صفحهٔ اصلی
آشنایی با دانشنامه - آشنایی با اصول ویرایش - کارهای قابل انجام - سیاستها و رهنمودها - فهرست الفبایی مقالهها - نسخهی تلفن همراه
|
ویرایش آشنایی با ایرانپدیاویکی
ایرانپدیا دانشنامهی اپوزیسیون ایران است؛ دانشنامهای مستند برای ایرانیانی که میخواهند روایت بدون سانسور و دقیق تاریخ صدسالهی ایران -بهویژه چهل سال اخیر- را بدانند.
ایرانپدیا در ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ فعالیت خود را آغاز کرد و هماکنون (۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی) ۲٬۶۰۲ نوشتار دارد. مقالههای این دانشنامه باید بیطرفانه و با استناد به منابع معتبر و بدون لحن تبلیغی و بدون پایمال کردن حق نشر دیگران باشند. مطالب ایرانپدیا همواره در حال تکمیل و بازتکمیل، ویرایش و بازویرایش است. ویرایش نوشتار برگزیده
ارنستو چهگوارا، با نام کامل ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا، (به اسپانیایی: Ernesto Rafael Guevara de la serna) معروف به چه گوارا یا الچه، زاده ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در شهر روزاریو (Rosario) در ایالت سانتافه آرژانتین به دنیا آمد. او پزشکی انقلابی، نظریهپرداز جنگهای چریکی، سیاستمدار، نویسنده، و یکی از چهرههای شاخص انقلاب کوبا بود. امروزه چهره و منش چهگوارا به نمادی جهانی از عنصر شورشگری در برابر ظلم و نابرابری تبدیل شده است، چهگوارا در خانوادهای مرفه ایرلندی - اسپانیایی متولد شد. پدرش ارنستو گوارا لینچ، ایرلندی و مادرش سلیا دلاسرنا اسپانیایی بود. چهگوارا ازکودکی دچار بیماری تنگی نفس (آسم) بود که تا پایان عمر این بیماری همراه او بود. درسال ۱۹۴۶ همراه با کوچ خانواده به بوئنسآیرس به تحصیل پزشکی پرداخت. درماه مارس سال ۱۹۵۳ با ارائه پایاننامه خود در باره حساسیتها (آلرژی) اجازه طبابت گرفت. چهگوارا پس از فارغالتحصیلی بیشتر اوقات فراغت خود را درسفر به کشورهای مختلف امریکای لاتین گذراند. درسال ۱۹۵۳ به گواتمالا رفت و درآنجا در سال ۱۹۵۴ شاهد سقوط دولت جاکوبو آربنز بدست سازمان «سیا» بود. چهگوارا از گواتمالا به مکزیک رفت و درآنجا با رائول و فیدل کاسترو آشنا شد و به آنها پیوست. درتابستان سال ۱۹۵۵ بعنوان سومین عضو تیم شناسایی جنبش ۲۶ ژوئیه کوبا توسط کاسترو برگزیده شد. او در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۶ به همراه ۸۲ مبارز دیگر با قایقی به نام «گرانما» برای راهاندازی نبرد با دیکتاتوری باتیستا به کوبا رفت . چهگوارا در دوم ژانویه ۱۹۵۹ با پیروزی بر باتیستا به همراه یارانش وارد هاوانا شد. ارنستو چهگورا پس از پیروزی انقلاب در کوبا در پائیز ۱۹۶۶ به بولیوی رفته و با ایجاد یک گروه چریکی مبارزه در این کشور را آغاز کرد. چهگورا پس از نبردی خونین به اسارت ارتش بولیوی درآمد و در ۹ اکتبر ۱۹۶۷ تیرباران شد. بیشتر بخوانید... ویرایش نوشتارهای برگزیده
}}محمدجواد وفایی ثانی، (زاده سال ۱۳۷۴، مشهد) زندانی سیاسی است که پس از قیام سراسری آبانماه ۱۳۹۸، در مشهد دستگیر شد. محمدجواد وفایی ثانی قهرمان بوکس باشگاههای مشهد به افساد فیالارض از طریق آتش زدن و تخریب ساختمان تعزیرات حکومتی، شرکت در اعتراضات آبان ۹۸، و اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شد. محمدجواد وفایی ثانی پس از دستگیری، توسط نیروهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی، مورد شکنجههای روحی و جسمی برای اعترافات اجباری قرار گرفت. او در دیماه سال ۱۴۰۰، توسط قاضی منصوری در شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد. این حکم اعدام با تلاش وکلا در دادگاه دیوان عالی نقض شد، اما پروندهی این زندان سیاسی به شعبهی دیگر دادگاه انقلاب ارسال و مجدداً حکم اعدام برای او صادر شد که این حکم به بابک پاکنیا، وکیل محمدجواد وفایی ثانی در دوم مردادماه ۱۴۰۲، ابلاغ گردید. خبر اعدام این زندانی سیاسی و انتقال وی به سلولهای انفرادی، بازتابهای بسیاری در سطح بینالمللی داشت، از جمله نامهی ۸۵ تن از کارشناسان و مدافعان حقوق بشر به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای اقدام فوری و ممانعت از اعدام محمدجواد وفایی ثانی، نامهی ۱۵ تن از سیاستمداران و اعضای پارلمان بلژیک، نامهی ۱۰ تن از وزیران پیشین کشورهای مختلف و نامهی ۲۵ تن از پارلمان فدرال استرالیا به کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد جهت اقدام فوری برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی، نمونههای از واکنش جهانی نسبت به خطر اعدام محمدجواد وفایی ثانی بود. همچنین شورای ملی مقاومت و کمیسیون این شورا، برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی فراخوان داد؛ و اطلاعیههایی صادر کرد. خانوادهی محمدجواد وفایی ثانی، بهشدت زیر نظر و فشار نهادهای امنیتی رژیم ایران هستند تا دربارهی وضعیت فرزندشان در زندان، با رسانهها مصاحبهای انجام ندهند. همچنین در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۴، برای بار سوم، حکم اعدام این زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور تایید شد. ژان زیگلر (به فرانسوی: Jean Ziegler؛ زادهٔ ۱۹ آوریل ۱۹۳۴ در تون سوئیس – درگذشتهٔ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ در ژنو)، جامعهشناس، نویسنده، سیاستمدار سوئیسی و یکی از برجستهترین چهرههای فکری چپ در جهان معاصر بود. او گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد در امور حق غذا (۲۰۰۰–۲۰۰۸) و معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. زیگلر با بیپروایی و تعهد عمیق، سرمایهداری جهانی را «وحشی» و «قاتل» مینامید و گرسنگی را نه یک بلای طبیعی، بلکه «جنایت سازمانیافته» علیه بشریت توصیف میکرد. جملهٔ معروف او «هر کودکی که از گرسنگی میمیرد، به قتل رسیده است» به نماد تعهدش به عدالت جهانی تبدیل شد. زیگلر بیش از نیم قرن در عرصههای دانشگاهی، پارلمانی و بینالمللی فعالیت کرد و کتابهایی نوشت که به زبانهای متعدد ترجمه شدند و میلیونها خواننده یافتند. او منتقد سرسخت جهانیسازی لیبرال، بانکداری سوئیس، شرکتهای چندملیتی و سیاستهای اقتصادی نئولیبرال بود. زیگلر دوست دیرینه دکتر کاظم رجوی و حامی مقاومت ایران بود و در دهههای مختلف از حقوق مجاهدین اشرف و زندانیان سیاسی ایران دفاع کرد.
ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزهی اورلئان، (زادهی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشتهی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت. ژاندارک دختر یک مزرعهدار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندیشان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی میشود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و همچنین ویژگیهای شخصیتی زنان آگاه و روشنبین عصر خود را داشت. ویژگیهایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیشها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسیها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند. پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزیهای بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعهی بوْروی منتقل کردند. در دادگاهی که ژاندارک محاکمه میشد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع میکرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و… در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند. ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعلههای آتش چنین گفت:شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آنکه توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانهای به دست آورده بود.
|


