زنان نیروی تغییر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۳: خط ۳۳:
|اندازه تصویر=220پیکسل}}
|اندازه تصویر=220پیکسل}}


'''زنان، نیروی تغییر''' کتابی از [[مریم رجوی]] دربارهٔ نقش زنان در مبارزه با بنیادگرایی، گذار دموکراتیک، توسعهٔ اقتصادی، رهبری سیاسی و تغییر روابط مبتنی بر مردسالاری است. این کتاب در بهار ۱۳۸۹ توسط انتشارات ایران کتاب در ۷۰ صفحه منتشر شد و از گزیدهٔ سخنرانی‌های رجوی در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ تشکیل شده است.<ref name="کتاب">مریم رجوی، [https://www.maryam-rajavi.com/images/publications/caver/Zanan_nirooye_taghiir.pdf ''زنان، نیروی تغییر'']، ایران کتاب، بهار ۱۳۸۹، صفحهٔ عنوان و صص. ۳–۵.</ref>
'''زنان، نیروی تغییر،''' کتابی از [[مریم رجوی]] دربارهٔ نقش زنان در مبارزه با بنیادگرایی، گذار دموکراتیک، توسعهٔ اقتصادی، رهبری سیاسی و تغییر روابط مبتنی بر مردسالاری است. این کتاب در بهار ۱۳۸۹ توسط انتشارات ایران کتاب در ۷۰ صفحه منتشر شد و از گزیدهٔ سخنرانی‌های رجوی در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ تشکیل شده است.<ref name="کتاب">مریم رجوی، [https://www.maryam-rajavi.com/images/publications/caver/Zanan_nirooye_taghiir.pdf ''زنان، نیروی تغییر'']، ایران کتاب، بهار ۱۳۸۹، صفحهٔ عنوان و صص. ۳–۵.</ref>


سخنرانی‌های گردآوری‌شده در کتاب در نشست‌های فعالان حقوق زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند ارائه شده‌اند. ناشر مطالب را بر اساس موضوع فصل‌بندی کرده، بخش‌های مربوط به رویدادهای روز را کاهش داده و متن‌ها را از حالت گفتاری به نوشتار درآورده است.<ref name="مقدمه">همان، ص. ۵.</ref>
سخنرانی‌های گردآوری‌شده در کتاب در نشست‌های فعالان حقوق زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند ارائه شده‌اند. ناشر مطالب را بر اساس موضوع فصل‌بندی کرده، بخش‌های مربوط به رویدادهای روز را کاهش داده و متن‌ها را از حالت گفتاری به نوشتار درآورده است.<ref name="مقدمه">همان، ص. ۵.</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۱۷

زنان نیروی تغییر
کتاب زنان نیروی تغییر
نویسندهمریم رجوی
ناشر
ناشر فارسی: انتشارات ایران کتاب
تاریخ نشر
تاریخ نشر فارسی: بهار ۱۳۸۹
موضوعمبارزه و مقاومت زنان ایران در برابر بنیادگرایی
زبانفارسی
سریمجموعه سخنرانی‌های مریم رجوی

زنان، نیروی تغییر، کتابی از مریم رجوی دربارهٔ نقش زنان در مبارزه با بنیادگرایی، گذار دموکراتیک، توسعهٔ اقتصادی، رهبری سیاسی و تغییر روابط مبتنی بر مردسالاری است. این کتاب در بهار ۱۳۸۹ توسط انتشارات ایران کتاب در ۷۰ صفحه منتشر شد و از گزیدهٔ سخنرانی‌های رجوی در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ تشکیل شده است.[۱]

سخنرانی‌های گردآوری‌شده در کتاب در نشست‌های فعالان حقوق زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند ارائه شده‌اند. ناشر مطالب را بر اساس موضوع فصل‌بندی کرده، بخش‌های مربوط به رویدادهای روز را کاهش داده و متن‌ها را از حالت گفتاری به نوشتار درآورده است.[۲]

دیدگاه محوری کتاب این است که نقش زنان نباید به کسب برخی حقوق یا سهمی محدود از ساختارهای موجود منحصر شود؛ بلکه زنان باید مسئولیت تغییر جامعه به‌سوی آزادی، دموکراسی و برابری را بر عهده بگیرند. مریم رجوی بر این اساس، زنان را نیروی اصلی مقابله با بنیادگرایی و مشارکت برابر آنان در رهبری سیاسی را یکی از شروط پایداری دموکراسی معرفی می‌کند.[۳]

بخش‌هایی از کتاب به تجربهٔ زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران و قرارگاه اشرف اختصاص دارد. نویسنده مشارکت زنان در رهبری این سازمان را نمونه‌ای عملی از جایگزینی روابط مردسالارانه با مناسبات مبتنی بر برابری، مسئولیت‌پذیری و کار جمعی می‌داند.[۴] این توصیف بیانگر دیدگاه مریم رجوی و روایت رسمی مقاومت ایران از ساختار و مناسبات درونی خود است.

