نظام چندحزبی
| شناسنامه | |
|---|---|
| نامهای دیگر | نظام چندحزبی سیاسی، نظام چندحزبی رقابتی، سیستم چندحزبی |
| حوزه | علوم سیاسی، جامعهشناسی سیاسی، سیاست تطبیقی، نظریهٔ نظامهای حزبی، مطالعات دموکراسی |
| خاستگاه | توسعهٔ حکومتهای نمایندگی، گسترش حق رأی، پیدایش احزاب تودهای و نهادینهشدن رقابت انتخاباتی در اروپا و دیگر نقاط جهان |
| اندیشه و تاریخ | |
| مفاهیم کلیدی | حزب سیاسی، رقابت انتخاباتی، پلورالیسم سیاسی، انتخابات آزاد، اپوزیسیون، ائتلاف، دولت ائتلافی، گردش قدرت، نمایندگی سیاسی |
| جریانهای مرتبط | دموکراسی، پلورالیسم سیاسی، دموکراسی نمایندگی، نظام پارلمانی، نظام حزبی، حکومت ائتلافی |
| تأثیرپذیرفته از | توسعهٔ حکومت نمایندگی، گسترش حق رأی، لیبرالیسم سیاسی، پلورالیسم سیاسی، جنبشهای اجتماعی و شکلگیری احزاب تودهای |
| تأثیرگذار بر | نظریهٔ نظامهای حزبی، مطالعات انتخابات، دموکراسی ائتلافی، سیاست تطبیقی، مطالعات پارلمانی و نظریهٔ نمایندگی سیاسی |
| نقد و ارزیابی | |
نظام چندحزبی (به انگلیسی: Multi-party system) نوعی نظام حزبی است که در آن بیش از دو حزب سیاسی از ظرفیت معناداری برای حضور در رقابت سیاسی و انتخاباتی برخوردارند و چند حزب میتوانند در نمایندگی سیاسی، تشکیل دولت یا تأثیرگذاری بر آن نقش ایفا کنند. نظام چندحزبی یکی از الگوهای رایج سازماندهی رقابت سیاسی در دموکراسیهای معاصر است و با پلورالیسم سیاسی، آزادی تشکیل احزاب، انتخابات رقابتی و امکان فعالیت قانونی اپوزیسیون ارتباط نزدیک دارد.[۱]
وجود چند حزب ثبتشده بهتنهایی برای تعریف یک نظام سیاسی بهعنوان نظام چندحزبی رقابتی کافی نیست. احزاب باید امکان واقعی سازمانیابی، معرفی نامزد، تبلیغ برنامههای خود، دستیابی به رأی و مشارکت در قدرت را داشته باشند. کمیسیون ونیز و دفتر نهادهای دموکراتیک و حقوق بشر سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز در دستورالعملهای مربوط به احزاب سیاسی بر آزادی تشکیل و فعالیت احزاب و ضرورت ایجاد محیط سیاسی پلورالیستی تأکید کردهاند.[۲]
نظام چندحزبی در برابر نظام تکحزبی قرار میگیرد، اما با «نظام دوحزبی» نیز تفاوت دارد. در نظام دوحزبی ممکن است احزاب کوچک دیگری وجود داشته باشند، اما دو حزب عمده بر رقابت برای تشکیل دولت مسلطاند؛ در نظام چندحزبی، شمار بیشتری از احزاب در رقابت سیاسی مؤثرند و تشکیل دولت، بهویژه در نظامهای پارلمانی، ممکن است نیازمند ائتلاف میان چند حزب باشد.[۳]
تعریف نظام چندحزبی
در علوم سیاسی، نظام حزبی صرفاً بر اساس تعداد احزابی که بهطور رسمی ثبت شدهاند طبقهبندی نمیشود. آنچه اهمیت دارد، شمار احزابی است که در رقابت سیاسی «مؤثر» یا «مرتبط» هستند.
ممکن است در کشوری دهها حزب ثبت شده باشند، اما تنها دو حزب توانایی جدی برای کسب قدرت داشته باشند. چنین ساختاری ممکن است از نظر تحلیلی به نظام دوحزبی نزدیکتر باشد.
در مقابل، اگر چند حزب بتوانند آرای قابل توجهی کسب کنند، در پارلمان حضور مؤثر داشته باشند، در تشکیل دولت مشارکت کنند یا بر شکلگیری ائتلافهای حکومتی اثر بگذارند، میتوان از نظام چندحزبی سخن گفت.
جیووانی سارتوری در نظریهٔ نظامهای حزبی تأکید کرد که برای طبقهبندی نظامها، تنها شمارش احزاب کافی نیست و باید «ارتباط» آنها با رقابت و تشکیل قدرت را نیز در نظر گرفت.[۴]
پیدایش نظامهای چندحزبی
نظامهای چندحزبی جدید با پیدایش حکومتهای نمایندگی و گسترش تدریجی حق رأی ارتباط دارند.
در مراحل اولیهٔ حکومت پارلمانی، سیاست اغلب در اختیار گروههای محدودی از نخبگان بود و سازمانهای سیاسی هنوز شکل احزاب تودهای امروزی را نداشتند.
گسترش حق رأی در سدههای نوزدهم و بیستم سبب شد گروههای بیشتری وارد عرصهٔ سیاست شوند.
کارگران، کشاورزان، طبقات متوسط، گروههای مذهبی، جریانهای لیبرال، محافظهکار، سوسیالیست، سوسیالدموکرات، ملیگرا و دیگر نیروهای اجتماعی به تشکیل احزاب پرداختند.
در نتیجه، در بسیاری از کشورهای اروپایی نظامهای چندحزبی شکل گرفتند که در آنها احزاب گوناگون نمایندهٔ بخشهای متفاوت جامعه بودند.
حزب سیاسی
حزب سیاسی سازمانی است که مجموعهای از افراد را حول اهداف، برنامهها یا دیدگاههای سیاسی گرد میآورد و معمولاً میکوشد از طریق انتخابات و دیگر سازوکارهای قانونی در اعمال قدرت سیاسی مشارکت کند.
در نظام چندحزبی، احزاب میان جامعه و دولت نقش واسطهای دارند.
آنها مطالبات شهروندان را گردآوری میکنند، برنامهٔ سیاسی ارائه میدهند، نامزد معرفی میکنند و برای جلب حمایت رأیدهندگان رقابت میکنند.
