درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
<!-- نوشتار 1 -->
<!-- نوشتار 1 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:حسن لاهوتی۲.jpg|جایگزین=حسن لاهوتی اشکوری|بندانگشتی|220x220پیکسل|حسن لاهوتی اشکوری]]</div>
<div>[[پرونده:تسخیر سفارت آمریکا.jpg|جایگزین=تسخیر سفارت آمریکا|بندانگشتی|200x200پیکسل|تسخیر سفارت آمریکا]]</div>
   <div>
   <div>
'''حسن لاهوتی اشکوری'''، (۱۳۰۶خورشیدی – ۶ آبان  ۱۳۶۰) تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش در اشکور گیلان به پایان رساند. وی به توصیه پدرش که روحانی بود به حوزه‌ی علمیه‌ی قزوین رفت و در آنجا مشغول به تحصیل شد. حسن لاهوتی در سال ۱۳۲۵ به قم رفت و تحصیلاتش را در حوزه‌ی علمیه‌ی قم ادامه داد.  
'''گروگان‌گیری در سفارت آمریکا'''، درایران (Iran hostage crisis ) که در ادبیات رژیم ایران به تسخیر لانه جاسوسی یا تسخیر سفارت آمریکا مشهور است، در روز سیزدهم آبان ۱۳۵۸ توسط گروهی از دانشجویان که خود را «دانشجویان پیرو خط امام» می‌نامیدند، صورت گرفت.


لاهوتی فقه را نزد علامه طباطبایی، آیت‌الله بروجردی و [[روح‌الله خمینی|خمینی]] آموخت، در سال ۱۳۴۹، راهی تهران شد. در تهران به تدریج جلسات سخنرانی‌های او سیاسی شد و در سال ۱۳۵۰ ممنوع‌المنبر گردید. از آن پس به آیت‌الله حسن لاهوتی اجازه سخنرانی در جلسات رسمی داده نمی‌شد. نخستین دستگیری و بازداشت حسن لاهوتی در سال ۱۳۵۱ بود که ۲ ماه طول کشید.  
این دانشجویان با بالا رفتن از دیوار سفارت، ۶۶ دیپلمات آمریکایی که کارمند این سفارت بودند را به‌ گروگان گرفتند. رخدادی که به گفته خود این گروه قرار بود ۲ یا ۳روز ادامه داشته باشد اما ۴۴۴ روز به درازا کشید و تبدیل به بزرگترین چالش و بحران بین‌المللی،
به طور خاص در روابط ایران و آمریکا شد. بحرانی که اثرات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن بر روابط ۲ کشور ایران و آمریکا سایه گسترده و تا همین امروز بر جای مانده است.


وی بعد از آزادی از زندان همچنان اجازه سخنرانی نداشت. آیت‌الله لاهوتی در شهریور سال ۱۳۵۲، مجدداً بازداشت شد و به مدت یک سال در [[زندان قصر]] به سر برد. حسن لاهوتی در سال ۱۳۵۴ برای سومین بازداشت گردید و تا سال ۱۳۵۷ در [[زندان اوین]] محبوس بود.  
اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری که قرار بود محدود به زمان مشخصی باشد، ۴۴۴ روز طول کشید و بعد از یک سال تصمیم‌گیری به مجلس ارجاع داده شد و در ۱۱ آبان ۱۳۵۹، چهار شرط پیشنهادی در رابطه با گروگان‌های آمریکایی در مجلس به تصویب رسید: اول، آزاد کردن تمام سرمایه‌های ایران. دوم، لغو همه ادعاهای آمریکا علیه حکومت ایران. سوم، عدم دخالت نظامی و سیاسی آمریکا در ایران. چهارم، پس دادن اموال شاه.
ماجرای گروگان‌گیری سفارت امریکا سرانجام در قراردادی موسوم به «قرارداد الجزایر»، بین دولت آمریکا و دولت جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ ۳۰ دی ماه ۱۳۵۹ (۲۰ ژوئیه ۱۹۸۱) با بازگرداندن بخشی از دارایی‌های ایران از طرف آمریکا پایان یافت و گروگانها آزاد شدند.