انتشار و تدوین

بر اساس شناسنامهٔ اثر، ناشر کتاب «ایران کتاب» و تاریخ چاپ آن بهار ۱۳۸۹ است. حقوق چاپ محفوظ اعلام شده و نام مترجم یا محل دقیق انتشار در نسخهٔ فارسی ذکر نشده است.[۱]

ناشر در مقدمه توضیح می‌دهد که کتاب مجموعه‌ای از بخش‌های برگزیدهٔ سخنرانی‌های مریم رجوی دربارهٔ مبارزهٔ زنان ایران با حکومت جمهوری اسلامی است. این سخنرانی‌ها طی چهار سال و در نشست‌های گوناگون زنان در چند کشور اروپایی ارائه شده‌اند.[۲]

کتاب حاضر ادامهٔ مجموعه‌ای است که در سال ۱۳۸۵ دربارهٔ دیدگاه‌های رجوی نسبت به اسلام، زنان و برابری منتشر شده بود. در پانویس کتاب نیز از آن اثر با عنوان اسلام، زنان و برابری یاد شده است.[۵]

از آنجا که متن از چند سخنرانی مستقل تشکیل شده، ناشر برای ایجاد پیوستگی موضوعی، مطالب را بازتنظیم کرده است. بنابراین فصل‌ها الزاماً متن کامل یک سخنرانی یا دارای ترتیب زمانی نیستند، بلکه هر فصل گزیده‌هایی از چند گفتار مرتبط را در قالبی واحد عرضه می‌کند.

ساختار کتاب

کتاب از مقدمه، چهار فصل اصلی، یک بخش ضمیمه و پانویس‌ها تشکیل شده است:

ساختار کتاب «زنان، نیروی تغییر»
بخش عنوان محورهای اصلی صفحهٔ آغاز
مقدمه مقدمهٔ ناشر معرفی اثر، شیوهٔ تدوین و زمان سخنرانی‌ها ۵
فصل اول زنان در برابر بنیادگرایی سرکوب زنان، صدور بنیادگرایی، برنامهٔ هسته‌ای، مماشات و همبستگی جهانی ۹
فصل دوم توانایی تغییر دموکراتیک تضمین دموکراسی، توسعهٔ اقتصادی، تجربهٔ مقاومت و مفهوم رهبری زنان ۲۳
فصل سوم موقعیت زنان ایران سابقهٔ مبارزاتی زنان، زن‌ستیزی حکومت، مقاومت سازمان‌یافته و قیام ۱۳۸۸ ۳۳
فصل چهارم اشرف، یک نمونهٔ درخشان رهبری زنان، عوامل پایداری و مناسبات انسانی در قرارگاه اشرف ۴۳
ضمائم آزادی و برابری زنان در ایران فردا برنامهٔ پیشنهادی برای حقوق زنان و تصاویری از نشست‌های همبستگی ۵۷ و ۶۲
پانویس‌ها منابع و توضیحات تکمیلی مأخذ برخی آمارها، نقل‌قول‌ها و رویدادها ۶۶

مقدمهٔ ناشر

ناشر در مقدمه، نظرگاه اصلی مریم رجوی را چنین خلاصه می‌کند که زنان فراتر از کسب برابری حقوقی، مسئولیت تغییر جوامع کنونی به‌سوی آزادی را بر دوش دارند. در این نگاه، رهبری زنان نه آرمانی برای آینده‌ای دور، بلکه ضرورتی فوری برای حل بحران‌های سیاسی و اجتماعی جهان معاصر است.[۲]

مقدمه همچنین دو کارکرد برای کتاب قائل است: نخست، تبیین مبانی نظری نقش زنان در تغییر دموکراتیک و دوم، آشناکردن خواننده با موقعیت زنان ایران و تجربهٔ آنان در مبارزه با نظام ولایت فقیه.

زنان در برابر بنیادگرایی

فراتررفتن از برابری حقوقی

فصل نخست با مرور برخی دستاوردهای جنبش برابری زنان آغاز می‌شود. کتاب به کسب حق رأی زنان تا پایان دههٔ ۱۹۲۰، پیشرفت‌های حقوقی دههٔ ۱۹۶۰ و مبارزه علیه موانع اجتماعی و سیاسی در دهه‌های پایانی قرن بیستم اشاره می‌کند.[۶]

مریم رجوی می‌پرسد که جنبش زنان پس از این دستاوردها باید چه هدفی را دنبال کند. پاسخ او این است که مشارکت محدود شماری از زنان در ساختارهای قدرت یا برخی اصلاحات قانونی کافی نیست. از دید او، زنان باید برای کنارزدن موانع آزادی وارد مبارزهٔ فعال سیاسی شوند و مسئولیت تغییر جامعه را بر عهده بگیرند.[۶]

کتاب دستاوردهای حقوقی زنان را مهم، اما برگشت‌پذیر می‌داند. به اعتقاد نویسنده، تا زمانی که فرهنگ مردسالاری و ساختارهای سیاسی و اقتصادی مبتنی بر تبعیض باقی باشند، حتی حقوقی که در قوانین به رسمیت شناخته شده‌اند، دائمی و تضمین‌شده نخواهند بود.

