سلول انفرادی

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۵ نوامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۴ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات مفهوم | نام = سلول انفرادی | نام اصلی = Solitary Confinement | نام‌های دیگر = حبس انفرادی، انزوای زندانی، جداسازی انفرادی، شکنجه سفید | تصویر = | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | حوزه = حقوق بشر، حقوق ز...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سلول انفرادی
شناسنامه
نام‌های دیگرحبس انفرادی، انزوای زندانی، جداسازی انفرادی، شکنجه سفید
حوزهحقوق بشر، حقوق زندانیان، جرم‌شناسی، روان‌شناسی زندان، حقوق کیفری و مطالعات سرکوب
خاستگاهنظام‌های زندان مبتنی بر جداسازی، انضباط، بازجویی امنیتی و محرومیت حسی
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیانزوای اجتماعی، تماس انسانی معنادار، محرومیت حسی، حبس انفرادی طولانی‌مدت، شکنجه روانی، حق ملاقات، حق وکیل و سلامت روان
جریان‌های مرتبطشکنجه، شکنجه سفید، اعتراف اجباری، بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، محرومیت حسی و دادرسی عادلانه
تأثیرپذیرفته ازنظام‌های بازجویی امنیتی، زندان‌های بسته، مجازات‌های انضباطی، محرومیت حسی، فقدان نظارت مستقل و بی‌کیفرمانی مأموران
تأثیرگذار برسلامت جسمی و روانی زندانی، اعترافات اجباری، حق دفاع، روابط خانوادگی، اعتماد عمومی به دستگاه قضایی و مشارکت سیاسی
نقد و ارزیابی

سلول انفرادی یا حبس انفرادی به نگهداری زندانی یا بازداشت‌شده در فضایی جدا از دیگران، همراه با قطع یا محدودیت شدید تماس انسانی گفته می‌شود. بر اساس قاعده ۴۴ «قواعد حداقل استاندارد سازمان ملل متحد برای رفتار با زندانیان»، مشهور به قواعد نلسون ماندلا، سلول انفرادی وضعیتی است که زندانی برای ۲۲ ساعت یا بیشتر در شبانه‌روز، بدون تماس انسانی معنادار نگهداری شود. ادامه این وضعیت برای بیش از ۱۵ روز متوالی، «حبس انفرادی طولانی‌مدت» محسوب می‌شود.[۱]

سلول انفرادی ممکن است برای حفاظت موقت از یک زندانی، جلوگیری از آسیب فوری یا مدیریت وضعیتی استثنایی به کار رود؛ اما باید آخرین راه‌حل، برای کوتاه‌ترین زمان ممکن، با دستور مقام صالح و تحت نظارت مستقل باشد. استفاده نامحدود، طولانی، تنبیهی یا بازجویانه از انفرادی، به‌ویژه برای کودکان، افراد دارای معلولیت یا بیماری‌های روانی، زنان باردار و زندانیانی که شرایط آنان در انزوا وخیم‌تر می‌شود، در معیارهای بین‌المللی ممنوع است.

در جمهوری اسلامی ایران، سلول انفرادی به‌طور گسترده در پرونده‌های سیاسی و امنیتی گزارش شده است. زندانیان سیاسی، معترضان، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، وکلا، فعالان صنفی، دادخواهان و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی گاه هفته‌ها، ماه‌ها و حتی بیش از یک سال در سلول‌های انفرادی نهادهای امنیتی نگهداری شده‌اند. گزارش‌های مقاومت ایران و سازمان‌های حقوق‌بشری، انفرادی طولانی‌مدت را بخشی از فرایند بازجویی، اعتراف اجباری، محرومیت از وکیل و شکستن مقاومت روانی زندانیان توصیف کرده‌اند.

تعریف

سلول انفرادی تنها به تنها بودن زندانی در یک اتاق گفته نمی‌شود. عنصر اصلی آن، محرومیت از تماس انسانی معنادار است. ممکن است زندانی برای مدتی کوتاه با مأمور، بازجو یا نگهبان روبه‌رو شود، اما اگر این تماس صرفاً برای بازجویی، تحویل غذا یا اعمال دستور باشد، تماس انسانی معنادار محسوب نمی‌شود.

تماس انسانی معنادار باید امکان ارتباط واقعی، مستقیم و مستمر با دیگران را فراهم کند. گفت‌وگو با وکیل، ملاقات با خانواده، ارتباط با زندانیان دیگر، فعالیت جمعی و دسترسی به پزشک مستقل از نمونه‌های چنین تماسی هستند.

در بسیاری از سلول‌های امنیتی، زندانی با چشم‌بند از سلول خارج می‌شود و اجازه ندارد چهره مأموران یا زندانیان دیگر را ببیند. نور، تهویه، زمان، صدا و رفت‌وآمد نیز ممکن است تحت کنترل کامل بازجویان باشد. این شرایط سلول انفرادی را به محیطی برای محرومیت حسی و کنترل روانی تبدیل می‌کند.

