|
|
| (۲۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | |
| | |
| | |
| | |
| <div class="main-box"> | | <div class="main-box"> |
| <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | | <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> |
| خط ۵: |
خط ۹: |
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
|
| |
|
| <div>[[پرونده:حسن مدرس.jpg|جایگزین=سید حسن مدرس|بندانگشتی|190x190پیکسل|سید حسن مدرس]]</div> | | <div>[[پرونده:اکرم پیرگزی1.jpg|جایگزین=اکرم پیرگزی|بندانگشتی|187x187پیکسل|اکرم پیرگزی]]</div> |
| <div> | | <div> |
| '''سید حسن مدرس'''، با نام اصلی سید حسن طباطبایی زواره (زاده ۱۲۴۹ - درگذشت ۱۰ آذر ۱۳۱۶) در روستای سرابه کچو از توابع اردستان به دنیا آمد. حسن مدرس از علمای اصفهان در دوران انقلاب مشروطه بود که به حمایت از گروههای مشروطهخواه پرداخت. وی در دوره دوم مجلس، از طرف فقها بهعنوان یکی از مجتهدانی تعیین شد که طبق قانون اساسی مشروطه میبایست بر هماهنگی مصوبات مجلس با شرع اسلام نظارت داشته باشند. او از دوره دوم تا دوره ششم نیز برای چهار دوره نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بود. در دوره جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی را تشکیل داد و به قم مهاجرت کرد. حسن مدرس با اقدامات رضاخان مخالفت میکرد. در نتیجه رضاخان او را تبعید کرد و در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۱۶به قتل رساند. | | '''اکرم پیرگزی'''، ۴۰ ساله اهل نیشابور در روز چهارشنبه ۱۷ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، مورد اصابت گلولههای نیروهای سرکوبگر حکومتی قرار گرفت و جان باخت. |
| | |
| | گلوله به ناحیه سر و صورت خانم اکرم پیرگزی اصابت کرده بود که و مردم او را به بیمارستان ۲۲ بهمن شهرستان نیشابور منتقل کردند، اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد. |
|
| |
|
| | اکرم پیرگزی مادر دو فرزند دختر و نخستین شهید زن در اعتراضات سراسری دیماه است. |
|
| |
|
| [[سید حسن مدرس|بیشتر بخوانید...]] | | [[اکرم پیرگزی|بیشتر بخوانید...]] |
|
| |
|
| <div> | | <div> |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
|
| |
|
| <!-- نوشتار ۲ --> | | <!-- نوشتار ۲ --> |
|
| |
|
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
| | <div>[[پرونده:روبینا امینیان1.jpg|جایگزین=روبینا امینیان|بندانگشتی|200x200پیکسل|روبینا امینیان]]</div> |
| | <div> |
| | |
| | '''روبینا امینیان'''، شهروند کُرد ۲۳ ساله اهل نودشه (نزدیک مریوان) از توابع استان کرمانشاه، دانشجوی رشته طراحی پارچه و لباس در دانشگاه فنی و حرفهای دختران شریعتی تهران، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در تهران با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی از فاصله نزدیک و به ناحیه سر از پشت سر کشته شد. خانواده وی پس از پیگیریهای گسترده و مواجهه با صدها پیکر جوان کشتهشده، موفق به شناسایی و تحویل پیکر شدند، اما تحت فشار شدید امنیتی نتوانستند مراسم خاکسپاری یا عزاداری برگزار کنند و پیکر را در میانه راه کرمانشاه به کامیاران به خاک سپردند. روبینا امینیان بیست و سومین شهروند کُرد کشتهشده در اعتراضات اخیر محسوب میشود. |
| | |
| | [[روبینا امینیان|بیشتر بخوانید...]] |
| | |
| | <div> |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
|
| |
|
| <div>[[پرونده:زهره بنیجمالی.jpg|جایگزین=زهره بنیجمالی|بندانگشتی|200x200پیکسل|زهره بنیجمالی]]</div>
| |
| <div>
| |
|
| |
|
| '''زهره بنیجمالی'''، (متولد سال ۱۳۳۶، اراک – درگذشته ۲۹ آبان ۱۴۰۴، آلبانی) از کادرهای قدیمی و عضو شورای مرکزی [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او هنگامی که دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه ملی تهران بود به سازمان مجاهدین پیوست. زهره بنیجمالی در قیامهای [[انقلاب ضدسلطنتی]] شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب به طور حرفهای به فعالیتهای خود در سازمان مجاهدی ادامه داد. با آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وظایف گوناگونی را در پایگاههای عملیاتی مجاهدین انجام داد. زهره بنیجمالی در تابستان ۱۳۶۱، به خارج کشور منتقل شد و تا سال ۱۳۶۵، مسئولیت تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، انگلستان، فرانسه و اسکاندیناوی عهدهدار شد. با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۵، زهره بنیجمالی به ارتش آزادیبخش منتقل شد و مدیریتهای مختلف از جمله ادارهی آموزشگاهها را به عهده گرفت. زهره بنیجمالی در دهههای گذشته به هزاران بیمار و مجروح در سختترین شرایط رسیدگیهای پزشکی انجام داد. او در حملات موشکی و محاصرهی شدید کمپ [[لیبرتی]]، شب و روز مشغول رسیدگی به دیگران بود و بر اثر کثرت کارها و فشارهای ناشی از آن، دچار عارضههای قلبی و ریوی شد. زهره بنیجمالی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین بود که سرانجام پس از ۵۰ سال مبارزه حرفهای با دیکتاتوریهای شاه و جمهوری اسلامی، در اثر نارسایی قلبی و عوارض ریوی در ۲۹ آبانماه ۱۴۰۴، در آلبانی درگذشت. خانم [[مریم رجوی]] رئیسجمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، با تسلیت به شورای مرکزی و مسئول اول مجاهدین و عموم مجاهدان اشرفی، بهخاطر درگذشت زهره بنی جمالی، او را الگوی مسئولیتپذیری و صدق و فدا و شاخص درخشانی از زنان پیشتاز و راهگشای مجاهد خلق توصیف کرد.