بنیادگرایی به‌عنوان تهدید جنبش زنان

رجوی بنیادگرایی مذهبی را یکی از مهم‌ترین تهدیدهای معاصر علیه حقوق زنان معرفی می‌کند. او معتقد است گسترش بنیادگرایی در خاورمیانه نه‌تنها زنان کشورهای مسلمان، بلکه دستاوردهای جنبش برابری در سراسر جهان را تهدید می‌کند.[۷]

در این تحلیل، هر خشونت سازمان‌یافته علیه زنان، سلطهٔ فرهنگ مردسالاری را در کل جامعه تقویت و زنان دیگر را نیز مرعوب می‌کند. کتاب در این زمینه به دیدگاه‌های سوزان براون‌میلر، نویسنده و فمینیست آمریکایی، دربارهٔ کارکرد اجتماعی تجاوز و خشونت جنسی اشاره می‌کند.[۸]

نویسنده نتیجه می‌گیرد که مبارزه با بنیادگرایی نباید موضوعی فرعی برای جنبش زنان تلقی شود. از نظر او، زنان نیروی نخست این مبارزه‌اند و شکست بنیادگرایی بدون نقش پیشتاز آنان امکان‌پذیر نیست.

سرکوب زنان در جمهوری اسلامی

کتاب زن‌ستیزی را ویژگی اصلی بنیادگرایی حاکم بر ایران معرفی می‌کند. مریم رجوی فهرستی از اشکال سرکوب زنان در جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد:

  • اعدام و شکنجهٔ زنان مخالف؛
  • شکنجهٔ مادران در برابر فرزندانشان؛
  • تنزل موقعیت اجتماعی و حقوقی زنان؛
  • تحمیل حجاب اجباری؛
  • کنترل نوع و رنگ پوشش؛
  • محدودکردن رفت‌وآمد زنان؛
  • سلب یا محدودکردن حق طلاق و حضانت؛
  • چندهمسری و ازدواج موقت؛
  • اجرای مجازات‌هایی چون سنگسار؛
  • تبعیض در تحصیل، اشتغال و فعالیت اقتصادی؛
  • قاچاق زنان و دختران؛
  • تجاوز و آزار جنسی در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها.[۹]

رجوی از اصطلاح «آپارتاید جنسی» برای توصیف ساختاری استفاده می‌کند که در آن قانون، فرهنگ رسمی و نهادهای حکومتی به‌طور نظام‌مند زنان را در جایگاهی فرودست قرار می‌دهند.

کتاب به ارائهٔ فهرستی شامل نام و تصویر ۲۷۰۰ زن عضو یا هوادار سازمان مجاهدین اشاره می‌کند که بنا بر گزارش مقاومت ایران، توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند.[۱۰]

ادعاها و آمارهای این بخش از منابع مقاومت ایران و سخنرانی‌های نویسنده نقل شده‌اند و برای بررسی مستقل هر مورد باید به اسناد زندانیان، گزارش‌های حقوق بشری و شهادت‌های بازماندگان مراجعه شود.

خشونت جنسی در زندان‌ها

کتاب تجاوز و آزار جنسی را یکی از ابزارهای سرکوب زنان زندانی معرفی می‌کند. رجوی به عملکرد زندانبانانی چون اسدالله لاجوردی و داوود رحمانی و بخشی از زندان قزل‌حصار موسوم به «واحد مسکونی» اشاره می‌کند.[۱۱]

از دید نویسنده، هنگامی که شکنجه و اعدام نتوانست زنان مخالف را از فعالیت سیاسی بازدارد، تحقیر جنسی، تجاوز و تهدید حیثیت خانوادگی به ابزارهای تکمیلی سرکوب تبدیل شدند.

کتاب همچنین عملکرد نهادهای موسوم به «دایرهٔ منکرات» را در همین چارچوب قرار می‌دهد و بازداشت زنان به اتهام‌هایی چون «بدحجابی» یا «اعمال منافی عفت» را زمینه‌ساز آزار و نقض حقوق آنان می‌داند.[۱۱]

زنان به‌عنوان نیروی مقابله با حکومت

رجوی معتقد است شدت سرکوب و تبعیض، در زنان ایران نیرویی فشرده برای تغییر ایجاد کرده است. او زنان را نه قربانیان منفعل، بلکه نیروی اجتماعی سرنگون‌کنندهٔ نظام زن‌ستیز معرفی می‌کند.[۱۲]

در این چارچوب، حضور زنان در اعتراض‌ها، مخالفت با حجاب اجباری، فعالیت در شبکه‌های مقاومت و ایستادگی در زندان، نمودهای تبدیل تجربهٔ ستم به انگیزهٔ مبارزه دانسته می‌شوند.

صدور بنیادگرایی به خاورمیانه

کتاب سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی را عامل گسترش بنیادگرایی و کاهش حقوق زنان در کشورهای خاورمیانه می‌داند. عراق پس از حملهٔ آمریکا در سال ۲۰۰۳ نمونهٔ اصلی مورد بررسی است.[۱۳]

رجوی حکومت عراق در آن دوره را متأثر از جریان‌های وابسته به جمهوری اسلامی می‌داند و از افزایش ناامنی، ربودن زنان، ترور پزشکان و استادان زن، حمله به مراکز اجتماعی و محدودشدن تحصیل دختران سخن می‌گوید.

