسین عبدالباقی این فاجعه رخ داد. از سال ۱۳۷۱ با گسترش حوزه فعالیت این شرکت در زمینه‌ی تولید و توزیع آجیل و خشکبار و ایجاد رستوران های زنجیره‌ای، به کار خود ادامه داد.
سال ۹۷ و در بحبوحه ساخت غیر اصولی برج متروپل، حسین عبدالباقی چهره ماندگار صنعت ساختمان شد و در اجلاس مدیران پیشرو در دی ماه ۱۴۰۰ نیز عنوان مدیر منتخب به وی تعلق گرفت.
هلدینگ عبدالباقی، پروژه های متعددی را ساخته یا در دست احداث دارد که از جمله برج های دو قلوی متروپل، برج مسکونی پرستیژ، برج‌های مسکونی پریمو، مجتمع تفریحی باکس پارک و مجتمع تجاری مهرگان پروژه‌های در دست احداث هستند و مجتمع تجاری و پارکینگ طبقاتی الماس جنوب، مجتمع تجاری الماس اروند، شهرک خودرویی آبادان، مجتمع اداری وزرا، بازار سنتی فیدوس، مجتمع مسکونی والا و مجتمع مسکونی مینیاتور نیز قبلاً احداث و تحویل شده‌اند.
== منابع  ==
<span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>
<references />
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۷

پارک اتابک و محل مجروح شدن ستارخان

واقعه‌ی پارک اتابک، به فاجعه‌ی خلع سلاح مجاهدین تبریز اشاره دارد این واقعه اشاره به حوادث تاریخی دارد که پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه‌خواه و پناهنده شدن محمدعلی میرزا شاه مستبد قاجار به سفارت روسیه، اتفاق افتاد. قوای روس به بهانه‌ی حفاظت از اتباع خود، تبریز را اشغال کرده بودند و ستارخان و مجاهدان تبریز که بیش‌ترین نقش را در پیروزی انقلاب مشروطه داشتند نتوانستند مستقیما در فتح تهران شرکت کنند.

حکومت جدید در تهران که افرادی چون مخبرالسلطنه را شامل می‌شد وجود ستارخان رهبر انقلابی و محبوب جنبش مشروطه را در تبریز که یک دژ شکست‌ناپذیر به‌شمار می‌رفت به ضرر خود می‌دید. مخبرالسلطنه از طرف حکومت جدید والی آذربایجان شد و از همان ابتدا برای دور کردن ستارخان از تبریز تلاش کرد و در نهایت با زمینه‌چینی و اصرار او حکومت جدید ستارخان را به تهران فراخواند.

در مسیر تهران و در تهران مردم استقبال شایانی از ستارخان و باقرخان، سردار و سالار ملی کردند. در تهران کشمکش جنگ قدرت بین سران حکومت جدید موقعیت ستارخان و مجاهدان را نیز تحت تاثیر قرار داد. نهایتا دولت، با فعالیت‌‌های قوام‌السلطنه در مجلس قانونی را برای خلع سلاح مجاهدان تصویب کرد.

محل استقرار مجاهدان و ستارخان پارک اتابک تهران بود. ستارخان این مصوبه را قبول کرد و تلاش کرد مجاهدان را نیز برای خلع سلاح قانع کند اما موفق نشد. روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ نیروهای دولتی پارک اتابک، محل استقرار ستارخان و مجاهدان را گلوله‌باران کردند. ستارخان در این واقعه از ناحیه زانو مجروح شد.

چهار سال بعد در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستارخان در تهران در یک خانه‌ اجاره‌ای درگذشت. پیکر او طی مراسم باشکوهی تشییع و در باغ طوطی شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

استقبال مردم تهران پس از پیروزی مشروطه از مجاهدان تبریز و ستارخان

واقعه پارک اتابک

اعاده مشروطه از استبداد محمد‌علی شاه

وقتی ستارخان با یارانش به‌سمت تهران حرکت کردند، باقرخان نیز به او پیوست. هنگامی که مجاهدان تبریز با نیروهای محمدعلی شاه می‌جنگیدند، یپرم خان ارمنی یک کمیته با نام «کمیته ستار» در رشت تشکیل داد و به حمایت محمدولی خان تنکابنی زمین‌دار بزرگ شمال، با نیروهای خود وارد تهران شد. بختیاری‌ها به سرکردگی سردار اسعد از اصفهان، برای کمک به مشروطه‌خواهان وارد تهران شدند. تهران سقوط کرد و به دست مشروطه‌خواهان افتاد.

