زنان در رهبری سیاسی
| زنان در رهبری سیاسی | |
|---|---|
![]() روی جلد کتاب «زنان در رهبری سیاسی» | |
| نویسنده | مریم رجوی |
| ناشر | انتشارات شورای ملی مقاومت ایران |
| تاریخ نشر | خرداد ۱۴۰۳ |
| موضوع | مشارکت زنان در رهبری سیاسی، برابری زن و مرد، مبارزه با بنیادگرایی، حقوق زنان در ایران |
| سبک | غیرداستانی، سیاسی، سخنرانی |
| زبان | فارسی |
| نوع رسانه | چاپی و دیجیتال |
زنان در رهبری سیاسی کتابی از مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، دربارهٔ ضرورت مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی و نقش آنان در مبارزه با استبداد دینی و دستیابی به دموکراسی است. متن اصلی کتاب برگرفته از سخنرانی مریم رجوی در اجلاس بینالمللی روز جهانی زن است که در اسفند ۱۴۰۲، برابر با مارس ۲۰۲۴، در پاریس برگزار شد. این اثر در خرداد ۱۴۰۳ از سوی انتشارات شورای ملی مقاومت در ۵۶ صفحه منتشر شده است.[۱]
عنوان محوری سخنرانی و استدلال اصلی کتاب «مشارکت زنان در رهبری سیاسی، لازمهٔ دموکراسی» است. رجوی در این کتاب بر چهار گزاره تأکید میکند: زنان نیروی تغییرند؛ مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی لازمهٔ دموکراسی است؛ رهایی زنان و مردان به یکدیگر وابسته است؛ و شکست حکومت ولایت فقیه بدون نقش پیشتاز زنان ایران امکانپذیر نیست.[۲]
نویسنده میان مبارزه برای آزادی سیاسی و مبارزه برای برابری زنان جدایی قائل نیست. از دید او، مقابله با بنیادگرایی اسلامی حاکم بر ایران بدون آزادکردن ظرفیت سیاسی و اجتماعی زنان ناممکن است و برابری نیز تنها به اصلاح چند قانون محدود نمیشود، بلکه مستلزم کنارزدن مناسبات و نگرشی است که زن را وابسته، فرودست یا موضوع مالکیت دیگری تلقی میکند.[۳]
کتاب افزون بر متن سخنرانی، دو ضمیمه دارد: بیانیهٔ بیش از ۴۰۰ شخصیت زن از کشورهای مختلف در حمایت از حقوق زنان ایران و «طرح آزادیها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا». این ضمائم، مطالب سخنرانی را به مواضع سیاسی و برنامه پیشنهادی مقاومت ایران برای دوران پس از جمهوری اسلامی پیوند میدهند.[۴]
زمینهٔ انتشار
کتاب «زنان در رهبری سیاسی» بر پایهٔ سخنرانی مریم رجوی در اجلاس بینالمللی روز جهانی زن در پاریس تدوین شده است. این اجلاس در مارس ۲۰۲۴ با حضور سیاستمداران، حقوقدانان، فعالان حقوق زنان و نمایندگانی از ۲۸ کشور برگزار شد.[۵]
از جمله شرکتکنندگان معرفیشده در کتاب میتوان به نجاة والو بلقاسم، وزیر پیشین آموزش فرانسه؛ وایرا ویکه فریبرگا، رئیسجمهور پیشین لتونی؛ روزالیا آرتئاگا، رئیسجمهور پیشین اکوادور؛ آنلی یتنمکی، نخستوزیر پیشین فنلاند؛ لیما گبوی، برندهٔ جایزه صلح نوبل؛ اولکساندرا ماتویچوک، برندهٔ جایزه صلح نوبل؛ اینگرید بتانکور؛ شماری از نمایندگان پارلمانهای اروپا و فعالان بینالمللی حقوق زنان اشاره کرد.[۶]
محور اجلاس، بررسی موقعیت زنان در ایران، نقش آنان در اعتراضات و مقاومت علیه جمهوری اسلامی و ضرورت حضور زنان در رهبری سیاسی بود. در این نشست، بیانیهای با امضای بیش از ۴۰۰ شخصیت زن از سراسر جهان نیز ارائه شد. امضاکنندگان، بنا بر متن کتاب، شامل وزیران و نمایندگان پیشین پارلمانها، برندگان جایزه نوبل، حقوقدانان، استادان دانشگاه، مدافعان حقوق بشر، هنرمندان و فعالان حقوق زنان بودند.[۷]
ساختار کتاب
کتاب از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
| بخش | عنوان یا محتوا | صفحات |
|---|---|---|
| بخش نخست | معرفی اجلاس بینالمللی روز جهانی زن و شرکتکنندگان | ۷–۱۲ |
| بخش دوم | سخنرانی مریم رجوی با عنوان «مشارکت زنان در رهبری سیاسی، لازمهٔ دموکراسی» | ۱۵–۴۱ |
| ضمیمهٔ نخست | بیانیهٔ بیش از ۴۰۰ شخصیت زن در حمایت از حقوق زنان ایران | ۴۵–۵۲ |
| ضمیمهٔ دوم | طرح آزادیها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا | ۵۳–۵۶ |
متن اصلی سخنرانی نیز موضوعهایی مانند تاریخ مبارزه زنان ایران، تبعیض قانونی و اجتماعی در جمهوری اسلامی، حجاب اجباری، نقش زنان در مقاومت ایران، رهبری زنان، مفهوم «هژمونی زنان» و چشمانداز برابری در ایران آینده را دربرمیگیرد.