| |
|
| |
|
| [[زهره بنیجمالی|بیشتر بخوانید...]]
| |
|
| |
|
|
| |
|
| <div>
| |
| <div>
| |
|
| |
|
| <!-- نوشتار 3 --> | | <!-- نوشتار 3 --> |
|
| |
|
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
| <div>[[پرونده:غلامحسین ساعدی؛21.jpg|جایگزین=غلامحسین ساعدی؛21.jpg|بندانگشتی|230x160پیکسل|غلامحسین ساعدی]]</div> | | <div>[[پرونده:مبین یعقوب زاده1.jpg|جایگزین=مبین یعقوب زاد|بندانگشتی|170x170پیکسل|مبین یعقوب زاده]]</div> |
| <div> | | <div> |
| | '''مبین یعقوبزاده'''، نوجوان ۱۷ ساله اهل خشکبیجار از توابع استان گیلان در شامگاه چهارشنبه ۱۷ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در این شهر مورد اصابت شلیک مستقیم گلولهی کلاشینکف نیروهای سرکوبگر حکومتی قرار گرفت و جان باخت. یک شهروند دیگر به نام میلاد غلامزاده در همین روز با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد. |
|
| |
|
| '''غلامحسین ساعدی'''، با نام مستعار گوهرمراد (زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ - درگذشته در ۲ آذر ۱۳۶۴) رماننویس، نمایشنامهنویس نامدار ایرانی بود. وی نویسنده داستان عزاداران بیل است که تبدیل به فیلمنامه «گاو» شد. فیلم سینمایی گاو از فیلمهای موج نوی سینمای ایران به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی علی نصیریان، عزتالله انتظامی، جمشید مشایخی و [[پرویز فنیزاده]] بر اساس همین داستان ساخته شد. غلامحسین ساعدی پزشک اعصاب و روان بود اما در زمینه نویسندگی بسیار پرکار بود و تا پایان عمر پنجاه سالهاش آثار زیادی از خود به جا گذاشت. غلامحسین ساعدی فعالیت ادبی خود را با روزنامهنگاری آغاز کرد و سپس پا به عرصههای دیگر گذاشت. او با [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]] فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. این فعالیتها منجر به دستگیری چند ماههی او بعد از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شد. او یکبار دیگر در سال ۱۳۵۳ دستگیر و به مدت یک سال در زندانهای [[ساواک]] زندانی و شکنجه شد.
| | در جریان همین اعتراضات، صبحان هادیپور نیز مورد اصابت گلوله از ناحیهی سر قرار گرفت و به شدت مجروح شده است و در وضعیت بحرانی قرار دارد. بر اساس گزارشات، نیروهای یگان ویژه بهطور گسترده در سطح شهرستان خشکبیجار مستقر شدهاند و برق و اینترنت این شهر نیز قطع شده است. |
| | |
| غلامحسین ساعدی پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] با سرکوب هنرمندان و دگراندیشان از ایران خارج شد و مواضع تندی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. او در یکی از مقالات خود نوشت:
| |
| | |
| «شرف کفتار بر رژیم خمینی در این است که او به مردهخواری قناعت میکند، ولی این یک، نه تنها به تناول زندهها و مردهها مشغول است که نفس زندگی را میخواهد نابود کند، شرف و حیثیت و فرهنگ انسانی را میخواهد به خاک بسپارد»
| |
|
| |
|
| غلامحسین ساعدی همچنین به همه هنرمندانی که حاضر به همکاری با این رژیم شدند حمله کرد. وی همچنین از شورای ملی مقاومت حمایت کرد و درکنار آنها قرار گرفت. او تا پایان عمر داستانها و نمایشنامههای زیادی نوشت که از جمله میتوان به آثاری چون، عزاداران بیل، چوب بهدستهای ورزیل اشاره کرد. وی پس از انقلاب مقالات و آثار زیادی در اعتراض به سرکوب و اختناق در ایران نوشت که از جملهی آنها «اتللو در سرزمین عجایب» است.
| | همچنین نیروهای سرکوبگر حکومتی از رشت و زیباکنار برای سرکوب مردم معترض به این شهر اعزام شدهاند. |
| <br>[[غلامحسین ساعدی|بیشتر بخوانید...]] | | <br>[[مبین یعقوبزاده|بیشتر بخوانید...]] |
|
| |
|
| </div>
| |
| </div> | | </div> |