خیزش دلاورانۀ ستارخان و همرزمانش در برابر خودکامگی‌های محمدعلی شاه قاجار در تبریز ـ که یازده ماه به طول انجامید ـ سرانجام به فتح تهران به دست مشروطه خواهان و پیروزی انقلاب مشروطه منجرشد، در روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی کمیسیون فوق‌العاده‌یی مرکّب از «انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان» در روز پیروزی انقلاب در بهارستان تشکیل شد و همین کمیسیون محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرد و پسر خردسالش احمد را به شاهی نشاند. این کمیسیون از میان اعضای شرکت‌کننده، سپهدار تنکابنی را برای تشکیل دولت «انقلاب» برگزید.

«کمیسیون فوق‌العاده» تا اوایل شهریور ۱۲۸۸ با محمدعلی شاه که در سفارت روسیه پناهنده شده بود، گفتگوکرد و سرانجام به توافق رسیدند که سالانه به او صدهزار تومان مقرّری بدهند و پس از این توافق اورا روانۀ روسیه کردند.

پس از فتح تهران، مهدی قلی‌خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه که قبل از روی کار آمدن محمدعلی شاه استاندار تبریز بود، دوباره اداره شهر تبریز را به‌دست گرفت. وقتی مخبرالسلطنه وارد تبریز شد، روس‌ها با بهانه حمایت از بورژوازی و برقراری نظم، نیروهای نظامی خود را در شهر تبریز مستقر کردند و شهر شکل حکومت نظامی گرفت. مخبرالسلطنه از روس‌ها خواست نیروهای خود را از تبریز خارج کنند؛ چون با روی کار آمدن مشروطه و شکل‌گیری قانون جدید نیازی به نیروهای بیگانه در شهر دیده نمی‌شد، روس‌ها نپذیرفتند و حضور ستارخان و باقرخان و مسلح بودن آن‌ها را بهانه کرده و سبب به‌وجود آمدن بی‌نظمی و اغتشاش دانستند.

سپهدار تنکابنی وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری وزیر کشور قوای پیروز مشروطه پس از فتح تهران

دولت انقلاب بعداز مشروطه

دولت انقلاب نه تنها, با محمّدعلی‌شاه درنیفتاد و او را به محاکمه نکشید, بلکه, برایش مقرّری تعیین کرد. لیاخوف‌ها و سیاستگران درباری همدست روس و انگلیس از مجازات مصون ماندند. چرا که اینان همپالکی‌های همیشگی آنها بودند. کینۀ آنها به‌سوی مجاهدینی سمت و سو داشت که ماه‌ها, سنگر به سنگر, با این «میوه‌چینان» جنگیده بودند و به‌خوبی روشن بود که فردا نیز سدّ راه ادامۀ خودکامگی و وابستگی خواهند شد. امّا, برای ازمیان بردن مجاهدان, بهانه لازم بود. این بهانه را تفرقه افکنی‌ها و اغتشاش‌های ناشی از کشمکش‌های دست‌های «اعتدالی» و «انقلابی» به‌دست داد.

دسته‌بندی‌های سیاسی در دولت مشروطه

دستۀ «انقلابی» را سیدحسن تقی‌زاده پدید آورده بود. او در دوران قیام دلیرانۀ مجاهدان در تبریز «از پشت پرده به کارشکنی می‌کوشید» و «به ستّارخان و باقرخان بد می‌گفت و بدین‌سان, یک‌دسته را از آنان جدا گردانیده, به سرِ خود گرد می‌آورد. حیدر عمواوغلی, که از تهران با وی همبستگی داشت, در این‌جا نیز به او پیوسته, در نهان با ستّارخان دشمنی می‌نمود. بدتر از همۀ اینها, آن که میرزا محمّدعلی خان تربیت که از خویشان تقی‌زاده و از افزارهای دست او بود, و او نیز همچون تقی‌زاده, به لندن و کانونهای سیاسی آن جا راه داشت و به‌تازگی از آنجا بازگشته, در تبریز می‌زیست, او هم با ستّارخان دشمنی می‌کرد و او را "لوتی" و "تاراج‌گر" می‌خواند»[۱]