کمیسیون ونیز و OSCE/ODIHR احزاب سیاسی را ابزارهایی اساسی برای مشارکت سیاسی و بیان تکثر سیاسی میدانند.[۵]
نظام چندحزبی و پلورالیسم سیاسی
پلورالیسم سیاسی یکی از مبانی نظری نظام چندحزبی است.
پلورالیسم بر این اصل استوار است که جامعه از گروهها، منافع، دیدگاهها و هویتهای مختلف تشکیل شده و هیچ جریان سیاسی واحدی نمیتواند خود را بهطور دائمی نمایندهٔ همهٔ جامعه بداند.
نظام چندحزبی یکی از سازوکارهایی است که امکان نمایندگی این تکثر را فراهم میکند.
شهروندان میتوانند احزاب مختلف تشکیل دهند و برای برنامهها و دیدگاههای متفاوت حمایت عمومی به دست آورند.
از این منظر، تعدد احزاب ابزاری برای تبدیل تنوع اجتماعی و سیاسی به رقابت سازمانیافته و مسالمتآمیز است.
نظام چندحزبی و دموکراسی
نظام چندحزبی اغلب با دموکراسی همراه است، اما این دو مفهوم مترادف نیستند.
وجود چند حزب بهتنهایی یک نظام را دموکراتیک نمیکند.
ممکن است حکومتی اجازهٔ فعالیت چند حزب را بدهد، اما انتخابات آزاد نباشد، مخالفان با محدودیت روبهرو باشند یا حزب حاکم از امکانات دولتی برای جلوگیری از رقابت واقعی استفاده کند.
در یک نظام چندحزبی دموکراتیک، احزاب باید بتوانند در شرایطی قانونی و معنادار برای کسب رأی و قدرت رقابت کنند.
کمیسیون ونیز بر این نکته تأکید کرده است که پلورالیسم سیاسی باید برای رأیدهندگان «انتخاب واقعی» میان احزاب ایجاد کند و امکان بیان دیدگاههای مخالف و انتقال دموکراتیک قدرت را فراهم سازد.[۶]
آزادی تشکیل احزاب
یکی از پیششرطهای نظام چندحزبی، آزادی تشکیل احزاب سیاسی است.
شهروندان باید بتوانند بر اساس دیدگاههای خود حزب ایجاد کنند، به آن بپیوندند یا از عضویت در آن خودداری کنند.
محدودیت بر تشکیل حزب باید استثنایی و مبتنی بر قانون باشد.
اگر حکومت بتواند بدون ضابطهٔ روشن از ثبت احزاب مخالف جلوگیری کند، چندحزبیبودن رسمی نمیتواند رقابت واقعی را تضمین کند.
آزادی انجمن و تشکل از این جهت یکی از پایههای حقوقی نظام چندحزبی است.
انتخابات رقابتی
انتخابات مهمترین عرصهٔ رقابت احزاب در نظام چندحزبی است.
احزاب برنامههای خود را ارائه میکنند، نامزد معرفی میکنند و برای جلب رأی شهروندان به رقابت میپردازند.
انتخابات رقابتی باید به رأیدهندگان امکان انتخاب واقعی میان گزینههای مختلف بدهد.
اگر نتیجهٔ انتخابات نتواند به تغییر ترکیب پارلمان یا دولت منجر شود، نقش احزاب رقیب تا حد زیادی صوری خواهد بود.
به همین دلیل، امکان گردش قدرت یکی از شاخصهای مهم تشخیص نظام چندحزبی رقابتی از چندحزبیگرایی ظاهری است.
جیووانی سارتوری و نظامهای حزبی
جیووانی سارتوری یکی از مهمترین نظریهپردازان نظامهای حزبی در سدهٔ بیستم بود.
او در کتاب احزاب و نظامهای حزبی نظامهای حزبی را نه فقط بر اساس تعداد احزاب، بلکه بر اساس شیوهٔ تعامل و رقابت میان آنها طبقهبندی کرد.
در تحلیل سارتوری، برای شمارش احزاب باید احزابی را در نظر گرفت که دارای «ظرفیت ائتلافی» یا «ظرفیت باجگیری سیاسی» باشند؛ یعنی بتوانند در تشکیل ائتلافها یا جهت رقابت سیاسی اثر واقعی داشته باشند.[۷]
سارتوری همچنین میان انواع مختلف چندحزبیگرایی تمایز گذاشت و نشان داد که همهٔ نظامهای چندحزبی از نظر ساختار رقابت، فاصلهٔ ایدئولوژیک و میزان قطبیشدن یکسان نیستند.
چندحزبیگرایی معتدل
یکی از الگوهای مورد بحث سارتوری «پلورالیسم معتدل» یا چندحزبیگرایی معتدل است.
در این نوع نظام، چند حزب مؤثر وجود دارند، اما فاصلهٔ ایدئولوژیک میان آنها به اندازهای نیست که قواعد اساسی نظام سیاسی را دائماً مورد مناقشه قرار دهد.
رقابت بیشتر به سمت مرکز سیاسی گرایش دارد و احزاب مختلف میتوانند برای تشکیل دولت با یکدیگر ائتلاف کنند.
وجود احزاب متعدد در چنین نظامی لزوماً به بیثباتی شدید منجر نمیشود.
چندحزبیگرایی قطبی
سارتوری نوع دیگری از نظام چندحزبی را «پلورالیسم قطبی» نامید.
در چنین ساختاری، شمار احزاب مؤثر بیشتر است و فاصلههای ایدئولوژیک میان نیروهای سیاسی میتواند قابل توجه باشد.
اگر بخشهایی از طیف حزبی مشروعیت قواعد بنیادی نظام را نپذیرند، رقابت سیاسی ممکن است شدیدتر و تشکیل دولت دشوارتر شود.
این مفهوم در مطالعات تطبیقی برای بررسی رابطهٔ میان تعداد احزاب، قطبیشدن و ثبات حکومت اهمیت یافته است.[۸]
موریس دوورژه
موریس دوورژه، دانشمند علوم سیاسی فرانسوی، از نخستین پژوهشگرانی بود که رابطهٔ میان نظام انتخاباتی و ساختار نظام حزبی را بهصورت منظم بررسی کرد.
