جامعهشناسی تاریخی
| شناسنامه | |
|---|---|
| نامهای دیگر | جامعهشناسی تاریخی ـ تطبیقی، جامعهشناسی تطبیقی ـ تاریخی |
| حوزه | جامعهشناسی، جامعهشناسی سیاسی، تاریخ اجتماعی، سیاست تطبیقی، اقتصاد سیاسی، نظریهٔ اجتماعی |
| خاستگاه | اروپا و آمریکای شمالی؛ برآمده از پیوند نظریهٔ اجتماعی، جامعهشناسی و مطالعهٔ تاریخی تحولات بلندمدت |
| اندیشه و تاریخ | |
| مفاهیم کلیدی | تغییر اجتماعی، فرایند تاریخی، علیت، مقایسه، دولت، طبقه، قدرت، انقلاب، سرمایهداری، نهادها، مسیر تاریخی، وابستگی به مسیر، جنبش اجتماعی، دولتسازی |
| جریانهای مرتبط | جامعهشناسی سیاسی، تاریخ اجتماعی، جامعهشناسی تطبیقی، اقتصاد سیاسی، جامعهشناسی انقلاب، نظریهٔ دولت، جامعهشناسی کلان |
| تأثیرپذیرفته از | نظریهٔ مارکسی، جامعهشناسی وبری، تاریخ اجتماعی، اقتصاد سیاسی، نظریهٔ دولت، جامعهشناسی سیاسی و مطالعات تطبیقی |
| تأثیرگذار بر | مطالعات انقلاب، دولتسازی، دموکراتیزاسیون، اقتدارگرایی، جنبشهای اجتماعی، ملیگرایی، دولت رفاه، سرمایهداری و نابرابری اجتماعی |
| نقد و ارزیابی | |
جامعهشناسی تاریخی (به انگلیسی: Historical Sociology) شاخه و رویکردی در جامعهشناسی است که پدیدهها، ساختارها و فرایندهای اجتماعی را در بستر تاریخی آنها مطالعه میکند. جامعهشناسی تاریخی بر این فرض استوار است که بسیاری از ساختارهای اجتماعی و سیاسی را نمیتوان صرفاً از طریق بررسی وضعیت کنونی آنها فهمید، بلکه باید فرایندی را مطالعه کرد که طی آن این ساختارها در طول زمان شکل گرفته، تغییر کرده و تثبیت شدهاند.
موضوعاتی مانند پیدایش سرمایهداری، شکلگیری دولت مدرن، انقلابها، پیدایش طبقات اجتماعی، دموکراسی، اقتدارگرایی، دولت رفاه، ملیگرایی، جنبشهای اجتماعی، جنگ، دولتسازی و تغییرات بلندمدت روابط قدرت از موضوعات مهم جامعهشناسی تاریخی هستند.
جامعهشناسی تاریخی بهویژه از دههٔ ۱۹۷۰ میلادی در جامعهشناسی آمریکا بهعنوان حوزهای مشخص و شناختهشده گسترش یافت، هرچند استفاده از تاریخ در آثار جامعهشناسان بسیار قدیمیتر بود. تدا اسکاچپول یادآور شده است که اصطلاح «جامعهشناسی تاریخی» تا دههٔ ۱۹۷۰ در میان جامعهشناسان آمریکایی چندان متداول نبود، در حالی که سنت پژوهش تاریخی در جامعهشناسی از مدتها پیش وجود داشت.[۱]
تعریف جامعهشناسی تاریخی
جامعهشناسی تاریخی را میتوان مطالعهٔ جامعه با تأکید بر زمان، فرایند و تحول تعریف کرد.
جامعهشناس تاریخی بهجای آنکه تنها بپرسد:
«ساختار یک جامعه چگونه است؟»
میپرسد:
«این ساختار چگونه به وجود آمده است؟»
«چه نیروهایی آن را شکل دادهاند؟»
«چرا در یک جامعه شکل گرفته اما در جامعهای دیگر مسیر متفاوتی طی کرده است؟»
«چه رویدادها و تصمیمهایی مسیر تحول آن را تغییر دادهاند؟»
این پرسشها جامعهشناسی تاریخی را به مطالعهٔ تغییر اجتماعی و تحلیل فرایندهای بلندمدت هدایت میکنند.
تاریخ و جامعهشناسی
جامعهشناسی تاریخی در مرز میان جامعهشناسی و تاریخ قرار دارد.
تاریخنگار معمولاً میکوشد رویدادها و تحولات گذشته را در زمینهٔ زمانی و مکانی مشخص آنها بازسازی و تفسیر کند.
جامعهشناس تاریخی نیز از اسناد و دادههای تاریخی استفاده میکند، اما معمولاً به دنبال کشف الگوها، سازوکارها و روابط اجتماعی گستردهتر است.
برای مثال، تاریخنگار ممکن است انقلاب فرانسه را با جزئیات بررسی کند.
جامعهشناس تاریخی میتواند پرسش دیگری مطرح کند:
چرا انقلاب اجتماعی در فرانسه رخ داد اما در برخی جوامع دارای شرایط ظاهراً مشابه رخ نداد؟
این پرسش امکان مقایسهٔ تاریخی را مطرح میکند.
جامعهشناسی تاریخی و جامعهشناسی کلاسیک
مرز میان جامعهشناسی تاریخی و جامعهشناسی کلاسیک چندان روشن نیست، زیرا بسیاری از بنیانگذاران جامعهشناسی اساساً تاریخی میاندیشیدند.
کارل مارکس تحول جوامع را از طریق تغییر شیوههای تولید، مناسبات طبقاتی و مبارزهٔ طبقاتی تحلیل میکرد.
ماکس وبر پیدایش سرمایهداری مدرن، دیوانسالاری، انواع سلطه و عقلانیشدن را در بستر تاریخی و تطبیقی بررسی کرد.
امیل دورکیم تحول تقسیم کار و اشکال همبستگی اجتماعی را مطالعه کرد.
الکسی دو توکویل انقلاب فرانسه و دموکراسی آمریکا را با رویکردی تاریخی و تطبیقی تحلیل کرد.
از این رو، جامعهشناسی تاریخی در یک معنا بازگشت به یکی از ویژگیهای اصلی جامعهشناسی کلاسیک است.
کارل مارکس
کارل مارکس یکی از مهمترین پیشگامان جامعهشناسی تاریخی محسوب میشود.
مارکس ساختارهای اجتماعی را ثابت نمیدانست.
از نظر او، نظامهای اقتصادی و روابط طبقاتی در طول تاریخ تغییر میکنند.
فئودالیسم، سرمایهداری و دیگر شیوههای تولید، ساختارهایی تاریخیاند که تحت شرایط مشخصی شکل میگیرند و میتوانند دگرگون شوند.
مفهوم مبارزه طبقاتی نیز در نظریهٔ مارکس ماهیتی تاریخی دارد.
طبقات اجتماعی بر اساس روابط تولید شکل میگیرند و تعارض میان آنها میتواند یکی از نیروهای تغییر تاریخی باشد.
ماکس وبر
ماکس وبر از دیگر سرچشمههای مهم جامعهشناسی تاریخی است.
