پروپاگاندا

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۱۴ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات مفهوم | نام = پروپاگاندا | نام اصلی = Propaganda | نام‌های دیگر = تبلیغات سیاسی، تبلیغات جهت‌دار، تبلیغات اقناعی | تصویر = | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | حوزه = علوم سیاسی، ارتباطات، جامعه...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پروپاگاندا
شناسنامه
نام‌های دیگرتبلیغات سیاسی، تبلیغات جهت‌دار، تبلیغات اقناعی
حوزهعلوم سیاسی، ارتباطات، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، مطالعات رسانه
خاستگاهواژهٔ جدید از لاتین؛ کاربرد سیاسی مدرن در اروپا و سپس جهان
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیاقناع، انتخاب گزینشی اطلاعات، چارچوب‌بندی، تکرار، نماد، کلیشه، دشمن‌سازی، توسل به احساسات، کنترل دستور کار، مخاطب هدف
جریان‌های مرتبطاقناع، افکار عمومی، اطلاعات نادرست، دروغ‌پراکنی، سانسور، جنگ روانی، روابط عمومی، تبلیغات تجاری
تأثیرپذیرفته ازبلاغت، روان‌شناسی جمعی، گسترش سواد، مطبوعات، دولت مدرن، تبلیغات تجاری، جنگ‌های توده‌ای و رسانه‌های جمعی
تأثیرگذار برارتباطات سیاسی، روابط عمومی، تبلیغات، جنگ روانی، مطالعات رسانه، مطالعات افکار عمومی و سواد رسانه‌ای
نقد و ارزیابی

پروپاگاندا (به انگلیسی: Propaganda) به ارتباط سازمان‌یافته و هدفمندی گفته می‌شود که برای شکل‌دادن به ادراک، نگرش یا رفتار مخاطبان در راستای اهداف فرستندهٔ پیام طراحی شده است. پروپاگاندا می‌تواند توسط دولت‌ها، احزاب و جنبش‌های سیاسی، سازمان‌های نظامی، گروه‌های اجتماعی، شرکت‌ها یا دیگر کنشگران به کار گرفته شود. ابزارهای آن از سخنرانی، پوستر، کتاب و مطبوعات تا رادیو، سینما، تلویزیون، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را در بر می‌گیرد.[۱]

یکی از ویژگی‌های مهم پروپاگاندا، هدفمندی آن است. گارث جاوت و ویکتوریا اودانل پروپاگاندا را تلاشی عمدی و نظام‌مند برای شکل‌دادن به ادراک‌ها، دستکاری شناخت‌ها و هدایت رفتار به‌گونه‌ای تعریف می‌کنند که واکنش مورد نظر تبلیغ‌کننده را پیش ببرد.[۲]

پروپاگاندا الزاماً مترادف «دروغ» نیست. یک پیام پروپاگاندایی ممکن است حاوی اطلاعات درست، نادرست یا آمیزه‌ای از هر دو باشد. آنچه آن را از انتقال بی‌طرفانهٔ اطلاعات متمایز می‌کند، گزینش و سازمان‌دهی هدفمند پیام برای ایجاد نگرش یا واکنش مشخص است. حذف زمینه، برجسته‌کردن بخشی از واقعیت، تکرار، برانگیختن احساسات و استفاده از نمادها از جمله شیوه‌هایی هستند که می‌توانند در پروپاگاندا به کار روند.[۳]

پروپاگاندا در تاریخ سیاسی اهمیت ویژه‌ای داشته است. جنگ جهانی اول نقطهٔ عطفی در سازمان‌دهی تبلیغات دولتی در مقیاس توده‌ای بود و در جنگ جهانی دوم حکومت‌های درگیر از رادیو، سینما، پوستر و مطبوعات برای بسیج مردم و جنگ روانی استفاده کردند. آلمان نازی یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های استفادهٔ نظام‌مند از تبلیغات دولتی است؛ دستگاه تبلیغاتی آن حکومت از رسانه و فرهنگ برای ترویج ایدئولوژی نازی، کیش رهبری، جنگ و یهودستیزی استفاده کرد.[۴]

در عصر اینترنت، پروپاگاندا از بین نرفته، بلکه ابزارها و شبکه‌های انتشار آن دگرگون شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی امکان انتشار سریع پیام، تصویر و ویدئو را فراهم کرده‌اند و مرز میان پروپاگاندا، تبلیغات سیاسی، اطلاعات نادرست، عملیات نفوذ و ارتباطات عادی را در برخی موارد پیچیده‌تر ساخته‌اند. از این رو، مطالعهٔ پروپاگاندا امروز بخشی از پژوهش دربارهٔ رسانه، دموکراسی، اقتدارگرایی، جنگ، افکار عمومی و سواد رسانه‌ای است.

ریشهٔ واژه

واژهٔ Propaganda از فعل لاتینی propagare به معنای گسترش‌دادن، تکثیرکردن یا اشاعه‌دادن گرفته شده است.

یکی از نقاط مهم در تاریخ این واژه به سال ۱۶۲۲ بازمی‌گردد؛ زمانی که پاپ گریگوری پانزدهم نهادی با عنوان Sacra Congregatio de Propaganda Fide، به معنای «مجمع مقدس برای ترویج ایمان»، ایجاد کرد.

در این کاربرد اولیه، واژهٔ پروپاگاندا لزوماً بار منفی امروزی را نداشت و به معنای انتشار و ترویج یک باور به کار می‌رفت.[۵]

با گسترش رقابت‌های سیاسی و جنگ‌های مدرن، این واژه به‌تدریج معنایی سیاسی‌تر پیدا کرد و به فعالیت‌هایی برای تأثیرگذاری هدفمند بر افکار عمومی اطلاق شد.

تعریف پروپاگاندا

تعریف پروپاگاندا دشوار است، زیرا مرز آن با اقناع، آموزش، تبلیغات تجاری، روابط عمومی و ارتباطات سیاسی همیشه روشن نیست.

برخی تعریف‌ها بر محتوای گمراه‌کننده تأکید می‌کنند و برخی دیگر قصد و روش ارتباط را معیار اصلی می‌دانند.

در تعریف جاوت و اودانل، عنصر مهم این است که ارتباط به‌صورت عمدی و نظام‌مند برای ایجاد واکنشی طراحی شود که هدف تبلیغ‌کننده را پیش ببرد.[۶]

در این تعریف، پروپاگاندا یک «فرایند ارتباطی» است، نه صرفاً مجموعه‌ای از دروغ‌ها.

پروپاگاندا و اقناع

اقناع مفهومی گسترده‌تر از پروپاگاندا است.

انسان‌ها در زندگی روزمره دائماً تلاش می‌کنند دیگران را قانع کنند. گفت‌وگو، استدلال، مذاکره و مناظره همگی می‌توانند اشکالی از اقناع باشند.

پروپاگاندا نیز از روش‌های اقناعی استفاده می‌کند، اما معمولاً دارای هدف سازمان‌یافته‌تر و رابطه‌ای نامتقارن‌تر میان فرستنده و مخاطب است.

جاوت و اودانل میان اقناع و پروپاگاندا تمایز می‌گذارند و بر این نکته تأکید می‌کنند که پروپاگاندا واکنشی را دنبال می‌کند که هدف تبلیغ‌کننده را تأمین کند.[۷]

پروپاگاندا و اطلاع‌رسانی

اطلاع‌رسانی در معنای آرمانی خود با هدف انتقال داده‌های دقیق و قابل بررسی انجام می‌شود.

پروپاگاندا ممکن است از اطلاعات واقعی استفاده کند، اما آنها را در جهت هدف مشخصی گزینش و سازمان‌دهی می‌کند.

برای مثال، یک پیام می‌تواند مجموعه‌ای از آمارهای واقعی را ارائه دهد، اما آمارهایی را که نتیجهٔ متفاوتی نشان می‌دهند حذف کند.

بنابراین صحت تک‌تک گزاره‌ها به‌تنهایی برای تشخیص پروپاگاندا کافی نیست؛ شیوهٔ انتخاب، زمینه‌گذاری و هدف ارتباط نیز اهمیت دارد.

پروپاگاندا و دروغ

یکی از تصورات رایج این است که پروپاگاندا همیشه دروغ است.

این تصور دقیق نیست.

دروغ می‌تواند ابزار پروپاگاندا باشد، اما اطلاعات صحیح نیز می‌توانند در یک کارزار پروپاگاندایی به کار روند.

گاهی یک واقعیت واقعی بارها تکرار می‌شود، از زمینهٔ تاریخی یا اجتماعی خود جدا می‌شود یا تنها بخشی از اطلاعات منتشر می‌شود.

از این رو، تحلیل پروپاگاندا مستلزم بررسی صحت محتوا، زمینهٔ اطلاعات، منابع، هدف پیام و شیوهٔ ارائهٔ آن است.

پروپاگاندا و اطلاعات نادرست

مفهوم پروپاگاندا با اطلاعات نادرست هم‌پوشانی دارد، اما این دو مترادف نیستند.

اطلاعات نادرست ممکن است بدون قصد فریب منتشر شوند. فردی می‌تواند خبری اشتباه را با تصور اینکه درست است بازنشر کند.

در مقابل، «دروغ‌پراکنی» یا disinformation معمولاً به اطلاعات نادرستی اشاره دارد که آگاهانه برای فریب منتشر می‌شوند.

پروپاگاندا می‌تواند از دروغ‌پراکنی استفاده کند، اما می‌تواند بر واقعیت‌های گزینش‌شده، تصاویر احساسی، نمادها یا پیام‌های ارزشی نیز متکی باشد.

پروپاگاندا و تبلیغات تجاری

تبلیغات تجاری و پروپاگاندا از برخی فنون مشترک استفاده می‌کنند.