افغانستان، پاکستان، لبنان، فلسطین، الجزایر، سودان و سومالی از دیگر کشورهایی هستند که در کتاب به تأثیر بنیادگرایی بر موقعیت زنان در آن‌ها اشاره شده است. نویسنده مدعی است در هر جامعه‌ای که بنیادگرایی گسترش یافته، زنان نخستین قربانیان آن بوده‌اند.[۱۳]

برنامهٔ هسته‌ای و جنبش زنان

رجوی برنامهٔ هسته‌ای جمهوری اسلامی را تهدیدی برای صلح جهانی و دستاوردهای جنبش زنان معرفی می‌کند. او استدلال می‌کند حکومتی که برای بقای خود به جنگ‌افروزی و صدور تروریسم متکی است، در صورت دستیابی به جنگ‌افزار هسته‌ای تهدیدی مهارنشدنی ایجاد خواهد کرد.[۱۴]

کتاب زنان را از نیروهای اصلی جنبش‌های صلح‌طلب می‌داند و از آنان می‌خواهد با کارزارهای بین‌المللی مانع دسترسی جمهوری اسلامی به جنگ‌افزار هسته‌ای شوند.

راه‌حل پیشنهادی اثر با عنوان «راه‌حل سوم» بیان می‌شود: نه مماشات با حکومت و نه مداخلهٔ نظامی خارجی، بلکه تغییر دموکراتیک به دست مردم و مقاومت ایران.[۱۵]

نقد سیاست مماشات

کتاب سیاست مماشات دولت‌های غربی با جمهوری اسلامی را مانعی در برابر مبارزهٔ زنان ایران می‌داند. مریم رجوی چهار پیامد برای این سیاست برمی‌شمارد:

  1. مشارکت در محدودکردن اپوزیسیون و جلوگیری از تغییر در ایران؛
  2. بازکردن راه گسترش بنیادگرایی و تروریسم؛
  3. فراهم‌کردن فرصت برای پیشبرد برنامهٔ هسته‌ای حکومت؛
  4. نقض قانون، دموکراسی و عدالت در کشورهای غربی.[۱۶]

در این بخش، قرارگرفتن نام سازمان مجاهدین خلق در فهرست‌های تروریستی آمریکا و اتحادیهٔ اروپا نمونه‌ای از امتیازدهی به جمهوری اسلامی معرفی شده است. کتاب به مبارزهٔ حقوقی و سیاسی این سازمان برای خروج از فهرست اتحادیهٔ اروپا اشاره می‌کند.[۱۶]

این مطالب به شرایط سال‌های پیش از خروج سازمان مجاهدین از فهرست وزارت خارجهٔ آمریکا در سال ۲۰۱۲ تعلق دارند.

همبستگی جهانی زنان

رجوی زنان ایران، عراق، لبنان، مصر، سومالی، افغانستان و دیگر کشورها را در معرض تهدید مشترک بنیادگرایی می‌داند و خواهان تشکیل جبهه‌ای جهانی از زنان علیه بنیادگرایی و سیاست مماشات می‌شود.[۱۷]

از نظر او، همبستگی با زنان خاورمیانه تنها اقدامی اخلاقی یا خواهرانه نیست، بلکه با صلح و امنیت بین‌المللی ارتباط دارد. کتاب نقش زنان را مکمل مبارزه با بنیادگرایی نمی‌داند؛ بلکه رهبری آنان را شرط پیروزی این مبارزه معرفی می‌کند.

شکست بنیادگرایی

فصل نخست با این نتیجه پایان می‌یابد که برقراری دموکراسی بدون مشارکت فعال زنان در رهبری جامعه امکان‌پذیر نیست. رجوی رهبری زنان را راه کنارزدن فرهنگ مردسالاری و تضمین‌کردن تغییرات برگشت‌ناپذیر می‌داند.[۱۸]

در این دیدگاه، زنان که در ساختارهای سنتی «هیچ» انگاشته شده‌اند، می‌توانند به نیروی تعیین‌کنندهٔ جامعه تبدیل شوند. کتاب این تغییر را هم ممکن و هم ضرورتی برای رهایی عمومی بشر معرفی می‌کند.

توانایی تغییر دموکراتیک

زنان و ظرفیت مقاومت

فصل دوم با بحث دربارهٔ ظرفیت شورای ملی مقاومت ایران برای تحقق تغییر دموکراتیک آغاز می‌شود. سازمان‌یافتگی، پایگاه اجتماعی مورد ادعای مقاومت، حضور اعضای مجاهدین در اشرف و برخورداری از یک آرمان سیاسی، از پشتوانه‌های آن معرفی شده‌اند؛ اما نویسنده رهبری زنان را عاملی می‌داند که این ظرفیت‌ها را فعال می‌کند.[۱۹]

رجوی زنان را به «فنر فشرده‌ای» تشبیه می‌کند که پس از رهایی از محدودیت‌های تبعیض‌آمیز، می‌تواند با سرعت پیشرفت کند. حضور زنان در انقلاب ۱۳۵۷، مقاومت آنان در زندان‌ها و ایفای مسئولیت در ساختار سازمان مجاهدین، شواهد این ظرفیت دانسته می‌شوند.

کتاب همچنین استدلال می‌کند که رهبری زنان مردان را حذف نمی‌کند؛ بلکه آنان را نیز از فرهنگ سلطه و مردسالاری آزاد کرده و به نیروی تغییر تبدیل می‌کند.