مشارکت زنان، لازمهٔ دموکراسی
تز اصلی کتاب این است که حضور زنان در سیاست نباید به مشارکت نمادین، اختصاص چند کرسی یا حضور محدود در نهادهای حکومتی تقلیل یابد. رجوی مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی را یکی از شروط بنیادی شکلگیری دموکراسی میداند.[۸]
او استدلال میکند که زنان و کودکان در جنگها، منازعات و بحرانهای انسانی از نخستین قربانیاناند؛ اما زنان نباید تنها در جایگاه قربانی دیده شوند. راهحل، بهگفتهٔ او، مشارکت مستقیم زنان در مبارزه برای آزادی و حضور آنان در تصمیمگیری و رهبری سیاسی است.[۹]
در این چارچوب، برابری حقوقی ضروری است، اما بهتنهایی کافی نیست. کتاب میان «بهرسمیتشناختن صوری برابری» و «اعمال واقعی آن در ساختار قدرت» تفاوت میگذارد. بر پایه این دیدگاه، تا زمانی که زنان از امکان برابر برای تصمیمگیری، مدیریت و هدایت سیاسی برخوردار نباشند، ساختارهای مردسالار میتوانند حتی در نظامهایی با قوانین ظاهراً برابر بازتولید شوند.
تاریخ مبارزهٔ زنان ایران
کتاب برای تبیین پیشینهٔ مبارزات زنان، به نمونههایی از حضور آنان در رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر ایران اشاره میکند. جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، جنبشهای انقلابی دهه ۱۳۵۰ و اعتراضات منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ از جمله این رویدادها هستند.[۱۰]
در این روایت، زنانی مانند زینب پاشا و بیبی مریم بختیاری از چهرههای دوره مشروطه و زنانی مانند فاطمه امینی، اشرف ربیعی، مرضیه احمدی اسکویی و مهرنوش ابراهیمی از چهرههای مبارزات سیاسی پیش از انقلاب معرفی شدهاند.
کتاب همچنین به مشارکت زنان در حمایت از دولت محمد مصدق اشاره میکند. بنا بر این روایت، هنگامی که دولت مصدق برای تأمین منابع مالی اوراق قرضه منتشر کرد، گروههایی از زنان داراییهای خود را برای خرید اوراق قرضه و پشتیبانی از دولت ملی عرضه کردند.[۱۱]
رجوی نتیجه میگیرد که حضور سیاسی زنان ایران به اعتراضات سالهای اخیر محدود نیست، بلکه ادامه بیش از یک قرن مبارزه برای آزادی، استقلال و برابری است.
برابری و مبارزه با استبداد دینی
یکی از استدلالهای مرکزی کتاب، پیوند میان مبارزه با استبداد دینی و مبارزه برای برابری زن و مرد است. نویسنده این دو را فرایندهایی جداگانه نمیداند و معتقد است که بنیادگرایی برای حفظ قدرت سیاسی خود به سرکوب زنان و تثبیت مناسبات مردسالارانه نیاز دارد.[۱۲]
در کتاب آمده است:
«نبرد با دیکتاتوری و مشخصاً نبرد با بنیادگرایی اسلامی حاکم بر ایران و مبارزه برای برابری، دو مبارزهٔ جدا از هم نیست.»[۱۲]
بر این اساس، جنبشی که هدف خود را مبارزه با استبداد دینی قرار میدهد، نمیتواند در روابط درونی یا برنامه سیاسی خود عناصر تبعیض جنسیتی را حفظ کند. چنین جنبشی باید زن را انسانی مستقل، انتخابگر و دارای توانایی تعیین سرنوشت خویش به رسمیت بشناسد.