هر دو می‌توانند از تکرار، شعار، تصویر، موسیقی، شخصیت‌های شناخته‌شده و جاذبه‌های احساسی بهره ببرند.

تفاوت اصلی معمولاً در هدف آنهاست. تبلیغات تجاری عمدتاً در پی فروش کالا یا خدمات است، در حالی که پروپاگاندا بیشتر برای شکل‌دادن به نگرش‌ها و رفتارهای سیاسی، اجتماعی یا ایدئولوژیک به کار می‌رود.

با این حال، مرز این دو همیشه روشن نیست و تکنیک‌های تبلیغات تجاری تأثیر مهمی بر پروپاگاندای مدرن داشته‌اند.

پروپاگاندا و روابط عمومی

روابط عمومی و پروپاگاندا نیز تاریخ مشترکی دارند.

هر دو حوزه با مدیریت تصویر، افکار عمومی و ارتباط سازمان با جامعه سروکار دارند.

ادوارد برنیز، یکی از چهره‌های اولیهٔ روابط عمومی در آمریکا، در سال ۱۹۲۸ کتابی با عنوان Propaganda منتشر کرد و دربارهٔ امکان شکل‌دادن سازمان‌یافته به افکار و عادات عمومی بحث کرد.[۸]

با منفی‌شدن بار واژهٔ پروپاگاندا پس از جنگ جهانی اول و به‌ویژه جنگ جهانی دوم، اصطلاح «روابط عمومی» در بسیاری از زمینه‌ها کاربرد پذیرفته‌تری پیدا کرد.

با این حال، روابط عمومی در مفهوم حرفه‌ای امروز الزاماً پروپاگاندا نیست و می‌تواند شامل اطلاع‌رسانی، ارتباط دوسویه و پاسخ‌گویی عمومی باشد.

پیشینهٔ تاریخی پروپاگاندا

استفاده از ارتباط برای کسب مشروعیت یا بسیج مردم بسیار قدیمی‌تر از خود واژهٔ پروپاگاندا است.

فرمانروایان باستان از کتیبه‌ها، سکه‌ها، بناهای یادبود، مراسم و روایت‌های پیروزی برای نمایش قدرت استفاده می‌کردند.

در جنگ‌ها نیز اخبار پیروزی و شکست می‌توانست برای تقویت روحیه یا تضعیف دشمن به کار رود.

از این منظر، پروپاگاندا سابقه‌ای چند هزار ساله دارد، هرچند شکل توده‌ای و صنعتی آن محصول تحولات جامعهٔ مدرن است.[۹]

چاپ و گسترش پروپاگاندا

اختراع و گسترش چاپ امکان تکثیر پیام را در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر فراهم کرد.

جزوه، اعلامیه، کتاب و تصویر چاپی در منازعات مذهبی و سیاسی اروپا اهمیت پیدا کردند.

اصلاح دینی نمونه‌ای مهم از دورانی است که در آن رسانهٔ چاپی برای منازعهٔ عقیدتی در مقیاسی گسترده استفاده شد.

با افزایش سواد و توسعهٔ مطبوعات در سده‌های بعد، ظرفیت ارتباط سیاسی توده‌ای نیز افزایش یافت.

انقلاب‌ها و افکار عمومی

در عصر انقلاب‌های سیاسی، اهمیت افکار عمومی افزایش یافت.

انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه با انتشار گستردهٔ جزوه، روزنامه، کاریکاتور، شعار و نماد همراه بودند.

با گسترش مفهوم شهروندی و سیاست توده‌ای، حکومت‌ها و مخالفان آنها هر دو نیاز بیشتری به جلب حمایت عمومی پیدا کردند.

این تحول یکی از زمینه‌های تاریخی شکل‌گیری پروپاگاندای سیاسی مدرن بود.

جامعهٔ توده‌ای

سدهٔ نوزدهم شاهد افزایش جمعیت شهری، سواد عمومی، روزنامه‌های پرتیراژ و سیاست انتخاباتی بود.

این تحولات جامعه‌ای ایجاد کردند که در آن میلیون‌ها نفر می‌توانستند تقریباً هم‌زمان در معرض یک پیام قرار گیرند.

گسترش تلگراف، چاپ ارزان و بعدها سینما و رادیو نیز این ظرفیت را افزایش داد.

پروپاگاندای مدرن در چنین محیطی از فعالیت محدود نخبگان به ارتباط توده‌ای تبدیل شد.

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ پروپاگاندا بود.

دولت‌های درگیر برای بسیج سربازان، فروش اوراق قرضه، حفظ روحیهٔ عمومی و ارائهٔ تصویر منفی از دشمن از پوستر، فیلم، مطبوعات، سخنرانی و دیگر ابزارهای ارتباطی استفاده کردند.

در بریتانیا، آلمان، فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای درگیر، نهادهایی برای مدیریت اطلاعات و تبلیغات ایجاد شدند.

تجربهٔ این جنگ تأثیر عمیقی بر مطالعات بعدی دربارهٔ قدرت رسانه و افکار عمومی گذاشت.[۱۰]

کمیتهٔ اطلاعات عمومی آمریکا

پس از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول، وودرو ویلسون در آوریل ۱۹۱۷ «کمیتهٔ اطلاعات عمومی» (Committee on Public Information) را تشکیل داد و جورج کریل را در رأس آن قرار داد.

این کمیته از روزنامه، پوستر، فیلم، کتابچه و شبکه‌ای از سخنرانان برای توضیح و ترویج اهداف جنگی دولت استفاده کرد.[۱۱]

گروهی موسوم به «مردان چهار دقیقه‌ای» سخنرانی‌های کوتاهی در سینماها و اجتماعات انجام می‌دادند.

کمیتهٔ کریل بعدها به یکی از نمونه‌های مهم در مطالعات تاریخ تبلیغات دولتی تبدیل شد.

پوسترهای جنگی

پوستر از ابزارهای مؤثر پروپاگاندای جنگ جهانی اول بود.

تصاویر ساده، رنگ‌های چشمگیر، نمادهای ملی و شعارهای کوتاه می‌توانستند پیام را حتی به افرادی منتقل کنند که متن طولانی نمی‌خواندند.

پوستر مشهور «عمو سام تو را می‌خواهد» اثر جیمز مونتگمری فلگ از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این دوره است. میلیون‌ها نسخه از این تصویر در جریان جنگ چاپ شد.[۱۲]

پوستر جنگی نشان داد که ترکیب تصویر، نماد و فراخوان مستقیم چگونه می‌تواند در بسیج عمومی به کار رود.

هارولد لاسول

هارولد لاسول از نخستین پژوهشگران مهم علمی پروپاگاندا بود.

او در کتاب Propaganda Technique in the World War که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، تبلیغات جنگ جهانی اول را تحلیل کرد.[۱۳]

لاسول پروپاگاندا را در ارتباط با مدیریت نگرش‌های جمعی از طریق نمادهای معنادار بررسی می‌کرد.

پژوهش‌های او بعدها در شکل‌گیری مطالعات ارتباطات سیاسی و ارتباطات جمعی تأثیرگذار شدند.

والتر لیپمن و افکار عمومی

والتر لیپمن در کتاب Public Opinion در سال ۱۹۲۲ به محدودیت‌های شناخت انسان از جهان پیچیدهٔ سیاسی پرداخت.

او استدلال می‌کرد که افراد بخش بزرگی از جهان را مستقیماً تجربه نمی‌کنند، بلکه بر اساس تصاویر و بازنمایی‌هایی که از طریق رسانه‌ها دریافت می‌کنند دربارهٔ آن قضاوت می‌کنند.[۱۴]

مفهوم «شبه‌محیط» در اندیشهٔ لیپمن برای مطالعات بعدی رسانه و افکار عمومی اهمیت پیدا کرد.

اگر برداشت انسان از جهان تا اندازهٔ زیادی از طریق تصاویر و اطلاعات واسطه‌ای شکل گیرد، کنترل این تصاویر می‌تواند قدرت سیاسی قابل توجهی ایجاد کند.

ادوارد برنیز

ادوارد برنیز یکی از چهره‌های تأثیرگذار در تاریخ روابط عمومی و مطالعهٔ اقناع توده‌ای بود.

او در کتاب Propaganda استدلال کرد که جامعهٔ مدرن پیچیده به سازوکارهایی برای سازمان‌دهی افکار عمومی وابسته است.[۱۵]

برنیز از یافته‌های روان‌شناسی، تبلیغات تجاری و ارتباطات برای طراحی کارزارهای عمومی استفاده می‌کرد.

دیدگاه او دربارهٔ «مهندسی رضایت» بعدها هم به‌عنوان یکی از بنیان‌های روابط عمومی مدرن و هم به دلیل پیامدهای آن برای دستکاری افکار عمومی مورد نقد قرار گرفت.

روان‌شناسی و پروپاگاندا

رشد روان‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی بر روش‌های تبلیغات مدرن تأثیر گذاشت.

پژوهش دربارهٔ نگرش، رفتار جمعی، ترس، هویت گروهی و نفوذ اجتماعی به فهم بهتر واکنش مخاطبان کمک کرد.

تبلیغ‌کنندگان دریافتند که پیام سیاسی الزاماً نباید تنها بر استدلال منطقی تکیه کند.

هویت، احساس تعلق، ترس، امید، خشم و غرور نیز می‌توانند در واکنش سیاسی نقش داشته باشند.

پروپاگاندا در آلمان نازی

آلمان نازی یکی از مشهورترین نمونه‌های تاریخی استفادهٔ سازمان‌یافته از پروپاگاندا است.

پس از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در سال ۱۹۳۳، «وزارت روشنگری عمومی و پروپاگاندای رایش» به ریاست یوزف گوبلز ایجاد شد.

