سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
| سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی | |
![]() | |
| بنیانگذاری | فروردین ۱۳۵۸ |
| انحلال | مهر ۱۳۶۵ |
| گونه | سازمان سیاسی ـ نظامی و امنیتی |
| وضعیت حقوقی | منحلشده |
| هدف | حمایت از جمهوری اسلامی و مقابله با مخالفان آن، بهویژه سازمان مجاهدین خلق ایران |
| جایگاه | تهران، ایران |
| گسترهٔ کاری | ایران |
| زبانهای رسمی | فارسی |
| رییس | شورای مرکزی |
| کسان کلیدی | بهزاد نبوی، محمد بروجردی، محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر، محمد سلامتی، مرتضی الویری، محسن آرمین، حسین فدایی، حسن واعظی، مصطفی تاجزاده و فیضالله عربسرخی |
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یک تشکل سیاسی ـ نظامی و امنیتی وابسته به حاکمیت جمهوری اسلامی بود که در فروردین ۱۳۵۸ از ادغام هفت گروه اسلامگرای مسلح تشکیل شد. گروههای امت واحده، توحیدی بدر، توحیدی صف، فلاح، فلق، منصورون و موحدین اجزای تشکیلدهندهٔ این سازمان بودند. اعضای این گروهها پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بهطور جداگانه علیه حکومت پهلوی فعالیت میکردند و پس از سقوط سلطنت، با هدف حمایت از رهبری روحالله خمینی، مشارکت در تشکیل نهادهای جمهوری اسلامی و مقابله با مخالفان حکومت جدید در یک سازمان واحد گرد آمدند.[۱]
مقابله با سازمان مجاهدین خلق ایران از انگیزههای اصلی تشکیل این سازمان بود. شماری از بنیانگذاران و مقامهای پیشین جمهوری اسلامی، از جمله محسن رفیقدوست، محمدباقر ذوالقدر و برخی اعضای اولیهٔ سازمان، بعدها تصریح کردند که انتخاب نام «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» نیز با هدف ایجاد یک تشکل رقیب در برابر سازمان مجاهدین خلق و جلوگیری از انحصار عنوان «مجاهد» توسط آن سازمان صورت گرفت.[۲][۳]
اعضای سازمان در ایجاد و ادارهٔ نهادهایی چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیتههای انقلاب، بخش اطلاعات سپاه و واحدهای امنیتی زندان اوین نقش داشتند. گروهی از آنان به فرماندهی سپاه، وزارتخانهها، نخستوزیری و دیگر مناصب حکومتی رسیدند. بر اساس اظهارات برخی اعضای سابق، نیروهای سازمان در شناسایی، بازداشت و بازجویی مخالفان سیاسی، بهویژه اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق، شرکت داشتند.[۴]
اختلاف میان جناح چپ، با محوریت افرادی چون بهزاد نبوی و محمد سلامتی، و جناح راست نزدیک به حسین راستی کاشانی، نمایندهٔ خمینی در سازمان، از سالهای آغازین دههٔ ۱۳۶۰ شدت گرفت. گروهی از اعضای جناح چپ در سال ۱۳۶۱ از سازمان خارج شدند و سرانجام، پس از استعفای راستی کاشانی، خمینی در مهر ۱۳۶۵ با انحلال سازمان موافقت کرد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نباید با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اشتباه گرفته شود. تشکل دوم در سال ۱۳۷۰ توسط شماری از اعضای جناح چپ سازمان منحلشده تأسیس شد و بعدها به یکی از احزاب جریان اصلاحطلب جمهوری اسلامی تبدیل گردید.
زمینهٔ شکلگیری
در سالهای پایانی حکومت پهلوی، چند گروه کوچک اسلامگرای مسلح بهصورت جداگانه فعالیت میکردند. این گروهها از نظر تشکیلاتی و نظری یکسان نبودند، اما در مخالفت با سلطنت، پذیرش رهبری روحالله خمینی و مخالفت با سازمان مجاهدین خلق پس از تحولات ایدئولوژیک سال ۱۳۵۴ اشتراک داشتند.
با سقوط سلطنت در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، رهبران جمهوری اسلامی با مسئلهٔ پراکندگی نیروهای مسلح وفادار به خمینی روبهرو شدند. سازمان مجاهدین خلق در آن زمان از سابقهٔ مبارزاتی، تشکیلات منسجم، کادرهای شناختهشده و پایگاه گستردهای در میان جوانان و دانشجویان برخوردار بود. در مقابل، گروههای اسلامگرای طرفدار خمینی عمدتاً کوچک، پراکنده و فاقد یک تشکیلات سراسری بودند.
بر پایهٔ روایتهایی که بعدها اعضای جمهوری اسلامی بیان کردند، مرتضی مطهری و شماری از اعضای شورای انقلاب از اتحاد گروههای اسلامگرای مسلح حمایت کردند. هدف آن بود که تشکلی وفادار به خمینی ایجاد شود که هم در ساخت نهادهای امنیتی و نظامی حکومت جدید مشارکت کند و هم از نظر سیاسی و تبلیغاتی در برابر سازمان مجاهدین خلق قرار گیرد.
