مریم خدایی‌صفت

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مریم خدایی‌صفت
مریم خدایی‌صفت
زادروز۱۳۳۹
تهران، ایران
درگذشت۱۰ مرداد ۱۳۶۱
یکی از پایگاه‌های سازمان مجاهدین در محدودهٔ خیابان فاطمی، تهران
علت مرگاصابت موشک آرپی‌جی در جریان حملهٔ نیروهای سپاه پاسداران
محل زندگیتهران
ملیتایرانی
تابعیتایرانی
پیشهفعال سیاسی
سال‌های فعالیتدههٔ ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۱
نهادسازمان مجاهدین خلق ایران
شناخته‌شده برایفعالیت دانش‌آموزی علیه حکومت پهلوی، فعالیت در بخش کارگری سازمان مجاهدین و جان‌باختن در رویداد ۱۰ مرداد ۱۳۶۱
نقش‌های برجستهفعالیت در خانواده‌های زندانیان سیاسی؛ فعالیت در بخش کارگری و پایگاه‌های مخفی سازمان مجاهدین
تأثیرگذارانمحمد حنیف‌نژاد، مسعود رجوی و اعضای زندانی خانواده‌اش
حزب سیاسیسازمان مجاهدین خلق ایران
جنبشمقاومت ایران
مخالفانحکومت پهلوی؛ جمهوری اسلامی ایران
دیناسلام
مذهبشیعه
اتهام‌هافعالیت و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران
همسرعلیرضا حسینی
خویشاوندانمهدی خدایی‌صفت، علی خدایی‌صفت و صدیقه خدایی‌صفت

مریم خدایی‌صفت (۱۳۳۹، تهران – ۱۰ مرداد ۱۳۶۱، تهران) فعال سیاسی و از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او کوچک‌ترین فرزند خانوادهٔ خدایی‌صفت و خواهر مهدی خدایی‌صفت، علی خدایی‌صفت و صدیقه خدایی‌صفت بود. چند عضو این خانواده از دههٔ ۱۳۴۰ با سازمان مجاهدین ارتباط داشتند و مهدی و علی خدایی‌صفت در دورهٔ حکومت پهلوی زندانی سیاسی بودند.[۱]

مریم خدایی‌صفت در دوران نوجوانی، هم‌زمان با زندانی‌بودن برادرانش، در فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی شرکت می‌کرد. او در دورهٔ راهنمایی فعالیت‌های اعتراضی و سیاسی را در مدرسه آغاز کرد و در حدود ۱۳ یا ۱۴سالگی، به‌دلیل گزارش یکی از معلمان، همراه پدرش به ساواک احضار و بازجویی شد.[۱]

پس از انقلاب ۱۳۵۷، خدایی‌صفت فعالیت علنی خود را در سازمان مجاهدین گسترش داد. او از کادرهای اولیهٔ بخش کارگری این سازمان بود و همراه با دیگر اعضا در میان کارگران کارخانه‌های تهران و حومه فعالیت می‌کرد.[۲]

پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و ورود فعالیت سازمان مجاهدین به مرحلهٔ مخفی، مریم خدایی‌صفت به پایگاه‌های مخفی سازمان منتقل شد. او در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱، در ۲۲سالگی، همراه همسرش علیرضا حسینی و شماری دیگر از اعضای سازمان در جریان حملهٔ هم‌زمان نیروهای سپاه پاسداران به چند پایگاه در تهران جان باخت.[۳]

خانواده و دوران کودکی

مریم خدایی‌صفت در سال ۱۳۳۹ در تهران متولد شد. او کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. اطلاعاتی دربارهٔ نام و شغل والدین یا محل دقیق تولد و تحصیل او در منابع منتشرشده وجود ندارد.

خانوادهٔ خدایی‌صفت از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ با سازمان مجاهدین ارتباط داشت. مهدی خدایی‌صفت، برادر بزرگ‌تر مریم، در سال ۱۳۴۸ از طریق محمود عسگری‌زاده و محمد حنیف‌نژاد به سازمان پیوست. برخی نشست‌های مخفی اعضای سازمان پیش از موج بازداشت‌های شهریور ۱۳۵۰ در خانهٔ این خانواده برگزار می‌شد.