وبر از روش مقایسهٔ تاریخی برای بررسی پیدایش نهادهای مدرن استفاده کرد.
مطالعات او دربارهٔ ادیان جهان، سرمایهداری، دیوانسالاری، شهر و انواع سلطه نمونههایی از این رویکرد هستند.
وبر میکوشید توضیح دهد چرا سرمایهداری عقلانی مدرن در غرب شکل ویژهای پیدا کرد.
برای پاسخ به این پرسش، او ساختارهای اقتصادی، حقوقی، مذهبی و سیاسی تمدنهای مختلف را مقایسه کرد.
این شیوه بعدها تأثیر زیادی بر جامعهشناسی تاریخی تطبیقی گذاشت.
الکسی دو توکویل
الکسی دو توکویل نیز از پیشگامان مهم این سنت بود.
او در آثار خود دربارهٔ انقلاب فرانسه و دموکراسی آمریکا از مقایسهٔ تاریخی برای فهم تغییرات سیاسی استفاده کرد.
توکویل نشان داد که انقلاب را نمیتوان صرفاً به رویدادهای لحظهٔ وقوع آن تقلیل داد.
ساختار دولت، تمرکز اداری، روابط طبقاتی و تحولات طولانی پیش از انقلاب نیز اهمیت دارند.
این نوع تحلیل بعدها در آثار جامعهشناسان انقلاب گسترش یافت.
نوربرت الیاس
نوربرت الیاس از مهمترین جامعهشناسان تاریخی سدهٔ بیستم بود.
اثر مشهور او، فرایند متمدنشدن، تحول بلندمدت رفتارها، آداب اجتماعی، دولت و کنترل فردی را در جوامع اروپایی بررسی کرد.
الیاس تغییرات روانی و رفتاری افراد را با تحول ساختارهای قدرت و دولت مرتبط میکرد.
در رویکرد او، جامعه نه یک وضعیت ثابت، بلکه شبکهای از روابط در حال تغییر تاریخی است.
برینگتون مور
برینگتون مور جونیور نقش مهمی در توسعهٔ جامعهشناسی تاریخی تطبیقی داشت.
کتاب مشهور او خاستگاههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی در سال ۱۹۶۶ منتشر شد.
مور مسیرهای تاریخی کشورهای مختلف را مقایسه کرد تا توضیح دهد چگونه روابط میان طبقات، زمینداران، دهقانان و بورژوازی میتواند با شکلگیری دموکراسی، فاشیسم یا کمونیسم ارتباط پیدا کند.[۲]
این کتاب از آثار تأثیرگذار در احیای جامعهشناسی تاریخی تطبیقی بود.
احیای جامعهشناسی تاریخی
در میانهٔ سدهٔ بیستم بخش مهمی از جامعهشناسی آمریکا به پژوهشهای پیمایشی، نظریههای کارکردگرایانه و مطالعهٔ جوامع معاصر گرایش پیدا کرد.
از دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، گروهی از جامعهشناسان بار دیگر بر ضرورت مطالعهٔ تاریخ تأکید کردند.
برینگتون مور، راینهارد بندیکس، چارلز تیلی و سپس تدا اسکاچپول از چهرههای مهم این احیا بودند.
از این دوره به بعد، اصطلاح جامعهشناسی تاریخی بهتدریج به نام حوزهای مشخص در جامعهشناسی تبدیل شد.[۳]
جامعهشناسی تاریخی تطبیقی
یکی از مهمترین شاخههای این حوزه جامعهشناسی تاریخی تطبیقی یا Comparative Historical Sociology است.
در این رویکرد، پژوهشگر چند جامعه، کشور، دوره یا فرایند تاریخی را با یکدیگر مقایسه میکند.
هدف از مقایسه تنها یافتن شباهت و تفاوت نیست.
مقایسه میتواند برای یافتن علتها و سازوکارهای اجتماعی به کار رود.
برای مثال:
چرا در برخی کشورها انقلاب رخ داد؟
چرا برخی کشورها دموکراتیک شدند؟
چرا دولتهای متمرکز در برخی مناطق زودتر شکل گرفتند؟
چرا دولت رفاه در کشورهای مختلف اشکال متفاوتی پیدا کرد؟
پژوهشگر با مقایسهٔ موارد تاریخی میکوشد پاسخ این پرسشها را پیدا کند.
روش تطبیقی ـ تاریخی
روش تطبیقی ـ تاریخی یکی از مهمترین روشهای جامعهشناسی تاریخی است.
این روش معمولاً سه عنصر را ترکیب میکند:
تاریخ؛ بررسی فرایندها در طول زمان.
مقایسه؛ مقایسهٔ چند مورد تاریخی.
تبیین؛ تلاش برای شناسایی عوامل و سازوکارهایی که نتایج متفاوت ایجاد کردهاند.
مطالعات تطبیقی ـ تاریخی معمولاً توجه ویژهای به تبیین علّی و شناسایی ترکیب عواملی دارند که پیامدهای تاریخی مهم را ایجاد کردهاند.[۴]
مقایسه در جامعهشناسی تاریخی
مقایسه میتواند اشکال مختلف داشته باشد.
پژوهشگر ممکن است دو کشور را مقایسه کند.
ممکن است چند انقلاب را بررسی کند.
ممکن است یک کشور را در چند دورهٔ تاریخی مقایسه کند.
یا ممکن است مسیر تحول یک نهاد را در جوامع مختلف مطالعه کند.
تدا اسکاچپول و مارگارت سامرز نشان دادهاند که مقایسهٔ تاریخی میتواند اهداف متفاوتی داشته باشد؛ از آزمون استدلالهای علّی تا نشاندادن تفاوت زمینههای تاریخی.[۵]
علیت تاریخی
یکی از دشوارترین مسائل جامعهشناسی تاریخی مسئلهٔ علیت است.
در علوم آزمایشگاهی میتوان برخی متغیرها را کنترل کرد.
اما انقلاب فرانسه یا تشکیل دولت آلمان را نمیتوان دوباره در آزمایشگاه اجرا کرد.
جامعهشناس تاریخی ناچار است با شواهد موجود و مقایسهٔ موارد تاریخی دربارهٔ روابط علّی استدلال کند.
به همین دلیل، تحلیل دقیق ترتیب زمانی رویدادها اهمیت زیادی دارد.
علت باید پیش از پیامد وجود داشته باشد و پژوهشگر باید توضیح دهد چگونه عامل مورد نظر به ایجاد نتیجه کمک کرده است.
زمان
زمان در جامعهشناسی تاریخی تنها پسزمینهٔ رویدادها نیست.
زمان بخشی از تبیین است.
یک رویداد مشابه ممکن است در دو دورهٔ متفاوت پیامدهای متفاوتی ایجاد کند.
برای مثال، شورش دهقانی در یک دولت ضعیف ممکن است پیامدی متفاوت از همان شورش در دولتی دارای ارتش و دیوانسالاری نیرومند داشته باشد.
بنابراین ترتیب و زمان وقوع رویدادها اهمیت دارد.
توالی تاریخی
توالی یا Sequence یکی از مفاهیم مهم جامعهشناسی تاریخی است.