زن در قوانین جمهوری اسلامی
بخشی از کتاب به بررسی تبعیض علیه زنان در قوانین و سیاستهای جمهوری اسلامی اختصاص دارد. رجوی نظام حقوقی حاکم را برآمده از تفسیر ارتجاعی حکومت از شریعت میداند و به نابرابریهایی در زمینه ارث، شهادت در دادگاه، دیه، طلاق، حضانت، ازدواج و تصدی مناصب سیاسی و قضایی اشاره میکند.[۱۳]
در کتاب، موارد زیر از مصادیق تبعیض قانونی و اجتماعی شمرده شدهاند:
- محرومیت زنان از تصدی برخی مناصب، از جمله رهبری سیاسی و قضاوت در برداشت رسمی حکومت؛
- نابرابری در ارث و برخی احکام مربوط به شهادت و دیه؛
- اختیار نابرابر زن و مرد در طلاق؛
- محدودیتهای مربوط به حضانت فرزندان؛
- چندهمسری و ازدواج موقت؛
- مشروطکردن سفر یا برخی فعالیتهای زنان متأهل به اجازه همسر؛
- محدودیت در انتخاب پوشش؛
- تبعیض در اشتغال و مشارکت اقتصادی؛
- جداسازی جنسیتی در مراکز آموزشی و کاری.
نویسنده این محدودیتها را مجموعهای پراکنده از قوانین نمیداند، بلکه آنها را اجزای یک نظام سیاسی و ایدئولوژیک معرفی میکند که فرودستی زنان را بازتولید میکند.
اجبار دینی و حجاب اجباری
مریم رجوی در این کتاب میان اعتقاد دینی و اجبار حکومتی تمایز میگذارد. او با استناد به اصل «لا اکراه فی الدین» میگوید ایمان دینی باید حاصل انتخاب آزادانه باشد و هرگونه تحمیل دین یا پوشش با روح رهاییبخش اسلام ناسازگار است.[۱۴]
در این بخش، حجاب اجباری نه تنها محدودیتی علیه زنان، بلکه ابزاری برای کنترل کل جامعه توصیف میشود. کتاب به اعتراض زنان در اسفند ۱۳۵۷ علیه اجباریشدن حجاب اشاره میکند و میگوید زنان مجاهدی که خود روسری داشتند نیز در این اعتراضها شرکت کردند؛ زیرا موضوع را نه نوع پوشش، بلکه حق انتخاب میدانستند.[۱۵]
کتاب عملکرد دو دیکتاتوری سلطنتی و دینی را در زمینه پوشش زنان چنین مقایسه میکند: در حکومت رضاشاه، کشف حجاب با اجبار دولتی اعمال شد و در جمهوری اسلامی، حجاب با اجبار بر زنان تحمیل گردید. از دید نویسنده، وجه مشترک هر دو سیاست، نفی حق انتخاب آزادانه زنان است.[۱۶]
قانون عفاف و حجاب
کتاب به لایحه و مصوبه موسوم به «عفاف و حجاب» در سال ۱۴۰۲ نیز میپردازد. این قانون در اثر، طرحی برای سازماندهی کنترل امنیتی و اجتماعی زنان توصیف شده است که دهها وزارتخانه و نهاد حکومتی را در اجرای حجاب اجباری دخالت میدهد.[۱۷]
در توضیحات کتاب آمده است که بیش از ۳۰ وزارتخانه و سازمان دولتی، از جمله وزارتخانههای کشور، اطلاعات، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت و ارتباطات، نیروی انتظامی، بسیج، سازمان اطلاعات سپاه و ستاد امر به معروف و نهی از منکر، در اجرای مقررات مربوط به حجاب نقش یافتهاند.
کتاب همچنین به مجازاتهای مالی، محدودیتهای شغلی، کنترل فضای مجازی، محرومیت از خدمات و مسئولیت صاحبان مشاغل برای نظارت بر پوشش کارکنان اشاره میکند. از نظر نویسنده، این سازوکار نشان میدهد که حجاب اجباری بخشی از دستگاه گسترده نظارت و سرکوب سیاسی است و تنها یک حکم مربوط به پوشش به شمار نمیرود.