صدیقه خدایی‌صفت گفته است که محمد حنیف‌نژاد را در دوران نوجوانی، هنگام رفت‌وآمد به خانهٔ آنان برای دیدار با مهدی خدایی‌صفت، دیده بود.[۴] مریم در آن زمان کودک بود، اما به‌تدریج از طریق برادران و خواهرش با موضوعات سیاسی و سازمان مجاهدین آشنا شد.

مهدی خدایی‌صفت در خاطرات خود، مریم را کودکی باهوش، اجتماعی و علاقه‌مند به کتاب توصیف کرده است. به نوشتهٔ او، مریم با وجود سن کم متوجه فعالیت‌های مخفی برادرش شده بود و از وی درخواست می‌کرد کتاب‌های سیاسی را در اختیارش بگذارد.[۱]

بازداشت برادران و تأثیر آن بر خانواده

مهدی خدایی‌صفت در شهریور ۱۳۵۰، در جریان ضربهٔ گستردهٔ ساواک به سازمان مجاهدین، بازداشت شد. دادگاه نظامی حکومت پهلوی او را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. علی خدایی‌صفت نیز در سال ۱۳۵۴ بازداشت و در کمیته مشترک ضد خرابکاری و زندان قصر زندانی شد.

بازداشت مهدی، که در آن زمان از اعضای نسل نخست سازمان مجاهدین بود، خانواده را با خانواده‌های دیگر زندانیان سیاسی مرتبط کرد. اعضای خانواده برای ملاقات زندانیان، پیگیری پرونده‌ها و اعتراض به وضعیت آنان به زندان‌ها و مراکز حکومتی مراجعه می‌کردند.

مریم که در سال ۱۳۵۰ حدود ده یا یازده سال داشت، همراه مادر، خواهر و دیگر اعضای خانواده در برنامه‌های مربوط به زندانیان سیاسی شرکت می‌کرد. صدیقه خدایی‌صفت گفته است که مریم از همان دوران در رفت‌وآمدهای خانواده‌ها به زندان‌های حکومت پهلوی حضور داشت و در فعالیت‌های آنان برای معرفی زندانیان سیاسی و سازمان مجاهدین مشارکت می‌کرد.[۵]

ملاقات در زندان قصر

مهدی خدایی‌صفت در یادداشت خود از ملاقات حضوری با مریم در زندان قصر یاد کرده است. بر اساس این روایت، در یکی از اعیاد به کودکان خردسال اجازه داده شد برای چند دقیقه وارد بند شوند و با بستگان زندانی خود دیدار کنند.

مریم که اندکی بزرگ‌تر از سن تعیین‌شده برای ملاقات بود، سن خود را کمتر اعلام کرد و با اصرار از مأمور زندان اجازهٔ ورود گرفت. این ملاقات پس از چند سال جدایی صورت گرفت.[۱]

این روایت نشان می‌دهد که ارتباط مریم با فعالیت سیاسی خانواده تنها به مراجعه‌های معمول برای ملاقات محدود نبود و او زندانی‌شدن برادرانش را بخشی از مبارزه با حکومت پهلوی تلقی می‌کرد.

فعالیت دانش‌آموزی

در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷، مهدی و علی خدایی‌صفت زندانی بودند و صدیقه خدایی‌صفت در خارج از زندان با سازمان ارتباط داشت. در این دوره، مریم فعالیت سیاسی را در مدرسه آغاز کرد.

به نوشتهٔ مهدی خدایی‌صفت، مریم در دورهٔ راهنمایی:

  • انشاهایی با مضامین سیاسی و انتقادی می‌نوشت؛
  • با تعدادی از همکلاسی‌ها محفل مطالعاتی تشکیل می‌داد؛
  • در فعالیت‌های اعتراضی دانش‌آموزی شرکت می‌کرد؛
  • به شعارنویسی علیه حکومت می‌پرداخت؛
  • آثار سیاسی ممنوع را مطالعه و نگهداری می‌کرد.[۱]

فعالیت‌های او در مدرسه در شرایطی انجام می‌شد که محیط آموزشی، بنا بر روایت خانواده، سابقه‌ای از فعالیت سیاسی نداشت.