رهبری زنان و تضمین دموکراسی

در این فصل، مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی یکی از معیارهای سنجش دموکراسی معرفی می‌شود. به گفتهٔ رجوی، اگر نیمی از جامعه نتواند در قدرت و تصمیم‌گیری سهم داشته باشد، دموکراسی در نیمهٔ دیگر جامعه نیز ناقص و ناپایدار خواهد بود.[۲۰]

کتاب دموکراسی را نه حقوق سیاسی شهروندان مرد، بلکه نظامی مبتنی بر حقوق همهٔ انسان‌ها می‌داند. از این رو، موانع مشارکت زنان تنها نقض حقوق آنان نیست، بلکه به سازوکار کلی دموکراسی آسیب می‌رساند.

ویژگی‌هایی چون به‌حساب‌آوردن دیگران، تأکید بر توانایی‌های مثبت، همکاری، بردباری و جایگزینی تفاهم با تحقیر و تنفر، از ارزش‌هایی هستند که نویسنده به رهبری زنان نسبت می‌دهد.

نقش زنان در توسعهٔ اقتصادی

کتاب میان توانمندسازی زنان و توسعهٔ اقتصادی رابطه‌ای مستقیم برقرار می‌کند. رجوی زنان را «موتور توسعه» می‌نامد و تبعیض جنسیتی را عامل اتلاف بخش بزرگی از سرمایهٔ انسانی جوامع می‌داند.[۲۱]

به گفتهٔ کتاب، زنان قربانیان اصلی فقر، بی‌قانونی، فساد و ناکارآمدی برنامه‌های توسعه هستند. افزایش حضور آنان در تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی می‌تواند شفافیت، پاسخ‌گویی و کارآمدی خدمات عمومی را بهبود بخشد.

اثر در این بخش به اهداف توسعهٔ هزارهٔ سازمان ملل متحد و نقش مشارکت برابر زنان در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی، اجتماعی و دولتی اشاره می‌کند.

تجربهٔ مقاومت ایران

مریم رجوی رهبری زنان در مقاومت ایران را نتیجهٔ یک بحث صرفاً نظری نمی‌داند. او می‌گوید این تحول در جریان رویارویی با حکومت بنیادگرا و برای پاسخ به نیازهای عملی یک مبارزهٔ دشوار شکل گرفت.[۴]

بر اساس روایت کتاب، زنان هم‌زمان با حادترشدن مقابلهٔ مقاومت با جمهوری اسلامی، مسئولیت‌های بیشتری بر عهده گرفتند. رجوی این روند را یک دگرگونی فرهنگی می‌داند که طی حدود دو دهه تکامل یافته است.

در این تحلیل، نیرویی که می‌خواهد حکومتی بناشده بر زن‌ستیزی را شکست دهد، باید در مناسبات خود از زن‌ستیزی و تبعیض جنسیتی فاصله گرفته باشد.

راه‌حل سوم و نقش زنان

کتاب استدلال می‌کند جامعهٔ جهانی ناچار به انتخاب میان حفظ جمهوری اسلامی و جنگ خارجی نیست. این دو گزینه از دید نویسنده در الگوی سیاست مبتنی بر زور و سلطه ریشه دارند.[۲۲]

راه‌حل جایگزین، تغییر دموکراتیک توسط مردم و مقاومت سازمان‌یافته معرفی می‌شود. مشارکت فعال زنان در رهبری مقاومت و ادارهٔ ایران آینده، جزء اصلی این راه‌حل است.

رهبری فراتر از کسب مقام

رجوی میان حضور صوری زنان در سمت‌های مدیریتی و تغییر واقعی روابط قدرت تمایز می‌گذارد. از دید او، رهبری زنان صرفاً به معنای جایگزین‌شدن زنان با مردان در همان ساختار و ادامهٔ همان روش‌ها نیست.[۲۳]

کتاب هدف را تغییر نگرش‌ها، روش‌های کار و ارزش‌های فرهنگ مردسالارانه می‌داند. زنان نباید تنها در «باشگاه مردان» پذیرفته شوند، بلکه باید سازوکارهای تبعیض‌آمیز و روابط مبتنی بر سلطه را تغییر دهند.

رجوی این تحول را «یک آرمان پیشرو انسانی» معرفی می‌کند که می‌تواند هم زنان و هم مردان را از محدودیت‌های فرهنگ مردسالار آزاد سازد.

موقعیت زنان ایران

سه عامل پیشتازی زنان

فصل سوم به نقش زنان در اعتراضات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ و زمینه‌های تاریخی آن اختصاص دارد. کتاب سه عامل را در شکل‌گیری موقعیت پیشتاز زنان ایران مؤثر می‌داند:

  1. سابقهٔ تاریخی مبارزهٔ زنان برای آزادی و برابری؛
  2. زن‌ستیزی و سرکوب نظام‌مند زنان توسط جمهوری اسلامی؛
  3. وجود مقاومتی سازمان‌یافته با آرمان برابری زنان و مردان.[۲۴]

پیشینهٔ تاریخی مبارزه

مریم رجوی از پیشینه‌ای حدود ۱۵۰ ساله برای فعالیت زنان ایران سخن می‌گوید. او حضور زنان در انقلاب مشروطه ایران، جنبش ملی‌شدن صنعت نفت، انقلاب ۱۳۵۷ و مبارزه با جمهوری اسلامی را حلقه‌های این تاریخ معرفی می‌کند.[۲۵]

کتاب مخالفت زنان مسلمان عضو سازمان مجاهدین با شعار «یا روسری یا توسری» را نمونه‌ای از رویارویی زودهنگام با حجاب اجباری می‌داند. نویسنده تأکید می‌کند که این زنان با وجود داشتن پوشش اسلامی، از حق انتخاب پوشش دیگر زنان دفاع کردند.