این وزارتخانه بر حوزه‌هایی مانند مطبوعات، رادیو، فیلم، ادبیات، تئاتر و بخش‌هایی از فرهنگ نظارت گسترده داشت و آنها را در جهت اهداف ایدئولوژیک حکومت هماهنگ می‌کرد.[۱۶]

نازی‌ها از فناوری‌های جدید ارتباطی، تجمع‌های عظیم، فیلم، پوستر و رادیو برای گسترش پیام‌های خود استفاده کردند.

یوزف گوبلز

یوزف گوبلز از چهره‌های اصلی دستگاه تبلیغاتی نازیسم بود.

او پیش از به قدرت رسیدن نازی‌ها مسئول تبلیغات حزب بود و پس از ۱۹۳۳ وزیر تبلیغات شد.

دستگاه تحت مدیریت او از رادیو، سینما، مطبوعات، هنر و مراسم عمومی برای ترویج تصویر هیتلر، ایدئولوژی نازی و اهداف جنگی حکومت استفاده می‌کرد.[۱۷]

گوبلز همچنین در ترویج یهودستیزی و ایجاد فضای اجتماعی مساعد برای سیاست‌های ضدیهودی رژیم نقش مهمی داشت.

پروپاگاندا و هولوکاست

تبلیغات نازی نقش مهمی در ایجاد و تقویت فضای یهودستیزی داشت.

یهودیان در پوسترها، فیلم‌ها، کتاب‌های درسی و مطبوعات به‌عنوان دشمن یا تهدید معرفی می‌شدند.

موزهٔ یادبود هولوکاست ایالات متحده تأکید می‌کند که پروپاگاندای نازی در پیشبرد آزار و در نهایت نابودی یهودیان اروپا نقش داشت و به ایجاد فضایی کمک کرد که در آن خشونت علیه یهودیان تحمل یا پذیرفته شود.[۱۸]

از این رو، مطالعهٔ پروپاگاندا بخشی مهم از مطالعهٔ هولوکاست و سازوکارهای اجتماعی زمینه‌ساز خشونت جمعی است.

پروپاگاندا و سانسور

سانسور و پروپاگاندا دو سازوکار متفاوت اما گاه مکمل‌اند.

سانسور دسترسی به برخی اطلاعات و دیدگاه‌ها را محدود می‌کند؛ پروپاگاندا پیام مورد نظر را تولید و تقویت می‌کند.

یک حکومت می‌تواند هم‌زمان صدای مخالفان را محدود کند و روایت خود را به‌طور گسترده منتشر سازد.

در آلمان نازی، این دو فرایند به‌صورت هم‌زمان عمل می‌کردند: برخی کتاب‌ها و رسانه‌ها حذف یا ممنوع می‌شدند و در همان حال محتوای ایدئولوژیک حکومت از طریق رسانه‌ها، آموزش و فرهنگ منتشر می‌شد.[۱۹]

پروپاگاندا در جنگ جهانی دوم

در جنگ جهانی دوم تقریباً همهٔ قدرت‌های اصلی از تبلیغات گسترده استفاده کردند.

پوستر، رادیو، خبر، فیلم مستند، کاریکاتور و اعلامیه برای حفظ روحیه، جذب نیرو، افزایش تولید، فروش اوراق قرضه و تضعیف دشمن به کار می‌رفتند.

پروپاگاندا تنها متوجه شهروندان داخلی نبود؛ پیام‌هایی نیز برای سربازان و مردم کشورهای دشمن تولید می‌شد.

این تجربه موجب توسعهٔ بیشتر حوزه‌هایی شد که بعدها «جنگ روانی» و عملیات اطلاعاتی نام گرفتند.

پروپاگاندا و جنگ روانی

جنگ روانی استفادهٔ برنامه‌ریزی‌شده از ارتباطات برای اثرگذاری بر روحیه، ادراک و رفتار دشمن یا گروه‌های هدف در شرایط منازعه است.

اعلامیه‌های هوایی، برنامه‌های رادیویی، شایعه، پیام‌های تهدیدآمیز یا امیدبخش و اطلاعات دربارهٔ شکست‌های نظامی می‌توانند بخشی از جنگ روانی باشند.

پروپاگاندا و جنگ روانی هم‌پوشانی دارند، اما جنگ روانی معمولاً مفهومی مشخص‌تر در حوزهٔ نظامی و امنیتی است.

جنگ سرد

در دوران جنگ سرد، پروپاگاندا به یکی از عرصه‌های مهم رقابت میان بلوک غرب و اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد.

رادیو، فیلم، ادبیات، نمایشگاه، ورزش، هنر و حتی رقابت‌های علمی می‌توانستند حامل پیام‌های ایدئولوژیک باشند.

هر طرف تلاش می‌کرد نظام سیاسی و اقتصادی خود را موفق‌تر و رقیب را ناکارآمد یا تهدیدآمیز نشان دهد.

به همین دلیل، جنگ سرد علاوه بر رقابت نظامی و اقتصادی، نبردی بر سر تصویر، روایت و مشروعیت نیز بود.

ژاک الول

ژاک الول، جامعه‌شناس و متفکر فرانسوی، یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان پروپاگاندا در سدهٔ بیستم بود.

کتاب Propagandes او در سال ۱۹۶۲ منتشر شد و بعدها با عنوان Propaganda: The Formation of Men’s Attitudes به انگلیسی ترجمه شد.

الول پروپاگاندا را صرفاً مجموعه‌ای از پیام‌های دروغین نمی‌دانست؛ او آن را پدیده‌ای مرتبط با جامعهٔ مدرن، رسانه‌های جمعی، سازمان و نیاز افراد به تفسیر جهان پیچیده می‌دید.[۲۰]

در تحلیل او، پروپاگاندا می‌تواند در نظام‌های سیاسی مختلف وجود داشته باشد و نباید آن را فقط به دیکتاتوری‌ها محدود کرد.

پروپاگاندای سیاسی و جامعه‌شناختی

الول میان گونه‌هایی از پروپاگاندا تمایز می‌گذاشت.

«پروپاگاندای سیاسی» معمولاً از سوی سازمانی سیاسی برای دستیابی به هدف مشخصی به کار می‌رود.

در مقابل، «پروپاگاندای جامعه‌شناختی» می‌تواند از طریق سبک زندگی، ارزش‌ها، رسانه‌ها و فرهنگ، الگوهای یک جامعه را به افراد منتقل کند.[۲۱]

این تمایز مفهوم پروپاگاندا را از پیام‌های آشکار سیاسی فراتر می‌برد.

پروپاگاندای عمودی و افقی

الول همچنین میان پروپاگاندای «عمودی» و «افقی» تمایز می‌گذاشت.

در پروپاگاندای عمودی، پیام از مرکز قدرت یا سازمان به سوی تودهٔ مخاطبان جریان پیدا می‌کند.

در پروپاگاندای افقی، اعضای گروه می‌توانند در فرایند متقاعدکردن یکدیگر نقش داشته باشند.

این تمایز در عصر شبکه‌های اجتماعی اهمیت تازه‌ای پیدا کرده است، زیرا پیام‌ها دیگر الزاماً فقط از رسانهٔ مرکزی به مخاطب منتقل نمی‌شوند و کاربران نیز در بازتولید و گسترش آنها مشارکت می‌کنند.

پروپاگاندای سفید

در برخی طبقه‌بندی‌های ارتباطی، پروپاگاندا بر اساس میزان آشکاربودن منبع به «سفید»، «خاکستری» و «سیاه» تقسیم می‌شود.[۲۲]

در پروپاگاندای سفید، منبع پیام آشکار و معمولاً قابل شناسایی است.

برای مثال، دولت یا حزب ممکن است آشکارا اعلامیه یا برنامه‌ای را به نام خود منتشر کند.

محتوای چنین پیامی همچنان می‌تواند گزینشی یا جهت‌دار باشد، اما هویت فرستنده پنهان نیست.

پروپاگاندای خاکستری

در پروپاگاندای خاکستری، منبع پیام مبهم یا نامشخص است.

مخاطب ممکن است نتواند تشخیص دهد چه فرد یا سازمانی در پشت پیام قرار دارد.

ابهام منبع می‌تواند ارزیابی انگیزه و اعتبار پیام را دشوارتر کند.

این شیوه در منازعات سیاسی و عملیات نفوذ اهمیت ویژه‌ای دارد.

پروپاگاندای سیاه

در پروپاگاندای سیاه، پیام به منبعی نسبت داده می‌شود که منبع واقعی آن نیست.

فرستنده ممکن است وانمود کند پیام از سوی دشمن، یک رسانهٔ مستقل یا گروه دیگری منتشر شده است.

در اینجا فریب دربارهٔ هویت منبع بخشی از عملیات ارتباطی است.

پروپاگاندای سیاه با عملیات فریب و جنگ روانی ارتباط نزدیک دارد.

تکرار

تکرار یکی از شناخته‌شده‌ترین روش‌های تبلیغاتی است.

تکرار یک شعار، تصویر یا ادعا می‌تواند آشنایی مخاطب با پیام را افزایش دهد.

پیام‌های کوتاه و قابل تکرار به‌ویژه در رسانه‌های توده‌ای و شبکه‌های اجتماعی قابلیت انتشار زیادی دارند.

با این حال، تکرار به‌تنهایی تضمین‌کنندهٔ پذیرش نیست و واکنش مخاطبان به اعتماد آنان به منبع، باورهای قبلی و شرایط اجتماعی وابسته است.

شعار

شعار ابزاری برای فشرده‌کردن یک پیام پیچیده در عبارت کوتاه و قابل حفظ است.

شعارهای سیاسی می‌توانند اهداف، هویت گروه یا تصویر دشمن را در چند واژه خلاصه کنند.