احضار و بازجویی توسط ساواک

هنگامی که مریم حدود ۱۳ یا ۱۴ سال داشت، یکی از معلمان مدرسه گزارشی دربارهٔ فعالیت‌های او به ساواک ارائه کرد. ساواک مریم را احضار کرد و از او خواست همراه پدرش به یکی از ادارات این سازمان مراجعه کند.[۱]

مهدی خدایی‌صفت نوشته است که بازجو تلاش کرد با طرح پرسش‌هایی دربارهٔ فعالیت‌های مدرسه و ایجاد ترس، اطلاعاتی از مریم به دست آورد. مریم اتهام‌های مطرح‌شده را نپذیرفت و اطلاعات بازجو را نادرست دانست. این جلسه بدون بازداشت او پایان یافت، اما مأمور ساواک هشدارهایی دربارهٔ ادامهٔ فعالیت‌هایش داد.

پس از این احضار، مریم فعالیت‌های خود را با پنهان‌کاری بیشتری ادامه داد. به روایت خانواده، ورود یک معلم زن با گرایش‌های انقلابی و چپ به مدرسه، زمینهٔ بیشتری برای بحث‌های سیاسی میان او و برخی دانش‌آموزان فراهم کرد.[۱]

ازدواج با علیرضا حسینی

مریم خدایی‌صفت در سال‌های پایانی حکومت پهلوی با علیرضا حسینی، پسر دایی خود، ازدواج کرد. این ازدواج در دوره‌ای انجام شد که مهدی و علی خدایی‌صفت هنوز در زندان بودند.

مهدی خدایی‌صفت نوشته است که مریم از طریق خانواده به او پیام داد که ازدواجش به‌معنای کناره‌گیری از مبارزه یا فعالیت سیاسی نیست. پس از آزادی مهدی در دی ۱۳۵۷، مریم و علیرضا او را به خانهٔ تازهٔ خود دعوت کردند.

به روایت مهدی، مریم پس از مدتی تصمیم گرفت امکاناتی را که برای آغاز زندگی مستقل در اختیارشان قرار گرفته بود تحویل دهد و فعالیت سیاسی و تشکیلاتی را در اولویت قرار دهد.[۱]

علیرضا حسینی نیز به سازمان مجاهدین پیوست. منابع سازمان مجاهدین سن او را هنگام مرگ ۲۴ سال و محل تولدش را تهران ذکر کرده‌اند.[۶]

فعالیت پس از انقلاب ۱۳۵۷

پس از انقلاب ضدسلطنتی و آغاز فعالیت علنی سازمان مجاهدین، مریم خدایی‌صفت به مراکز و ستادهای این سازمان پیوست. فعالیت‌های اولیهٔ او شامل امور خدماتی، تدارکاتی و کمک به ادارهٔ ستادها بود.

مهدی خدایی‌صفت نوشته است که مریم خود برای انجام کارهای روزمره و خدماتی پیش‌قدم می‌شد و از هر مسئولیتی که به او سپرده می‌شد استقبال می‌کرد.[۱]

فعالیت‌های مریم به‌تدریج از کارهای عمومی ستادها به فعالیت‌های سازمان‌یافته‌تر اجتماعی و سیاسی گسترش یافت.

فعالیت در بخش کارگری سازمان مجاهدین

بخش کارگری سازمان مجاهدین اندکی پس از انقلاب ۱۳۵۷ و با مسئولیت ابراهیم ذاکری تشکیل شد. هدف این بخش، ارتباط با کارگران، ایجاد انجمن‌های کارگری، انتشار مطالب مربوط به حقوق کارگران و فعالیت در کارخانه‌ها بود.