در این روایت، ورود گستردهٔ زنان به مبارزه، علاوه بر موانع سیاسی با مخالفت‌های خانوادگی، فشارهای فرهنگی و داوری‌های سنتی دربارهٔ نقش زن در خانواده روبه‌رو بود.

زن‌ستیزی حکومت

دومین عامل، شدت زن‌ستیزی حکومت معرفی می‌شود. کتاب می‌گوید جمهوری اسلامی از آغاز استقرار خود، زنان را با قوانین تبعیض‌آمیز، حجاب اجباری، مجازات‌های بدنی و محدودیت مشارکت اجتماعی روبه‌رو کرد و ایران را به «زندان بزرگی برای زنان» تبدیل ساخت.[۲۶]

به اعتقاد رجوی، همین فشار گسترده به شکل‌گیری نیروی اجتماعی نیرومندی در میان زنان برای مقابله با حکومت انجامید.

مقاومت سازمان‌یافته

عامل سوم، وجود سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت است که در کتاب به‌عنوان جنبشی پایبند به برابری و برخوردار از رهبری زنان معرفی می‌شود.[۲۷]

در زمان تدوین کتاب، ۵۲ درصد کرسی‌های شورای ملی مقاومت در اختیار زنان اعلام شده بود. همچنین سمت‌های کلیدی سازمان مجاهدین به زنان سپرده شده و قرارگاه اشرف نیز با مشارکت گستردهٔ آنان اداره می‌شد.

کتاب اعتقاد سازمان مجاهدین به «اسلام بردبار» را عاملی می‌داند که می‌تواند نشان دهد برابری زنان و مردان با اعتقاد اسلامی تعارض ندارد.

زنان در اعتراضات سال ۱۳۸۸

رجوی حضور زنان در اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ را گسترده و اثرگذار توصیف می‌کند. به گفتهٔ کتاب، زنان در تظاهرات شرکت می‌کردند، شبکه‌های اعتراضی تشکیل می‌دادند، مردم را به ادامهٔ اعتراض تشویق می‌کردند و به مجروحان یاری می‌رساندند.[۲۸]

از مادرانی که در روزهای شنبه گردهم می‌آمدند و به «مادران عزادار» شهرت یافتند نیز به‌عنوان بخشی از این حرکت یاد شده است.

ندا آقاسلطان در کتاب نماد اعتراضات معرفی می‌شود. انتشار تصویر جان‌باختن او در سراسر جهان، به گفتهٔ نویسنده، توجه و همبستگی بین‌المللی با مردم ایران را افزایش داد.

رجوی نقش زنان در این اعتراضات را «هژمونیک» می‌خواند و نتیجه می‌گیرد که حضور آنان بر جهت‌گیری جنبش به‌سوی کنارزدن کلیت نظام ولایت فقیه تأثیر گذاشته است.[۲۸]

اشرف، یک نمونهٔ درخشان

زنان قرارگاه اشرف

فصل چهارم به زنان عضو سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف اختصاص دارد. کتاب از حضور حدود هزار زن در میان ۳۴۰۰ ساکن اشرف سخن می‌گوید و آنان را یکی از بزرگ‌ترین تمرکزهای زنان فعال در یک جنبش سیاسی معرفی می‌کند.[۲۹]

بر اساس کتاب، این زنان دارای پیشینه‌های گوناگون بودند؛ شماری دانشجو یا دانش‌آموختهٔ دانشگاه‌های ایران، اروپا، آمریکا و کانادا و گروهی نیز زندانیان سیاسی پیشین بودند.

رجوی قرارگاه اشرف را محیطی می‌داند که در آن زنان مسئولیت‌های سیاسی، مدیریتی و سازمانی گسترده‌ای بر عهده داشتند و در شرایط جنگ، محاصره و فشار سیاسی توانایی رهبری خود را آزمودند.

رهبری زنان و یکپارچگی مقاومت

کتاب شرایط سازمان مجاهدین پس از حملهٔ آمریکا به عراق در سال ۱۳۸۲ را یکی از آزمون‌های اصلی رهبری زنان می‌داند. قرارگاه‌های مجاهدین بمباران، نیروهای آنان خلع سلاح و اشرف در معرض فشار و محاصره قرار گرفت.[۳۰]

در روایت رجوی، زنان مسئول حفظ انسجام سازمان، مقابله با تهدیدها، جلوگیری از انحراف تمرکز مقاومت و ادامهٔ فعالیت در وضعیتی بودند که توازن قوا به سود جمهوری اسلامی و متحدان آن تغییر کرده بود.

وی تصمیم‌گیری، ریسک‌پذیری، هوشیاری، ازخودگذشتگی و حفظ همبستگی جمعی را از ویژگی‌های این رهبری معرفی می‌کند.

