آزادی گوهر حقیقی اسلام

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آزادی گوهر حقیقی اسلام
روی جلد کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام»
نویسندهمریم رجوی
تاریخ نشرخرداد ۱۳۹۵
موضوعاسلام، آزادی، دموکراسی، حاکمیت مردم، برابری زنان و مردان، مخالفت با بنیادگرایی
سبکغیرداستانی، دینی ـ سیاسی، مجموعه سخنرانی
زبانفارسی
نوع رسانهچاپی و الکترونیکی

آزادی گوهر حقیقی اسلام مجموعه‌ای از پنج سخنرانی مریم رجوی دربارهٔ نسبت اسلام با آزادی، دموکراسی، حاکمیت مردم، حقوق زنان، رواداری دینی و مقابله با بنیادگرایی است. این کتاب در خرداد ۱۳۹۵ در ۷۳ صفحه منتشر شد. سخنرانی‌های کتاب در فاصلهٔ اردیبهشت ۱۳۸۵ تا تیر ۱۳۹۴ و در گردهمایی‌ها و کنفرانس‌های مسلمانان و حامیان مقاومت ایران در پاریس ایراد شده‌اند.[۱]

دیدگاه محوری کتاب این است که آزادی انتخاب، از جمله آزادی انتخاب دین و عقیده، جزئی جدایی‌ناپذیر از پیام اسلام است و حکومت دینی مبتنی بر اجبار، تبعیض و ولایت مطلقه را نمی‌توان نمایندهٔ اسلام دانست. عنوان کتاب نیز از همین برداشت سرچشمه می‌گیرد و بر مفهوم قرآنی «لا اکراه فی‌الدین» تأکید می‌کند.[۲]

مریم رجوی در این مجموعه، قرائتی دموکراتیک و بردبار از اسلام را در برابر دو الگوی ولایت فقیه و بنیادگرایی مذهبی قرار می‌دهد. او حکومت جمهوری اسلامی ایران، داعش، القاعده، بوکوحرام و دیگر جریان‌های افراطی را دارای ویژگی‌هایی مشترک، از جمله تحمیل دین، نفی حاکمیت مردم، تکفیر، خشونت سازمان‌یافته و زن‌ستیزی، معرفی می‌کند. مطالب کتاب بازتاب‌دهندهٔ دیدگاه دینی و سیاسی نویسنده و سازمان مجاهدین خلق ایران است و به‌عنوان پژوهشی جامع یا دانشگاهی دربارهٔ اسلام تدوین نشده است.[۲]

انتشار و مشخصات کتاب

عنوان روی جلد کتاب بدون نشانهٔ ویرگول و به‌صورت «آزادی گوهر حقیقی اسلام» نوشته شده است. زیرعنوان آن «گزیدهٔ ۵ سخنرانی از مریم رجوی» است. نسخهٔ الکترونیکی کتاب ۷۳ صفحه دارد و زمان انتشار آن در شناسنامهٔ اثر خرداد ۱۳۹۵ ذکر شده است.[۱]

کتاب به‌طور کامل از متن سخنرانی‌های مریم رجوی تشکیل شده است. سخنرانی‌ها به ترتیب موضوعی تنظیم شده‌اند؛ با این حال، ترتیب آن‌ها الزاماً بر اساس تاریخ ایراد سخنرانی نیست.

زمینهٔ انتشار

مقدمهٔ کتاب با اشاره به گسترش بنیادگرایی مذهبی، جنگ‌های خاورمیانه و حملات تروریستی در نقاط مختلف جهان، پرسش‌هایی دربارهٔ ارتباط اسلام با بنیادگرایی و خشونت مطرح می‌کند. از حملات سال ۲۰۱۵ پاریس، کشتار سن‌برناردینو در کالیفرنیا، حملات مارس ۲۰۱۶ بروکسل، انفجار هواپیمای روسی بر فراز صحرای سینا، جنگ عراق و کشتار مردم سوریه به‌عنوان بخشی از زمینهٔ سیاسی انتشار کتاب یاد شده است.[۲]

در مقدمه سه پرسش اصلی مطرح می‌شود:

  • آیا بنیادگرایان و افراط‌گرایان نمایندهٔ اسلام‌اند؟
  • دیدگاه اسلام دربارهٔ آزادی و حاکمیت مردم چیست؟
  • موضع اسلام در قبال تروریسم، خشونت کور و تحمیل عقیده چیست؟