سادگی شعار باعث می‌شود بتوان آن را در سخنرانی، پوستر، تظاهرات، رادیو و شبکه‌های اجتماعی تکرار کرد.

همین سادگی می‌تواند در عین حال پیچیدگی موضوع را کاهش دهد و تفاوت‌ها و جزئیات را کنار بگذارد.

نماد

پرچم، رنگ، سرود، نشان، تصویر رهبر و دیگر نمادها می‌توانند حامل معنای سیاسی باشند.

نمادها قادرند بدون توضیح طولانی، احساس تعلق یا هویت را فعال کنند.

پروپاگاندا اغلب پیام خود را به نمادهایی پیوند می‌دهد که پیشاپیش برای مخاطب معنای عاطفی دارند.

به همین دلیل، یک تصویر می‌تواند در برخی شرایط اثر ارتباطی بیشتری از متن طولانی داشته باشد.

توسل به ترس

ترس یکی از احساساتی است که می‌تواند در ارتباطات سیاسی مورد استفاده قرار گیرد.

پیام ممکن است مخاطب را متقاعد کند که دشمن، گروه اجتماعی یا تحول مشخصی تهدیدی فوری برای امنیت، خانواده، هویت یا آیندهٔ اوست.

توسل به ترس همیشه پروپاگاندا نیست؛ هشدار دربارهٔ خطری واقعی نیز می‌تواند مشروع باشد.

برای ارزیابی چنین پیامی باید میزان واقعی خطر، شواهد ارائه‌شده و نحوهٔ استفاده از احساس ترس بررسی شود.

دشمن‌سازی

دشمن‌سازی فرایندی است که طی آن یک فرد، گروه یا کشور به‌عنوان منشأ تهدیدها و مشکلات معرفی می‌شود.

پیام‌های پروپاگاندایی ممکن است دشمن را یکپارچه، شرور، غیرانسانی یا دارای قدرتی اغراق‌شده نمایش دهند.

این روش می‌تواند تمایزهای درونی گروه هدف را حذف کند و همهٔ اعضای آن را مسئول اعمال یکسان جلوه دهد.

در موارد افراطی، انسانیت‌زدایی از دشمن می‌تواند تحمل اجتماعی نسبت به خشونت را افزایش دهد.

کلیشه‌سازی

کلیشه تصویری ساده‌شده و تعمیم‌یافته از یک گروه است.

پروپاگاندا می‌تواند از کلیشه‌های قومی، مذهبی، طبقاتی، جنسیتی یا ملی استفاده کند.

کلیشه‌سازی پیچیدگی افراد را حذف و آنان را به مجموعه‌ای از صفات ثابت تبدیل می‌کند.

این روش به‌ویژه هنگامی خطرناک می‌شود که با دشمن‌سازی و نفرت‌پراکنی همراه باشد.

برچسب‌زنی

برچسب‌زنی به استفاده از واژه‌ها یا عناوینی گفته می‌شود که پیش از بررسی استدلال، واکنش مثبت یا منفی مخاطب را برمی‌انگیزند.

یک گروه ممکن است با واژه‌ای تحقیرآمیز توصیف شود یا یک سیاست با اصطلاحی دارای بار مثبت معرفی شود.

برچسب می‌تواند جای استدلال را بگیرد؛ به‌جای توضیح اینکه چرا یک دیدگاه نادرست است، صرفاً آن را با عنوانی منفی معرفی کند.

تعمیم‌های درخشان

اصطلاح «تعمیم‌های درخشان» (glittering generalities) به استفاده از واژه‌های مثبت و ارزش‌گذاری‌شده مانند آزادی، عدالت، صلح، ملت یا پیشرفت بدون توضیح دقیق دربارهٔ معنای عملی آنها اشاره دارد.

پیام با پیوند دادن خود به ارزش‌هایی که مخاطب از پیش می‌پذیرد، واکنش مثبت ایجاد می‌کند.

مسئله این نیست که این ارزش‌ها نادرست‌اند؛ بلکه ممکن است ابهام آنها مانع بررسی دقیق سیاست یا ادعای مشخص شود.

انتقال

در تکنیک «انتقال» (transfer) اعتبار یا احساس مرتبط با یک نماد به موضوع دیگری منتقل می‌شود.

برای مثال، یک سیاستمدار ممکن است خود را در کنار نمادهای ملی یا تاریخی قرار دهد تا احساس احترام مرتبط با آن نمادها به او منتقل شود.

این روش در تبلیغات تجاری نیز دیده می‌شود.

تحلیل‌گر باید میان ارزش خود نماد و ادعایی که با استفاده از آن تبلیغ می‌شود تمایز بگذارد.

گواهی افراد مشهور

استفاده از شخصیت‌های مشهور یا مورد اعتماد برای تأیید یک پیام یکی دیگر از روش‌های اقناعی است.

اعتبار یک ورزشکار، هنرمند، دانشمند یا شخصیت سیاسی ممکن است به موضوعی منتقل شود که الزاماً در حوزهٔ تخصص او نیست.

این روش در تبلیغات تجاری و سیاسی هر دو کاربرد دارد.

برای ارزیابی پیام باید پرسید آیا فرد تأییدکننده در موضوع مورد بحث تخصص یا شواهد مستقلی در اختیار دارد یا صرفاً از شهرت او استفاده شده است.

«مردم عادی»

روش plain folks یا «مردم عادی» تلاش می‌کند رهبر، سیاستمدار یا سازمان را بخشی طبیعی از زندگی مردم معمولی نشان دهد.

تصاویر غذاخوردن در محیط ساده، استفاده از زبان محاوره‌ای یا حضور در فعالیت‌های روزمره می‌توانند در این چارچوب قرار گیرند.

این روش می‌کوشد فاصلهٔ میان صاحب قدرت و مخاطب را کاهش دهد و احساس همانندی ایجاد کند.

اثر ارابهٔ موسیقی

Bandwagon یا «همراه‌شدن با جمع» بر این پیام استوار است که «همه» یا «اکثریت» از یک دیدگاه حمایت می‌کنند و مخاطب نیز باید به آنان بپیوندد.

انسان‌ها موجوداتی اجتماعی‌اند و تصور تعلق به اکثریت می‌تواند بر تصمیم آنان اثر بگذارد.

اعلام حمایت‌های گسترده، نمایش جمعیت‌های بزرگ یا القای اجماع کامل می‌تواند در این چارچوب قرار گیرد.

بررسی مستقل آمار و میزان واقعی حمایت می‌تواند از پذیرش بی‌بررسی چنین ادعاهایی جلوگیری کند.

گزینش اطلاعات

یکی از مؤثرترین روش‌های پروپاگاندا انتخاب بخشی از اطلاعات است.

در این روش لازم نیست هیچ دادهٔ مستقیمی جعل شود.

تبلیغ‌کننده می‌تواند شواهد مطلوب را برجسته و اطلاعات ناسازگار را حذف کند.

این شیوه گاه «چیدن کارت‌ها» (card stacking) نامیده می‌شود.

برای تشخیص آن باید منابع متعدد و داده‌های مخالف نیز بررسی شوند.

تکرار دروغ یا ادعا

تکرار می‌تواند موجب آشنایی بیشتر مخاطب با یک ادعا شود، اما گزارهٔ تکرارشده صرفاً به دلیل تکرار درست نمی‌شود.

یکی از اصول مهم سواد رسانه‌ای تفکیک «آشنایی با ادعا» از «وجود شواهد برای ادعا» است.

هنگام مواجهه با پیام پرتکرار باید منبع اولیه، شواهد مستقل و امکان راستی‌آزمایی آن بررسی شود.

دوگانه‌سازی

پروپاگاندا گاه موضوع پیچیده را به دو گزینهٔ مطلق کاهش می‌دهد: دوست یا دشمن، پیروزی یا نابودی، میهن‌پرست یا خائن.

چنین دوگانه‌هایی ممکن است گزینه‌های میانی و پیچیدگی واقعی مسئله را حذف کنند.

این روش می‌تواند فشار اجتماعی برای انتخاب یک موضع ایجاد کند.

در تحلیل انتقادی باید بررسی شود که آیا گزینه‌های دیگری نیز وجود دارند که پیام آنها را حذف کرده است.

تکرار تصویر دشمن

تصویرسازی مداوم از دشمن می‌تواند تصور مخاطب را در طول زمان شکل دهد.

کاریکاتور، فیلم، پوستر و روایت خبری ممکن است صفات مشخصی را بارها به یک گروه نسبت دهند.

اگر این تصویرسازی با کلیشه و انسانیت‌زدایی همراه شود، فاصلهٔ روانی میان مخاطب و گروه هدف افزایش می‌یابد.

تجربهٔ تبلیغات نازی نمونهٔ تاریخی مهمی از پیامدهای خطرناک این فرایند است.[۲۳]

عکس و تصویر

تصویر یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباطی است.

عکس می‌تواند واقعی باشد اما انتخاب زاویه، برش، زمان ثبت، عنوان و زمینهٔ انتشار معنای آن را تغییر دهد.

همچنین یک تصویر واقعی ممکن است در کنار توضیحی نادرست منتشر شود.

بنابراین راستی‌آزمایی تصویر فقط به تشخیص دستکاری دیجیتال محدود نیست؛ زمان، مکان، منبع و زمینهٔ اصلی آن نیز باید بررسی شود.

فیلم

سینما از اوایل سدهٔ بیستم به ابزار مهم پروپاگاندا تبدیل شد.

ترکیب تصویر متحرک، موسیقی و روایت می‌تواند تجربهٔ احساسی قدرتمندی ایجاد کند.

در حکومت نازی، فیلم بخشی از دستگاه تبلیغاتی بود و آثاری برای ستایش رژیم یا ترویج یهودستیزی تولید شدند.