آنچه بعدها به «قانون دوورژه» مشهور شد، بیان میکند که نظامهای انتخاباتی اکثریتی تکنمایندهای گرایش به تقویت ساختار دوحزبی دارند، در حالی که نمایندگی تناسبی بیشتر با بقای چند حزب سازگار است.[۹]
این رابطه یک قانون مطلق نیست و عوامل تاریخی، اجتماعی و نهادی دیگر نیز بر تعداد احزاب اثر میگذارند.
با این حال، نظام انتخاباتی یکی از مهمترین عوامل توضیحدهندهٔ تفاوت میان نظامهای دوحزبی و چندحزبی شناخته میشود.
نمایندگی تناسبی
نمایندگی تناسبی یکی از نظامهای انتخاباتی رایج در کشورهای چندحزبی است.
در این شیوه، کرسیهای پارلمان تا حدی متناسب با سهم آرای احزاب توزیع میشوند.
اگر حزبی ۲۰ درصد آرا را کسب کند، در یک نظام تناسبی کامل انتظار میرود تقریباً ۲۰ درصد کرسیها را نیز به دست آورد.
این سازوکار امکان ورود احزاب کوچکتر به پارلمان را افزایش میدهد و میتواند تنوع سیاسی جامعه را بهتر در نهاد قانونگذاری بازتاب دهد.
در مقابل، افزایش تعداد احزاب پارلمانی ممکن است تشکیل دولت را به ائتلاف میان چند حزب وابسته کند.
حد نصاب انتخاباتی
بسیاری از نظامهای تناسبی برای جلوگیری از پراکندگی بیش از اندازهٔ پارلمان، «حد نصاب انتخاباتی» تعیین میکنند.
برای مثال، ممکن است حزبی برای ورود به پارلمان ملزم باشد حداقل درصد مشخصی از آرا را کسب کند.
حد نصاب پایینتر معمولاً امکان حضور احزاب کوچکتر را افزایش میدهد، در حالی که حد نصاب بالاتر تعداد احزاب پارلمانی را محدود میکند.
بنابراین طراحی نظام انتخاباتی میتواند میان نمایندگی گستردهتر و تمرکز بیشتر نظام حزبی تعادل ایجاد کند.
نظام چندحزبی و نظام پارلمانی
نظام چندحزبی ارتباط نزدیکی با نظام پارلمانی دارد، هرچند محدود به آن نیست.
در نظام پارلمانی، دولت باید از حمایت اکثریت پارلمان برخوردار باشد.
اگر هیچ حزبی اکثریت کرسیها را به تنهایی در اختیار نداشته باشد، دو یا چند حزب میتوانند برای تشکیل دولت مذاکره کنند.
به همین دلیل، دولتهای ائتلافی در بسیاری از نظامهای پارلمانی چندحزبی پدیدهای عادی هستند.
دولت ائتلافی
دولت ائتلافی دولتی است که با مشارکت دو یا چند حزب تشکیل میشود.
احزاب پیش از تشکیل دولت دربارهٔ برنامهٔ مشترک، تقسیم وزارتخانهها و اولویتهای سیاستی مذاکره میکنند.
ائتلاف ممکن است میان احزابی با دیدگاههای نزدیک شکل گیرد یا در شرایط خاص گروههایی با تفاوتهای قابل توجه برای دستیابی به اکثریت پارلمانی همکاری کنند.
در این ساختار، سیاستگذاری اغلب نتیجهٔ مذاکره و مصالحه میان شرکای ائتلاف است.
ائتلاف پیش از انتخابات
احزاب ممکن است پیش از انتخابات نیز ائتلاف تشکیل دهند.
ائتلافهای انتخاباتی میتوانند برای جلوگیری از پراکندگی آرا، ارائهٔ فهرست مشترک یا معرفی نامزد مشترک ایجاد شوند.
در برخی کشورها، احزاب پس از انتخابات دربارهٔ تشکیل دولت مذاکره میکنند؛ در برخی دیگر، ائتلافهای اصلی پیش از رأیگیری شکل گرفتهاند و رأیدهندگان از ترکیب احتمالی دولت آگاهی بیشتری دارند.
دولت اقلیت
نظام چندحزبی میتواند به تشکیل «دولت اقلیت» نیز منجر شود.
در این حالت، حزب یا ائتلاف حاکم اکثریت مطلق کرسیهای پارلمان را ندارد، اما احزاب دیگر اجازه میدهند دولت فعالیت کند یا در رأیهای مهم از آن حمایت میکنند.
دولت اقلیت برای تصویب قوانین و بودجه معمولاً نیازمند مذاکره با احزاب خارج از دولت است.
این شکل حکومت در برخی دموکراسیهای پارلمانی سابقهای طولانی دارد.
اپوزیسیون در نظام چندحزبی
اپوزیسیون در نظام چندحزبی معمولاً از یک حزب واحد تشکیل نمیشود.
چند حزب ممکن است همزمان در مخالفت با دولت باشند، اما برنامهها و اهداف متفاوتی داشته باشند.
برخی احزاب ممکن است بالقوه شریک ائتلافی دولت باشند و برخی دیگر جایگزینی کامل سیاستهای آن را دنبال کنند.
وجود اپوزیسیون قانونی و امکان سازمانیابی آن یکی از عناصر اساسی رقابت دموکراتیک است.
رابرت دال نیز حق سازمانیافتن مخالفان و رقابت آنان برای جلب رأی را از نقاط عطف توسعهٔ نهادهای دموکراتیک میدانست.[۱۰]
نظام چندحزبی و پلیآرشی
رابرت دال برای توصیف دموکراسیهای واقعی از مفهوم «پلیآرشی» استفاده کرد.
در نظریهٔ دال، رقابت سیاسی و مشارکت گستردهٔ شهروندان دو بعد اساسی دموکراتیزاسیون هستند.[۱۱]
نظام چندحزبی میتواند یکی از سازوکارهای تحقق رقابت باشد، زیرا به گروههای مختلف اجازه میدهد سازمان سیاسی تشکیل دهند و برای جلب حمایت عمومی رقابت کنند.
با این حال، وجود چند حزب بدون آزادی بیان، انتخابات رقابتی و حقوق سیاسی شهروندان برای تحقق پلیآرشی کافی نیست.
نظام چندحزبی و نظام دوحزبی
نظام دوحزبی نظامی است که در آن دو حزب بزرگ بر رقابت برای تشکیل دولت تسلط دارند.