تفاوت جداسازی با سلول انفرادی

جداسازی زندانیان ممکن است به دلایل گوناگون انجام شود. برای مثال، یک زندانی بیمار، در معرض خطر یا تهدیدشده ممکن است موقتاً در محل جداگانه‌ای نگهداری شود. اگر فرد همچنان از تماس انسانی، هواخوری، کتاب، تلفن، وکیل، ملاقات و خدمات درمانی برخوردار باشد، این وضعیت لزوماً سلول انفرادی به معنای حقوق‌بشری نیست.

در مقابل، اگر جداسازی با قطع تماس، محرومیت از فعالیت، محدودیت نور و هوا، بی‌خبری از زمان و فشار بازجویی همراه شود، سلول انفرادی محسوب می‌شود؛ حتی اگر مقام‌های زندان آن را «سوئیت»، «قرنطینه»، «حفاظت» یا «بند ویژه» بنامند.

آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌های ایران نیز تصریح کرده است که جداسازی و طبقه‌بندی زندانیان به معنای نگهداری آنان در بند انفرادی نیست و افراد جداشده باید از حقوق زندانیان برخوردار باشند.[۲]

اشکال سلول انفرادی

سلول انفرادی می‌تواند در مراحل و شرایط متفاوت اعمال شود.

انفرادی بازجویی

این نوع انفرادی پیش از محاکمه و در دوره تحقیقات امنیتی اعمال می‌شود. هدف آن ممکن است قطع ارتباط متهم با خانواده، وکیل و دیگر متهمان و فراهم‌کردن شرایط روانی برای بازجویی باشد.

در انفرادی بازجویی، زندانی معمولاً نمی‌داند چه مدت در آنجا خواهد ماند. زمان بازجویی، خواب، غذا، نور، هواخوری و تماس تلفنی در اختیار بازجوست. این بی‌اطلاعی می‌تواند احساس وابستگی کامل به بازجو ایجاد کند.

انفرادی تنبیهی

زندانی ممکن است به‌دلیل اعتراض به شرایط زندان، اعتصاب غذا، درگیری، انتشار نامه، سرپیچی از دستور یا فعالیت جمعی به سلول انفرادی منتقل شود. در این وضعیت، انفرادی نقش مجازات مضاعف را دارد.

انتقال تنبیهی اغلب با محرومیت از تلفن، ملاقات، خرید، کتاب و هواخوری همراه است. اگر زندانی بدون رسیدگی منصفانه انضباطی و امکان اعتراض مجازات شود، حقوق او نقض شده است.

انفرادی حفاظتی

گاه مقام‌های زندان ادعا می‌کنند جداسازی برای حفظ جان زندانی ضروری است. چنین اقدامی تنها زمانی قابل قبول است که خطر واقعی وجود داشته باشد، راه‌حل محدودکننده کمتری در دسترس نباشد، زندانی از حقوق اساسی خود محروم نشود و وضعیت او به‌طور مستمر بازبینی گردد.

استفاده از عنوان «حفاظتی» نباید پوششی برای انزوای نامحدود یا مجازات زندانی باشد.

انفرادی پیش از اعدام

زندانیان محکوم به اعدام معمولاً پیش از اجرای حکم به سلول جداگانه منتقل می‌شوند. انتقال به انفرادی در چنین شرایطی می‌تواند نشانه نزدیک‌بودن اجرای حکم باشد و فشار روانی سنگینی بر زندانی و خانواده او وارد کند.

در برخی موارد، زندانی پس از اعتراض جمعی یا توقف موقت اجرای حکم از انفرادی به بند بازگردانده می‌شود. در مهر ۱۴۰۴، شش زندانی محکوم به اعدام پس از اعتصاب غذای گسترده زندانیان قزل‌حصار از سلول‌های انفرادی اجرای حکم به بند بازگردانده شدند.[۳]

انفرادی نامحدود

در انفرادی نامحدود، زمان پایان انزوا به زندانی اعلام نمی‌شود. این بی‌اطلاعی خود بخشی از فشار روانی است. زندانی نمی‌داند چند روز، چند ماه یا چند سال در آن شرایط خواهد ماند و آزادی از انفرادی ممکن است به همکاری با بازجو مشروط شود.

ویژگی‌های سلول‌های امنیتی

شرایط سلول‌های انفرادی در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های مختلف یکسان نیست، اما گزارش‌های زندانیان سیاسی در ایران شامل ویژگی‌های زیر است:

  • فضای کوچک و بسته؛
  • فقدان پنجره یا نور طبیعی؛
  • روشن‌بودن دائمی چراغ یا تاریکی طولانی؛
  • نبود ساعت، تقویم و نشانه‌های زمان؛
  • سکوت مطلق یا پخش صداهای آزاردهنده؛
  • دوربین مراقبت دائمی؛
  • محدودیت یا ممنوعیت هواخوری؛
  • استفاده اجباری از چشم‌بند؛
  • ممنوعیت گفت‌وگو با دیگر زندانیان؛
  • نبود کتاب، قلم و کاغذ؛
  • محرومیت از تلفن و ملاقات؛
  • دسترسی محدود به حمام و توالت؛
  • غذای ناکافی یا نامناسب؛
  • محرومیت از دارو و درمان؛
  • بازرسی و بازجویی در زمان‌های نامنظم؛
  • نامشخص‌بودن محل بازداشت برای خانواده.