او  همراه با [[آیت‌الله طالقانی]] و [[حسینعلی منتظری]] و [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] در یک زندان بسر می‌برد. وی همواره حامی آرمان [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود و در فهرست اتهامات خود جمع‌آوری کمک مالی برای این سازمان را داشت.
[[گروگان‌گیری در سفارت آمریکا|بیشتر بخوانید...]]
 
آیت‌الله حسن لاهوتی پس از آزادی از زندان به درخواست احمد خمینی، به پاریس رفت و در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، همراه با [[خمینی]] به ایران بازگشت. وی پس از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی ایران|انقلاب ضد سلطنتی]]، سرپرست کمیته‌های انقلاب و [[سپاه پاسداران]] و پس از مدتی نماینده‌ی خمینی در استان گیلان و همچنین امام جمعه‌ی رشت شد.
 
آیت‌الله حسن لاهوتی در اسفند ۱۳۵۸، در اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از رشت انتخاب شد. با شروع درگیری‌های خمینی و نیروهای حزب‌اللهی با سازمان مجاهدین خلق ایران وی به نحوه برخورد با اعضای این سازمان معترض بود.
 
او در ۶ آبان ۱۳۶۰ به‌فرمان دادستان وقت [[اسدالله لاجوردی]] در منزلش دستگیر و به اوین برده شد اما چند ساعت پس از دستگیری به طرز مشکوکی درگذشت. رژیم ایران دلیل مرگ او را سکته‌ی قلبی اعلام کرد اما طولی نکشید دو عروس وی فائزه و فاطمه هاشمی رفسنجانی اعلام کردند وی بر اثر سم استرکنین مسموم و کشته شده است و پزشکی قانونی همان زمان این سم را در معده‌ی او یافته بود.
 
[[حسن لاهوتی اشکوری|بیشتر بخوانید...]]




خط ۲۷: خط ۲۱:
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:عبدالزضا رجبی.jpg|جایگزین=عبدالرضا رجبی|بندانگشتی|160x160پیکسل|عبدالرضا رجبی]]</div>
<div>[[پرونده:تجویدی8.JPG|جایگزین=علی تجویدی|بندانگشتی|185x185پیکسل|علی تجویدی]]</div>
   <div>
   <div>
'''عبدالرضا رجبی'''، (زاده ۱۳۴۱، کرمانشاه - درگذشته ۷ آبان ۱۳۸۷، زندان اوین) در خانواده‌ای فقیر از عشایر کلهر در ماهیدشت کرمانشاه به دنیا آمد. پس از مدتی خانواده آنها به اسلام‌آباد مهاجرت کرده و او در آنجا بزرگ شد. عبدالرضا رجبی در کودکی و نوجوانی زندگی سختی داشت و  برای امرار معاش به کارهای مختلفی چون کشاورزی و کارگری می‌پرداخت.    
'''علی تجویدی'''، (زاده ۱۵ آبان ۱۲۹۸، تهران – درگذشته ۲۴ اسفند ۱۳۸۴، تهران) نوازنده ویولن و سه‌تار، آهنگ‌ساز، پژوهشگر، موسیقی‌دان و نویسنده‌ی ایرانی است. علی تجویدی در ۱۲ سالگی تمام دستگاه‌های موسیقی را می‌شناخت؛ و می‌توانست آن‌ها را به تفکیک از هم شناسایی کند. علی تجویدی موسیقی را با ساز فلوت آغاز و نزد ظهیرالدینی مشق نت‌نویسی کرد. اوج پرواز استاد علی تجویدی در سن ۱۸ سالگی در هشت سال شاگردی نزد استاد شهیر، '''[[ابوالحسن صبا]]''' بود.  


پس از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در جریان درگیری‌های کردستان برخی از دوستان و آشنایان او کشته و یا اعدام شدند. همچنین یکی از برادران همسرش به نام پرویز مجاهدنیا در جریان [[قتل عام ۶۷]] و دیگری با  نام خسرو مجاهدنیا در [[عملیات فروغ جاویدان]] جان باختند.  
علی تجویدی طی سالیان به عنوان پیش‌تاز و طلایه‌دار ویلون‌نوازی ایران شناخته می‌شد. در سال‌های تدریس او در هنرستان موسیقی، هنرجویان زیادی پرورش یافتند. علی تجویدی علاوه بر نوازندگی، آهنگساز نیز بود. استاد علی تجویدی یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد ابوالحسن صبا بود که در غیبت ایشان کلاس او را اداره می‌کرد. علی تجویدی استاد چیره‌دست ویولن بود و سال‌ها در هنرستان موسیقی در رشته ویولن تدریس می‌کرد. او استاد هنرمندانی نظیر هایده و حمیرا نیز بوده است.  


