مرجان ساتراپی

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مرجان ساتراپی
زادروز۱ آذر ۱۳۴۸
رشت، ایران
درگذشت۱۴ خرداد ۱۴۰۵
پاریس، فرانسه
محل زندگیفرانسه
ملیتایرانی-فرانسوی
تابعیتایران، فرانسه
شناخته‌شده برایخالق «پرسپولیس»، داستان مصور، فیلم‌سازی
جنبشدفاع از حقوق زنان، آزادی بیان، نقد استبداد
آثارپرسپولیس، Broderies، Chicken with Plums، Woman, Life, Freedom
همسررضا (۱۹۸۹–۱۹۹۴)، ماتیاس ریپا (۱۹۹۶–۲۰۲۵)

مرجان ساتراپی (زاده ۱ آذر ۱۳۴۸ – درگذشته ۱۴ خرداد ۱۴۰۵) نویسنده، کارتونیست، فیلم‌ساز و هنرمند ایرانی-فرانسوی بود. او با خلق مجموعه داستان مصور پرسپولیس (Persepolis) به شهرت جهانی رسید و روایتی شخصی، صادقانه و تأثیرگذار از کودکی و نوجوانی خود در دوران نظام ولایت فقیه و جنگ ایران و عراق ارائه کرد. ساتراپی منتقد سرسخت سیاست‌های جمهوری اسلامی بود. او از سال ۱۹۹۴ در فرانسه زندگی می‌کرد و بارها از سرکوب زنان، جوانان و مخالفان حمایت کرد. در ژانویه ۲۰۲۵، از دریافت نشان لژیون دونور فرانسه خودداری کرد و آن را «رفتار ریاکارانه فرانسه در قبال ایران» خواند. او به ویزا محرومیت جوانان ایرانی و آزادی فرزندان حاکمان در پاریس اشاره کرد و این تصمیم را نشانه همبستگی با ایرانیان دانست. آثار ساتراپی نه تنها مرزهای ادبیات گرافیکی را گسترش داد، بلکه صدای مهمی در دفاع از آزادی، حقوق زنان و نقد سرکوب سیاسی شد. ساتراپی در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ (۴ ژوئن ۲۰۲۶) در سن ۵۶ سالگی در پاریس درگذشت. خانواده‌اش علت مرگ او را «اندوه عمیق» پس از درگذشت همسرش ماتیاس ریپا اعلام کردند.

زندگی اولیه

مرجان ساتراپی در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۹ (۱ آذر ۱۳۴۸) در رشت متولد شد. خانواده‌اش که سبک زندگی نسبتاً غربی داشتند، به تهران نقل مکان کردند. پدرش مهندس و مادرش طراح لباس بود. او در lycée français (مدرسه فرانسوی تهران) تحصیل کرد. دوران کودکی او با انقلاب ۱۳۵۷ مصادف شد که تأثیر عمیقی بر زندگی‌اش گذاشت. در سال ۱۳۶۳ (۱۹۸۴)، والدینش او را در ۱۴ سالگی به اتریش فرستادند تا از فضای اختناق پس از انقلاب در امان بماند. در وین، ساتراپی با مشکلات عاطفی، فرهنگی و غربت مواجه شد. رابطه‌ای ناموفق و احساس تنهایی او را به سمت بی‌خانمانی و مصرف مواد سوق داد. پس از دوره‌ای سخت، به ایران بازگشت، در دانشگاه هنر تحصیل کرد و ازدواج کوتاهی داشت. در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) به طور نهایی به فرانسه رفت و در استراسبورگ و سپس پاریس مستقر شد. آنجا مدرک هنر گرفت و زندگی حرفه‌ای خود را آغاز کرد.[۱]

پرسپولیس و شهرت جهانی

ساتراپی از اوایل دهه ۲۰۰۰ فعالیت جدی در داستان مصور را شروع کرد. تشویق هنرمندانی مانند David B. در آتلیه des Vosges پاریس، او را به سمت روایت تجربیات شخصی سوق داد. مجموعه پرسپولیس در چهار جلد بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ در فرانسه منتشر شد. این اثر autobiographical با سبک سیاه و سفید ساده و تأثیرگرفته از اکسپرسیونیسم، زندگی یک دختر نوجوان را در تهران انقلابی روایت می‌کند: از شور اولیه انقلاب تا سرکوب‌ها، جنگ ایران و عراق، محدودیت‌های حجاب اجباری و مهاجرت. پرسپولیس به سرعت به موفقیت جهانی رسید، میلیون‌ها نسخه فروش داشت و به یکی از پرفروش‌ترین آثار ادبی ایرانی تبدیل شد. در جلدهای بعدی به مسائل عمیق‌تری مانند اعدام مخالفان سیاسی اشاره دارد. ساتراپی در این اثر تصویری صادقانه از فضای اختناق پس از انقلاب ارائه کرد. در سال ۲۰۰۷، ساتراپی همراه با ونسان پارونو فیلم انیمیشنی پرسپولیس را کارگردانی کرد. فیلم در جشنواره کن جایزه هیئت داوران را برد و نامزد اسکار بهترین فیلم انیمیشن شد. ساتراپی گفت: «اگرچه این فیلم اثری جهانی است، اما می‌خواهم آن را به همه ایرانیان تقدیم کنم.»[۲]

آثار دیگر

پس از پرسپولیس، ساتراپی آثار دیگری خلق کرد:

Broderies (۲۰۰۳، ترجمه انگلیسی Embroideries): داستان‌های زنان خانواده و دوستانش درباره زندگی در ایران.