تقی‌زاده و همدستانش, «نامبرداری مجاهدین را برنتافته, همیشه, می‌کوشیدند جانفشانی‌های آنان را خوار و بی‌ارج نمایند و از نام و آوازه‌شان بکاهند... و نگذارند شورش همچنان پیش‌رفته و آخرین فیروزی به‌نام مجاهدان و جانبازان درآید» [۲]

تقی‌زاده همیشه «پیروی از مردان سیاسی انگلیس» می‌نمود و «یک‌رو به‌سوی آزادی‌خواهان و یک‌رو به‌سوی لندن» داشت.

نفرات مسلح سردار اسعد بختیاری در درگیری در پارک اتابک

سردار اسعد بختیاری هم که مانند تقی‌زاده, در جهت پیشرفت سیاست انگلیس در ایران می‌کوشید و «در دشمنی با آنان ـ مجاهدان ـ با (دارودستة تقی‌زاده) همراهی داشت», دستۀ «اعتدالی» را به‌وجود آورده بود. به هرحال, «دست‌های بیگانه درکار بود که آتشِ دو تیرگی (اختلاف) را دامن زد» این دو دسته, عامل اصلی ایجاد دو دستگی‌ها و اختلافات بودند.[۳]

ستارخان در پارک اتابک

ستّارخان در هنگامۀ این کشمکش‌ها در تهران می‌زیست. او را به ترفند از کانون پرالتهاب جنبش ـ تبریز ـ جدا کرده و به تهران برده بودند. او از اختلافاتِ درون جبهۀ خلق, که جز به سود دشمنان خلق نبود, سخت, دلگیر بود, امّا, نتوانست آن را فیصله دهد. چرا که «این کشاکش از سرچشمۀ دیگری آب می‌خورد و نیرومندتر از آن بود که او بتواند از عهدۀ جلوگیری برآید»[۴]

نخستین اقدام عملی دستۀ «انقلابی» قتل سید عبدالله بهبهانی, یکی از سران مشروطة تهران, در شب ۲۴تیر ۱۲۸۹ بود, که به اعتبار سابقۀ روشن و نفوذ توده‌یی وی, تأثیر اجتماعی زیادی برجای نهاد.

این قتل, دو دستگی‌ها را شدّت بخشید و هواخواهان وی, مسبّب اصلی ـ تقی‌زاده ـ را شناختند و «بیرون کردن او را از مجلس می‌خواستند». بازار تهران, به‌همین جهت, سه روز بسته شد. تقی‌زاده, ترسان از خشم مردم, به خانۀ سردار اسعد, سردستۀ «اعتدالیون» پناه برد. سردار اسعد «با این که خود از اعتدالیون بود, به نگاهداری او برخاست» [۵]

ستّارخان, باقرخان, معزّالسّلطان و یک‌تن دیگر از مجاهدان, طی اطلاعیه‌یی ضمن محکوم‌کردن قتل بهبهانی, تأکید کردند که «عوامل دسته بندی‌ها را از مجلس بیرون کنند». تقی‌زاده چند روز پس از این واقعه, پنهانی, از راه تبریز به استانبول گریخت.

دو هفته پس از قتل بهبهانی, در شب نهم مرداد, علی‌محمّدخان تربیت, از دستۀ «انقلابی» و از خویشان تقی‌زاده ـ که مانند خود او به «لندن و کانون‌های سیاسی آن‌جا راه داشت»ـ به دست چهار مجاهد از دستۀ معزّالسّلطان, کشته شد. آن چهار نفر, بعد از این قتل, به ستّارخان پناه بردند, امّا, ستّارخان حاضر نشد به آنها پناه دهد و قتل «تربیت» را محکوم کرد.