کنترل نور، صدا، زمان، خواب و تماس انسانی می‌تواند موجب محرومیت حسی شود. این روش در ایران گاه با عنوان «شکنجه سفید» شناخته می‌شود؛ زیرا ممکن است بدون ایجاد زخم آشکار جسمی، آسیب روانی عمیق بر جای بگذارد.

شکنجه سفید

شکنجه سفید اصطلاحی برای مجموعه‌ای از روش‌های روانی است که هویت، ادراک، حافظه و اراده فرد را هدف قرار می‌دهد. سلول انفرادی طولانی‌مدت، سکوت، نور دائمی، چشم‌بند، قطع ارتباط و نامشخص‌بودن زمان از اجزای آن هستند.

هدف این روش الزاماً واردکردن درد جسمی مستقیم نیست، بلکه ایجاد احساس بی‌زمانی، بی‌مکانی، تنهایی مطلق و وابستگی به بازجوست. زندانی ممکن است تنها صدایی که می‌شنود صدای بازجو باشد و آزادی از انزوا را منوط به پذیرفتن روایت او ببیند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی درباره زندان‌های ایران، حبس انفرادی نامحدود را یکی از ابزارهای اصلی سرکوب مخالفان دانسته است. زندانیان مصاحبه‌شده گفته بودند ترس از ازدست‌دادن تعادل روانی و نبود هرگونه تماس انسانی، از بسیاری شکنجه‌های جسمی برای آنان دشوارتر بوده است.[۴]

اهداف استفاده

سلول انفرادی ممکن است برای اهداف زیر به کار رود:

  • گرفتن اطلاعات از زندانی؛
  • وادارکردن او به اعتراف علیه خود؛
  • گرفتن شهادت علیه دیگران؛
  • مجبورکردن زندانی به مصاحبه تلویزیونی؛
  • شکستن مقاومت سیاسی و روانی؛
  • جلوگیری از هماهنگی با هم‌پرونده‌ای‌ها؛
  • قطع ارتباط با وکیل و خانواده؛
  • جلوگیری از انتشار خبرهای زندان؛
  • مجازات اعتراض یا اعتصاب غذا؛
  • وادارکردن زندانی به اعلام ندامت؛
  • فشار برای همکاری با نهادهای امنیتی؛
  • آماده‌سازی زندانی برای محاکمه یا اعدام؛
  • تنبیه خانواده یا شبکه سیاسی زندانی؛
  • جلوگیری از ثبت آثار شکنجه توسط شاهدان.

در پرونده‌های امنیتی، انفرادی ممکن است بخشی از فرایندی باشد که با بازداشت مخفی آغاز و با بازجویی طولانی، شکنجه، اعتراف اجباری و محاکمه غیرعلنی ادامه می‌یابد.

پیامدهای روانی

انسان برای حفظ سلامت روانی به ارتباط اجتماعی، محرک‌های محیطی و درک منظم زمان نیاز دارد. محرومیت طولانی از این عوامل می‌تواند پیامدهای شدید ایجاد کند.

آثار روانی گزارش‌شده عبارت‌اند از:

  • اضطراب و وحشت مداوم؛
  • افسردگی؛
  • بی‌خوابی یا خواب بیش‌ازحد؛
  • حملات هراس؛
  • تحریک‌پذیری و پرخاشگری؛
  • کاهش تمرکز و حافظه؛
  • اختلال در تشخیص زمان؛
  • توهم دیداری یا شنیداری؛
  • بدگمانی و احساس تعقیب؛
  • فروپاشی هویت؛
  • افکار خودکشی و خودآزاری؛
  • اختلال اضطراب پس از سانحه؛
  • ناتوانی در برقراری ارتباط پس از آزادی.

آثار انفرادی ممکن است پس از بازگشت زندانی به بند عمومی یا آزادی ادامه یابد. صدای کلید، بسته‌شدن در، نور شدید یا سکوت می‌تواند خاطره انفرادی را دوباره فعال کند.

پیامدهای جسمی

سلول انفرادی افزون بر سلامت روان، جسم زندانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. کاهش تحرک، نبود نور خورشید، هوای نامناسب، تغذیه ناکافی و محرومیت از درمان می‌تواند باعث یا تشدیدکننده مشکلات زیر باشد:

  • ضعف عضلانی و درد مفاصل؛
  • سردرد و سرگیجه؛
  • اختلال گوارشی؛
  • تغییر فشار خون و ضربان قلب؛
  • کاهش یا افزایش شدید وزن؛
  • اختلال بینایی ناشی از نور نامناسب؛
  • کمبود ویتامین و ضعف عمومی؛
  • تشدید بیماری‌های مزمن؛
  • اختلال سیستم ایمنی؛
  • آسیب‌های ناشی از خودزنی یا اقدام به خودکشی.