وضعیت اقتصادی زنان
موضوع دیگر کتاب، مشارکت اقتصادی پایین و آسیبپذیری شغلی زنان در ایران است. مریم رجوی با استناد به آمارهای منتشرشده در مطبوعات ایران مینویسد بیش از ۲۷ میلیون زن در سن کار از نظر اقتصادی غیرفعالاند و میزان مشارکت زنان ایران در بازار کار در شمار پایینترین نرخها در جهان قرار دارد.[۱۸]
در کتاب به این نکات اشاره شده است:
- نرخ بیکاری زنان بالاتر از مردان است؛
- تنها درصد اندکی از زنان شاغل در جایگاه کارفرما قرار دارند؛
- بخشی از زنان بهصورت کارکن مستقل یا کارکن خانوادگی بدون مزد فعالیت میکنند؛
- مشاغل زنان در مقایسه با مردان از ثبات و امنیت کمتری برخوردار است؛
- تفاوت در فرصتهای شغلی به شکاف درآمد و دستمزد میان زنان و مردان دامن میزند.
نویسنده فقر، بیکاری و بیخانمانی را نیز دارای ابعاد جنسیتی میداند و معتقد است زنان از نخستین قربانیان بحران اقتصادی و سیاستهای حکومتاند.
شعار «نه به اجبار»
یکی از بخشهای محوری کتاب با سه شعار پیوسته بیان شده است:
«نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری، نه به حکومت اجباری.»[۱۹]
این سهگانه، حق انتخاب پوشش، آزادی عقیده و نفی دیکتاتوری سیاسی را در یک چارچوب واحد قرار میدهد. از دید نویسنده، اجبار در پوشش بخشی از اجبار در دین و حکومت است و لغو آن بدون تغییر ساختار سیاسی حاکم پایدار نخواهد بود.
رجوی آینده مطلوب را جامعهای توصیف میکند که در آن هیچکس بهخاطر لباس، شیوه زندگی یا عقیده دینی و سیاسی بازخواست نشود و زنان با مجازاتهایی مانند اعدام، شلاق و زندان بهدلیل اعمال حقوق فردی خود روبهرو نباشند.[۲۰]
زنان در مقاومت علیه جمهوری اسلامی
بخش مهمی از کتاب به پیشینه زنان مخالف جمهوری اسلامی، بهویژه زنان عضو و هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران، اختصاص دارد. نویسنده میگوید هزاران زن در دهه ۱۳۶۰ بازداشت، شکنجه یا اعدام شدند و زنان زندانی وابسته به سازمان مجاهدین در جریان قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ هدف اعدامهای گسترده قرار گرفتند.[۲۱]
کتاب از تعدادی از زنان جانباخته در مبارزه با حکومتهای پهلوی و جمهوری اسلامی نام میبرد؛ از جمله:
- فاطمه امینی
- اشرف ربیعی
- مرضیه احمدی اسکویی
- اعظم روحی آهنگران
- حمیرا اشراق
- ثریا ابوالفتحی
- زهرا رجبی
- زهره قائمی
- صبا هفتبرادران
- آسیه رخشانی
- ندا حسنی
- یلدا آقافضلی
- حنانه کیا
- آیدا رستمی
این کتاب تجربه زندان، شکنجه، اعدام و مبارزه سیاسی زنان را زمینهای برای افزایش مسئولیتپذیری و حضور آنان در رهبری مقاومت معرفی میکند.
دوازده دختر اعدامشده در خرداد ۱۳۶۰
رجوی در شرح سرکوب پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به اعدام ۱۲ دختر نوجوان اشاره میکند. بنا بر متن کتاب، روزنامه اطلاعات در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تصاویر آنان را منتشر کرد و از خانوادهها خواست برای شناسایی و تحویل اجساد به زندان اوین مراجعه کنند. در روایت کتاب آمده است که بیشتر این دختران کمتر از ۱۸ سال داشتند و هویت خود را پیش از اعدام اعلام نکردند.[۲۲]
این واقعه در کتاب نمادی از سرکوب زنان و دختران جوانی معرفی شده است که در نخستین سالهای جمهوری اسلامی وارد فعالیت سیاسی و اعتراضی شده بودند.