رضا مرادی، از اعضای این بخش، مریم خدایی‌صفت را در شمار کادرهای اولیهٔ آن معرفی کرده است. دیگر کادرهای اولیه شامل مادر کبیری، سوسن میرزایی، عباس آگاه، عباس عطاپور، حسن رحیمی، احمد بوستانی و سیدعلی سیداحمدی بودند.[۲]

مریم خدایی‌صفت همراه رضا مرادی، مادر کبیری و یکی دیگر از اعضای سازمان در یک تیم فعالیت می‌کرد. کارخانه‌ها و مراکز کارگری تهران، کرج، قزوین و مناطق پیرامونی میان تیم‌های بخش کارگری تقسیم شده بود.

فعالیت‌های این بخش شامل موارد زیر بود:

  • ارتباط با کارگران کارخانه‌ها؛
  • توزیع نشریه و اطلاعیه‌های سازمان؛
  • پیگیری مسائل صنفی و سیاسی کارگران؛
  • کمک به تشکیل انجمن‌ها و تشکل‌های هوادار سازمان؛
  • گردآوری اخبار اعتراض‌ها و اعتصاب‌های کارگری؛
  • توزیع نشریهٔ کارگری بازوی انقلاب.

دفاتر بخش کارگری در دوره‌های مختلف در چند نقطهٔ تهران، از جمله غرب تهران، مولوی، خیابان جمهوری و نارمک فعالیت داشتند.[۲]

دورهٔ فعالیت علنی

فاصلهٔ انقلاب ۱۳۵۷ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در ادبیات سازمان مجاهدین «فاز سیاسی» نامیده می‌شود. سازمان در این دوره به‌صورت علنی فعالیت می‌کرد و ستادها، انجمن‌ها و دفاتر متعددی در شهرهای مختلف داشت.

مریم خدایی‌صفت در این دوره در ستادهای سازمان و بخش کارگری فعالیت داشت. منابع منتشرشده عنوان دقیق تشکیلاتی یا محدودهٔ کامل مسئولیت او را مشخص نکرده‌اند.

با افزایش حملات نیروهای حکومتی و گروه‌های وابسته به حزب جمهوری اسلامی به دفاتر و اجتماعات سازمان، شرایط فعالیت اعضا دشوارتر شد. مریم نیز مانند دیگر اعضای خانواده‌اش در معرض شناسایی و بازداشت قرار گرفت.

پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهرات گستردهٔ هواداران سازمان مجاهدین در تهران و چند شهر دیگر با تیراندازی و بازداشت‌های گسترده روبه‌رو شد. پس از این واقعه، فعالیت علنی سازمان متوقف و دفاتر آن تعطیل شد.

مریم خدایی‌صفت به‌دلیل سابقهٔ شناخته‌شدهٔ خانواده و فعالیت در ستادهای سازمان در معرض بازداشت قرار داشت. او همراه همسرش وارد زندگی مخفی شد.

در آغاز، مریم با هویتی پوششی به خانهٔ یکی از هواداران سازمان منتقل شد. این محل از نظر امنیتی «سفید» تلقی می‌شد؛ یعنی در آن زمان نیروهای امنیتی ارتباطی میان صاحب‌خانه و سازمان شناسایی نکرده بودند. مریم در این محل فعالیت‌های پشتیبانی و پشت جبهه را انجام می‌داد.[۱]

درخواست انتقال به تیم‌های عملیاتی

به روایت مهدی خدایی‌صفت، مریم پس از مدتی خواهان انتقال از فعالیت‌های پشتیبانی به یکی از تیم‌ها و پایگاه‌های فعال سازمان شد. مهدی که در آن دوره با او ارتباط داشت، درخواستش را به مسئولان مربوط منتقل کرد.

پس از موافقت سازمان، مریم به یکی از پایگاه‌های مخفی انتقال یافت. ارتباط او با خانواده پس از این انتقال بسیار محدود شد و تنها از طریق نامه یا رابط‌های تشکیلاتی صورت می‌گرفت.[۱]

منابع سازمان مجاهدین او را در ماه‌های پایانی زندگی از اعضای یکی از پایگاه‌های تحت فرماندهی کاظم محمدی گیلانی معرفی کرده‌اند.