برای افراد سالمند، کودکان، زنان باردار و کسانی که بیماری جسمی یا روانی دارند، خطرهای انفرادی بیشتر است.

تأثیر بر بازجویی و اعتراف

انزوای طولانی توان تصمیم‌گیری و مقاومت روانی زندانی را کاهش می‌دهد. بازجو ممکن است تنها فردی باشد که با زندانی صحبت می‌کند و رفع نیازهای ابتدایی او را در اختیار دارد. این رابطه نامتوازن زمینه اجبار و وابستگی را فراهم می‌کند.

زندانی ممکن است برای خروج از سلول، ملاقات با خانواده، دسترسی به درمان یا پایان بازجویی، اتهام‌های نادرست را بپذیرد. ازاین‌رو اعترافی که پس از انفرادی طولانی به دست آمده باشد، نمی‌تواند بدون بررسی دقیق شرایط بازداشت معتبر تلقی شود.

عفو بین‌الملل گزارش داده است که علی یونسی و امیرحسین مرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین برای گرفتن اعترافات اجباری، در شرایط سخت و برای مدتی طولانی در سلول انفرادی نگهداری شدند.[۵]

معیار ۱۵ روز

بر اساس قواعد نلسون ماندلا، انفرادی بیش از ۱۵ روز متوالی «حبس انفرادی طولانی‌مدت» است. قاعده ۴۳ استفاده نامحدود یا طولانی‌مدت از انفرادی را ممنوع می‌کند. قاعده ۴۵ می‌گوید انفرادی باید تنها در موارد استثنایی، به‌عنوان آخرین راه‌حل، برای کوتاه‌ترین مدت و تحت نظارت مستقل به کار رود.[۱]

تعیین ۱۵ روز به معنای بی‌خطر یا مجازبودن خودکار انفرادی کوتاه‌تر نیست. حتی چند روز انزوا ممکن است برای فردی با بیماری روانی، کودک، سالمند یا شخصی که زیر بازجویی شدید قرار دارد آسیب‌زا و غیرقانونی باشد.

کاربرد مکرر دوره‌های کوتاه انفرادی با فاصله‌های صوری نیز نباید وسیله‌ای برای دورزدن محدودیت ۱۵روزه باشد. مجموع شرایط، دفعات، هدف و آثار انزوا باید بررسی شود.

گروه‌های آسیب‌پذیر

قواعد بین‌المللی استفاده از انفرادی را درباره برخی گروه‌ها ممنوع یا به‌شدت محدود کرده‌اند:

  • کودکان و نوجوانان؛
  • افراد دارای معلولیت روانی یا ذهنی؛
  • زندانیانی که انفرادی بیماری آنان را تشدید می‌کند؛
  • زنان باردار؛
  • زنان دارای نوزاد در زندان؛
  • افراد سالمند یا دارای بیماری جدی؛
  • زندانیان در معرض خودکشی.

نگهداری کودک یا نوجوان در انفرادی می‌تواند آثار رشدی و روانی عمیقی ایجاد کند. مراقبت یا پیشگیری از خودکشی نیز نباید بهانه‌ای برای انزوای بیشتر فرد باشد؛ چنین زندانی به مراقبت پزشکی و تماس انسانی نیاز دارد.

جایگاه در حقوق بین‌الملل

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز را ممنوع می‌کند. ماده ۱۰ همین میثاق مقرر می‌کند همه اشخاص محروم از آزادی باید با انسانیت و احترام به کرامت ذاتی انسان نگهداری شوند.

ایران عضو این میثاق است و از نظر حقوق بین‌الملل موظف به رعایت آن است. انفرادی طولانی، نامحدود یا همراه با محرومیت حسی و بازجویی می‌تواند نقض مواد ۷ و ۱۰ میثاق باشد.

گزارشگران ویژه منع شکنجه سازمان ملل اعلام کرده‌اند که حبس انفرادی طولانی‌مدت می‌تواند به شکنجه یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز تبدیل شود. در مورد کودکان و افراد دارای معلولیت روانی، حتی دوره‌های کوتاه‌تر نیز ممکن است ممنوع باشد.

پروتکل استانبول

پروتکل استانبول راهنمای بین‌المللی تحقیق و مستندسازی شکنجه است. در ارزیابی قربانیان سلول انفرادی باید شرایط محیط، مدت انزوا، تماس انسانی، محرومیت از نور و صدا، بازجویی، تهدیدها، وضعیت پزشکی و آثار روانی ثبت شود.