در کشورهای متفق نیز فیلم‌های تبلیغاتی برای توضیح اهداف جنگ و تقویت روحیه ساخته شدند.

رادیو

رادیو نخستین رسانه‌ای بود که امکان رساندن هم‌زمان صدای رهبران سیاسی به میلیون‌ها خانه را فراهم کرد.

در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ اهمیت سیاسی رادیو به‌شدت افزایش یافت.

نازی‌ها دستگاه‌های رادیویی ارزان‌قیمت را برای گسترش دسترسی عمومی تشویق کردند و سخنرانی‌های سیاسی را از طریق رادیو و بلندگوهای عمومی منتشر می‌کردند.[۲۴]

رادیو در جنگ جهانی دوم و جنگ سرد نیز یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت اطلاعاتی بود.

تلویزیون

با گسترش تلویزیون پس از جنگ جهانی دوم، تصویر سیاسی وارد خانه‌های میلیون‌ها نفر شد.

تبلیغات انتخاباتی، سخنرانی‌ها، مناظره‌ها و اخبار تلویزیونی به عناصر اصلی سیاست تبدیل شدند.

تلویزیون همچنین اهمیت تصویر ظاهری، زبان بدن و پیام‌های کوتاه را افزایش داد.

همهٔ ارتباطات تلویزیونی پروپاگاندا نیستند، اما این رسانه ظرفیت گسترده‌ای برای اقناع سیاسی ایجاد کرده است.

پروپاگاندا در نظام‌های دموکراتیک

پروپاگاندا منحصر به تمامیت‌خواهی یا اقتدارگرایی نیست.

دولت‌ها، احزاب و گروه‌های سیاسی در نظام‌های دموکراتیک نیز می‌توانند از ارتباطات هدفمند برای شکل‌دادن به افکار عمومی استفاده کنند.

تفاوت مهم در محیط نهادی است.

در نظامی که رسانه‌های مستقل، احزاب رقیب، آزادی بیان و دسترسی به منابع متنوع اطلاعات وجود دارند، پیام رسمی می‌تواند با روایت‌های رقیب روبه‌رو شود.

بنابراین برای تحلیل پروپاگاندا باید علاوه بر خود پیام، ساختار رسانه‌ای و امکان پاسخ‌گویی به آن را نیز بررسی کرد.

پروپاگاندا و تمامیت‌خواهی

تمامیت‌خواهی و پروپاگاندا رابطه‌ای تاریخی و نظری نزدیک دارند.

حکومت تمامیت‌خواه در تعریف کلاسیک می‌کوشد ایدئولوژی رسمی را در حوزه‌های مختلف جامعه گسترش دهد و منابع مستقل اطلاعات را محدود کند.

پروپاگاندا در چنین ساختاری بخشی از نظام گسترده‌تر کنترل سیاسی است و می‌تواند با سانسور، آموزش ایدئولوژیک، بسیج توده‌ای و سرکوب همراه شود.

با این حال، وجود پروپاگاندا به‌تنهایی نشان‌دهندهٔ تمامیت‌خواهی نیست.

پروپاگاندا و اقتدارگرایی

در نظام‌های اقتدارگرا نیز تبلیغات دولتی می‌تواند برای مشروعیت‌بخشی به حکومت، ساخت تصویر رهبر، معرفی مخالفان و کنترل دستور کار عمومی به کار رود.

اما میزان انحصار رسانه و بسیج ایدئولوژیک میان حکومت‌های اقتدارگرا متفاوت است.

برخی رژیم‌ها بر تبلیغات شدید ایدئولوژیک تکیه دارند و برخی بیشتر بر کنترل اطلاعات، عملکرد اقتصادی یا بی‌تفاوت‌کردن سیاسی جامعه متکی‌اند.

پروپاگاندا و کیش شخصیت

کیش شخصیت یکی از زمینه‌های استفادهٔ گسترده از پروپاگاندا است.

تصویر رهبر می‌تواند در رسانه، مدرسه، پوستر، مراسم و آثار هنری دائماً تکرار شود.

رهبر ممکن است به‌عنوان نجات‌دهنده، پدر ملت، نابغه یا تجسم تاریخ معرفی شود.

این تصویرسازی معمولاً بر برجسته‌کردن موفقیت‌ها و حذف شکست‌ها یا خطاها متکی است.

کیش شخصیت در نظام‌های سیاسی مختلف دیده شده و شدت آن متفاوت بوده است.

پروپاگاندا و ملی‌گرایی

ملی‌گرایی می‌تواند موضوع پیام‌های تبلیغاتی قرار گیرد.

پرچم، تاریخ ملی، قهرمانان، سرزمین و خاطرهٔ جنگ‌ها از نمادهایی هستند که می‌توانند احساس تعلق جمعی ایجاد کنند.

این احساس تعلق به‌خودی‌خود پروپاگاندا نیست.

اما هنگامی که تاریخ و هویت ملی به‌طور گزینشی برای توجیه یک سیاست یا دشمن‌سازی سازمان‌یافته به کار روند، می‌توان از کارکرد پروپاگاندایی سخن گفت.

پروپاگاندا و جنگ

جنگ محیطی مساعد برای افزایش تبلیغات است.

دولت‌ها به حمایت عمومی، سرباز، منابع اقتصادی و حفظ روحیه نیاز دارند.

هم‌زمان ممکن است بخواهند روحیهٔ دشمن را کاهش دهند.

در نتیجه، اطلاعات نظامی، اخبار پیروزی و شکست، تصاویر دشمن و روایت هدف جنگ به موضوع رقابت تبلیغاتی تبدیل می‌شوند.

شرایط جنگ همچنین راستی‌آزمایی مستقل اطلاعات را دشوارتر می‌کند.

پروپاگاندا و شایعه

شایعه اطلاعاتی است که معمولاً از طریق شبکه‌های غیررسمی منتشر می‌شود و صحت آن هنوز تثبیت نشده است.

پروپاگاندا می‌تواند از شایعه استفاده کند، اما همهٔ شایعات پروپاگاندا نیستند.

شایعه ممکن است خودبه‌خود در شرایط عدم اطمینان شکل گیرد.

اگر سازمانی آگاهانه شایعه‌ای را ایجاد یا تقویت کند تا بر رفتار گروهی اثر بگذارد، آن شایعه می‌تواند بخشی از عملیات پروپاگاندایی باشد.

پروپاگاندا و نظریهٔ توطئه

نظریه توطئه می‌تواند ابزار مناسبی برای برخی انواع پروپاگاندا باشد، زیرا رویدادهای پیچیده را به فعالیت پنهانی یک دشمن واحد نسبت می‌دهد.

چنین روایت‌هایی می‌توانند ترس و احساس تهدید ایجاد کنند.

اما هر ادعایی دربارهٔ تبانی یا فعالیت مخفیانه نظریهٔ توطئه نیست؛ توطئه‌های واقعی نیز در تاریخ وجود داشته‌اند.

معیار مهم، وجود شواهد قابل بررسی و قابلیت اصلاح ادعا در برابر شواهد مخالف است.

پروپاگاندا و شبکه‌های اجتماعی

ظهور شبکه‌های اجتماعی ساختار انتشار پیام را دگرگون کرده است.

در رسانه‌های سنتی، تعداد محدودی از سازمان‌ها دروازه‌بان اصلی انتشار اطلاعات بودند.

در شبکه‌های اجتماعی، هر کاربر می‌تواند تولیدکننده و توزیع‌کنندهٔ محتوا باشد.

این ساختار سرعت انتشار پیام را افزایش داده و امکان شکل‌گیری شبکه‌های گستردهٔ بازنشر را فراهم کرده است.

پژوهش‌های جدید پروپاگاندا به همین دلیل علاوه بر محتوای پیام، شبکهٔ انتشار، الگوریتم‌ها، هویت حساب‌ها و رفتار هماهنگ کاربران را نیز بررسی می‌کنند.

پروپاگاندای محاسباتی

اصطلاح «پروپاگاندای محاسباتی» برای توصیف استفاده از الگوریتم‌ها، داده‌ها، حساب‌های خودکار و شبکه‌های دیجیتال در دستکاری ارتباطات سیاسی به کار رفته است.

ربات‌ها می‌توانند یک پیام را به تعداد زیاد بازنشر کنند یا تصویری اغراق‌شده از محبوبیت یک دیدگاه ایجاد کنند.

شبکه‌های هماهنگ نیز می‌توانند یک موضوع را به‌طور مصنوعی برجسته کنند.

در این محیط، تشخیص اینکه حمایت مشاهده‌شده ناشی از کاربران مستقل است یا فعالیت سازمان‌یافته اهمیت پیدا می‌کند.

ربات‌ها و حساب‌های جعلی

حساب‌های جعلی و ربات‌ها می‌توانند در کارزارهای نفوذ آنلاین به کار گرفته شوند.

این حساب‌ها ممکن است محتوای واقعی کاربران را تقویت کنند، پیام‌های مشخصی را تکرار کنند یا خود را به‌عنوان افراد مستقل معرفی کنند.

با این حال، همهٔ ربات‌ها مخرب نیستند؛ بسیاری از حساب‌های خودکار برای خدمات خبری، اطلاع‌رسانی یا کاربردهای فنی استفاده می‌شوند.

رفتار، هدف و میزان هماهنگی شبکه برای ارزیابی نقش آنها اهمیت دارد.

میکروهدف‌گیری

فناوری دیجیتال امکان هدف‌گیری پیام برای گروه‌های بسیار مشخص را فراهم کرده است.

اطلاعات مربوط به سن، محل، علایق یا رفتار آنلاین می‌تواند برای انتخاب مخاطب پیام استفاده شود.

این شیوه در تبلیغات تجاری و سیاسی کاربرد دارد.