گاهی ترتیب وقوع رویدادها به اندازهٔ خود رویدادها اهمیت دارد.
اگر رویداد «الف» پیش از «ب» رخ دهد ممکن است نتیجهای متفاوت از حالتی ایجاد شود که «ب» پیش از «الف» رخ دهد.
این نگاه باعث میشود جامعهشناسان تاریخی نسبت به نظریههایی که زمان و ترتیب رویدادها را نادیده میگیرند محتاط باشند.
وابستگی به مسیر
وابستگی به مسیر (Path Dependence) به این ایده اشاره دارد که تصمیمها و رویدادهای گذشته میتوانند گزینههای آینده را محدود یا جهتدهی کنند.
هنگامی که یک نهاد در مسیری مشخص شکل گرفت، تغییر آن ممکن است پرهزینه شود.
در نتیجه، انتخابهای اولیه میتوانند آثار بلندمدت داشته باشند.
این مفهوم در جامعهشناسی تاریخی، اقتصاد سیاسی و نهادگرایی تاریخی کاربرد گستردهای پیدا کرده است.
بزنگاه تاریخی
مفهوم بزنگاه تاریخی یا Critical Juncture با وابستگی به مسیر ارتباط دارد.
بزنگاه دورهای است که در آن چند مسیر متفاوت امکانپذیر است و تصمیمها یا تعارضهای آن دوره میتوانند پیامدهای بلندمدتی ایجاد کنند.
انقلاب، جنگ، فروپاشی امپراتوری یا بحران اقتصادی میتواند در برخی شرایط چنین نقشی داشته باشد.
پس از تثبیت مسیر جدید، تغییر آن ممکن است دشوارتر شود.
ساختار و کنش
یکی از مسائل بنیادین جامعهشناسی تاریخی رابطهٔ ساختار و کنش است.
ساختارهایی مانند طبقه، دولت و اقتصاد بر رفتار انسانها اثر میگذارند.
اما انسانها نیز با تصمیمها و کنشهای خود ساختارها را تغییر میدهند.
جامعهشناسی تاریخی میکوشد توضیح دهد چگونه این دو سطح با یکدیگر تعامل دارند.
بحث ساختار و عاملیت از مسائل مهم نظری این حوزه است.
دولت
دولت یکی از مهمترین موضوعات جامعهشناسی تاریخی است.
دولت مدرن چگونه شکل گرفت؟
چرا برخی دولتها متمرکز شدند؟
چرا برخی دولتها توانایی بیشتری در جمعآوری مالیات پیدا کردند؟
جنگ چه نقشی در دولتسازی داشت؟
رابطهٔ دولت با طبقات اجتماعی چیست؟
این پرسشها در آثار وبر، تیلی، اسکاچپول و مایکل مان اهمیت ویژه دارند.
بازگرداندن دولت به تحلیل اجتماعی
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ گروهی از پژوهشگران استدلال کردند که دولت نباید صرفاً بازتاب منافع طبقات اجتماعی تلقی شود.
دولت میتواند ساختار و منافع سازمانی خاص خود را داشته باشد.
کتاب Bringing the State Back In که در سال ۱۹۸۵ به ویراستاری پیتر ایوانز، دیتریش روشمایر و تدا اسکاچپول منتشر شد، یکی از آثار مهم این تحول نظری بود.
این رویکرد بر مطالعات انقلاب، سیاست اجتماعی، دولت رفاه و توسعهٔ سیاسی تأثیر گذاشت.
چارلز تیلی
چارلز تیلی از برجستهترین جامعهشناسان تاریخی سدهٔ بیستم بود.
دامنهٔ آثار او از دولتسازی و جنگ تا انقلاب، مهاجرت، شهرنشینی، نابرابری و جنبشهای اجتماعی گسترده بود.
تیلی نقش مهمی در احیای رویکرد تاریخی ـ تطبیقی در علوم اجتماعی داشت.[۶]
او تاریخ را مجموعهای از نمونههای منفرد نمیدید، بلکه میکوشید سازوکارهای تکرارشوندهٔ تغییر اجتماعی را شناسایی کند.
دولتسازی در نظریهٔ تیلی
یکی از مهمترین حوزههای پژوهش تیلی شکلگیری دولتهای اروپایی بود.
او رابطهٔ میان جنگ، اجبار، سرمایه و دولتسازی را بررسی کرد.
حکومتهایی که برای جنگ به منابع بیشتری نیاز داشتند، ناچار بودند سازوکارهای مالیاتی، اداری و نظامی گستردهتری ایجاد کنند.
این فرایند در طول چند سده به شکلگیری انواع مختلف دولتهای اروپایی کمک کرد.
تیلی از این طریق نشان داد که دولت مدرن محصول یک طرح از پیش تعیینشده نبود، بلکه نتیجهٔ فرایندهای تاریخی طولانی و تعارضآمیز بود.
جنگ و دولت
رابطهٔ جنگ و دولت یکی از موضوعات کلاسیک جامعهشناسی تاریخی است.
جنگ حکومتها را مجبور میکرد منابع بیشتری بسیج کنند.
برای تأمین ارتش به مالیات نیاز بود.
برای جمعآوری مالیات، دستگاه اداری لازم بود.
برای ادارهٔ این دستگاه، حکومت به اطلاعات و سازمان نیاز داشت.
در نتیجه، جنگ میتوانست ناخواسته به گسترش ظرفیت دولت منجر شود.
البته این الگو در همهٔ مناطق جهان به شکل یکسان عمل نکرده است.
چارلز تیلی و کنش جمعی
تیلی همچنین تاریخ اعتراض و جنبش اجتماعی را مطالعه کرد.
او با گردآوری دادههای تاریخی گسترده دربارهٔ اعتراضات در فرانسه و بریتانیا نشان داد که شیوههای اعتراض در طول زمان تغییر کردهاند.
از مفاهیم مشهور او رپرتوار کنش جمعی است.
منظور از رپرتوار مجموعهٔ شیوههایی است که مردم در یک دورهٔ تاریخی برای بیان مطالبات خود میشناسند و به کار میگیرند.
اعتصاب، راهپیمایی و تجمع عمومی نمونههایی از شکلهای مدرنتر این رپرتوار هستند.[۷]
تدا اسکاچپول
تدا اسکاچپول از برجستهترین نمایندگان جامعهشناسی تاریخی تطبیقی معاصر است.
پژوهشهای او حوزههایی مانند انقلاب اجتماعی، دولت، سیاست اجتماعی و مشارکت مدنی را در بر میگیرد و دانشگاه هاروارد حوزهٔ پژوهشی او را از جمله «جامعهشناسی تطبیقی و تاریخی» معرفی میکند.[۸]
اثر مشهور او دولتها و انقلابهای اجتماعی در سال ۱۹۷۹ تأثیر گستردهای بر مطالعهٔ انقلابها گذاشت.[۹]
دولتها و انقلابهای اجتماعی
اسکاچپول در دولتها و انقلابهای اجتماعی انقلابهای فرانسه، روسیه و چین را بهصورت تطبیقی بررسی کرد.
او با رویکردهایی که انقلاب را صرفاً محصول ارادهٔ رهبران یا ایدئولوژی انقلابی میدانستند فاصله گرفت.
