مرتضی مطهری

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مرتضی مطهری

روحانی، استاد دانشگاه و از نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی
مرتضی مطهری
زادروز۱۳ بهمن ۱۲۹۸
فریمان، خراسان، ایران
وضعیتکشته‌شده
درگذشت۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸
تهران، ایران
علت مرگترور با شلیک گلوله توسط یکی از اعضای گروه فرقان
آرامگاهحرم فاطمه معصومه، قم
بناهای یادبودخانه‌موزه مرتضی مطهری؛ نام‌گذاری خیابان‌ها، مدارس و مؤسسات متعدد در ایران
محل زندگیفریمان، مشهد، قم و تهران
ملیتایرانی
نام‌های دیگراستاد مطهری؛ معلم شهید در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی
تبارایرانی
تابعیتایران
تحصیلاتتحصیلات حوزوی در مشهد و قم؛ فلسفه اسلامی، فقه، اصول، کلام و تفسیر
از دانشگاهحوزه علمیه مشهد؛ حوزه علمیه قم
پیشهروحانی، مدرس فلسفه اسلامی، نویسنده و فعال سیاسی
سال‌های فعالیتدهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۸
کارفرمادانشگاه تهران
نهاددانشکده الهیات دانشگاه تهران؛ حسینیه ارشاد؛ شورای انقلاب؛ جامعه روحانیت مبارز
شناخته‌شده براینظریه‌پردازی اسلام سیاسی، عضویت و ریاست شورای انقلاب، مخالفت با مارکسیسم و سازمان مجاهدین خلق ایران
نقش‌های برجستهاستاد دانشگاه تهران؛ از بنیان‌گذاران حسینیه ارشاد و جامعه روحانیت مبارز؛ رئیس شورای انقلاب
سبکفلسفه و کلام اسلامی، دفاع ایدئولوژیک از روحانیت و اسلام سیاسی
تأثیرگذارانروح‌الله خمینی، محمدحسین طباطبایی، حسین بروجردی، ملاصدرا، ابن‌سینا
تأثیرپذیرفتگاننظریه‌پردازان و نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی، روحانیان حکومتی و جریان‌های اسلام‌گرای پس از انقلاب
شهر خانگیفریمان
دارایی خالصنامعلوم
لقبآیت‌الله؛ معلم شهید
دورهریاست شورای انقلاب در سال ۱۳۵۷ و اوایل ۱۳۵۸
حزب سیاسیجامعه روحانیت مبارز؛ مرتبط با هیئت‌های مؤتلفه اسلامی
جنبشاسلام سیاسی و جنبش روح‌الله خمینی
مخالفانمارکسیست‌ها، گروه فرقان، سازمان مجاهدین خلق ایران و جریان‌های منتقد حاکمیت روحانیت
عضو هیئتهیئت‌های مؤتلفه اسلامی
دیناسلام
مذهبشیعه دوازده‌امامی
اتهام‌هااز دید منتقدان و منابع مقاومت ایران: مشارکت فکری و سیاسی در پایه‌گذاری حاکمیت روحانیت، مخالفت با نیروهای انقلابی مستقل، دفاع از تبعیض حقوقی میان زنان و مردان و زمینه‌سازی حذف سازمان مجاهدین از صحنه سیاسی
منصبرئیس شورای انقلاب
مکتبحکمت متعالیه، فلسفه اسلامی و اسلام سیاسی
آثاراصول فلسفه و روش رئالیسم؛ عدل الهی؛ مسئله حجاب؛ نظام حقوق زن در اسلام؛ خدمات متقابل اسلام و ایران؛ انسان و سرنوشت؛ اسلام و مقتضیات زمان؛ پیرامون انقلاب اسلامی
همسرعزیزه روحانی
فرزندانعلی، محمد، مجتبی، فریده، وحیده، حمیده و سعیده
والدینمحمدحسین مطهری
خویشاوندانعلی مطهری، علی لاریجانی

مرتضی مطهری با نام کامل مرتضی مطهری فریمانی (۱۳ بهمن ۱۲۹۸، فریمان – ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، تهران)، روحانی شیعه، استاد فلسفه و کلام اسلامی، نویسنده و از نزدیک‌ترین شاگردان و همکاران روح‌الله خمینی بود. او پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در دانشکده الهیات دانشگاه تهران تدریس می‌کرد و در تأسیس حسینیه ارشاد، جامعه روحانیت مبارز و برخی نهادهای سیاسی روحانیان مشارکت داشت. در ماه‌های منتهی به انقلاب، خمینی مسئولیت تشکیل شورای انقلاب را به او سپرد و مطهری پس از انقلاب ریاست این شورا را برعهده گرفت.[۱]

مطهری یکی از نظریه‌پردازان اصلی اسلام سیاسی شیعه در آستانه تأسیس جمهوری اسلامی شناخته می‌شود. نوشته‌ها و سخنرانی‌های او کوششی برای ارائه قرائتی فلسفی و منسجم از اسلام در برابر مارکسیسم، سکولاریسم، ملی‌گرایی و نواندیشی دینی بود. جمهوری اسلامی آثار او را از منابع فکری و آموزشی رسمی خود قرار داده و سالروز درگذشتش را با عنوان «روز معلم» گرامی می‌دارد.

