بنیادگرایی اسلامی

از ایران پدیا
پرش به: ناوبری، جستجو

بنیادگرایی اسلامی(Islamic fundamentalism انگلیسی) درفرهنگ رایج به معنای بازگشت به گذشته و احیای سنت‌ها و احکام اسلام مطابق آنچه دردوران پیامبر و صحابه (صدراسلام) بوده می‌باشد.

واژهٔ بنیادگرایی مترادف اصولگرایی، نامگذاری برخاسته از فرهنگ غربی، برای قشریگری و دگماتیسم مذهبی است و به معنای برداشت ایستا، قشری و واپس‌گرایانه از اسلام است. این گرایش دراساس بر فرمها و اشکال متکی است و با انطباق احکام با شرایط و مقتضیات روز مخالف است و برآن است که احکام اسلامی را باید مو به مو عین همان عصراولیه اسلام به اجرا درآورد. نمونهٔ آن محاسبه خمس و زکات و مالیات برحسب شتر و احشام یا سنگسار و دست بریدن و چشم از حدقه درآوردن درقوانین قصاص و دیات براساس آنچه به اسلام درآن عصر نسبت داده می‌شود. و یا اعتقاد به عدم برابری زن و مرد در احکام شهادت و ارث و …

کلمه بنیادگرایی دربسیاری از فرهنگ‌نامه‌ها به اعتقادات جزمی (Orthodox) دینی مبتنی بر تفسیر تحت‌اللفظی (کلمه به کلمه) انجیل یا هرکتاب دینی دیگر با همان مصادیق اعصارگذشته بیان شده‌است.[۱]

از دید بسیاری از اندیشمندان و معتقدان به اسلام پویا و دموکراتیک، اطلاق عنوان بنیادگرایی یا اصول‌گرایی به قشری‌گری و دگماتیسم مذهبی، یک واژه‌نگاری نادرست است. قشریون از قضا به هیج وجه اصولگرا نیستند و دقیقاً بنیادها و اصول اسلامی را درزیر پای اشکال و فرم‌ها قربانی می‌کنند. جدای از آنچه مصطلح شده، اصول‌گرایی یا بنیادگرایی واقعی، برداشت اصولی، پویا و دینامیک از اسلام را شامل می‌شود.

ویژگی‌های بنیادگرایی اسلامی

مهمترین ویژگی‌های جریانات بنیادگرا (قشریون مذهبی) به صورت زیر است:

بنیادگرایی اسلامی

۱- دگماتیسم و خشک مغزی

این ویژگی بطورخاص در طرز تفکر ونحوه نگرش به احکام اسلامی خودش را نشان می‌دهد که در این زمینه آنها قائل به هیچ‌گونه انطباق و انعطاف و نتیجه‌گیری متناسب با شرایط نیستند. به‌عنوان مثال، فکر می‌کنند احکام مالی مثل خمس و زکات به همان ترتیبی بایستی اجرا شود که زمان پیامبر بوده ویا در قوانین جزا معتقدند همان کارهایی را بایستی کرد که در آن زمان انجام می‌شده و یا منتسب به آن زمان است. تلقی و باوری که خواه ناخواه منشأ طبقاتی مادون سرمایه‌داری (منظوردوران کنونی است) دارد؛ و درواقع خواهان اجرای قوانین قرن حاضر متناسب با دوران برده داری![۲]و یا فئودالیسم![۳][۴] اند.

با چنین اندیشه‌ای دستگاه فکری و منطقی بنیادگرایان هم، دستگاه خردگرایانه نیست بلکه همان دستگاه فکری و روش شناخت اعصارگذشته و مغایر با تکامل فکری و علمی کنونی است. واضح است که دریک دستگاه فکری ایستا و متحجر، فهم مقولات زندگی با معیارهای دنیای نوین نیز امکان‌پذیر نیست.

