درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:ساسان آزادوار،اعدام.jpg|جایگزین=ساسان آزادوار|بندانگشتی|190x190پیکسل|ساسان آزادوار]]</div>
<div>[[پرونده:عبدالرحمن قاسملو21.jpg|جایگزین=عبدالرحمن قاسملو|بندانگشتی|190x190پیکسل|عبدالرحمن قاسملو]]</div>
   <div>
   <div>
'''ساسان آزادوار'''، (متولد ۱۳۸۴، اصفهان - اعدام‌شده ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، [[زندان دستگرد اصفهان]]) قهرمان کاراته‌کار ۲۱ ساله و از معترضان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] در ایران بود که در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی در زندان اصفهان اعدام شد.  
'''دکتر عبدالرحمان قاسملو،''' (زادهٔ ۱ دی ۱۳۰۹ در ارومیه– ترور در۲۲ تیر ۱۳۶۸) دبیرکل [[حزب دموکرات کردستان ایران]] بود. پس ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و تشکیل [[شورای ملی مقاومت ایران]]، این حزب به آن پیوست. شعار حزب دموکرات کردستان ایران، خودمختاری برای کردستان، دموکراسی برای ایران بود.  


او از جمله جوانانی بود که در جریان اعتراضات بازداشت و با اتهامات امنیتی مواجه شد. بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، روند بازداشت، بازجویی و محاکمه وی با نقض جدی استانداردهای دادرسی عادلانه همراه بوده و اعترافات اخذشده از او تحت فشار و شکنجه صورت گرفته است. این اعترافات نقش محوری در صدور حکم اعدام داشته‌اند.
عبدالرحمان قاسلمو در سال ۱۳۶۳ به دلیل تمایل برای مذاکره با رژیم ایران از شورای ملی مقاومت جدا شد و اصرار [[مسعود رجوی]] رئیس شورای ملی مقاومت برای منصرف کردن وی کارگر نیفتاد.


ساسان آزادوار در دوران بازداشت از دسترسی کامل به حقوق قانونی خود از جمله وکیل مستقل و ارتباط آزاد با خانواده محروم بوده است. بر اساس گزارش‌ها روند رسیدگی به پرونده او در فضایی غیرشفاف و تحت کنترل نهادهای امنیتی انجام شده است. اجرای حکم اعدام او در زندان اصفهان، واکنش‌های گسترده‌ای در میان رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری برانگیخت و به عنوان نمونه‌ای از برخورد شدید حکومت با معترضان جوان مطرح شد.
عبدالرحمان قاسلمو در جریان این مذاکرات در جلسه‌ای در وین توسط افراد اعزام شده از سوی جمهوری اسلامی ترور شد.


ساسا آزادوار دهمین معترض اعدام‌شده در ارتباط با اعتراضات سراسری دی‌ماه است. علاوه بر این، گروه‌ها و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی، اعدام وی را اقدامی «جنایتکارانه» توصیف کرده و خواستار پاسخگویی مقامات شدند.  
این ترور هنگام مذاکره با هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران شامل محمدجعفری صحرارودی، ريس امور کردها در [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]]، مصطفی آجوادی، استاندار کردستان و امیر بزرگیان، با نام اصلی غفور درجزی، از نیروهای ویژه [[سپاه پاسداران]]، در آپارتمانی در شهر وین انجام شد.


پرونده ساسان آزادوار در چارچوب گسترده‌تری از برخورد قضایی با معترضان قابل تحلیل است که در آن، استفاده از اعترافات اجباری، محدودیت دسترسی به وکیل، و صدور احکام سنگین از جمله اعدام، به عنوان ابزارهایی برای کنترل و سرکوب اعتراضات مطرح شده‌اند.  [[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطاعیه‌ای ضمن محکوم کردن اعدام ساسان آزادوار، خواهان آن شد که مسئولان رژیم ایران در پای برابر عدالت قرار گیرند.
[[عبدالرحمن قاسملو|بیشتر بخوانید...]]
 
<div>


[[ساسان آزادوار|بیشتر بخوانید...]]


<div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:عماد رام،هنرمند.jpg|جایگزین=عماد رام|بندانگشتی|215x215پیکسل|عماد رام]]</div>
<div>[[پرونده:اصغر نحوی‌پور21.jpg|جایگزین=اصغر نحوی‌پور|بندانگشتی|160x160پیکسل|زهرا کاظمیاصغر نحوی‌پور]]</div>
   <div>
   <div>
'''عماد رام'''، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت.  
'''اصغر نحوی‌پور'''، (زاده ۱ فروردین ۱۳۵۰- به قتل رسیده در ۲۴ تیر۱۳۹۶) نام یک جوان ایرانی ورزشکار است که در مترو تهران به دفاع از یکی از زنان مسافر برخاست. این زن توسط یک آخوند مورد‌ بی‌حرمتی قرار گرفته بود. اصغر نحوی‌پور عمامه این آخوند را از سرش برداشت و به دادن شعار علیه جمهوری اسلامی پرداخت.
نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.
 