پاسخ کتاب به پرسش نخست منفی است. نویسنده قرائت بنیادگرایانه را تحریف اسلام و ابزاری برای کسب یا حفظ قدرت سیاسی می‌داند و در برابر آن از آنچه «اسلام اصیل، دموکراتیک و بردبار» می‌نامد، دفاع می‌کند.[۲]

ساختار

کتاب پس از مقدمه، پنج سخنرانی را دربر می‌گیرد:

سخنرانی‌های کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام»
عنوان مناسبت زمان و مکان صفحهٔ آغاز
«لا اکراه فی‌الدین» کنفرانس «اسلام دموکراتیک و بردبار علیه ارتجاع و بنیادگرایی» ۱۲ تیر ۱۳۹۴، پاریس ۹
«آزادی، فروغ خدایی» کنفرانس بین‌المللی عربی ـ اسلامی در همبستگی با مقاومت ایران ۱۴ مرداد ۱۳۹۱، پاریس ۱۹
«اسلام، مدافع حاکمیت مردم» کنفرانس «اسلام علیه دیکتاتوری و بنیادگرایی و مدافع حاکمیت مردم» ۱۳ شهریور ۱۳۸۹، پاریس ۲۹
«اسلام دموکراتیک: نمونهٔ مجاهدین خلق» کنفرانس همبستگی عربی ـ اسلامی با اشرف ۲۲ مرداد ۱۳۹۰، پاریس ۵۵
«رحمتی برای جهانیان» اجتماع شخصیت‌های مسلمان در سالروز میلاد پیامبر اسلام اردیبهشت ۱۳۸۵ ۶۵

محتوای کتاب

لا اکراه فی‌الدین

نخستین سخنرانی کتاب در کنفرانس «اسلام دموکراتیک و بردبار علیه ارتجاع و بنیادگرایی» در ۱۲ تیر ۱۳۹۴ در پاریس ایراد شده است. عنوان آن برگرفته از آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره، «لا اکراه فی‌الدین»، به معنای نبود اجبار در دین است.[۳]

مریم رجوی در این سخنرانی، اجبار را در تعارض با ماهیت ایمان می‌داند. به گفتهٔ او، باور دینی هنگامی معنا دارد که حاصل انتخاب آزادانه باشد و اعتقادی که با زور حکومت، مجازات یا تهدید تحمیل شود، فاقد اعتبار دینی است. وی با استناد به آیاتی دربارهٔ اختیار انسان، مشورت، گفت‌وگو و شنیدن دیدگاه‌های متفاوت، نتیجه می‌گیرد که قرآن به حکومت مذهبی برای تحمیل عقیده اختیار نامحدود نداده است.[۳]

او در این فصل، مجازات افراد به‌دلیل روزه‌نگرفتن، تحمیل حجاب، سرکوب پیروان مذاهب دیگر و محدودکردن آزادی بیان را مغایر اسلام معرفی می‌کند. رجوی همچنین اعلام می‌کند که در دیدگاه او «دین اجباری»، «عبادت اجباری» و «حجاب اجباری» مردود است.[۳]

بخش پایانی سخنرانی شامل پنج موضع است:

  1. رد دین اجباری و هرگونه حکومت استبدادی به نام اسلام؛
  2. معرفی آزادی از اجبار، ستم و بهره‌کشی به‌عنوان جوهر پیام اسلام؛
  3. دفاع از اسلام دموکراتیک و بردبار، حاکمیت مردم و برابری زنان و مردان؛
  4. رد تبعیض دینی و دفاع از حقوق پیروان همهٔ ادیان؛
  5. تأکید بر همبستگی شیعه و سنی و مخالفت با جنگ و نفرت مذهبی.[۳]

آزادی، فروغ خدایی

دومین سخنرانی در ۱۴ مرداد ۱۳۹۱، هم‌زمان با ماه رمضان، در کنفرانس بین‌المللی عربی ـ اسلامی در همبستگی با مقاومت ایران ایراد شده است. موضوع اصلی آن پاسخ به این پرسش است که اسلام نیروی محرک آزادی است یا مانعی در برابر آن.[۴]