سپهدار تنکابنی نیز در نهان با مجاهدین دشمنی می‌ورزید. او و دیگر دست‌اندرکاران دولت نوپا, همسو شد تا «یک مشت مردان غیرتمند و دلیر را که به چشم بیگانگان خار بودند, آلوده گردانند و از دید مردم بیندازند و در میانشان تخم کینه و دشمنی بکارند و سپس, انقلابی و اعتدالی دست به‌هم داده, به کندن ریشۀ ایشان همداستان گردند» [۶]

پس از دولت سپهدار تنکابنی, دولت مستوفی‌الممالک روی کار آمد که ترکیبی بود از «انقلابیون» و «اعتدالیون». مستوفی‌الممالک با بهانه قراردادن قتل بهبهانی و تربیت, تصمیم به جمع آوری ابزار جنگ از مجاهدان گرفت. البتّه, دولت‌های روس و انگلیس, در این تصمیم‌گیری الهام‌بخش او بودند.

اطلاعیه خلع سلاح

روز دهم مرداد ۱۲۸۹, فردای قتل «تربیت», وزیر مختار روس با وزیر خارجۀ انگلیس در خصوص ضرورت مُبرم خلع سلاح مردم گفتگو کرد. دو روز بعد, مجلس در نشست ۷ساعته, همین ضرورت را مورد بررسی قرارداد و درست به همان نظری رسید که نمایندگان روس و انگلیس به‌آن رسیده بودند. مجلس در همان جلسه تصویب کرد که تا ۴۸ساعت دیگر, همۀ مردم, به جز شهربانی و ارتش, باید سلاح‌های خود را به ماٌموران دولتی تحویل دهند. ستّارخان پذیرفت. زیرا, در آن شرایط, در تهران, نه توان مقابله با دولت را داشت و نه مطلق کردن تضاد با دولت وقت را درست می‌دانست. به این جهت, اعلام کرد: «نخست کسی که آن را به‌کار بندد, من خواهم بود... به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده, برای سپردن به دولت آماده باشند» و به آنها گوشزد کرد که «کاری نکنند که کاسه بر سر ما بشکند». امّا, دشمنان آزادی, تنها, به خلع سلاح مجاهدان قانع نبودند و «بر آن می‌کوشیدند کار را به زدوخورد رسانیده, گزندی نیز به خود آنان رسانند» براین اساس بود که گردانندگان دولت مستوفی و همدستانشان, پیش از به پایان رسیدن مهلت مقرّر, «بسیج جنگ می‌دیدند و هرچه از سواره و پیاده و ژاندارم و پولیس و قزّاق و سواران بختیاری» در تهران بودند, برای ازمیان برداشتن مجاهدان آماده کردند. پالکونیک, رئیس قوای قزّاق, نیز چون واقعۀ بمباران مجلس, پادرمیان داشت.[۷]

تلاش‌های بسیار ستّارخان, برای جلوگیری از درگیری به جایی نرسید. «دولت "انقلابی" کابینۀ مستوفی‌الممالک خرسندی نداشت شکار را از دست دهد و از فرصتی که برای برانداختن یک مرد دلیرِ به نام پیداکرده بود, سودجویی ننماید»[۸]

حمله به پارک اتابک

زدوخورد با ستّارخان و یاران مجاهدش را, قوای بختیاری زیر فرمان سردار اسعد, آغاز کردند. آنها پس از چهار ساعت تیرباران پیاپی پارک اتابک ـ منزلگاه سردار ملی ـ و کشتن و مجروح کردن بیش از ۶۰ مجاهدِ مدافعِ حریم آزادی, این نبرد نابرابرِ دشمن‌شادکن را به پایان بردند و به قول سردار اسعد, تهران, از وجود «متمرّدین» (=مجاهدین) پاک شد: «فردای آن روز در کوچه‌های تهران مجاهدی دیده نمی‌شد. مردم تهران از پیشامد, سخت, افسردگی داشتند و همگی دلسوزی می‌نمودند و با آن که دولت حکومت نظامی برپا و سختگیری آغاز کرده بود, بازارها را باز نمی‌کردند...»[۹]