در همین حین یکی از نیروهای امنیتی که در محل حضور داشت از فاصله نزدیک با کلاشینکف به او شلیک کرد. اصغر نحوی‌پور در آخرین لحظات حیات خود، در حالی که بر زمین افتاده بود، فریاد زد «جانم فدای ایران» و سپس جان باخت. فیلم این حادثه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و احساسات بسیاری از ایرانیان را برانگیخت.


عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد.
[[اصغر نحوی‌پور|بیشتر بخوانید...]]
عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست.
عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است.
[[عماد رام|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|165x165پیکسل|ژاندارک]]</div>
<div>[[پرونده:سیمین اصلی.JPG|جایگزین=سیمین بهبهانی|بندانگشتی|170x170پیکسل|سیمین بهبهانی]]</div>
   <div>
   <div>


'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت. 
'''سیمین بهبهانی'''، با نام اصلی سیمین خلیلی (زاده‌ی۲۸ تیرماه ۱۳۰۶، تهران ــ درگذشت ۲۸ مردادماه ۱۳۹۳، تهران)، نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایران و از اعضای [[کانون نو|کانون نویسندگان]] بود، پدر سیمین بهبهانی عباس خلیلی، نویسنده و مترجم و روزنامه‌نگار معروف دوره [[رضاشاه پهلوی|رضاشاه]] و اوایل دوره [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه]] و مادرش فخر عظمی ارغون، بانویی اهل فرهنگ و قلم بود. سیمین بهبهانی از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات ایران است. او دارای مدرک لیسانس رشته‌ی حقوق در دانشگاه ایران بود.  
 
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.
 
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.
 
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.


در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…
از سیمین بهبهانی آثار زیادی به‌جا مانده است که برخی از این آثار عبارتند از: سه‌تار شکسته، جای پا، رستاخیز، دشت ارژنگ. سیمین بهبهانی از مؤثرترین و مبتکرترین شاعران عرصه‌ی غزل معاصر است. او به‌خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه، به ''نیمای غزل'' معروف است. سیمین بهبهانی در طول زندگی‌اش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده‌اند. شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی هم‌چون عشق به وطن، انقلاب، فقر، آزادی و زنان را در بر می‌گیرند. او شعر معروف  ''دوباره می‌سازمت وطن'' را در سال ۱۳۵۹ سرود. سیمین بهبهانی در جریان [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] اشعار زیادی نوشت که به سرودهای دانشجویان معترض دانشگاه‌های کشور در سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ تبدیل شد.  


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.  
سیمین بهبهانی پس از انقلاب نیز همواره از طرف مأموران امنیتی تحت فشار و سانسور قرار داشت. وی شعر شور‌انگیز «آتش در زندان» را در پاییز سال ۱۳۶۷ برای زندانیان سیاسی قتل عام شده در جریان [[قتل عام ۶۷]] سرود. او در سال ۱۳۸۴ در تجمع به مناسبت روز جهانی زن در پارک دانشجوی تهران مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفت. هنگامی که در ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ قصد داشت برای سخنرانی درباره فمینیسم در روز جهانی زن به پاریس برود، مأموران امنیتی گذرنامه‌ی وی را توقیف و به او اعلام کردند که ممنوع الخروج است. سیمین بهبهانی سرانجام روز سه شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، در سن ۸۷ سالگی درگذشت. پیکر او با حضور مردم و ادیبان و هنرمندان از مقابل تالار وحدت تشییع شد و در بهشت زهرا به خاک سپرده‌شد.


ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[سیمین بهبهانی|بیشتر بخوانید...]]
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۵

نوشتارهای جدید هفته
عبدالرحمن قاسملو
عبدالرحمن قاسملو

دکتر عبدالرحمان قاسملو، (زادهٔ ۱ دی ۱۳۰۹ در ارومیه– ترور در۲۲ تیر ۱۳۶۸) دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران بود. پس ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و تشکیل شورای ملی مقاومت ایران، این حزب به آن پیوست. شعار حزب دموکرات کردستان ایران، خودمختاری برای کردستان، دموکراسی برای ایران بود.