محسن رفیقدوست در یک برنامهٔ تلویزیونی گفت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی «در اصل برای مقابله با سازمان مجاهدین خلق» تشکیل شد. او همچنین توضیح داد که نمایندگان حکومت، از جمله ابوالحسن بنیصدر، جلالالدین فارسی و محمد غرضی، در نشستهای مربوط به اتحاد گروههای هفتگانه حضور داشتند.[۲]
گروههای هفتگانه
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از اتحاد هفت گروه تشکیل شد:
امت واحده
گروه امت واحده از شماری از زندانیان سیاسی مذهبی و فعالان پیش از انقلاب تشکیل شده بود. بهزاد نبوی، محمد سلامتی و صادق نوروزی از چهرههای شناختهشدهٔ آن بودند. اعضای این گروه بعدها عمدتاً در جناح چپ سازمان قرار گرفتند و شماری از آنان در دولت محمدعلی رجایی و میرحسین موسوی به مقامهای اجرایی رسیدند.
گروه توحیدی بدر
گروه توحیدی بدر از گروههای اسلامگرای مخالف شاه بود. حسین فدایی و علی عسگری از اعضای شناختهشدهٔ آن معرفی شدهاند. بخشی از اعضای بدر پس از انقلاب وارد سپاه پاسداران، کمیتههای انقلاب و دیگر نهادهای حکومتی شدند.
گروه توحیدی صف
گروه توحیدی صف با محوریت محمد بروجردی فعالیت میکرد. این گروه پیش از انقلاب به مبارزهٔ مسلحانه گرایش داشت و برخی اعضای آن در سازماندهی نیروهای مسلح طرفدار خمینی شرکت کردند. محمد بروجردی پس از انقلاب از فرماندهان سپاه پاسداران شد و در عملیات نظامی حکومت در کردستان نقش داشت.
محسن آرمین و اکبر براتی نیز با این گروه ارتباط داشتند. براتی بعدها در بخش اطلاعات سپاه و مقابله با مخالفان سیاسی فعالیت کرد.
گروه فلاح
گروه فلاح از فعالان مذهبی مخالف حکومت پهلوی تشکیل شده بود. مرتضی الویری و حسین فدایی در برخی منابع از اعضای این گروه معرفی شدهاند. اعضای فلاح پس از انقلاب در نهادهایی چون سپاه پاسداران، کمیتهها و مدیریتهای دولتی حضور یافتند.
گروه فلق
گروه فلق بهطور عمده از فعالان اسلامگرای خارج از کشور یا دانشجویانی تشکیل شده بود که در سالهای پایانی حکومت پهلوی فعالیت سیاسی داشتند. حسن واعظی و مصطفی تاجزاده از چهرههای مرتبط با این گروه دانسته شدهاند.
گروه منصورون
گروه منصورون در خوزستان و برخی مناطق جنوبی ایران فعالیت داشت و پیش از انقلاب چند عملیات مسلحانه علیه مقامها و مراکز حکومت پهلوی انجام داده بود. محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر و محسن تحویلزاده از اعضای شناختهشدهٔ آن بودند.
اعضای منصورون پس از انقلاب نقش مهمی در تشکیل سپاه پاسداران داشتند. محسن رضایی به فرماندهی کل سپاه و محمدباقر ذوالقدر به مسئولیتهای ارشد نظامی و امنیتی رسیدند.
گروه موحدین
گروه موحدین نیز در جنوب ایران فعالیت داشت. محمود بخشنده و حسین علمالهدی از چهرههای مرتبط با آن معرفی شدهاند. شماری از اعضای این گروه پس از تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران پیوستند.
اعلام موجودیت
اتحاد گروههای هفتگانه در فروردین ۱۳۵۸ به اعلام موجودیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی انجامید. نام سازمان سه عنصر «مجاهدین»، «انقلاب» و «اسلامی» را در خود داشت. این نام هم بر سابقهٔ مسلحانهٔ گروههای تشکیلدهنده تأکید میکرد و با سازمان مجاهدین خلق ایران مخالفت میورزید.
بر اساس اظهارات محمدباقر ذوالقدر و دیگر اعضای اولیه، مرتضی مطهری پیشنهاد کرده بود عنوانی انتخاب شود که مانع از آن گردد که واژهٔ «مجاهد» تنها با سازمان مجاهدین خلق شناخته شود. رسانههای مقاومت ایران این اقدام را استفاده از اعتبار تاریخی نام مجاهدین و تلاشی برای ایجاد یک تشکل حکومتی همنام با آن سازمان ارزیابی کردهاند.[۳]
نخستین شورای هماهنگی سازمان شامل نمایندگانی از گروههای هفتگانه بود. از محمد سلامتی و صادق نوروزی از امت واحده، مرتضی الویری از فلاح، محمد بروجردی از صف، محمود بخشنده از موحدین و محمدباقر ذوالقدر و محسن تحویلزاده از منصورون بهعنوان اعضای این شورا نام برده شده است.
ساختار تشکیلاتی
سازمان در آغاز بهصورت ائتلافی از گروههای هفتگانه اداره میشد. هر گروه نمایندگانی در شورای مرکزی یا شورای هماهنگی داشت، اما شبکهها و روابط پیشین گروهها برای مدتی باقی ماند. همین وضعیت سبب شد اختلافهای فکری، شخصی و تشکیلاتی بهتدریج آشکار شود.