در تحلیل او، ساختار دولت، روابط طبقاتی و فشارهای بینالمللی نقش مهمی داشتند.
او همچنین میان انقلاب سیاسی و انقلاب اجتماعی تمایز گذاشت.
انقلاب اجتماعی نهتنها ساختار سیاسی دولت، بلکه ساختارهای طبقاتی و اجتماعی را نیز دگرگون میکند.
انقلاب در جامعهشناسی تاریخی
انقلاب یکی از موضوعات محوری جامعهشناسی تاریخی است.
انقلابها رویدادهایی نسبتاً نادر اما دارای پیامدهای گستردهاند.
پژوهشگر نمیتواند برای مطالعهٔ انقلاب آزمایش انجام دهد.
به همین دلیل مقایسهٔ انقلابهای تاریخی اهمیت ویژه پیدا میکند.
انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، انقلاب چین و دیگر انقلابها بارها در مطالعات تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
برینگتون مور و مسیرهای سیاسی
برینگتون مور در تحلیل خود نشان داد که جوامع مختلف میتوانند مسیرهای متفاوتی به سوی جهان مدرن طی کنند.
ترکیب خاص روابط میان زمینداران، دهقانان، بورژوازی و دولت میتواند بر شکل نظام سیاسی اثر بگذارد.
این دیدگاه با نظریههای سادهٔ نوسازی که همهٔ کشورها را در یک مسیر واحد تصور میکردند تفاوت داشت.
از این منظر، تاریخ دارای مسیرهای متعدد است.
نقد نظریهٔ نوسازی
یکی از زمینههای رشد جامعهشناسی تاریخی جدید نقد برخی نسخههای نظریه نوسازی بود.
نظریههای اولیهٔ نوسازی اغلب فرض میکردند جوامع از مراحل نسبتاً مشابهی از سنت به مدرنیته حرکت میکنند.
جامعهشناسان تاریخی نشان دادند که مسیرهای تاریخی کشورها میتوانند بسیار متفاوت باشند.
دولت، جنگ، استعمار، روابط طبقاتی و ساختارهای بینالمللی میتوانند مسیرهای متفاوتی ایجاد کنند.
مایکل مان
مایکل مان از جامعهشناسان تاریخی مهم معاصر است.
مجموعهٔ چندجلدی منابع قدرت اجتماعی از آثار اصلی اوست.
مان قدرت اجتماعی را به چهار منبع اصلی تقسیم میکند:
- قدرت ایدئولوژیک؛
- قدرت اقتصادی؛
- قدرت نظامی؛
- قدرت سیاسی.
او تحول جوامع را از طریق روابط و تعامل این منابع قدرت بررسی میکند.
این رویکرد نمونهای از جامعهشناسی تاریخی کلان است.
قدرت
قدرت یکی از مفاهیم مرکزی جامعهشناسی تاریخی است.
قدرت چگونه سازمان مییابد؟
چه گروههایی منابع قدرت را کنترل میکنند؟
چگونه قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی تبدیل میشود؟
چگونه دولت ظرفیت اعمال قدرت پیدا میکند؟
چگونه گروههای اجتماعی در برابر قدرت مقاومت میکنند؟
جامعهشناسی تاریخی این پرسشها را در طول زمان بررسی میکند.
طبقه اجتماعی
طبقه اجتماعی یکی از موضوعات کلاسیک جامعهشناسی تاریخی است.
مارکس، وبر، مور و بسیاری از پژوهشگران بعدی نقش طبقات را در تحول اجتماعی بررسی کردهاند.
اما جامعهشناسان تاریخی دربارهٔ میزان اهمیت طبقه اختلاف دارند.
برخی طبقه را نیروی اصلی تغییر تاریخی میدانند.
برخی دیگر بر دولت، نهادها، جنسیت، نژاد، مذهب یا شبکههای اجتماعی تأکید بیشتری دارند.
سرمایهداری
پیدایش و تحول سرمایهداری از مهمترین مسائل جامعهشناسی تاریخی است.
چرا سرمایهداری صنعتی ابتدا در بخشهایی از اروپا شکل گرفت؟
رابطهٔ سرمایهداری با دولت چیست؟
چگونه بازارهای ملی و جهانی شکل گرفتند؟
رابطهٔ سرمایهداری و طبقات اجتماعی چگونه تغییر کرده است؟
مارکس و وبر پاسخهای متفاوتی به این پرسشها ارائه کردند و بحث دربارهٔ آنها همچنان ادامه دارد.
صنعتیشدن
انقلاب صنعتی یکی دیگر از موضوعات مهم جامعهشناسی تاریخی است.
صنعتیشدن تنها تغییر فناوری نبود.
این فرایند ساختار طبقاتی، خانواده، شهر، کار، مهاجرت و دولت را تغییر داد.
جامعهشناسی تاریخی میکوشد صنعتیشدن را بهعنوان مجموعهای از تحولات مرتبط بررسی کند.
شهرنشینی
شهرنشینی با تحول سرمایهداری، دولت و جامعهٔ صنعتی ارتباط نزدیک دارد.
چارلز تیلی در پژوهشهای اولیهٔ خود به شهرنشینی توجه ویژه داشت.
رشد شهرها روابط اجتماعی، شکل اعتراض و سازمان سیاسی را تغییر داد.
شهرها همچنین به مراکز تمرکز سرمایه، نیروی کار و سازمانهای سیاسی تبدیل شدند.
جنبشهای اجتماعی
جنبشهای اجتماعی موضوع مهم دیگری در جامعهشناسی تاریخیاند.
جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبشهای ملی، جنبشهای حقوق مدنی و جنبشهای دموکراسیخواه را نمیتوان بدون بررسی شرایط تاریخی شکلگیری آنها فهمید.
شیوههای اعتراض نیز تاریخیاند.
آنچه امروز «راهپیمایی» یا «اعتصاب» مینامیم در دورههای تاریخی مختلف به اشکال متفاوتی سازمان یافته است.
اعتراض سیاسی
مطالعهٔ تاریخی اعتراض نشان میدهد که مردم همیشه به یک شیوه با قدرت مقابله نکردهاند.
در برخی دورهها شورش محلی رایج بوده است.
در دورههای دیگر اعتصاب، تظاهرات و کارزارهای ملی گسترش یافتهاند.
تیلی این تغییر را با تحول دولت، شهرنشینی و شکلهای سازمان اجتماعی مرتبط میکرد.
دولت رفاه
دولت رفاه نیز از موضوعات مهم جامعهشناسی تاریخی است.
چرا برخی کشورها زودتر بیمهٔ اجتماعی ایجاد کردند؟
چرا نظام رفاهی کشورهای مختلف متفاوت است؟
نقش طبقات، احزاب، جنگ و دولت در این تفاوتها چیست؟
تدا اسکاچپول در مطالعات خود دربارهٔ سیاست اجتماعی آمریکا از رویکرد تاریخی ـ نهادی برای پاسخ به چنین پرسشهایی استفاده کرده است.
دموکراسی
جامعهشناسی تاریخی سهم مهمی در مطالعهٔ دموکراسی داشته است.