ممکن است احزاب دیگری نیز وجود داشته باشند، اما معمولاً دو حزب اصلی بیشترین شانس را برای کسب قدرت دارند.
در نظام چندحزبی، سه یا چند حزب از اهمیت مؤثر در رقابت سیاسی برخوردارند.
یکی از تفاوتهای عملی این دو الگو در تشکیل دولت دیده میشود.
در نظام دوحزبی، یک حزب بیشتر احتمال دارد به تنهایی اکثریت لازم را کسب کند، در حالی که در نظام چندحزبی دولت ائتلافی رایجتر است.
نظام چندحزبی و نظام تکحزبی
نظام تکحزبی از نظر ساختار رقابت سیاسی با نظام چندحزبی تفاوت بنیادی دارد.
در نظام تکحزبی، یک حزب از موقعیت انحصاری برای اعمال قدرت برخوردار است و احزاب مستقل امکان رقابت واقعی برای جایگزینی آن را ندارند.
در نظام چندحزبی رقابتی، هیچ حزبی از حق دائمی حکومت برخوردار نیست.
احزاب میتوانند انتخابات را ببرند یا ببازند و دولت میتواند بدون تغییر بنیادین نظام سیاسی از یک حزب یا ائتلاف به حزب یا ائتلاف دیگر منتقل شود.
نظام چندحزبی و نظام حزب مسلط
گاهی یک کشور دارای چند حزب قانونی و انتخابات رقابتی است، اما یک حزب برای مدت طولانی در انتخابات پیروز میشود.
این وضعیت را نباید خودبهخود با نظام تکحزبی یکسان دانست.
اگر احزاب رقیب امکان واقعی سازمانیابی، تبلیغ و پیروزی داشته باشند، ساختار همچنان میتواند چندحزبی باشد.
جیووانی سارتوری میان نظام تکحزبی، نظام حزب هژمون و نظام حزب مسلط تفاوت قائل شد.[۱۲]
معیار تعیینکننده، امکان واقعی رقابت و جایگزینی حزب حاکم است.
چندحزبیگرایی صوری
در برخی حکومتها چند حزب رسماً وجود دارند، اما این احزاب نمیتوانند قدرت حزب حاکم را بهطور واقعی به چالش بکشند.
ممکن است احزاب کوچک تنها در چهارچوب تعیینشده از سوی حکومت فعالیت کنند یا مخالفان واقعی از ثبت حزب، شرکت در انتخابات یا دسترسی برابر به رسانهها محروم باشند.
چنین وضعیتی را نباید صرفاً به دلیل وجود چند نام حزبی، نظام چندحزبی رقابتی دانست.
اصل پلورالیسم سیاسی مستلزم آن است که رأیدهندگان از امکان انتخاب واقعی میان گزینههای سیاسی برخوردار باشند.[۱۳]
نمونههای نظام چندحزبی
نظامهای چندحزبی در کشورهای مختلف اشکال متفاوتی دارند.
آلمان دارای احزاب متعدد در سطح فدرال است و دولتهای ائتلافی در تاریخ جمهوری فدرال نقش مهمی داشتهاند.
هلند به دلیل نظام انتخاباتی تناسبی، سابقهٔ طولانی در حضور احزاب متعدد و تشکیل ائتلافهای حکومتی دارد.
کشورهای اسکاندیناوی نیز معمولاً دارای چند حزب مؤثر از جریانهای مختلف سیاسی هستند.
در هند نیز احزاب ملی و منطقهای متعدد در رقابت انتخاباتی و تشکیل دولتها نقش داشتهاند.
این نمونهها نشان میدهند که «نظام چندحزبی» یک الگوی واحد و ثابت نیست و میتواند در ساختارهای اجتماعی و نهادی متفاوت عمل کند.
نظام چندحزبی در آلمان
ساختار سیاسی آلمان پس از جنگ جهانی دوم بر دموکراسی پارلمانی و رقابت احزاب مختلف بنا شد.
نظام انتخاباتی این کشور عناصر نمایندگی تناسبی و حوزههای انتخابیه را با یکدیگر ترکیب میکند.
در بسیاری از دورهها هیچ حزب واحدی اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به تنهایی نداشته و دولت از طریق ائتلاف میان احزاب تشکیل شده است.
وجود حد نصاب انتخاباتی نیز با هدف محدودکردن پراکندگی بیش از اندازهٔ پارلمان در طراحی نظام انتخاباتی نقش دارد.
نظام چندحزبی در هلند
هلند یکی از نمونههای شناختهشدهٔ نظام چندحزبی مبتنی بر نمایندگی تناسبی است.
احزاب مختلف سیاسی میتوانند با کسب سهم نسبتاً محدودی از آرا به پارلمان راه یابند.
به همین دلیل، تشکیل دولت معمولاً نیازمند مذاکره میان چند حزب است.
فرایند تشکیل ائتلاف گاه طولانی است، زیرا احزاب باید بر سر برنامهٔ مشترک حکومتی به توافق برسند.
نظام چندحزبی در هند
هند نمونهای متفاوت از نظام چندحزبی است.
علاوه بر احزاب سراسری، شمار زیادی حزب منطقهای در ایالتهای مختلف فعالیت میکنند.
تنوع زبانی، مذهبی، منطقهای و اجتماعی هند در شکلگیری ساختار حزبی این کشور نقش داشته است.
احزاب منطقهای در دورههای مختلف توانستهاند در ائتلافهای ملی و تشکیل دولت مرکزی نقش مهمی ایفا کنند.
نظام چندحزبی و جوامع متکثر
نظام چندحزبی میتواند امکان نمایندگی گروههای مختلف اجتماعی را فراهم کند.
در جوامعی که دارای شکافهای زبانی، مذهبی، طبقاتی، منطقهای یا ایدئولوژیک هستند، احزاب مختلف ممکن است بخشی از این منافع را نمایندگی کنند.
از این منظر، نظام چندحزبی میتواند تنوع اجتماعی را به رقابت نهادی تبدیل کند.
با این حال، اگر احزاب صرفاً بر شکافهای هویتی شدید سازمان یابند و همکاری میان آنها دشوار باشد، رقابت حزبی میتواند به قطبیشدن نیز کمک کند.
آرند لیجفارت و دموکراسی توافقی
آرند لیجفارت در مطالعات خود دربارهٔ دموکراسیهای چندپاره بر اهمیت سازوکارهای توافقی تأکید کرده است.