نبود آثار جسمی، ادعای شکنجه را بی‌اعتبار نمی‌کند. انفرادی می‌تواند اساساً روانی باشد و آثار آن از طریق مصاحبه تخصصی، سابقه پزشکی، تغییرات رفتاری و شهادت زندانیان دیگر مستند شود.

وضعیت حقوقی در ایران

اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع می‌کند. اصل ۳۹ نیز هتک حرمت و حیثیت شخص بازداشت‌شده یا زندانی را ممنوع و مستوجب مجازات می‌داند.

در دی ۱۳۸۲، هیئت عمومی دیوان عدالت اداری بند آیین‌نامه‌ای را که اجازه می‌داد زندانی به‌عنوان تنبیه انضباطی تا یک ماه در سلول انفرادی نگهداری شود، خلاف قانون و خارج از اختیارات سازمان زندان‌ها تشخیص داد و ابطال کرد. دیوان، انفرادی را موجب محرومیت زندانی از گفت‌وگو با دیگران و تحمیل رنج روانی دانست.[۶]

آیین‌نامه زندان‌ها مصوب ۱۴۰۰ نیز میان جداسازی و سلول انفرادی تمایز قائل شده است. با وجود این مقررات، نهادهای امنیتی در بازداشتگاه‌های زیر نظر وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران همچنان از انفرادی طولانی‌مدت استفاده می‌کنند.

ساختار بازداشتگاه‌های امنیتی

سلول‌های انفرادی سیاسی در ایران اغلب در بندها یا بازداشتگاه‌هایی قرار دارند که مدیریت آنها مستقیماً در اختیار نهادهای امنیتی است. بندهای ۲۰۹، ۲۴۰ و ۲۴۱ زندان اوین، بند دو الف سپاه، بازداشتگاه‌های اداره اطلاعات در استان‌ها و بازداشتگاه‌های اطلاعات سپاه از مراکز شناخته‌شده در گزارش‌های زندانیان هستند.

در این مراکز، بازجو ممکن است بر تماس تلفنی، ملاقات، دسترسی به وکیل، هواخوری، درمان و حتی تحویل وسایل شخصی کنترل داشته باشد. این تمرکز اختیار، زندانی را از حمایت‌های معمول زندان محروم می‌کند.

مأموران گاه به خانواده می‌گویند فرد در اختیار «نهاد دیگری» است یا محل دقیق نگهداری را اعلام نمی‌کنند. در چنین شرایطی، انفرادی می‌تواند با ناپدیدسازی قهری همراه شود.

سلول انفرادی در دهه ۱۳۶۰

بر پایه زندگی‌نامه‌ها و شهادت‌های منتشرشده در منابع سازمان مجاهدین، سلول انفرادی از سال‌های نخست جمهوری اسلامی علیه هواداران و اعضای این سازمان استفاده می‌شد. بازداشت‌شدگان نوجوان و بزرگسال برای گرفتن اطلاعات، شناسایی دیگر هواداران یا وادارشدن به ندامت در سلول‌های جداگانه نگهداری می‌شدند.

مژگان اصفهانیان، از هواداران دانش‌آموز سازمان مجاهدین، پس از بازداشت در تظاهرات مادران در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ به زندان اوین منتقل و مدتی در سلول انفرادی نگهداری شد. بنا بر زندگی‌نامه منتشرشده، یک بار به‌دلیل نوشتن شعار روی دیوار سلول، دست‌ها و پاهای او را برای ۲۴ ساعت بستند.[۷]

در شهادت‌های زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰، انفرادی با چشم‌بند، بازجویی شبانه، شلاق، بی‌خوابی، تهدید خانواده و اعدام مصنوعی همراه بوده است.

علی یونسی و امیرحسین مرادی

علی یونسی و امیرحسین مرادی، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، در فروردین ۱۳۹۹ بازداشت شدند. عفو بین‌الملل اعلام کرد این دو دانشجو در بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت ضرب‌وشتم و انفرادی طولانی برای گرفتن اعتراف اجباری قرار گرفته‌اند.[۵]

رسانه‌های مقاومت ایران گزارش دادند که این دو زندانی بیش از ۲۶ ماه در سلول‌های انفرادی و شرایط تحت کنترل وزارت اطلاعات نگهداری شدند و سپس به بند عمومی انتقال یافتند.[۸]

علی یونسی در خرداد ۱۴۰۴ بار دیگر از بند زندان اوین منتقل و پس از مدتی به سلول‌های انفرادی زندان قم فرستاده شد. شورای ملی مقاومت این انتقال و تشکیل پرونده جدید علیه او و امیرحسین مرادی را اقدامی برای جلوگیری از آزادی آنان دانست.[۹]

ارغوان فلاحی

ارغوان فلاحی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در تهران بازداشت و به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۱ اوین منتقل شد. کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت گزارش داد که او حدود شش ماه تحت بازجویی و فشار روانی قرار داشت و از ملاقات با خانواده محروم بود.