زمینهٔ رویداد ۱۰ مرداد ۱۳۶۱

در تابستان ۱۳۶۱، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی عملیات گسترده‌ای برای شناسایی و حمله به پایگاه‌های مخفی سازمان مجاهدین در تهران آغاز کردند. این دوره پس از کشته‌شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ و حملهٔ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ به یکی دیگر از مراکز سازمان قرار داشت.

در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱، نیروهای سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی به چندین پایگاه سازمان در نقاط مختلف تهران حمله کردند. یکی از مراکز اصلی درگیری، پایگاهی در محدودهٔ خیابان فاطمی بود که اعضایی از سازمان، از جمله مریم خدایی‌صفت و همسرش علیرضا حسینی، در آن حضور داشتند.[۳]

در رأس اعضای سازمان در این مجموعه از پایگاه‌ها سیاوش سیفی قرار داشت. منابع مجاهدین نام بیش از ۴۰ عضو سازمان را در میان جان‌باختگان این درگیری‌ها ذکر کرده‌اند.

حمله به پایگاه

در پایگاهی که مریم خدایی‌صفت در آن حضور داشت، افراد زیر نیز مستقر بودند:

  • کاظم محمدی گیلانی، معروف به مهرداد؛
  • علیرضا حسینی؛
  • فاطمه اثنی‌عشری، معروف به رؤیا؛
  • فردی که در خاطرات بازماندگان با نام «یوسف» معرفی شده است؛
  • احمد بوستانی؛
  • فرزند خردسال فاطمه اثنی‌عشری.

احمد بوستانی، از بازماندگان درگیری، گفته است که نیروهای حکومتی پیش از آغاز حمله، ساختمان مقابل پایگاه را در اختیار گرفتند. اعضای پایگاه پس از مشاهدهٔ این اقدام دریافتند که محل شناسایی و محاصره شده است.[۷]

در جریان حمله از مسلسل، نارنجک‌انداز و آرپی‌جی استفاده شد و بخش‌های مختلف ساختمان تخریب گردید. درگیری چند ساعت ادامه یافت.

جان‌باختن مریم خدایی‌صفت

صدیقه خدایی‌صفت در روایت خود گفته است که مریم پیش از حمله اعلام کرده بود در صورت محاصره به پشت‌بام خواهد رفت و هویت اعضای پایگاه و علت مقاومت آنان را برای همسایگان توضیح خواهد داد.[۵]

هنگامی که حمله آغاز شد، مریم از پله‌ها به‌سوی پشت‌بام حرکت کرد. بنا بر همین روایت، او در میانهٔ راه بر اثر اصابت موشک آرپی‌جی جان باخت.[۵]

مریم خدایی‌صفت هنگام مرگ ۲۲ سال داشت. همسرش علیرضا حسینی نیز در همان حمله کشته شد. منابع سازمان مجاهدین نوشته‌اند که حسینی پس از مجروح‌شدن از ناحیهٔ دست، درگیری را ادامه داد و در یکی از ساختمان‌های مجاور هدف گلوله قرار گرفت.

خبر جان‌باختن مریم و علیرضا از طریق رادیوی سازمان به اعضای مستقر در خارج از ایران اعلام شد. مهدی خدایی‌صفت که در آن زمان در اورسورواز فرانسه حضور داشت، نام خواهر و همسر او را در فهرست جان‌باختگان شنید.[۱]

اختلاف جزئی در تاریخ درج‌شده

همهٔ منابع اصلی سازمان مجاهدین، صفحهٔ رویدادهای تاریخی، جنبش دادخواهی و برنامه‌های سیمای آزادی، تاریخ جان‌باختن مریم خدایی‌صفت را ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ ذکر کرده‌اند.[۳][۵]

در یکی از بندهای یادداشت مهدی خدایی‌صفت، به‌احتمال بر اثر اشتباه تایپی، عبارت «۱۰ مرداد ۶۰» آمده است؛ اما عنوان و آغاز همان نوشته، شرح زمانی رویداد و دیگر منابع، همگی سال ۱۳۶۱ را تأیید می‌کنند. ازاین‌رو تاریخ معتبر در مقاله ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ در نظر گرفته شده است.