عبدالرحمان قاسلمو در سال ۱۳۶۳ به دلیل تمایل برای مذاکره با رژیم ایران از شورای ملی مقاومت جدا شد و اصرار مسعود رجوی رئیس شورای ملی مقاومت برای منصرف کردن وی کارگر نیفتاد.

عبدالرحمان قاسلمو در جریان این مذاکرات در جلسه‌ای در وین توسط افراد اعزام شده از سوی جمهوری اسلامی ترور شد.

این ترور هنگام مذاکره با هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران شامل محمدجعفری صحرارودی، ريس امور کردها در وزارت اطلاعات، مصطفی آجوادی، استاندار کردستان و امیر بزرگیان، با نام اصلی غفور درجزی، از نیروهای ویژه سپاه پاسداران، در آپارتمانی در شهر وین انجام شد.

بیشتر بخوانید...


اصغر نحوی‌پور
زهرا کاظمیاصغر نحوی‌پور

اصغر نحوی‌پور، (زاده ۱ فروردین ۱۳۵۰- به قتل رسیده در ۲۴ تیر۱۳۹۶) نام یک جوان ایرانی ورزشکار است که در مترو تهران به دفاع از یکی از زنان مسافر برخاست. این زن توسط یک آخوند مورد‌ بی‌حرمتی قرار گرفته بود. اصغر نحوی‌پور عمامه این آخوند را از سرش برداشت و به دادن شعار علیه جمهوری اسلامی پرداخت.

در همین حین یکی از نیروهای امنیتی که در محل حضور داشت از فاصله نزدیک با کلاشینکف به او شلیک کرد. اصغر نحوی‌پور در آخرین لحظات حیات خود، در حالی که بر زمین افتاده بود، فریاد زد «جانم فدای ایران» و سپس جان باخت. فیلم این حادثه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و احساسات بسیاری از ایرانیان را برانگیخت.

بیشتر بخوانید...


سیمین بهبهانی
سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی، با نام اصلی سیمین خلیلی (زاده‌ی۲۸ تیرماه ۱۳۰۶، تهران ــ درگذشت ۲۸ مردادماه ۱۳۹۳، تهران)، نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایران و از اعضای کانون نویسندگان بود، پدر سیمین بهبهانی عباس خلیلی، نویسنده و مترجم و روزنامه‌نگار معروف دوره رضاشاه و اوایل دوره محمدرضا شاه و مادرش فخر عظمی ارغون، بانویی اهل فرهنگ و قلم بود. سیمین بهبهانی از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات ایران است. او دارای مدرک لیسانس رشته‌ی حقوق در دانشگاه ایران بود.

از سیمین بهبهانی آثار زیادی به‌جا مانده است که برخی از این آثار عبارتند از: سه‌تار شکسته، جای پا، رستاخیز، دشت ارژنگ. سیمین بهبهانی از مؤثرترین و مبتکرترین شاعران عرصه‌ی غزل معاصر است. او به‌خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه، به نیمای غزل معروف است. سیمین بهبهانی در طول زندگی‌اش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده‌اند. شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی هم‌چون عشق به وطن، انقلاب، فقر، آزادی و زنان را در بر می‌گیرند. او شعر معروف دوباره می‌سازمت وطن را در سال ۱۳۵۹ سرود. سیمین بهبهانی در جریان انقلاب ضدسلطنتی اشعار زیادی نوشت که به سرودهای دانشجویان معترض دانشگاه‌های کشور در سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ تبدیل شد.

سیمین بهبهانی پس از انقلاب نیز همواره از طرف مأموران امنیتی تحت فشار و سانسور قرار داشت. وی شعر شور‌انگیز «آتش در زندان» را در پاییز سال ۱۳۶۷ برای زندانیان سیاسی قتل عام شده در جریان قتل عام ۶۷ سرود. او در سال ۱۳۸۴ در تجمع به مناسبت روز جهانی زن در پارک دانشجوی تهران مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفت. هنگامی که در ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ قصد داشت برای سخنرانی درباره فمینیسم در روز جهانی زن به پاریس برود، مأموران امنیتی گذرنامه‌ی وی را توقیف و به او اعلام کردند که ممنوع الخروج است. سیمین بهبهانی سرانجام روز سه شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، در سن ۸۷ سالگی درگذشت. پیکر او با حضور مردم و ادیبان و هنرمندان از مقابل تالار وحدت تشییع شد و در بهشت زهرا به خاک سپرده‌شد.

بیشتر بخوانید...