در الگوی «دموکراسی توافقی»، قدرت به جای تمرکز کامل در دست یک اکثریت، میان گروهها و احزاب مختلف تقسیم میشود.
ائتلافهای گسترده، نمایندگی تناسبی و توزیع قدرت از ویژگیهایی هستند که در نظریهٔ لیجفارت اهمیت دارند.[۱۴]
این نظریه بهویژه برای تحلیل جوامعی اهمیت دارد که از شکافهای اجتماعی عمیق برخوردارند.
مزایای نظام چندحزبی
طرفداران نظام چندحزبی بر ظرفیت آن برای نمایندگی طیف گستردهتری از دیدگاههای سیاسی تأکید میکنند.
در نظامی که چند حزب امکان دستیابی به پارلمان دارند، رأیدهندگان مجبور نیستند تنها میان دو گزینهٔ بزرگ انتخاب کنند.
گروههای کوچکتر نیز ممکن است نمایندگی سیاسی به دست آورند.
این ساختار میتواند امکان انعکاس دقیقتر تنوع سیاسی جامعه را افزایش دهد.
ائتلافهای چندحزبی همچنین احزاب را به مذاکره و مصالحه برای تشکیل دولت و تصویب سیاستها وادار میکنند.
نمایندگی سیاسی
یکی از مهمترین استدلالها در حمایت از چندحزبیگرایی، گسترش نمایندگی سیاسی است.
در جوامع پیچیده، شهروندان دیدگاههای متنوعی دربارهٔ اقتصاد، سیاست خارجی، محیط زیست، مذهب، حقوق اجتماعی و دیگر مسائل دارند.
وجود احزاب متعدد میتواند امکان انتخاب دقیقتری میان این دیدگاهها فراهم کند.
در نظامهای تناسبی، حتی گروههایی که اکثریت جامعه را تشکیل نمیدهند ممکن است متناسب با حمایت انتخاباتی خود نماینده داشته باشند.
مصالحه و مذاکره
نظام چندحزبی، بهویژه هنگامی که هیچ حزب اکثریت مطلق ندارد، احزاب را به مذاکره وادار میکند.
تشکیل ائتلاف مستلزم توافق دربارهٔ بخشی از برنامههای سیاسی است.
این فرایند میتواند به تعدیل برخی مواضع و ایجاد سیاستهای مورد قبول چند جریان منجر شود.
از سوی دیگر، مذاکرات طولانی ممکن است تصمیمگیری را کند کند.
بنابراین مصالحه هم یکی از ویژگیهای مثبت مورد اشاره و هم یکی از منابع انتقاد از نظام چندحزبی است.
نقدهای وارد بر نظام چندحزبی
نظام چندحزبی مانند دیگر ساختارهای سیاسی با نقدهایی روبهرو است.
یکی از انتقادها احتمال پراکندگی بیش از اندازهٔ پارلمان است.
اگر شمار زیادی حزب کوچک وارد مجلس شوند، تشکیل اکثریت پایدار ممکن است دشوار شود.
دولتهای ائتلافی ممکن است در اثر خروج یک شریک سقوط کنند و انتخابات زودهنگام ضروری شود.
منتقدان همچنین استدلال میکنند که مذاکرات ائتلافی پس از انتخابات ممکن است ترکیبی از دولت ایجاد کند که رأیدهندگان مستقیماً به آن رأی ندادهاند.
مسئلهٔ پاسخگویی
در یک دولت تکحزبیِ برآمده از انتخابات رقابتی، رأیدهندگان معمولاً آسانتر میتوانند مسئولیت عملکرد دولت را به یک حزب مشخص نسبت دهند.
در دولت ائتلافی، مسئولیت میان چند حزب تقسیم میشود.
هر حزب ممکن است سیاستهای نامطلوب را به شرکای ائتلافی نسبت دهد.
این مسئله میتواند پاسخگویی انتخاباتی را پیچیدهتر کند.
در مقابل، حامیان دولت ائتلافی معتقدند که تقسیم قدرت میتواند مانع تمرکز بیش از اندازهٔ آن شود.
بیثباتی دولتها
یکی دیگر از انتقادهای سنتی به نظام چندحزبی احتمال بیثباتی کابینههاست.
اگر ائتلاف حاکم بر اکثریتی شکننده متکی باشد، اختلاف میان شرکا ممکن است به سقوط دولت منجر شود.
با این حال، چندحزبیبودن لزوماً به بیثباتی منجر نمیشود.
برخی کشورهای دارای نظام چندحزبی از دولتهای نسبتاً پایدار برخوردار بودهاند.
قواعد قانون اساسی، فرهنگ سیاسی، نظام انتخاباتی و الگوهای همکاری حزبی بر میزان ثبات اثر میگذارند.
قطبیشدن سیاسی
تعدد احزاب میتواند طیف گستردهای از دیدگاهها را نمایندگی کند، اما در شرایط خاص ممکن است با قطبیشدن شدید همراه شود.
اگر احزاب از نظر ایدئولوژیک فاصلهٔ زیادی داشته باشند و قواعد مشترک دموکراتیک را نپذیرند، تشکیل دولت و مصالحه دشوارتر میشود.
سارتوری در تحلیل «پلورالیسم قطبی» به همین مسئله توجه داشت.
بنابراین تعداد احزاب به تنهایی تعیینکنندهٔ کیفیت یا ثبات دموکراسی نیست.
احزاب کوچک
یکی از ویژگیهای نظام چندحزبی حضور احزاب کوچکتر است.
این احزاب ممکن است تنها درصد محدودی از آرا را کسب کنند، اما در شرایطی که دو بلوک بزرگ برای تشکیل اکثریت به حمایت آنها نیاز دارند، نفوذی بیش از وزن انتخاباتی خود پیدا کنند.
این وضعیت گاهی مورد انتقاد قرار میگیرد.
در مقابل، حضور احزاب کوچک میتواند امکان نمایندگی گروههایی را فراهم کند که در نظامهای دوحزبی احتمالاً صدای سیاسی مستقلی ندارند.
آزادی اپوزیسیون
نظام چندحزبی واقعی بدون آزادی اپوزیسیون امکانپذیر نیست.
حزب حاکم باید بپذیرد که رقیبان میتوانند از سیاستهای آن انتقاد کنند، سازمان تشکیل دهند و برای جایگزینی آن در انتخابات تلاش کنند.