۲- شقاوت (سنگدلی) یا فاشیزم مذهبی

بنیادگرایان اسلامی، ازآنجا که کارهای خود را توجیه مذهبی می‌کنند و درزیر پوشش دین انجام می‌دهند، به خود دست بازی برای ارتکاب بی‌چون وچرای هرعملی و هرجنایتی می‌دهند.[۵] نمونه‌ها و مثالها در این زمینه فراوان است، از اعمال هولناک و نهادینه شده‌ای که طی نزدیک ۴دهه حاکمیت جمهوری اسلامی صورت گرفته ومی‌گیرد تا کارهای القاعده و داعش و یا کارهای خوارج[۶][۷][۸] در زمان حضرت علی که آن را به نام خدا و دین انجام می‌دادند

این ویژگی شقاوت برای افراد معمول که تصور و تحلیل درستی از بنیادگرایی و قشریگری مذهبی ندارند قابل فهم نیست، به عنوان مثال چگونه ممکن است یک نفر انسان دیگری را مثله کند یا زیر شکنجه‌هایی مثل آنچه که رژیم خمینی انجام می‌دهد نابود کند.[۹] و یا چگونه ممکن است با یک فتوا ۳۰ هزار زندانی سیاسی را قتل‌عام[۱۰][۱۱] کرد و یا هزاران دانش آموز کودک و نوجوان را به عنوان سرباز یک بار مصرف روی میدانهای مین فرستادو[۱۲]و…

اصطلاح فاشیسم مذهبی و یا خصلت ضدبشری[۱۳]که در مورد رژیم ولایت فقیه بکار برده می‌شود تا حدودی عطف به همین ویژگی است.

۳- زن ستیزی و آپارتاید جنسی

ویژگی بارز دیگر که بطور عام در جریانهای بنیادگرای اسلامی مشاهده می‌شود، زن ستیزی است.[۱۴] یک جملهٔ خمینی که رسماً گفت «از تساوی حقوق (زن و مرد) اظهار تنفر کنید»[۱۵]به روشنی عمق این زن ستیزی را نشان می‌دهد. اما این که چرا بنیادگرایان اسلامی زن ستیزاند؟ به این جهت است که اندیشهٔ این قشریون، سراپا بر تبعیض و نابرابری جنسی بنا شده‌است. قانون اساسی ولایت فقیه تساوی زنان و مردان را به «رعایت موازین اسلامی» مشروط کرده[۱۶]که همان دین زن ستیز آنهاست و نابرابری را به خشن‌ترین صورت ممکن علیه زنان اعمال می‌کند.. .

قوانین مدنی رژیم بر پایه تبعیض بین زن ومرد تنظیم شده‌است؛ و در فصول مختلف آن، هم چون شهادت و ارث، نابرابری به ظالمانه‌ترین شکل آن آشکار است.

قانون مجازات‌های اسلامی که قوانین جزایی در ایران امروز است، نه فقط زن‌ستیزانه است، بلکه خشونت و شکنجه را رسمی کرده‌است. هدف قوانینی که این رژیم برای سنگسار وضع کرده، قبل از هر چیز، تحمیل شدیدترین شکنجه‌ها بر قربانی است.

این درحالی است که از نظر بسیاری از فقها و محققان اسلامی، سنگسار (به عنوان یک مجازات اسلامی) مطلقاً نه در قرآن آمده و نه ربطی به اسلام دارد بلکه یک عادت باقیمانده از جوامع بدوی بوده و در قوانین تلمود و ادیان پیشین هم فرموله شده‌است.[۱۷]

در اندیشه بنیادگرایان گناه و ثواب جنسی ملاک اصلی ارزش‌گذاری است. نابخشودنی‌ترین گناهان، خطاهای جنسی است و تقوا و پاکدامنی اساساً به تنزه جنسی سنجیده می‌شود و کمتر به گسترهٔ سیاسی و اجتماعی ربط پیدا می‌کند. رواج این ملاک در جامعه، دیوارهای مرزبندی جنسی را بلندتر، قطورتر و فراگیرتر می‌کند. بنیادگرایان زن را موجودی شوم و شیطانی و مظهر گناه و فتنه‌گری تلقی می‌کنند که از خانه نباید خارج شود، چون حضورش در جامعه باعث گناه می‌شود. در خانه نیز باید برده‌ای در خدمت خواستهای نفسانی مرد باشد. چون اگر این وظیفه را انجام ندهد، مرد در خارج از خانه وادار به گناه می‌شود. تبعیض جنسی جانمایهٔایدئولوژیکی آنان و به طوربارز دراندیشه و عملکرد رژیم بنیادگرای ولایت فقیه و فاشیزم دینی حاکم برایران است و نیروهای حافظ نظام ولایت فقیه از این تبعیض و زن‌ستیزی انگیزه می‌گیرند.[۱۸]