پس از انتقال زندانیان اوین، ارغوان فلاحی ابتدا به سلول انفرادی زندان فشافویه و سپس به محلی نامعلوم منتقل شد. کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت از گزارشگران ویژه سازمان ملل خواست درباره محل و وضعیت نگهداری او مداخله کنند.[۱۰]

مجاهد کورکور

مجاهد کورکور، از بازداشت‌شدگان اعتراضات ایذه، به اعدام محکوم شد. کانون حقوق بشر ایران گزارش داد که او در سال ۱۴۰۳ پس از ۴۵ روز انفرادی و فشارهای جسمی و روانی به بند زندان شیبان اهواز بازگردانده شد.

بر پایه این گزارش، مأموران برای گرفتن اعتراف اجباری او را تحت فشار قرار داده، بارها اعدام مصنوعی کرده و داروهایی به وی خورانده بودند که بر هوشیاری و تکلمش تأثیر گذاشته بود.[۱۱]

زندانیان بلوچ

گزارش‌های متعددی از نگهداری طولانی زندانیان بلوچ در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه منتشر شده است. میثم چندانی، زندانی سیاسی بلوچ، پس از بازداشت حدود سه ماه در سلول انفرادی سپاه نگهداری و بنا بر گزارش‌ها برای گرفتن اعتراف تلویزیونی شکنجه شد. پدر سالخورده او نیز برای اعمال فشار بازداشت و به سلول انفرادی منتقل شد.[۱۲]

بازداشت اعضای خانواده برای فشار بر متهم، نقض اصل مسئولیت فردی و شکلی از بازداشت خودسرانه است.

ارژنگ داوودی

ارژنگ داوودی، زندانی سیاسی، در نامه‌ای به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشت که پس از بازداشت در سال ۱۳۸۲، ماه‌ها در سلول انفرادی نگهداری و تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفته است. او همچنین از انتقال‌های مکرر و دوره‌های بعدی انفرادی در زندان‌های اوین، رجایی‌شهر و بندرعباس خبر داد.[۱۳]

وحید و حبیب افکاری

وحید و حبیب افکاری، برادران نوید افکاری، پس از اعدام نوید در شهریور ۱۳۹۹ برای مدتی طولانی در سلول‌های بدون پنجره زندان عادل‌آباد شیراز نگهداری شدند. عفو بین‌الملل اعلام کرد آنان از درمان مناسب، هواخوری، تماس تلفنی و ملاقات حضوری با خانواده محروم بودند.[۱۴]

گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره ایران نیز انفرادی این دو برادر را اقدامی تلافی‌جویانه در ارتباط با اعتراض آنان به سرنوشت نوید افکاری توصیف کرد.[۱۵]

اعتراضات آبان ۱۳۹۸

عفو بین‌الملل در گزارشی درباره سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اعلام کرد بازداشت‌شدگان با شلاق، شوک الکتریکی، وضعیت‌های دردناک، خشونت جنسی، محرومیت از درمان و انفرادی طولانی‌مدت مواجه شده‌اند. برخی افراد هفته‌ها یا ماه‌ها در انزوا نگهداری شدند.[۱۶]

انفرادی در این دوره برای شناسایی دیگر معترضان، گرفتن رمز تلفن‌های همراه، ضبط اعترافات تلویزیونی و جلوگیری از انتشار اطلاعات درباره شمار کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان به کار رفت.

اعتراضات ۱۴۰۱

در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ نیز شماری از معترضان بازداشت‌شده در سلول‌های انفرادی سپاه و وزارت اطلاعات نگهداری شدند. عفو بین‌الملل درباره جواد روحی گزارش داد که او بیش از ۴۰ روز در بازداشتگاه سپاه در زندان تیرکلا ساری در انفرادی بود و تحت شکنجه و فشار برای اعتراف قرار گرفت.[۱۷]

محرومیت از وکیل در دوره انفرادی، امکان اعتراض به شکنجه و بررسی مستقل اظهارات متهمان را محدود کرد.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، هزاران معترض بازداشت شدند. دیده‌بان حقوق بشر گزارش داد که شماری از بازداشت‌شدگان در انزوا و بدون ملاقات نگهداری شدند و خانواده‌ها از وضعیت آنان اطلاعات محدودی داشتند.[۱۸]

عفو بین‌الملل نیز در سال ۲۰۲۶ از سلول انفرادی طولانی، ضرب‌وشتم، اعدام مصنوعی، محرومیت غذایی و درمانی و گرفتن اعترافات اجباری از بازداشت‌شدگان گزارش داد.[۱۹]

اقرار یک نماینده مجلس

در دی ۱۳۹۸، محمد کاظمی، نماینده وقت مجلس، به استفاده گسترده و طولانی از سلول انفرادی اشاره کرد و گفت این ابزار بدون محدودیت کافی در اختیار قضات قرار گرفته است. شورای ملی مقاومت این سخنان را اعترافی به کاربرد نظام‌مند انفرادی برای شکنجه زندانیان دانست.[۲۰]

این اظهارات نشان می‌داد استفاده از انفرادی تنها به تصمیم مأموران محلی محدود نیست و در فرایند قضایی و بازجویی نیز به‌عنوان ابزاری برای «اثبات جرم» به کار می‌رود.