بهجای آنکه دموکراسی صرفاً مجموعهای از نهادهای موجود تلقی شود، پژوهشگران تاریخی میپرسند:
این نهادها چگونه شکل گرفتند؟
حق رأی چگونه گسترش یافت؟
چه نیروهایی برای آن مبارزه کردند؟
دولت و طبقات اجتماعی چه نقشی داشتند؟
چرا دموکراسی در برخی کشورها تثبیت شد و در برخی دیگر شکست خورد؟
اقتدارگرایی
اقتدارگرایی نیز بدون تاریخ قابل فهم نیست.
حکومتهای اقتدارگرا محصول شرایط تاریخی مشخصاند.
ساخت دولت، نقش ارتش، ساختار طبقاتی، جنگ، استعمار و روابط بینالمللی میتوانند بر شکلگیری آنها اثر بگذارند.
از این رو، جامعهشناسی تاریخی یکی از رویکردهای مهم برای مطالعهٔ پیدایش و بقای حکومتهای غیردموکراتیک است.
فاشیسم و تمامیتخواهی
پیدایش فاشیسم و تمامیتخواهی در سدهٔ بیستم نیز موضوع تحلیل تاریخی ـ جامعهشناختی بوده است.
چرا فاشیسم در برخی جوامع به قدرت رسید؟
نقش جنگ جهانی اول، بحران اقتصادی، طبقات اجتماعی و نهادهای سیاسی چه بود؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند مقایسهٔ تاریخی کشورهاست.
ملیگرایی
ملیگرایی پدیدهای تاریخی است.
ملتها و دولتهای ملی در شرایط تاریخی مشخص شکل گرفتهاند.
جامعهشناسی تاریخی رابطهٔ میان دولتسازی، جنگ، زبان، آموزش، بازار و هویت ملی را بررسی میکند.
پژوهشهای ملیگرایی از نمونههای روشن پیوند جامعهشناسی، تاریخ و علوم سیاسی هستند.
امپراتوری
مطالعهٔ امپراتوریها نیز در جامعهشناسی تاریخی اهمیت دارد.
امپراتوریها چگونه سرزمینهای گسترده را اداره میکردند؟
چگونه گروههای قومی و مذهبی را کنترل میکردند؟
چرا برخی امپراتوریها فروپاشیدند؟
چه رابطهای میان امپراتوری و دولت ملی وجود داشت؟
این پرسشها بهویژه در مطالعات تاریخی دولت و استعمار مطرح میشوند.
استعمار
استعمار مسیر تحول بسیاری از جوامع را تغییر داده است.
مرزهای سیاسی، ساختار دولت، اقتصاد، طبقات و روابط قومی در بسیاری از مناطق تحت تأثیر استعمار شکل گرفتهاند.
بنابراین جامعهشناسی تاریخی کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین ناگزیر با مسئلهٔ استعمار و پیامدهای آن روبهروست.
جنگ
جنگ یکی از عوامل مهم تغییر اجتماعی است.
جنگ میتواند مرزها را تغییر دهد، دولت را گسترش دهد، مالیات را افزایش دهد، جمعیت را جابهجا کند و روابط طبقاتی را دگرگون سازد.
جامعهشناسی تاریخی جنگ را تنها رویدادی نظامی نمیبیند.
جنگ بخشی از فرایند تحول دولت و جامعه است.
انقلاب و دولت
یکی از یافتههای مهم جامعهشناسی تاریخی انقلاب این است که وضعیت دولت پیش از انقلاب اهمیت دارد.
بحران مالی، شکست نظامی، ضعف دستگاه اداری یا شکاف در نخبگان میتواند توان حکومت برای کنترل جامعه را کاهش دهد.
اسکاچپول در تحلیل انقلابهای اجتماعی بر اهمیت ساختار دولت و فشارهای بینالمللی تأکید کرد.[۱۰]
تاریخ از پایین
برخی رویکردهای جامعهشناسی تاریخی بر تجربهٔ گروههای فرودست تأکید میکنند.
کارگران، دهقانان، زنان، اقلیتها و گروههایی که در تاریخ رسمی کمتر دیده شدهاند میتوانند موضوع پژوهش باشند.
این رویکرد با تاریخ اجتماعی و «تاریخ از پایین» همپوشانی دارد.
مطالعهٔ کنش جمعی مردم عادی در آثار تیلی نیز بخشی از این گرایش گسترده است.
جنسیت
در نسلهای جدیدتر جامعهشناسی تاریخی، جنسیت اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
ساخت دولت، بازار کار، خانواده و حقوق شهروندی میتواند دارای ابعاد جنسیتی باشد.
برای مثال، گسترش حق رأی زنان یا تحول تقسیم کار خانوادگی را باید در فرایند تاریخی بررسی کرد.
این مطالعات باعث شدهاند برخی روایتهای قدیمی که عمدتاً بر دولت و طبقه تمرکز داشتند گسترش یابند.
نژاد و قومیت
نژاد و قومیت نیز پدیدههایی دارای تاریخاند.
دستهبندیهای قومی و نژادی میتوانند تحت تأثیر دولت، استعمار، مهاجرت و سیاستهای رسمی تغییر کنند.
جامعهشناسی تاریخی میکوشد نشان دهد چگونه این هویتها و مرزبندیها در شرایط تاریخی شکل گرفتهاند و چه پیامدهایی داشتهاند.
دین
دین از زمان وبر یکی از موضوعات مهم تحلیل تاریخی ـ جامعهشناختی بوده است.
رابطهٔ دین با اقتصاد، دولت، مشروعیت سیاسی، جنبشهای اجتماعی و هویت جمعی در جوامع مختلف متفاوت است.
مقایسهٔ تاریخی امکان بررسی این تفاوتها را فراهم میکند.
نهادها
نهادها در جامعهشناسی تاریخی اهمیت ویژه دارند.
قانون، پارلمان، دولت، حزب، ارتش و نظام آموزشی در یک لحظه به وجود نیامدهاند.
هر یک دارای تاریخ شکلگیری و تحولاند.
ساختار کنونی آنها میتواند نتیجهٔ تصمیمها و تعارضهایی باشد که دههها یا حتی قرنها پیش رخ دادهاند.
نهادگرایی تاریخی
نهادگرایی تاریخی با جامعهشناسی تاریخی همپوشانی زیادی دارد.
این رویکرد بر چگونگی شکلگیری و تداوم نهادها در طول زمان تأکید میکند.
مفاهیمی مانند وابستگی به مسیر، بزنگاه تاریخی و بازخورد نهادی در این سنت اهمیت دارند.
نهادگرایی تاریخی بهویژه در علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی گسترش یافته است.
سطح کلان
بخش مهمی از جامعهشناسی تاریخی کلاسیک در سطح کلان فعالیت میکند.
واحد تحلیل ممکن است دولت، کشور، امپراتوری یا نظام اقتصادی باشد.
موضوعاتی مانند انقلاب، دولتسازی و سرمایهداری نیز ماهیتی کلان دارند.
اما جامعهشناسی تاریخی الزاماً محدود به تحلیل کلان نیست.