سازمان دارای بخشهای سیاسی، عقیدتی، نظامی و اطلاعاتی بود. بسیاری از اعضا همزمان در نهادهای حکومتی فعالیت میکردند و به همین دلیل مرز میان تشکیلات سازمان و ساختار دولت، سپاه، کمیتهها و زندانها روشن نبود.
برخلاف یک حزب سیاسی متعارف، سازمان از آغاز بخشی از ساختار قدرت جدید محسوب میشد. اعضای آن در تصمیمگیریهای سیاسی، عملیات امنیتی، تشکیل سپاه و مقابله با مخالفان مشارکت داشتند، در حالی که سازمان بهصورت یک نهاد مستقل و پاسخگو در برابر افکار عمومی عمل نمیکرد.
نمایندگی حسین راستی کاشانی
روحالله خمینی، حسین راستی کاشانی را بهعنوان نمایندهٔ خود در سازمان منصوب کرد. حضور نمایندهٔ مستقیم خمینی نشاندهندهٔ اهمیت سیاسی و امنیتی سازمان برای رهبری جمهوری اسلامی بود.
راستی کاشانی بر تبعیت سازمان از ولایت فقیه و نظارت روحانیان تأکید داشت. او به جناح سنتی و راست سازمان نزدیک بود و در برابر مواضع اقتصادی و سیاسی جناح چپ قرار میگرفت. با گسترش اختلافها، نقش و حدود اختیارات نمایندهٔ خمینی به یکی از موضوعات اصلی مناقشه تبدیل شد.
جناح راست، نظر راستی کاشانی را فصلالخطاب میدانست، اما جناح چپ معتقد بود سازمان باید در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی استقلال بیشتری داشته باشد. برخی اعضای جناح چپ، صلاحیت سیاسی و تشکیلاتی او را نیز زیر سؤال میبردند.[۵]
تقابل با سازمان مجاهدین خلق ایران
مقابله با سازمان مجاهدین خلق از مشترکات اصلی گروههای تشکیلدهندهٔ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. احمدرضا نجات، از اعضای اولیه، در توضیح علت اتحاد گروهها گفته است که آنها دو وجه مشترک داشتند: پذیرش رهبری خمینی و مخالفت با سازمان مجاهدین خلق.[۴]
پس از انقلاب، سازمان مجاهدین خلق خواستار آزادی فعالیت سیاسی، انتخابات آزاد و جلوگیری از تمرکز قدرت در دست روحانیت بود. در مقابل، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از رهبری خمینی و نهادهای در حال شکلگیری جمهوری اسلامی حمایت میکرد. این تقابل در عرصههای تبلیغاتی، دانشگاهی، امنیتی و تشکیلاتی جریان داشت.
رسانههای حکومت برای تمایز میان دو سازمان، سازمان مجاهدین خلق را با عنوانهایی چون «التقاطی» و سپس «منافقین» معرفی میکردند و تشکل حکومتی را «مجاهدین انقلاب اسلامی» میخواندند. انتخاب نام مشابه در افکار عمومی و متون تاریخی گاه موجب اشتباه میان دو سازمان شده است.
منابع مقاومت ایران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکلی میدانند که با مأموریت مقابله با نیروی اجتماعی و سیاسی مجاهدین ایجاد شد و اعضای آن بعداً در سرکوب، بازداشت، بازجویی و تبلیغات علیه این سازمان نقش ایفا کردند.[۶]
نقش در تشکیل سپاه پاسداران
اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مراحل اولیهٔ تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش داشتند. گروههای متعددی پس از انقلاب با عنوان «سپاه» یا نیروهای پاسدار فعالیت میکردند. شورای انقلاب برای یکپارچهکردن این نیروها، نمایندگانی از جریانهای مورد اعتماد خود را به شورای فرماندهی سپاه فرستاد.
بر پایهٔ خاطرات اعضای اولیه، هر یک از گروههای هفتگانه نمایندهای برای مشارکت در تشکیل سپاه معرفی کرد. اعضایی چون محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر، محمد بروجردی و حسین فدایی بعدها در سپاه به مسئولیتهای مهم رسیدند.
شماری از اعضای سازمان در واحد اطلاعات سپاه، بخش سیاسی ـ عقیدتی، فرماندهی عملیات و یگانهای نظامی فعالیت کردند. بدین ترتیب، سازمان یکی از مسیرهای اصلی انتقال کادرهای گروههای مسلح پیش از انقلاب به ساختار رسمی نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بود.
نقش در کردستان
پس از انقلاب ۱۳۵۷، اختلاف میان حکومت مرکزی و نیروهای سیاسی کرد به درگیری مسلحانه انجامید. اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، بهویژه محمد بروجردی و شماری از نیروهای گروه صف، در تشکیل یگانهای سپاه و عملیات حکومت در کردستان مشارکت داشتند.
محمد بروجردی از فرماندهان اصلی سپاه در غرب کشور شد. نیروهای تحت فرمان او در تشکیل پیشمرگان مسلمان کرد و مقابله با احزاب کردستان نقش داشتند. جمهوری اسلامی این عملیات را مقابله با «تجزیهطلبی» معرفی میکرد، در حالی که مخالفان حکومت آن را بخشی از سرکوب خواستههای سیاسی و قومی مردم کردستان میدانند.
حضور اعضای سازمان در کردستان، جایگاه آنان را در سپاه و ساختار امنیتی حکومت تقویت کرد و سبب شد بخشی از کادرهای سازمان به فعالیت تماموقت نظامی روی آورند.