مطهری با تفسیرهای مارکسیستی یا انقلابی از اسلام و با آنچه «التقاط» می‌نامید مخالفت می‌کرد. او از منتقدان سرسخت سازمان مجاهدین خلق ایران بود و بنا بر روایت مقام‌های جمهوری اسلامی، حتی پیش از انقلاب ضد سلطنتی خطر مجاهدین را برای جریان‌های ارتجاعی از حکومت شاه بیشتر دانسته بود.[۲]

منابع مقاومت ایران، مطهری را از طراحان حذف سیاسی مجاهدین و یکی از پایه‌گذاران فکری حاکمیت روحانیت معرفی می‌کنند. بر اساس این منابع، او در جلوگیری از حضور مجاهدین در کمیته استقبال از خمینی، تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای مقابله با آنان و تثبیت رهبری انحصاری روحانیت نقش داشت.[۳]

مرتضی مطهری در شامگاه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، پس از خروج از جلسه‌ای در منزل یدالله سحابی، هدف گلوله محمدعلی بصیری، از اعضای گروه فرقان، قرار گرفت و کشته شد. گروه فرقان مسئولیت این عملیات را پذیرفت و مطهری را به زمینه‌سازی برای «دیکتاتوری روحانیت» و استفاده از تکفیر علیه جریان‌های انقلابی متهم کرد.[۴]

تولد و خانواده

مرتضی مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ در فریمان، در نزدیکی مشهد، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش محمدحسین مطهری از روحانیان محلی بود و نخستین آموزش‌های دینی را به او داد.

مطهری با عزیزه روحانی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج هفت فرزند به نام‌های علی، محمد، مجتبی، فریده، وحیده، حمیده و سعیده بود. علی مطهری بعدها نماینده مجلس شورای اسلامی شد. فریده مطهری نیز با علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس و از مقام‌های جمهوری اسلامی، ازدواج کرد.

خانواده مطهری پس از مرگ او در مؤسسات مرتبط با حفظ و انتشار آثارش نقش داشتند. انتشارات صدرا و شورای نظارت بر نشر آثار مطهری بخش بزرگی از سخنرانی‌ها، یادداشت‌ها و درس‌های منتشرنشده او را گردآوری و منتشر کرده‌اند.

تحصیلات در مشهد و قم

مطهری در نوجوانی برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه مشهد رفت. اقامت او در مشهد حدود چهار سال ادامه یافت و در سال ۱۳۱۵ یا ۱۳۱۶ برای تکمیل تحصیلات حوزوی راهی قم شد.

او حدود ۱۵ سال در حوزه علمیه قم تحصیل کرد. از استادان اصلی وی می‌توان به حسین طباطبایی بروجردی در فقه و اصول، محمدحسین طباطبایی در فلسفه و الهیات و روح‌الله خمینی در فلسفه، عرفان، اخلاق و اصول فقه اشاره کرد.[۵]

مطهری به فلسفه ملاصدرا و حکمت متعالیه گرایش داشت. او کوشید مفاهیم فلسفه اسلامی را برای مخاطبان دانشگاهی و جوانان تحصیل‌کرده بازنویسی کند و به پرسش‌های جدید درباره دین، علم، تاریخ، جامعه و انسان پاسخ دهد.

آشنایی او با محمدحسین طباطبایی به همکاری در تدوین و شرح کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم انجامید. متن اصلی این اثر از طباطبایی و توضیحات و پاورقی‌های گسترده آن از مطهری بود.

مهاجرت به تهران

مطهری در سال ۱۳۳۱ از قم به تهران رفت. مشکلات اقتصادی، نیاز به تدریس و تمایل به ارتباط مستقیم با دانشگاهیان و جوانان از عوامل این مهاجرت ذکر شده‌اند.

او در مدارس دینی مروی و سپهسالار فلسفه و علوم حوزوی تدریس کرد و از سال ۱۳۳۳ یا ۱۳۳۴ تدریس در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز کرد.

مطهری بیش از دو دهه در دانشگاه تهران به تدریس فلسفه، کلام و معارف اسلامی پرداخت. حضور هم‌زمان در حوزه، دانشگاه و محافل مذهبی جدید، او را به یکی از واسطه‌های میان روحانیت سنتی و طبقه تحصیل‌کرده مذهبی تبدیل کرد.