رجوی پیام توحید را نفی بندگی انسان در برابر قدرت‌های زمینی تفسیر می‌کند. در این برداشت، عبارت «لا اله الا الله» علاوه بر معنای اعتقادی، بیانگر نفی بت‌های سیاسی، دیکتاتوری و روابط مبتنی بر سلطه است. او انقلاب ۱۳۵۷ ایران را قیامی برای آزادی توصیف می‌کند که با برقراری «استبداد زیر پردهٔ دین» از هدف اولیهٔ خود منحرف شد.[۴]

در این فصل، حکومت روح‌الله خمینی متهم می‌شود که از اسلام برای توجیه سرکوب سیاسی استفاده کرده و چهره‌ای ناسازگار با آزادی از این دین عرضه کرده است. نویسنده در برابر این الگو، تجربهٔ سازمان مجاهدین خلق را نمونه‌ای از پیوند میان اعتقاد اسلامی و مبارزه برای آزادی معرفی می‌کند.

رجوی آزادی را صرفاً یک حق سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را لازمهٔ مسئولیت اخلاقی انسان معرفی می‌کند؛ زیرا از دید او، مسئولیت و انتخاب تنها در شرایطی معنا دارند که انسان امکان گزینش آزادانه داشته باشد.[۴]

اسلام، مدافع حاکمیت مردم

سومین سخنرانی کتاب در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در کنفرانسی با عنوان «اسلام علیه دیکتاتوری و بنیادگرایی و مدافع حاکمیت مردم» ارائه شده است. این فصل مفصل‌ترین بخش کتاب است و به نقد نظریهٔ ولایت فقیه و بررسی حاکمیت مردم از دیدگاه نویسنده اختصاص دارد.[۵]

رجوی ولایت فقیه را «غصب حق حاکمیت مردم» می‌نامد و استدلال می‌کند که هیچ فرد یا طبقه‌ای نمی‌تواند به نام خدا از حق فرمانروایی دائمی بر جامعه برخوردار شود. او به خودداری سازمان مجاهدین خلق از رأی‌دادن به قانون اساسی جمهوری اسلامی به‌دلیل گنجاندن اصل ولایت فقیه اشاره کرده و این موضع را یکی از سرچشمه‌های رویارویی این سازمان با حکومت می‌داند.[۵]

در ادامه، ادعاهای دینی نظریهٔ ولایت فقیه بررسی می‌شود. نویسنده با استناد به آیهٔ مشورت، برخی روایات اسلامی، سیرهٔ پیامبر و سخنان علی بن ابی‌طالب، نتیجه می‌گیرد که حکومت باید بر رضایت مردم، مشورت و حق انتخاب عمومی استوار باشد. در این چارچوب، مردم تنها رأی‌دهندگانی موقت نیستند، بلکه منشأ مشروعیت سیاسی به شمار می‌روند.

این فصل همچنین از محمود طالقانی و دیدگاه‌های او دربارهٔ شوراها، آزادی و مقابله با استبداد دینی یاد می‌کند. نقل‌قول‌های طالقانی برای نشان‌دادن وجود قرائتی آزادی‌خواهانه از اسلام در تاریخ معاصر ایران به کار رفته‌اند.[۵]

رجوی نتیجه می‌گیرد که اسلام با جمهوری، انتخابات آزاد، کثرت‌گرایی و گردش قدرت تعارضی ندارد و هر حکومتی که با سرکوب و بدون رضایت مردم ادامه یابد، حتی اگر خود را اسلامی بنامد، فاقد مشروعیت است.

اسلام دموکراتیک؛ نمونهٔ مجاهدین خلق

چهارمین سخنرانی در ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ و در کنفرانس همبستگی عربی ـ اسلامی با اشرف برگزار شده است. این فصل به تاریخچه و برداشت دینی سازمان مجاهدین خلق ایران اختصاص دارد.[۶]

رجوی استدلال می‌کند که یک اندیشهٔ دینی دموکراتیک هنگامی اهمیت عملی پیدا می‌کند که در یک جنبش اجتماعی، روابط انسانی و مبارزهٔ سیاسی نمود پیدا کند. او سازمان مجاهدین را نمونه‌ای از چنین تجربه‌ای معرفی می‌کند و تأسیس آن در سال ۱۳۴۴ را آغاز تلاشی برای ارائهٔ برداشتی آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه از اسلام می‌داند.[۶]

در روایت ارائه‌شده در کتاب، بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین مرزبندی اصلی جامعه را نه میان «باخدا» و «بی‌خدا»، بلکه میان ستمگران و ستمدیدگان می‌دانستند. رجوی این دیدگاه را در تقابل با تکفیر، تبعیض مذهبی و استفاده از دین برای حفظ نظم سیاسی و اجتماعی موجود قرار می‌دهد.