سطح خرد و زندگی روزمره
تاریخ خانواده، زندگی روزمره، هویت و روابط شخصی نیز میتوانند موضوع جامعهشناسی تاریخی باشند.
تحول خانواده، ازدواج، کودکی یا الگوهای مصرف در طول زمان نشان میدهد که بسیاری از اموری که طبیعی یا ثابت تصور میشوند، در واقع تاریخیاند.
از این جهت، جامعهشناسی تاریخی میتواند از سطح دولت و انقلاب تا زندگی روزمره امتداد پیدا کند.
منابع پژوهش
جامعهشناسان تاریخی از منابع متنوعی استفاده میکنند:
- اسناد دولتی؛
- آرشیوها؛
- روزنامهها؛
- سرشماریها؛
- آمار اقتصادی؛
- نامهها و خاطرات؛
- اسناد قضایی؛
- گزارشهای پارلمانی؛
- اسناد احزاب و سازمانها؛
- دادههای مربوط به اعتراض و اعتصاب؛
- منابع ثانویهٔ تاریخی.
انتخاب منبع به پرسش پژوهش بستگی دارد.
دادههای کمی
جامعهشناسی تاریخی الزاماً کیفی نیست.
چارلز تیلی و همکارانش مجموعههای بزرگی از دادههای تاریخی دربارهٔ اعتصابها و اعتراضها ایجاد کردند.[۱۱]
جمعیت، مالیات، دستمزد، مهاجرت، جنگ و اعتراض را میتوان بهصورت کمی بررسی کرد.
این دادهها میتوانند برای آزمون فرضیههای تاریخی استفاده شوند.
دادههای کیفی
در کنار دادههای کمی، اسناد و متون تاریخی نیز اهمیت دارند.
نامهها، سخنرانیها، خاطرات، قوانین و گزارشهای اداری میتوانند دربارهٔ انگیزهها، هویتها و معناهای اجتماعی اطلاعات فراهم کنند.
بسیاری از مطالعات تاریخی ترکیبی از روشهای کمی و کیفی را به کار میگیرند.
آرشیو
آرشیو یکی از منابع مهم جامعهشناسی تاریخی است.
اما اسناد آرشیوی بیطرف نیستند.
بسیاری از اسناد توسط دولتها، پلیس، دادگاهها یا نخبگان تولید شدهاند.
پژوهشگر باید بپرسد:
چه کسی این سند را نوشته است؟
برای چه هدفی؟
چه اطلاعاتی ثبت نشده است؟
چه گروههایی در آرشیو کمتر دیده میشوند؟
این نقد منبع برای پژوهش تاریخی اهمیت بنیادی دارد.
تفاوت جامعهشناسی تاریخی و تاریخ اجتماعی
تاریخ اجتماعی و جامعهشناسی تاریخی همپوشانی گستردهای دارند، اما کاملاً یکسان نیستند.
تاریخ اجتماعی شاخهای از تاریخ است و معمولاً از سنتها و روشهای تاریخنگاری حرکت میکند.
جامعهشناسی تاریخی از پرسشها و نظریههای جامعهشناختی آغاز میکند و برای پاسخ به آنها از تاریخ استفاده میکند.
با این حال، مرز این دو حوزه سیال است و پژوهشهای بسیاری را میتوان در هر دو سنت جای داد.
تفاوت جامعهشناسی تاریخی و تاریخ جامعهشناسی
جامعهشناسی تاریخی با تاریخ جامعهشناسی متفاوت است.
تاریخ جامعهشناسی به تاریخ خود رشتهٔ جامعهشناسی، اندیشمندان، مکاتب و نهادهای آن میپردازد.
جامعهشناسی تاریخی از نظریه و روش جامعهشناختی برای مطالعهٔ فرایندهای تاریخی جامعه استفاده میکند.
برای مثال:
مطالعهٔ زندگی و آثار ماکس وبر = تاریخ جامعهشناسی.
مطالعهٔ تاریخی پیدایش دیوانسالاری با استفاده از نظریهٔ وبر = جامعهشناسی تاریخی.
تفاوت جامعهشناسی تاریخی و جامعهشناسی سیاسی
جامعهشناسی سیاسی رابطهٔ جامعه و قدرت سیاسی را مطالعه میکند.
جامعهشناسی تاریخی بر بعد زمانی و فرایندی پدیدههای اجتماعی تأکید دارد.
این دو حوزه همپوشانی زیادی دارند.
مطالعهٔ تاریخی انقلاب، دولت، دموکراسی و جنبشهای اجتماعی را میتوان هم جامعهشناسی سیاسی و هم جامعهشناسی تاریخی دانست.
آثار اسکاچپول و تیلی نمونهٔ روشن این همپوشانی هستند.
جامعهشناسی تاریخی و علوم سیاسی
جامعهشناسی تاریخی تأثیر زیادی بر علوم سیاسی گذاشته است.
مطالعات دولت، انقلاب، دموکراتیزاسیون و نهادگرایی تاریخی در مرز میان علوم سیاسی و جامعهشناسی قرار دارند.
بسیاری از پژوهشگران این حوزه در هر دو رشته فعالیت کردهاند.
برای نمونه، حوزههای پژوهشی تدا اسکاچپول هم سیاست تطبیقی و هم جامعهشناسی تاریخی را در بر گرفته است.[۱۲]
جامعهشناسی تاریخی و اقتصاد سیاسی
اقتصاد سیاسی نیز با جامعهشناسی تاریخی پیوند نزدیکی دارد.
پیدایش بازارها، تحول مالکیت، شکلگیری طبقات و توسعهٔ دولتهای مالیاتی فرایندهایی تاریخیاند.
از این رو، بررسی رابطهٔ دولت و اقتصاد اغلب نیازمند تحلیل تاریخی است.
نقد جبرگرایی تاریخی
یکی از خطرهای تحلیل تاریخی، جبرگرایی است.
پس از وقوع یک رویداد ممکن است تصور شود که نتیجه از ابتدا اجتنابناپذیر بوده است.
جامعهشناس تاریخی باید از این خطا پرهیز کند.
در هر مقطع تاریخی معمولاً چند امکان وجود دارد.
نتیجهٔ نهایی محصول تعامل نیروها و تصمیمهایی است که لزوماً از پیش تعیین نشده بودند.
نقد کلانروایت
برخی رویکردهای پساساختارگرا و پستمدرن نسبت به کلانروایتهای تاریخی انتقاد کردهاند.
روایتهایی مانند «پیشرفت»، «مدرنیزاسیون» یا حرکت اجتنابناپذیر تاریخ به سوی مرحلهای خاص ممکن است تفاوت تجربههای تاریخی را نادیده بگیرند.
این انتقادها جامعهشناسی تاریخی را به توجه بیشتر به فرهنگ، هویت، جنسیت و تجربههای محلی سوق دادهاند.
نقد ساختارگرایی
نسل نخست جامعهشناسی تاریخی جدید گاه به تمرکز بیش از حد بر ساختار متهم شده است.
در برخی تحلیلها، دولت، طبقه یا نظام بینالمللی چنان اهمیت پیدا میکنند که نقش کنشگران انسانی کاهش مییابد.