فعالیت‌های فکری

مطهری معتقد بود گسترش مارکسیسم، ماتریالیسم و سکولاریسم در میان جوانان نتیجه ناتوانی روحانیت در پاسخ‌دادن به مسائل جدید است. او از حوزه‌های علمیه می‌خواست آموزش فلسفه، علوم اجتماعی و مسائل روز را جدی بگیرند.

در عین حال، مطهری با قرائت‌هایی از اسلام که به‌گفته او تحت تأثیر مارکسیسم یا اندیشه‌های غربی قرار داشتند مخالفت می‌کرد. مفهوم «التقاط» در نوشته‌ها و سخنرانی‌های او به ترکیب‌کردن اسلام با مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم، ملی‌گرایی یا دیگر مکاتب اشاره داشت.

مهم‌ترین محورهای آثار او عبارت بودند از:

  • اثبات وجود خدا و دفاع فلسفی از دین؛
  • نقد ماتریالیسم و مارکسیسم؛
  • رابطه اسلام و مقتضیات زمان؛
  • مسئله عدل الهی؛
  • آزادی، اختیار و سرنوشت انسان؛
  • جامعه و تاریخ؛
  • حقوق زنان و حجاب؛
  • روحانیت و مرجعیت؛
  • ملی‌گرایی و رابطه اسلام و ایران؛
  • امامت، رهبری و حکومت اسلامی؛
  • تحلیل قیام‌های صدر اسلام و واقعه عاشورا.

ارتباط با روح‌الله خمینی

مطهری حدود ۱۲ سال در درس‌های فلسفه، اخلاق و اصول فقه روح‌الله خمینی شرکت کرد. این رابطه پس از مهاجرت مطهری به تهران و تبعید خمینی نیز ادامه یافت.

مطهری از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و رهبری خمینی حمایت کرد. در ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، به یکی از مشاوران اصلی خمینی تبدیل شد و برای دیدار با او به پاریس رفت.

او خمینی را رهبر بلامنازع انقلاب می‌دانست و در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود از رهبری دینی او دفاع می‌کرد. متن خوشامدگویی رسمی به خمینی در فرودگاه مهرآباد نیز به مطهری نسبت داده شده است.[۵]

پس از ترور مطهری، خمینی او را «پاره تن» و حاصل عمر خود نامید. این تعبیر نشان‌دهنده جایگاه مطهری در حلقه نزدیکان و شاگردان خمینی بود.

بازداشت در سال ۱۳۴۲

مطهری در شب ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ پس از سخنرانی علیه حکومت محمدرضاشاه بازداشت شد. او همراه شماری از روحانیان تهران مدتی در زندان موقت شهربانی نگهداری شد.

در سال ۱۳۴۸ نیز پس از انتشار اعلامیه‌ای برای جمع‌آوری کمک به آوارگان فلسطینی و ایراد سخنرانی علیه اسرائیل، بازداشت و برای مدتی در سلول انفرادی نگهداری شد.

حکومت شاه در سال‌های بعد برخی سخنرانی‌ها و فعالیت‌های او را محدود کرد. مسجدالجواد و حسینیه ارشاد نیز در دوره‌هایی تعطیل شدند و مطهری با محدودیت منبر و تدریس روبه‌رو شد.

با این حال، منابع مقاومت ایران معتقدند میزان برخورد حکومت شاه با مطهری قابل مقایسه با زندان، شکنجه و اعدام اعضای سازمان‌های مبارز نبود و او در بخش بزرگی از این دوره امکان تدریس، تألیف و همکاری با نهادهای رسمی را داشت.

هیئت‌های مؤتلفه اسلامی

مطهری با هیئت‌های مؤتلفه اسلامی ارتباط داشت و در آموزش ایدئولوژیک اعضای آن نقش ایفا کرد. هیئت‌های مؤتلفه از ائتلاف گروه‌های مذهبی بازار و طرفداران خمینی شکل گرفته بودند.

شماری از اعضای مؤتلفه در ترور حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت، شرکت داشتند. مطهری و روحانیانی مانند محمدحسین بهشتی و محمدجواد باهنر در شورای روحانی یا حلقه هدایت فکری این جریان قرار داشتند.

مؤتلفه پس از انقلاب به یکی از سازمان‌های سیاسی و اقتصادی محافظه‌کار در جمهوری اسلامی تبدیل شد و بسیاری از اعضای آن در نهادهای حکومتی مسئولیت گرفتند.

تأسیس حسینیه ارشاد

مطهری در سال ۱۳۴۶ همراه با محمد همایون و شماری دیگر در تأسیس حسینیه ارشاد مشارکت کرد. هدف این مؤسسه ارائه آموزه‌های اسلامی با زبان جدید برای جوانان و دانشگاهیان بود.