۴- سطح نازل فرهنگی

قشرییون اسلامی به دلیل همان دستگاه فکری که اشاره شد، هم‌چنین در اغلب موارد به دلیل خاستگاه طبقاتی شان از بینش و فرهنگ ساده و نازلی برخوردارند و به همین دلیل به سادگی آلت دست قدرتها و یا جریانات فرصت طلب قرار می‌گیرند. به عنوان مثال اندیشه و عملکرد قشری خوارج بود که به سادگی در خدمت اهداف شوم معاویه قرار گرفتند. نمونه معاصر آن جریان فدائیان اسلام است که یک زمان در یک سوی طیف، سپهبد رزم آرا نخست وزیر شاه را ترور می‌کنند و زمانی دیگر در آن سوی طیف، دکتر فاطمی وزیرخارجه دولت ملی و یار صدیق دکتر مصدق را ترور می‌کنند،[۱۹] کما این‌که امروز بسیاری از جریانات قشری مذهبی در منطقه، آلت دست رژیم آخوندی و مجری اهداف تروریستی او هستند و از طریق این رژیم تغذیه و پشتیبانی می‌شوند.[۲۰]

سابقه و نمونه‌های تاریخی

قشری‌گری مذهبی سابقه تاریخی دارد و از دیرباز در هریک از ادیان افراد و یا جریاناتی بوده‌اند که برداشتها و تصورات خشک و دگم و در عین حال سطحی از مذهب داشته‌اند چه دریهودیت، چه درمسیحیت و چه در اسلام که در مذاهب و گرایشات مختلف آن وجود داشته‌است. قرون وسطا در اروپا روی یک پایه قشری‌گری مذهبی که با هر نوع داده‌های علمی مخالف بوده شکل می‌گرفت.

در تاریخ اسلام، بارزترین نمونه قشری‌گری، خوارج در زمان حضرت علی هستند، که به آن‌ها اشاره شد. این افراد ضمن این‌که پیشانی آن‌ها از سجده‌های طولانی پینه بسته بود، اما در جنایت بی نظیر بودند. بعد از جنگ نهروان از حضرت علی در مورد خوارج سؤال کردندکه آن‌ها تمام شدند؟ مضمون پاسخ حضرت علی این بود که این پدیده با کشته شدن این نفرات تمام نمی‌شود و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

برداشت‌های دگماتیک و واپس‌گرایانه از مذهب در یک رابطهٔ تنگاتنگ با خاستگاه و منافع طبقاتی صاحبان این اندیشه قرار دارد. به عنوان مثال مخالفت خمینی درسال ۱۳۴۲ با اصلاحات ارضی شاه و با شرکت زنان در انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی، مطلقاً دفاع از پایگاه فئودالی و واپس‌گرای خودش بود.[۲۱]

در انقلاب مشروطه نیز مشابه چنین وضعیتی را شاهد هستیم، آخوندهایی چون شیخ فضل‌الله نوری از مواضع طبقاتی فئودالی، با مشروطیت و حاکمیت مردم مخالفت کرده و این را به حساب دین و مذهب می‌گذارند.

در دوران اخیر موضوع بنیادگرایی اسلامی از آن‌جا برجسته و جدی شده که درایران به حاکمیت رسیده و حکومت دینی را که به گفتهٔ آیت‌الله طالقانی بدترین نوع استبداد است، برقرار کرده‌است؛ و به مثابه یک تهدید جدی منطقه‌ای و بین‌المللی سربرآورده است.

پایه فکری بنیادگرایی اسلامی

بنیادگرایی اسلامی که از۱۳۵۷(۱۹۷۹) به طور عمده در نظام جمهوری اسلامی مبتلور و نهادینه شده ویا تحت هدایت آن شکل گرفته، بر نظریه‌ای به نام «ولایت فقیه» استوار است که به صورت کنونی آن اولین بار توسط خمینی ارائه شد.