رابطه با ناپدیدسازی قهری

اگر خانواده و وکیل از محل سلول انفرادی بی‌اطلاع باشند و مقام‌ها بازداشت یا محل نگهداری فرد را انکار کنند، وضعیت می‌تواند مصداق ناپدیدسازی قهری باشد.

بازداشت مخفی، انفرادی و قطع ارتباط، فرد را خارج از حمایت قانون قرار می‌دهد و خطر شکنجه، مرگ در بازداشت یا اعدام مخفیانه را افزایش می‌دهد. ثبت دقیق نام زندانی، زمان ورود، محل نگهداری و مقام صادرکننده دستور از تضمین‌های جلوگیری از ناپدیدسازی است.

انفرادی و مجازات اعدام

سلول انفرادی در پرونده‌های اعدام دو نقش متفاوت دارد. نخست، ممکن است در مرحله بازجویی برای گرفتن اعترافی به کار رود که بعداً مبنای حکم اعدام قرار می‌گیرد. دوم، محکوم پیش از اجرای حکم به انفرادی منتقل می‌شود.

انتقال ناگهانی به انفرادی، قطع تماس با خانواده و نامشخص‌بودن زمان اجرا، فشار روانی شدیدی ایجاد می‌کند. اگر حکم بارها متوقف و زندانی دوباره به انفرادی منتقل شود، این وضعیت می‌تواند به اعدام مصنوعی و شکنجه روانی تبدیل شود.

مستندسازی

برای مستندسازی سلول انفرادی باید اطلاعات زیر ثبت شود:

  • تاریخ و ساعت ورود و خروج؛
  • نام و محل بازداشتگاه؛
  • ابعاد و وضعیت سلول؛
  • میزان نور، تهویه و دما؛
  • مدت هواخوری؛
  • امکان تماس با زندانیان دیگر؛
  • دفعات و ماهیت بازجویی‌ها؛
  • دسترسی به وکیل و خانواده؛
  • دسترسی به کتاب، قلم و کاغذ؛
  • وضعیت غذا، آب، حمام و توالت؛
  • خدمات پزشکی و دارو؛
  • تهدیدها، ضرب‌وشتم یا اجبار به اعتراف؛
  • آثار جسمی و روانی در طول و پس از انفرادی؛
  • نام مأموران، بازجویان و مقام صادرکننده دستور.

معاینه پزشکی مستقل باید در کوتاه‌ترین زمان انجام شود. پزشک زندان نباید اطلاعات درمانی زندانی را برای اعمال فشار در اختیار بازجو قرار دهد.

مسئولیت آمران و عاملان

مسئولیت انفرادی غیرقانونی تنها متوجه نگهبان نیست. بازجو، قاضی، دادستان، رئیس بازداشتگاه، مقام امنیتی و پزشکی که آگاهانه در اجرای آن مشارکت کند یا آثار آن را پنهان سازد، ممکن است مسئول باشد.

اگر قاضی از انفرادی برای گرفتن اعتراف یا «تکمیل تحقیقات» استفاده کند، استقلال قضایی و حق دفاع را نقض کرده است. پذیرش اعتراف حاصل از انفرادی طولانی نیز می‌تواند قاضی و دادستان را در استمرار نقض حقوق متهم شریک کند.

چنانچه انفرادی طولانی‌مدت بخشی از حمله گسترده یا سازمان‌یافته علیه مخالفان سیاسی باشد و رنج شدید ایجاد کند، بررسی آن در چارچوب شکنجه و جنایت علیه بشریت امکان‌پذیر است.

موضع مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران، سلول انفرادی طولانی‌مدت را از ابزارهای اصلی شکنجه و اعتراف‌گیری در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌دانند. منابع مقاومت ایران گزارش‌های متعددی از نگهداری زندانیان سیاسی در بندهای انفرادی وزارت اطلاعات، سپاه و زندان‌های رسمی منتشر کرده‌اند.

مقاومت ایران خواستار اقدامات زیر شده است:

  • پایان فوری حبس انفرادی طولانی و نامحدود؛
  • آزادی زندانیان سیاسی؛
  • اعلام محل نگهداری همه بازداشت‌شدگان؛
  • دسترسی فوری زندانی به وکیل و خانواده؛
  • بازدید هیئت‌های بین‌المللی از زندان‌ها؛
  • تحقیق مستقل درباره شکنجه و مرگ در انفرادی؛
  • کنارگذاشتن اعترافات گرفته‌شده در انزوا و تحت فشار؛
  • محاکمه آمران و عاملان شکنجه؛
  • ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد.