مطهری در حسینیه ارشاد درباره موضوعاتی چون خاتمیت، عدالت، عاشورا، نهج‌البلاغه، انسان و سرنوشت و فلسفه اسلامی سخنرانی می‌کرد. او می‌خواست این مؤسسه به مرکزی پژوهشی و تبلیغی برای عرضه «ایدئولوژی اسلامی» در برابر مکاتب رقیب تبدیل شود.

حسینیه ارشاد با سخنرانی‌های علی شریعتی به یکی از مراکز پرمخاطب مذهبی تبدیل شد. محبوبیت شریعتی، شیوه تفسیر او از تاریخ اسلام و تأثیر اندیشه‌های جامعه‌شناختی و انقلابی بر آثارش با انتقاد مطهری روبه‌رو شد.

مطهری در سال ۱۳۴۹ از هیئت‌مدیره حسینیه ارشاد استعفا داد. اختلاف بر سر شیوه مدیریت، محتوای سخنرانی‌ها و جایگاه شریعتی از عوامل این جدایی بود.

رابطه با علی شریعتی

رابطه مطهری و علی شریعتی ترکیبی از همکاری و اختلاف فکری بود. مطهری در ابتدا از حضور شریعتی در حسینیه ارشاد حمایت کرد، ولی بعدها برخی برداشت‌های او از تشیع، روحانیت، تاریخ اسلام و جامعه‌شناسی را نادرست یا التقاطی دانست.

مطهری معتقد بود شریعتی در استفاده از مفاهیم غربی و مارکسیستی، مرز میان آموزه‌های اسلامی و مکاتب جدید را مخدوش می‌کند. او به‌ویژه با انتقادهای شریعتی از روحانیت سنتی و برخی تفسیرهایش از تشیع علوی مخالفت داشت.

پس از مرگ شریعتی، مطهری و مهدی بازرگان در بیانیه‌ای مشترک، اتهام‌هایی مانند وهابی‌گری یا نفی اصول اسلام را درباره شریعتی رد کردند، اما بر وجود خطاهایی در آثار او تأکید داشتند.

منتقدان مطهری می‌گویند مخالفت او با شریعتی بخشی از تلاش روحانیت برای حفظ انحصار تفسیر دین بود. طرفداران مطهری، این انتقادها را دفاع علمی از مبانی شیعه در برابر برداشت‌های غیرحوزوی می‌دانند.

مخالفت با مارکسیسم

مبارزه فکری با مارکسیسم یکی از مهم‌ترین محورهای فعالیت مطهری بود. او ماتریالیسم تاریخی، نظریه مبارزه طبقاتی و تفسیر اقتصادی تاریخ را رد می‌کرد و معتقد بود مارکسیسم نمی‌تواند ابعاد معنوی و اخلاقی انسان را توضیح دهد.

مطهری همچنین با گروه‌هایی که مفاهیم اسلامی را با تحلیل طبقاتی و مارکسیستی ترکیب می‌کردند مخالفت می‌کرد. او اصطلاح‌هایی مانند «ماتریالیسم اغفال‌شده» یا «ماتریالیسم منافق» را برای توصیف برخی جریان‌های مذهبی ـ مارکسیستی به‌کار برد.

گروه فرقان در اطلاعیه پذیرش مسئولیت ترور مطهری، او را به استفاده از اصطلاح «ماتریالیسم منافق» برای تکفیر نیروهای انقلابی متهم کرد.[۶]

مخالفت با سازمان مجاهدین خلق

مطهری از نخستین روحانیانی بود که به مقابله نظری و سیاسی با سازمان مجاهدین خلق پرداخت. او مدعی بود که ایدئولوژی مجاهدین آمیزه‌ای از اسلام و مارکسیسم است و آن را «التقاطی» معرفی می‌کرد.

این مخالفت پس از تغییر ایدئولوژی بخشی از مرکزیت سازمان در سال ۱۳۵۴ تشدید شد. با وجود آن‌که اعضای مسلمان سازمان در زندان و خارج از زندان این تغییر را رد کردند، مطهری مخالفت خود را به کلیت سازمان و جریان مجاهدین تعمیم داد.

مقام‌های جمهوری اسلامی بعدها از قول او نقل کردند که «خطر مجاهدین از خطر شاه بیشتر است». این روایت نشان‌دهنده تقدم مقابله ایدئولوژیک با مجاهدین در دیدگاه مطهری است.[۲]

حذف مجاهدین از کمیته استقبال

در آستانه بازگشت خمینی به ایران، بحث درباره مشارکت سازمان مجاهدین در کمیته استقبال و حفاظت از او مطرح شد. سازمان مجاهدین از سابقه مبارزه مسلحانه با حکومت شاه و پایگاه گسترده‌ای در میان جوانان برخوردار بود.