میکروهدف‌گیری می‌تواند موجب شود گروه‌های مختلف پیام‌های متفاوتی دریافت کنند و بررسی عمومی وعده‌ها و ادعاهای سیاسی دشوارتر شود.

هوش مصنوعی و پروپاگاندا

هوش مصنوعی ابزارهای تازه‌ای برای تولید و انتشار محتوای اقناعی فراهم کرده است.

متن، تصویر، صدا و ویدئو می‌توانند با هزینه و سرعت بسیار کمتری تولید شوند.

این فناوری همچنین امکان شخصی‌سازی پیام در مقیاس بزرگ را افزایش می‌دهد.

در مقابل، هوش مصنوعی می‌تواند برای شناسایی شبکه‌های هماهنگ، بررسی محتوا و کمک به راستی‌آزمایی نیز به کار رود.

بنابراین اثر آن بر محیط اطلاعاتی به نحوهٔ استفاده و ساختارهای نظارتی وابسته است.

جعل عمیق

جعل عمیق یا Deepfake به محتوای صوتی یا تصویری مصنوعی گفته می‌شود که می‌تواند ظاهر یا صدای فرد واقعی را بازسازی کند.

چنین فناوری‌ای می‌تواند در عملیات فریب و پروپاگاندا استفاده شود.

اما اثر سیاسی جعل عمیق فقط تولید محتوای جعلی نیست؛ امکان وجود آن می‌تواند اعتماد عمومی به تصاویر واقعی را نیز کاهش دهد.

در نتیجه، اعتبارسنجی منبع و زنجیرهٔ انتشار محتوا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

الگوریتم‌ها و تقویت پیام

سامانه‌های پیشنهاد محتوا تصمیم می‌گیرند کاربران چه مطالبی را بیشتر مشاهده کنند.

این الگوریتم‌ها معمولاً برای افزایش ارتباط محتوا با علایق کاربر یا تعامل طراحی می‌شوند.

اگر محتوای هیجانی یا قطبی تعامل بیشتری ایجاد کند، ممکن است بیشتر دیده شود.

این فرایند الزاماً پروپاگاندا نیست، اما می‌تواند بر محیطی که عملیات پروپاگاندایی در آن انجام می‌شود تأثیر بگذارد.

اتاق پژواک

اصطلاح «اتاق پژواک» به محیطی ارتباطی اشاره دارد که در آن افراد عمدتاً با دیدگاه‌های مشابه خود مواجه می‌شوند.

در چنین فضایی، باورهای موجود ممکن است دائماً تأیید شوند و دسترسی به دیدگاه‌های متفاوت کاهش یابد.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در برخی شرایط چنین الگوهایی را تقویت کنند، هرچند میزان و اثر آنها موضوع پژوهش و بحث علمی است.

پروپاگاندا می‌تواند از چنین محیط‌هایی برای هدف‌گیری گروه‌هایی با باورهای مشخص استفاده کند.

پروپاگاندا و قطبی‌سازی

پیام‌های سیاسی می‌توانند بر اختلاف‌های موجود در جامعه تکیه کنند.

در برخی کارزارها، هدف الزاماً متقاعدکردن مخاطب به یک ایدئولوژی جدید نیست؛ ممکن است افزایش بی‌اعتمادی، خشم یا اختلاف میان گروه‌های اجتماعی هدف اصلی باشد.

این شیوه در مطالعهٔ عملیات نفوذ دیجیتال اهمیت یافته است.

بنابراین تحلیل پروپاگاندا باید علاوه بر محتوای پیام، اثر احتمالی آن بر روابط میان گروه‌ها را نیز بررسی کند.

مخاطب پروپاگاندا

پروپاگاندا بدون مخاطب معنا ندارد.

طراح پیام معمولاً تلاش می‌کند ویژگی‌های مخاطب، نگرانی‌ها، باورها و هویت او را بشناسد.

یک پیام ممکن است برای گروهی مؤثر و برای گروه دیگر بی‌اثر یا حتی نتیجهٔ معکوس داشته باشد.

از این رو، تحلیل پروپاگاندا مستلزم بررسی این پرسش است که پیام برای چه کسانی طراحی شده است.

زمینهٔ اجتماعی

اثر یک پیام به شرایط اجتماعی وابسته است.

بحران اقتصادی، جنگ، بی‌ثباتی، ترس یا بی‌اعتمادی می‌توانند پذیرش برخی روایت‌ها را افزایش دهند.

همچنین تجربهٔ تاریخی و فرهنگ سیاسی بر معنای نمادها تأثیر می‌گذارند.

بنابراین نمی‌توان قدرت یک تکنیک تبلیغاتی را مستقل از زمینهٔ اجتماعی آن ارزیابی کرد.

چرا مردم پروپاگاندا را می‌پذیرند؟

پذیرش پیام تبلیغاتی را نمی‌توان صرفاً نتیجهٔ ناآگاهی مخاطبان دانست.

افراد اطلاعات را در چارچوب باورهای قبلی، هویت گروهی، اعتماد به منبع و تجربهٔ شخصی خود تفسیر می‌کنند.

پیامی که با هویت یا نگرانی‌های موجود هماهنگ باشد ممکن است پذیرش بیشتری پیدا کند.

پروپاگاندا اغلب به‌جای ایجاد باور کاملاً جدید، بر نگرش‌ها و ترس‌هایی که از پیش وجود دارند تکیه می‌کند.

آیا پروپاگاندا همیشه مؤثر است؟

پروپاگاندا قدرت نامحدود ندارد.

مخاطبان می‌توانند پیام را رد کنند، به آن بی‌اعتماد باشند یا معنایی متفاوت از منظور فرستنده برداشت کنند.

تناقض پیام با تجربهٔ روزمره نیز می‌تواند اعتبار آن را کاهش دهد.

همچنین مواجهه با منابع مستقل و پیام‌های رقیب ممکن است اثر پروپاگاندا را محدود کند.

از این رو، پژوهش معاصر معمولاً از تصور مخاطب کاملاً منفعل فاصله گرفته است.

پروپاگاندا و سواد رسانه‌ای

سواد رسانه‌ای یکی از ابزارهای مهم برای ارزیابی انتقادی پیام‌ها است.

مخاطب می‌تواند بپرسد چه کسی پیام را تولید کرده، هدف آن چیست، چه شواهدی ارائه شده، چه اطلاعاتی حذف شده و آیا منابع مستقل ادعا را تأیید می‌کنند.

بررسی تاریخ انتشار، منبع اولیه، تصویر، آمار و زمینهٔ نقل‌قول نیز اهمیت دارد.

هدف سواد رسانه‌ای این نیست که همهٔ پیام‌ها را دروغ فرض کند، بلکه ایجاد توانایی ارزیابی شواهد و تشخیص روش‌های اقناعی است.

راستی‌آزمایی

راستی‌آزمایی یکی از روش‌های مقابله با ادعاهای نادرست یا گمراه‌کننده است.

در این فرایند باید تا حد امکان به منبع اولیهٔ ادعا مراجعه کرد.

برای آمار، روش گردآوری داده و جامعهٔ آماری اهمیت دارد؛ برای تصویر، زمان و مکان ثبت؛ و برای نقل‌قول، متن کامل سخنرانی یا سند اصلی.

مقایسهٔ چند منبع مستقل نیز احتمال گرفتارشدن در روایت یک‌جانبه را کاهش می‌دهد.

بررسی منبع

شناخت منبع یکی از نخستین مراحل تحلیل پیام است.

باید پرسید چه فرد یا نهادی محتوا را منتشر کرده و چه رابطه‌ای با موضوع دارد.

ناشناس‌بودن منبع لزوماً نشان‌دهندهٔ نادرستی نیست، اما ارزیابی اعتبار را دشوارتر می‌کند.

همچنین ممکن است منبع ظاهری با منبع واقعی متفاوت باشد؛ مسئله‌ای که در پروپاگاندای سیاه و عملیات نفوذ اهمیت دارد.

بررسی زبان

زبان پیام می‌تواند نشانه‌هایی دربارهٔ شیوهٔ اقناع ارائه دهد.

استفادهٔ مداوم از واژه‌های شدیداً عاطفی، برچسب‌های کلی، تعمیم دربارهٔ گروه‌های بزرگ یا ادعاهای مطلق می‌تواند نیاز به بررسی بیشتر را نشان دهد.

این ویژگی‌ها به‌تنهایی اثبات‌کنندهٔ پروپاگاندا نیستند.

تحلیل باید بر محتوا، هدف، منبع و زمینهٔ پیام در کنار یکدیگر استوار باشد.

بررسی آمار

آمار می‌تواند هم برای اطلاع‌رسانی و هم برای اقناع گزینشی استفاده شود.

در ارزیابی آمار باید پرسید منبع داده چیست، بازهٔ زمانی چگونه انتخاب شده، آیا مقدار مطلق یا درصد ارائه شده و آیا مقایسهٔ مناسبی وجود دارد.

نمودار نیز می‌تواند با انتخاب مقیاس یا نقطهٔ آغاز خاص، برداشت متفاوتی ایجاد کند.

بنابراین وجود عدد در یک پیام به‌خودی‌خود نشانهٔ بی‌طرفی آن نیست.

بررسی تصویر

برای بررسی یک تصویر باید منبع اولیه، تاریخ، مکان و توضیح اصلی آن پیدا شود.

تصویر قدیمی ممکن است به‌عنوان رویدادی جدید بازنشر شود.

عکس یک کشور ممکن است به کشوری دیگر نسبت داده شود.

همچنین برش تصویر می‌تواند عناصر مهم زمینه را حذف کند.

با گسترش تصاویر مصنوعی، بررسی منشأ فایل اهمیت بیشتری یافته است.