زنان در سازمان مجاهدین خلق
کتاب تجربه سازمان مجاهدین خلق را بهعنوان نمونهای از سپردن مسئولیتهای سیاسی و تشکیلاتی به زنان معرفی میکند. بر اساس متن اثر، زنان از حدود سه دهه پیش از انتشار کتاب، بالاترین موقعیتهای فرماندهی را در سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران برعهده گرفتهاند و هشت زن تا آن زمان در مقام مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران فعالیت کرده بودند.[۲۳]
همچنین در کتاب آمده است که زنان ۵۶ درصد اعضای شورای ملی مقاومت ایران را تشکیل میدهند و تمام اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین را زنان تشکیل دادهاند.[۲۴]
رجوی حضور زنان در مسئولیتهای سازمان را تنها یک جابهجایی اداری یا تعیین سهمیه نمیداند. بهگفته او، این فرایند با مبارزه درونی علیه نگرش جنسیتزده و روابط مبتنی بر سلطه همراه بوده و هدف آن ایجاد الگوهای تازهای از مدیریت جمعی و مسئولیتپذیری است.
شورای مرکزی سازمان مجاهدین
در کتاب، اعضای زن شورای مرکزی سازمان مجاهدین بهعنوان الگویی از پذیرش مسئولیت جمعی معرفی شدهاند. رجوی ویژگیهایی مانند فداکاری، پذیرش مسئولیتهای دشوار، گوشدادن به دیگران، تحمل اختلافنظر، پرهیز از جاهطلبی فردی و تکمیل کمبودهای یکدیگر را از خصوصیات این الگوی مدیریتی میداند.[۲۵]
کتاب شعار «میتوان و باید» را چکیده تجربه زنان در شورای مرکزی معرفی میکند. این عبارت به معنای نفی این تصور است که نابرابری و فرودستی زنان سرنوشتی تغییرناپذیر یا تاریخی است.[۲۶]
از دید نویسنده، مدیریت جمعی هنگامی امکانپذیر میشود که رقابت منفی، حذف دیگری و رویکرد «اول من» جای خود را به همکاری، شنیدن انتقاد و پذیرش مسئولیت بدهد.
مفهوم هژمونی زنان
یکی از مهمترین مباحث نظری کتاب، مفهوم «هژمونی زنان» است. رجوی این مفهوم را ضرورت حضور زنان در موقعیت هدایت سیاسی برای یک دوره تاریخی میداند؛ حضوری که هدف آن شکستن ساختار تبعیض جنسیتی و ایجاد برابری واقعی است.[۲۷]
در کتاب تصریح میشود که هژمونی زنان به معنای جایگزینکردن زنسالاری با مردسالاری نیست. هدف آن نیز تنها افزایش شمار زنان در مقامهای مدیریتی یا سهیمشدن آنان در ساختار موجود قدرت نیست. نویسنده، هژمونی زنان را تلاشی برای تغییر ماهیت و مناسبات قدرت تعریف میکند:
«رهبری زنان در کسب کرسیهای مدیریت محدود نمیشود و سهیمشدن در قدرت مردانه نیست؛ بلکه تغییر دادن سرشت این قدرت است.»[۲۸]
بر پایه این دیدگاه، اصلاح تدریجی و محدود برای شکستن چرخه تاریخی نابرابری کافی نیست و به یک «جهش» نیاز است. کتاب این جهش را واگذاری آگاهانه مسئولیت هدایت به زنان و ایجاد فرصت برای شکلگیری الگوهای تازه سیاسی و اجتماعی میداند.
هژمونی زنان و نقش مردان
کتاب در پاسخ به این پرسش که آیا رهبری زنان به معنای کنارگذاشتن مردان است، پاسخ منفی میدهد. از دید رجوی، تعویض جای زن و مرد بدون تغییر مناسبات سلطه، به رهایی زنان منجر نمیشود. هدف باید کنارزدن ایدئولوژی مردسالار باشد، نه تشکیل صورت وارونهای از همان مناسبات.[۲۹]
نویسنده معتقد است پذیرش رهبری زنان میتواند مناسبات مردان با یکدیگر را نیز تغییر دهد و آنان را از رقابت قدرتطلبانه و نگرش مالکانه دور کند. در این برداشت، رهایی زن و مرد در تقابل با یکدیگر نیست؛ بلکه پیشرفت هرکدام شرط پیشرفت دیگری است.
کتاب پیام مردان عضو مقاومت ایران را با سه واژه خلاصه میکند:
«برابری، برادری و رهایی.»[۳۰]
زنان و قیامهای ایران
کتاب حضور زنان در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و قیام سراسری ۱۴۰۱ را ادامه تاریخی مبارزات زنان ایران میداند. اعتراضات ۱۴۰۱ پس از جانباختن مهسا امینی آغاز شد و شعارهای مربوط به آزادی و مخالفت با دیکتاتوری در آن گسترش یافت.