بر اساس خاطرات منتشرشده از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی، مطهری با واگذاری تریبون بهشت‌زهرا یا مسئولیت حفاظت از خمینی به مجاهدین مخالفت کرد. او از طریق احمد خمینی پیام داد که اگر مجاهدین در برنامه نقش داشته باشند، همکاری خود را متوقف خواهد کرد.

در نتیجه، مجاهدین از مسئولیت‌های اصلی کمیته استقبال کنار گذاشته شدند و حفاظت از خمینی به نیروهای مذهبی نزدیک به روحانیت واگذار شد.[۷]

تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

پس از انقلاب، هفت گروه مسلح اسلام‌گرا و نزدیک به خمینی در سازمانی با نام «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» ادغام شدند. این نام‌گذاری با هدف ضدیت با سازمان مجاهدین خلق صورت گرفت.

محمدباقر ذوالقدر، از اعضای اولیه این سازمان و از فرماندهان بعدی سپاه، گفته است مطهری پیشنهاد کرده بود این گروه‌ها تشکیلاتی واحد تشکیل دهند تا عنوان «مجاهد» در اختیار سازمان مجاهدین خلق باقی نماند.[۳]

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ایجاد و تقویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته‌ها و دیگر نهادهای امنیتی حکومت جدید نقش داشت. شماری از اعضای آن بعدها در سرکوب مخالفان و ساختارهای اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی مسئولیت گرفتند.

جامعه روحانیت مبارز

مطهری همراه با محمد بهشتی، محمد مفتح، محمدرضا مهدوی کنی و شماری دیگر از روحانیان تهران در شکل‌گیری جامعه روحانیت مبارز نقش داشت.

هدف این تشکل، هماهنگ‌کردن فعالیت سیاسی روحانیان طرفدار خمینی و سازمان‌دهی مساجد، منبرها و شبکه‌های مذهبی در جریان انقلاب بود. جامعه روحانیت مبارز پس از انقلاب به یکی از تشکل‌های اصلی جناح محافظه‌کار جمهوری اسلامی تبدیل شد.

تشکیل این تشکل بخشی از روند سازمان‌یافتن روحانیت برای به‌دست‌گرفتن رهبری سیاسی انقلاب بود.

تشکیل شورای انقلاب

خمینی در دی‌ماه ۱۳۵۷ فرمان تشکیل شورای انقلاب را صادر کرد. مأموریت انتخاب اعضای نخستین شورا به مطهری واگذار شد. اعضای اولیه اغلب روحانیان نزدیک به خمینی بودند و سپس تعدادی از فعالان ملی ـ مذهبی و نهضت آزادی به شورا افزوده شدند.

مطهری پس از انقلاب ریاست شورای انقلاب را برعهده گرفت. این شورا تا تشکیل نهادهای رسمی، در قانون‌گذاری، انتصاب مقام‌ها، ایجاد کمیته‌ها و تصمیم‌گیری‌های سیاسی نقش داشت.

جلسات شورای انقلاب محرمانه بود و ترکیب کامل آن تا مدتی اعلام نشد. این شورا در کنار دولت موقت، یکی از دو مرکز اصلی قدرت پس از سقوط سلطنت بود؛ با این تفاوت که شورای انقلاب مستقیماً زیر نظر خمینی فعالیت می‌کرد.

مطهری کمتر از سه ماه پس از پیروزی انقلاب کشته شد و فرصت نیافت در تدوین قانون اساسی نهایی یا تحولات بعدی جمهوری اسلامی نقشی مستقیم ایفا کند.

دیدگاه درباره ولایت فقیه

مطهری از ضرورت نظارت فقیه بر حکومت اسلامی دفاع می‌کرد، اما توضیح او از ولایت فقیه در برخی موارد با شکل نهایی این نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی تفاوت داشت.

او فقیه را «ایدئولوگ» و ناظر بر اجرای صحیح اسلام معرفی می‌کرد، نه لزوماً رئیس مستقیم دولت و مجری امور روزمره. در دیدگاه او، مردم فقیه و مقام‌های اجرایی را انتخاب می‌کنند، اما صلاحیت حکومت باید در چهارچوب ایدئولوژی اسلامی مورد تأیید قرار گیرد.[۸]

مطهری این ساختار را با دموکراسی سازگار می‌دانست، زیرا معتقد بود مردم با پذیرش اسلام، نظارت ایدئولوژیک فقیه را نیز پذیرفته‌اند.

منتقدان می‌گویند مشروط‌کردن انتخاب مردم به تأیید فقیه، حاکمیت برابر شهروندان را نقض می‌کند و راه را برای برتری روحانیت بر نهادهای انتخابی می‌گشاید. تجربه جمهوری اسلامی نیز نشان داد که «نظارت ایدئولوژیک» می‌تواند به تمرکز قدرت سیاسی، نظامی و قضایی در دست ولی فقیه تبدیل شود.