مریم رجوی در موضع‌گیری‌های خود درباره زندانیان سیاسی، از سازمان ملل متحد و نهادهای بین‌المللی خواسته است هیئت‌هایی برای بازدید از زندان‌های ایران و دیدار بدون نظارت مأموران با زندانیان اعزام کنند.

در طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی بر ممنوعیت شکنجه، رعایت اصل برائت، حق دفاع، استقلال قضات و لغو مجازات اعدام تأکید شده است. تحقق این اصول مستلزم ممنوعیت استفاده بازجویانه و تنبیهی از سلول انفرادی و نظارت مستقل بر همه مراکز نگهداری است.

راه‌های پیشگیری

اقدامات لازم برای جلوگیری از سوءاستفاده از سلول انفرادی عبارت‌اند از:

  • ممنوعیت قانونی انفرادی نامحدود و بیش از ۱۵ روز؛
  • ممنوعیت انفرادی برای کودکان و افراد آسیب‌پذیر؛
  • استفاده تنها در موارد استثنایی و به‌عنوان آخرین راه؛
  • صدور دستور مکتوب و مستدل توسط مقام صالح؛
  • تعیین مدت دقیق و کوتاه؛
  • بررسی روزانه وضعیت جسمی و روانی زندانی؛
  • نظارت قضایی و پزشکی مستقل؛
  • حق اعتراض زندانی به تصمیم انفرادی؛
  • دسترسی به وکیل، خانواده و پزشک؛
  • ثبت کامل همه انتقال‌ها و بازجویی‌ها؛
  • ممنوعیت استفاده از انفرادی برای گرفتن اعتراف؛
  • منع محرومیت حسی، بی‌خوابی و نور دائمی؛
  • توقف انفرادی به‌محض بروز آسیب روانی یا جسمی؛
  • جبران خسارت و درمان قربانیان؛
  • محاکمه مأموران و مقام‌های مسئول.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، قواعد نلسون ماندلا و ممنوعیت حبس انفرادی طولانی‌مدت، قواعد ۴۳ تا ۴۵.
  2. ↑ بنیاد عبدالرحمن برومند، آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰.
  3. ↑ مریم رجوی، بازگرداندن شش محکوم به اعدام از سلول‌های انفرادی و پایان اعتصاب غذای زندانیان، ۲۷ مهر ۱۴۰۴.
  4. ↑ دیده‌بان حقوق بشر، مانند مردگان در تابوت؛ شکنجه، بازداشت و سرکوب مخالفان در ایران، ۶ ژوئن ۲۰۰۴.
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ عفو بین‌الملل، علی یونسی و امیرحسین مرادی؛ دانشجویان زندانی در معرض محاکمه ناعادلانه، ۲۰۲۱.
  6. ↑ کمپین حقوق بشر در ایران، فعالان مدنی و سیاسی ایران علیه مجازات سلول انفرادی، اسفند ۱۳۹۹.
  7. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید مژگان اصفهانیان.
  8. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، انتقال علی یونسی و امیرحسین مرادی به بندهای عادی زندان اوین، ۱۴۰۱.
  9. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، پرونده‌سازی و صدور احکام جدید برای علی یونسی و امیرحسین مرادی، ۱۹ مرداد ۱۴۰۴.
  10. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، انتقال ارغوان فلاحی پس از شش ماه سلول انفرادی به محل نامعلوم، ۵ مرداد ۱۴۰۴.
  11. ↑ کانون حقوق بشر ایران، بازگشت مجاهد کورکور از سلول انفرادی پس از ۴۵ روز، ۱۷ خرداد ۱۴۰۳.
  12. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، انتقال میثم چندانی به سلول انفرادی زندان زاهدان، ۵ تیر ۱۳۹۵.
  13. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، نامه ارژنگ داوودی به کمیساریای عالی حقوق بشر، ۸ مهر ۱۳۹۵.
  14. ↑ عفو بین‌الملل، شکنجه و بدرفتاری با وحید و حبیب افکاری در زندان عادل‌آباد، ۲۰۲۱.
  15. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، ۱۴۰۰.
  16. ↑ عفو بین‌الملل، شکنجه بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در ایران، سپتامبر ۲۰۲۰.
  17. ↑ عفو بین‌الملل، درخواست لغو احکام اعدام معترضان جوان شکنجه‌شده، ژانویه ۲۰۲۳.
  18. ↑ دیده‌بان حقوق بشر، ایران؛ موج بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های قهری، فوریه ۲۰۲۶.
  19. ↑ عفو بین‌الملل، بازداشت‌های خودسرانه گسترده و اعدام‌های سیاسی در ایران، مه ۲۰۲۶.
  20. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، استفاده گسترده و طولانی‌مدت از سلول‌های انفرادی برای شکنجه زندانیان، ۲ دی ۱۳۹۸.

الگو:تاریخ آخرین ویرایش