رویداد ۱۰ مرداد در روایت سازمان مجاهدین

سازمان مجاهدین حملات ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ را از رویدادهای مهم مرحلهٔ مخفی فعالیت خود می‌داند. در جریان این عملیات، چند پایگاه سازمان در تهران به‌طور هم‌زمان محاصره و هدف حمله قرار گرفت.

بر اساس فهرست منتشرشده، از جمله افرادی که در این درگیری‌ها جان باختند می‌توان به سیاوش سیفی، کاظم محمدی گیلانی، فاضله مددپور، فاطمه اثنی‌عشری، مریم خدایی‌صفت، علیرضا حسینی، مریم حسینی، شهاب راسخی دهکردی، اردلان صفی‌یاری، فائزه و مهدی زائریان مقدم، احترام‌السادات کرباسی و فرهاد فتح‌پور پاکزاد اشاره کرد.[۸]

سازمان مجاهدین این رویداد را در امتداد حملهٔ ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ و درگیری ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ ارزیابی می‌کند و آن را نمونه‌ای از رویارویی نیروهای سازمان با سپاه پاسداران در اوایل دههٔ ۱۳۶۰ می‌داند.

خانوادهٔ خدایی‌صفت

چند عضو خانوادهٔ خدایی‌صفت با سازمان مجاهدین ارتباط داشته‌اند:

اعضای شناخته‌شدهٔ خانوادهٔ خدایی‌صفت
نام نسبت با مریم فعالیت یا سرنوشت
مهدی خدایی‌صفت برادر عضو نسل نخست سازمان مجاهدین، زندانی سیاسی حکومت پهلوی، نویسنده و از دبیران شورای ملی مقاومت ایران
علی خدایی‌صفت برادر عضو سازمان مجاهدین و زندانی سیاسی در کمیته مشترک ضد خرابکاری و زندان قصر
صدیقه خدایی‌صفت خواهر عضو سازمان مجاهدین و فعال سیاسی
مریم خدایی‌صفت — عضو سازمان مجاهدین؛ جان‌باخته در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱
علیرضا حسینی همسر و پسر دایی عضو سازمان مجاهدین؛ جان‌باخته در همان درگیری

فعالیت چند عضو این خانواده در دو دورهٔ حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی سبب شده است که نام خانوادهٔ خدایی‌صفت در خاطرات، اسناد و برنامه‌های تاریخی سازمان مجاهدین تکرار شود.

ویژگی‌های شخصیتی در روایت نزدیکان

بخش عمدهٔ اطلاعات شخصی دربارهٔ مریم خدایی‌صفت از یادداشت مهدی خدایی‌صفت و خاطرات صدیقه خدایی‌صفت به دست آمده است. این منابع خانوادگی و سازمانی‌اند و ارزیابی‌های مطرح‌شده در آنها بازتاب‌دهندهٔ نگاه نزدیکان و همرزمان اوست.

مهدی خدایی‌صفت، مریم را فردی مهربان، بردبار، سپاسگزار، علاقه‌مند به مطالعه و داوطلب پذیرش مسئولیت‌های دشوار توصیف کرده است. او عنوان «خواهر کوچک و آموزگار بزرگم» را برای یادداشت زندگی‌نامه‌ای مریم برگزید.[۱]

صدیقه خدایی‌صفت نیز بر جسارت مریم در فعالیت دانش‌آموزی، حضورش در برنامه‌های خانواده‌های زندانیان و تصمیم او برای حضور در پایگاه‌های مخفی تأکید کرده است.[۵]

جایگاه مریم خدایی‌صفت در روایت مقاومت ایران

در منابع مقاومت ایران، زندگی مریم خدایی‌صفت با سه دورهٔ اصلی توصیف می‌شود:

  • آشنایی با مبارزه از طریق خانواده و حضور در پشت در زندان‌های حکومت پهلوی؛
  • فعالیت دانش‌آموزی و احضار به ساواک؛
  • فعالیت علنی و سپس مخفی در سازمان مجاهدین پس از انقلاب ۱۳۵۷.