دیدگاه درباره زنان

مطهری بخش مهمی از آثار خود را به حجاب، خانواده و حقوق زنان اختصاص داد. کتاب‌های مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام از شناخته‌شده‌ترین نوشته‌های او در این زمینه‌اند.

او می‌گفت زن و مرد از نظر ارزش انسانی برابرند، اما تفاوت‌های جسمی و روانی طبیعی دارند و این تفاوت‌ها باید در تقسیم نقش‌های خانوادگی و اجتماعی بازتاب یابد.

مطهری از حجاب اسلامی، تفاوت در برخی حقوق خانوادگی، نقش مرد به‌عنوان سرپرست اقتصادی خانواده و تفاوت در ارث و برخی احکام دفاع می‌کرد. او این تفاوت‌ها را تبعیض نمی‌دانست و آن‌ها را ناشی از «طبیعت» متفاوت زن و مرد معرفی می‌کرد.

منابع مقاومت ایران این دیدگاه را یکی از پایه‌های نظری تبعیض جنسیتی در جمهوری اسلامی می‌دانند. در ارزیابی این منابع، تعریف زن و مرد به‌عنوان «دو گونه انسان» با ویژگی‌های ثابت، زمینه محدودکردن آزادی پوشش، اشتغال، طلاق، قضاوت و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی را فراهم می‌کند.[۹]

موضع درباره آیین‌ها و فرهنگ ایرانی

مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران کوشید تعارض میان هویت ایرانی و اسلامی را رد کند و نشان دهد ایرانیان در گسترش تمدن اسلامی نقش اساسی داشته‌اند.

او با ملی‌گرایی باستان‌گرا و برتری‌دادن ایران پیش از اسلام بر فرهنگ اسلامی مخالفت می‌کرد. در برخی سخنرانی‌ها، آیین‌هایی مانند چهارشنبه‌سوری را دارای ریشه‌های غیر اسلامی و آمیخته با شرک توصیف کرد.

رسانه‌های مقاومت ایران، این سخنان را نمونه مخالفت جریان روحانیت حاکم با سنت‌ها و جشن‌های ملی ایرانی می‌دانند.[۱۰]

ارتباط با نهادهای دوره پهلوی

مطهری در دوره شاه در دانشگاه تهران، مجله زن روز، حسینیه ارشاد و دیگر مؤسسات رسمی یا نیمه‌رسمی فعالیت داشت. سلسله مقالات او درباره حقوق زنان ابتدا در مجله زن روز منتشر شد و بعدها به‌صورت کتاب درآمد.

سایت ایران افشاگر، این همکاری‌ها را نشانه برخورداری مطهری از امکان فعالیت در ساختار فرهنگی دوران پهلوی و سازش او با نظم موجود معرفی کرده است.[۱۱]

این منبع همچنین به ارتباط او با محافلی مانند انجمن شاهنشاهی فلسفه اشاره می‌کند. در مقابل، منابع رسمی جمهوری اسلامی، حضور مطهری در دانشگاه و نشریات را بخشی از مبارزه فرهنگی او با مارکسیسم و حکومت شاه می‌دانند.

نقش در استقرار حاکمیت روحانیت

مطهری پیش از انقلاب بر ضرورت رهبری روحانیت و حفظ هویت اسلامی جنبش تأکید می‌کرد. تشکیل جامعه روحانیت مبارز، ارتباط با مؤتلفه، سازمان‌دهی شورای انقلاب و مخالفت با نیروهای رقیب در همین چهارچوب ارزیابی می‌شود.

او تنها چند ماه پس از سقوط شاه زنده بود و در سرکوب‌های گسترده سال‌های بعد، تدوین قانون اساسی نهایی، ایجاد دادگاه‌های انقلاب دائمی یا کشتارهای دهه ۱۳۶۰ نقش مستقیم نداشت.

با وجود این، منتقدان او را از معماران فکری ساختاری می‌دانند که حق نظارت ویژه روحانیت بر حکومت را به رسمیت شناخت و نیروهای سیاسی مستقل را با اتهام انحراف یا التقاط کنار زد.

گروه فرقان

گروه فرقان جریانی اسلام‌گرا، ضدروحانیت و متأثر از برخی برداشت‌های علی شریعتی بود که اکبر گودرزی آن را رهبری می‌کرد. اعضای این گروه روحانیت را متهم می‌کردند که انقلاب مردم را مصادره و درصدد تأسیس حاکمیت طبقاتی روحانیان است.