پروپاگاندا و آزادی بیان

مقابله با پروپاگاندا مسئله‌ای پیچیده برای آزادی بیان ایجاد می‌کند.

اگر دولت اختیار گسترده‌ای برای تعیین اینکه چه چیزی «پروپاگاندا» است داشته باشد، ممکن است از این عنوان برای محدودکردن انتقاد و دیدگاه مخالف استفاده کند.

از سوی دیگر، برخی انواع عملیات فریب، تحریک به خشونت یا مداخلهٔ پنهانی می‌توانند آسیب‌های واقعی ایجاد کنند.

از این رو، جوامع مختلف میان آزادی بیان، شفافیت منابع، تنظیم رسانه و مقابله با عملیات نفوذ تعادل‌های متفاوتی ایجاد کرده‌اند.

پروپاگاندا و سانسور متقابل

سانسور همیشه راه مؤثری برای مقابله با پروپاگاندا نیست.

ممنوع‌کردن یک پیام ممکن است در برخی شرایط اعتبار آن را نزد بخشی از مخاطبان افزایش دهد.

همچنین قدرت سانسور می‌تواند علیه رسانه‌ها و منتقدان مستقل استفاده شود.

به همین دلیل، آموزش سواد رسانه‌ای، شفافیت، دسترسی به اطلاعات معتبر و وجود رسانه‌های مستقل از ابزارهای مهم‌تر برای افزایش مقاومت جامعه در برابر دستکاری اطلاعاتی به شمار می‌روند.

رسانهٔ آزاد و پروپاگاندا

وجود رسانه‌های متعدد و مستقل امکان مقایسهٔ روایت‌ها را افزایش می‌دهد.

اگر یک نهاد انحصار اطلاعات را در اختیار داشته باشد، مخاطب امکان کمتری برای بررسی ادعاها دارد.

رسانهٔ آزاد به‌تنهایی مانع انتشار پروپاگاندا نمی‌شود، اما رقابت اطلاعاتی می‌تواند امکان نقد و راستی‌آزمایی را افزایش دهد.

استقلال تحریریه، شفافیت مالکیت و استانداردهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در این زمینه اهمیت دارند.

پروپاگاندا و دموکراسی

رابطهٔ پروپاگاندا و دموکراسی پیچیده است.

دموکراسی به ارتباط سیاسی و تلاش برای متقاعدکردن شهروندان نیاز دارد. احزاب باید برنامه‌های خود را معرفی کنند و شهروندان باید بتوانند دربارهٔ سیاست‌ها بحث کنند.

اما اگر ارتباط سیاسی بر فریب، انحصار اطلاعات یا دستکاری پنهان استوار شود، کیفیت تصمیم‌گیری دموکراتیک آسیب می‌بیند.

از این منظر، مرز میان اقناع مشروع و پروپاگاندای دستکاری‌کننده یکی از مسائل اساسی اخلاق ارتباطات سیاسی است.

پروپاگاندا و تمامیت‌خواهی در اندیشهٔ هانا آرنت

هانا آرنت در خاستگاه‌های تمامیت‌خواهی به نقش تبلیغات در جنبش‌های تمامیت‌خواه پرداخت.

از نظر او، تبلیغات به‌ویژه در مرحله‌ای اهمیت دارد که جنبش هنوز با جهان بیرونی و بخش‌هایی از جامعه روبه‌رو است که کاملاً تحت کنترل آن قرار نگرفته‌اند.[۲۵]

پس از تثبیت سلطه، ترور و اجبار می‌توانند بخشی از نقش اقناع را جایگزین کنند.

آرنت همچنین بر رابطهٔ میان ایدئولوژی، دروغ سیاسی و نابودی فضای مشترک واقعیت تأکید داشت.

پروپاگاندا و حقیقت

مسئلهٔ حقیقت در مرکز بحث اخلاقی دربارهٔ پروپاگاندا قرار دارد.

جامعهٔ سیاسی برای تصمیم‌گیری به مجموعه‌ای از واقعیت‌های قابل بررسی نیاز دارد.

اگر هر گروه بتواند واقعیت‌های نامطلوب را صرفاً «دروغ دشمن» اعلام کند، امکان بحث عقلانی کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، ادعای مالکیت انحصاری حقیقت نیز می‌تواند به ابزار قدرت تبدیل شود.

از این رو، روش‌های شفاف تحقیق، دسترسی به اسناد و امکان نقد عمومی در حفظ فضای مشترک واقعیت اهمیت دارند.

پروپاگاندا در ایران

پروپاگاندا در تاریخ معاصر ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر با تحول رسانه‌ها و ساختار دولت تغییر کرده است.

مطبوعات، اعلامیه‌ها، رادیو، تلویزیون، پوستر، مراسم سیاسی و در دهه‌های اخیر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی از ابزارهای ارتباط سیاسی بوده‌اند.

در دوره‌های مختلف، دولت‌ها، احزاب، گروه‌های مخالف و دیگر نیروهای اجتماعی هر یک برای ارائهٔ روایت خود از تحولات سیاسی از رسانه‌های در دسترس استفاده کرده‌اند.

برای بررسی دانشنامه‌ای هر نمونه باید میان اطلاع‌رسانی، تبلیغات سیاسی، ادعاهای حزبی، اطلاعات نادرست و پروپاگاندا تمایز گذاشت و هر مورد را بر اساس شواهد مستقل بررسی کرد.

پروپاگاندا در جمهوری اسلامی ایران

در پژوهش دربارهٔ جمهوری اسلامی ایران، نقش رسانه‌های دولتی، آموزش رسمی، مراسم حکومتی، تبلیغات ایدئولوژیک و محدودیت رسانه‌های مستقل از موضوعات مورد مطالعه بوده است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی، صداوسیما را در چارچوب ساختار رسمی نظام قرار داده و اصل ۱۷۵ به اداره و نظارت بر این سازمان می‌پردازد.[۲۶]

در تحلیل پروپاگاندا در ایران باید میان محتوای رسمی حکومت، رسانه‌های وابسته، رسانه‌های مستقل، رسانه‌های مخالف حکومت و شبکه‌های اجتماعی تمایز گذاشت. هر یک از این منابع دارای اهداف، مخاطبان و ساختارهای متفاوت‌اند و انتساب «پروپاگاندا» به یک پیام مشخص نیازمند تحلیل روش، منبع و هدف آن است.

پروپاگاندا و اعتراضات سیاسی

در دوره‌های بحران و اعتراض، رقابت بر سر روایت رویدادها افزایش می‌یابد.

حکومت، مخالفان، رسانه‌های داخلی و خارجی و کاربران شبکه‌های اجتماعی ممکن است تصاویر و تفسیرهای متفاوتی از یک رویداد ارائه کنند.

در چنین شرایطی، سرعت انتشار اطلاعات می‌تواند از امکان راستی‌آزمایی پیشی بگیرد.

به همین دلیل، استفاده از چند منبع مستقل، بررسی زمان و مکان تصاویر و تفکیک گزارش شاهدان از ادعاهای تأییدنشده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

پروپاگاندا و اپوزیسیون

گروه‌های مخالف حکومت نیز مانند دولت‌ها می‌توانند از روش‌های اقناعی و تبلیغاتی استفاده کنند.

قرارداشتن یک گروه در موضع مخالف یا تحت سرکوب به‌خودی‌خود پیام‌های آن را از نیاز به راستی‌آزمایی بی‌نیاز نمی‌کند.

در یک دانشنامه، ادعاهای حکومت و مخالفان باید بر اساس شواهد، منابع مستقل و امکان بررسی آنها ارزیابی شوند.

این اصل به‌ویژه در موضوعات مناقشه‌برانگیز سیاسی اهمیت دارد.

تشخیص پروپاگاندا

هیچ آزمون ساده‌ای وجود ندارد که بتوان با آن هر پیام پروپاگاندایی را فوراً شناسایی کرد.

تحلیل باید چند پرسش را هم‌زمان در نظر گیرد: منبع پیام کیست؟ مخاطب چه کسی است؟ هدف چیست؟ چه اطلاعاتی برجسته شده؟ چه اطلاعاتی حذف شده؟ چه احساساتی تحریک می‌شوند؟ آیا ادعاها قابل راستی‌آزمایی‌اند؟ آیا منابع مستقل آنها را تأیید می‌کنند؟

همچنین باید بررسی کرد آیا فرستنده هویت واقعی خود را آشکار کرده است یا نه.

پاسخ به این پرسش‌ها تصویری دقیق‌تر از ماهیت پیام فراهم می‌کند.

تفاوت تحلیل پروپاگاندا با مخالفت سیاسی

یک پیام صرفاً به این دلیل که تحلیل‌گر با آن مخالف است، پروپاگاندا محسوب نمی‌شود.

همچنین موافقت با نتیجهٔ یک پیام دلیل بی‌طرف‌بودن آن نیست.

تحلیل علمی پروپاگاندا باید تا حد امکان مستقل از موافقت یا مخالفت سیاسی پژوهشگر انجام شود.

تمرکز اصلی باید بر ساختار پیام، قصد ارتباطی، منابع، روش انتشار و رابطهٔ آن با شواهد باشد.

اخلاق پروپاگاندا

مسئلهٔ اخلاقی پروپاگاندا تا حد زیادی به رابطهٔ میان فرستنده و مخاطب مربوط است.

اگر اطلاعات اساسی عمداً پنهان شوند، منبع جعل شود یا از فریب برای جلوگیری از تصمیم آگاهانهٔ مخاطب استفاده شود، استقلال او آسیب می‌بیند.

از سوی دیگر، همهٔ تلاش‌ها برای اقناع غیراخلاقی نیستند.

آموزش عمومی دربارهٔ سلامت، ایمنی یا حقوق شهروندی نیز ممکن است برای تغییر رفتار طراحی شود.