سازمان مجاهدین از او به‌عنوان یکی از زنان جوانی یاد می‌کند که فعالیت خود را از خانواده‌های زندانیان سیاسی و محیط مدرسه آغاز کردند و پس از انقلاب به فعالیت حرفه‌ای در این سازمان روی آوردند.

حضور مریم در بخش کارگری، زندگی مخفی پس از ۳۰ خرداد و جان‌باختن او در حملهٔ ۱۰ مرداد، محورهای اصلی روایت سازمان از زندگی اوست.

گاه‌شمار زندگی

گاه‌شمار زندگی و فعالیت مریم خدایی‌صفت
سال یا تاریخ رویداد
۱۳۳۹ تولد در تهران
پیش از ۱۳۵۰ آشنایی اولیه با فعالیت سیاسی از طریق اعضای خانواده
شهریور ۱۳۵۰ بازداشت مهدی خدایی‌صفت و آغاز حضور مریم در فعالیت‌های خانواده‌های زندانیان سیاسی
دههٔ ۱۳۵۰ مراجعه به زندان‌ها همراه خانواده و مشارکت در برنامه‌های حمایت از زندانیان سیاسی
حدود ۱۳۵۳–۱۳۵۴ فعالیت سیاسی در دورهٔ راهنمایی و احضار به ساواک در ۱۳ یا ۱۴سالگی
۱۳۵۴ بازداشت علی خدایی‌صفت؛ ادامهٔ فعالیت‌های دانش‌آموزی مریم
سال‌های پایانی حکومت پهلوی ازدواج با علیرضا حسینی
۳۰ دی ۱۳۵۷ آزادی برادرانش از زندان‌های حکومت پهلوی
پس از انقلاب ۱۳۵۷ آغاز فعالیت علنی در ستادهای سازمان مجاهدین
۱۳۵۸ فعالیت در بخش کارگری سازمان مجاهدین
۱۳۵۸–۱۳۶۰ فعالیت در میان کارگران و ستادهای سازمان
۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ورود به زندگی مخفی پس از سرکوب فعالیت علنی سازمان
پس از خرداد ۱۳۶۰ انتقال به یک خانهٔ امن و انجام فعالیت‌های پشتیبانی
۱۳۶۱ انتقال، به درخواست خود، به یکی از پایگاه‌های فعال سازمان در تهران
۱۰ مرداد ۱۳۶۱ جان‌باختن در ۲۲سالگی بر اثر اصابت آرپی‌جی در جریان حمله به پایگاه سازمان در تهران

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ مهدی خدایی‌صفت، خواهر کوچک و آموزگار بزرگم، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۰ مرداد ۱۳۹۳.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ سازمان مجاهدین خلق ایران، رویارویی کارگران با رژیم آخوندی از چه زمانی آغاز شد؟؛ گفت‌وگو با رضا مرادی، ۱۳۹۷.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۰ مرداد ۱۳۶۱؛ شهادت فرمانده سیاوش سیفی و شماری از کادرها، رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین.
  4. ↑ رادیو صدای مجاهد، گفت‌وگو با صدیقه خدایی‌صفت، ۱۳۹۸.
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ سیمای آزادی، قهرمانان زنده‌اند؛ به یاد سیاوش سیفی و همرزمانش، ۱۳۹۷.
  6. ↑ سیمای آزادی، فهرست جان‌باختگان رویداد ۱۰ مرداد ۱۳۶۱؛ «علیرضا حسینی، ۲۴ساله، و مریم خدایی‌صفت، ۲۲ساله، متولد تهران».
  7. ↑ جنبش دادخواهی، با یاد مجاهد شهید کاظم محمدی گیلانی، سازمان مجاهدین خلق ایران.
  8. ↑ جنبش دادخواهی، با یاد مجاهد شهید فرمانده سیاوش سیفی بناب، سازمان مجاهدین خلق ایران.

الگو:تاریخ آخرین ویرایش