دال حق اپوزیسیون برای سازمانیافتن و درخواست رأی علیه حکومت را یکی از نقاط عطف تاریخی توسعهٔ نهادهای دموکراتیک توصیف کرده است.[۱۵]
در این معنا، اپوزیسیون نه دشمن نظام سیاسی، بلکه بخشی از سازوکار رقابت درون آن است.
گردش مسالمتآمیز قدرت
گردش قدرت یکی از پیامدهای اساسی رقابت چندحزبی است.
یک حزب یا ائتلاف میتواند در انتخابات شکست بخورد و جای خود را به رقیب بدهد.
این انتقال بدون تغییر خشونتآمیز ساختار حکومت انجام میشود.
وجود امکان واقعی انتقال قدرت اهمیت بیشتری از وقوع مکرر آن دارد.
ممکن است حزبی چند دورهٔ متوالی انتخابات را ببرد، اما تا زمانی که رقیبان آزاد باشند و امکان شکست آن وجود داشته باشد، رقابت سیاسی همچنان میتواند واقعی باشد.
رسانهها و رقابت حزبی
رسانههای مستقل در نظام چندحزبی اهمیت زیادی دارند.
احزاب برای معرفی برنامههای خود به شهروندان به امکان ارتباط عمومی نیاز دارند.
اگر دولت رسانههای اصلی را در انحصار داشته باشد و مخالفان از دسترسی مؤثر محروم شوند، رقابت حزبی نابرابر خواهد شد.
از این رو، آزادی رسانه و دسترسی شهروندان به منابع اطلاعاتی متنوع با عملکرد نظام چندحزبی ارتباط مستقیم دارد.
تأمین مالی احزاب
تأمین مالی یکی از مسائل مهم نظامهای چندحزبی است.
احزاب برای سازماندهی، تبلیغات و شرکت در انتخابات به منابع مالی نیاز دارند.
اگر منابع مالی نامحدود یا غیرشفاف باشند، گروههای ثروتمند میتوانند نفوذ نامتناسبی بر رقابت سیاسی پیدا کنند.
از سوی دیگر، قوانین بیش از اندازه محدودکننده نیز ممکن است مانع فعالیت احزاب کوچک و مخالف شوند.
به همین دلیل، شفافیت مالی، نظارت قانونی و قواعد منصفانه برای تأمین مالی احزاب از موضوعات مهم تنظیم رقابت حزبی است.[۱۶]
منابع دولتی و رقابت
یکی از چالشهای نظام چندحزبی استفادهٔ حزب حاکم از منابع دولت در رقابت انتخاباتی است.
دولت به بودجه، رسانههای عمومی، دستگاه اداری و امکاناتی دسترسی دارد که مخالفان در اختیار ندارند.
اگر این منابع به سود حزب حاکم در انتخابات استفاده شوند، برابری رقابت آسیب میبیند.
تفکیک میان فعالیت دولت و فعالیت حزبی از این جهت برای حفظ رقابت چندحزبی اهمیت دارد.
نظام چندحزبی و حقوق اقلیتها
نظام چندحزبی میتواند راهی برای نمایندگی اقلیتهای سیاسی، قومی، زبانی یا منطقهای باشد.
احزاب متعلق به گروههای کوچکتر ممکن است بتوانند نمایندگانی به پارلمان بفرستند و در تصمیمگیریهای عمومی مشارکت کنند.
کمیسیون ونیز و OSCE/ODIHR پلورالیسم سیاسی را با امکان مشارکت همهٔ افراد و گروهها، از جمله اقلیتها، در زندگی عمومی مرتبط دانستهاند.[۱۷]
با این حال، طراحی نظام انتخاباتی و حد نصاب ورود به پارلمان بر میزان این نمایندگی اثر میگذارد.
ممنوعیت احزاب
دموکراسی چندحزبی به آزادی احزاب متکی است، اما این آزادی در حقوق بینالمللی و قوانین ملی مطلق نیست.
برخی نظامهای دموکراتیک در شرایط بسیار محدود امکان ممنوعیت حزبی را که از خشونت برای نابودی نظم دموکراتیک استفاده میکند پیشبینی کردهاند.
کمیسیون ونیز تأکید کرده است که انحلال یا ممنوعیت احزاب باید اقدامی استثنایی و متناسب باشد و محدودیتها نباید به ابزاری برای حذف مخالفان سیاسی قانونی تبدیل شوند.[۱۸]
نظام چندحزبی و جامعه مدنی
جامعه مدنی و نظام چندحزبی با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکی نیستند.
احزاب هدف مستقیمتری برای مشارکت در قدرت سیاسی دارند، در حالی که بسیاری از سازمانهای جامعهٔ مدنی برای کسب قدرت حکومتی فعالیت نمیکنند.
اتحادیهها، انجمنهای حرفهای، سازمانهای حقوق بشری و گروههای اجتماعی میتوانند مطالبات خود را به احزاب منتقل کنند یا مستقل از آنها بر سیاست عمومی اثر بگذارند.
وجود جامعهٔ مدنی مستقل میتواند دامنهٔ مشارکت سیاسی را فراتر از انتخابات و فعالیت حزبی گسترش دهد.
نظام چندحزبی و تفکیک قوا
تفکیک قوا و نظام چندحزبی دو مفهوم متفاوتاند.
تفکیک قوا به توزیع اختیارات میان نهادهای قانونگذاری، اجرایی و قضایی مربوط است، در حالی که نظام چندحزبی به ساختار رقابت میان احزاب مربوط میشود.
با این حال، این دو میتوانند بر یکدیگر اثر بگذارند.
وجود چند حزب در پارلمان میتواند نظارت بر دولت را افزایش دهد و وجود نهادهای مستقل نیز میتواند از حقوق احزاب مخالف در برابر قدرت اجرایی حفاظت کند.
نظام چندحزبی و حاکمیت قانون
حاکمیت قانون برای عملکرد پایدار نظام چندحزبی اهمیت بنیادی دارد.
قواعد انتخابات و فعالیت احزاب باید پیشاپیش مشخص باشند و برای حکومت و مخالفان بهطور برابر اجرا شوند.
حزب حاکم نباید بتواند صرفاً برای حذف رقیبان قواعد را تغییر دهد.
دادگاههای مستقل، نهادهای انتخاباتی بیطرف و سازوکارهای رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی میتوانند در حفاظت از رقابت سیاسی نقش داشته باشند.