عبدالرضا رجبی در سال ۱۳۷۸ با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] ارتباط برقرار کرد. او همسر و چهار فرزندش را رها کرده و بطور حرفه‌ای وارد مبارزه شد. عبدالرضا رجبی دو سال بعد یعنی در سال ۱۳۸۰ در جریان یک درگیری مسلحانه با [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] در حالی که به شدت زخمی بود دستگیر شد. و زیر شکنجه رفت. عبدالرضا رجبی سرانجام در سال ۱۳۸۷ زیر شکنجه جان باخت.
وی در رشته‌ی نوازندگی خود، صاحب سبکی منحصر به‌فرد بود. بسیاری از آهنگ‌ها و ترانه‌هایی که اغلب ایرانیان با آن‌ها خاطرات بسیاری دارند، ساخته‌ی استاد علی تجویدی است. بسیاری از خواننده‌های پیش از '''[[انقلاب ضد سلطنتی]]'''، با آهنگ‌سازی‌های او به شهرت رسیدند. هم‌چنین بسیاری از ترانه‌های ماندگار بانو دلکش و بانو مرضیه ساخته‌ی علی تجویدی است.  
او در ردیف موسیقی‌دانان طراز اول جهان قرار دارد. پس از [[انقلاب ضد سلطنتی]] سال ۱۳۵۷ به نقل از خود وی، از جمله هنرمندانی بود که در سال‌های آغازین پس از انقلاب، سازهای خود را شکستند. علی تجویدی در سال‌های پایانی به سرطان سخت پروستات مبتلا شد؛ و سرانجام در ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۴، در سن ۸۶ سالگی بدرود حیات گفت.


[[عبدالرضا رجبی|بیشتر بخوانید...]]
[[علی تجویدی|بیشتر بخوانید...]]





نسخهٔ ‏۲ نوامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۴۹

نوشتارهای جدید هفته
تسخیر سفارت آمریکا
تسخیر سفارت آمریکا

گروگان‌گیری در سفارت آمریکا، درایران (Iran hostage crisis ) که در ادبیات رژیم ایران به تسخیر لانه جاسوسی یا تسخیر سفارت آمریکا مشهور است، در روز سیزدهم آبان ۱۳۵۸ توسط گروهی از دانشجویان که خود را «دانشجویان پیرو خط امام» می‌نامیدند، صورت گرفت.

این دانشجویان با بالا رفتن از دیوار سفارت، ۶۶ دیپلمات آمریکایی که کارمند این سفارت بودند را به‌ گروگان گرفتند. رخدادی که به گفته خود این گروه قرار بود ۲ یا ۳روز ادامه داشته باشد اما ۴۴۴ روز به درازا کشید و تبدیل به بزرگترین چالش و بحران بین‌المللی، به طور خاص در روابط ایران و آمریکا شد. بحرانی که اثرات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن بر روابط ۲ کشور ایران و آمریکا سایه گسترده و تا همین امروز بر جای مانده است.

اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری که قرار بود محدود به زمان مشخصی باشد، ۴۴۴ روز طول کشید و بعد از یک سال تصمیم‌گیری به مجلس ارجاع داده شد و در ۱۱ آبان ۱۳۵۹، چهار شرط پیشنهادی در رابطه با گروگان‌های آمریکایی در مجلس به تصویب رسید: اول، آزاد کردن تمام سرمایه‌های ایران. دوم، لغو همه ادعاهای آمریکا علیه حکومت ایران. سوم، عدم دخالت نظامی و سیاسی آمریکا در ایران. چهارم، پس دادن اموال شاه. ماجرای گروگان‌گیری سفارت امریکا سرانجام در قراردادی موسوم به «قرارداد الجزایر»، بین دولت آمریکا و دولت جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ ۳۰ دی ماه ۱۳۵۹ (۲۰ ژوئیه ۱۹۸۱) با بازگرداندن بخشی از دارایی‌های ایران از طرف آمریکا پایان یافت و گروگانها آزاد شدند.