پیش زمینه حمله به پارک اتابک

بعد از ورود نیروهای مجاهدان مشروطه به تهران در سال ۱۲۸۸ نیروهای مجاهد تبریزی همراه ستارخان سردار ملی درپارک اتابک در محل فعلی سفارت روسیه و قوای باقرخان در عشرت‌آباد سکنی گزیدند. بعد ازسقوط محمدعلی شاه قاجار اختلاف و درگیری بین گروه‌های مختلف که در فتح تهران دست داشتند بوجود آمد. عده‌ای به سردستگی تقی‌زاده که از تبریز به تهران آمده بودگروهی را تشکیل دادند که به دسته انقلابیون مشهور شدند اینان در پی جذب نمایندگان تهران و سایر شهرها به جناح خود برآمدند.

درمقابل اینان هم سردار اسعد بختیاری و عده‌ای دیگر دسته دیگری بنام اعتدالیون بوجود آوردند. کار کشاکش بین این جناح‌ها بالا گرفت و روزنامه‌های آنروز کشور هم هریک طرفدار یکی از این جناح‌ها شده بودند و سیاست‌های آنان را تبلیغ می کردند. سردستگان مجاهدان چند دسته بودند و هرکدام از آنان از جناح‌های مختلف حمایت می کردند.

این اختلاف‌ها و در گیری‌ها باعث شد که وزرا و رجال سیاسی دستگاه استبدادی محمدعلی شاه که قبلاً در خدمت شاه مستبد بودند دوباره وارد میدان شوند ورشته کارهای حکومتی را بدست بگیرند و خود را به این و یا آن جناح منتسب کنند. اینان دسته‌های جانباز مجاهد را فدای خودخواهی و سیاهکاری خویش ساختند.

بعد از سقوط استبداد محمد علی شاه ۵ کابینه تشکیل شد که آخرین باریعد ازدرگیری‌های مختلف بالاخره مستوفی‌الممالک به عنوان رئیس الوزرا منسوب گردید و کابینه پنجم راپس از بر افتادن محمدعل شاه تشکیل داد. قبل از وی کابینه سپهدار به خاطر کشاکش‌ها بین اعتدالیون و انقلابیون نتوانسته بود کاری از پیش ببرد و لذا سقوط کرده بود.

نیروی مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهای دیگر گروه انبوهی بودند. این نیروهای وطن‌دوست و شجاع مورد خوشایند دولت‌های بیگانه آن‌زمان مثل روسیه وانگلستان که در سیاست ایران دخیل بودند نبودند و این دولتها به جد دنبال نابودی این جانبازان راه آزادی و مشروطیت بودند. ترکیب این نیروها هم ناهمگون بود. عده‌ای از آنان از همان ابتدای پاگیری مقاومت و انقلاب به همراه سرداران آزادی بر علیه استبداد جنگیده بودند ولی عده‌ای دیگری بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران به آن‌ها پیوسته بودند.

یک‌عده‌ای ازآنان که تحت حمایت سردار اسعد بختیاری و یپرم خان بودند از وضعیت خوبی برخودار بودند ولی بقیه همگی سرگردان روزگار خود را می‌گذرانیدند و از سرنوشت و آینده خود آگاهی نداشتند. این وضعیت باعث سردرگمی آنان و دخیل بستن و پیروی کردن آنان از یکی از جناح‌های اعتدالیون و یا انقلابیون شده بود.

کشاکش و اختلاف بین انقلابیون و سردار اسعد بختیاری که از در خفا از انقلابیون حمایت می‌کرد از یک‌سو و اعتدالیون از سوی دیگرکه از حمایت سپهدار برخوردار بود ادامه داشت. در این میان دو ترور سیاسی نقش تعیین کننده ای در بوجود آمدن حادثه پارک اتابک بازی کردند. در شب بیستم و جهارم تبرماه ۴ نفر از مجاهدان به منزل سید عبدالله بهبهانی ربخته واو را در مقابل چشمان بستگانش کشتند.