نسلهای بعدی کوشیدهاند عاملیت، فرهنگ و هویت را بیشتر وارد تحلیل کنند.
تحول فکری چارلز تیلی نیز از تأکید اولیه بر ساختار به سوی توجه بیشتر به روابط، هویت و فرهنگ حرکت کرد.[۱۳]
محدودیت مقایسه
مقایسهٔ تاریخی دشواریهای روششناختی دارد.
کشورها دقیقاً مشابه یکدیگر نیستند.
دادههای تاریخی ممکن است ناقص باشند.
تعریف مفاهیم در دورههای مختلف میتواند تغییر کند.
تعداد موارد نیز اغلب محدود است.
بنابراین پژوهشگر باید در تعمیم نتایج محتاط باشد.
مشکل انتخاب موارد
اگر پژوهشگر تنها مواردی را انتخاب کند که نتیجهٔ مورد انتظار او را تأیید میکنند، تحلیل دچار سوگیری میشود.
برای مثال، مطالعهٔ فقط انقلابهای موفق نمیتواند بهتنهایی توضیح دهد چرا انقلاب رخ میدهد.
مواردی که در آنها شرایط انقلابی وجود داشته اما انقلاب رخ نداده نیز میتوانند اهمیت داشته باشند.
این مسئله یکی از مباحث مهم روششناسی تطبیقی ـ تاریخی است.
جامعهشناسی تاریخی جهانی
جامعهشناسی تاریخی کلاسیک تا حد زیادی بر اروپا متمرکز بود.
در دهههای اخیر پژوهشگران توجه بیشتری به آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه نشان دادهاند.
این گسترش باعث شده برخی نظریههایی که بر اساس تجربهٔ اروپا ساخته شده بودند دوباره ارزیابی شوند.
مسیر دولتسازی، سرمایهداری و مدرنیته در همهٔ مناطق یکسان نبوده است.
اروپامحوری
یکی از نقدهای وارد بر جامعهشناسی تاریخی کلاسیک اروپامحوری است.
برخی نظریهها تجربهٔ اروپا را الگوی عمومی تحول همهٔ جوامع تلقی کردهاند.
منتقدان تأکید میکنند که استعمار، امپراتوری، تجارت جهانی و روابط میان مناطق مختلف باید در تحلیل تاریخی وارد شوند.
این نقد به گسترش جامعهشناسی تاریخی جهانی و فراملی کمک کرده است.
تاریخ فراملی
فرایندهای اجتماعی همیشه در مرز یک کشور محدود نمیشوند.
مهاجرت، تجارت، جنگ، ایدئولوژی و جنبشهای سیاسی از مرزها عبور میکنند.
رویکرد فراملی این روابط را بررسی میکند.
برای مثال، شکلگیری جنبشهای کارگری یا ملیگرایی را نمیتوان همیشه تنها در محدودهٔ یک دولت مطالعه کرد.
جهانیشدن
جهانیشدن نیز دارای تاریخ است.
شبکههای تجارت جهانی، مهاجرت و ارتباطات بینالمللی پیش از دورهٔ معاصر نیز وجود داشتهاند.
جامعهشناسی تاریخی میتواند نشان دهد چه چیزی در جهانیشدن امروز جدید است و چه عناصری دارای ریشههای تاریخی طولانیترند.
جامعهشناسی تاریخی ایران
جامعهٔ ایران نیز موضوع گستردهای برای پژوهش جامعهشناسی تاریخی است.
موضوعاتی مانند:
- شکلگیری دولت متمرکز؛
- رابطهٔ دولت و جامعه؛
- ساختار مالکیت زمین؛
- نقش بازار؛
- رابطهٔ دین و دولت؛
- انقلاب مشروطه؛
- شکلگیری دولت مدرن؛
- تحولات طبقاتی؛
- جنبش ملیشدن نفت؛
- انقلاب ۱۳۵۷ ایران؛
- تحولات جامعهٔ مدنی؛
- جنبشهای اجتماعی و اعتراضی
را میتوان با رویکرد جامعهشناسی تاریخی مطالعه کرد.
در چنین پژوهشهایی، هدف تنها روایت رویدادها نیست، بلکه توضیح فرایندهایی است که ساختار سیاسی و اجتماعی ایران را در دورههای مختلف شکل دادهاند.
جامعهشناسی تاریخی انقلابهای ایران
انقلابهای ایران را میتوان در چارچوب گستردهتر نظریههای انقلاب بررسی کرد.
انقلاب مشروطه در بستر بحران دولت قاجار، نفوذ قدرتهای خارجی، تحولات اقتصادی، نقش بازار، روحانیان، روشنفکران و نیروهای اجتماعی مختلف شکل گرفت.
انقلاب ۱۳۵۷ ایران نیز موضوع پژوهشهای متعدد تاریخی و جامعهشناختی بوده است.
مقایسهٔ این تحولات با انقلابهای دیگر میتواند شباهتها و تفاوتهای مسیر تاریخی ایران را آشکار کند.
جامعهشناسی تاریخی و حافظهٔ جمعی
حافظه جمعی نیز با جامعهشناسی تاریخی ارتباط دارد.
جوامع تنها تاریخ را تجربه نمیکنند؛ آن را بازسازی و تفسیر نیز میکنند.
روایت انقلابها، جنگها و جنبشهای سیاسی میتواند بخشی از هویت جمعی شود.
حکومتها و گروههای اجتماعی ممکن است روایتهای متفاوتی از گذشته ارائه کنند.
مطالعهٔ این روایتها بخشی از تحلیل رابطهٔ تاریخ و جامعه است.
کاربرد جامعهشناسی تاریخی
جامعهشناسی تاریخی تنها برای شناخت گذشته نیست.
شناخت چگونگی شکلگیری نهادها میتواند به فهم وضعیت کنونی کمک کند.
برای مثال، برای فهم یک نظام سیاسی امروز میتوان پرسید:
دولت چگونه ساخته شد؟
ارتش چگونه شکل گرفت؟
احزاب چه تاریخی دارند؟
روابط دولت و جامعه چگونه تغییر کرده است؟
بحرانهای گذشته چه نهادهایی ایجاد کردهاند؟
پاسخ این پرسشها میتواند توضیح دهد چرا یک جامعه در زمان حاضر دارای ساختاری خاص است.
اهمیت جامعهشناسی تاریخی
یکی از مهمترین دستاوردهای جامعهشناسی تاریخی نشاندادن این نکته است که بسیاری از پدیدههایی که ثابت یا طبیعی به نظر میرسند، محصول تاریخاند.
دولت ملی، بازار، طبقه، خانواده، شهروندی، حزب سیاسی و نظام رفاهی در طول زمان ساخته شدهاند.
اگر این نهادها تاریخی باشند، میتوانند تغییر نیز کنند.
این نگاه جامعه را نه ساختاری ایستا، بلکه فرایندی در حال تحول میبیند.
جامعهشناسی تاریخی در علوم اجتماعی معاصر
جامعهشناسی تاریخی امروز با حوزههای متعددی پیوند دارد:
- جامعهشناسی سیاسی؛
- اقتصاد سیاسی؛
- سیاست تطبیقی؛
- مطالعات انقلاب؛
- مطالعات دولت؛
- جنبشهای اجتماعی؛
- مطالعات ملیگرایی؛
- مطالعات امپراتوری؛
- نهادگرایی تاریخی؛
- مطالعات دموکراسی و اقتدارگرایی.