بیشتر بخوانید...


علی تجویدی
علی تجویدی

علی تجویدی، (زاده ۱۵ آبان ۱۲۹۸، تهران – درگذشته ۲۴ اسفند ۱۳۸۴، تهران) نوازنده ویولن و سه‌تار، آهنگ‌ساز، پژوهشگر، موسیقی‌دان و نویسنده‌ی ایرانی است. علی تجویدی در ۱۲ سالگی تمام دستگاه‌های موسیقی را می‌شناخت؛ و می‌توانست آن‌ها را به تفکیک از هم شناسایی کند. علی تجویدی موسیقی را با ساز فلوت آغاز و نزد ظهیرالدینی مشق نت‌نویسی کرد. اوج پرواز استاد علی تجویدی در سن ۱۸ سالگی در هشت سال شاگردی نزد استاد شهیر، ابوالحسن صبا بود.

علی تجویدی طی سالیان به عنوان پیش‌تاز و طلایه‌دار ویلون‌نوازی ایران شناخته می‌شد. در سال‌های تدریس او در هنرستان موسیقی، هنرجویان زیادی پرورش یافتند. علی تجویدی علاوه بر نوازندگی، آهنگساز نیز بود. استاد علی تجویدی یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد ابوالحسن صبا بود که در غیبت ایشان کلاس او را اداره می‌کرد. علی تجویدی استاد چیره‌دست ویولن بود و سال‌ها در هنرستان موسیقی در رشته ویولن تدریس می‌کرد. او استاد هنرمندانی نظیر هایده و حمیرا نیز بوده است.

وی در رشته‌ی نوازندگی خود، صاحب سبکی منحصر به‌فرد بود. بسیاری از آهنگ‌ها و ترانه‌هایی که اغلب ایرانیان با آن‌ها خاطرات بسیاری دارند، ساخته‌ی استاد علی تجویدی است. بسیاری از خواننده‌های پیش از انقلاب ضد سلطنتی، با آهنگ‌سازی‌های او به شهرت رسیدند. هم‌چنین بسیاری از ترانه‌های ماندگار بانو دلکش و بانو مرضیه ساخته‌ی علی تجویدی است. او در ردیف موسیقی‌دانان طراز اول جهان قرار دارد. پس از انقلاب ضد سلطنتی سال ۱۳۵۷ به نقل از خود وی، از جمله هنرمندانی بود که در سال‌های آغازین پس از انقلاب، سازهای خود را شکستند. علی تجویدی در سال‌های پایانی به سرطان سخت پروستات مبتلا شد؛ و سرانجام در ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۴، در سن ۸۶ سالگی بدرود حیات گفت.

بیشتر بخوانید...



نسرین پارسیان
نسرین پارسیان

نسرین پارسیان، (زاده ۱۳۳۹ در تبریز - درگذشته ۹ آبان ۱۳۷۲) کاندیدای شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران، و عضو شورای ملی مقاومت ایران بود. او از دانشجویان دانشگاه تبریز و مسئول بخش دانشجویی سازمان مجاهدین در این دانشگاه بود. وی در ۱۳۶۱ از ایران خارج شد و به تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در خارج کشور پیوست. نسرین پارسیان در سال ۱۳۶۶ مسئول پشتیبانی یکی از یکان‌های رزمی و فرمانده یک دسته رزمی از زنان بود.

وی در عملیات فروغ جاویدان، فرمانده یک گردان از ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بود. سال ۱۳۷۱ به عضویت هیئت اجرایی سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد و ضمن کاندیدایی شورای رهبری، فرمانده پذیرش ارتش آزادی‌بخش شد. نسرین پارسیان صبح روز ۹ آبان‌ ۱۳۷۲، حین رانندگی در ورودی شهر بغداد با یک مینی‌بوس تصادف کرد و در همان روز جان باخت.


بیشتر بخوانید...