کسروی معتقد است که این ترور به‌دستور تقی‌زاده توسط افراد وابسته به حیدرخان عمواوغلی صورت گرفت. در ماجرای دوم که در شب نهم مرداد صورت گرفت هنگامی‌که علی‌محمد خان تربیت و سید عبدالرزاق نامی در درشکه نشسته بودند در حین عبور از خیابان لاله‌زار در حوالی چهارراه مخبرالدوله توسط چند تن از مجاهدان وابسته به معزالسطان مورد سو ءقصد قرار گرفته و کشته شدند.

بنا‌به نوشته احمد کسروی در تاریح هیجده ساله آذربایجان صفحه ۱۳۲ این ترور سیاسی بدستور اعتدالیون درکین‌خواهی از انقلابیون صورت پذیرفت. بدنبال این ترورها ترس و ناامنی جامعه را فراگرفت و این بهانه‌ای شدکه خلع سلاح مجاهدان در دستور کار دولت و مستوفی‌الممالک به‌عنوان رئیس‌الوزا قرارگیرد. دولت‌های روس و انگلیس خواهان آن بودند که سلاح وابزار و ادوات جنگی از همه مجاهدین گرفته شود و آن‌ها پی کار خود فرستاده شوند.

وقتی ستارخان و باقرخان با نیروهای خود به تهران آمدند و مردم استقبال شایانی ازآنها کردند. این استقبال مردمی از رهبران آزادی مورد خوشایند روسیه قرارنگرفت و به دولت فشار می‌آورد که ستارخان و بافرخان را از تهران بیرون براند و به خارج از کشوربفرستد. سردار اسعد بختیاری و سپهدار هم ازآمدن سرداران آزادی ایران و قوایشان به تهران خرسند نبودند و لذا قبل از آمدن آنان تلگرافی به نجف فرستادند و از آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی خواستند که ستارخان و باقر خان را به نجف فراخوانند. آنان در تلگراف خود نوشتند که اینان مایه شورش هستند و به دولت سرخم نمی‌کنند. زمانی که ستارخان و باقرخان در قزوین بودند تلگرافی ازاین آخوندهادریافت کردند که از آنان خواسته بودند که مستقیما ازهمان جا که هستند به نجف بیایند ولی ستارخان این دعوت را قبول نکرد و آنان بسوی تهران رفتند بعد از ورود به تهران ستارخان در پارک اتابک محل فعلی سفارت روسیه و باقرخان با افرادش درعشرت‌آباد سکنی گزیدند.

ستارخان از درگیری و اختلاف بین دسته‌های وابسته به اعتدالیون و انقلابیون بسیار دلگیر بود و خواهان حل اختلاف بین آنان بود ولی این کشاکش‌ها از سرچشمه دیگری آب می خورد و نیرومندتر از آن بود که اوبتواند از آن جلوگیری کند ستارخان و و باقرخان و معزالسلطان و ضرغام‌السلطنه چهار تن از رهبران و مجاهدان مشروطه که در کشاکش مشروطه خواهی جانباری کرده بودند و مجلس شورای برخاسته ازانقلاب مشروطه را نتیجه جانبازیهای خود می‌دانشتند با هم هم‌پیمان شدند که در مقابل دست اندازی عده‌ای نورسیده به مجلس و انقلاب بایستند و لذا خواستار اخراج عده‌ای که بنطرشان عامل دسته‌بندی و کشاکش و اختلاف بودند از مجلس بودند.

مستوفی‌الممالک که تازه بر سر کار آمده بود برنامه دولتش را جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد امنيت اعلام کرده بود راهکار خلع سلاح عمومی و استقرار نيروهای مسلح رسمی در شهر تهران را بعنوان یک راه حل امنیتی اعلام کرده بود. مجاهدين تبريز و آذربايجان که پس از فتح تهران همراه سرداران آذربايجان در پارک اتابک سکنی گزيده بودند انتخاب اول اين خلع سلاح بودند.

اين امر بر مجاهدين تبريز گران آمد. چون برخي از نيروها همچون بختياري‌ها و يا نيروهای تحت امر يپرم‌خان ارمنی (هرچند که رئيس وقت نظميه تهران بود) از اين امر مستثني شدند، آنان اين امر را توطئه‌ای جهت تضعيف جناح آذربايجانی می‌دانستند، ولي دمکرات‌ها و سردار اسعد و يپرم‌خان اصرار بر آن داشتند. نمايندگان هيئت دولت در نشستی هفت ساعته با ستارخان و باقرخان توانستند نظر مثبت اين دو را جلب کنند.