این تنوع نشان میدهد که جامعهشناسی تاریخی بیش از آنکه تنها یک موضوع باشد، نوعی شیوهٔ نگاه به پدیدههای اجتماعی است.
جمعبندی
جامعهشناسی تاریخی رویکردی در علوم اجتماعی است که برای فهم جامعه، تاریخ را به بخش اساسی تحلیل تبدیل میکند. پرسش اصلی این حوزه تنها این نیست که یک ساختار اجتماعی «چیست»، بلکه این است که چگونه به وجود آمده، در چه شرایطی تغییر کرده و چرا مسیر آن با جوامع دیگر متفاوت بوده است.
ریشههای این رویکرد را میتوان در آثار کارل مارکس، ماکس وبر و الکسی دو توکویل مشاهده کرد. در سدهٔ بیستم، نوربرت الیاس، برینگتون مور و راینهارد بندیکس این سنت را ادامه دادند و از دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، پژوهشگرانی چون چارلز تیلی و تدا اسکاچپول نقش مهمی در احیای رویکرد تاریخی ـ تطبیقی در علوم اجتماعی داشتند.
دولت، انقلاب، طبقات اجتماعی، سرمایهداری، جنگ، جنبشهای اجتماعی، دموکراسی، اقتدارگرایی، دولت رفاه و ملیگرایی از مهمترین موضوعات این حوزهاند.
یکی از ویژگیهای اساسی جامعهشناسی تاریخی توجه به فرایند است. نهادهای اجتماعی ناگهان پدید نمیآیند. آنها نتیجهٔ مجموعهای از تعارضها، تصمیمها، بحرانها و تحولات تاریخیاند.
روش تطبیقی نیز به پژوهشگر اجازه میدهد بپرسد چرا جوامعی که در برخی ویژگیها مشابهاند مسیرهای متفاوتی طی کردهاند. اثر مشهور اسکاچپول دربارهٔ انقلابهای فرانسه، روسیه و چین نمونهٔ برجستهای از این رویکرد است.[۱۴]
جامعهشناسی تاریخی همچنین با این تصور مقابله میکند که همهٔ جوامع الزاماً مسیر واحدی به سوی مدرنیته طی میکنند. تاریخ میتواند مسیرهای متعدد داشته باشد و تصمیمها و بحرانهای گذشته میتوانند امکانات آینده را شکل دهند.
از این منظر، گذشته صرفاً مجموعهای از رویدادهای پایانیافته نیست. گذشته در ساخت نهادها، روابط قدرت و امکانات جامعهٔ امروز حضور دارد. جامعهشناسی تاریخی تلاش میکند این پیوند میان گذشته، ساختار اجتماعی و تغییر را توضیح دهد.
جستارهای وابسته
- جامعهشناسی
- جامعهشناسی سیاسی
- علوم سیاسی
- تاریخ اجتماعی
- قدرت
- دولت
- طبقه اجتماعی
- سرمایهداری
- انقلاب
- انقلاب مشروطه
- انقلاب ۱۳۵۷ ایران
- جنبش اجتماعی
- دموکراسی
- اقتدارگرایی
- تمامیتخواهی
- ملیگرایی
- استعمار
- امپراتوری
- کارل مارکس
- ماکس وبر
- الکسی دو توکویل
- چارلز تیلی
- تدا اسکاچپول
منابع
- ↑ Mildred A. Schwartz, “Historical Sociology in the History of American Sociology,” Social Science History, 2016.
- ↑ Barrington Moore Jr., Social Origins of Dictatorship and Democracy: Lord and Peasant in the Making of the Modern World, Boston: Beacon Press, 1966.
- ↑ Mildred A. Schwartz, “Historical Sociology in the History of American Sociology,” Social Science History, 2016.
- ↑ James Mahoney and Dietrich Rueschemeyer, eds., Comparative Historical Analysis in the Social Sciences, Cambridge: Cambridge University Press, 2003.
- ↑ Theda Skocpol and Margaret Somers, “The Uses of Comparative History in Macrosocial Inquiry,” Comparative Studies in Society and History 22, no. 2 (1980): 174–197.
- ↑ Marcel van der Linden, “Charles Tilly’s Historical Sociology,” International Review of Social History 54, no. 2 (2009): 237–274.
- ↑ Marcel van der Linden, “Charles Tilly’s Historical Sociology,” 2009.
- ↑ Harvard University, Department of Sociology, “Theda Skocpol,” faculty profile.
- ↑ Theda Skocpol, States and Social Revolutions: A Comparative Analysis of France, Russia, and China, Cambridge: Cambridge University Press, 1979.
- ↑ Theda Skocpol, States and Social Revolutions, 1979.
- ↑ Marcel van der Linden, “Charles Tilly’s Historical Sociology,” 2009.
- ↑ Harvard University, Department of Sociology, “Theda Skocpol,” faculty profile.
- ↑ Marcel van der Linden, “Charles Tilly’s Historical Sociology,” 2009.
- ↑ Theda Skocpol, States and Social Revolutions: A Comparative Analysis of France, Russia, and China, Cambridge: Cambridge University Press, 1979.
کتابشناسی
- Abrams, Philip. Historical Sociology. Ithaca: Cornell University Press, 1982.
- Bendix, Reinhard. Nation-Building and Citizenship: Studies of Our Changing Social Order. New York: Wiley, 1964.
- Elias, Norbert. The Civilizing Process. Oxford: Blackwell, 2000.
- Evans, Peter B., Dietrich Rueschemeyer, and Theda Skocpol, eds. Bringing the State Back In. Cambridge: Cambridge University Press, 1985.
- Mahoney, James, and Dietrich Rueschemeyer, eds. Comparative Historical Analysis in the Social Sciences. Cambridge: Cambridge University Press, 2003.
- Mann, Michael. The Sources of Social Power. Cambridge: Cambridge University Press.
- Moore, Barrington, Jr. Social Origins of Dictatorship and Democracy: Lord and Peasant in the Making of the Modern World. Boston: Beacon Press, 1966.
- Skocpol, Theda. States and Social Revolutions: A Comparative Analysis of France, Russia, and China. Cambridge: Cambridge University Press, 1979.
- Skocpol, Theda, ed. Vision and Method in Historical Sociology. Cambridge: Cambridge University Press, 1984.
- Skocpol, Theda, and Margaret Somers. “The Uses of Comparative History in Macrosocial Inquiry.” Comparative Studies in Society and History 22, no. 2 (1980): 174–197.
- Tilly, Charles. From Mobilization to Revolution. Reading, MA: Addison-Wesley, 1978.
- Tilly, Charles. The Contentious French. Cambridge, MA: Harvard University Press, 1986.
- Tilly, Charles. Coercion, Capital, and European States, AD 990–1990. Cambridge, MA: Basil Blackwell, 1990.
- Weber, Max. Economy and Society: An Outline of Interpretive Sociology. Berkeley: University of California Press, 1978.