در این فصل همچنین به مواضع سازمان مجاهدین در برابر تکفیر مارکسیست‌ها در زندان‌های دورهٔ پهلوی، مخالفت با نظریهٔ ولایت فقیه پس از انقلاب و نقش مسعود رجوی در تدوین و تبیین دیدگاه اسلامی این سازمان پرداخته شده است.[۶]

از دید نویسنده، برابری زنان و مردان، مسئولیت‌پذیری جمعی، فداکاری، نفی امتیازات فردی و مناسبات مبتنی بر همبستگی از نمودهای عملی «اسلام دموکراتیک» در سازمان مجاهدین هستند. این توصیف، روایت رسمی نویسنده از مبانی فکری و مناسبات درونی این سازمان است.

رحمتی برای جهانیان

آخرین سخنرانی کتاب در اردیبهشت ۱۳۸۵ و به مناسبت میلاد پیامبر اسلام، در اجتماع شخصیت‌های مسلمان ارائه شده است. عنوان فصل از آیهٔ «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین» گرفته شده که پیامبر اسلام را رحمتی برای جهانیان معرفی می‌کند.[۷]

این فصل روایتی از ویژگی‌های اخلاقی و اجتماعی محمد، پیامبر اسلام، ارائه می‌کند. درستکاری، بردباری، پذیرش نظر مخالف، بخشش، مهربانی با کودکان، عفو دشمنان و دفاع از محرومان از جمله صفاتی هستند که در سخنرانی برجسته شده‌اند.

رجوی از خدیجه و فاطمه به‌عنوان زنانی اثرگذار در آغاز اسلام یاد می‌کند و رفتار پیامبر با زنان را در تقابل با فرهنگ زن‌ستیز جامعهٔ عرب پیش از اسلام قرار می‌دهد. او رهایی زنان را یکی از جنبه‌های مهم رسالت پیامبر می‌خواند.[۷]

در این فصل، تأسیس جامعهٔ مدینه نیز نمونه‌ای از رواداری و همزیستی دینی معرفی می‌شود. نویسنده به پیمان مدینه و حضور مسلمانان و یهودیان در یک جامعهٔ سیاسی مشترک اشاره می‌کند و آن را شاهدی بر سازگاری اسلام با تکثر دینی می‌داند.

جمع‌بندی فصل آن است که جریان‌هایی که به نام اسلام به ترور، تکفیر، سرکوب زنان و کشتار غیرنظامیان دست می‌زنند، در تعارض با پیام رحمت و بردباری پیامبر قرار دارند.[۷]

دیدگاه‌های محوری

آزادی عقیده و نفی اجبار

مفهوم «لا اکراه فی‌الدین» ستون اصلی استدلال کتاب است. مریم رجوی میان ایمان و اجبار تعارض بنیادی قائل است و آزادی انتخاب را شرط مسئولیت دینی و اخلاقی انسان می‌داند. بر همین اساس، حکومت حق ندارد نوع اعتقاد، عبادت، پوشش یا برداشت مذهبی شهروندان را تعیین کند.

حاکمیت مردم

کتاب، حاکمیت را حق مردم و نه امتیازی الهی برای فقیهان یا رهبران مذهبی می‌داند. از دید نویسنده، مشروعیت سیاسی باید از رأی آزاد مردم سرچشمه بگیرد و مردم باید حق عزل حاکمان و تغییر حکومت را داشته باشند.

جدایی دین و دولت

اگرچه اصطلاح جدایی دین و دولت در همهٔ فصل‌ها به‌صورت یکسان به کار نرفته، نتیجهٔ سیاسی استدلال کتاب دفاع از حکومتی است که هیچ دین و مذهبی را به شهروندان تحمیل نکند. این دیدگاه با برنامهٔ شورای ملی مقاومت برای جدایی دین و دولت و تضمین آزادی ادیان و مذاهب ارتباط دارد.