Chicken with Plums (۲۰۰۴): داستان عموی بزرگش، نوازنده تار، که فیلم آن را نیز در ۲۰۱۱ ساخت.

کتاب‌های کودکان مانند Monsters Are Afraid of the Moon.

در عرصه سینما، فیلم‌هایی مانند The Voices (۲۰۱۴) و Radioactive (۲۰۱۹، بیوگرافی ماری کوری) را کارگردانی کرد. او عضو آکادمی هنرهای زیبای فرانسه بود و مدافع آموزش سینما به شمار می‌رفت.

در سال‌های ۲۰۲۳–۲۰۲۴، کتاب Woman, Life, Freedom (Femme, vie, liberté) را هماهنگ کرد که مجموعه‌ای از آثار هنرمندان درباره قیام ۱۴۰۱ پس از مرگ مهسا امینی بود. این اثر تعهد او به حقوق زنان ایران را نشان داد.[۱][۳]

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی

ساتراپی منتقد سرسخت سیاست‌های جمهوری اسلامی بود. او از سال ۱۹۹۴ در فرانسه زندگی می‌کرد و بارها از سرکوب زنان، جوانان و مخالفان حمایت کرد. در ژانویه ۲۰۲۵، از دریافت نشان لژیون دونور فرانسه خودداری کرد و آن را «رفتار ریاکارانه فرانسه در قبال ایران» خواند. او به ویزا محرومیت جوانان ایرانی و آزادی فرزندان حاکمان در پاریس اشاره کرد و این تصمیم را نشانه همبستگی با ایرانیان دانست.[۲]

مرجان ساتراپی در جلد دوم کتاب پرسپولیس در فصل بازگشت بعد از برگشت به ایران پس از چند سال حضور در اروپا، درباره قتل‌عام زندانیان سیاسی به‌فرمان خمینی در سال ۶۷ به‌نقل از پدرش می‌نویسد:

«پس از عملیات مجاهدین در اواخر جنگ (تابستان ۱۳۶۷)، رژیم بسیار نگران شد. آنها می‌دانستند که اگر مجاهدین به تهران برسند، زندانیان سیاسی - که وارثان واقعی انقلاب و روشنفکران و کشور بودند - را آزاد می‌کنند. برای حل مشکل، به زندانیان انتخاب دادند: آرمان‌هایشان را انکار کنند و آزاد شوند، یا اعدام شوند. ده‌ها هزار نفر اعدام شدند».[۲]

زندگی شخصی و درگذشت

ساتراپی دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول با رضا (۱۹۸۹–۱۹۹۴) کوتاه بود. ازدواج دوم با ماتیاس ریپا (تهیه‌کننده سوئدی) تا مرگ ریپا در ۲۰۲۵ ادامه یافت. او بنیاد سینما ماتیاس و مرجان ریپا-ساتراپی را برای حمایت از دانشجویان خارجی تأسیس کرد. مرجان ساتراپی در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ در پاریس درگذشت. خانواده‌اش اعلام کردند که او «از اندوه» پس از مرگ همسرش درگذشت.[۴]

واکنش‌ها به درگذشت

درگذشت ساتراپی واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت. ریاست‌جمهوری فرانسه او را «چهره‌ای برجسته که زندگی‌اش را وقف آزادی کرد» خواند. امانوئل ماکرون و همسرش به «هنرمندی استثنایی که کودکی‌اش در ایران را به روایتی جهانی تبدیل کرد» ادای احترام کردند. آکادمی هنرهای زیبای فرانسه از او به عنوان مدافع سینما یاد کرد.[۲]

پیام مریم رجوی

مریم رجوی در پیامی به‌مناسبت درگذشت مرجان ساتراپی در شبکه‌ی ایکس نوشت:

«درگذشت دریغ‌انگیز نویسنده، و هنرمند آزاده خانم مرجان ساتراپی را تسلیت می‌گویم. او شجاعانه قلم و هنر خودش را به افشای استبداد مذهبی حاکم بر ایران به‌ویژه سرکوب زنان اختصاص داد و هرگز از مواضعش در نفی دیکتاتوری‌های شاه و شیخ کوتاه نیامد و به منافع و امتیازهای زودگذری که می‌توانست پرنسیپ‌های آزادی‌خواهانه او را تحت‌الشعاع قرار دهد چشم ندوخت. هنرمندان شریفی مانند زنده‌یاد مرجان ساتراپی در جبهه خلق، به مبارزه مردم ایران برای آزادی غنا می‌بخشند.»[۵]

الگوی مقاومت هنری

مرجان ساتراپی در گسترش داستان مصور به عنوان ابزاری قدرتمند برای روایت تاریخی و شخصی، و انسانی‌سازی تصویر ایران در غرب نقشی مهم ایفا کرد. آثارش میلیون‌ها خواننده را با تجربیات واقعی ایرانیان آشنا کرد و الهام‌بخش نسل‌های جدید هنرمندان شد. او الگویی از مقاومت هنری در برابر دیکتاتوری بود و گفت: «من همیشه ایرانی خواهم ماند.»

آثار ساتراپی در ایران ممنوعه باقی ماند اما به صورت غیررسمی انتشار یافت. او با ترکیب طنز، درد و مقاومت، پلی میان فرهنگ‌ها زد و صدای کسانی شد که در سکوت سرکوب شده بودند. درگذشت او ضایعه‌ای برای جامعه هنری، آزادی‌خواهان و به‌ویژه زنان ایرانی است.[۶]

منابع