مطهری از منتقدان فکری فرقان بود و نوشته‌ها و تفاسیر قرآنی این گروه را سطحی و التقاطی می‌دانست. حساسیت او نسبت به فرقان پیش از انقلاب افزایش یافته بود و جزوه‌های این گروه برای بررسی در اختیارش قرار می‌گرفت.[۱۲]

پس از انقلاب، فرقان ترور شماری از روحانیان و مقام‌های حکومت جدید را در دستور کار قرار داد. این گروه مطهری را یکی از نظریه‌پردازان اصلی حکومت روحانیت می‌دانست.

ترور

در شامگاه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، مطهری در جلسه‌ای در منزل یدالله سحابی در تهران شرکت کرد. پس از پایان جلسه و هنگام خروج از ساختمان، محمدعلی بصیری از اعضای فرقان به او شلیک کرد.

گلوله به سر مطهری اصابت کرد. او به بیمارستان طرفه منتقل شد، اما جان باخت. گروه فرقان مسئولیت عملیات را برعهده گرفت.

فرقان در اطلاعیه خود مطهری را به طراحی و آماده‌سازی تشکیلاتی «دیکتاتوری آخوندیسم»، تحریف اسلام و به‌کارگیری تکفیر علیه نیروهای انقلابی متهم کرد.[۶]

اعضای اصلی فرقان در ماه‌های بعد بازداشت شدند. اکبر گودرزی، محمدعلی بصیری و شماری دیگر پس از محاکمه در دادگاه انقلاب اعدام شدند.

واکنش به ترور

خمینی با انتشار پیامی از مطهری به‌عنوان فرزند عزیز و حاصل عمر خود یاد کرد. حکومت جدید مراسم گسترده‌ای برای تشییع او برگزار کرد و پیکرش در حرم فاطمه معصومه در قم به خاک سپرده شد.

ترور مطهری به حکومت امکان داد گروه فرقان و جریان‌های منتقد روحانیت را هدف سرکوب گسترده قرار دهد. او در تبلیغات رسمی به نماد روحانی روشنفکر، نظریه‌پرداز انقلاب و قربانی «التقاط» تبدیل شد.

دوازدهم اردیبهشت در تقویم جمهوری اسلامی «روز معلم» نام‌گذاری شد. آثار مطهری نیز وارد برنامه‌های آموزشی مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و نهادهای حکومتی گردید.

آثار

مرتضی مطهری ده‌ها کتاب، مقاله، سخنرانی و درس در زمینه فلسفه، کلام، جامعه، تاریخ و سیاست بر جای گذاشت. بخشی از آثار او در زمان حیاتش منتشر شد و بخش دیگری پس از مرگ، از روی نوار سخنرانی یا یادداشت‌ها تدوین گردید.

از آثار شناخته‌شده او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اصول فلسفه و روش رئالیسم؛
  • عدل الهی؛
  • انسان و سرنوشت؛
  • انسان کامل؛
  • انسان و ایمان؛
  • مسئله حجاب؛
  • نظام حقوق زن در اسلام؛
  • اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب؛
  • اسلام و مقتضیات زمان؛
  • خدمات متقابل اسلام و ایران؛
  • جاذبه و دافعه علی؛
  • سیری در نهج‌البلاغه؛
  • حماسه حسینی؛
  • امامت و رهبری؛
  • پیرامون انقلاب اسلامی؛
  • پیرامون جمهوری اسلامی؛
  • علل گرایش به مادی‌گری؛
  • آشنایی با علوم اسلامی؛
  • آشنایی با قرآن؛
  • جامعه و تاریخ؛
  • نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر.

مجموعه آثار او در ده‌ها جلد منتشر شده است. برخی کتاب‌ها متن نوشته‌شده توسط خود او و برخی دیگر حاصل تدوین سخنرانی‌ها و یادداشت‌هایش هستند؛ ازاین‌رو درباره میزان ویرایش پس از مرگ و انتساب دقیق برخی عبارت‌ها بحث وجود دارد.

جایگاه در جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی مطهری را یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان انقلاب و حکومت اسلامی معرفی می‌کند. آثار او در دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، مراکز تربیت معلم، سپاه پاسداران و سازمان‌های فرهنگی تدریس می‌شوند.

نام او بر خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، مؤسسات فرهنگی و طرح‌های حکومتی گذاشته شده است. سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیمای جمهوری اسلامی و نهادهای آموزشی هر سال برنامه‌هایی برای بزرگداشت او برگزار می‌کنند.

حکومت از آثار مطهری برای مشروعیت‌بخشیدن به موضوعاتی چون ولایت فقیه، حجاب، تفاوت حقوق زن و مرد، مقابله با مارکسیسم و نقش روحانیت در سیاست استفاده کرده است.