نقش در مقابله با گروه فرقان
پس از ترور محمدولی قرنی، مرتضی مطهری و چند مقام دیگر توسط گروه فرقان، نیروهای اطلاعاتی وابسته به سپاه و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در شناسایی اعضای گروه فرقان شرکت کردند.
برخی اعضای سازمان در تعقیب مظنونان، شناسایی خانههای تیمی و بازجویی بازداشتشدگان نقش داشتند. عملیات دی ۱۳۵۸ به بازداشت اکبر گودرزی و شمار زیادی از اعضای فرقان انجامید. این تجربه یکی از نخستین فعالیتهای سازمانیافتهٔ اعضای سازمان در حوزهٔ اطلاعات و بازجویی بود.
شبکهای که برای مقابله با فرقان شکل گرفت، بعداً در توسعهٔ واحد اطلاعات سپاه و برخورد با دیگر مخالفان سیاسی مورد استفاده قرار گرفت.
حضور در واحد اطلاعات سپاه
شماری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به واحد اطلاعات سپاه پیوستند. در ساختار این واحد، بخشی با عنوان «التقاط» مسئول جمعآوری اطلاعات و مقابله با سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههای مذهبی مخالف حکومت بود.
اکبر براتی، از مسئولان وقت اطلاعات سپاه و اعضای بنیانگذار سازمان، بعدها گفت نیروهایی از گروههای مختلف سازمان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در فعالیتهای اطلاعاتی و بازجویی مشارکت داشتند. او از محسن آرمین، فیضالله عربسرخی، محمدباقر ذوالقدر و حسین فدایی در ارتباط با این مجموعه نام برده است.[۷]
حسین فدایی نیز در مصاحبهای گفته است که ادارهٔ بخش اصلی بند ۲۰۹ زندان اوین، که زندانیان مجاهدین در آن نگهداری میشدند، زیر نظر دادستانی و سپاه بود و اعضای سازمان در آن فعالیت میکردند. بر اساس نقل منتشرشده از او، محسن آرمین از بازجویان این بخش بود و نیروهایی از همهٔ گروههای تشکیلدهندهٔ سازمان در این فعالیتها درگیر بودند.[۸]
بازجویی زندانیان سیاسی
از سال ۱۳۶۰ و همزمان با گسترش سرکوب مخالفان، اعضای سازمان در بخشهای امنیتی زندان اوین و واحد اطلاعات سپاه حضور داشتند. گزارشهای منتشرشده، محسن آرمین، فیضالله عربسرخی و شماری دیگر را در شمار افرادی قرار دادهاند که در بازجویی زندانیان فعالیت داشتند.
اکبر براتی در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفت برخی اعضای جناح چپ سازمان معتقد بودند که باید از روشهای ساواک در بازجویی استفاده شود. او بهطور مشخص از آرمین و عربسرخی نام برد و گفت رفتار خشن برخی بازجویان پیامدهای گستردهای برای زندانیان و خانوادههای آنان داشت.[۷]
رسانههای مقاومت ایران با استناد به همین اظهارات و شهادتهای زندانیان سیاسی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را یکی از نهادهای دخیل در شکلگیری دستگاه بازجویی و شکنجهٔ دههٔ ۱۳۶۰ معرفی کردهاند. در برخی گزارشها، محسن آرمین به شکنجهٔ زندانیان مجاهد متهم شده است.[۹]
آرمین و برخی دیگر از اعضای جناح اصلاحطلب سازمان در سالهای بعد، اتهام مشارکت در شکنجه را رد یا نحوهٔ بیان آن را اقدامی سیاسی برای تخریب خود توصیف کردند. با این حال، اصل حضور اعضای سازمان در واحد اطلاعات سپاه و بازجویی زندانیان در اظهارات چند تن از همکاران پیشین آنان نیز تأیید شده است.
بند ۲۰۹ زندان اوین
بند ۲۰۹ زندان اوین یکی از بازداشتگاههای امنیتی جمهوری اسلامی بود که در سالهای آغازین دههٔ ۱۳۶۰ زیر نظر دادستانی انقلاب و واحد اطلاعات سپاه اداره میشد. شمار زیادی از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههای مخالف در این بند بازجویی شدند.
بر اساس روایت حسین فدایی، بخش اصلی بند ۲۰۹ که به پروندههای مجاهدین اختصاص داشت، با مشارکت اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اداره میشد. فعالیت در بند ۲۰۹ سبب شد برخی اعضای سازمان بعدها به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دیگر منتقل شوند.
تجربه و شبکهٔ انسانی واحد اطلاعات سپاه و بند ۲۰۹، در تشکیل ساختارهای بعدی امنیتی جمهوری اسلامی، از جمله وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، مؤثر بود.
حضور در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی
اعضای سازمان افزون بر فعالیت نظامی و امنیتی، در دولت، شورای انقلاب، نخستوزیری و وزارتخانهها نیز حضور یافتند. بهزاد نبوی از چهرههای اصلی دولت محمدعلی رجایی شد و سمتهایی چون وزیر مشاور در امور اجرایی و سخنگوی دولت را برعهده گرفت.