رجوی زنان را از نیروهای پیشتاز این اعتراضات معرفی میکند و حضور آنان را نشانه تبدیلشدن زنان از گروهی تحت تبعیض به نیرویی برای تغییر سیاسی میداند.[۳۱]
نویسنده میان اعتراض به حجاب اجباری و نفی کلیت حکومت دینی پیوند برقرار میکند. از دید او، مقاومت زنان در برابر کنترل پوشش، محدودیتهای اجتماعی و سرکوب سیاسی، بخشی از مبارزه گستردهتر برای جایگزینی جمهوری اسلامی با نظامی دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت است.
چشمانداز ایران آینده
فصل پایانی سخنرانی بر امکان ساختن جامعهای بر پایه آزادی و برابری تأکید دارد. نویسنده مشارکت برابر زنان در عرصههای سیاسی و اقتصادی را تضمینی برای دموکراسی، امنیت، عدالت و پیشرفت معرفی میکند.[۳۲]
در این چشمانداز:
- زن بهعنوان انسانی مستقل و انتخابگر شناخته میشود؛
- نگاه کالایی و مالکانه به زن کنار گذاشته میشود؛
- برابری در قانون و عمل برقرار میگردد؛
- دین از دولت جدا میشود؛
- زنان حق تصدی همه مناصب سیاسی، قضایی و اجرایی را خواهند داشت؛
- آزادی پوشش و انتخاب شیوه زندگی تضمین میشود؛
- تبعیض جنسیتی در خانواده، اشتغال، آموزش و قضاوت لغو میشود.
رجوی تحقق چنین نظمی را در گرو مبارزه مشترک زنان و مردان علیه بنیادگرایی، استبداد و فرهنگ مردسالار میداند.
ضمیمهٔ نخست؛ بیانیهٔ جهانی زنان
نخستین ضمیمه کتاب، بیانیه بیش از ۴۰۰ شخصیت زن از کشورهای مختلف در حمایت از حقوق زنان ایران است. امضاکنندگان، سرکوب زنان را یکی از پایههای جمهوری اسلامی توصیف و به محدودیتهای پوشش، اشتغال و مشارکت سیاسی اشاره کردهاند.[۳۳]
این بیانیه همچنین گزارشهای مربوط به خشونت جنسی علیه معترضان، کشتهشدن زنان در اعتراضات ۱۴۰۱ و فشار بر زنان زندانی سیاسی را مورد توجه قرار میدهد. مریم اکبری منفرد یکی از نمونههایی است که در متن بیانیه از او نام برده شده است.[۳۴]
امضاکنندگان از برنامه دهمادهای مریم رجوی برای آینده ایران و طرح دوازدهمادهای او درباره حقوق زنان حمایت کرده و خواهان استقرار جمهوری دموکراتیک، برابری جنسیتی، عدالت و جدایی دین از دولت شدهاند.[۳۵]
شماری از برندگان جایزه نوبل نیز در فهرست امضاکنندگان آمدهاند، از جمله:
- کلودیا گلدین، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۳؛
- دونا استریکلند، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۸؛
- میبریت موزر، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۴؛
- الفریده یلینک، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۴؛
- لیما گبوی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۱؛
- اولکساندرا ماتویچوک، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۲؛
- هرتا مولر، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۹؛
- سوتلانا آلکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۵.[۳۶]
ضمیمهٔ دوم؛ طرح آزادیها و حقوق زنان
ضمیمه دوم کتاب به «طرح آزادیها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا» اختصاص دارد. شورای ملی مقاومت ایران این طرح را در سال ۱۳۶۶ تصویب کرد و مریم رجوی در اسفند ۱۳۸۸ دیدگاههای مقاومت ایران درباره آن را در اجلاس «زنان، پیشتاز تغییر دموکراتیک در ایران» در پارلمان اروپا تشریح کرد.[۳۷]
اصول کلی طرح عبارتاند از:
- لغو کلیه قوانین، اجبارها و تبعیضهای جمهوری اسلامی علیه زنان؛
- التزام به آزادیها و حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر؛
- التزام به کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان؛