نظام چندحزبی و فرهنگ سیاسی
قواعد حقوقی بهتنهایی برای عملکرد نظام چندحزبی کافی نیستند.
احزاب باید مشروعیت متقابل یکدیگر را به رسمیت بشناسند و شکست انتخاباتی را بپذیرند.
اگر هر حزب پیروزی رقیب را پایان مشروعیت نظام تلقی کند، رقابت میتواند به بحران دائمی تبدیل شود.
فرهنگ سیاسی دموکراتیک مستلزم پذیرش این اصل است که حزب حاکم امروز ممکن است اپوزیسیون فردا باشد و برعکس.
چندحزبیگرایی و مصالحه
یکی از ویژگیهای مهم نظام چندحزبی آن است که سیاست را به عرصهٔ مذاکره میان نیروهای مختلف تبدیل میکند.
هیچ حزب لزوماً قادر نیست تمام برنامهٔ خود را اجرا کند.
این امر میتواند سیاستگذاری را کندتر کند، اما در عین حال گروههای بیشتری را در فرایند تصمیمگیری وارد میکند.
در نظامهای ائتلافی پایدار، مصالحه نه نشانهٔ ضعف، بلکه بخشی از سازوکار معمول حکومت است.
نظام چندحزبی در دموکراسیهای جدید
در بسیاری از کشورهایی که از حکومتهای اقتدارگرا به ساختارهای انتخاباتی گذار کردهاند، قانونیشدن احزاب متعدد یکی از نخستین مراحل تحول سیاسی بوده است.
اما تجربهٔ این کشورها نشان داده است که قانونیشدن احزاب تنها آغاز فرایند است.
برای نهادینهشدن نظام چندحزبی، احزاب نیازمند سازمان پایدار، ارتباط اجتماعی، قواعد انتخاباتی قابل پیشبینی و امکان انتقال واقعی قدرت هستند.
در غیر این صورت، نظام حزبی ممکن است بسیار ناپایدار و شخصمحور باقی بماند.
چندحزبیگرایی و احزاب شخصمحور
همهٔ احزاب دارای سازمان نهادمند نیستند.
در برخی نظامهای چندحزبی، احزاب حول شخصیت یک رهبر شکل میگیرند و پس از خروج او تضعیف یا منحل میشوند.
وجود تعداد زیاد چنین احزابی الزاماً به معنای نهادینهشدن نظام حزبی نیست.
نظام حزبی پایدار معمولاً مستلزم آن است که احزاب فراتر از یک فرد، دارای سازمان، اعضا، برنامه و پایگاه اجتماعی نسبتاً مداوم باشند.
تغییر نظامهای حزبی
نظامهای حزبی ثابت نیستند.
یک کشور ممکن است از ساختار چندحزبی به دو بلوک اصلی نزدیک شود یا برعکس، نظام دوحزبی آن با ظهور احزاب جدید پراکندهتر شود.
بحرانهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، مهاجرت، مسائل زیستمحیطی، تحولات نسلی و تغییر نظام انتخاباتی میتوانند ساختار رقابت حزبی را دگرگون کنند.
ظهور احزاب سبز در اروپا و رشد احزاب جدید در دورههای مختلف نمونههایی از این تحولاند.
احزاب و شکافهای اجتماعی
یکی از رویکردهای مهم در مطالعهٔ نظامهای حزبی به رابطهٔ میان احزاب و «شکافهای اجتماعی» توجه دارد.
اختلاف میان کار و سرمایه، مرکز و پیرامون، دولت و کلیسا یا شهر و روستا در تاریخ اروپا به پیدایش خانوادههای مختلف حزبی کمک کرده است.
با تحول جوامع، مسائل تازهای مانند محیط زیست، مهاجرت، جهانیشدن و هویت نیز بر رقابت حزبی اثر گذاشتهاند.
بنابراین ساختار چندحزبی تا حدی بازتاب تحولات درونی جامعه است.
نظام چندحزبی در عصر دیجیتال
اینترنت و شبکههای اجتماعی شیوهٔ سازماندهی و تبلیغات احزاب را تغییر دادهاند.
احزاب کوچک میتوانند بدون برخورداری از شبکههای گستردهٔ رسانهای سنتی با رأیدهندگان ارتباط برقرار کنند.
این امر میتواند ورود نیروهای جدید به رقابت را آسانتر کند.
در مقابل، اطلاعات نادرست، تبلیغات هدفمند، عملیات نفوذ و قطبیشدن در شبکههای اجتماعی چالشهای جدیدی برای رقابت دموکراتیک ایجاد کردهاند.
تفاوت چندحزبیگرایی و پلورالیسم
پلورالیسم سیاسی مفهومی گستردهتر از نظام چندحزبی است.
چندحزبیگرایی به ساختار رقابت احزاب اشاره دارد، در حالی که پلورالیسم شامل آزادی رسانهها، جامعهٔ مدنی، گروههای اجتماعی، اتحادیهها و دیگر مراکز مستقل قدرت و اندیشه نیز میشود.
یک نظام ممکن است چند حزب رسمی داشته باشد اما فاقد پلورالیسم واقعی باشد.
بنابراین نظام چندحزبی رقابتی را باید یکی از مظاهر نهادی پلورالیسم سیاسی دانست، نه تمام آن.
معیارهای نظام چندحزبی رقابتی
برای تشخیص یک نظام چندحزبی رقابتی میتوان مجموعهای از شاخصها را در نظر گرفت:
- آزادی تشکیل و عضویت در احزاب سیاسی؛
- وجود چند حزب مؤثر و مستقل؛
- انتخابات آزاد، دورهای و رقابتی؛
- امکان معرفی آزادانهٔ نامزدها؛
- آزادی بیان و تبلیغات سیاسی؛
- دسترسی معقول احزاب به رسانهها؛
- امکان فعالیت قانونی اپوزیسیون؛
- عدم استفادهٔ انحصاری حزب حاکم از منابع دولت؛
- شمارش و اعلام قابل اعتماد آرا؛
- امکان تشکیل دولت توسط احزاب یا ائتلافهای مختلف؛
- پذیرش شکست انتخاباتی؛
- امکان گردش مسالمتآمیز قدرت؛
- استقلال نسبی نهادهای انتخاباتی و قضایی؛
- برخورداری احزاب از حق سازماندهی و ارتباط با شهروندان.