خمینی در کتابش به نام حکومت اسلامی یا ولایت فقیه، که برای اولین بار در ۱۳۴۹(۱۹۷۰ م) به چاپ رسیده، این نظریه را تشریح می‌کند. وی درهمانجا تصریح می‌کند که «ولایت فقیه مثل جعل قیم برای اطفال است. قیم ملت با قیم صغار، از لحاظ وظیفه وموقعیت، هیچ فرقی ندارد».

خمینی در این زمینه تا آنجا پیش می‌رودکه - درهمین کتاب – می‌نویسد:
«این توهم که اختیارات حکومتی پیغمبر ازحضرت علی و اختیارات حضرت علی از فقیه بیشتر است، باطل می‌باشد».
اوتا اینجا خودش را به عنوان ولی فقیه، تا سطح پیغمبر بالا می‌برد؛ ولی در این نقطه نیز متوقف نمی‌شود وبیست وچند سال بعد، در سال۱۹۸۸، طی نامه‌ای که همان زمان در روزنامه‌ها منتشر شد، نوشت:
«ولایت مقدم برهمهٔ احکام فرعی، حتی نماز وروزه وحج است… حکومت می‌تواند قراردادهای شرعی که خود با مردم بسته‌است را یکجانبه لغو کند… آنچه گفته می‌شود، ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقهٔ الهی است…».[۲۲]

شعار اصلی بنیادگرایان اسلامی

تشکیل خلافت اسلامی (دولت اسلامی واحد) شعار اصلی بنیادگرایان اسلامی است. به همین جهت تمامی گروه‌ها وجریان‌های بنیادگرا اعم از نوع عربی یا غیرعربی، شیعه یا سنی، رژیم ولایت‌فقیه یا طالبان و داعش و غیره همگی بر این دعوی پافشاری دارند که: «اسلام مرز ندارد» و از این شعار نتیجه می‌گیرند که مرزهای رسمی موجود میان کشورهای مسلمان، بی‌اعتبار است و باید در راستای برقراری «دولت اسلامی واحد» از میان برداشته شوند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. fundamentalism in oxford dictionary
  2. the routledge history of slavery
  3. اقتصاد برای همه(از برده داری تا طلیعه نظام سرمایه داری)
  4. فئودالیسم چیست و نظریه دولت فئودالی(تاریخ تحلیلی)
  5. آیت الله طالقانی: محدودیتها و تحمیلها به نام دین!
  6. سخن حقی که از آن اراده باطل شده چیست؟!(سایت تبیان)
  7. دانشنامه جهان اسلام (خوارج)
  8. از خوارج صدر اسلام تا داعش(پایگاه اینترنتی دیدبان)
  9. شکنجه و شکنجه‌گر تحقیقی در باب «نظام شکنجه» در رژیم آخوندی - کاظم مصطفوی -
  10. ایران -تاریخچه بزرگترین جنایت قرن قتل‌عام زندانیان سیاسی درسال۶۷
  11. نامه‌های منتظری - اعدام چند هزارنفر ظرف چند روز!(سایت مجاهدین خلق ایران)
  12. Explore Central Asia, Iranian, and more
  13. سیلی حقوق‌بشر بر صورت رژیم ضدبشری(گزارش عاصمه جهانگیر)
  14. به مناسبت 8مارس-زن ستیزی در کانون بنیادگرایی آخوندی
  15. خمینی : تساوی حقوق زن و مرد یعنی قرآن را زیر پا گذاردن (بالاترین)
  16. اصل 21 ـ دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات بارعایت موازین اسلامی . . .(اصول-177-گانه‌ی-قانون-اساسی-جمهوری-اسلامی-ایران)
  17. دایرة المعارف اسلامی طهور: مجازات‌های بدنی در آیین یهود (اعدام)
  18. کتاب اسلام زنان و برابری-مریم رجوی-فصل اول بنیادگرایی و زنان
  19. عبد خدایی: اگر دوباره به گذشته برگردم حسین فاطمی را ترور می‌کنم-خبرگزاری مهر
  20. نامه دست خط بن لادن به خامنه ای - همکاری گسترده رژیم آخوندی با القاعده-سایت همبستگی ملی
  21. خمینی مخالف برخورداری زنان از حق رأی:خمینی کیست؟سایت سازمان مجاهدین
  22. خبرگزاری پارس-ولایت فقیه-معنای اصطلاحی ولایت فقیه (۶)
[۱][۲]