ارزیابی دیوید فیلیپس

کتاب بخشی از نامهٔ ژنرال دیوید فیلیپس، فرمانده پیشین حفاظت قرارگاه اشرف، به دیده‌بان حقوق بشر را نقل می‌کند. فیلیپس در این نامه از حرفه‌ای‌بودن و تعهد واحدهای زنان در اشرف و نقش آنان در حمایت از آزادی، دموکراسی و برابری تمجید کرده است.[۳۱]

این نقل‌قول در کتاب برای ارائهٔ ارزیابی یک مقام نظامی آمریکایی از زنان اشرف به کار رفته است.

عوامل پایداری

در ادامه، عوامل پایداری زنان اشرف بررسی می‌شوند. کتاب سرچشمهٔ این پایداری را مبارزهٔ مستمر برای برابری و مرزبندی با روابط مبتنی بر نابرابری می‌داند.[۳۲]

برخی ویژگی‌های زنان اشرف در روایت کتاب عبارت‌اند از:

  • پذیرش مسئولیت بدون مشروط‌کردن آن به شرایط مساعد؛
  • آمادگی برای رویارویی با دشوارترین وضعیت‌ها؛
  • درس‌گرفتن از اشتباه‌ها و شکست‌ها؛
  • پرهیز از واکنش‌های فردی و خودبه‌خودی؛
  • بردباری و تلاش برای کشف ریشهٔ اختلاف‌ها؛
  • ترجیح کار جمعی بر رقابت فردی؛
  • کمک به رشد، آموزش و سازمان‌یافتگی دیگر زنان؛
  • مقدم‌دانستن منافع جمعی؛
  • پایداری بر آزادی، دموکراسی و برابری.[۳۲]

رجوی این خصوصیات را نتیجهٔ یک روند طولانی تغییر فرهنگی می‌داند و معتقد است آن‌ها می‌توانند در دیگر جنبش‌ها و جوامع نیز مورد استفاده قرار گیرند.

نقش مردان در تغییر مناسبات

کتاب در کنار زنان، از مردان عضو مقاومت که رهبری زنان را پذیرفته و با فرهنگ مردسالار فاصله گرفته‌اند، یاد می‌کند. نویسنده این تغییر را موجب افزایش مسئولیت‌پذیری مردان، نه حذف یا کاهش نقش آنان، می‌داند.[۳۳]

در این تحلیل، برابری یک رابطهٔ یک‌سویه برای ارتقای زنان نیست؛ بلکه روندی است که زنان و مردان را از ارزش‌ها و عادت‌های سلطه‌گرانه آزاد می‌کند.

ضمائم

نشست‌های همبستگی

بخش ضمائم شامل تصاویری از نشست‌های برگزارشده در حمایت از زنان ایران و زنان اشرف است. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به نشست برلین در ۴ فروردین ۱۳۸۹، نشست هلسینکی در ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ و کنفرانس همبستگی با زنان قیام و زنان اشرف در ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ اشاره کرد.[۳۴]

تصاویر، حضور نمایندگان احزاب، انجمن‌های زنان و فعالان حرفه‌ای کشورهای اروپایی را نشان می‌دهند.

آزادی و برابری زنان در ایران فردا

بخش «آزادی و برابری زنان در ایران فردا» اصول برنامهٔ پیشنهادی مقاومت ایران برای حقوق زنان را مطرح می‌کند.[۳۵]

محورهای این برنامه عبارت‌اند از:

  • برابری کامل زنان و مردان در حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛
  • مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی؛
  • حق انتخاب آزادانهٔ پوشش؛
  • حق انتخاب همسر، ازدواج و طلاق؛
  • برابری در حضانت فرزندان؛
  • دسترسی برابر به تحصیل و اشتغال؛
  • لغو قوانین تبعیض‌آمیز؛
  • منع خشونت، آزار و بهره‌کشی جنسی؛
  • حمایت قانونی و اجتماعی از زنان در برابر خشونت؛
  • به‌رسمیت‌شناختن نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های عمومی.

این اصول بعدها در طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی برای آینده ایران و طرح شورای ملی مقاومت دربارهٔ آزادی‌ها و حقوق زنان بازتاب یافتند.

مفاهیم محوری

زنان به‌عنوان عامل تغییر

مفهوم اصلی کتاب آن است که زنان تنها گروهی نیازمند حمایت و اعطای حقوق نیستند، بلکه خود عاملان اصلی دگرگونی سیاسی و اجتماعی‌اند. این برداشت، نگاه قربانی‌محور به زنان را کنار می‌گذارد و بر عاملیت، سازمان‌یافتگی و رهبری آنان تأکید می‌کند.

تفاوت حضور و رهبری

اثر میان حضور زنان در سیاست و رهبری زنان تفاوت قائل است. حضور ممکن است به چند کرسی یا چهرهٔ نمادین محدود شود، اما رهبری به معنای مشارکت در تعیین راهبرد، تصمیم‌گیری و تغییر ارزش‌ها و مناسبات است.

برابری به‌عنوان شرط دموکراسی

در کتاب، حقوق زنان یکی از اجزای فرعی دموکراسی نیست. میزان مشارکت زنان در قدرت، معیاری برای سنجش واقعی‌بودن دموکراسی معرفی می‌شود. حذف زنان از رهبری، کل نظام سیاسی را ناقص می‌کند.