وجود نام چند حزب در برگهٔ رأی بدون این شرایط برای اثبات وجود یک نظام چندحزبی دموکراتیک کافی نیست.
اهمیت نظام چندحزبی
اهمیت نظام چندحزبی در امکان تبدیل اختلافهای اجتماعی و سیاسی به رقابت سازمانیافته و مسالمتآمیز است.
به جای آنکه یک حزب خود را نمایندهٔ انحصاری جامعه معرفی کند، احزاب مختلف میتوانند برنامههای خود را عرضه کنند و داوری را به شهروندان بسپارند.
حزب شکستخورده میتواند به فعالیت ادامه دهد و برای انتخابات بعدی آماده شود.
احزاب کوچکتر نیز ممکن است از طریق پارلمان یا ائتلافها در تصمیمگیری مشارکت کنند.
در نتیجه، نظام چندحزبی میتواند سازوکاری برای نمایندگی تکثر جامعه، محدودکردن انحصار سیاسی و فراهمکردن امکان تغییر مسالمتآمیز حکومت باشد.
با این حال، عملکرد آن به تعداد احزاب محدود نیست. کیفیت انتخابات، حاکمیت قانون، آزادی تشکل، آزادی رسانه، قواعد تأمین مالی و پذیرش متقابل نیروهای سیاسی تعیین میکنند که تعدد احزاب تا چه اندازه به رقابت واقعی تبدیل شود.
جمعبندی
نظام چندحزبی ساختاری سیاسی است که در آن چند حزب مستقل و مؤثر امکان حضور در رقابت سیاسی و انتخاباتی دارند.
این نظام میتواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ از ساختارهایی با چند حزب بزرگ و ائتلافهای نسبتاً پایدار تا نظامهایی با شمار زیادی حزب و ائتلافهای متغیر.
نظام انتخاباتی، شکافهای اجتماعی، تاریخ سیاسی و ساختار قانون اساسی از عوامل مؤثر بر شکل نظام چندحزبی هستند.
نمایندگی تناسبی معمولاً شرایط مساعدتری برای حضور احزاب متعدد ایجاد میکند، در حالی که نظامهای اکثریتی ممکن است رقابت را به سوی تعداد کمتری از احزاب سوق دهند.
در دموکراسی چندحزبی، هیچ حزب سیاسی دارای حق دائمی برای حکومت نیست. احزاب در انتخابات رقابت میکنند و شهروندان میتوانند از طریق رأی خود ترکیب قدرت را تغییر دهند.
از این رو، تفاوت بنیادی نظام چندحزبی رقابتی با نظام تکحزبی نه صرفاً در تعداد احزاب، بلکه در وجود حق واقعی برای رقابت، مخالفت و جایگزینی مسالمتآمیز حاکمان نهفته است.
نظام چندحزبی در این معنا یکی از مهمترین سازوکارهای نهادی پلورالیسم سیاسی و دموکراسی نمایندگی در جهان معاصر بهشمار میرود.
جستارهای وابسته
- پلورالیسم سیاسی
- نظام تکحزبی
- نظام دوحزبی
- نظام حزب مسلط
- حزب سیاسی
- دموکراسی
- نظام پارلمانی
- تفکیک قوا
- اپوزیسیون
- جامعه مدنی
- انتخابات
- گردش قدرت
- حاکمیت قانون
- اقتدارگرایی
- تمامیتخواهی
- الیگارشی
- پروپاگاندا
- آزادی بیان
- حقوق بشر
منابع
- ↑ Giovanni Sartori, Parties and Party Systems: A Framework for Analysis, Cambridge: Cambridge University Press, 1976.
- ↑ OSCE/ODIHR and Venice Commission, Guidelines on Political Party Regulation, 2nd ed., CDL-AD(2020)032, 2020.
- ↑ Maurice Duverger, Political Parties: Their Organization and Activity in the Modern State, London: Methuen, 1954.
- ↑ Giovanni Sartori, Parties and Party Systems, 1976.
- ↑ OSCE/ODIHR and Venice Commission, Guidelines on Political Party Regulation, 2nd ed., 2020.
- ↑ Venice Commission, Compilation of Venice Commission Opinions and Reports Concerning Political Parties, CDL-PI(2021)016rev, 2021.
- ↑ Giovanni Sartori, Parties and Party Systems: A Framework for Analysis, 1976.
- ↑ Giovanni Sartori, Parties and Party Systems, 1976.
- ↑ Maurice Duverger, Political Parties: Their Organization and Activity in the Modern State, 1954.
- ↑ Robert A. Dahl, ed., Political Oppositions in Western Democracies, New Haven: Yale University Press, 1966.
- ↑ Robert A. Dahl, Polyarchy: Participation and Opposition, New Haven: Yale University Press, 1971.
- ↑ Giovanni Sartori, Parties and Party Systems, 1976.
- ↑ OSCE/ODIHR and Venice Commission, Guidelines on Political Party Regulation, 2nd ed., 2020.
- ↑ Arend Lijphart, Patterns of Democracy: Government Forms and Performance in Thirty-Six Countries, 2nd ed., New Haven: Yale University Press, 2012.
- ↑ Robert A. Dahl, ed., Political Oppositions in Western Democracies, Yale University Press, 1966.
- ↑ OSCE/ODIHR and Venice Commission, Guidelines on Political Party Regulation, 2nd ed., 2020.
- ↑ Venice Commission, CDL-PI(2021)016rev, 2021.
- ↑ Venice Commission, Guidelines on Prohibition and Dissolution of Political Parties and Analogous Measures, CDL-INF(2000)001, 2000.
کتابشناسی
- Dahl, Robert A. Polyarchy: Participation and Opposition. New Haven: Yale University Press, 1971.
- Dahl, Robert A., ed. Political Oppositions in Western Democracies. New Haven: Yale University Press, 1966.
- Duverger, Maurice. Political Parties: Their Organization and Activity in the Modern State. London: Methuen, 1954.
- Lijphart, Arend. Patterns of Democracy: Government Forms and Performance in Thirty-Six Countries. 2nd ed. New Haven: Yale University Press, 2012.
- Sartori, Giovanni. Parties and Party Systems: A Framework for Analysis. Cambridge: Cambridge University Press, 1976.
- OSCE/ODIHR and Venice Commission. Guidelines on Political Party Regulation. 2nd ed. Strasbourg/Warsaw, 2020.