برابری زنان و مردان

کتاب سرکوب زنان را یکی از وجوه مشترک بنیادگرایی شیعه و سنی معرفی می‌کند. مریم رجوی حجاب اجباری، محرومیت زنان از مشارکت سیاسی و نابرابری حقوقی را مغایر روح اسلام می‌داند. او با اشاره به نقش خدیجه، فاطمه و زنان مسلمان صدر اسلام، از مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی و اجتماعی دفاع می‌کند.

رواداری دینی

دفاع از حقوق اهل سنت، مسیحیان، یهودیان و پیروان دیگر ادیان از موضوعات تکرارشوندهٔ کتاب است. نویسنده اختلاف‌افکنی میان شیعه و سنی را ابزاری برای حفظ یا گسترش قدرت سیاسی حکومت‌ها و جریان‌های بنیادگرا می‌داند.

مقابله با بنیادگرایی و تروریسم

کتاب میان اسلام و عملکرد سازمان‌های بنیادگرا تمایز می‌گذارد. نویسنده داعش و حکومت ولایت فقیه را، با وجود اختلاف مذهبی و سیاسی، برخوردار از مؤلفه‌هایی مشترک چون حکومت مطلقه، تکفیر، زن‌ستیزی و استفاده از خشونت به نام دین معرفی می‌کند.[۲]

منابع و شیوهٔ استدلال

استدلال‌های کتاب عمدتاً بر تفسیر آیات قرآن، روایت‌هایی از زندگی پیامبر اسلام، سیرهٔ علی بن ابی‌طالب و تجربهٔ سیاسی معاصر ایران استوارند. آیات مربوط به آزادی دین، مشورت، رحمت، کرامت انسانی و شنیدن دیدگاه‌های متفاوت در بخش‌های گوناگون کتاب مورد استناد قرار گرفته‌اند.

نامهٔ علی بن ابی‌طالب به مالک اشتر، سخنان محمود طالقانی و مواضع تاریخی سازمان مجاهدین خلق از دیگر منابع استدلال نویسنده‌اند. کتاب منابع کتاب‌شناختی گسترده یا دستگاه پژوهشی دانشگاهی ندارد و بیشتر در قالب خطابهٔ سیاسی ـ دینی نوشته شده است.

ویژگی‌های اثر

«آزادی گوهر حقیقی اسلام» هم‌زمان دارای سه جنبه است:

  • تبیین دینی آزادی، حاکمیت مردم و برابری؛
  • نقد ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و نظریهٔ ولایت فقیه؛
  • معرفی برداشت سازمان مجاهدین خلق از اسلام دموکراتیک.

از آنجا که کتاب مجموعهٔ سخنرانی‌های رهبر یک جریان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است، مطالب تاریخی و سیاسی آن بیانگر مواضع مریم رجوی و مقاومت ایران به شمار می‌روند.

جایگاه کتاب در آثار مریم رجوی

این کتاب بخشی از مجموعهٔ آثار و سخنرانی‌های مریم رجوی دربارهٔ اسلام دموکراتیک و مقابله با بنیادگرایی است. مباحث آن با دیگر نوشته‌های وی دربارهٔ جدایی دین و دولت، برابری زنان و مردان، لغو مجازات اعدام، حقوق اقلیت‌های دینی و قومی و طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای آینده ایران ارتباط دارد.

اثر حاضر بیش از آن‌که برنامه‌ای تفصیلی برای حکومت آینده باشد، مبانی دینی دیدگاه‌های سیاسی نویسنده را توضیح می‌دهد. در این چارچوب، آزادی نه صرفاً یک مطالبهٔ سیاسی، بلکه سرچشمهٔ کرامت، مسئولیت و تکامل انسان معرفی می‌شود.

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مریم رجوی، آزادی گوهر حقیقی اسلام؛ گزیدهٔ ۵ سخنرانی از مریم رجوی، خرداد ۱۳۹۵.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ همان، صص. ۵–۸.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ همان، صص. ۹–۱۸.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ همان، صص. ۱۹–۲۸.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ همان، صص. ۲۹–۵۴.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ همان، صص. ۵۵–۶۴.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ همان، صص. ۶۵–۷۳.

```