بهرام بیضایی: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۵۰: خط ۵۰:
[[پرونده:بهرام بیضایی؛2.JPG|جایگزین=بهرام بیضایی|بندانگشتی|239x239پیکسل|بهرام بیضایی]]بهرام بیضایی کارگردانی فیلم را در سال ۱۳۴۹ با فیلم کوتاه «عمو سیبیلو» آغاز کرد و در سال ۱۳۵۱ اولین فیلم بلند خود، «رگبار»، را ساخت. «رگبار» داستان معلمی را روایت می‌کند که به روستایی دورافتاده منتقل می‌شود و با چالش‌های اجتماعی و عاطفی مواجه می‌شود. این فیلم با سبک بصری نوآورانه و نقد اجتماعی، جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم تهران را کسب کرد و بیضایی را به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته سینمای موج نو ایران معرفی کرد.
[[پرونده:بهرام بیضایی؛2.JPG|جایگزین=بهرام بیضایی|بندانگشتی|239x239پیکسل|بهرام بیضایی]]بهرام بیضایی کارگردانی فیلم را در سال ۱۳۴۹ با فیلم کوتاه «عمو سیبیلو» آغاز کرد و در سال ۱۳۵۱ اولین فیلم بلند خود، «رگبار»، را ساخت. «رگبار» داستان معلمی را روایت می‌کند که به روستایی دورافتاده منتقل می‌شود و با چالش‌های اجتماعی و عاطفی مواجه می‌شود. این فیلم با سبک بصری نوآورانه و نقد اجتماعی، جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم تهران را کسب کرد و بیضایی را به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته سینمای موج نو ایران معرفی کرد.


فیلم «غریبه و مه» (۱۳۵۳) داستانی عرفانی و نمادین دارد که در آن مردی از دریا به روستایی می‌رسد و با باورهای محلی درگیر می‌شود. این فیلم با تصاویر شاعرانه و مضامین فلسفی، مورد توجه منتقدان قرار گرفت. «کلاغ» (۱۳۵۵) یک کمدی-درام است که داستان مردی را روایت می‌کند که در جستجوی هویت خود است. این فیلم با طنز تلخ و نقد اجتماعی، از آثار برجسته بیضایی محسوب می‌شود.[[پرونده:باشو غریبه کوچک.JPG|جایگزین=فیلم باشو غریبه کوچک|بندانگشتی|220x220پیکسل|فیلم باشو غریبه کوچک]]«چریکه تارا» (۱۳۵۷) که درست قبل از انقلاب ساخته شد، داستان زنی را روایت می‌کند که پس از مرگ همسرش، با چالش‌های زندگی در جامعه سنتی مواجه می‌شود. این فیلم به دلیل شرایط سیاسی، تا سال‌ها اکران نشد. پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷، بیضایی با سانسور و محدودیت‌های شدید مواجه شد. فیلم «مرگ یزدگرد» (۱۳۶۱)، بر اساس نمایشنامه‌ای از خود او، به دلیل محتوای سیاسی و انتقادی، سال‌ها اجازه اکران نیافت. این فیلم، که به سقوط سلسله ساسانیان می‌پردازد، به‌طور غیرمستقیم به مسائل سیاسی معاصر ایران اشاره دارد.
فیلم «غریبه و مه» (۱۳۵۳) داستانی عرفانی و نمادین دارد که در آن مردی از دریا به روستایی می‌رسد و با باورهای محلی درگیر می‌شود. این فیلم با تصاویر شاعرانه و مضامین فلسفی، مورد توجه منتقدان قرار گرفت. «کلاغ» (۱۳۵۵) یک کمدی-درام است که داستان مردی را روایت می‌کند که در جستجوی هویت خود است. این فیلم با طنز تلخ و نقد اجتماعی، از آثار برجسته بیضایی محسوب می‌شود. غریبه و مه روایتی تمثیلی از غریبه‌ای که در مه و فریب می‌آید و نسبت به هجوم جماعتی خشن و بی‌ریشه هشدار می‌دهد؛ قومی بیگانه با فرهنگ و اخلاق ایران که خانه‌ها را ویران و مردم را به خاک سیاه می‌نشانند. یکی از قربانیان این قوم [[محسن محمدباقر]] است که در غریبه و مه نقش کودک فلجی را بازی می‌کند که غریبه به او گفته بود این قوم خانه‌ات را خراب می‌کنند. محسن در [[قتل عام ۶۷|قتل‌عام سال ۱۳۶۷]] با فتوای [[روح‌الله خمینی|خمینی]] اعدام شد.[[پرونده:باشو غریبه کوچک.JPG|جایگزین=فیلم باشو غریبه کوچک|بندانگشتی|220x220پیکسل|فیلم باشو غریبه کوچک]]«چریکه تارا» (۱۳۵۷) که درست قبل از انقلاب ساخته شد، داستان زنی را روایت می‌کند که پس از مرگ همسرش، با چالش‌های زندگی در جامعه سنتی مواجه می‌شود. این فیلم به دلیل شرایط سیاسی، تا سال‌ها اکران نشد. پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷، بیضایی با سانسور و محدودیت‌های شدید مواجه شد. فیلم «مرگ یزدگرد» (۱۳۶۱)، بر اساس نمایشنامه‌ای از خود او، به دلیل محتوای سیاسی و انتقادی، سال‌ها اجازه اکران نیافت. این فیلم، که به سقوط سلسله ساسانیان می‌پردازد، به‌طور غیرمستقیم به مسائل سیاسی معاصر ایران اشاره دارد.