مبارزه با مردسالاری

مردسالاری در اثر تنها مجموعه‌ای از رفتارهای فردی مردان نیست؛ بلکه یک فرهنگ و سازوکار اجتماعی است که در نهادهای سیاسی، اقتصادی، خانوادگی و سازمانی بازتولید می‌شود. تغییر این فرهنگ نیازمند مشارکت زنان و بازنگری مردان در نقش‌ها و امتیازهای سنتی خود است.

پیوند برابری و مقاومت

کتاب میان مبارزه با استبداد و مبارزه برای برابری جنسیتی پیوند برقرار می‌کند. از دید نویسنده، جنبشی که در روابط درونی خود نابرابری را بازتولید کند، نمی‌تواند جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک بنا کند.

زبان و شیوهٔ نگارش

کتاب آمیزه‌ای از تحلیل سیاسی، مباحث مربوط به جنبش زنان، روایت تاریخی و تجربهٔ تشکیلاتی مقاومت ایران است. به‌دلیل آن‌که مطالب از سخنرانی‌های مختلف استخراج شده‌اند، زبان آن در برخی بخش‌ها خطابی و بسیج‌کننده و در برخی قسمت‌ها توضیحی و نظری است.

اثر یک پژوهش دانشگاهی مستقل دربارهٔ مطالعات جنسیت نیست. شماری از گزاره‌های آن، به‌ویژه دربارهٔ مناسبات سازمان مجاهدین، پایگاه اجتماعی مقاومت و شمار قربانیان، از منظر نویسنده و منابع مقاومت ایران بیان شده‌اند.

با این حال، کتاب برای شناخت نظریهٔ رهبری زنان در اندیشهٔ مریم رجوی و جایگاهی که شورای ملی مقاومت برای زنان در تغییر حکومت و ساختار آیندهٔ ایران قائل است، یک منبع دست‌اول به شمار می‌رود.

جایگاه کتاب در آثار مریم رجوی

«زنان، نیروی تغییر» از آثار اصلی مریم رجوی دربارهٔ رهبری سیاسی زنان است. مباحث آن در کتاب‌های زنان در رهبری سیاسی، زنان علیه بنیادگرایی و متون مربوط به برنامهٔ آزادی و برابری زنان ادامه یافته‌اند.

این کتاب در مقایسه با آثاری که عمدتاً بر حقوق قانونی زنان تمرکز دارند، بر عاملیت سیاسی، رهبری و تغییر مناسبات فرهنگی تأکید بیشتری می‌کند. تجربهٔ زنان سازمان مجاهدین و قرارگاه اشرف نیز به‌عنوان نمونهٔ عملی نظریهٔ نویسنده عرضه شده است.

گزیده‌ای از دیدگاه‌های کتاب

«زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به‌سوی آزادی را بر دوش دارند.»[۲]

«وقتی که نیمی از جامعه نمی‌تواند سهمی از قدرت داشته باشد، در نیمهٔ دیگر هم دموکراسی یا وجود ندارد یا لرزان و ناپایدار است.»[۲۰]

«شکست بنیادگرایی تنها با رهبری زنان میسر خواهد شد.»[۱۸]

«ما به رهبری زنان این‌گونه نگاه می‌کنیم: یک آرمان پیشرو انسانی.»[۲۳]

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مریم رجوی، زنان، نیروی تغییر، ایران کتاب، بهار ۱۳۸۹، صفحهٔ عنوان و صص. ۳–۵.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ همان، ص. ۵.
  3. همان، صص. ۹–۲۰.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ همان، صص. ۲۵–۲۹ و ۴۳–۵۵.
  5. همان، ص. ۳۶، پانویس ۳.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ همان، صص. ۹–۱۰.
  7. همان، صص. ۱۰–۱۱.
  8. همان، صص. ۱۰–۱۱ و ۶۶.
  9. همان، صص. ۱۱–۱۴.
  10. همان، ص. ۱۲، پانویس ۱.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ همان، صص. ۱۳–۱۴.
  12. همان، صص. ۱۳–۱۴.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ همان، صص. ۱۴–۱۵.
  14. همان، صص. ۱۵–۱۶.
  15. همان، صص. ۱۵–۱۶ و ۶۷.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ همان، صص. ۱۶–۱۸.
  17. همان، صص. ۱۸–۱۹.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ همان، صص. ۱۹–۲۰.
  19. همان، صص. ۲۳–۲۵.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ همان، صص. ۲۵–۲۶.
  21. همان، صص. ۲۶–۲۷.
  22. همان، صص. ۲۷–۲۸.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ همان، صص. ۲۸–۲۹.
  24. همان، صص. ۳۳–۳۷.
  25. همان، صص. ۳۳–۳۵.
  26. همان، صص. ۳۵–۳۶.
  27. همان، صص. ۳۵–۳۷.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ همان، صص. ۳۷–۴۰.
  29. همان، صص. ۴۳–۴۴.
  30. همان، صص. ۴۴–۴۷.
  31. همان، ص. ۴۷.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ همان، صص. ۴۷–۵۴.
  33. همان، صص. ۵۴–۵۵.
  34. همان، صص. ۵۷–۶۱.
  35. همان، صص. ۶۲–۶۵.