- التزام به اعلامیه رفع خشونت علیه زنان؛
- برابری کامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زن و مرد؛
- رد نگرش کالایی و بهرهکشانه نسبت به زنان.[۳۸]
مهمترین حقوق مندرج در این طرح شامل موارد زیر است:
- حق انتخابکردن و انتخابشدن در همه انتخابات؛
- حق تصدی همه مناصب عمومی، از جمله ریاستجمهوری، رهبری سیاسی و قضاوت؛
- آزادی فعالیت سیاسی و اجتماعی؛
- آزادی رفتوآمد و سفر بدون نیاز به اجازه فرد دیگر؛
- حق انتخاب آزادانه شغل و برابری در استخدام و دستمزد؛
- آزادی انتخاب پوشش؛
- آزادی انتخاب همسر و ازدواج؛
- ممنوعیت ازدواج پیش از سن قانونی؛
- حق برابر زن و مرد در طلاق؛
- ممنوعیت چندهمسری؛
- برابری در حضانت فرزندان؛
- برابری در ارث و شهادت قضایی؛
- حمایت قانونی از زنان در برابر خشونت و تعرض جنسی.[۳۹]
درونمایه و رویکرد
«زنان در رهبری سیاسی» اثری پژوهشی دانشگاهی به معنای متعارف نیست، بلکه متنی سیاسی ـ نظری است که از یک سخنرانی عمومی استخراج شده است. کتاب تجربه زنان در مقاومت ایران را مبنای ارائه نظریهای درباره رابطه میان رهبری زنان، دموکراسی و مبارزه با بنیادگرایی قرار میدهد.
درونمایههای اصلی اثر را میتوان چنین خلاصه کرد:
| درونمایه | دیدگاه مطرحشده در کتاب |
|---|---|
| برابری | برابری صوری و قانونی بدون حضور زنان در رهبری سیاسی کافی نیست |
| دموکراسی | مشارکت فعال و برابر زنان از شروط استقرار و پایداری دموکراسی است |
| بنیادگرایی | استبداد دینی برای حفظ سلطه خود بر سرکوب زنان و مردسالاری تکیه دارد |
| حجاب | پوشش باید انتخابی آزادانه باشد و اجبار حکومتی با آزادی و روح دین ناسازگار است |
| هژمونی زنان | رهبری زنان برای شکستن ساختار تاریخی تبعیض ضروری است |
| نقش مردان | رهایی زنان در برابر رهایی مردان نیست و تغییر ایدئولوژی مردسالار به هر دو مربوط است |
| مقاومت سیاسی | زنان از قربانیان اصلی سرکوب به نیرویی سازمانیافته برای تغییر تبدیل شدهاند |
| ایران آینده | نظام مطلوب باید جمهوری، دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر برابری کامل زن و مرد باشد |
جایگاه کتاب در آثار مریم رجوی
کتاب «زنان در رهبری سیاسی» در ادامه مجموعه سخنرانیها و نوشتههای مریم رجوی درباره زنان، بنیادگرایی و آینده سیاسی ایران قرار دارد. مضامینی مانند «زنان نیروی تغییر»، «هژمونی زنان»، نفی حجاب اجباری، برابری در رهبری و پیوند رهایی زن و مرد، در سخنرانیهای پیشین او نیز مطرح شدهاند.
ویژگی این کتاب، گردآوردن این محورها در یک متن نسبتاً فشرده و پیوند آنها با اعتراضات ۱۴۰۱، قانون عفاف و حجاب، وضعیت اقتصادی زنان و برنامه حقوقی مقاومت برای ایران آینده است.
این اثر همچنین میان سه سطح ارتباط برقرار میکند: تجربه تاریخی زنان ایران، تجربه تشکیلاتی زنان در مقاومت ایران و طرح قانونی و سیاسی برای تضمین حقوق زنان پس از تغییر حکومت.
ارزیابی محتوایی
اهمیت کتاب در آن است که مشارکت زنان را نه موضوعی حاشیهای یا صرفاً اجتماعی، بلکه مسئلهای مرتبط با ماهیت قدرت سیاسی میداند. در این دیدگاه، ساختار سیاسیای که زنان را از رهبری کنار میگذارد، نمیتواند به دموکراسی کامل دست یابد.
مفهوم «هژمونی زنان» متمایزترین بحث نظری کتاب است. نویسنده از افزایش شمار زنان در مقامهای حکومتی فراتر میرود و خواهان تغییر مناسبات قدرت، فرهنگ مدیریت و نگرش به زن و مرد میشود. او تصریح میکند که این مفهوم نباید به زنسالاری یا حذف مردان تعبیر شود.