محمد سلامتی در دولت به وزارت کشاورزی رسید. مرتضی الویری در مجلس و مدیریتهای اجرایی فعالیت کرد. محسن رضایی فرمانده کل سپاه شد و محمدباقر ذوالقدر مسئولیتهای ارشد نظامی و امنیتی بهدست آورد.
این حضور گسترده نشان میداد سازمان برخلاف یک حزب مستقل، با نهادهای اصلی جمهوری اسلامی پیوند مستقیم داشت. اعضا از طریق سپاه، نخستوزیری، وزارتخانهها و نهادهای امنیتی در سیاست داخلی و جنگ ایران و عراق مشارکت میکردند.
بهزاد نبوی
بهزاد نبوی از اعضای گروه امت واحده و برجستهترین چهرهٔ جناح چپ سازمان بود. او پس از انقلاب به دولت محمدعلی رجایی پیوست و در مذاکرات مربوط به آزادی گروگانهای سفارت آمریکا و تنظیم بیانیههای الجزایر نقش داشت.
نبوی از حامیان اقتصاد دولتی، نخستوزیری میرحسین موسوی و جناح موسوم به «خط امام» بود. مخالفانش در داخل حکومت او را به تمرکزگرایی، پنهانکاری و استفادهٔ جناحی از نهادهای دولتی متهم میکردند.
منابع مقاومت ایران، نبوی را از طراحان سیاسی مقابله با مجاهدین و از مسئولان تثبیت نظام جمهوری اسلامی در دههٔ ۱۳۶۰ معرفی کردهاند. در مصاحبهای که در سالهای بعد از او منتشر شد، نبوی گفت برخی همفکرانش در آغاز انقلاب پیشنهاد میکردند اعضای مجاهدین بهدلیل شناختی که از زندان داشتند حذف شوند، اما او معتقد بوده است تا زمانی که آنان وارد مبارزهٔ مسلحانه نشدهاند نباید چنین اقدامی صورت گیرد.[۱۰]
محمد بروجردی
محمد بروجردی از اعضای اصلی گروه توحیدی صف و از بنیانگذاران سازمان بود. او پس از انقلاب به سپاه پاسداران پیوست و در سازماندهی عملیات نظامی در کردستان نقش برجستهای یافت.
بروجردی بیش از فعالیت حزبی، به فعالیت نظامی پرداخت و به یکی از فرماندهان ارشد سپاه تبدیل شد. وی در خرداد ۱۳۶۲ بر اثر انفجار مین در جادهٔ مهاباد ـ نقده کشته شد.
محسن رضایی
محسن رضایی از اعضای گروه منصورون و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. او به واحد اطلاعات سپاه پیوست و سپس در سال ۱۳۶۰ به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب شد.
رضایی تا سال ۱۳۷۶ فرمانده سپاه بود و در هدایت جنگ ایران و عراق، توسعهٔ ساختار نظامی سپاه و گسترش فعالیتهای اطلاعاتی آن نقش داشت. فعالیت او نمونهای از انتقال اعضای گروههای تشکیلدهندهٔ سازمان به بالاترین سطوح قدرت نظامی جمهوری اسلامی بود.
محمدباقر ذوالقدر
محمدباقر ذوالقدر از اعضای منصورون و شورای اولیهٔ سازمان بود. او پس از تشکیل سپاه پاسداران به این نهاد پیوست و در بخشهای اطلاعاتی، عملیاتی و فرماندهی فعالیت کرد.
ذوالقدر بعدها جانشین فرمانده کل سپاه، معاون امنیتی وزارت کشور و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. او در روایتهای خود، مقابله با سازمان مجاهدین خلق را از اهداف اصلی تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دانسته است.
حسین فدایی
حسین فدایی از اعضای اولیهٔ سازمان و از فعالان سپاه و نهادهای امنیتی بود. او در مصاحبههای خود مشارکت اعضای سازمان در ادارهٔ بند ۲۰۹ و بازجویی زندانیان مجاهد را تأیید کرده است.
فدایی بعدها نمایندهٔ مجلس، از چهرههای جناح اصولگرا و رئیس دفتر بازرسی علی خامنهای شد. شورای ملی مقاومت ایران هنگام انتصاب او به این سمت، سوابقش در سازمان، اطلاعات سپاه، بازجویی زندانیان و فرماندهی نظامی را برجسته کرد.[۸]
اختلاف جناح چپ و راست
تفاوتهای موجود میان گروههای هفتگانه پس از تشکیل سازمان از میان نرفت. اختلافها عمدتاً بر سر مسائل زیر بود:
- میزان اختیار نمایندهٔ خمینی در سازمان؛
- حدود تبعیت تشکیلاتی از روحانیت؛
- سیاستهای اقتصادی و مالکیت دولتی؛
- حمایت یا مخالفت با دولت میرحسین موسوی؛
- نحوهٔ دخالت سازمان در انتخابات و دولت؛
- رابطهٔ اعضای نظامی سازمان با سپاه پاسداران؛
- حدود فعالیت مستقل سیاسی سازمان.
جناح چپ، با محوریت بهزاد نبوی، محمد سلامتی و صادق نوروزی، از اقتصاد دولتی، نخستوزیری میرحسین موسوی و سیاستهای جناح موسوم به خط امام حمایت میکرد. جناح راست، به نمایندگی افرادی چون حسین فدایی و نیروهای نزدیک به راستی کاشانی، بر مالکیت خصوصی، اقتدار روحانیت و تبعیت کامل از نمایندهٔ خمینی تأکید داشت.