بنابراین قصد، شفافیت، صحت اطلاعات و امکان انتخاب آگاهانه در ارزیابی اخلاقی ارتباط اهمیت دارند.

پروپاگاندا و آموزش

آموزش و پروپاگاندا هر دو می‌توانند نگرش افراد را تغییر دهند، اما هدف و روش آنها متفاوت است.

آموزش در معنای آرمانی باید توانایی پرسش، بررسی شواهد و تفکر مستقل را افزایش دهد.

پروپاگاندا معمولاً در پی هدایت مخاطب به نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده است.

اگر نظام آموزشی دیدگاه‌های رقیب را حذف کند، پرسشگری را مجازات کند و تنها یک روایت را مجاز بداند، مرز میان آموزش و تلقین ایدئولوژیک کاهش می‌یابد.

پروپاگاندا و تلقین

تلقین یا indoctrination با آموزش باورهایی همراه است که امکان نقد آنها محدود شده است.

این مفهوم با پروپاگاندا هم‌پوشانی دارد، اما بیشتر بر فرایند بلندمدت شکل‌دادن به نظام اعتقادی تأکید می‌کند.

پروپاگاندا ممکن است یک کارزار کوتاه برای تغییر رفتار باشد؛ تلقین می‌تواند سال‌ها از طریق آموزش و سازمان‌های اجتماعی ادامه یابد.

در نظام‌های ایدئولوژیک، این دو فرایند ممکن است هم‌زمان عمل کنند.

محدودیت مفهوم پروپاگاندا

یکی از مشکلات این مفهوم بار منفی شدید آن در زبان روزمره است.

افراد معمولاً پیام طرف مقابل را «پروپاگاندا» می‌نامند و پیام گروه خود را «اطلاع‌رسانی».

این کاربرد می‌تواند مفهوم را به برچسب سیاسی تبدیل کند.

به همین دلیل، پژوهش علمی نیازمند تعریف مشخص است.

به جای پرسش سادهٔ «آیا این پروپاگانداست؟» می‌توان پرسید پیام چه هدفی دارد، چگونه ساخته شده، چه اطلاعاتی را انتخاب کرده و چه روش‌هایی برای اثرگذاری بر مخاطب به کار برده است.

تحول پروپاگاندا در عصر دیجیتال

پروپاگاندای سدهٔ بیستم عمدتاً بر رسانه‌های متمرکز مانند روزنامه، رادیو و تلویزیون استوار بود.

در عصر دیجیتال، ساختار شبکه‌ای شده است.

یک پیام می‌تواند از حساب ناشناس آغاز شود، توسط هزاران کاربر بازنشر شود، وارد رسانه‌های خبری شود و دوباره به شبکهٔ اجتماعی بازگردد.

در نتیجه، تعیین منشأ واقعی پیام دشوارتر شده است.

همچنین امکان تحلیل رفتار کاربران به فرستندگان اجازه می‌دهد پیام‌های متفاوتی برای گروه‌های مختلف طراحی کنند.

از اقناع توده‌ای تا اقناع شخصی‌سازی‌شده

یکی از تغییرات مهم ارتباطات دیجیتال حرکت از پیام واحد برای میلیون‌ها نفر به پیام‌های هدفمند برای گروه‌های کوچک است.

پروپاگاندای سنتی معمولاً می‌کوشید شعار یا روایتی مشترک را به مخاطبان گسترده منتقل کند.

داده‌های دیجیتال امکان می‌دهند علایق و نگرانی‌های گروه‌های خاص شناسایی شوند.

در نتیجه، دو شهروند ممکن است در یک کارزار سیاسی پیام‌هایی کاملاً متفاوت دریافت کنند.

این تحول مسائل تازه‌ای دربارهٔ شفافیت و امکان نظارت عمومی بر ارتباطات سیاسی ایجاد کرده است.

مقاومت در برابر پروپاگاندا

مقاومت در برابر پروپاگاندا صرفاً با حفظ فهرستی از تکنیک‌ها ممکن نیست.

توانایی بررسی منابع، تحمل ابهام، مقایسهٔ روایت‌ها و اصلاح باور در برابر شواهد جدید اهمیت بیشتری دارد.

دسترسی آزاد به اطلاعات، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، آموزش تفکر انتقادی و نهادهای مستقل پژوهشی می‌توانند امکان ارزیابی پیام‌ها را افزایش دهند.

در مقابل، محیطی که در آن اعتماد عمومی کاملاً فروپاشیده باشد نیز می‌تواند آسیب‌پذیر باشد؛ زیرا مخاطب ممکن است دیگر هیچ منبعی را معتبر نداند.

اهمیت مطالعهٔ پروپاگاندا

پروپاگاندا یکی از مفاهیم اساسی برای فهم سیاست و ارتباطات در جهان مدرن است.

اهمیت آن فقط به حکومت‌های تمامیت‌خواه یا زمان جنگ محدود نمی‌شود. هر جا که سازمانی تلاش کند به‌طور هدفمند ادراک و رفتار جمعی را شکل دهد، امکان بررسی روش‌های پروپاگاندایی مطرح می‌شود.

تحولات تاریخی از پوسترهای جنگ جهانی اول تا رادیوی دههٔ ۱۹۳۰، تلویزیون و سپس شبکه‌های اجتماعی نشان داده‌اند که ابزارهای پروپاگاندا همراه با فناوری ارتباطی تغییر می‌کنند، اما برخی عناصر آن—مانند انتخاب گزینشی اطلاعات، تکرار، استفاده از نماد و برانگیختن احساسات—استمرار دارند.[۲۷]

هم‌زمان، مخاطب نباید موجودی کاملاً منفعل تصور شود. انسان‌ها پیام‌ها را در چارچوب تجربه، هویت، اعتماد و اطلاعات قبلی خود تفسیر می‌کنند و می‌توانند در برابر آنها مقاومت کنند.

از این منظر، مطالعهٔ پروپاگاندا فقط مطالعهٔ روش‌های تأثیرگذاری بر مردم نیست؛ مطالعهٔ شرایطی است که در آن جامعه می‌تواند میان اطلاع‌رسانی، اقناع، فریب و دستکاری تمایز بگذارد.

در محیط رسانه‌ای معاصر که حجم عظیمی از اطلاعات، تصویر و ادعا در زمانی کوتاه منتشر می‌شود، توانایی تشخیص منبع، بررسی شواهد و مقایسهٔ روایت‌ها به بخشی از مهارت‌های اساسی شهروندی تبدیل شده است. مفهوم پروپاگاندا از این جهت همچنان در نقطهٔ تلاقی علوم سیاسی، ارتباطات، روان‌شناسی اجتماعی، تاریخ، مطالعات رسانه و نظریهٔ دموکراسی قرار دارد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. Garth S. Jowett and Victoria O’Donnell, Propaganda & Persuasion, 7th ed. (Thousand Oaks, CA: SAGE Publications, 2019).
  2. Garth S. Jowett and Victoria O’Donnell, Propaganda & Persuasion, 7th ed. (Thousand Oaks, CA: SAGE Publications, 2019), 1–7.
  3. Jacques Ellul, Propaganda: The Formation of Men’s Attitudes, trans. Konrad Kellen and Jean Lerner (New York: Vintage Books, 1973).
  4. United States Holocaust Memorial Museum, “Nazi Propaganda,” Holocaust Encyclopedia.
  5. Philip M. Taylor, Munitions of the Mind: A History of Propaganda from the Ancient World to the Present Era, 3rd ed. (Manchester: Manchester University Press, 2003).
  6. Garth S. Jowett and Victoria O’Donnell, Propaganda & Persuasion.
  7. Garth S. Jowett and Victoria O’Donnell, Propaganda & Persuasion.
  8. Edward L. Bernays, Propaganda (New York: Horace Liveright, 1928).
  9. Philip M. Taylor, Munitions of the Mind.
  10. Philip M. Taylor, Munitions of the Mind, 174–209.
  11. Woodrow Wilson, Executive Order Creating the Committee on Public Information, April 14, 1917; George Creel Papers, Library of Congress.
  12. Library of Congress, “The Most Famous Poster,” American Treasures of the Library of Congress.
  13. Harold D. Lasswell, Propaganda Technique in the World War (New York: Alfred A. Knopf, 1927).
  14. Walter Lippmann, Public Opinion (New York: Harcourt, Brace and Company, 1922).
  15. Edward L. Bernays, Propaganda.
  16. United States Holocaust Memorial Museum, “Ministry of Propaganda and Public Enlightenment,” Holocaust Encyclopedia.
  17. United States Holocaust Memorial Museum, “Joseph Goebbels,” Holocaust Encyclopedia.
  18. United States Holocaust Memorial Museum, “Nazi Propaganda,” Holocaust Encyclopedia.
  19. United States Holocaust Memorial Museum, “Nazi Propaganda and Censorship,” Holocaust Encyclopedia.
  20. Jacques Ellul, Propaganda: The Formation of Men’s Attitudes.
  21. Jacques Ellul, Propaganda: The Formation of Men’s Attitudes, 62–87.
  22. Garth S. Jowett and Victoria O’Donnell, Propaganda & Persuasion.
  23. United States Holocaust Memorial Museum, “Nazi Propaganda,” Holocaust Encyclopedia.
  24. United States Holocaust Memorial Museum, “Nazi Propaganda and Censorship,” Holocaust Encyclopedia.
  25. Hannah Arendt, The Origins of Totalitarianism, new ed. (New York: Harcourt Brace Jovanovich, 1973), 341–388.
  26. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۱۷۵.
  27. Philip M. Taylor, Munitions of the Mind; Garth S. Jowett and Victoria O’Donnell, Propaganda & Persuasion.