با این حال، بخش عمده دادهها، تفسیرها و نمونههای تاریخی کتاب از موضع مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ارائه شدهاند. این اثر بیش از آنکه گزارش بیطرفانهای از همه جریانهای جنبش زنان ایران باشد، صورتبندی دیدگاه مریم رجوی درباره نقش زنان در مبارزه با جمهوری اسلامی و ساختن نظام سیاسی آینده است.
مشخصات کتابشناختی
| عنوان | زنان در رهبری سیاسی |
|---|---|
| نویسنده | مریم رجوی |
| عنوان سخنرانی اصلی | «مشارکت زنان در رهبری سیاسی، لازمهٔ دموکراسی» |
| مناسبت | اجلاس بینالمللی روز جهانی زن |
| زمان سخنرانی | اسفند ۱۴۰۲ / مارس ۲۰۲۴ |
| محل سخنرانی | پاریس |
| ناشر | انتشارات شورای ملی مقاومت |
| تاریخ انتشار | خرداد ۱۴۰۳ |
| شمار صفحات | ۵۶ |
| زبان | فارسی |
| شابک | ۹۷۸-۲-۴۹۱۵۱۶-۱۹-۲ |
| قالبهای انتشار | چاپی و نسخه دیجیتال پیدیاف |
جستارهای وابسته
- مریم رجوی
- شورای ملی مقاومت ایران
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران
- شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران
- مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران
- جنبش زنان ایران
- حقوق زنان در ایران
- حجاب اجباری
- قانون عفاف و حجاب
- قیام ۱۴۰۱ ایران
- مهسا امینی
- قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
- مریم اکبری منفرد
- زینب پاشا
- بیبی مریم بختیاری
- فاطمه امینی
- اشرف ربیعی
- طرح دهمادهای مریم رجوی
- جدایی دین از دولت
منابع
- ↑ مریم رجوی، زنان در رهبری سیاسی، پاریس: انتشارات شورای ملی مقاومت، خرداد ۱۴۰۳، صفحات عنوان و شناسنامه، نسخهٔ پیدیاف.
- ↑ رجوی، زنان در رهبری سیاسی، صص. ۱۵–۱۶.
- ↑ همان، صص. ۱۷–۱۸.
- ↑ همان، صص. ۴۵–۵۶.
- ↑ رجوی، زنان در رهبری سیاسی، صص. ۷–۱۲.
- ↑ همان، صص. ۸–۱۲.
- ↑ همان، صص. ۱۲ و ۴۵–۵۲.
- ↑ همان، ص. ۱۵.
- ↑ همان، صص. ۱۶–۱۷.
- ↑ همان، صص. ۱۶–۱۸، پاورقی ۱.
- ↑ همان، ص. ۱۷، پاورقی ۱.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ همان، صص. ۱۷–۱۸.
- ↑ همان، صص. ۱۸–۲۰، پاورقی ۲.
- ↑ همان، صص. ۲۰–۲۱، پاورقی ۳.
- ↑ همان، صص. ۲۰–۲۲.
- ↑ همان، ص. ۲۱، پاورقی ۳.
- ↑ همان، صص. ۲۲–۲۴، پاورقی ۴.
- ↑ همان، صص. ۲۴–۲۵، پاورقی ۵.
- ↑ همان، ص. ۲۵.
- ↑ همان، صص. ۲۵–۲۶.
- ↑ همان، صص. ۲۶–۲۹.
- ↑ همان، صص. ۲۷–۲۸، پاورقی ۶.
- ↑ همان، صص. ۲۸–۳۰.
- ↑ همان، ص. ۲۹.
- ↑ همان، صص. ۳۴–۳۶.
- ↑ همان، صص. ۳۴–۳۶.
- ↑ همان، صص. ۳۶–۳۸، پاورقی ۱۰.
- ↑ همان، ص. ۳۷.
- ↑ همان، صص. ۳۸–۳۹.
- ↑ همان، ص. ۴۰.
- ↑ همان، صص. ۲۹–۳۰.
- ↑ همان، صص. ۴۰–۴۱.
- ↑ همان، صص. ۴۵–۵۲.
- ↑ همان، صص. ۴۶–۴۷.
- ↑ همان، صص. ۴۷–۴۸.
- ↑ همان، صص. ۵۱–۵۲.
- ↑ همان، ص. ۵۳.
- ↑ همان، صص. ۵۳–۵۴.
- ↑ همان، صص. ۵۴–۵۶.