اختلافها تنها نظری نبود و بر سر کنترل امکانات، انتشار مواضع سیاسی و معرفی نامزدهای انتخاباتی نیز بروز میکرد.
خروج جناح چپ
در سال ۱۳۶۱، پس از افزایش اختلاف با حسین راستی کاشانی، بخش مهمی از اعضای جناح چپ از سازمان کنارهگیری کردند. بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، فیضالله عربسرخی و شماری دیگر در میان جداشدگان بودند.
این افراد فعالیت خود را در دولت، مجلس، وزارتخانهها و نهادهای حکومتی ادامه دادند. آنان اگرچه از تشکیلات سازمان خارج شدند، همچنان خود را پیرو خط امام و مدافع جمهوری اسلامی معرفی میکردند.
پس از خروج جناح چپ، سازمان با اعضای کمتری به فعالیت ادامه داد و نیروهای باقیمانده عمدتاً به جناح راست نزدیک بودند. همزمان، شماری از اعضای نظامی به دستور خمینی یا بهدلیل حضور تماموقت در سپاه از فعالیت حزبی کناره گرفتند.
جنگ ایران و عراق
با آغاز جنگ ایران و عراق، بسیاری از اعضای سازمان به جبههها یا ساختارهای نظامی رفتند. فرماندهانی چون محسن رضایی، محمد بروجردی و محمدباقر ذوالقدر در سپاه پاسداران مسئولیت داشتند.
ادغام فعالیت اعضا در سپاه، دولت و جبهههای جنگ سبب شد سازمان بهتدریج کارکرد مستقل خود را از دست بدهد. راستی کاشانی در نامهٔ استعفای خود به خمینی نوشت که شماری از اعضا به جبهه رفتهاند و گروهی دیگر نیز عازم جبهه هستند؛ ازاینرو درخواست انحلال سازمان را مطرح کرد.[۱۱]
انحلال سازمان
حسین راستی کاشانی در مهر ۱۳۶۵ از نمایندگی خمینی در سازمان استعفا کرد. او در نامهٔ خود گفت با توجه به اشتغالات حوزوی و اعزام اعضای سازمان به جبهه، امکان ادامهٔ مسئولیت را ندارد و اعضای باقیمانده نیز خواستار انحلال تشکیلات هستند.
روحالله خمینی در ۱۲ مهر ۱۳۶۵ با استعفای راستی کاشانی و درخواست انحلال سازمان موافقت کرد. بدین ترتیب، فعالیت رسمی سازمان پس از حدود هفت سال پایان یافت.[۱۱]
انحلال سازمان به معنای خروج اعضای آن از قدرت نبود. بیشتر چهرههای اصلی در سپاه پاسداران، دولت، مجلس، نهادهای امنیتی و دستگاه اداری جمهوری اسلامی باقی ماندند. اختلاف چپ و راست نیز در قالب جناحبندیهای جدید حکومت ادامه یافت.
تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
در سال ۱۳۷۰، شماری از اعضای جناح چپ تشکل منحلشده، سازمانی جدید با نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران تأسیس کردند. واژهٔ «ایران» برای تمایز تشکل جدید از سازمان اولیه به نام افزوده شد.
بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، فیضالله عربسرخی، مصطفی تاجزاده و هاشم آقاجری از چهرههای شناختهشدهٔ تشکل جدید بودند. این سازمان بهتدریج به جناح اصلاحطلب جمهوری اسلامی پیوست و پس از انتخاب محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ از حامیان دولت او شد.
تشکل جدید در انتخابات، مجلس ششم و مطبوعات اصلاحطلب فعالیت داشت. پس از اعتراضهای سال ۱۳۸۸، شماری از اعضای آن بازداشت شدند و کمیسیون مادهٔ ۱۰ احزاب فعالیت آن را غیرقانونی اعلام کرد. دادگاه انقلاب نیز در سال ۱۳۸۹ حکم انحلال آن را صادر کرد.
با وجود اشتراک اعضا و نام، سازمان تأسیسشده در سال ۱۳۷۰ از نظر دورهٔ فعالیت و ساختار حقوقی تشکلی جدا از سازمان سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ بود.[۱۲]
پیوند با جناح اصلاحطلب
شماری از اعضای جناح چپ سازمان اولیه در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ به چهرههای جریان اصلاحطلب تبدیل شدند. آنان در دولت محمد خاتمی، مجلس ششم، مطبوعات و احزاب اصلاحطلب فعالیت کردند.
این تغییر موقعیت سبب شد سوابق امنیتی برخی از آنان در دههٔ ۱۳۶۰ موضوع مناقشه شود. مخالفان حکومت و حتی رقبای اصولگرای آنان، حضور این افراد در واحد اطلاعات سپاه، زندان اوین و بازجویی مخالفان را یادآوری کردند.
منابع مقاومت ایران اصلاحطلبشدن این افراد را تغییر جناح در درون ساختار جمهوری اسلامی میدانند و تأکید میکنند که آنان در تأسیس و تثبیت دستگاه سرکوب حکومت مشارکت داشتهاند. از این دیدگاه، اختلاف بعدی آنها با جناح خامنهای مسئولیتشان در برخوردهای دههٔ ۱۳۶۰ را از میان نمیبرد.