فیلم «باشو، غریبه کوچک» (۱۳۶۴) یکی از شاهکارهای بیضایی است. این فیلم داستان پسربچه‌ای جنگ‌زده از جنوب ایران را روایت می‌کند که به شمال کشور پناه می‌برد و با خانواده‌ای گیلانی آشنا می‌شود. «باشو» به موضوعات هویت فرهنگی، تأثیرات جنگ و همدلی میان اقوام مختلف ایرانی می‌پردازد و در نظرسنجی مجله «جهان تصویر» در سال ۱۳۷۸ به‌عنوان بهترین فیلم ایرانی تمام دوران انتخاب شد.
فیلم «باشو، غریبه کوچک» (۱۳۶۴) یکی از شاهکارهای بیضایی است. این فیلم داستان پسربچه‌ای جنگ‌زده از جنوب ایران را روایت می‌کند که به شمال کشور پناه می‌برد و با خانواده‌ای گیلانی آشنا می‌شود. «باشو» به موضوعات هویت فرهنگی، تأثیرات جنگ و همدلی میان اقوام مختلف ایرانی می‌پردازد و در نظرسنجی مجله «جهان تصویر» در سال ۱۳۷۸ به‌عنوان بهترین فیلم ایرانی تمام دوران انتخاب شد.


فیلم‌های بعدی او مانند «شاید وقتی دیگر» (۱۳۶۶)، یک درام روان‌شناختی درباره زنی که متوجه زندگی دوگانه همسرش می‌شود، «مسافران» (۱۳۷۰)، که ترکیبی از کمدی و تراژدی درباره مرگ و زندگی است، «سگ‌کشی» (۱۳۸۰)، که به فساد اقتصادی و اجتماعی می‌پردازد، و «وقتی همه خوابیم» (۱۳۸۷)، که نقدی بر صنعت سینمای ایران است، هر یک جایگاه ویژه‌ای در سینمای ایران دارند.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
فیلم‌های بعدی او مانند «شاید وقتی دیگر» (۱۳۶۶)، یک درام روان‌شناختی درباره زنی که متوجه زندگی دوگانه همسرش می‌شود، «مسافران» (۱۳۷۰)، که ترکیبی از کمدی و تراژدی درباره مرگ و زندگی است، «سگ‌کشی» (۱۳۸۰)، که به فساد اقتصادی و اجتماعی می‌پردازد، و «وقتی همه خوابیم» (۱۳۸۷)، که نقدی بر صنعت سینمای ایران است، هر یک جایگاه ویژه‌ای در سینمای ایران دارند.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":11" /><ref name=":11" />


'''فیلم‌های بهرام بیضایی'''
'''فیلم‌های بهرام بیضایی'''
خط ۲۳۲: خط ۲۳۲:
بهرام بیضایی از برجسته‌ترین چهره‌های هنرهای نمایشی ایران در روز تولدش یعنی در ۵ دی‌ماه ۱۴۰۴، در تبعید و غربت (ایالات متحده آمریکا) درگذشت. بهرام بیضایی نه‌فقط نمایشنامه‌نویس و فیلمسازی نوآور، بلکه روشنفکری مستقل بود که هم در دوران شاه و هم در حاکمیت جمهوری اسلامی، هزینه نپذیرفتن سازش را با توقیف، حذف و تبعید پرداخت.
بهرام بیضایی از برجسته‌ترین چهره‌های هنرهای نمایشی ایران در روز تولدش یعنی در ۵ دی‌ماه ۱۴۰۴، در تبعید و غربت (ایالات متحده آمریکا) درگذشت. بهرام بیضایی نه‌فقط نمایشنامه‌نویس و فیلمسازی نوآور، بلکه روشنفکری مستقل بود که هم در دوران شاه و هم در حاکمیت جمهوری اسلامی، هزینه نپذیرفتن سازش را با توقیف، حذف و تبعید پرداخت.


سانسور در کارنامه بیضایی یک استثنا نبود، یک قاعده بود. فیلم «چریکه تارا» نمونه‌یی روشن از این تداوم سرکوب است؛ اثری که در در سال ۵۷ ساخته شد و به‌دلیل نگاه انتقادی و روایت ناهم‌خوان با روایت حاکم هرگز مجال نمایش نیافت. بهرام بیضایی پیوسته زیر فشار سانسور و سرکوب هویتش را حفظ کرده و با وجود این فشارها، آثار ماندگاری از خود بر جا گذاشت که نشان داد قدرت‌ها تغییر می‌کنند اما هنرِ مستقل و هنرمند متعهد هرگز نمی‌میرد.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامه‌نویس شهیر ایران درگذشت - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>
سانسور در کارنامه بیضایی یک استثنا نبود، یک قاعده بود. فیلم «چریکه تارا» نمونه‌یی روشن از این تداوم سرکوب است؛ اثری که در در سال ۵۷ ساخته شد و به‌دلیل نگاه انتقادی و روایت ناهم‌خوان با روایت حاکم هرگز مجال نمایش نیافت. بهرام بیضایی پیوسته زیر فشار سانسور و سرکوب هویتش را حفظ کرده و با وجود این فشارها، آثار ماندگاری از خود بر جا گذاشت که نشان داد قدرت‌ها تغییر می‌کنند اما هنرِ مستقل و هنرمند متعهد هرگز نمی‌میرد.<ref name=":11">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامه‌نویس شهیر ایران درگذشت - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>


=== بیانیه دانشگاه استفورد ===
=== بیانیه دانشگاه استفورد ===