دیدگاه مقاومت ایران

سازمان مجاهدین و رسانه‌های مقاومت ایران، مرتضی مطهری را یکی از نظریه‌پردازان اصلی حاکمیت روحانیت و از نخستین طراحان حذف مجاهدین از ساختار سیاسی پس از انقلاب می‌دانند.

مهم‌ترین محورهای انتقاد منابع مقاومت ایران از مطهری عبارت‌اند از:

  • دفاع از رهبری انحصاری خمینی و روحانیت؛
  • مخالفت با حضور مجاهدین در کمیته استقبال از خمینی؛
  • استفاده از عنوان «التقاط» برای بی‌اعتبارکردن اسلام انقلابی مجاهدین؛
  • پیشنهاد تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در برابر سازمان مجاهدین خلق؛
  • ترجیح مقابله با مجاهدین بر مبارزه با حکومت شاه؛
  • مشارکت در تشکیل شورای انقلاب به‌صورت غیرشفاف؛
  • دفاع از حق نظارت ویژه فقیه بر حکومت؛
  • ارائه مبانی نظری تبعیض حقوقی میان زنان و مردان؛
  • مخالفت با اختیار آزادانه پوشش؛
  • مقابله با برخی سنت‌های ملی و فرهنگی ایران؛
  • زمینه‌سازی برای تثبیت اقتدار سیاسی روحانیت.

ایران افشاگر، مطهری را روحانی‌ای معرفی می‌کند که در دوره شاه بیشتر به فعالیت فرهنگی و دانشگاهی اشتغال داشت، اما با اوج‌گیری انقلاب در حلقه اصلی قدرت خمینی قرار گرفت و ریاست شورای انقلاب را برعهده گرفت.[۱۱]

گاه‌شمار

  • ۱۳ بهمن ۱۲۹۸: تولد در فریمان.
  • اوایل دهه ۱۳۱۰: آغاز تحصیلات حوزوی در مشهد.
  • ۱۳۱۵ یا ۱۳۱۶: مهاجرت به قم.
  • ۱۳۳۱: مهاجرت به تهران.
  • ۱۳۳۳ یا ۱۳۳۴: آغاز تدریس در دانشگاه تهران.
  • ۱۵ خرداد ۱۳۴۲: بازداشت پس از سخنرانی علیه حکومت شاه.
  • ۱۳۴۶: مشارکت در تأسیس حسینیه ارشاد.
  • ۱۳۴۸: بازداشت پس از فعالیت در حمایت از فلسطینیان.
  • ۱۳۴۹: کناره‌گیری از مدیریت حسینیه ارشاد.
  • دهه ۱۳۵۰: افزایش انتقاد از مارکسیسم، علی شریعتی و سازمان مجاهدین خلق.
  • ۱۳۵۶: مشارکت در سازمان‌دهی جامعه روحانیت مبارز.
  • ۱۳۵۷: دیدار با خمینی در پاریس و مأمورشدن به تشکیل شورای انقلاب.
  • بهمن ۱۳۵۷: ریاست شورای انقلاب و مشارکت در کمیته استقبال از خمینی.
  • ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸: ترور و کشته‌شدن به دست یکی از اعضای گروه فرقان.
  • ۱۲ اردیبهشت: نام‌گذاری این روز به‌عنوان روز معلم در تقویم جمهوری اسلامی.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ فیلسوفان معاصر ایران؛ مرتضی مطهری، آکادمی مطالعات ایرانی لندن.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ محبوبیت مجاهدین و خاطره‌گویی سایت پاسداران، سازمان مجاهدین خلق ایران.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ اعتراف مقام‌های حکومتی به هدف تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای مقابله با مجاهدین، سازمان مجاهدین خلق ایران.
  4. ↑ ترور مرتضی مطهری، آرشیو تاریخ دیجیتال انقلاب ایران.
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ مرتضی مطهری؛ احیای اندیشه دینی در عصر سکولاریسم، فصلنامه نقد دینی.
  6. ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ گروه فرقان؛ اسناد و تاریخچه، عدالت برای ایران.
  7. ↑ سی خرداد، پاسخ به ضرورت تاریخ؛ قسمت سوم، سازمان مجاهدین خلق ایران.
  8. ↑ بررسی دیدگاه‌های آغازین درباره ولایت فقیه و نظریه مرتضی مطهری، محسن کدیور.
  9. ↑ سقف‌های شیشه‌ای علیه زنان در نظام زن‌ستیز آخوندی، سازمان مجاهدین خلق ایران.
  10. ↑ چهارشنبه‌سوری؛ فرصت و فراخوانی برای گسترش قیام، سازمان مجاهدین خلق ایران.
  11. ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ روابط مرتضی مطهری با دربار شاه؛ چرا انقلاب ۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد، ایران افشاگر.
  12. ↑ روایت مرتضی الویری از ارتباط با گروه فرقان و دیدگاه مطهری، خبرگزاری تسنیم.