جایگاه در شکلگیری دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یکی از حلقههای پیوند میان گروههای مسلح طرفدار خمینی و نهادهای رسمی امنیتی جمهوری اسلامی بود. اعضای آن تجربهٔ فعالیت مخفی پیش از انقلاب را به سپاه، کمیتهها و زندانها منتقل کردند.
مهمترین زمینههای اثرگذاری سازمان بر ساختار امنیتی عبارت بودند از:
- مشارکت در تشکیل سپاه پاسداران؛
- ایجاد و ادارهٔ بخشهایی از واحد اطلاعات سپاه؛
- شناسایی و بازداشت اعضای گروه فرقان؛
- تشکیل بخش موسوم به «التقاط» برای مقابله با سازمان مجاهدین خلق؛
- مشارکت در بازجویی زندانیان سیاسی؛
- فعالیت در بند ۲۰۹ زندان اوین؛
- انتقال کادرها به وزارتخانهها و نهادهای اطلاعاتی؛
- مشارکت در عملیات نظامی کردستان؛
- تأمین فرماندهان سپاه در جنگ ایران و عراق.
این نقش سبب شده است که تاریخ سازمان تنها بهعنوان تاریخ یک حزب سیاسی بررسی نشود، بلکه بخشی از روند شکلگیری نهادهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز بهشمار آید.
دیدگاه مقاومت ایران
سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با عنوان تشکلی حکومتی یاد کردهاند که برای مقابله با مجاهدین و حمایت از حاکمیت روحانیت تشکیل شد. در این روایت، استفاده از واژهٔ «مجاهدین» در نام سازمان اقدامی برای بهرهبرداری از اعتبار مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق و ایجاد سردرگمی در جامعه بود.[۱۳]
مقاومت ایران بر چند محور در ارزیابی این سازمان تأکید دارد:
- تشکیل سازمان با هدف مقابلهٔ سیاسی، تبلیغاتی و امنیتی با مجاهدین خلق؛
- نقش اعضای آن در ایجاد سپاه پاسداران و واحد اطلاعات سپاه؛
- مشارکت در بازداشت و بازجویی زندانیان سیاسی؛
- حضور در بند ۲۰۹ زندان اوین؛
- نقش اعضا در سرکوبهای دههٔ ۱۳۶۰؛
- ادامهٔ حضور آنان در هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرای حکومت؛
- تلاش برخی اعضا برای کمرنگکردن سوابق امنیتی خود پس از پیوستن به جریان اصلاحطلب.
در این دیدگاه، اختلافهای بعدی میان جناحهای سازمان، اختلاف بر سر اصل حاکمیت ولایت فقیه نبود، بلکه منازعهای دربارهٔ تقسیم قدرت، سیاست اقتصادی و شیوهٔ ادارهٔ جمهوری اسلامی تلقی میشود.
مناقشه دربارهٔ نام سازمان
شباهت نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با سازمان مجاهدین خلق ایران از آغاز بحثبرانگیز بود. تشکل حکومتی با افزودن دو واژهٔ «انقلاب اسلامی» کوشید خود را نمایندهٔ مجاهدت اسلامی وفادار به خمینی معرفی کند.
چهرههای حکومتی بعدها آشکارا گفتند که انتخاب نام در تقابل با سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته است. در یک برنامهٔ تلویزیونی جمهوری اسلامی در مرداد ۱۴۰۲ نیز کارشناسان برنامه، مقابله با مجاهدین خلق را نخستین انگیزهٔ تشکیل سازمان دانستند و نام آن را نشانهٔ همین رقابت توصیف کردند.[۳]
به همین علت، در متون دانشنامهای باید میان سه عنوان تمایز گذاشت:
- سازمان مجاهدین خلق ایران، تأسیسشده در سال ۱۳۴۴؛
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، فعال از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵؛
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، تأسیسشده در سال ۱۳۷۰ و منحلشده پس از اعتراضهای ۱۳۸۸.
انتقادها و مسئولیت سیاسی
مهمترین انتقادها به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به نقش آن در شکلگیری دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی مربوط است. اعضای سازمان از یک سو در مقام فعال سیاسی و دولتی ظاهر میشدند و از سوی دیگر در ساختارهای نظامی، اطلاعاتی و بازجویی حضور داشتند.
در بسیاری از موارد، اسناد کامل مربوط به مسئولیت فردی اعضا در بازداشتها، شکنجهها و اعدامهای دههٔ ۱۳۶۰ منتشر نشده است. با این حال، اظهارات اعضای پیشین سپاه و سازمان، مشارکت مستقیم نیروهای آن را در واحد اطلاعات و بازجویی تأیید میکند.
منتقدان همچنین معتقدند اعضایی که بعدها به اصلاحطلبان حکومتی پیوستند، دربارهٔ سوابق امنیتی خود پاسخگویی کافی نداشتهاند. آنان در دورهٔ اصلاحات از قانونگرایی و حقوق شهروندی سخن میگفتند، اما نقش خود یا همتشکیلاتیهایشان در نقض حقوق زندانیان سیاسی در دههٔ ۱۳۶۰ را بهطور کامل روشن نکردند.