در اين جلسه مقرر شد علاوه بر اين که پول سلاح را دولت بپردازد مواجب عقب افتاده مجاهدين نيز فی‌المجلس پرداخت گردد. گزارش رسمی و دولتی از واقعه پارک اتابک: در یک سند رسمی دولتی گزارشی از واقعه پارک اتابک که برای متحصنين تلگرافخانه تبريز ارسال شده و رونوشت آن براي انجمن‌های ايالتی و ولايتی ساير شهرها ارسال گرديده است چگونگی این واقعه شرح داده شده است.

بر اثر فتنه‌انگيزی برخي افراد و از جمله نيروهای سفارتخانه عثماني؛ مجاهدين با اين امر مخالفت کردند و خلع سلاح را دون شأن خود می‌ديدند. مهلت دولتيان به پايان رسيد و حمله محاصره‌کنندگان پارک اتابک شروع شد. جنگي نابرابر درگرفت. ستارخان و باقرخان نيز که شرکت نکردن خود را ناجوانمردانه مي‌ديدند به دفاع کنندگان از پارک پيوستند که درجريان اين امر ستارخانه به شدت از ناحيه پا زخمي گرديد.

بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم‌خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت‌تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.

ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و وی و یارانش ناچار به خلع سلاح شدند سرانجام با کشته شدن هيجده نفر از مجاهدين آذربايجان و مجروح شدن بيش از چهل نفر از آنان واقعه تأثر برانگيز پارک به پايان رسيد.

بعد از دستگیری ستارخان و باقرخان توسط قوای دولتی آنها به خانه صمصام السلطنه منتقل شده ومدتی آنجا توقف کردند و پزشکان به مداوای ستارخان پرداختند. اين واقعه تأثر همه مشروطه‌خواهان را برانگيخت. با پا درميانی مشروطه‌خواهان، مجاهدين دستگير شده آزاد شدند و با پرداخت حق‌السفر به آذربايجان بازگشتند. ستارخان و باقرخان در تهران ماندند.

درگذشت ستارخان و باقرخان

ستارخان پس از جراحت در پارک اتابک و در بستر بیماری

ستارخان خانه‌نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به‌جایی نرسید سردار ملي چهارسال پس از اين واقعه به دليل همان زخم تير درپای با دلی پرخون در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و در شهر ری دفن گرديد.

يار ديرين وی باقرخان درجريان وقايع جنگ جهانی اول و هجرت دولت به سوی غرب کشور در منطقه قصرشيرين درقلعة محمدامين طالباني سکنی گزيد، ولی اين شخص که فردی شرور بود به طمع اسلحه و اسب‌های سالار و با تحريک عوامل بيگانه، وی و هيجده نفر از همراهانش را به قتل رساند.(۱)

تمام این حوادث ودسته‌بندی‌ها و توطئه‌ها از این بابت بود که سلاح رااز دست یک عده انسان شرافتمند که مشروطه را با خون خویش آبیاری کرده بودند بگیرند و آن‌ها را از چشم مردم بیاندازند. باخلع سلاح مجاهدان و رهبران مشروطه عوامل استبداد هر چه بیشتر دستاوردهای انقلاب مشروطه را بغما کردند و دوباره دستگاه استبداد را در شکل دیگر این‌بار به اسم مشروطه را انداختند.[۱۰]

منابع

  1. ↑ (تاریخ مشروطه, کسروی, ص۸۰۸).
  2. ↑ (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۳۰)
  3. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۵۲۴)
  4. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۰)
  5. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۱)
  6. ↑ (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص۱۳۳)
  7. ↑ (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص۱۳۹)
  8. ↑ (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۱۴۲)
  9. ↑ (تاریخ هیجده ساله آذربایجان, ج۱, ص۱۴۳)
  10. ↑ «تاریخ ۱۸ ساله آدربایجان صقخه ۱۲۷ گفتار دهم»