اعضای شناختهشده
از اعضا و چهرههای مرتبط با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نامهای زیر ذکر شده است:
- بهزاد نبوی؛ عضو امت واحده و از رهبران جناح چپ؛
- محمد بروجردی؛ عضو گروه صف و فرمانده سپاه؛
- محسن رضایی؛ عضو منصورون و فرمانده بعدی سپاه؛
- محمدباقر ذوالقدر؛ عضو منصورون و از مقامهای ارشد سپاه؛
- محمد سلامتی؛ عضو امت واحده و وزیر کشاورزی؛
- مرتضی الویری؛ عضو فلاح و نمایندهٔ مجلس؛
- محسن آرمین؛ عضو جناح چپ و از فعالان بخش اطلاعاتی؛
- حسین فدایی؛ عضو اولیه و از فعالان سپاه؛
- فیضالله عربسرخی؛ عضو جناح چپ؛
- مصطفی تاجزاده؛ مرتبط با گروه فلق؛
- حسن واعظی؛ از اعضای گروه فلق؛
- صادق نوروزی؛ عضو امت واحده؛
- اکبر براتی؛ عضو گروه صف و مسئول اطلاعات سپاه؛
- محمود بخشنده؛ نمایندهٔ گروه موحدین؛
- محسن تحویلزاده؛ عضو منصورون؛
- محسن مخملباف؛ فعال فرهنگی مرتبط با سازمان در سالهای نخست انقلاب؛
- سعید حجاریان؛ از چهرههای امنیتی و سیاسی نزدیک به جناح چپ.
عضویت یا میزان فعالیت برخی افراد در دورههای مختلف یکسان نبوده است. عدهای پس از مدت کوتاهی از سازمان جدا شدند و گروهی نیز بیش از فعالیت حزبی، در سپاه یا نهادهای دولتی حضور داشتند.
گاهشمار
- پیش از بهمن ۱۳۵۷: فعالیت جداگانهٔ گروههای هفتگانه علیه حکومت پهلوی.
- فروردین ۱۳۵۸: اتحاد امت واحده، بدر، صف، فلاح، فلق، منصورون و موحدین و اعلام موجودیت سازمان.
- اردیبهشت ۱۳۵۸: مشارکت اعضای سازمان در تشکیل رسمی سپاه پاسداران.
- سال ۱۳۵۸: حضور اعضا در شناسایی و بازداشت اعضای گروه فرقان.
- ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹: گسترش حضور سازمان در سپاه، کمیتهها و دستگاه دولتی.
- ۱۳۵۹: آغاز جنگ ایران و عراق و انتقال شماری از اعضا به فرماندهیهای نظامی.
- ۱۳۶۰: گسترش فعالیت اعضای سازمان در واحد اطلاعات سپاه و مقابله با مخالفان.
- پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰: مشارکت اعضا در بازداشت و بازجویی اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق.
- ۱۳۶۱: خروج بخش عمدهٔ جناح چپ در پی اختلاف با حسین راستی کاشانی.
- ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵: کاهش فعالیت مستقل سازمان و انتقال اعضا به سپاه و جبهههای جنگ.
- ۱۲ مهر ۱۳۶۵: موافقت خمینی با استعفای راستی کاشانی و انحلال سازمان.
- ۱۳۷۰: تأسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران توسط شماری از اعضای جناح چپ سازمان پیشین.
- ۱۳۸۹: صدور حکم انحلال تشکل دوم پس از اعتراضهای سال ۱۳۸۸.
جستارهای وابسته
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
- روحالله خمینی
- مرتضی مطهری
- محمد بروجردی
- محسن رضایی
- بهزاد نبوی
- حسین راستی کاشانی
- گروه فرقان
- زندان اوین
- بند ۲۰۹ زندان اوین
- شکنجه در جمهوری اسلامی ایران
- سرکوب سیاسی در جمهوری اسلامی ایران
- جناح اصلاحطلب جمهوری اسلامی ایران
- ولایت فقیه
- ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
منابع
- ↑ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دانشنامهٔ آزاد پارسی.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای مقابله با سازمان مجاهدین خلق تشکیل شد، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۸ فروردین ۱۳۹۰.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ اعتراف مقامهای حکومتی به هدف تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۱ مرداد ۱۴۰۲.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ننگ بازجویی؛ نقش اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بازجویی زندانیان، سازمان مجاهدین خلق ایران.
- ↑ اختلاف جناح چپ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با حسین راستی کاشانی، تسنیم.
- ↑ بیانیهٔ سیوهشتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، شورای ملی مقاومت ایران.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ناگفتههایی از مأموریت بخش التقاط اطلاعات سپاه، تسنیم، ۱۳ شهریور ۱۳۹۶.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ انتصاب یکی از مؤسسان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به بازرسی دفتر خامنهای، دبیرخانهٔ شورای ملی مقاومت ایران، ۱۰ آبان ۱۳۹۶.
- ↑ شکنجه و آمال خلیفهٔ خمینی؛ نقش اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سرکوب زندانیان، سازمان مجاهدین خلق ایران.
- ↑ چگونه به سی خرداد رسیدیم؟، سازمان مجاهدین خلق ایران.
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ موافقت روحالله خمینی با استعفای حسین راستی کاشانی و انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ۱۲ مهر ۱۳۶۵.
- ↑ از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، پایگاه اطلاعرسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران.
- ↑ کاپوها و هاپوها؛ دربارهٔ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و فعالیتهای امنیتی آن، ایرانافشاگر.
